کانون اندیشه خلاق| وقتی قرار به خلاقیت باشد …

آرشیو ماهانه: تیر ۱۳۹۵

foroosh

نکات مهم فروش خود را مرتب کنید

مردم تقریباً به همان ترتیبی که یک رمان را می‌خوانند، به خواندن بروشور می‌پردازند. ابتدا به جلد نگاه می‌کنند، شاید یک نگاه اجمالی هم به پشت جلد، و سپس کتاب را ورق می‌زنند و اگر به نظر جالب رسید، کتاب را می‌گشایند و از صفحه اول شروع به خواندن می‌کنند.

بروشور شما نیز مانند یک کتاب رمان جلد تمیز، بایستی دارای ساختار منطقی باشد. یک بروشور خوب، داستانی را حکایت می‌کند – داستان یک محصول را – با یک شروع – میانه – و انتها.

ترتیب مطالب یک بروشور توسط داستان آن و نیز نیازهای خواننده تنظیم می‌شود. برای مثال شغل والدین همسر من این است که از ناشران کتاب خریده، آن‌ها را به کمپانی‌ها می‌فروشند. شاید این کاری غیرمعمول است، کاری که درگذشته کتابدار یک کمپانی، به فکرش خطور نکرده بود. پس آن‌ها بروشور خود را با خلاصه‌ای از خدمات خود آغاز کرده، منافع آن را برای کتابدارها توصیف کنند.

نکات مهم فروش خود را مرتب کنید

نکات مهم فروش خود را مرتب کنید

در مرحله بعد، آن‌ها به شش مزایای اصلی استفاده از این خدمات اشاره می‌کنند. این مزایا به‌طور ساده فهرست بندی شده است و خواننده می‌تواند آن‌ها را به‌سادگی و به‌سرعت بررسی کند.

و سرانجام، بروشور، اطلاعات تکنیکی این خدمات و چگونگی فعالیت آن‌ها را در اختیار خواننده می‌گذارد و شیوه پر کردن فرم سفارش را نشان می‌دهد.

ترتیب مطالب بروشور خود را بر اساس خصوصیاتی از محصول یا خدمات، که خواننده علاقه‌مند به آگاهی از انهاست؛ قرار دهید.اگر مالک یک فروشگاه فروش کامپیوتر هستیم و مشتریانی که از در فروشگاه وارد می‌شوند؛ به‌کرات سؤالات یکسانی را مطرح می‌کنند، شما می‌توانید به تهیه یک جزوه بپردازید و آن را با عنوان((شش پرسش اساسی قبل از خرید کامپیوتر))در اختیار علاقه‌مندان قرار دهید.

اگر کمپانی شما درزمینهٔ تزیینات و دفاتر کار می‌کند، بروشور شما بایستی به‌صورت بازدید از یک دفتر مدرن ارائه شود. در توضیحِ گوشه و کنار این دفتر، درزمینهٔ استفاده از کولرآبی؛ لذا می‌توانید توصیف کنید که چگونه استفاده از این وسیله موجب آسایش بیشتر شما شده، تولید و خلاقیت شمارا افزایش دهد.

روش‌های متعددی برای سازمان‌دهی یک بروشور وجود دارند: ترتیب الفبایی، ترتیب زمانی؛ بر اساس اندازه محصول و اهمیت خواننده، سؤال و جواب، فهرست مزایای مشتریان؛ بر اساس خط تولید، بر اساس بهای محصول، بر اساس کاربرد بازار و بر اساس مراحل مختلف فروش. روشی را انتخاب کنید که برای مخاطبان، محصول و فروش شما مناسب‌ترین است.

lll

راهی نادرست برای آغاز کار نویسندگان

بسیاری از نویسندگان تبلیغات کار خود را وارونه آغاز می‌کنند.

زمانی که شرکت به یک آگهی و یا بروشور نیاز دارد، مدیر شرکت به نویسنده خود زنگ می‌زند و از او می‌خواهد که برای جلسه‌ای به دفتر او برود و با تبادل‌نظر با سایر اعضای گروه، کار خود را آغاز کند.

این بدترین راه ممکن برای آغاز کار است.

جلسه به این صورت است که نویسنده در اتاقی، که مملو از آدم‌های حرفه‌ای و متخصص است می‌نشیند و ساعت‌های متمادی را با شنیدن خصوصیات محصول، استراتژی تبلیغات، تحقیقات بازاریابی و مفاهیم تبلیغاتی، سپری می‌کند. ازآنجایی‌که این نویسنده کار خود را از صفر شروع کرده است، دیوانه‌وار به تلاش می‌پردازد، تا این سیل اطلاعات را یادداشت و درک کند.

همین افراد متخصص نیز به همراه مهندسان شرکت، وقت گران‌بهای خود را با توصیف اساس تجارت خود برای نویسنده به هدر می‌دهند. نویسنده نمی‌تواند به طرح سؤالات ارزشمند بپردازد، زیرا که به‌شدت مشغول جذب این اطلاعات جدید است. او سخت سردرگم می‌شود و حرفه‌ای‌ها نیز بی‌طاقت و بی‌حوصله‌اند.

سپس در پایان جلسه، مدیر تبلیغات، تازه به خاطر می‌آورد که یک دسته از نسخه‌های چاپی را به نویسنده بدهد و می‌گوید: (در اینجا تعدادی بروشور، مقاله و مقداری اطلاعات در مورد محصول ما وجود دارد. شاید بهتر باشد که قبل از نوشتن آگهی، نگاهی به آن‌ها بیندازی).

این اطلاعات حاوی ۹۰ درصد مواد موردنیاز نویسنده است. اگر این اوراق زودتر در اختیار او گذاشته می‌شد، این‌همه وقت و سرمایه به هدر نمی‌رفت و نیازی هم به جلسه طولانی احساس نمی‌شد.

من قویاً تأکید می‌کنم که شما قبل از آن که شروع به نوشتن آگهی خود کنید، نیازی شدید به‌تمامی تاریخچه محصول دارید. با مرور این اطلاعات در این ایام فراغت خود، شما معلومات کافی را در این زمینه کسب می‌کنید و سپس در جلسه‌ای که پس‌ازآن تشکیل خواهد شد، شما به مطرح کردن سؤالات، گرفتن پاسخ و جبران کاستی‌های اطلاعات چاپ‌شده خواهید پرداخت. حتی این کاستی‌ها را می‌توان با چند تلفن و انجام مصاحبه با افراد خبره جبران کرد و جلسه را کاملاً از برنامه حذف کرد – و نیز در کنار آن به هدر دادن وقت و سرمایه را.

جلسه‌های غیرضروری، که وقت و انرژی را به هدر می‌دهند، احتمالاً بیش از هر چیز دیگری در این تجارت مورد نفرت من است؛ اما یک نویسنده هشیار می‌تواند ۹۰ درصد این جلسه‌ها را با تأکید بر این نکته، که نویسنده و مشتری می‌توانند از طریق ارتباط تلفنی و یا پستی با یکدیگر در ارتباط باشند، حذف کند. البته می‌توانید گاه‌گاهی جلسه‌ای داشته باشید و در آن دوستی‌های قدیمی را تجدید کنید و یا ایده‌ها و افکار جدیدی را، که از راه دور نمی‌توان ردوبدل کرد، در میان بگذارید؛ اما اکثریت این تکالیف به‌راحتی و بدون نیاز به تشکیل جلسه‌ها می‌توانند خلق شوند – جلسه‌هایی که ساعت‌های متوالی به طول می‌انجامند و اغلب هم افراد شرکت‌کننده در آن‌ها به‌جایی نمی‌رسند.

البته متقاعد ساختن مشتری به استفاده از این روش، نیازمند زمان است. شما بایستی آن‌ها را در مورد کارایی و مقرون‌به‌صرفه بودن ((ارتباط پستی)) متقاعد سازید. شما می‌توانید هنر خود را در معرض نمایش بگذارید و به آن‌ها نشان دهید که حتی بدون جلسه‌های طولانی و یا ناهارهایی که با خوردن چند لیوان نوشیدنی به آخر می‌رسد و خیابان مدیسون ازاین‌جهت شهرت دارد، اثری پرارزش ارائه کنید. مهم‌تر از همه آن‌که شما باید روشی را طراحی کنید که از طریق پست و تلفن به‌راحتی و سهولت صورت گیرد. روش من در این زمینه نمونه‌ای از این الگوست.

به تصویر کشیدن نادیدنی ها

به تصویر کشیدن نادیدنی ها

استعاره حالتی است که در آن واژه یا عبارتی به‌جای استفاده معمول خود، به‌جای چیزی دیگر به کار برود.

«آمریکا بوته ذوب است.»

استعاره تصویری نمادی است که به‌وسیله آن می‌توان به محصولی ناملموس زندگی بخشید. برای مثال، شما چطور می‌توانید «بیمه» را به تصویر بکشید؟ نمی‌توانید.

به همین دلیل است که شرکت‌های بیمه بزرگ‌ترین استفاده‌کنندگان استعاره‌ها یا نمادهای تصویری هستند. این نمادها می‌توانند چکش‌های بصری نیرومندی باشند.

تراولرز از چتری قرمز استفاده کرده تا مفهوم «حمایت» را در خدماتی که ارائه می‌دهد، نشان دهد. «زیر چتر بهتر است» آخرین میخ کلامی این شرکت بوده است. تاریخچه این چتر قرمز، قدرت ماندگار یک تصویر را نشان می‌دهد.

در سال ۱۹۹۸، غول بانکداری آمریکا، سیتی کورپ با شرکت تراولرز گروپ ادغام شد. این ادغام در اثر پیروی از یک راهنمایی نابخردانه و به‌منظور راه‌اندازی یک سوپرمارکت مالی صورت گرفت.

این ترکیب، سیتی گروپ نام گرفت و استفاده از چتر قرمزرنگ را به‌عنوان نماد سوپرمارکت مالی، در دستور کار خود قرارداد.

تاریخچه ادغام‌ها ملال‌انگیز است و سیتی گروپ نیز از این قاعده مستثنا نیست. ۴ سال پس‌ازاین ادغام، سیتی گروپ در عرضه سهام عمومی اولیه خود، تراولرز را واگذار کرد، اما نماد ارزشمند چتر را به‌عنوان بخشی از نشان تجاری سیتی گروپ حفظ نمود. ۲ سال بعد، تراولرز توسط مجموعه شرکت‌های سنت پاول به قیمت ۱۶ میلیارد دلار خریده شد. این ترکیب، مجموعه شرکت‌های سنت پاول تراولرز نام گرفت.

چطور یکی را برای خود پیدا کنید!

چطور یکی را برای خود پیدا کنید!

سال‌ها پیش، بیل برنباخ صنعت تبلیغات را با معرفی رویکرد گروهی متحول کرد. پیش از او، یک نفر متن تبلیغات را می‌نوشت و متن را به مدیر هنری می‌داد تا «آن را به تصویر بکشد».

برنباخ تغییراتی بنیادی در این سیستم ایجاد کرد و از این دو نفر، یعنی نویسنده متن تبلیغاتی و مدیر هنری، یک گروه ساخت و این گروه را وادار کرد که در هماهنگی با یکدیگر کار کنند و پیش از ساخت هرگونه آگهی تبلیغاتی، به یک استراتژی برسند.

گروه تشکیل‌شده از نویسنده و مدیر هنری، تبلیغات را به سطحی ارتقا داد که پیش‌ازاین بدان دست نیافته بود. اغلب، از این مرحله با عنوان «عصر طلایی تبلیغات» یاد می‌شود و به‌افتخار آن‌یک سریال تلویزیونی نیز بانام «مردان دیوانه» ساخته‌شده است. هنوز هم در صنعت تبلیغات به رویکرد گروهی توجه می‌شود.

اما لزومی ندارد که حتماً یک آژانس تبلیغاتی یا گروهی این‌چنینی را به خدمت بگیرید تا برند خود را از مزایای رویکرد گروهی بهره‌مند سازید.

چطور یکی را برای خود پیدا کنید!

چطور یکی را برای خود پیدا کنید!

شما در سرخود نیز گروهی دارید که می‌توانید به کارش بگیرید. یک متن نویس در نیمکره چپ و یک مدیر هانری در نیمکره راست.

متأسفانه نیم‌کره چپ مغز شما یک همه‌چیزدان مغرور است که ذره‌ذره ایده‌هایی را باطل می‌کند که نیمکره راست به شکلی ناخودآگاه تولید کرده است.

وقتی نیمه چپ تحلیل‌گرا بر مسئله‌ای تمرکز می‌کند منطق مایل است بر شهود برتری پیدا می‌کند. نیمه راست کل‌نگر هنوز حرفی برای گفتن دارد، اما تحت الشعاع رئیسش قرار می‌گیرد که در طرف دیگر نشسته است. درنتیجه اغلب مردم، درنهایت، به افرادی کلامی و تحلیل‌گرا تبدیل می‌شوند. آن‌ها در دنیایی از واژه‌ها زندگی می‌کنند؛ در قالب واژه‌ها فکر می‌کنند، با واژه‌ها می‌نویسند و با همان‌ها حرف می‌زنند.

و به لطف انقلاب دیجیتال، روزانه با شماری از واژه‌ها بمباران می‌شویم که درگذشته این‌همه ندیده بودیم. روزانه ۲۹۴ میلیارد ایمیل در دنیا ردوبدل می‌شود و ۶۸ میلیون توییت در وب‌سایت توییتر نوشته می‌شود. این‌ها را بگذارید کنار خروجی کلامی ۲۵۵ میلیون وب‌سایت و ۱۵۲ میلیون وبلاگ.

وقتی در دنیایی از واژه‌ها زندگی می‌کنید، تمایل دارید که دنیای تصاویر را به طریقی، نسبت به دنیای واژه‌ها، در درجه دوم اهمیت قرار دهید.
بااین‌حال، طبیعت تصویری است، نه کلامی.

tabligh

نوشتن یک آگهی پرفروش

نخستین قدم در نوشتن یک آگهی پرفروش، پرداختن به مزایای آن کالاست و نه خصوصیات آن.

خصوصیت یک کالا و یا خدمت، واقعیتی را در مورد آن توصیف می‌کند؛ اما مزیت آن، امتیازی است که به مصرف‌کننده تعلق می‌گیرد و نتیجه طبیعی خصوصیت مورد ذکر است.

برای مثال: من کتابی در مورد یک دستگاه واژه‌پرداز می‌نویسم. خصوصیت این دستگاه آن است که به من اجازه ویرایش و مرور مطالبی را، که با تایپ الکترونیکی نوشته‌ام، می‌دهد و می‌توانم به‌راحتی جمله‌ای را حذف و یا کلمه‌ای را اضافه کنم، بدون آن‌که نیازی به تایپ مجدد کل صفحه باشد.

مزیت این خصوصیت آن است که در وقت صرفه‌جویی کرده، تولید خود را افزایش می‌دهم(پول بیشتری به دست می‌آورم).

یک شرکت آموزش فروشندگی، راحت‌ترین نشریه‌ای را با عنوان:« چرا این فروشندگان قادر به فروش نیستند؟» به چاپ رسانده است و در آن به ده علت مختلف ناکامی یک فروشنده اشاره‌کرده است، ازجمله ضعف فروشنده در نمایش مزایای کالا.

tabligh2

این شرکت می‌گوید:

(( مشتری فقط به دنبال خدمات خاص نیست، مگر آن‌که کاری برای او انجام دهد. بااین‌حال بسیاری از فروشندگان تنها به معرفی خصوصیات یک کالا اکتفا می‌کنند، با این تصور که مخاطب با مزایای آن آشناست. فروشندگان بایستی باهنر تبدیل خصوصیات به مزایا آشنا باشند و سپس این هنر را با زبان مخاطب و متقاضی آینده به نمایش درآورند.))

این جریان در مورد نویسنده تبلیغات نیز صادق است. تازه‌کارها به‌جانب نوشتن خصوصیات یک کالا گرایش دارند – واقعیت‌ها، ارقام و آمار در دست. حرفه‌ای‌ها بامهارت این خصوصیات را به مزایایی برای مصرف‌کننده مبدل می‌سازند – دلایلی که نشان می‌دهد چرا خواننده بایستی این کالا را خریداری کند.

در اینجا روش ساده‌ای را برای ارائه مزایای یک کالا به شما معرفی می‌کنیم:

یک ورق کاغذ را به دو ستون تقسیم کنید. ستون سمت راست را به‌عنوان خصوصیات و ستون دیگر را به‌عنوان مزایا اختصاص دهید.

در ستون سمت راست تمام ویژگی‌های کالا را بنویسید. برای پیدا کردن خصوصیات می‌توانید از مطالبی که جمع‌آوری کردید استفاده کنید، خود کالا را بررسی کنید با افرادی که با کالا در ارتباط بودند مصاحبه کنید. سپس مطالب این ستون را بررسی کنید و از خودتان سؤال کنید «این ویژگی‌ها چه مزایایی برای مصرف‌کننده خواهند داشت؟ چگونه این ویژگی‌ها، محصول را جالب‌تر، مفیدتر، لذت‌بخش‌تر و مقرون به‌صرفه‌تر خواهند ساخت؟»

اصول تبلیغات

اصول تبلیغات

در هر صنعت یا کسب‌وکاری که فعالیت می‌کنید، درک قوانین تبلیغات برای شما سودآور و پرفایده است. اگر شرکت شما به طراحی و توسعه برنامه‌ تبلیغاتی خود می‌پردازد یا حتی از مشاوران خارجی در این امر استفاده می‌کند، توجه به اصول ذیل درهرصورت ضروری است:

  1. از یک پیام استفاده کنید: آن دسته از آگهی‌های تبلیغاتی که بالاترین تأثیرگذاری را بر مخاطبان دارند، اغلب یک پیام واحد و مشخص را انتخاب می‌کنند و انتقال می‌دهند؛ تبلیغات شما باید به‌گونه‌ای باشد که بتواند این پیام اصلی را به‌سرعت و در مدتی کم‌تر از ۳ ثانیه به مخاطبان برساند.
  2. اعتبار آگــهی تبلیغاتی: بی‌اعتمادی به پیام‌های تبلیغاتی ریشه در ماهیت تفکرات بشری دارد. به همین دلیل، ادعاهای شما باید واقعی و معتبر باشد. روی اچ.ویلیامز، نویسنده کتاب پرفروش جادوی تبلیغات معتقد است که: « هر ادعایی که در پیام‌های تبلیغاتی خود بر آن تکیه کنید و مشتری شما به صحت آن اعتقادی نداشته باشد، تنها دور ریختن پول شما است.» اگر بتوانید در تهیه پیام تبلیغاتی خود از بیانات و رضایت مشتریان از محصولات استفاده کنید، اعتبار فعالیت تبلیغاتی شما افزایش می‌یابد.
  3. ابتدا همه‌چیز را بیازمایید: کسب‌وکارهای بزرگ با تکیه‌بر حاشیه سود بالا، امکان به دور ریختن سرمایه و منابع مالی خود را به جهت عدم ارزیابی و آزمون تبلیغات قبل از اجرای آن‌ها دارند؛ اما کسب‌وکارهای کوچک از چنین مزیت و نعمتی بی‌بهره‌اند؛ آزمودن پیام‌های تبلیغاتی می‌تواند درنهایت سادگی با پرسش از مشتریان در خصوص نظرات و دیدگاه‌های آن‌ها نسبت به یک آگهی تبلیغاتی و تصور ذهنی آن‌ها از کسب‌وکار انجام شود و نیازی به هزینه‌های کلان برای حصول اطمینان از کیفیت پیام تبلیغاتی نمی‌باشد.
  4. تماس مشــتریان با شرکت را آســان کنید: هر بروشور، ایمیل، نامه و حتی واژگان و ادبیات به‌کاررفته از سوی شرکت شما (در قالب سربرگ، کارت، صورت‌حساب و غیره) باید پر از اطلاعات تماس مشتریان (نشانی سایت اینترنتی، ایمیل یا پست الکترونیکی، شماره تلفن و دورنگار و نشانی شرکت) با شما باشد. اگر از شعار تبلیغاتی برای معرفی شرکت خود استفاده می‌کنید آن را در تمامی ابزارهای ارتباطی مشتریان با خود درج کنید.
  5. حس کنجکاوی مشتریان را تحریک کنید: تبلیغات موفق با ذکر جزئیات فروش یک محصول یا خدمت متفاوت است؛ امروزه موفق‌ترین تبلیغات آن‌هایی هستند که حس کنجکاوی مشتریان هدف را تحریک‌کنند و آن‌ها را برای برقراری تماس به‌منظور کسب اطلاعات و ارتباط با شرکت ترغیب می‌سازند.
  6. پیام‌های تبلیغاتــی را با گروه‌های هدف خود منطبق ســازید: تبلیغات موفق، تبلیغاتی هستند که به‌راحتی با یک پخش هدف از بازار ارتباط برقرار می‌سازند. پیام خود را به‌گونه‌ای طراحی کنید که با نیازها، خواسته‌ها، سلایق و نگرانی‌های گروه هدف شما منطبق باشد و بر آن‌ها تمرکز کند و از تهیه پیام‌های عمومی برای جلب همگان بپرهیزید.
تیره شناسی به دردتان خواهد خورد

تیره شناسی به دردتان خواهد خورد

ما معمولاً صفات انسانی را به جانوران ربط می‌دهیم. به آدم‌های شجاع می‌گوییم «قلب شیر» دارند، آدم‌های بزدل «جگرجوجه» دارند و انسان‌های طماع «خوک صفت» هستند.

آدم‌های بازیگوش و کمتر جدی، «مثل اسب» دلقک‌بازی درمی‌آورند. آن‌هایی که تنها تابع دیگران هستند، به «گوسفند» می‌مانند و شایعه‌سازها «گربه صفت» هستند.

افرادی که هیچ‌گاه تسلیم نمی‌شوند و رویا‌هایشان را به‌زانو درمی‌آورند، «سگ‌جان» و وکلا شبیه «کوسه‌ها» هستند.

آن‌هایی که به‌ندرت حرف می‌زنند، «مثل موش» ساکت و کسانی که مدام درگذشته سیر می‌کنند، «دایناسور» هستند.

جانوران در آمریکا محبوبیت خود رادارند، مانند حیوانات خانگی. آمریکایی‌ها از ۸۶ میلیون گربه، ۷۸ میلیون سگ، ۱۶ میلیون پرنده و ۱۳ میلیون خزنده نگهداری می‌کنند.

به دلیل آشنایی ما با حیوانات و علاقه‌ای که به آن‌ها داریم، می‌توانیم به چکش‌های بصری قدرتمندی تبدیلشان کنیم.

به تصویری که جگوار ایجاد کرده، نگاه کنید؛ برند اتومبیلی که در سال ۲۰۱۱ در آمریکا، تنها ۱۱۲۷۶ دستگاه فروخته است.

جگوار را با برخی برندهای دیگری که در همان سال فروش بیشتری داشته‌اند، مقایسه کنید.

تیره شناسی به دردتان خواهد خورد

تیره شناسی به دردتان خواهد خورد

سوزوکی (۲۶۶۱۸)، لندرور(۳۸۰۹۹)، میتسوبیشی (۷۹۰۲۰)، اینفینیتی (۹۸۴۶۱) و آکورا (۱۲۳۲۹۹).

تصویر جگوار و نامش، به این برند قابلیتی می‌دهد که در خیابان، حتی از برندهای پرفروش‌تر بیشتر به چشم بیاید.

برنامه بازاریابی جگوار چه چیزی کم دارد؟ خب البته یک میخ کلامی.

جگوار چیست؟ بسیاری از مردم نمی‌دانند.

حال به اینفینیتی، خودرو لوکس شرکت نیسان نگاهی بی اندازیم.

بسیاری از مردم می‌دانند که نشان این برند از علامت ریاضی «بی‌نهایت» گرفته‌شده است. اما عنصر بصری ضعیفی است، زیرابه صنعتی که در آن به‌کاررفته، ربطی ندارد(بدنه یک خودرو که برگه ریاضی نیست). گاهی بی‌ربط بودن تأثیر خوبی دارد؛ اگر دسته کم ذره ای ارتباط منطقی دیده شود. اما ارتباط منطقی بین مفهوم بی‌نهایت و یک خودرو چیست؟

از سویی، یک خودرو جگوار شبیه جگوار جانور است؛ صیقلی و سریع.

این چکش بصری قوی تقریباً هیچ میخ کلامی‌ای ندارد و این حقیقتی است که در طول سال‌ها به برند جگوار لطمه‌ای جدی وارد کرده است.

منبع: کتاب چکش بصری

این بطری کمر باریک یک چکش قدرتمند است

این بطری کمر باریک یک چکش قدرتمند است!

بطری کوکاکولا فقط یک بطری نیست. چکشی بصری است که مفاهیمی را به ذهن مخاطب فروکرده است. ایده‌هایی مانند این‌که کوکاکولا از میوه درجه‌یک کولا تهیه‌شده، قابل‌اعتماد است و خودِ جنس است!

در آگهی‌های بازرگانی کوکاکولا، تصاویر بیش از صداهایی که به گوش می‌رسند، حرف می‌زنند. این همان کارکرد چکش بصری است. اگر به تبلیغات کوکاکولا در چند سال اخیر توجه کرده باشید، متوجه استفاده پررنگ‌تر از این بطری معروف شده‌اید؛ چه در آگهی‌های چاپی، چه در تبلیغات تلویزیونی یا روی بطری‌ها، بسته‌بندی‌ها و بیلبوردها و حتی روی سربرگ‌ها و کارت ویزیت‌ها.

چکش بصری این شرکت، تنها عاملی است که باعث شده برند کوکاکولا، گران‌قیمت‌ترین برند دنـــــیا، باارزش ۷۰٫۵ میلیارد دلار باشد و این را به گروه مشاوره بین‌المللی اینتربرند (بزرگ‌ترین شرکت‌های بین‌المللی مشاوره برند آمریکایی) مدیون است.

در اقتــصاد جهــانی کنــونی، یک چکش بصری قدرتمند، نوعی دارایی به‌حساب می‌آید و ارزش ویژه‌ای دارد.

برخلاف ایده کلامی، یک چکش بصری می‌تواند بدون نیاز به هرگونه ترجمه‌ای، مرزهای بین‌المللی را بشکند.

آنچه باعث اهمیت بطری شیشه‌ای کمر باریک و ۶٫۵ اونسی کوکاکولا شده، این است که تعداد چندان زیادی از آن‌هم به فروش نمی ســد.

اما چه فرقی می‌کند. این بطری کمر باریک یک چکش قدرتمند است !

این بطری کمر باریک یک چکش قدرتمند است

این بطری کمر باریک یک چکش قدرتمند است.

قوطی کوکاکولا تنها یک قوطی نوشابه است، مانند سایر قوطی‌های نوشابه. برای همین است که تصویر بطری کمر باریک روی آن چاپ‌شده، این قوطی را متمایز می‌کند. کاری که روی لیوان‌های پلاستیکی کوکاکولا نیز انجام می‌شود.

بااینکه چکش بصری کوکاکولا سال‌هاست که تغییری نکرده، میخ‌های کلامی این برند بارها و بارها عوض‌شده‌اند. در ۱۰۷ سال اخیر، ۵۷ شعار تبلیغاتی مختلف از این برند گفته‌اند. بسیاری از این‌ها تقریباً فراموش‌شده‌اند، مانند شعار تبلیغاتی سال ۱۹۴۱: «کوک، کوکاکولاست»

«اصل جنس» به‌ویژه، میخ کلامی قدرتمندی بود، زیرا نوعی ارتباط درونی با چکش بصری این برند ایجاد می‌کرد.

بطری کمر باریک کوکاکولا نماد اعتبار این برند است و «اصل جنس» یادآور این اعتبار.

بااینکه شرکت کوکاکولا تنها یک دوره دوساله، آن‌هم ۴۰ سال پیش، از این شعار استفاده کرده، اما «اصل جنس» هنوز در روزنامه‌ها، مجله‌ها، کتاب‌ها و برنامه‌های تلویزیونی زنده است.

این حقیقت، قدرت کلامی ایده را نشان می‌دهد. همچنین نشان می‌دهد که ایده‌های کلامی باگذشت زمان قدرت و تأثیر بیشتری پیدا می‌کنند و تا دهه‌ها زنده می‌مانند.

بااین‌حال، چرا بیشتر شرکت‌های آمریکایی عملکردی عکس‌دارند؟ این از تبعات ناگزیر جوایز «خلاقیت» در تبلیغات است. امروزه اگر سهمی از این جوایز نداشته باشید، دیگر نمی‌توانید یک شرکت تبلیغاتی موفق باقی بمانید.

و اگر در سال جاری، از شعار سال گذشته خود استفاده کرده باشید، نمی‌توانید یکی از این جایزه‌ها را از آن خود کنید. «خلاقانه» نیست؛ یعنی جدید و متفاوت نیست.

بنابراین آژانس‌های تبلیغاتی با انتخاب سختی مواجه هستند. جایزه را ببرند یا نابود شوند. نمی‌توانید برای انتخاب گزینه اول آن‌ها را سرزنش کنید.

منبع: کتاب چکش بصری

 

 

به باشگاه مشتریان اندیشه خلاق بپیوندید و از مزایا و هدایای آن بهره مند شوید.
Thank You. We will contact you as soon as possible.