کانون اندیشه خلاق| وقتی قرار به خلاقیت باشد …

آرشیو ها

22

جزء گمشده برنامه های بازاریابی۲

جزء گمشده برنامه های بازاریابی۲

در ادامه پست قبل :

مدیرعامل شرکت دارای بیشترین میزان مسئولیت در قبال موفقیت یا شکست یک نام تجاری است. احتمالا شرکت های خدمات تکنولوژی این اصل روابط عمومی را بهتر درک می کنند، در واقع اکثر شرکت های تکنولوژیکی، سخنگویی در سطح شهرت خود شرکت دارند.

  • بیل گیتس و مایکروسافت
  • لری الیسون و اوراکل
  • اسکات مک نیلی و سان مایکرو سیستمز
  • لوگرستنز و آی بی ام
  • استیو جابز و اپل کامپیوتر
  • تام سایبل و سایبل سیستمز

در گستره تکنولوژی، اگر مدیرعامل شرکت شما معروف نیست، احتمال این که شرکت شما معروف و موفق شود، بسیار کم است.

حال اگر مدیر عامل شرکت شما در برخورد با رسانه ها چندان موفق نیست، چه باید کرد؟ پاسخ اساسی به این سوال این است که به یک مدیر عامل جدید احتیاج دارید. به عنوان یک مسئله عملی، شرکتی با مدیر عامل بدون اقتدار باید شخص جدیدی را بیابد که کاملا قادر به بر عهده گرفتن این نقش باشد و او را سخنگوی شرکت قرار دهید.

روابط عمومی در موفقیت دراز مدت یک کمپانی و نام های تجاری محصولات آن، به قدری مهم است که مدیرعامل باید تقریبا نیمی از زمان خود را به این مسئله اختصاص بدهد. امروزه عصر، عصر روابط عمومی است و تاثیر آن بر مدیر عامل به اندازه تاثیر آن بر بقیه سازمان است.

به موفقیت های گذشته و نام های تجاری بزرگ دقت کنید. اکثر آن ها از طریق روابط عمومی به موفقیت رسیده اند، و بسیاری از موفقیت های روابط عمومی به واسطه یک سخنگوی مشهور به دست آمده اند.

11

جزء گمشده برنامه های بازاریابی

جزء گمشده برنامه های بازاریابی

جزء گمشده بسیاری از برنامه های بازاریابی، سخنگوی شناخته شده و مشهور است. محصولات، بازاریابی را به وجود نمی آورد، بلکه اشخاص آن ها را می سازند. رسانه ها نمی توانند با یک اتومبیل، یک قرص نان و یا یک قوطی ماءالشعیر مصاحبه کنند، آن ها فقط می توانند با اشخاص واقعی و زنده مصاحبه کنند.

با این حال بسیاری از برنامه های روابط عمومی بر خود شرکت و یا محصول یا خدمت جدیدی که آن شرکت معرفی کرده است، تمرکز می کند. البته محصولات جدید ممکن است به همراه نقل قول ها و اظهارنظرهایی از اشخاص متعدد داخل یا خارج از شرکت معرفی شوند؛ ولی اغلب تمرکز روی نظر یک شخص به خصوص قرار نمی گیرد. و دلیل آن ها ها این است که آن ها ” نمی خواهند اعتبار این محصول جدید فوق العاده را به یک نفر اختصاص دهند” این حاصل یک تلاش دسته جمعی است.

در روابط عمومی چیزی تحت عنوان تلاش دسته جمعی وجود ندارد. شبکه های NBC, CBS و ABC نمی توانند که با کل تیم شرکت مصاحبه کنند. آن ها می خواهند روی شخصی که دارای بیشترین مسئولیت در قبال این محصول جدید فوق العاده است، تمرکز کنند. شخص سخنگو، چهره و صدای نام تجاری است. موفقیت کامل هر برنامه روابط عمومی تا حدود زیادی به میزان تاثیرگذاری سخنگوی آن برنامه،  بستگی دارد. این که چه کسی را به عنوان سخنگو انتخاب کنید، تصمیم حیاتی ای است که نباید ساده از کنار آن گذشت.

چه کسی بهترین سخنگو خواهد بود ؟ در بیشتر موارد مدیرعامل شرکت.

ادامه مقاله در پست بعد…

سقوط گاردن دات کام Garden.com

سقوط گاردن دات کام Garden.com

سقوط گاردن دات کام Garden.com

گاردن دات کام که تقریباً همزمان با هوم پورتفولیو شکوفا شده بود، پژمرد و جان سپرد. وسعت بازار باغبانی چقدر است؟
از قرارمعلوم باغبانی محبوب ترین سرگرمی اوغات فراغت امریکاییان است. صنعتی که سالانه ۴۷ میلیارد دلار؛ تقریباً دو برابر بیشتر از تجارت کتاب پول می سازد. اگر گاردن دات کام می توانست فقط ۵ درصد از بازار را به دست بگیرد، سود سالیانه ای برابر با ۲/۳ میلیارد دلار عایدش می شد. سودی بسیار بیشتر از تجارت کتاب آمازون دات کام.
با یک چنین اعداد و ارقامی، عجیب نبود که گاردن دات کام بتواند از محل سرمایه گذاری های خارج از شرکت، مبلغ ۱۰۶ میلیون دلار کسب کند که متاسفانه مفید فایده نبود و در نوامبر ۲۰۰۰ سایت تعطیل شد. سقوط گاردن دات کام Garden.com
یک سوال هنوز بدون پاسخ مانده بود، چرا من باید لوازم مورد نیاز باغبانی ام را از سایت گاردن دات کام تهیه کنم؟
نظر عمومی بر این است که این سایت و بسیاری از سایت های مشابه به خاطر تبلیغات بد زمین خوردند. ولی این نظر منطقی به نظر نمی رسد. چطور ممکن است یک آژانس تبلیغاتی با خودش فکر کند: این یک سایت اینترنتی است، بگذارید تبلیغ مزخرفی برایش بدهیم؟!
منطقی تر است اگر فکر کنیم که تبلیغات برای سایت های اینترنتی، نه بهتر و نه بدتر از تبلیغات به معنای عام کلمه است. ولی از انجایی که سایت های تجاری اینترنتی، عناوین تجاری جدیدی هستند، تبلیغات ابزار چندان مناسبی برای به جلو راندن آنها محسوب نمی شود. سقوط گاردن دات کام Garden.com

انواع بازاريابى در حوزه تبلیغات

انواع بازاریابى در حوزه تبلیغات

انواع بازاریابى در حوزه تبلیغات

در ادامه پست قبل مربوط به بررسی انواع بازاریابی در حوزه تبلیغات خواهیم داشت:

بازاریابى مکان: یکى از مهم ترین منابع بسیارى از کشورها یا شهرها، جذب «گردشگر» یا «توریست» است. توانایى در بازاریابى مکان ها، بناها، ساختمان‌هاى تاریخى و تفریح‌گاه‌ها، نیازمند آشنایى با فعالیت‌هاى بازاریابى ویژه‌اى است که افراد خاصى را می‌طلبد. بازاریابى مکان یعنى تمام فعالیت‌هاى مربوط به آگاه کردن، جذب نظر مردم و جذب آن‌ها و تغییر طرز تلقى آن‌ها از مکان‌ها و امکانات یک شهر، منطقه یا کشور. بازاریابى مکان به تحقیق، برنامه‌ریزی، آموزش، تسهیلات و امکانات گوناگون نیاز دارد. این نوع بازاریابى براى جامعه بسیار سازنده و مفید است. متأسفانه ایران با این که امکانات طبیعى و تاریخى و دیدنى بسیاری دارد، تاکنون نتوانسته است در این نوع بازاریابى نقش مناسبى داشته باشد.

‏بازاریابى ایده: ایده ها نیز می‌تواند بازاریابى شود. از یک سو، به طورکلى بازاریابى را مى‌توان بازاریابى ایده نامید، ولى به طور خاص منظور از بازاریابى ایده، بازاریابى ایده‌هاى اجتماعى است. بازاریابى ایده یعنى ارائه و عرضه اندیشه، نظر یا ایده براى ایجاد تفاهم، تغییر رفتارها و باورهاى مردم و سازمان ها. به عنوان مثال؛ ایده هایى همچون بهداشت عمومى براى کاهش مصرف سیگار، اعتیاد به الکل، استفاده نابه‌جا از دارو و حتى پرخورى، برنامه‌هایى براى حمایت از حیات وحش، هواى پاکیزه و حفاظت از محیط زیست، و برنامه‌هایى براى تنظیم خانواده، حقوق بشر و برابرى نژادى.

‏بازاریابى خدمات: در بسیارى از جوامع حدود ۴/۳ نیروى کار غیر کشاورزى در صنایع خدماتى فعالیت دارند و حدود ۳/۲ ‏تولید  ناخالص ملى را به عهده گرفته اند. شغل‌هاى خدماتى در دوران رکود و کسادى بیش از شغل هاى تولیدى فعال اند. حدود ۲/۱ ‏پول‌هایى که مصرف‌کنندگان خرج مى‌کنند، براى امور خدماتى صرف مى‌شود. میزان استفاده از خدمات و اشتغال به کارهاى خدماتى در همه جوامع روبه افزایش است. هر چه امور تجارت و فعالیت‌های پیچیده تر و رقابتی‌تر باشد، امور خدماتى رشد بیشترى می‌یابد. بنابراین که ایران ناگزیرند با اداره بهتر سازمان‌هاى خود در دنیاى فعال و پررقابت امروز با اصول بازاریابى خدماتى آشنا شده و از فنون بازاریابى در ارائه خدمات و ارضاى نیاز مشتریان خود بهره گیرند.

بررسی بازاریابی در حوزه تبلیغات

بررسی بازاریابی در حوزه تبلیغات

بررسی بازاریابی در حوزه تبلیغات

امروزه بسیاری از صاحب نظران و متخصصان حوزه تبلیغات تعاریف مختلفی از بازاریابی ارائه داده‌اند، به طوری که بسیاری از آن‌ها بازاریابی را فرآیندارضای نیازها و خواسته‌های بشر تعریف می‌کنند. به نظر فیلیپ کاتلر، برجسته‌ترین صاحب‌نظر در این رشته، بازاریابی عبارت است از«فعالیتی انسانی در جهت ارضای نیازها و خواسته‌ها از طریق فرآیند مبادله».

در واقع بازاریابى به دنبال تأمین و ارضاى نیازهاست و به طور مداوم تلاش می‌کند که این کار را بهتر انجام دهد. درحقیقت، شیوه هاى بهتر ارضاى نیاز است که سازمان هاى موفق را از سازمان‌هاى ناموفق متمایز می‌کند. بنابراین بازاریاب‌ها همواره باید به دنبال آن باشند که بررسى کنند که به چه صورتى می‌توانند بهتر، بیشتر، سریع تر، دقیق‌تر و درنهایت با کیفیت مناسب‌تر کالایى توأم با خدمات ارائه دهند.

‏دکتر محمود محمدیان متخصص تبلیغات و استاد دانشگاه ‏نیز تعریفى دیگر از بازاریابى ارائه کرده است. از نظر او بازاریابى یعنى طور دیگر دیدن؛ روش بهترى خلق کردن و روى هم رفته بازاریابى همان خلاقیت مستمر در ارائه کالا و خدمات بهتر است. در اصل، بازاریابى مدیریت تغییر است؟ تغییرى در جهت رسیدن به وضعیت بهتر و ارائه کالا و خدمات بهتر.

اجزای بازاریابی

براى بازاریابى اجزاى مختلفى درنظر گرفته شد.  جروم مک‌کارتى در سال هاى آغازین دهه ۱۹۶۰ اصطلاح آمیزه یا اجزاى بازاریابى را که مرکب بود از چهار عامل کالا، قیمت، توزیع و ترویج مطرح کرد.

‏از آن جاکه این چهار عامل با حرف انگلیسىp  آغاز می‌شود به ۴p ‏معروف شد و توانست به وضعیت ادبیات بازاریابى سر و سامان دهد. بعد از مطرح شدن این  pها، هر مطلبى که وارد بازاریابى می‌شد، یا باید در این ۴p‏جاى می‌گرفت یا pهاى متفاوتى براى آن درنظر گرفته می‌شد. به همین دلیل، دیگر نمی‌توان عنوان کرد که pهاى بازاریابى یا اجزاى بازاریابى عوامل قابل کنترلى در بازار هستند، زیرا برخى از اجزاى این pها را نمی‌توان کنترل کرد و نمی‌توان ادعا کرد که این‌ها قلمروى مطالعاتى بازاریابى هستند. چون بسیارى از موارد مطرح شده. در حوزه بازاریابى جزو این pها در نظر گرفته نشده است.

انواع بازاریابى

‏بازاریابى داراى دامنه بسیار گسترده‌ای  است که تمام امور زندگى بشر را دربرمیگیرد؟ زیرا طبق تعریف، محصرل هر چیزى است که به نحوى نیاز یا خواسته‌اى را برآورده ‏سازد. با این تعریف می‌توان شخص، سازمان، ایده‏، مکان، خدمت و هر نوع کسب و کار  تجارى یا غیرتجارى را نیز محصول قلمداد کرد؛ درنتیجه هرکدام از آن‌ها نیاز به بازاریابى با مفهوم کامل و ابعاد گسترده ‏آن دارد. بازاریابى خود (شخصى): بازاریاب موفق کسى است که پیش از هر نوع فعالیت بازاریابى براى محصول یا سازمان بتواند توانایی‌هاى خود را به درستى بشناساند. بازاریابى شخصى یعنى تمام فعالیت هایى که براى ایجاد، حفظ یا تغییر طرز فکر و برداشت رقبا و دیگران نسبت به فرد انجام میگیرد. این نوع بازاریابى اگرچه در مورد شخصیت هاى سیاسى، ورزشى، هنرى، ادبى و علمى مطرح است، اما مى‌تواند براى هرکس در هر جا از استخدام تا ازدواج و دیگر امور زندگى موثر و مفید باشه. بازاریابى شخصى باعث افزایش اعتماد به نفس، افزایش امید و رشد میزان کامیابى افراد مى‌شود. در این نوع بازاریابى باید حد اعتدال را درنظر بگیریم و با ترفندها، فنون و شیوه‌هاى اجراى آن آشنا باشیم. بازاریابى شخصى یعنى شناساندن و عرضه قابلیت‌ها و توانایى‌هاى خود به افرادى که خواهان و نیازمند آن هستند. چه بسیار افرادى که داراى استعدادها و تخصص ها و ایده‌هاى بسیار ارزنده‏اى بوده، می‌توانسته‌اند پاسخگوى نیازهاى فردى و اجتماعى بسیارى باشند، اما به علت عدم توانایى در بازاریابى خود، در حوزه‌هایى محدود فعال بوده‏، یا منزوى و مأیوس مانده‏اند.

‏بازاریابى سازمان : سازمان‌ها نیز باید خود را به درستى به مردم معرفى کنند. بازاریابى سازمان یعنى تمام فعالیت‌هایى که باعث ایجاد، تغییر یا حفظ طرز تلقى، رفتار و برداشت مخاطبان نسبت به سازمان می‌شود. مسئولان روابط عمومى‌سازمان‌ها بازاریابانى هستند که مى‌توانند سازمان را در جامعه به درستى بشناسانند و تصویرى مثبت از آن ارائه دهند، یا این که آن را تضعیف یا بی‌اعتبار کنند. بازاریابى جدید بر این باور است که همه کارکنان شرکت با روحیه بازارگرایى همگانى، بازاریابان سازمان هستند و در ایجاد ذهنیت و تصویرى مثبت از سازمان در جامعه نقش مهمى دارند. در بازاریابى سازمان باید تجسم و تصور مرد‏م را نسبت به سازمان به دقت ارزیابى کرد و آن را بهبود بخشید.


تکنیک تبلیغات مبتنی بر اسطوره ها

تکنیک تبلیغات مبتنی بر اسطوره ها

تکنیک تبلیغات مبتنی بر اسطوره‌ها

اسطوره، به تعبیری، بر اساس تجربه‌های ناب انسانی، تلاش برای شناخت ساحت هستی و باطن انسان و انعکاس و نمایان‌سازی حقایق زندگی شکل یافته درگذر زمان است. برخی به‌اشتباه گمان می‌کنند که اسطوره مختص به گذشته بسیار دور است و دستاورد بشر در دوره‌های کهن به‌حساب می‌آید.درصورتی‌که همواره زنده است و به رودی پرخروش می‌ماند که سکون ندارد و به‌پیش می‌رود و می‌توان از آن به‌ویژه در تبلیغات استفاده کرد. در حقیقت اسطوره‌های هر قوم و ملتی با توجه به شرایط اجتماعی، فرهنگی، اعتقادی،…خاص همان منطقه ساخته و درگذر زمان کامل‌تر می‌شوند. هرچند در قالب تمدن‌های باستان، اسطوره‌ها از قهرمانان و سلحشوران ملی ساخته می‌شد. اسطوره‌ها در تبلیغات نیز تاکنون نقش مهمی را ایفا کرده‌اند و سازندگان آثار تبلیغاتی مختلف به هر صورتی از عناصر آن در آثار تبلیغاتی مختلف استفاده کرده‌اند از نام و نشان‌های تجاری گرفته که به‌وفور در برخی از نمادهای اسطوره‌ای مشاهده می‌شود تا شعارها و پیام‌های تبلیغاتی. چراکه فیلسوفان زیبایی‌شناس و هنرمندان به اسطوره‌ها و عناصر آن‌ها بسیار علاقه‌مند هستند.

تکنیک تبلیغات مبتنی بر اسطوره ها

تکنیک تبلیغات مبتنی بر اسطوره ها

به هر صورت، اسطوره در باطن آدمی وجود دارد و آسان از آن بی‌اطلاع است. در این میان، برخی از متخصصان تبلیغات بر آن هستند تا یک شیوه و راه را برای شناخت و استفاده از اسطوره‌ها در امور تبلیغات برگزینند. بسیاری فکر می‌کنند که تجارب بشری درگذشته در زمینه‌های مختلف تبلیغاتی، مدیریتی، بازاریابی،… به کار نمی‌آید و به همین دلیل آن‌ها را نادیده می‌گیرند.این افراد گمان می‌کنند که تجارب گذشته قابل‌اجرا نیستند و باید آن‌ها را نابود و تجارب جدیدی را دنبال کرد. درصورتی‌که بهترین راه استفاده از تجارب ارزشمند گذشته و تکمیل آن است. یعنی می‌توان با قرار دادن با قرار دادن تجارب مختلف به‌ویژه تجارب تبلیغاتی انسان درگذر زمان در کنار یکدیگر، شکل کامل‌تری از آن را ساخت؛ و بدین ترتیب، خود را بهتر شناخت. یقیناً هیچ تجربه‌ای به‌آسانی به دست نیامده است و تنها در یک مقطع زمانی قابل‌استفاده نیست. ازاین‌رو، باید به تلفیق اندوخته‌ها دست زد و هیچ تجربه نابی به‌خصوص تجربه‌های اسطوره‌ای را نابود نکرد.

باید پذیرفت که در بسیاری از امور تبلیغاتی، متخصصان خواسته و ناخواسته، اقدام به اسطوره‌سازی می‌کنند و در قالب داستان‌های اسطوره‌ای که پدید می‌آورند، بسیاری از پیام‌های تبلیغات را به نمایش گذاشته‌اند. در اسطوره‌سازی- که همواره در هر شرایطی صورت می‌پذیرد- به مسائلی چون حضور شخصیت‌های اسطوره‌ای درصحنه‌ها و پیام‌های مختلف، داشتن توانمندی جسمانی و فکری بالا، داشتن هوش و استعداد خوب، داشتن سرعت عمل بالا، داشتن خصوصیات اخلاقی برجسته و بهره‌مندی از فضا و مکان در کنار نیروهای فوق طبیعی، توجه می‌شود.

برگرفته از کتاب تکنیک ها و تاکتیک های تبلیغاتی

تفاوت موجود بین تبلیغات و روابط عمومی

تفاوت موجود بین تبلیغات و روابط عمومی

تفاوت موجود بین تبلیغات و روابط عمومی

اگر به دنبال یافتن شغلی هستید یا قصد تبلیغ برند و کسب‌وکار خودتان رادارید، ممکن است سؤال‌هایی در رابطه با تبلیغات در مقایسه با روابط عمومی داشته باشید. این دو صنعت باوجود شباهت‌های بسیار، دو صنعت کاملاً متفاوت از یکدیگر هستند.

پنج خصوصیتی که در ادامه در رابطه با آن‌ها توضیح می‌دهم به شما کمک می‌کند تفاوت‌های سطحی این دو صنعت را به‌خوبی بشناسید:

۱- فضای پولی یا پوشش رایگان

تبلیغات: شرکت برای فضای تبلیغاتی هزینه می‌کند و شما به‌خوبی می‌دانید که تبلیغ شما در چه زمانی چاپ می‌شود یا در رسانه پخش‌شده و روی آنتن می‌رود.

روابط عمومی: شغل شما به دست آوردن توجه و تبلیغات رایگان برای شرکت است و این شامل کنفرانس‌های خبری تا مطالب مطبوعاتی می‌شود.

 

۲- کنترل خلاقانه یا عدم کنترل

تبلیغات: ازآنجایی‌که برای فضای تبلیغاتی موردنظر خود هزینه‌ای پرداخت می‌کنید، در رابطه با هر آن چیزی که در متن آن تبلیغ گنجانده می‌شود کنترل کامل و خلاقانه دارید.

روابط عمومی: در عرصه روابط عمومی شما هیچ کنترلی برای روی اطلاعات منتشرشده از طریق رسانه‌ها ندارید، اینکه آیا آن‌ها اصلاً تمایلی به استفاده از اطلاعات ارائه‌شده توسط شما دارند یا خیر. درواقع آن‌ها مجبور به پوشش دادن رویداد یا مطلب مطبوعاتی شما ندارند، چراکه شما باید چیزی را برای آن‌ها ارسال کنید و آن‌ها در مورد آن نظر دهند.

۳- طول عمر

تبلیغات: ازآنجایی‌که برای فضای تبلیغاتی موردنظر خود باید هزینه‌ای پرداخت کنید، تا جایی که بودجه شما اجازه می‌دهد می‌توانید این تبلیغات را تکرار کنید و از فرصت بازپخش آن بهره ببرید. به‌طورکلی یک تبلیغ دارای طول عمر بیشتری نسبت به یک متن تهیه‌شده برای حوزه روابط عمومی است.

روابط عمومی: شما تنها یک مطلب مطبوعاتی در رابطه با محصول جدید برای یک‌بار تهیه و ارائه می‌کنید. در رابطه با یک کنفرانس خبری نیز به همین شکل، یعنی محتوای شما تنها یک‌بار در دیدرس مخاطبان این رسانه‌ها قرار می‌گیرد و یک ویراستار هرگز برای دو یا سه نوبت اقدام به انتشار مطلب مطبوعاتی شما نمی‌کند.

 

۴- مصرف‌کنندگان هوشمند

تبلیغات: مصرف‌کنندگان در حین خواندن متن تبلیغ به‌خوبی می‌دانند و متوجه می‌شوند که هدف از آن فروش یک محصول یا خدمت به آن‌ها بوده است و اینکه ما به‌عنوان مسئول و مدیر تبلیغات یا روابط عمومی برای رساندن پیام خودمان به وی هزینه‌ای را صرف کرده‌ایم و درنتیجه در برابر پیام گارد می‌گیرد.

روابط عمومی: زمانی که یک فرد محتوا و متن نوشته‌شده در رابطه با محصول یا خدمت شما توسط یک شخص سوم در یک رسانه را موردمطالعه قرار می‌دهد یا برنامه‌ای در مورد آن در تلویزیون می‌بیند، به‌خوبی می‌داند که شما هزینه‌ای ریالی در مورد این پوشش رسانه‌ای نداشته‌اید و به‌گونه‌ای متفاوت از تبلیغات آن را در نظر می‌گیرد. این‌گونه درواقع به ایجاد اعتبار و ارزش برای برند کمک شایان توجهی کرده‌اید.

 

۵- خلاقیت یا تنها طنین و اختلالی در روند اخبار

تبلیغات: در حوزه تبلیغات شما باید از خلاقیت خود به‌منظور آفرینش کمپین‌ها و محتوای جدید تبلیغاتی استفاده کنید.

روابط عمومی: در بخش روابط عمومی همواره باید به دنبال یافتن نشانه یا به‌اصطلاح بویی از اطلاعات باشید و بتوانید از آن اطلاعات کسب‌شده یک خبر داغ و جنجالی تهیه کنید. از این طریق خلاقیت خود را بکار می‌گیرید، درواقع خلاقیت برای یافتن راه‌هایی برای مطلع شدن از اخبار و اطلاعات جدید.

بزرگترین اشتباهات بازاریابی محتوا

بزرگترین اشتباهات بازاریابی محتوا

۱- همواره در مورد محصول و خدمات خود صحبت نکنید

اگر یک تبلیغ تلویزیونی، یک شبکه تلویزیونی خرید خانگی یا یک نمایشگاه را قبلاً دیده باشید، به‌خوبی می‌دانید که این موارد همه و همه فقط در مورد محصول خودشان صحبت می‌کنند، این استراتژی را برای محتوای آنلاین خود استفاده نکنید. باوجوداینکه همه این کار را می‌کنند، اما مطمئن باشید که مشتریان شما از این موضوع خوشحال نمی‌شوند. در رابطه با یک مشکل بنویسید و مرحله‌به‌مرحله در مورد حل و رفع آن با استفاده از محصول خودتان توضیح دهید، البته این هم همچنان یک تبلیغ است، ولی در پوشش یک محتوای آموزشی ارائه‌شده است.

۲- با مشتریان خود تعامل برقرار کنید

اگر محتوایی فوق‌العاده تولید می‌کنید، احتمالاً مخاطبان شما بر روی سایت شما و یا شبکه‌های اجتماعی انتشاردهنده آن شروع به ابراز نظر و عقیده خود می‌کنند. زمانی که چنین می‌شود، باید حتماً به این نظرات پاسخ دهید. به هر یک به‌صورت کاملاً شخصی و انفرادی پاسخ دهید و در پاسخ از نام آن‌ها استفاده کنید. اگر با محتوا و نظر شما مخالف هستند، ازنظر آن‌ها تشکر کنید، اما وارد هیچ‌گونه بحثی با آن‌ها نشوید. از طریق تعامل داشتن با مخاطبین و خوانندگان خودتان، شما درواقع در حال تبلیغ کردن برای محصول خودتان، شرکت خودتان هستید، البته بدون اینکه مخاطب شما به این موضوع پی ببرد.

بزرگترین اشتباهات بازاریابی محتوا

بزرگترین اشتباهات بازاریابی محتوا

۳- عدم وجود فراخوان به عمل

گاهی اوقات شاید روی آوردن به شیوه‌های فروش سخت خوب و مناسب باشد. اگر یک متن تبلیغی یا توصیفی در مورد محصول خود تهیه‌کرده‌اید، اگر به‌طور مستقیم از مشتری درخواست خرید محصول را داشته باشید، نه‌تنها خوب است، بلکه حیاتی است. این گفته قدیمی را به یاد داشته باشید که اگر شما درخواست خرید از مشتری را مطرح نکنید، نباید خریداری شدن محصول خود را هم انتظار داشته باشید.

۴- فراموش کردن ایمیل

امروزه همه و همه به شما می‌کنند که برای بازاریابی فقط و فقط بر روی شبکه‌های اجتماعی تمرکز داشته باشید. البته شکی نیست که شبکه‌های اجتماعی بخش مهمی از استراتژی بازاریابی محتوایی شمارا تشکیل می‌دهند اما هرگز آن لیست ایمیل‌های وفادار به خودتان و برند خودتان را فراموش نکنید. به‌طورکلی ایمیل نرخ تبدیل بیشتری نسبت به شبکه‌های اجتماعی دارد و مشتریان شما هم در فضای ایمیل نسبت به شبکه‌های اجتماعی انتظار دیدن چیزی فروش محور را بیشتر دارند.

۵- عدم توجه به هدف‌گذاری مجدد

اگر برای تولید یک بخش از محتوای خودتان به چیزی در حدود ۵ ساعت زمان نیاز دارید، این محتوا نمی‌تواند تنها به‌عنوان یک فعالیت و یک تلاش در نظر گرفته شود که پس‌ازاین ۵ ساعت دیگر کار تمام‌شده و نیاز به کار مجدد و مضاعف بر روی آن وجود ندارد. تولیدکنندگان بزرگ محتوا به‌خوبی می‌دانند که یک محتوا تولید برای یک هدف دارای کاربردها و استفاده‌های بسیار زیادی است. مصلا یک ویدئو می‌تواند تبدیل به یک محتوای وبلاگ برای شما شود. یک وبینار می‌تواند تبدیل به یک محتوای آموزشی و حتی تبلیغی شود و آن محتوا آموزشی می‌تواند خود در چندین نوبت و بخش قابل تهیه و انتشار باشد. یک قانون سرانگشتی در این رابطه می‌گوید که هر بخش محتوایی که تولید می‌کنید، قابلیت استفاده برای ۵ نوبت متوالی دیگر را هم دارد. پس آن زمان ۵ ساعتی برای تهیه یک بخش از محتوا، خیلی هم زیاد به نظر نمی‌رسد، درست است؟

نتیجه‌گیری

استفاده از بازاریابی آنلاین برای جلب‌توجه مخاطب در فضای آنلاین بسیار لازم و حیاتی است. به روش‌های استفاده از محتوا در فضای آنلاین بیشتر فکر کنید. مطمئناً خودتان به‌عنوان مخاطب وارد این فضا نمی‌شوید که محتوایی مملوء از تبلیغات برای فروش فقط و فقط یک محصول خاص را ببینید. شاید تمایل به خندیدن داشته باشید، بخواهید چیزی یاد بگیرید یا احساس خاصی را تجربه کنید. پس‌ کاری کنید که محتوای تولید شما متناسب با آن چشم‌انداز باشد. سپس در مرحله بعد آن را ترویج و تبلیغ کنید تا خوانندگان زیادی را جلب کنید.

به ارزش‌های موردنظر مشتری اهمیت بدهید

به ارزش‌های موردنظر مشتری اهمیت بدهید

به ارزش‌های موردنظر مشتری اهمیت بدهید

بدون  شک یکی از مهم‌ترین مهارت‌ها در بازاریابی و فروش «مهارت برقراری ارتباط با مشتری» است. برقراری ارتباط برای بازاریاب و فروشنده، یکی از پرکاربردترین مهارت‌ها و از لوازم اصلی موفقیت است. از منظر علم ارتباطات، باید به این نکته مهم توجه داشت که فارغ از اینکه تلاش بازاریاب و فروشنده به عقد قرارداد، به فروش یا به سود منتهی می‌شود یا نه، «برقراری ارتباط مؤثر» مهارت ارزشمندی است که «ماندگاری» کیفیت آن را تعیین می‌کند.

یک مذاکره‌کننده حرفه‌ای هم کسی است که به تداوم یک ارتباط خوب بیشتر می‌اندیشد تا به موفقیت‌آمیز بودن و سودبخشی سریع و کوتاه‌مدت مذاکره، زیرا می‌داند برقراری یک ارتباط سالم و دوست‌داشتنی ولو اینکه سریع و مستقیم به موفقیت ختم نشود، زمینه‌ساز موفقیت‌های بعدی او خواهد بود.

در این میان، ظرایفی وجود دارد که تسلط بر آن‌ها را می‌توان از وجوه تمایز بین بازاریاب و فروشنده موفق و ناموفق دانست.

یکی از نکات مهم در مواجهه با مشتری این است که فروشنده یا بازاریاب باید بتواند علاوه بر توانایی ارائه محصول، تشریح ویژگی‌ها و نقاط قوت و وجوه تمایز کالا یا خدمت مورد مذاکره، شناخت ابعاد محصول و ارائه درست و به‌موقع و کامل آن ابعاد، تشریح مناسب روش‌های تسویه بهای معامله، پیشنهاد تخفیفات ممکن و خدمات پیش، در حین و پس از فروش، به‌موقع و درست و همراه با جزئی‌نگری لازم خواسته‌های مشتری را شناسایی کند و به او نشان دهد که متوجه آن‌ها شده و در سریع‌ترین زمان ممکن راهی برای تأمین این خواسته‌ها پیدا کند.

به‌عبارت‌دیگر باید به مشتری و طرف مذاکره نشان دهد که این خواسته‌ها برای او هم مهم هستند و تلاش لازم و کافی برای برآورده ساختن آن‌ها خواهد کرد.

نکته مهم این است که افزون بر خواسته‌های مربوط به ابعاد محصول و مختصات فیزیکی و قیمتی و ازاین‌دست، خواسته‌های دیگری هم وجود دارند که ممکن است مشتری از آن‌ها سخنی به میان نیاورد یا دست‌کم بلافاصله و در ابتدای مذاکره به سراغ طرح آن‌ها نرود.

به ارزش‌های موردنظر مشتری اهمیت بدهید

به ارزش‌های موردنظر مشتری اهمیت بدهید

از یک بازاریاب و فروشنده حرفه‌ای انتظار می‌رود به توانایی کشف و پاسخگویی سریع به این دست از خواسته‌ها هم مسلط باشد.

به‌عنوان‌مثال: قصد مشتری از خریدن این محصول، برآورده ساختن کدام نیاز روحی یا روانی و شخصی اوست؟

شکی نیست که حفظ حریم شخصی مشتری و رعایت احترام به آن از بزرگ‌ترین اصول ارتباطی است، اما فروشنده و بازاریاب حرفه‌ای باید بتوانند ضمن رعایت این مهم، خیلی زیرکانه لایه‌های زیرین خواسته‌های مشتری را هم کشف کنند.

از نمونه‌های این خواسته‌های پنهان، شاید بتوان به این مورداشاره کرد که مشتری ممکن است محصول ما را به‌قصد هدیه دادن خریداری کند و در چنین وضعیتی، به‌احتمال‌زیاد در زمان مقایسه محصول ما با فروشگاه‌ها و فروشندگان دیگر دنبال ویژگی خاصی می‌گردد که هدیه او را به هدیه‌ای متفاوت تبدیل کند.

این موضوع را نباید تنها به اقلامی محدود دانست که در نگاه اول و به شکل طبیعی ویژگی‌های هدیه را دارا هستند. هر محصولی می‌تواند با چنین قصد یا با نیتی مشابه این، انتخاب و خریداری شود؛ خرید برای یک دوست خاص، برای یک مهمان ویژه، برای یک بیمار، برای یک مسافر، برای یک بزرگ‌تر و موارد متعدد دیگر ازاین‌دست می‌تواند آن خواسته درونی مشتری و تعبیر خاص او از متفاوت بودن باشد.

برای مشتری مهم است و قطعاً اگر با رعایت حریم او بوده باشد، خرسندکننده خواهد بود که ببیند بازاریاب و فروشنده به این خواسته‌ها اهمیت می‌دهند و درصدد برآورده ساختن آن‌ها هستند.

آمیخته بازاریابی

آمیخته بازاریابی چیست؟

آمیخته بازاریابی

به‌طور ساده باید گفت که آمیخته بازاریابی ابزاری است که توسط کسب‌وکارها بازاریابان به‌منظور کمک به تعیین و تفهیم ارزش پیشنهادی یک محصول یا برند مورداستفاده قرار می‌گیرد. آمیخته بازاریابی اولیه که شامل ۴ فاکتور محصول، مکان، قیمت و ترفیع و ترویج می‌شد، برای اولین بار توسط جِروم مک کارتی در سال ۱۹۶۰ معرفی شد. از همین تاریخ به‌خوبی برای شما روشن می‌شود که چقدر این مفهوم در حوزه بازاریابی اهمیت داشته و تا چه اندازه برای منطبق شدن با نیازهای امروزی کسب‌وکارها نیاز به به‌روزرسانی آن احساس می‌شود.

آمیخته بازاریابی چیست؟

آمیخته بازاریابی چیست؟

اما آمیخته بازاریابی توسعه‌یافته شامل ۳ فاکتور اولیه

افراد (people) – تمام شرکت‌ها و کسب‌وکارها وابسته به افراد و آدم‌هایی هستند که آن کسب‌وکارها را اداره می‌کنند، از نیروهای فروش گرفته که در خط مقدم شرکت حضورداشته تا مدیران ارشد سازمانی که جزء تصمیم‌گیرندگان شرکت و کسب‌وکار به‌حساب می‌آیند. بهره‌مند بودن از افراد مناسب برای هر کسب‌وکاری از اهمیتی حیاتی برخوردار است، چراکه آن‌ها هم بخشی از سیستمی هستند که در حال ارائه محصولات و خدماتی به مشتریان هدف است.

فرایند (process) – ارائه خدمت شما اغلب با حضور و در حضور مشتری انجام می‌پذیرد، بنابراین چگونگی ارائه شدن خدمت به مشتری درواقع بخشی از چیزی است که مصرف‌کننده وجهی را برای آن پرداخت کرده است.

شواهد فیزیکی(physical evidence)  – تقریباً تمام انواع خدمات شامل عناصر فیزیکی هم می‌شود، حتی اگر کل مجموع خدماتی که مصرف‌کننده سفارش می‌دهد و مبلغی را برای آن پرداخت می‌کند، درمجموع غیرقابل لمس باشد. به‌عنوان‌مثال، یک سالن آرایش برای مشتری خودش خدمات کامل کوتاهی و آرایش مو ارائه می‌کند و یک شرکت بیمه هم به مشتریان خودش مجموعه از اسناد و اوراق را به‌عنوان گواهی خرید خدمات ارائه می‌کند. حتی اگر این موارد به‌صورت فیزیکی چاپ و پرینت نشده باشند، بازهم بر اساس این تعریف آن‌ها محصولی فیزیکی دریافت می‌کنند.

توجه داشته باشید که این عناصر و فاکتورهای تشکیل‌دهنده آمیخته بازاریابی خدمات جدید هم همچنان بااین‌وجود خیلی جدید نیست و تقریباً از دهه ۱۹۸۰ به بعد در حال استفاده شدن هستند، اما این مهارت و توان بازاریاب است که بتواند بر اساس شرایط و برحسب نوع ارتباطات مورداستفاده از قبیل شبکه‌های اجتماعی و … بداند چگونه باید از هر یک از این موارد آمیخته بازاریابی خدمات استفاده کند تا قادر باشد در شرایط متغیر امروز بازار توقع و انتظار مشتری را برآورده نماید.

توجه داشته باشید که آمیخته بازاریابی برای خدمات دارای عناصر اضافی دیگری هم می‌شود که به‌طور ثابت نمی‌توان به آن‌ها اشاره کرد، چراکه خصوصیات یک خدمت نسبت به خصوصیات یک محصول کاملاً متفاوت است. خصوصیات خدمات به‌طور خلاصه عبارت است از:

عدم مالکیت
– لمس ناپذیری
– تجزیه‌ناپذیری
– نابود شدنی
– عدم تجانس

به همین دلیل و به دلیل عدم امکان یا بسیار سخت بودن استاندارد شدن خدمات در مقایسه با محصولات و کالاها، مدیریت خدمات هم نسبت به کالاها بسیار سخت‌تر است، چراکه خدمات تحت تأثیر عناصری قرار دارند که بعضاً خارج از کنترل ارائه‌کننده خدمات قرار دارد.