کانون اندیشه خلاق| وقتی قرار به خلاقیت باشد …

آرشیو ماهانه: خرداد ۱۳۹۶

تاکتیک هوش مشارکتی در تبلیغات

تاکتیک هوش مشارکتی در تبلیغات

تاکتیک هوش مشارکتی در تبلیغات

تبلیغات مشارکتی یا بهره‌گیری از تکنیک هوش جمعی در تبلیغات، یکی از تکنیک های جدید در زمینه‌ی تبلیغات مدرن است که در تبلیغات بسیاری از شرکت ها، موسسه ها، نامزدهای سیاسی و حتی در تبلیغات اینترنتی و دیگر زمینه‌های تبلیغاتی بسیار گسترش یافته است. برخی از شیوه های اجرایی این تکنیک به شرح زیر است.

‏- وقتی شرکت ها و مخاطبان محتویات جدید و سایت‌های جدید می سازند. سایر مخاطبان این محتویات را کشف می کنند و پیوندهایی به آن می‌دهند و از این طریق محتویات جدید به بدنه‌ی وب متصل و اضافه می‌شود و آن‌ها تبلیغات خود را گسترش می‌دهند. درست همان طور که سیناپس‌ها در مغز شکل می گیرند و ارتباطات آن ها با تکرار و تاکید قوی‌تر می شوند. این تارگستر (وب) هم در نتیجه ی فعالیت مشترک تمام کاربران وب، به نحوی نظام‌مند و زنده رشد می‌کند. برای نمونه «ای‌بی» کنش‌های تبلیغاتی و واکنش های تبلیغاتی به اندازه‌ی کوچک در حد چند دلار را بین افراد مختلف امکان پذیر کرده است و به مدت یک رابط خودکار بین آن‌ها عمل می‌کند. تبلیغات ای‌بی حاصل فعالیت تبلیغاتی مشترک تمام مخاطبان آن است. تبلیغات ای‌بی هم مثل خود وب، به صورت نظام مند در اثر فعالیت تبلیغاتی کاربرانش رشد می کند و نقش شرکت این است که محیطی فراهم کند که فعالیت مخاطبان بتواند در آن اتفاق بیفتد. نمونه‌‌ی دیگر یاهو است که به عنوان اولین نمونه‌ی بزرگ موفقیت در تبلیغات اینترنتی حیات خود را به عنوان یک کاتالوگ یا راهنمای پیوندهای شروع کرد. در این سایت بهترین کارهای هزاران، و بعدها میلیون ها کاربر وب گردآوری شده بود. یاهو مدت هاست که تولید و تبلیغ انواع مختلف محتویات را نیز به تجارت خود وارد ساخته است. ولی هنوز هم نقش این سایت به عنوان یک پورتال، مهم ترین نقش و اصلی ترین ارزش آن است. نمونه‌ی دیگر این هوش مشارکتی در تبلیغات گوگل است.

ویژگی های یک سند یا صفحه. ویکی پدیا، یکی دیگر از شرکت‌هایی است که از هوش مشارکتی برای تبلیغ خود استفاده کرد:

‏- ویکی پدیا، یک دایره المعارف آنلاین است که بر اساس این ایده عجیب شکل گرفته است که هر کسی می تواند یک مدخل جدید اضافه کند یا مدخل های موجود را ویرایش نماید. ویکی پدیا یک تجربه‌ی بنیادگرایانه در اعتماد کردن است و سخن معروف اریک ریموند را که «وقتی تعداد ناظرین زیاد باشد، هیچ چیزی از نظر دور نمی ماند» که در اصل درباره‌ی نرم افزارهای منبع آزاد گفته شده است. در حوزه‌ی سافت محتوا پیاده می کند.

منبع: کتاب تکنیک‌ها و تاکتیک‌های تبلیغات

راهکار مقابله با چالش های کسب و کار

راهکار مقابله با چالش های کسب و کار ۲

در پاسخ به سوال نخست، ابتدا باید به این نکته توجه داشت که اغلب این راهکارها از هر دو دسته سخت و نرم، در کشورهای توسعه یافته عمری بیش از نیم قرن دارند و امروزه تنها در جزییات آنها یا ابزارهای اجرایی آنها بازنگری هایی صورت می گیرد. بنابراین کسب وکارهای کشورهای توسعه یافته درست به اندازه عمر این ابزارها به دنبال دستیابی به نظم ساختاری در نظام کسب وکار خود بوده اند.

بدون شک پیشرفت های به وجود آمده در علوم مدیریتی و نیز پیشرفت های مداوم ایجادشده در کیفیت و کمیت این کسب وکارها در سطح جهانی، ناشی از دستیابی به همین نظم ساختاری است؛ نظمی که در تمام اجزای فرآیند آنها ریشه دوانده است، اما هنوز هم حلقه های مفقوده ای در بهبود بیش  از پیش این سیستم ها وجود دارد؛ حلقه مفقوده ای که ایوه موری به درستی آن را یافته و به آن اشاره می کند. این حلقه را می توان همان «نظم ارتباطی» دانست که موری از آن به نام  «همکاری» و  «یکپارچه سازی» نام می برد.

راهکارهای بهبود در کلاس جهانی

در سیستم هایی که انسان به عنوان یکی از اجزای اصلی آن شناخته می شود، ایجاد نظم در فرآیندها و اجزای مختلف آن به تنهایی جوابگوی نیازمندی ها و بهبوددهنده عملکرد سیستم نخواهد بود.

استفاده بیش ازحد از ابزارها و راهکارهای یادشده می تواند باعث افزایش ناخواسته پیچیدگی ها شود و نتایج معکوسی به همراه داشته باشد.

نکته اساسی دیگر در این سیستم ها ایجاد نظم ارتباطی بین این اجزا و به خصوص ایجاد نظم ارتباطی بین اجزای انسانی و غیرانسانی و بین اجزای انسانی با یکدیگر است.

کلید طلایی بهبود عملکرد این سیستم ها تعامل و همکاری اجزای آنها و به خصوص تعامل و همکاری کارکنان و انسجام بخشی و هدفمندکردن این همکاری در راستای اهداف سازمان است. درست زمانی که سازمان ها احساس می کنند به سطح مطلوبی از نظم ساختاری دست یافته اند باید در جهت هماهنگی و همکاری و هم افزایی هرچه بیشتر این اجزا قدم بردارند. موری برای دستیابی به این هدف، رویکرد «ساده سازی هوشمند» را ارائه می دهد و شش رکن مدیریتی زیر را در چارچوب آن پیشنهاد می دهد:

۱- درک کنید کارکنان تان دقیقاً چه کاری انجام می دهند

۲- مدیران و یکپارچه سازهای سازمان خود را تقویت کنید و توانمندی آنها را افزایش دهید

۳- تعداد بیشتری از کارکنان را درگیر همکاری و تصمیم گیری کنید

۴- با ایجاد حلقه های بازخوردی، آینده نگری را در کارکنان تان افزایش دهید

۵- روابط متقابل کارکنان را افزایش دهید و خودکفایی های ناکارآمد را حذف کنید

۶- کارکنانی که همکاری می کنند تشویق و آنها را که همکاری نمی کنند تنبیه کنید.

راهکارهای بهبود در اقتصاد کمتر  توسعه یافته

نند با به کارگیری راهکارهای مختلف و متنوع از سخت و نرم یا ترکیبی از هر دو، تغییراتی را در سازمان و فرآیندهای خود ایجاد کنند که منجر به افزایش بهره وری یا رضایت کارکنان یا هردو شود، اما آنچه مشخص است بسیاری از این تلاش ها ناکام می ماند یا نتایج دلخواه را به همراه ندارد. علت این ناکارآمدی را می توان در عدم درک صحیح از فلسفه به کارگیری این ابزارها جست وجو کرد. منطقی ساده که همان ایجاد نظم ساختاری است.

بدون ایجاد چنین درک صحیحی، استفاده از این راهکارها نه تنها به ایجاد نظم در اجزای مختلف سازمان منجر نخواهد شد بلکه با افزایش پیچیدگی های غیرمنطقی و غیرضروری، ناخواسته بر پیچیدگی های سازمان خواهد افزود.

از بارزترین نمونه های این تلاش ها را که بیشتر متخصصان در تجربه های حرفه ای خود با آن مواجه بوده اند، می توان به کارگیری ناکارآمد سیستم های مدیریت کیفیت و مدل های سرآمدی یا تجارب ناموفق در طراحی و به کارگیری سیستم های یکپارچه مدیریت منابع سازمان  «ERP» برشمرد.

با توجه به مطالب بیان شده راهکار سازمان های کمتر توسعه یافته در توسعه عملکرد را می توان در دو بخش تقسیم بندی کرد؛ نخست ایجاد نظم ساختاری در سازمان و سپس توسعه توانمندی های سازمانی.

برای دستیابی به نظم ساختاری می توان از پنج گام زیر استفاده کرد.

۱- سازمان و اجزای سازمان خود را به درستی بشناسید

۲- بی نظمی و نمودهای آن را در سازمان خود به درستی و روشنی تعریف کنید

۳- بی نظمی و الگوهای بی نظمی را در سازمان خود شناسایی کنید

۴- سازمان خود را در جهت حذف یا کاهش بی نظمی ها بازنگری کنید (از راهکارهای بازمهندسی فرآیند بهره بگیرید).

۵- با آموزش و تقویت چارچوب های سازمانی نظم را نهادینه کنید.

انواع بازاريابى در حوزه تبلیغات

انواع بازاریابى در حوزه تبلیغات

انواع بازاریابى در حوزه تبلیغات

در ادامه پست قبل مربوط به بررسی انواع بازاریابی در حوزه تبلیغات خواهیم داشت:

بازاریابى مکان: یکى از مهم ترین منابع بسیارى از کشورها یا شهرها، جذب «گردشگر» یا «توریست» است. توانایى در بازاریابى مکان ها، بناها، ساختمان‌هاى تاریخى و تفریح‌گاه‌ها، نیازمند آشنایى با فعالیت‌هاى بازاریابى ویژه‌اى است که افراد خاصى را می‌طلبد. بازاریابى مکان یعنى تمام فعالیت‌هاى مربوط به آگاه کردن، جذب نظر مردم و جذب آن‌ها و تغییر طرز تلقى آن‌ها از مکان‌ها و امکانات یک شهر، منطقه یا کشور. بازاریابى مکان به تحقیق، برنامه‌ریزی، آموزش، تسهیلات و امکانات گوناگون نیاز دارد. این نوع بازاریابى براى جامعه بسیار سازنده و مفید است. متأسفانه ایران با این که امکانات طبیعى و تاریخى و دیدنى بسیاری دارد، تاکنون نتوانسته است در این نوع بازاریابى نقش مناسبى داشته باشد.

‏بازاریابى ایده: ایده ها نیز می‌تواند بازاریابى شود. از یک سو، به طورکلى بازاریابى را مى‌توان بازاریابى ایده نامید، ولى به طور خاص منظور از بازاریابى ایده، بازاریابى ایده‌هاى اجتماعى است. بازاریابى ایده یعنى ارائه و عرضه اندیشه، نظر یا ایده براى ایجاد تفاهم، تغییر رفتارها و باورهاى مردم و سازمان ها. به عنوان مثال؛ ایده هایى همچون بهداشت عمومى براى کاهش مصرف سیگار، اعتیاد به الکل، استفاده نابه‌جا از دارو و حتى پرخورى، برنامه‌هایى براى حمایت از حیات وحش، هواى پاکیزه و حفاظت از محیط زیست، و برنامه‌هایى براى تنظیم خانواده، حقوق بشر و برابرى نژادى.

‏بازاریابى خدمات: در بسیارى از جوامع حدود ۴/۳ نیروى کار غیر کشاورزى در صنایع خدماتى فعالیت دارند و حدود ۳/۲ ‏تولید  ناخالص ملى را به عهده گرفته اند. شغل‌هاى خدماتى در دوران رکود و کسادى بیش از شغل هاى تولیدى فعال اند. حدود ۲/۱ ‏پول‌هایى که مصرف‌کنندگان خرج مى‌کنند، براى امور خدماتى صرف مى‌شود. میزان استفاده از خدمات و اشتغال به کارهاى خدماتى در همه جوامع روبه افزایش است. هر چه امور تجارت و فعالیت‌های پیچیده تر و رقابتی‌تر باشد، امور خدماتى رشد بیشترى می‌یابد. بنابراین که ایران ناگزیرند با اداره بهتر سازمان‌هاى خود در دنیاى فعال و پررقابت امروز با اصول بازاریابى خدماتى آشنا شده و از فنون بازاریابى در ارائه خدمات و ارضاى نیاز مشتریان خود بهره گیرند.

بررسی بازاریابی در حوزه تبلیغات

بررسی بازاریابی در حوزه تبلیغات

بررسی بازاریابی در حوزه تبلیغات

امروزه بسیاری از صاحب نظران و متخصصان حوزه تبلیغات تعاریف مختلفی از بازاریابی ارائه داده‌اند، به طوری که بسیاری از آن‌ها بازاریابی را فرآیندارضای نیازها و خواسته‌های بشر تعریف می‌کنند. به نظر فیلیپ کاتلر، برجسته‌ترین صاحب‌نظر در این رشته، بازاریابی عبارت است از«فعالیتی انسانی در جهت ارضای نیازها و خواسته‌ها از طریق فرآیند مبادله».

در واقع بازاریابى به دنبال تأمین و ارضاى نیازهاست و به طور مداوم تلاش می‌کند که این کار را بهتر انجام دهد. درحقیقت، شیوه هاى بهتر ارضاى نیاز است که سازمان هاى موفق را از سازمان‌هاى ناموفق متمایز می‌کند. بنابراین بازاریاب‌ها همواره باید به دنبال آن باشند که بررسى کنند که به چه صورتى می‌توانند بهتر، بیشتر، سریع تر، دقیق‌تر و درنهایت با کیفیت مناسب‌تر کالایى توأم با خدمات ارائه دهند.

‏دکتر محمود محمدیان متخصص تبلیغات و استاد دانشگاه ‏نیز تعریفى دیگر از بازاریابى ارائه کرده است. از نظر او بازاریابى یعنى طور دیگر دیدن؛ روش بهترى خلق کردن و روى هم رفته بازاریابى همان خلاقیت مستمر در ارائه کالا و خدمات بهتر است. در اصل، بازاریابى مدیریت تغییر است؟ تغییرى در جهت رسیدن به وضعیت بهتر و ارائه کالا و خدمات بهتر.

اجزای بازاریابی

براى بازاریابى اجزاى مختلفى درنظر گرفته شد.  جروم مک‌کارتى در سال هاى آغازین دهه ۱۹۶۰ اصطلاح آمیزه یا اجزاى بازاریابى را که مرکب بود از چهار عامل کالا، قیمت، توزیع و ترویج مطرح کرد.

‏از آن جاکه این چهار عامل با حرف انگلیسىp  آغاز می‌شود به ۴p ‏معروف شد و توانست به وضعیت ادبیات بازاریابى سر و سامان دهد. بعد از مطرح شدن این  pها، هر مطلبى که وارد بازاریابى می‌شد، یا باید در این ۴p‏جاى می‌گرفت یا pهاى متفاوتى براى آن درنظر گرفته می‌شد. به همین دلیل، دیگر نمی‌توان عنوان کرد که pهاى بازاریابى یا اجزاى بازاریابى عوامل قابل کنترلى در بازار هستند، زیرا برخى از اجزاى این pها را نمی‌توان کنترل کرد و نمی‌توان ادعا کرد که این‌ها قلمروى مطالعاتى بازاریابى هستند. چون بسیارى از موارد مطرح شده. در حوزه بازاریابى جزو این pها در نظر گرفته نشده است.

انواع بازاریابى

‏بازاریابى داراى دامنه بسیار گسترده‌ای  است که تمام امور زندگى بشر را دربرمیگیرد؟ زیرا طبق تعریف، محصرل هر چیزى است که به نحوى نیاز یا خواسته‌اى را برآورده ‏سازد. با این تعریف می‌توان شخص، سازمان، ایده‏، مکان، خدمت و هر نوع کسب و کار  تجارى یا غیرتجارى را نیز محصول قلمداد کرد؛ درنتیجه هرکدام از آن‌ها نیاز به بازاریابى با مفهوم کامل و ابعاد گسترده ‏آن دارد. بازاریابى خود (شخصى): بازاریاب موفق کسى است که پیش از هر نوع فعالیت بازاریابى براى محصول یا سازمان بتواند توانایی‌هاى خود را به درستى بشناساند. بازاریابى شخصى یعنى تمام فعالیت هایى که براى ایجاد، حفظ یا تغییر طرز فکر و برداشت رقبا و دیگران نسبت به فرد انجام میگیرد. این نوع بازاریابى اگرچه در مورد شخصیت هاى سیاسى، ورزشى، هنرى، ادبى و علمى مطرح است، اما مى‌تواند براى هرکس در هر جا از استخدام تا ازدواج و دیگر امور زندگى موثر و مفید باشه. بازاریابى شخصى باعث افزایش اعتماد به نفس، افزایش امید و رشد میزان کامیابى افراد مى‌شود. در این نوع بازاریابى باید حد اعتدال را درنظر بگیریم و با ترفندها، فنون و شیوه‌هاى اجراى آن آشنا باشیم. بازاریابى شخصى یعنى شناساندن و عرضه قابلیت‌ها و توانایى‌هاى خود به افرادى که خواهان و نیازمند آن هستند. چه بسیار افرادى که داراى استعدادها و تخصص ها و ایده‌هاى بسیار ارزنده‏اى بوده، می‌توانسته‌اند پاسخگوى نیازهاى فردى و اجتماعى بسیارى باشند، اما به علت عدم توانایى در بازاریابى خود، در حوزه‌هایى محدود فعال بوده‏، یا منزوى و مأیوس مانده‏اند.

‏بازاریابى سازمان : سازمان‌ها نیز باید خود را به درستى به مردم معرفى کنند. بازاریابى سازمان یعنى تمام فعالیت‌هایى که باعث ایجاد، تغییر یا حفظ طرز تلقى، رفتار و برداشت مخاطبان نسبت به سازمان می‌شود. مسئولان روابط عمومى‌سازمان‌ها بازاریابانى هستند که مى‌توانند سازمان را در جامعه به درستى بشناسانند و تصویرى مثبت از آن ارائه دهند، یا این که آن را تضعیف یا بی‌اعتبار کنند. بازاریابى جدید بر این باور است که همه کارکنان شرکت با روحیه بازارگرایى همگانى، بازاریابان سازمان هستند و در ایجاد ذهنیت و تصویرى مثبت از سازمان در جامعه نقش مهمى دارند. در بازاریابى سازمان باید تجسم و تصور مرد‏م را نسبت به سازمان به دقت ارزیابى کرد و آن را بهبود بخشید.


بگذارید مشتری به دنبال شما بیاید!

بگذارید مشتری به دنبال شما بیاید!

بگذارید مشتری به دنبال شما بیاید!

وقتی ۱۶ ساله بودم، تصمیم گرفتم یک بچه گربه بخرم. یک روز صبح زود، بچه گربه از خانه فرار کرد. وقتی او را دنبال می کردم، از طریق حصارهای همسایگان فرار می کرد. می ترسیدم مبادا با ماشینی تصادف کند. خیلی سریع به خانه برگشتم تا از پدرم کمک بگیرم تا به اتفاق او با ماشین به دنبال بچه گربه برویم و او را پیدا کنیم. پدرم با اکراه از رختخواب بیرون آمد. هر دو با اتومبیل به دنبال بچه گربه راه افتادیم و هرچه بیشتر می رفتیم بچه گربه را بیشتر دستپاچه می کردیم.

هدف اصلی این داستان: اجازه بدهید مشتری شما را دنبال کند. بعضی وقت ها بهتر است که مشتری را به چالش بکشید. اغلب شما به اندازه ای درگیر فعالیت فروش می شوید که هیچ مجالی را به مشتری بالقوه نمی دهید.

نوسانات فراوانی در این روش از زمان مدرسه قدیمی فروش تاکنون ایجاد شده است، اما هنوز هم ارزش مرور کردن را دارد.

فروش منفی: ( اگر خریدار علاقع نشان می دهد، آن را دور کنید.) در طول سال ها این روش به عنوان قدیمی ترین وسیله فروش برای جلب مشتری دیده شده است.

زمانی که امتیازات هتل ها در دهه ۱۹۵۰ برای نخستین بار واگذار می شدند، فروشنده ای وارد شهر شد، از یک بانک محلی بازدید کرد و گفت: “در این هتل جدید تنها ۱۰ سهم به قیمت هر سهم ۵۰۰۰۰ دلار وجود دارد.” او از بانکدار آنجا راهنمایی هایی درخواست کرد و آن ها را بدست آورد. او قصد داشت عرضه های شروع کرده را دسته بندی کند و می گفت:”من باور دارم که تمام این سهام دیداری هستند، اما من از روش عرضه خودم پیروی می کنم. درخواست خود را بدهید، اگر مورد فسخ شده ای داشتم، به شما زنگ می زنم”. من آن روز با پدر دوستم بودم. او فورا درخواست خود را پر کرد. در کمال حیرت به او زنگ زده شد؛ یک نفر منصرف شده است. بعدها فهمیدیم که برای همه این کار را کرده اند. آیا این روش خوبی بود؟ خیلی خوب، اگر نتیجه بخش بوده است، آیا اخلاقی هم بوده؟ شما تصمیم بگیرید.

فروش”اگر بتوانید شرایط را مهیا کنید”: به جای فشار بر مشتری بالقوه برای خرید، می توانید اورا به چالش بکشید تا واجد شرایط خرید گردد.

این روش بیشتر در فروش های دوره گردی استفاده می شود. درحالی که کالاهای بزرگی مثل اتومبیل یا خانه نیازمند اعتبار هستند. ممکن است به این جمله بخندید، اما هنوز پیکره اصلی تلاش های فروش در بسیاری از شرکت های ملی به شمار می رود.

راهکار مقابله با چالش های کسب و کار

راهکار مقابله با چالش های کسب و کار

راهکار مقابله با چالش های کسب و کار

بهره وری پایین و نارضایتی کارکنان دو چالش همیشگی مدیران و صاحبان کسب و کار است؛ دو چالشی که اندازه سازمان، جغرافیای سازمان، ساختار سازمان و رویکردهای مدیریتی تأثیری در موجودیت آنها ندارد. در هرکجای جهان باشید، چه کسب وکاری چندملیتی داشته باشید چه یک فروشگاه کوچک، چه از مدرن ترین الگوهای مدیریتی استفاده کنید یا از سنتی ترین آنها، همواره با این دو چالش روبه رو خواهید بود. این معیارها تنها بر تنوع و ابعاد این چالش ها تأثیرگذار هستند.

اما در برابر این دو چالش  سوال هایی همواره به ذهن خطور می کند.

۱- چرا این چالش ها همواره وجود دارند؟

۲- ریشه این دو چالش چیست و چرا به وجود می آیند؟

۳- کجا باید به دنبال این دو چالش گشت؟

۴- راهکار مواجهه با این چالش ها چیست؟

سه سوال ابتدایی سوال هایی هستند که پاسخ های گوناگونی برای آنها وجود دارد. متناسب با نوع و ابعاد سازمان، سیاست های سازمان، جغرافیای سازمان و دیگر شاخصه های یک سازمان این جواب ها متفاوت و گاه منحصربه فرد خواهد بود.

اما چهارمین سوال همواره پاسخی یکسان خواهد داشت و آن بازمهندسی فرآیند است. بازمهندسی مجموعه تغییراتی است که در اجزای ساختاری فرآیند مانند سلسله مراتب، عملیات، ابزارها، روش ها و شاخص های ارزیابی عملکرد ایجاد می شود تا بهبودهای ملموسی در معیارهای عملکرد فرآیند ایجاد شود؛ معیارهایی که مستقیم یا غیرمستقیم بر دو چالش اصلی ما یعنی بهره وری و رضایت کارکنان تأثیرگذار هستند.

جنبه ها و اجزای ساختاری فرآیند را که مورد بازنگری و بازطراحی قرار می گیرند می شود به دو دسته جنبه های سخت و نرم تقسیم بندی کرد. جنبه های سخت شامل چارچوب ها، روش ها، ابزارها و شاخص هاست و جنبه های نرم روابط غیررسمی، احساسات، خصوصیات رفتاری و هیجانات کاری کارکنان در محیط کار را دربر می گیرد.

جنبه های سخت بیشتر در راهکارهای مهندسی و جنبه های نرم بیشتر در راهکارهای منابع انسانی موردتوجه قرار می گیرند، اما امروز محققانی مانند ایوه موری در نتایج تحقیقات خود کارایی این جنبه ها را در کسب وکارهای کلاس جهانی زیر سوال می برند و آنها را منسوخ می نامند، اما چرا اغلب این دو رویکرد در بهبود فرآیند ما را به نتایج مورد انتظار نمی رساند؟

در ادامه باید فلسفه راهکارهای بازمهندسی فرآیند را بررسی کرد. با نگاهی دقیق تر به این راهکارها و نتایج آنها درمی یابیم که این راهکارها تنها یک هدف را دنبال می کنند.

این هدف ایجاد نظم ساختاری در فرآیند است. درواقع چیزی که سازمان و فرآیند و اجزای آن را آزار داده و فرسوده می کند و آن را از کارایی مطلوب دور می کند بی نظمی است. بی نظمی های محیطی، ساختاری، رفتاری، بی نظمی تصمیم گیری و بی نظمی بازخوردی مهم ترین این بی نظمی ها هستند. بی نظمی هایی که درنهایت به مشتریان سازمان انتقال یافته و بنیان اصلی کسب وکار را تحت تأثیر قرار می دهند.

مجموعه اقداماتی که سازمان ها در قالب راهکارهای سخت و نرم در پیش می گیرند برای مبارزه و مقابله با این بی نظمی هاست. اقداماتی که امروز در کشور ما و در کسب وکارها بسیار رواج دارد، عبارت است از:

-بازمهندسی ساختار و فرآیندهای سازمانی

– به کارگیری نظام های مدیریتی استاندارد

– طراحی نظام های انگیزشی کارکنان

– طراحی نظام های ارزیابی عملکرد سازمان و به کارگیری شاخص های عملکردی

– به کارگیری نظام های گردش شغلی

– مکانیزه کردن فرآیندها و به کارگیری نظام های خودکارسازی.

اغلب سازمان ها در کشور ما در طول حیات خود دست کم به سراغ یکی از این راهکارها رفته اند و البته کمتر سازمانی را می توان یافت که به نتایج مورد انتظار خود دست یافته باشد.

اما همانطور که گفته شد در این زمینه دو سوال مطرح می شود.

۱- چرا این راهکارها در کشورهای توسعه یافته منسوخ شده است و راهکار آنها در برخورد با مشکلات چیست؟

۲- چرا این راهکارها در کشورهای کمتر توسعه یافته (مانند ایران) همچنان به کار می رود و راهکار نهایی ما برای این رویارویی چیست؟

ادامه دارد….

بازسازی نام تجاری قدیمی به وسیله روابط عمومی

بازسازی نام تجاری قدیمی به وسیله روابط عمومی

بازسازی نام تجاری قدیمی به وسیله روابط عمومی

وقتی درباره ساختن یک نام تجاری می نویسیم، منظورمان تنها نام های تجاری جدید نیست. انچه می نویسیم در مورد تمام نام های تجاری ای که جای مشخصی در ذهن مخاطب ندارد. صدق می کند. از نقطه نظر استراتژیک، یک نام تجاری ۵۰ ساله که جای مشخصی در ذهن مخاطبش ندارد، با یک نام تجاری کاملاً جدید، هیچ تفاوتی نمی کند. هر دوی ان ها برای اعتبارسازی در درجه اول به روابط عمومی نیاز دارند تا بتوانند در مرحله بعدی از تبلیغات کمک بگیرند.
حقیقت این است که بیشتر نام های تجاری، جای مشخصی در اذهان ندارند. تنها تعداد بسیار محدودی از نام های تجاری دارای ان میزان اعتبار هستند که بتوانند از استراتژی تبلیغات سود بجویند.
حتی اگر یک نام تجاری بسیار معروف، قصد تغییر جایگاهش را داشته باشد، در وحل اول نیازمند روابط عمومی است. این عامل که نام تجاری شما شناخته شده است، به تنهایی باعث نمی شود که با یک تکان تبلیغاتی بتوانید جایگاه ان را عوض کنید. زندگی واقعی اینگونه عمل نمی کند. به سختی می توان برداشت های جا افتاده در اذهان را تغییر داد، مخصوصاً اگر بخواهید این کار را به کمک تبلیغات انجام دهید.

بازسازی نام تجاری مربوط به قلب

انجمن قلب امریکا The American Heart Association هم به مشکل AARP و انجمن سرطان امریکا دچار است. همه این موسسه ها را می شناسند، اما هیچ کس به درستی نمی داند که عملکرد آنان چیست.
این انجمن اخیراً، نسبت به بالابردن آگاهی جامعه در رابطه با موارد زیر اقدام کرده است: الف) سه نشانه هشدار دهنده سکته قلبی، ب) پنج نشانه هشدار دهنده حمله های قلبی و ج) پنج اصل برای داشتن قلبی سالم. در ادامه این برنامه، انجمن، آگاهی دادن در مورد بند د) پنج نشانه هشدار دهنده نامشهود سکته قلبی در زنان را هم، در برنامه کار خود قرار داده است.
اگر می توانید یکی از این علایم هشدار دهنده را نام ببرید.
قلب چیست؟ از نظر علم اسطوره شناسی، قلب مرکز عشق و احساسات است. در واقعیت، قلب یک پمپ است. هر مکانیزمی احتیاج به یک پمپ دارد. خودرو ها ماشین های لباسشویی و انسان ها همگی احتیاج به پمپ دارند. خودروها و لباسشویی های کوچک، پمپ کوچکتری دارند.
امروزه، یکی از بزرگ ترین عوامل بروز مشکلات قلبی در امریکا، چاقی بیش از حد است. طبق اعلام انجمن جراحان، ۶۱ درصد بزرگسالان امریکایی اضافه وزن دارند و ۲۷ درصد ان ها، دچار چاقی بیش از حد هستند.(سالانه ۳۰۰۰۰۰ مورد مرگ بر اثر بیماری های مربوط به اضافه وزن در امریکا رخ می دهد.)
یکی از اصول اولیه برای داشتن قلب سالم، حفظ وزن مناسب است. به نظر ما این همان ایده اساسی است که انجمن قلب امریکا باید بر ان تمرکز می کرد، و متاسفانه هیچ انجمن قلب معتبر دیگری هم روی آن متمرکز نشده است.

به باشگاه مشتریان اندیشه خلاق بپیوندید و از مزایا و هدایای آن بهره مند شوید.
Thank You. We will contact you as soon as possible.