کانون اندیشه خلاق| وقتی قرار به خلاقیت باشد …

آرشیو ها

سقوط یک سایت معاملات ملکی

سقوط یک سایت معاملات ملکی

سقوط هوم پورتفولیو دات کام HomePortfolio.com

دومین مشتری، هوم پورتفلولیو، یک سایت معاملات ملکی بود. پس از یک مشاوره و بحث که در آن ما نقطه نظر همیشگی خود یعنی شروع برنامه با روابط عمومی را مطرح کردیم، هر دو موسس سایت با نارضایتی دفتر ما را ترک کردند. همانژور که مطمئن بودیم، ظرف ۲ هفته، تبلیغات تمام صفحه ای آن ها را برای ارائه سایتشان در روزنامه ها و مجلات دیدیم.
پانزده ماه بعد، هوم پورتفولیو فعالیت های عمده اش را متوقف کرد و سایتش به فراهم کننده نرم افزاری مبلمان منزل تبدیل شد.  این یک عملیات بدون سرمایه اولیه نبود.
هوم پورتفولیو در ابتدا یک سرمایه ۵۰ میلیون دلاری در دست داشت. به نظر ما هردوی این سایت ها -هوم پورتفولیتو و وینگزپن بانک- ایده های عالی بودند که با اندیشه تبلیغات محور، در نطفه خفه شدند. ما نمی توانیم به عنوان مشاورین بازاریابی، در اینجا به طور کامل توصیه هایمان را شرح دهیم، ولی مطمئن باشید که اساس آن بر اولویت روابط عمومی است. سقوط یک سایت معاملات ملکی
شاید باید در نقطه شروع، در نبرد روابط عمومی برنده شوید تا بتوانید جنگ تبلیغاتی را آغاز کنید. حال چگونه می توان در نبرد روابط عمومی پیروز شد؟
در ذهنتان یک رسته تازه را ایجاد کنیدکه بتوانید جزو پیشروان أن باشید. بعد باید مطمئن شوید که این رسته جدید به اندازه کافی برای مخاطبان ایجاد انگیزه می کند که از رده بندی های قدیمی به سمت آن کشیده شوند. این کار در حرف ساده ولی در عمل مشکل است. علم بازاریابی اساساً مخالف ایجاد رسته یا رده بندی جدید است. معمولاً اولین سوالی که یک متخصص بازاریابی می پرسد اینست که: ” وسعت بازار فروش این محصول یا خدمت چقدر است؟ ” در یک رسته جدید وسعت بازار صفر است.
تراژدی ای تویز eToys

تراژدی ای تویز eToys

تراژدی ای تویز eToys

یکی دیگر از سایت‌های تجاری پرآوازه، سایت ای تویز بود که در سال ۱۹۹۷ تأسیس شد، و خیلی زود ۶۰ درصد درآمدش را صرف تبلیغات نمود.

این شرکت در ماه مه ۱۹۹۹ مورداستفاده عموم مردم قرار گرفت. و در اولین روز بازار، فروشی معادل ۷/۷ میلیارد دلار، یعنی ۳۵ درصد بیشتر اسباب‌بازی‌فروشی‌های رقیب مثل آر آس “R” Us داشت.

در زمان کریسمس همان سال آی تویز برای یک برنامه تبلیغاتی پرکار، ۲۰ میلیون دلار هزینه کرد. ۱۵ بعد شرکت ورشکست شد. شرکتی که زمانی میلیاردها دلار ارزش مالی داشت، توانست فقط ۱۰ میلیون دلار بابت وسایل موجود در انبار تجهیزات، مبلمان، سرقفلی، علامت انحصاری و آدرس اینترنتی‌اش دریافت کند.

یکی دیگر از شرکت‌های خرده‌فروش اسباب‌بازی که سعی کرد با کمک تبلیغات برای خود یک نام تجاری اینترنتی کسب کند، تویزمارت بود.

سایت تویزمارت دات کام فقط ۴۸۲ روز دوام آورد. باوجودی که در یک معامله جادویی حدود ۵۰ میلیون دلار به کمپانی والت دیزنی اسباب‌بازی فروخته بود و مقداری از این پول را هم برای سرمایه‌گذاری روی یک برنامه تبلیغاتی ۲۱ میلیون دلاری با عنوان اسباب‌بازی‌های خوب استفاده کرده بود.

زمان برای راه‌اندازی یک برنامه تبلیغاتی خیلی زود بود. وب‌سایت تویز مارت احتیاج به سال‌ها و شاید هم دهه‌ها اطلاع‌رسانی داشت که نام خود را به‌عنوان تنها جایی که اسباب‌بازی مخرب و خشن نمی‌فروشد و آخرین پدیده بازی بچه‌ها، پوکمون را ارائه می‌کند به ثبت برساند. این‌گونه پیام‌ها به حمایت کامل رسانه‌ها احتیاج دارد تا به ساخته‌شدن و اعتبار یک نام تجاری منجر شود.

تأثیر شبکه‌های اجتماعی بر میزان فروش

تأثیر شبکه‌های اجتماعی بر میزان فروش

آیا شبکه‌های اجتماعی بر میزان فروش تأثیرگذار هستند؟” یا “نرخ بازگشت شبکه‌های اجتماعی چقدر است؟” مطمئن باشید در طی زمانی که شما در حال پرسیدن این سؤال هستید . . .  تعداد بسیاری هستند که در حال تولید سرنخ‌های بیشتر بوده و تعداد بیشتری از این موارد را تبدیل به مشتری و فروش نهایی می‌کنند. آن‌ها خود را مشغول سؤال پرسیدن و حدس زدن نتایج استفاده از شبکه‌های اجتماعی نمی‌کنند، بلکه یاد می‌گیرند چگونه تأثیرگذاری این شبکه‌ها را بیشتر کنند و پاسخ بهتری از مخاطبین خود در این شبکه‌ها به دست بیاورند.

در ادامه مراحلی که یادآوری می‌کنیم را دنبال کرده و سرنخ‌هایی را تولید کنید که به‌راحتی قادر به کار کردن با آن‌ها و به سرانجام رساندن آن‌ها باشید.

پرسش: تأثیر صفحه من در شبکه اجتماعی فیس‌بوک یا . . . بر میزان بازاریابی و فروش چیست؟

پاسخ: این شبکه سرنخ‌ها و فروش‌هایی را برای شما تولید می‌کند.

شاید خیلی شنیده باشید که “مردم برای فروخته شدن چیزی به آن‌ها در شبکه‌های اجتماعی حضور ندارند!”

این از آن دست توصیه‌ها است که باید بااحتیاط بسیار زیادی به آن نگاه کرد، درعین‌حالی که نباید به آن بی‌توجه بود، اما از نگاهی تمام مردم بر روی شبکه‌های اجتماعی حضور دارند تا خریدار چیزی باشند. این مورد خرید همیشه قرار نیست در ازاء پرداخت شدن وجه نقدی از طرف کاربر صورت بگیرد و تنها می‌تواند در ازاء ارائه وقت و توجه از طرف وی به محتوا شما هم صورت پذیرد.

پس همان‌طور که می‌بینید در عین درست بودن نگاهی تا حدودی سطحی هم به نظر می‌رسد. دقیقاً همین‌الان که شما در حال مطالعه این سطور هستید، بسیاری از مشتریان احتمالی شما در حال مطالعه مطالبی در شبکه فیس‌بوک، توییتر، وبلاگ‌های مختلف، تلگرام، اینستاگرام، لینکداین و . . . به صورتی هستند که بعضاً آن‌ها را به سمت مشاهده و بررسی برخی محصولات و پیشنهادها می‌برد. پس بهتر است به چگونگی استفاده خودتان از این فضای مجازی توجه کنید.

دقیقاً از همان لحظه‌ای که نوع بشر برای اولین بار به این فضا وارد شد، همه ما در حال جستجوی یکی از موارد زیر در این شبکه‌ها هستیم:

– یک‌راه‌حل میانبر برای انجام دادن کارها

– راه‌حل‌هایی برای مشکلات آزاردهنده

– راه‌هایی رایگان برای یادگیری مهارت‌های جدید

– راه‌های بهتر برای رقابت

هرروزه افراد مختلفی در حال تبدیل‌شدن به سرنخ‌هایی برای کسب‌وکارهایی هستند که از این شبکه‌های به شیوه‌ای متفاوت استفاده می‌کنند. به‌عبارت‌دیگر این کسب‌وکارها در حال سرمایه‌گذاری بر روی ارائه راه‌های میانبر، راه‌حل و آموزش‌های رایگانی هستند که این کاربران به آن‌ها نیاز دارند و در عوض این کاربران هم تبدیل به سرنخ‌هایی برای آن‌ها می‌شوند.

هرگز مفهوم “عدم تمایل به فروخته شدن چیزی به خودشان” را با کاربرانی که تشنه دریافت راه‌حلی برای یک مشکل آزاردهنده یا یک تجربه خوب و جالب هستند را اشتباه نگیرید که تفاوت بسیار بزرگی بین این دو وجود دارد. کلید اصلی در این است که:

۱- شناسایی آن مشکل آزاردهنده

۲- نشان دادن راه‌حلی روشن به مشتری برای اقدام کردن در رابطه با آن

۳- ارائه چند نتیجه (گواه) به مشتری بالقوه برای جلب اطمینان و ایجاد حس تجربه مثبت

۴- درنهایت متصل ساختن آن احساس مثبت به چیزی که شما می‌فروشید

توجه داشته باشید که فضای شبکه‌های اجتماعی مملو از افرادی است که یک نیاز، قصدی برای حل یک مشکل یا یک تجربه مهم خودشان را بیان می‌کنند.

مشتریان شما در اشتیاق یافتن

– راه‌هایی برای اجتناب از ریسک‌هایی که تمایل به پذیرش آن ندارند

– راه‌هایی برای رقابت یا متفاوت انجام دادن کاری نسبت به دیگران

– راهنمایی برای سریع‌تر انجام دادن یک کار یا اتخاذ تصمیم‌های بهتر

می‌باشند.

معمول‌ترین عنصر در موارد فروش در شبکه‌های اجتماعی “داستان‌های موفقیت” است

توجه داشته باشید که همه این داستان‌ها یک وجه مشترک دارند و آن اینکه آن‌ها حل‌کننده یک مشکل هستند. این‌ها همگی سرنخ‌ها و فروش‌هایی را از طریق حل کردن مشکلاتی از مشتریان ایجاد می‌کنند که به‌نوعی مرتبط با محصول یا خدمتی است که آن‌ها آن را ارائه می‌کنند. به عبارتی آن‌ها آن‌قدر مشغول ایجاد سرنخ و فروش هستند که دیگر فرصت فکر کردن به چگونگی تأثیر شبکه‌های اجتماعی بر میزان فروش نیستند.

پس از خودتان بپرسید چه . . .

– مشکل مهم و فوری را حل و رفع می‌کنید؟

– مشکل آزاردهنده‌ای را مرتفع می‌کنید؟

– آزادی عملی را فراهم می‌آورید؟

– ارتباطی را ممکن می‌سازید؟

سپس به‌طور ناگهانی می‌بینید که تأثیر شبکه‌های اجتماعی بر میزان فروش خودش را نمایان می‌کند: سرنخ و فروش!

همچنان که جورج برناردشاو یک‌بار گفته بود، “افرادی که می‌گویند “شدنی نیست”، نباید در کار کسانی که در حال انجام دادن آن هستند وقفه‌ای ایجاد کنند.

خصوصیت یک فروشنده موفق

خصوصیت یک فروشنده موفق

خصوصیت یک فروشنده موفق

توجه به خصوصیت یک فروشنده موفق فراتر از چیزی که در کلیشه‌های استخدامی دیده می‌شود، شاید تنها چیزی باشد که سازمان شما به آن نیاز دارد.

همه به‌خوبی می‌دانیم که فروشنده بزرگ و موفق همواره شخصیتی دوست‌داشتنی، خوش‌سیما و البته برون‌گرا دارند، به‌شدت در لباس پوشیدن سخت‌گیر هستند، اغلب از رنگ‌های زرق‌وبرق دار استفاده کرده و مقاوم و پیگیر هستند، درست است؟ البته که نه . . . درواقع شاید خیلی‌ها این‌گونه فکر کنند، اما همچنان که نمی‌توان ویژگی‌های مشخص و روشنی را برای یک رهبر فوق‌العاده مشخص کرد، من هم پیشنهاد می‌کنم که دست از سر کلیشه‌های مرسوم بردارید تا موفق به جمع‌کردن یک تیم فروش بی‌عیب و نقص برای خودتان باشید.

من خودم هم تا مدت زیادی تصور می‌کردم که انتخاب و استخدام گروهی از افراد به‌عنوان فروشنده به همین ترتیب است و باید بر اساس یک سری از کلیشه‌ها اقدام به این کارکرد، دقیقاً مثل بسیاری از کسب‌وکارهای دیگر، و طبیعی است که نتیجه قابل قبولی نمی‌گرفتم و نرخ خروج فروشندگان از تیم من پس از مدتی به نسبت زیاد بود. اما پس از مدتی به این نتیجه رسیدم که ویژگی‌های اصلی یک فروشنده خوب به این شکل نیست و درواقع از همان زمان بود که طعم موفقیت را ذره‌ذره چشیدم.

در ادامه فرمولی را ارائه می‌کنم که خودم برای انتخاب به‌کارگیری فروشنده در نظر گرفته و همیشه به مشتریان و همکاران خودم پیشنهاد می‌کنم:

می‌دانم، شاید بدیهی به نظر برسد، اما صداقت نکته‌ای بسیار حیاتی است. خیلی ساده این خصیصه به معنای دروغ نگفتن یا به عبارت ساده‌تر گفتن واقعیت به مشتریان بالقوه است. به‌عبارت‌دیگر این به معنای آمادگی داشتن برای ارائه اطلاعات با هر میزان اطلاعات در اختیار در هرزمانی است که مشتری از شما درخواست دریافت اطلاعات دارد تا بر اساس آن‌یک تصمیم مناسب اتخاذ کند، این اطلاعات حتی می‌تواند شامل اخبار بد و ناخوشایند هم باشد. البته بدیهی است که ما می‌خواهیم کالا و خدمت خود را بفروشیم، اما از آن واضح‌تر اینکه صداقت در قدم اول موجب در امان ماندن از هرگونه سختی و رنج در قدم‌های بعدی می‌شود.

یک فروشنده موفق همچنین باید اطلاعات کامل و دقیقی از ۱- چیزی که در حال فروختن آن است و ۲- چگونگی توانایی آن محصول به کمک به مشتری بالقوه داشته باشد. زمانی که شما پاسخ لازم برای هرگونه سؤال از طرف مشتری را داشته باشید و بتوانید به‌روشنی و سادگی و با زبان غیر فنی برای مشتری توضیح دهید که چرا محصول شما گزینه خوب و مناسب برای وی به‌حساب می‌آید، پایه‌های اعتماد را در ذهن وی نسبت به خود و برند خود ایجاد کرده‌اید. علاوه بر تمام این مزیت‌های این خصیصه، این خصوصیت موجب می‌شود تا بیش‌ازپیش موجب شگفتی مشتری از عملکرد خودتان شوید.

می‌خواهید شاهد نابود شدن یک فروش بالقوه باشید؟ خوب اگرنه، پس بهتر است فرایند پیگیری را دنبال کنید. به هر دلیلی، عدم دنبال کردن فرایند پیگیری از طرف فروشنده ممکن است ناراحت‌کننده‌ترین و خجالت بار ترین بخش از هر فرایند فروش برای یک مشتری باشد، حتی تا جایی که ممکن است خود به شکست یک فروش منجر شود. تلفن‌ها را پاسخ دهید، در صورت تماس با شما با مشتری تماس بگیرید، ایمیل‌ها را پاسخ دهید، مسئولیت هرگونه مشکل یا نارضایتی را بر عهده بگیرید و به‌خوبی و به‌طور صحیح با آن برخورد کنید و حتی پس تکمیل فروش هم ارتباط خود را قطع نکرده و از بی‌عیب و نقص بودن محصول و خدمت خود اطمینان کسب کنید.

یک فروشنده موفق باید به چیزی که می‌فروشد اعتقاد داشته باشد. این دقیقاً همان‌جایی است که غرایض حیوانی ما واردشده و نقش مهمی را بازی می‌کنند. یک فروشنده ممکن است صداقت داشته باشد، اطلاعات کاملی در رابطه با محصول مورد فروش در اختیار داشته باشد و به‌طور کافی و مناسب اقدام به پیگیری فرایند فروش نماید؛ اما اگر ما به‌عنوان خریدار احساس کنیم که وی به‌خوبی از محصول موردنظر حمایت نمی‌کند و به عبارتی به آن اعتقادی ندارد، رفته‌رفته شک و شبهه‌ای در ذهن مشتری ایجاد می‌شود که حتی ممکن است قادر به بیان آن‌ها هم نباشند.

و درنهایت به‌عنوان آخرین خصوصیت یک فروشنده موفق از این لیست ۵ موردی می‌توان به‌قدری آگاهی از خود اشاره کرد که درواقع می‌تواند موجب شگفتی‌های بسیار زیادی شود. درواقع می‌توان گفت این خصوصیت آخر چیزی نیست که یک فروشنده از ابتدا ملزم به داشتن آن باشد. بلکه باید در طی فعالیت و کار آموزش‌دیده و آن را فرابگیرد. از طریق ایجاد آگاهی از طرز فکر کردن یک فرد و تمایلات رفتاری ما موفق به تشخیص چگونگی برخورد یک فروشنده با موضوعات و مسائل مختلف می‌شویم و از این طریق می‌توانیم به وی آموزش دهیم که برای کسب موفقیت در برابر یک مشتری بالقوه وی چگونه باید رفتار کند که بهترین نتیجه را به دست آورد. شما همیشه نمی‌دانید و نمی‌توانید بدانید که در ذهن مشتری شما چه می‌گذرد، اما اطلاع از روند فکری چگونگی برخورد با مشتری در شرایط مختلف می‌تواند موجب شکل‌گیری رویکردی مؤثر و جامع نسبت به آن‌ها شود.

البته توجه داشته باشید که کلیشه‌های اشاره‌شده در ابتدای این مقاله به‌عنوان موارد ناصحیح را رد نمی‌کنم، اما اعتقاددارم که یک فروشنده در درجه اول باید صادق، مطلع و پیگیر باشد و نسبت به چیزی که در حال فروش آن است اعتقاد و باور کاملی داشته باشد.

ges-adipec-2014-pr-300dpi-9710

آماده‌سازی کارکنان برای فعالیت‌ در نمایشگاه

 آماده‌سازی کارکنان برای فعالیت‌ در نمایشگاه

یکی از اقدامات شما قبل از حضور در نمایشگاه، آماده‌سازی کارکنان برای فعالیت‌های غرفه و نمایشگاه است؛ باید اطمینان یابید که تعداد کارکنان به حد موردنظر نیاز در غرفه حضور خواهند داشت و بازدیدکنندگان مجبور نخواهند بود با دریافت اطلاعات از نمایندگان شما در نمایشگاه، در انتظار بمانند. کارکنان ماهر فروش می‌توانند در هر زمان با دو بازدیدکننده ارتباط برقرار کنند و به پرسش‌های آن‌ها پاسخ دهند و اطلاعات موردنیاز را در اختیارشان قرار دهند. اما حضور تعداد بیش‌تری از کارکنان می‌تواند شکل‌گیری ارتباطات موثر میان شرکت و بازدیدکنندگان را آسان سازد و آن‌ها را به ارائه‌ی سفارش کالا ترغیب کند. به‌این‌ترتیب، فرایند ارتباط فردبه‌فرد صورت می‌گیرد و بازدیدکننده، تاثیرپذیری بیش‌تری را از این ارتباط دریافت خواهد کرد.

آماده‌سازی کارکنان برای فعالیت‌ در نمایشگاه

آماده‌سازی کارکنان برای فعالیت‌ در نمایشگاه

‏برای حضور در غرفه، یکی از مهم‌ترین اقدامات، انتخاب کارکنان متخصص و بهره‌مند از ویژگی‌های رفتاری دوستانه و برون‌گرا است. پس از انتخاب این افراد، آن‌ها را با برترین شیوه‌های حضور در غرفه آموزش دهید تا با  زمینه‌ی ذهنی در مباحثات و مذاکرات با بازدیدکنندگان شرکت کنند و ویژگی‌های محصولات و خدمات خود را به آن‌ها معرفی کنید و بهترین الگوهای ارائه‌ی پیشنهاد خرید و تکنیک‌های فروش و ترفیع کالا را به آن‌ها بیاموزید. در فضای نمایشگاه، کارکنان خود را برای گردش در سالن‌ها و بازدید از سایر غرفه‌ها و بررسی فعالیت‌های رقبا ترغیب کنید تا این افراد بینش عمیقی را در زمینه‌ی سایر کسب‌وکارهای صنعت شما کسب کنند. باوجوداین، گردش کارکنان در فضای نمایشگاه باید کاملا برنامه‌ریزی‌شده باشد؟ به‌طوری که غرفه به ناگهان خالی از پاسخ‌گو برای بازدیدکنندگان نباشد و تعداد افراد حاضر در غرفه به‌گونه‌ای باشد که در تمام مدت، پوشش اطلاعاتی کافی وجود داشته باشد.

‏بسیاری از شرکت‌ها قبل از برپایی نمایشگاه، در فضای درون‌سازمانی خود یک نمایشگاه ساختگی به راه می‌اندازند و به‌این‌ترتیب، تمامی جزئیات را از قبل آماده‌سازی و تمرین می‌کنند. اطمینان یابید که برنامه‌ی حضور شما در :نمایشگاه کاملاً منطقی طراحی‌شده است، غرفه‌ی شما از جذابیت‌های موردنیاز برخوردار است و کارکنان شما برای پاسخ‌گویی به‌تمامی پرسش‌های بازدیدکنندگان آمادگی دارند. برپایی جلسات توفان مغزی با کارکنان در خصوص چالش‌ها و مشکلات احتمالی پیش روی سازمان در طول دوره‌ی برپایی نمایشگاه و حصول اطمینان از وجود آمادگی‌های اطلاعاتی، تدارکاتی و غیره یاری گر است.

‏اگر قصد دارید در غرفه‌ی خود به نمایش فیلم‌های ویدئویی و تلویزیونی بپردازید و یا قصد دارید با نورپردازی و طراحی فضا به شیوه‌ی منحصربه‌فرد، بازدیدکنندگان را تحت تاثیر قرار دهید، پیش از برپایی نمایشگاه اطمینان یابید که تجهیزات موردنیاز همگی آماده ‏هستند.

تفاوت بین آگهی‌های مجله با روزنامه

تفاوت بین آگهی‌های مجله با روزنامه

مجله‌ها از دو ۲ جهت مختلف با روزنامه‌ها متفاوت‌اند. نخست آن‌که، روزنامه‌ها، معمولاً برای عموم خوانندگان نوشته می‌شوند، درحالی‌که مجله‌ها دارای مخاطبان خاصی چون: زنان، نوجوانان، مسیحیان، مدیران تجاری، مهندسان لوله‌کشی، زمین شناسان، و یا نویسندگان هستند؛ درنتیجه استفاده از مجله‌ها برای دسترسی به بخش کوچکی از بازار مؤثر است، درحالی‌که مخاطب روزنامه، توده مردم است.

دوم آن‌که، کیفیت تکثیر مجله‌ها نسبت به روزنامه‌ها به‌مراتب برتر است. به‌علاوه مجله‌ها امتیاز استفاده از تصاویر تمام‌رنگی را در اختیار نویسنده تبلیغات می‌گذارند.

تولیدکنندگان اغلب اوقات از مجله‌ها برای انتشار و تبلیغات خود استفاده می‌کنند، تا به خلق آگاهی عمومی و تصویر ذهنی کمپانی بپردازند. بسیاری از مجله‌ها نیز بخشی را به تبلیغاتی که با سفارش پستی انجام می‌شود، اختصاص داده‌اند.

اما درهرحال، آگهی چاپ‌شده در روزنامه‌ها در مجله، بایستی راهی دشوار را بپیماید تا توجه خواننده را به خود جلب کند.

تفاوت بین آگهی‌های مجله با روزنامه

تفاوت بین آگهی‌های مجله با روزنامه

در مرحله اول، خواننده به دنبال مقاله‌های یک نشریه خواهد بود و نه تبلیغات آن. در بیشتر روزنامه‌های مهم و مشهور، آگهی شما با هزاران آگهی دیگر به رقابت می‌پردازد و اغلب خوانندگان تنها به خواندن سه – چهار آگهی در مجله‌ای معمولی اکتفا می‌کنند. بنابراین عنوان و تصویر مربوطه بایستی خواننده را وادار به توقف کند، چگونه؟ با استفاده از مفهومی که بر اساس علایق شدید و یا منافع خواننده شکل‌گرفته است و یا پاداشی را بشارت می‌دهد.

دفترهای راهنمای تبلیغاتی حکایت دیگری است. زمانی که خریداری به دفتر راهنمای تلفن مراجعه می‌کند . یا صفحه‌های راهنمای صنعتی را ورق می‌زند، بدون شک در جست‌وجوی محصولی خاص است.

پس، دیگر لازم نیست که آگهی شما او را به خرید اتومبیل لیموزین تشویق کند، بلکه بایستی او را متقاعد سازد که از سرویس و خدمات اتومبیل‌های لیموزین شما استفاده کند.

طبیعی است که آگهی‌هایی که در صدر صفحه‌ها قرار می‌گیرند، قبل از سایر آگهی‌ها خوانده می‌شوند. اما درعین‌حال چاپ آگهی‌هایی بر اساس یک نظام الفبایی است و بنابراین نام کمپانی شما در جایگاه خاص خود در دفترهای راهنمای تبلیغات قرار خواهد گرفت.

توماس رجیستری، تولیدکننده مهم‌ترین دفترچه راهنمای محصولات صنعتی، به پژوهش خاصی اقدام کرد، تا تأثیر اندازه یک آگهی را بر واکنش خواننده نشان دهد. این پژوهش نشانگر آن است که بزرگ‌ترین آگهی‌های یک صفحه، ۴۰برابر بیش از یک آگهی تک‌خطی جلب‌توجه می‌کند. شاید شما ازنظر مالی قادر به پرداخت هزینه چنین آگهی نباشید، اما این امری مسلم است. حتی حروف چاپی درشت، دو برابر چاپ معمولی توجه را جلب می‌کنند.

اندازه آگهی شما در نوشتن متن تبلیغ مؤثر است. یک صفحه کامل مجله و یا روزنامه، فرصت و فضای کافی را برای به نمایش درآوردن تصویر دلخواه و نگارش نکته‌های بااهمیت در اختیارتان می‌گذارد. آگهی کوچک‌تر، البته قادر به انعکاس تمامی نکات نیست؛ درنتیجه، اغلب اوقات، از صفحه‌های کامل روزنامه و یا مجله برای ساختن تصویر ذهنی شرکت و یا معرفی محصول استفاده می‌شود؛ از آگهی‌های کوچک به‌منظور برانگیختن حس کنجکاوی مخاطب بهره گرفته می‌شود. بسیاری از آگهی‌های سفارش پستی با استفاده از نسخه‌های کوچک تبلیغاتی نیز موفق بوده‌اند.

منبع: ادبیات تبلیغ

ویژگی‌های خاص فروش خود را به‌دقت سازمان دهید

ویژگی‌های خاص فروش خود را به‌دقت سازمان دهید

ویژگی‌های خاص فروش خود را به‌دقت سازمان دهید

بانک ملی «نورت وسترن» در مینیاپلیس درصدد آگاهی از این نکته برآمده، که آیا جزوه‌هایی که برای افراد، توسط بانک پست می‌شود، خوانده می‌شوند یا خیر؛ و بنابراین این بار، پاراگراف خاصی را به جزوه خود افزود، و آن را برای صد تن از مشترکان ارسال داشت. در این پاراگراف قیدشده بود برای متقاضیانی که علاقه‌مند به دریافت جزوه‌ای شامل ۴۵۰۰ اصطلاح فنی هستند، این جزوه به همراه یک اسکناس ده‌دلاری فرستاده خواهد شد. فکر می‌کنید چند نفر از مشتریان این بانک به دریافت پول مجانی علاقه‌ای نشان دادند؟

هیچ‌کس!

روشن است که ترتیب مطالب و جمله‌های نوشته‌شده در چگونگی خواندن افراد مؤثر است. اگر بانک نوشته‌ی «۱۰ دلار مجانی» را بر روی پاکت پستی خود قرار می‌داد، بسیاری از خوانندگان از آن استقبال می‌کردند.

هنگام نوشتن نسخه آگهی، بایستی با دقت به ترتیب نکات موردنظر خود توجه کنید. آگهی شما احتمالاً دارای یک پیام اصلی است: «مصرف بنزین این اتومبیل کم است» و چندین پیام فرعی: (جادار است و باقیمت مناسب). عنوان بایستی پیام اصلی را منعکس سازد و خطوط اولیه متن نیز باید به تائید عنوان بپردازد. پیام‌های فرعی در لابه‌لای خطوط بعدی متن آگهی ظاهر خواهند شد.اگر آگهی شما طولانی است، هر یک از پیام‌های ثانوی شما می‌تواند دارای شماره و یا سرفصل جدا باشد.

ترتیب پیام‌های فروش شما بر اساس اهمیت نسبی آن‌ها – میزان اطلاعاتی که در اختیار خواننده قرار می‌دهید و نوع تبلیغ – شکل می‌گیرد (نامه، آگهی، داستان خبری و یا تبلیغات تلویزیونی).

تری اسمیت که مدیر روابط عمومی شرکت وستینگهاوس است قاعده ویژه‌ای را برای سازمان‌دهی پیام‌های خود در سخنرانی‌ها و معرفی و ارائه کالا طراحی کرده است.

قانون او به این صورت است: «آنچه را که قصد داری به آن‌ها بگویی، بگو، بازهم بگو. و سپس آنچه را که به آن‌ها گفته‌ای، از نو بگو».

نویسنده یک برنامه معرفی کالا، بایستی ابتدا هدف کلی این معرفی را با در نظر گرفتن پیام‌های مهم آن ارائه کند، سپس خلاصه‌ای از تک‌تک پیام‌ها و نکات اصلی را به نگارش دربیاورد. شنوندگان برخلاف خوانندگان یک آگهی، نمی‌توانند برای یادآوری این نکات به نوشته‌های آگهی مراجعه کنند و بنابراین بیان چکیده مطالب به یادگیری و یادآوری شنوندگان کمک می‌کند.

برتون پین کوس که نویسنده آزاد تبلیغاتی است، الگوی منحصربه‌فردی را برای برنامه‌های فروش خود طراحی کرده است. پین کوس، نامه را با عنوانی آغاز می‌کند که نوید می‌دهد. عملی شدن وعده را به اثبات می‌رساند و ثابت می‌کند که کالای یادشده حاوی تمامی خصوصیاتی است که در آگهی به آن اشاره‌شده است.

سپس خواننده را در جهت سفارش کالا راهنمایی می‌کند و توضیح می‌دهد که چرا بهای این کالا در قبال ارزش آن بسیار ناچیز است.

قبل از آن‌که به نوشتن یک آگهی یا نامه بپردازید، نکات مهم موردنظر خود را بر روی کاغذ بیاورید و آن‌ها را به صورتی معقول، متقاعدکننده و شفاف مرتب کنید و در نوشتن آگهی خود از همین روش پیروی کنید.

منبع : ادبیات تبلیغ

نوشته‌هایی که موجب ارتقای فروش می‌شوند

نوشته‌هایی که موجب ارتقای فروش می‌شوند

نوشته‌هایی که موجب ارتقای فروش می‌شوند، از زمان‌های قبل مورداستفاده قرارگرفته‌اند. بر اساس باور می‌کنید یا نه، اثر ریپلی، نخستین بروشور توسط هر نان کورتز، ۴۶۵ سال پیش نوشته‌شده است. این بروشور توسط چارلز پنجم برای مردم اسپانیا چاپ‌شده بود و فروش کالایی را در ترکیه تبلیغ می‌کرد.

امروزه، به‌ندرت کالا و یا خدماتی بدون بهره‌گیری از نوشته‌های تبلیغاتی در دسترس مشتریان قرار می‌گیرد. آژانس‌های مسافرتی، سوپرمارکت‌ها، فروشگاه‌های بزرگ، تولیدات صنعتی، آژانس‌های بیمه، مشاوران، دانشگاه‌ها و ده‌ها سازمان دیگر مناسبات تجاری خود را بر اساس بروشورها، اعلان‌ها، کاتالوگ‌ها و سایر ابزارهای تبلیغاتی قرار داده‌اند.

نوشته‌هایی که موجب ارتقای فروش می‌شوند

نوشته‌هایی که موجب ارتقای فروش می‌شوند

تبلیغ‌کنندگان به دو دلیل به نوشته‌هایی ازاین‌دست نیازمندند.

نخست کسب اعتبار: افراد یک کمپانی «واقعی» انتظار دارند که از نوشته‌های تبلیغاتی بهره‌برداری کند. هر کس می‌تواند با صرف ۵۰ دلار به تهیه یک کارت تجاری و عنوانی بپردازد و خود را یک شرکت تلقی کند، اما یک بروشور مبین این امر است که شما تازه از راه نرسیده‌اید و دارای تجارب و سوابق طولانی هستید.

دوم: بروشور یک وسیله صرفه‌جویی در وقت است. مردم به اطلاعات چاپی نیازمندند تا همراه خود به خانه ببرند و در زمان فراغت به مطالعه آن بپردازند. اما تایپ کردن اطلاعات برای تک‌تک متقاضیان کار دشواری است. راه‌حل مسئله این است که اطلاعات بنیادین در یک بروشور قسمت اعظم اطلاعاتی را که متقاضی نیازمند است، در اختیار او قرار می‌دهد؛ بقیه اطلاعات را می‌توان از طریق ارسال نامه، تماس تلفنی و یا بازدید از فروشگاه در اختیار آن‌ها گذاشت.

بروشور، تبلیغات و برنامه تماس پستی را تقویت می‌کند و فروشندگان و بازاریاب‌ها از آن به‌عنوان ابزار کار خود استفاده می‌کنند. ارسال بروشور، راهی عملی برای معرفی فوری اساس کار شما به مشتریان، کارمندان و واسطه‌های جدید است.

بروشورها به‌طور دقیق وسیله اطلاع‌رسانی هستند. آن‌ها چگونگی محصول و خدماتی را که می‌توانند به مخاطبان ارائه دهند، اطلاع می‌دهند. بروشور شما بایستی طرز کار کالا را نیز شرح دهد، و این‌که چرا افراد باید درصدد خریدن آن برآیند و چگونه آن را سفارش دهند.

اما یک بروشور خوب، رسالتی بیش از رساندن اطلاعات و توضیح طرز کار محصول را دارد. رسالت اصلی آن متقاعد کردن افراد است. به خاطر داشته باشید که بروشور وسیله فروش است و نه یک جزوه دستورالعمل. بروشور خوب، تنها به فهرست کردن ویژگی‌های محصول نمی‌پردازد؛ بلکه این ویژگی‌ها را به‌صورت منافع مخاطب تفسیر می‌کند – دلایلی که بر اساس آن‌ها مخاطب باید کالا را خریداری کند. یک بروشور خوب نه‌تنها حرف می‌زند، بلکه می‌فروشد.