کانون اندیشه خلاق| وقتی قرار به خلاقیت باشد …

آرشیو ماهانه: آذر ۱۳۹۶

راز خدمت رسانی عالی به مشتری

راز خدمت رسانی عالی به مشتری

راز خدمت رسانی عالی به مشتری

خدمت به مشتری یکی از مهم ترین اقلام زیان بخش در زبان ماست. به طوری که اغلب به عنوان یک مشتری، یا از خدماتی که دریافت می کنید (یا نگرش وابسته به خدمات ) ناامید می شوید یا به جای دیگری می روید. اعجاب برانگیز است. شرکتی فروش انجام می دهد، مشتری را به دست می آورد، در ادامه از طریق یک اقدام گستاخانه، بی تفاوت و پیگیری ضعیف و خدمات رسانی بد یا پاسخ نرم او را از دست می دهد، به طوری که به چنگ آوردن دوباره او سخت است.
به نظر خنده دار است. اما هر روز هزاران بار روی می دهد. برای شما هم چندین بار  روی داده است؛ هی پسر! درباره آن صحبت می کنید. در حقیقت آما ها نشان می دهند که یک مشتری راضی ۲۰ بار بیشتر از یک مشتری دلخور وضعیت خود را بیان می کند. راز خدمت رسانی عالی به مشتری

 راز خدمت رسانی عالی به مشتری تان چیست ؟ زمانی که فروش می کنید آیا هنوز تمایل شما به نگه داری مشتری اندازه زمانی است که به دنبال به دست آوردن او بودید، هست ؟

روزی در یکی از سمینارهای تی بوید به نام “روحیه خدمت به مشتری” شرکت کردم. با خود فکر می کردم که به آن جا می روم تا درس بزرگی از سخنران بزرگ به دست آورم، اما کاملا در اشتباه بودم. من مجموعه ای از درس های باور نکردنی از یک عرضه کننده خبره به دست آوردم. جایزه من بیش از ۱۰۰ قانون، درس و الگوهایی درباره باید ها و نباید هایی بود که وقتی در جستجوی بی پایان برای خدمت رسانی به مشتری هستید، به کار می رود.

برگرفته ازکتاب گنجینه فروش

ابزار پیشگیری از ایرادهای مشتری

ابزار پیشگیری از ایرادهای مشتری

ابزار پیشگیری از ایرادهای مشتری

۱-موقعیت‌های مشابه: داستان‌هایی درباره مشتریانی که همین مشکل و ایراد را داشته‌اند ولی بااین‌وجود خرید کرده‌اند.، بگویید.

۲-ویدئوها و نامه‌های تأییدیه: بعضی از آن‌ها می‌توانند خیلی مناسب‌تر باشند. برای مثال:” من فکر می‌کردم قیمت خیلی بالابود. اما پس از یک سال از کاهش هزینه نگهداری، فهمیدم که هزینه کلی دقیقاً ۲۰ درصد پایین‌تر از سال گذشته بوده است! به خاطر این کمک از شما تشکر می‌کنم.”

۳-داستان یا مقاله‌ای درباره محصول یا شرکت خود: برای ایجاد حمایت، باورپذیری و اعتماد در مشتری.

۴-یک نمودار مقایسه‌ای: مقایسه داشته‌های رقبا با داشته‌های خود و استفاده از آن زمانی که مشتری بالقوه می‌گوید تصمیم دارد آن‌ها را با چند جای دیگر مقایسه کند.

۵-بگویید”تجربه من نشان داده است.”: یکی از قدرتمندترین کلمات شفاهی است که به پیشگیری از یک ایراد کمک می‌کند.

۶-بگویید”من به مشتریانم گوش‌داده‌ام. آنان به… علاقه داشته‌اند. در این حالت آنچه من انجام می‌دهم این است که…”: تا مشتری بالقوه را به دیدن ناپدید شدن ایراد بالقوه خود و نحوه شنیدن و پاسخ دادن شما وادار کنید.

ابزار پیشگیری از ایرادهای مشتری

ابزار پیشگیری از ایرادهای مشتری

۷-بگویید” من عادت داشتم باور کنم…اما تغییر کرده‌ام و حالا…”: به‌عنوان یک روش پیشگیری از تکرار یک افسانه (شهرت برای خدمات ضعیف، قیمت بالا و …).

۷/۵-خودتان را اماده کنید: می‌دانید که ایراد گرفته می‌شود. شما آن را قبلاً شنیده‌اید. وقتی بیان می‌شود، با پرسش‌ها، پاسخ‌ها و ایده‌ها اما ده باشید.

اگر بتوانید پیش‌ازاین که مشتری ایرادی را بگوید،
در عرضه خود بر آن غلبه کنید،
احتمال بستن یک قرارداد خیلی زیاد است.

جهان واقعی شما: اگر بتوانید ایرادها را درست پیش‌بینی کنید، می‌توانید از روی دادن آن‌ها جلوگیری نمایید. این کار به نظر ساده است، فقط مستلزم آمادگی و تمرین هست. برای روی دادن آن به زمان، خلاقیت و تمرکز نیاز دارید. لطفاً روی آن کارکنید. پاداش تلاش زیاد شما، فروش بیشتر خواهد بود؛ که به پر شدن جیب شما منجر می‌گردد.

آیا می‌توانید یک فروش را با ۴ پرسش پایان بدهید؟

آیا می‌توانید یک فروش را با ۴ پرسش پایان بدهید؟

آیا می‌توانید یک فروش را با ۴ پرسش پایان بدهید؟

پرسش‌ها بذرهای فروش هستند. استفاده از پرسش‌های پرقدرت برای یافتن حقایق، در ایجاد فضایی که از آن طریق بتوان فروشی را انجام داد، مهم و حیاتی است. ری لیون، نویسنده کتاب “اسرار موفقیت قیف فروش” این چالش را منتشر کرد: آیا قادر به بستن قراردادها در طی ۵ پرسش هستید؟
هر ترکیبی از ایده‌های ری و نگرش او به این جمله منتهی می‌شود که … راه‌حل‌های فروش ساده هستند، مادامی‌که شما نیازها و مشکلات مشتری بالقوه را شناسایی کنید. اما این اتفاق تنها زمانی روی می‌دهد که پرسش‌ها به‌خوبی طراحی‌شده باشند. پرسش‌هایی که اطلاعات، نیازها و علایق مشتری را به‌خوبی تشخیص دهند. زمانی که شما نیازهای واقعی مشتری بالقوه را شناسایی کنید و آن‌ها را با علایق خودتان هماهنگ سازید، امر فروش بسیار ساده انجام می‌گیرد.
فرض کنید من فروشنده وسایل چاپ هستم.

*پرسش نخست:” آقای مشتری شما چطور یک چاپگر انتخاب می‌کنید؟” مشتری بالقوه هم می‌گوید:” بر مبنای کیفیت، نوع تحویل و قیمت”.
**پرسش دوم:” کیفیت را چگونه تعریف می‌کنید؟” یا ” کیفیت برای شما چه معنایی می‌دهد؟”
مشتری بالقوه پاسخ‌های متفکرانه‌ای به شما می‌دهد. بسیاری از مشتریان هرگز تابه‌حال با چنین پرسش‌هایی روبه‌رو نشده‌اند، بنا براین در پاسخگویی با الگوهای جدید تحت‌فشار قرار می‌گیرند. یک پرسش پیگیری پیش از رفتن به پرسش سوم مطرح کنید. برای مثال از مشتری بالقوه بخواهید تا کیفیت را به‌عنوان “چاپ تمیز و شفاف” تعریف کند. بنابراین بپرسید:” منظور شما از چاپ کردن یعنی انعکاس تصویر کیفیت شرکت شما؟” آیا امکان دارد یک مشتری بالقوه به این پرسش پاسخ منفی بدهد؟
***پرسش سوم:” چه چیزی این مسئله را برای شما مهم می‌سازد؟” یا “آیا برای شما مهم‌ترین است؟” یا ” چرا برای شما مهم است؟”
این پرسش نیاز واقعی مشتری بالقوه را بیرون می‌کشد. درک این‌که برای آنان در چاپ چه چیزی مهم است و این‌که چرا چاپ این اندازه مهم است، دلایل کلیدی فروش و بستن قراردادهای فروش هستند. در اینجا ممکن است پرسش ثانویه یا پیگیری برای به دست آوردن یک تعریف شفاف ازآنچه مهم است و این‌که چرا مهم است، لازم باشد.
****پرسش چهارم:” اگر بتوانم کیفیت موردنظر شمارا به نحوی ارائه دهم که آن تصویر در چاپ شما انعکاسی از تصویر فعالیت تجاری شما برای مشتریانتان باشد و بتوانم آن را در یک چهارچوب زمانی موردنیاز و در یک قیمت متعادل ارائه دهم، آیا می‌توانم کاندیدی برای انجام دادن تجارت با شما باشم؟”
“البته که می‌توانید!” این‌یک پرسش بازخوردی است که اطلاعات موجود در سه پرسش نخست را ترکیب می‌کند. این‌یک پرسش کلاسیک است که تعهد مشتری بالقوه را می‌سازد. این پرسش واقعاً به یک بستن قرارداد با مشتری بالقوه شباهت دارد. اگر ایرادهایی واقعی وجود داشته باشند، احتمالاً در ابن جا آشکار می‌شوند.

خلق ابزار پیگیری فروش

خلق ابزار پیگیری فروش

خلق ابزار پیگیری فروش

توانایی شما در خلق ابزار پیگیری فروش می تواند به طور قابل ملاحظه ای تصویر شما نزد مشتری را بهبود دهد و فروش را بالا ببرد.
با تعیین کمک یا پشتیبان در فرایند فروش، ابزار فروش می توانند رشد زیادتری در بهره وری ایجاد کنند، به خصوص اگر پیگیری های چندی برای فروش لازم باشد.
ابزار روزمره فراوانی مثل تلفن، پست الکترونیکی نامه و بروشور و تراکت وجود دارند. اما یک فروشنده خیلی خوب ابزاری مازاد بر حالت های عادی خلق می کند تا مشتری بالقوه را به خرید در حال حاضر و انتخاب محصول خود از میان چند رقیب، مجاب نماید.
ابزار فهرست شده در زیر را بازنگری کنید ببینید آیا می توانند در برنام بازی فروش شما موثر واقع شوند یا نه؟!

۱-یادداشت های شخصی…دست نوشته ها: خیلی بهتر و موثر تر از نامه های تجاری متداول هستند و در مشتری بالقوه این حس را به وجود می اورند که به او توجه دارید..
۲-بسته ای از نامه های مشتریان وفادار: تایید و تصدیق شخص سوم، متقاعد کننده تر از تبلیغ فروشنده است.
۳-یک تاییدیه دوست دوجانبه فروشنده و خریدار: یک ابزار قدرتمند و بسیار خوب دوست شما بسیار با نفوذتر از خود شماست.
۴-مقاله های حمایتی: به طور مثال تهیه یک کپی از مقاله خوبی که به تازگی چاپ شده است، می تواند دلیل دیگری برای تماس و مکاتبه ها باشد. لزومی نیست که این مقاله درباره فعالیت تجاری شما باشد، اما اگر درباره تجارت مشتری شما یا درباره علایق شخصی او باشد، بهتر است.
۵-حمایت ویدئویی از محصول و خدمات شما: باید توسط خود شما یا عرضه کننده شما ارائه شود. اگر یک تصویر، ارزشی معادل ده هزار واژه داشته باشد، یک ویدئو ارزشی معادل یک میلیون واژه دارد.

ادامه دارد…

ویژگی های شکست های حرفه ای فروش

ویژگی های شکست های حرفه ای فروش۲

ویژگی های شکست های حرفه ای فروش۲

ناتوانی در همراهی با تغییر: بخشی از فروش، تغییر است؛ تغییر در محصولات، تاکتیک ها و بازارها. برای موفقیت با آن تغییرات همراه شوید، با آن ها بجنگید و شکستشان دهید.

ناتوانی در پیروی از قوانین: فروشنده فکر می کند قوانین برای دیگران نوشته شده است. آیا فکر می کنید قوانین برای شما نیستند؟ در این باره دوباره فکر کنید. شکستن قوانین تنها شما را از میدان بیرون می کند.
ناتوانی در همراهی با دیگران(همکاران و مشتریان): فروش ها هرگز در نتیجه تلاش انحصاری نیستند. باید با همکاران، شرما و مشارکت مشتریان کار کنید.
“مرده شور طمع زیاد را ببرد”: فروش برای کمیسیون به جای کمک به مشتریان.
شکست در ایجاد روابط بلند مدت: تلاش برای جلب کمیسیون به شکست به خاطر عدم صداقت، شکست به خاطر نبود خدمات کافی و شکست در انگیزش به وسیله هر چیزی جز پول منتهی می گردد.
شکست در درک این موضوع که کار سخت، شانس می آورد: نگاه کوتاهی به افرادی که فکر می کنید خوش شانس هستند، بیندازید. این افراد برای ایجاد آن شانس سال ها کار سخت کرده اند. در حالی که فقط شما آن را شانس می بینید.
سرزنش دیگران وقتی شکست بر عهده شماست: پذیرش مسئولیت نقطه اتکای موفقیت در هر امری است. انجام گرفتن چیزی درباره آن معیار است. اجرا پاداش است؛ نه پول.
نبود مقاومت: آیا به پذیرش پاسخ”نه” به عنوان پاسخ خود تمایل دارید یا به خاطر آن می جنگید؟ شما به برانگیختن مشتری بالقوه برای انجام دادن کار قادر نیستید، یا به اصرار از طریق ۷ تا ۱۰ تکرار، که به یک فروش منجر می شود، علاقمند نمی باشید.
شکست در ایجاد و حفظ یک نگرش مثبت: نخستین قانون فروش.

اگر در هر یک از ۱۹ ویژگی بالا ضعیف هستید، ضرورت تغییر در عملکرد شما وجود دارد. ضعف های فروش شبیه به سرطان هستند. بیشتر خودکشی ها به واسطه عادت ها و کوتاهی های بد هستند. تشخیص آن ها ساده ولی درمان آن ها مشکل- نه غیر ممکن- است. آن ها مستلزم کمک بیرونی هستندو درمان های منظم برای حفظ سلامتی فروش عالی است.
شکست درباره عدم اطمینان نیست. درباره فقدان اجراست. هیچ چیزی به عنوان یک شکست کامل وجود ندارد.

ویژگی شکست های حرفه ای فروش

ویژگی شکست های حرفه ای فروش

ویژگی شکست های حرفه ای فروش

شما مسئول موفقیت یا شکست خود هستید. پیروزی در حرفه فروشندگی، استثنا نیست. برای اطمینان از یک برد، باید از یک روش پیشگیرانه تبعیت کنید. پیشگیری از شکست بخش مهمی از این فرایند است.
اگر در خودتان این جمله ها را بیشتر پیدا می کنید، در مسیر اشتباهی افتاده اید: “من برای فروش مناسب نیستم”، “من خیلی مقصر نیستم”، “من از تماس های بی نتیجه متنفرم”، “نمی توان آن را بگیرم”، “مدیرم آدم خیلی بدی است” و یا “مدیرم یک آدم احمق واقعی است”.
در اینجا ویژگی افرادی امده است که فکر می کردند می توانستند در یک مسیر فروش به آنان آسیب وارد سازند. اما این افراد در تلاش های خود ناتوان می ماندند. بسیاری از آنان به همراه چوب بیسبال خود بر روی دوش دارند، ناامید از عدم موفقیت در ذهن ضربه سوم توپ خودشان، میدان را خالی می کنند. چه مقدار این مسئله برای شما مصداق دارد؟
خودتان را باور ندارید: اگر فکر می کنید که قادر به انجام دادن این کار نیستید، پس چه کسی می تواند؟
محصول خود را باور ندارید: شکست در باور به این محصول یا خدمات شما بهترین است، خود را نشان می دهد. فقدان ایمان و باورپذیری برای خریدار مشهود است و خود را به اعضای پایین تر فروش نشان خواهد داد.
شکست در تعیین و رسیدن به اهداف، شکست در برنامه ریزی: شکست در تعریف و دستیابی به اهداف بلند مدت خاص و اهداف کوتاه مدت خاص
شاید تنبل هستید یا آماده انجام دادن فروش نیستید: آمادگی و خودانگیختگی در خون و زندگی کمک های شما هستند. باید با اشتیاق باشید و برای فروش آماده باشید؛ در غیر این صورت نمی توانید.
شکست در فهمیدن نحوه پذیرش ایراد: مشتریان شما را رد نمی کنند، بلکه فقط پیشنهاد شما را رد می کنند.
شکست در تسلط بر دانش کلی محصول شما: دانش کلی محصول به شما آزادی عمل ذهنی برای تمرکز بیشتر روی فروش را می دهد.
شکست در یادگیری و اجرای مبانی فروش: مطلب بخوانید، سی دی گوش بدهید، در سمینارها شرکت کنید و آنچه یاد گرفته اید را تمرین کنید. هرچه درباره فردش نیاز دارید، پیش از این نوشته یا گفته شده است. هر روز چیز جدیدی یاد بگیرید.
شکست در شناخت مشتری و برآوردن نیازهای او: شکست در مطرح کردن پرسش ها و گوش دادن به مشتری بالقوه و مشخص کردن نیازهای واقعی او. این مسئله شامل پیش داوری مشتری بالقوه نیز می شود.
شکست در غلبه بر ایرادها: این موضوع کمی پیچیده است. شما به مشتری بالقوه گوش نمی دهید، براساس راه حل ها فکر نمی کنید، قادر به ایجاد فضای اعتماد و باورپذیری مناسب و کافی برای انجام گرفتن فروش نیستید.
ادامه دارد…
تبلیغات یک ناهنجاری است

تبلیغات یک ناهنجاری است

تبلیغات یک ناهنجاری است

بسیاری از کالاها و خدمات در جهت عکس حرکت می‌کنند. معمولاً به‌مرورزمان، قیمت‌ها پایین می‌آید. به‌طور مثال، برقراری ارتباط از طریق تلفن را، با برقراری ارتباط از طریق تبلیغات، مقایسه کنید. در سال ۱۹۷۲، سالی که ام اس آی MCI بهره‌برداری شد، نرخ متوسط یک تلفن راه دور در حدود بیست سنت در دقیقه بود. امروز این رقم به هفت سنت یا کم‌تر رسیده است.

همین پدیده درباره نرخ خطوط هوایی، غذای آماده، نوشابه‌های غیرالکلی، کالاهای الکترونیکی و صدها کالا یا خدمات دیگر هم رخ‌داده است. در طی زمان با بالا رفتن رقابت، شرکت‌ها، روش کاهش نرخ را پیش گرفتند. درنتیجه قیمت‌ها (برای سازگاری با تورم اقتصادی) پایین آمد.

در سال ۱۹۹۰، تنها ۵ میلیون آمریکایی از تلفن همراه استفاده می‌کردند و هزینه تلفن آن‌ها به‌طور متوسط ۸۱ دلار در ماه بود. امروزه ۱۱۰ میلیون نفر در آمریکا از تلفن همراه استفاده می‌کنند و هزینه تلفن آن‌ها به‌طور متوسط ۴۵ دلار در ماه است.

تنها در طول پنج سال، قیمت دوربین عکاسی دیجیتال از ۵۶۰ دلار به ۳۷۰ دلار رسید و به‌طور هم‌زمان کیفیت آن بسیار پیشرفت کرد.

شاید کامپیوتر بهترین مثال برای سقوط دائمی قیمت کالا باشد. کامپیوتر شخصی که شما امروز به مبلغ ۱۰۰۰ دلار خریداری می‌کنید، بسیار پرقدرت‌تر از کامپیوترهای غول‌آسای میلیون دلاری قدیمی است که سی سال پیش می‌خریدید.

مبانی موفقیت فروش

مبانی موفقیت فروش

مبانی موفقیت فروش

تماس بی‌نتیجه یکی از دلایلی است که بسیاری از افراد را از حرفه فروشندگی خود بیرون می‌کند. افراد حرفه‌ای فروش، یک درآمد شش‌بخشی ایجاد می‌کنند که به شما می‌گوید آموزش تماس‌های بی‌نتیجه، مبانی موفقیت فروش آنان را ساخته است. اگر شک دارید از خودشان بپرسید.

در اینجا یک برنامه بازی ۸.۵ مرحله‌ای برای شروع موفقت در مکالمه‌های بی‌نتیجه آورده شده است:

  1. به‌طور استثنایی آماده‌باشید: بهترین اهداف را بشناسید. هدف( یک تصویر بزرگ) داشته باشید. هدف عینی خود را بشناسید( یک قرار ملاقات و یک نام به دست آورید). یک دست نوشته خاطره‌انگیز داشته باشید( رهنمودها، رهنمودهای قدرتمند، پرسش‌های قدرتمند). ابزار و مواد اولیه کامل داشته باشید( چیزهای ارزشمند برای مشتری بالقوه).
  2. برای هر چیزی عذرخواهی نکنید، پوزش نخواهید: وقتی این را دریافتید، تجارت خود را درک می‌کنید. نگویید:” به خاطر این اختلال متأسفم”، فقط مطلب خود را بگویید.
  3. نحوه ارائه نخستین مطلب شما تعیین‌کننده موفقت شماست: تأثیر نخستین جمله تعیین‌کننده موفقیت یا شکست شماست.
  4. هیچ توجهی به بی‌میلی‌ها یا ترس از مباحث نداشته باشید: بی‌میلی موجود در تماس بی‌نتیجه به روش‌های دیگری با گفتن این جمله‌ها بیان می‌شود:” نمی‌دانم چطور؟”، ” نمی‌توانم برنامه‌ریزی کنم” یا “وقتی مردم مرا نمی‌پذیرند آن را دوست ندارم”. کالایی را توسعه بدهید، کتاب‌های مثبت بخوانید، تماشای اخبار را متوقف سازید و باور کنید می‌توانید.
مبانی موفقیت فروش

مبانی موفقیت فروش

  1. به هر کس که زنگ می‌زنید، فروش به شمار نمی‌رود: برای رد شدن آماده‌باشید. مردم خود شمارا رد نمی‌کنند، بلکه آنچه را ارائه می‌دهید نمی‌پذیرند. در این حالت، این احساس بهتری است؛ این‌طور نیست؟
  2. از کسانی که به شما پاسخ منفی می‌دهند درس بگیرید: بفهمید چه چیزهایی باعث شده است آنان به شما “نه” بگویند یا علاقه نشان ندهند. مبانی موفقیت فروش
  3. تمرین کنید، تمرین کنید، تمرین کنید: تا زمانی که شما بر کالای خود مالکیت دارید، کلمات و گفتار شما بر آن اساس طرح‌ریزی خواهند شد. هیچ‌چیزی بدتر از این نیست که ژرف‌اندیشی فروشنده‌ای به فروشنده دیگر شباهت داشته باشد.
  4. شادی داشته باشید: شما برای آموزش فروش در طول عمر خود هزینه‌های بسیاری پرداخت می‌کنید. این سرطان مغزی نیست، بلکه یک تماس بی‌نتیجه است. دقت خوبی داشته باشید و در دیگران لبخند ایجاد کنید.
  5. اگر بگویید ” من از تماس‌های بی‌نتیجه بیزارم”، تحقق آن‌یک حالت ذهنی خودانگیختگی است که به‌سادگی می‌تواند با مجموعه ای از موفقیت ها، فروش ها و کمیسیون های تماس‌های بی‌نتیجه مرتفع شود.
رازهایی برای سازگاری عملکرد فروش

رازهایی برای سازگاری عملکرد فروش

رازهایی برای سازگاری عملکرد فروش

فروش را شنبه انجام دهید، ایجاد هیجان برای کل هفته

اغلب از من پرسیده می‌شود که آیا رازهایی برای سازگاری عملکرد فروش وجود دارد؟ پاسخ ساده است: شنبه و چهارشنبه خوبی داشته باشید.

نحوه کار در نخستین روز هفته کاری، تعیین‌کننده وضعیت بقیه روزهای هفته است. آنچه در روز شنبه انجام می‌دهید، مبنای کلی کار هوشمندانه در روزهای آخر هفته است. اگر به‌قدر کافی برای پیروی از این روش‌ها مقید نیستند، تفاوتی را که هر هفته در بهره‌وری شما ایجاد. می‌کند، باور نخواهید کرد.

اگر به دنبال سازگاری در عملکرد فروش خود هستید، ۸.۵ قدم زیر را امتحان کنید:

  1. نخستین کارتان برای صبح شنبه فروش باشد: برای صبح زود سعی کنید قرار ملاقاتی را در ترتیب دهید که مطمئنید به خرید می‌انجامد. این کار در شما برای جلب فروش در شروع هفته خود حس خوبی ایجاد می‌کند. این مسئله شمارا به حرکت می‌اندازد و یک ارتقای روحی برای کار سخت‌تر و ایجاد یک کار دیگر می‌دهد.نکته خوب: ازآنجاکه شرکت‌های زیادی قرارها و جلسه‌های خود را برای صبح شنبه ترتیب می‌دهند، هراندازه که می‌توانید در ایجاد یک قرار ملاقات بهره‌ورتر عمل کنید. تماس تلفنی خود را فوراً پس از جلسه شروع کنید و اگر زمان اجازه می‌دهد، بیشتر تماس‌های خود را صبح زود انجام دهید؛ بسیاری از تصمیم‌گیرندگان سحرخیز هستند.
  2. چیزهای جدید بیاموزید: به‌جای شنیدن اخبار تکراری یا موسیقی تکراری قدیمی، به یک سی دی آموزشی و انگیزشی در اتومبیل یا ضبط خانگی گوش بدهید. سعی کنید مغز خود را با علوم جدیدی پرکنید که به ایجاد نخستین فروش کمک می‌کنند. وقتی ایده جدیدی را در انجام دادن یک قرار ملاقات یاد می‌گیرید، می‌توانید آن را در چند دقیقه انجام دهید.
  3. دست‌کم ۵ قرار دیگر را برای بقیه هفته تعیین کنید: چرا شنبه‌ای پر از موفقیت و پیش‌بینی‌های مثبت نداشته باشید؟ این بستگی به شما دارد. تلفن را بردارید و روی آن کارکنید.
  4. در طول هفته مثل روز نخست کاری کارکنید؛ به‌ویژه چهارشنبه‌ها: نحوه کارکرد شما در روزهای آخر هفته تعیین‌کننده نحوه کار در هفته بعد هست. بیشتر مردم در آخر هفته‌ها دچار سستی می‌شوند. اگر با شور و جدیت در چهارشنبه‌ها کارکنید، موفقیت هفته‌های بعد را تضمین می‌کنید و این موفقیت دلیل خوبی برای داشتن آخر هفته خوب هست.
  5. چیزهای جدید یاد بگیرید: تداوم آموزش فروش شما در سراسر هفته در یک مبنای منظم، برای موفقیت شما به‌اندازه هر جنبه دیگر فروش اهمیت دارد. اما مطمئن شوید در صبح چهارشنبه بدان گوش بدهید.
  6. فروش را بعدازظهر چهارشنبه انجام دهید: بستن قرارداد فروشی را برای بعدازظهر چهارشنبه برنامه‌ریزی کنید. هیچ‌چیز بهتر از به پایان رساندن هفته با یک نکته مثبت نیست.
  7. قرار ملاقات شنبه را روز چهارشنبه تائید و تثبیت کنید: اگر ۴ روز آخر کاری را سخت کارکرده باشید، مطمئناً یک قرار فروش را برای صبح شنبه از قبل تعیین کرده‌اید. چهارشنبه به مشتری بالقوه زنگ بزنید و این قرار را تثبیت کنید.
  8. دست‌کم ۵ قرار را برای هفته بعد تعیین کنید: چرا خود را با یک برنامه کامل برای هفته بعد تضمین نمی‌کنید؟ به‌جای نگرانی درباره این‌که چرا قرارهای ملاقات کمی برای هفته بعد دارید، سعی کنید آخر هفته را به استراحت بپردازید. این تعهد را برای خودتان ایجاد کنید که من کار را در چهارشنبه رها نمی‌کنم، مگر این‌که ۵ قرار ملاقات را گذاشته باشم و فروش یا قرار ملاقات شنبه‌ام را تعیین کرده باشم.
  9. راز یک هفته عالی داشتن، در استفاده از شنبه به‌عنوان سکوی پرتاب است: این راز بزرگ با انجام دادن یک تماس فروش در صبح شنبه محقق می‌شود. راز بزرگ‌تر، داشتن مشتریان بالقوه کافی و شایسته در مسیر خود برای انجام دادن فروش احتمالی شنبه هست و بزرگ‌ترین راز، کامل نگه‌داشتن مسیر خود است.

به نظر خیلی ساده است.

قرار ملاقات متعدد بگذارید،

به سی‌دی‌ها گوش دهید و فروش انجام دهید.

این ساده است، اما نه خیلی؛ اگر خیلی کارکنید می‌توانید آن را انجام دهید.

به باشگاه مشتریان اندیشه خلاق بپیوندید و از مزایا و هدایای آن بهره مند شوید.
Thank You. We will contact you as soon as possible.