کانون اندیشه خلاق| وقتی قرار به خلاقیت باشد …

راهکار مقابله با چالش های کسب و کار

راهکار مقابله با چالش های کسب و کار

راهکار مقابله با چالش های کسب و کار

بهره وری پایین و نارضایتی کارکنان دو چالش همیشگی مدیران و صاحبان کسب و کار است؛ دو چالشی که اندازه سازمان، جغرافیای سازمان، ساختار سازمان و رویکردهای مدیریتی تأثیری در موجودیت آنها ندارد. در هرکجای جهان باشید، چه کسب وکاری چندملیتی داشته باشید چه یک فروشگاه کوچک، چه از مدرن ترین الگوهای مدیریتی استفاده کنید یا از سنتی ترین آنها، همواره با این دو چالش روبه رو خواهید بود. این معیارها تنها بر تنوع و ابعاد این چالش ها تأثیرگذار هستند.

اما در برابر این دو چالش  سوال هایی همواره به ذهن خطور می کند.

۱- چرا این چالش ها همواره وجود دارند؟

۲- ریشه این دو چالش چیست و چرا به وجود می آیند؟

۳- کجا باید به دنبال این دو چالش گشت؟

۴- راهکار مواجهه با این چالش ها چیست؟

سه سوال ابتدایی سوال هایی هستند که پاسخ های گوناگونی برای آنها وجود دارد. متناسب با نوع و ابعاد سازمان، سیاست های سازمان، جغرافیای سازمان و دیگر شاخصه های یک سازمان این جواب ها متفاوت و گاه منحصربه فرد خواهد بود.

اما چهارمین سوال همواره پاسخی یکسان خواهد داشت و آن بازمهندسی فرآیند است. بازمهندسی مجموعه تغییراتی است که در اجزای ساختاری فرآیند مانند سلسله مراتب، عملیات، ابزارها، روش ها و شاخص های ارزیابی عملکرد ایجاد می شود تا بهبودهای ملموسی در معیارهای عملکرد فرآیند ایجاد شود؛ معیارهایی که مستقیم یا غیرمستقیم بر دو چالش اصلی ما یعنی بهره وری و رضایت کارکنان تأثیرگذار هستند.

جنبه ها و اجزای ساختاری فرآیند را که مورد بازنگری و بازطراحی قرار می گیرند می شود به دو دسته جنبه های سخت و نرم تقسیم بندی کرد. جنبه های سخت شامل چارچوب ها، روش ها، ابزارها و شاخص هاست و جنبه های نرم روابط غیررسمی، احساسات، خصوصیات رفتاری و هیجانات کاری کارکنان در محیط کار را دربر می گیرد.

جنبه های سخت بیشتر در راهکارهای مهندسی و جنبه های نرم بیشتر در راهکارهای منابع انسانی موردتوجه قرار می گیرند، اما امروز محققانی مانند ایوه موری در نتایج تحقیقات خود کارایی این جنبه ها را در کسب وکارهای کلاس جهانی زیر سوال می برند و آنها را منسوخ می نامند، اما چرا اغلب این دو رویکرد در بهبود فرآیند ما را به نتایج مورد انتظار نمی رساند؟

در ادامه باید فلسفه راهکارهای بازمهندسی فرآیند را بررسی کرد. با نگاهی دقیق تر به این راهکارها و نتایج آنها درمی یابیم که این راهکارها تنها یک هدف را دنبال می کنند.

این هدف ایجاد نظم ساختاری در فرآیند است. درواقع چیزی که سازمان و فرآیند و اجزای آن را آزار داده و فرسوده می کند و آن را از کارایی مطلوب دور می کند بی نظمی است. بی نظمی های محیطی، ساختاری، رفتاری، بی نظمی تصمیم گیری و بی نظمی بازخوردی مهم ترین این بی نظمی ها هستند. بی نظمی هایی که درنهایت به مشتریان سازمان انتقال یافته و بنیان اصلی کسب وکار را تحت تأثیر قرار می دهند.

مجموعه اقداماتی که سازمان ها در قالب راهکارهای سخت و نرم در پیش می گیرند برای مبارزه و مقابله با این بی نظمی هاست. اقداماتی که امروز در کشور ما و در کسب وکارها بسیار رواج دارد، عبارت است از:

-بازمهندسی ساختار و فرآیندهای سازمانی

– به کارگیری نظام های مدیریتی استاندارد

– طراحی نظام های انگیزشی کارکنان

– طراحی نظام های ارزیابی عملکرد سازمان و به کارگیری شاخص های عملکردی

– به کارگیری نظام های گردش شغلی

– مکانیزه کردن فرآیندها و به کارگیری نظام های خودکارسازی.

اغلب سازمان ها در کشور ما در طول حیات خود دست کم به سراغ یکی از این راهکارها رفته اند و البته کمتر سازمانی را می توان یافت که به نتایج مورد انتظار خود دست یافته باشد.

اما همانطور که گفته شد در این زمینه دو سوال مطرح می شود.

۱- چرا این راهکارها در کشورهای توسعه یافته منسوخ شده است و راهکار آنها در برخورد با مشکلات چیست؟

۲- چرا این راهکارها در کشورهای کمتر توسعه یافته (مانند ایران) همچنان به کار می رود و راهکار نهایی ما برای این رویارویی چیست؟

ادامه دارد….

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *