کانون اندیشه خلاق| وقتی قرار به خلاقیت باشد …

آرشیو ها

تبلیغات به شیوه انفجاری عمل می‌کند

تبلیغات به شیوه انفجاری عمل می‌کند

تبلیغات به شیوه انفجاری عمل می‌کند
روابط عمومی به شیوه آهسته و پیوسته‌کار می‌کند

این موضوع که برنامه‌های تبلیغاتی، به‌خصوص نام‌های تجاری جدید، باید با شیوه انفجاری ارائه شوند، برای تبلیغاتچی‌ها به شکل یک اعتقاد قلبی درآمده است.
هنگامی‌که برای ساخت یک نام تجاری جدید سعی می‌کنید، لازم است که چندین عمل را هم‌زمان انجام دهید. توجه مخاطبین را جلب کنید. نام تجاری جدید را در ذهن مردم جا بی اندازید، و یک یا چند خصوصیت مثبت را بانام تجاری جدید همراه کنید.

این‌یک کار بزرگ است، که تبلیغات شیوه مناسبی برای اجرای آن نیست. روابط عمومی انتخاب به‌مراتب بهتری است.

در حقیقت اگر شما در حال ارائه یک نام تجاری جدید به کمک یک برنامه روابط عمومی هستید، راه دیگری ندارید. ناچارید که از شیوه آهسته و پیوسته ساخت تبعیت کنید؛ چون راه دیگری برای جلب همکاری رسانه‌ها وجود ندارد. به‌آرامی شروع می‌کنید، غالباً با یک اشاره مختصر به نام تجاری‌تان در یک نشریه  نه‌چندان معروف. سپس برنامه را به‌سوی رسانه‌های مهم‌تر سوق می‌دهید. اگر بخت با شما یار باشد، سر از برنامه‌های تلویزیونی Today show یا Moneyline و یا حتی World News Tonight درمی‌آورید.

اگر تاریخ موفق‌ترین نام‌های تجاری دنیا را مطالعه کنید، از اینکه چقدر آهسته شروع کرده‌اند، حیرت‌زده خواهید شد. کوکاکولا در سال اول فقط یک نام تجاری محصولات عرضه‌شده در گالن، در داروخانه‌ها بود.

امروزه بطری‌های کوکاکولا برای ما، ذات این نام تجاری محسوب می‌شوند، ولی چهل‌ودو سال طول کشید که برای فروش بطری‌های کوکاکولا از فروش گالنی آن پیشی بگیرد.

موفق‌ترین مدل کامپیوترهای شخصی Apple II بود که فروش آن به میلیون‌ها دستگاه رسید. بااین‌حال در دو سال اول ورودش به بازار، فقط ۴۳ هزار دستگاه از آن فروش رفت.

تاکتیک هوش مشارکتی در تبلیغات

تاکتیک هوش مشارکتی در تبلیغات

تاکتیک هوش مشارکتی در تبلیغات

تبلیغات مشارکتی یا بهره‌گیری از تکنیک هوش جمعی در تبلیغات، یکی از تکنیک های جدید در زمینه‌ی تبلیغات مدرن است که در تبلیغات بسیاری از شرکت ها، موسسه ها، نامزدهای سیاسی و حتی در تبلیغات اینترنتی و دیگر زمینه‌های تبلیغاتی بسیار گسترش یافته است. برخی از شیوه های اجرایی این تکنیک به شرح زیر است.

‏- وقتی شرکت ها و مخاطبان محتویات جدید و سایت‌های جدید می سازند. سایر مخاطبان این محتویات را کشف می کنند و پیوندهایی به آن می‌دهند و از این طریق محتویات جدید به بدنه‌ی وب متصل و اضافه می‌شود و آن‌ها تبلیغات خود را گسترش می‌دهند. درست همان طور که سیناپس‌ها در مغز شکل می گیرند و ارتباطات آن ها با تکرار و تاکید قوی‌تر می شوند. این تارگستر (وب) هم در نتیجه ی فعالیت مشترک تمام کاربران وب، به نحوی نظام‌مند و زنده رشد می‌کند. برای نمونه «ای‌بی» کنش‌های تبلیغاتی و واکنش های تبلیغاتی به اندازه‌ی کوچک در حد چند دلار را بین افراد مختلف امکان پذیر کرده است و به مدت یک رابط خودکار بین آن‌ها عمل می‌کند. تبلیغات ای‌بی حاصل فعالیت تبلیغاتی مشترک تمام مخاطبان آن است. تبلیغات ای‌بی هم مثل خود وب، به صورت نظام مند در اثر فعالیت تبلیغاتی کاربرانش رشد می کند و نقش شرکت این است که محیطی فراهم کند که فعالیت مخاطبان بتواند در آن اتفاق بیفتد. نمونه‌‌ی دیگر یاهو است که به عنوان اولین نمونه‌ی بزرگ موفقیت در تبلیغات اینترنتی حیات خود را به عنوان یک کاتالوگ یا راهنمای پیوندهای شروع کرد. در این سایت بهترین کارهای هزاران، و بعدها میلیون ها کاربر وب گردآوری شده بود. یاهو مدت هاست که تولید و تبلیغ انواع مختلف محتویات را نیز به تجارت خود وارد ساخته است. ولی هنوز هم نقش این سایت به عنوان یک پورتال، مهم ترین نقش و اصلی ترین ارزش آن است. نمونه‌ی دیگر این هوش مشارکتی در تبلیغات گوگل است.

ویژگی های یک سند یا صفحه. ویکی پدیا، یکی دیگر از شرکت‌هایی است که از هوش مشارکتی برای تبلیغ خود استفاده کرد:

‏- ویکی پدیا، یک دایره المعارف آنلاین است که بر اساس این ایده عجیب شکل گرفته است که هر کسی می تواند یک مدخل جدید اضافه کند یا مدخل های موجود را ویرایش نماید. ویکی پدیا یک تجربه‌ی بنیادگرایانه در اعتماد کردن است و سخن معروف اریک ریموند را که «وقتی تعداد ناظرین زیاد باشد، هیچ چیزی از نظر دور نمی ماند» که در اصل درباره‌ی نرم افزارهای منبع آزاد گفته شده است. در حوزه‌ی سافت محتوا پیاده می کند.

منبع: کتاب تکنیک‌ها و تاکتیک‌های تبلیغات

تبلیغات می‌میرد، روابط عمومی زنده می‌ماند

تبلیغات می‌میرد، روابط عمومی زنده می‌ماند

تبلیغات می‌میرد، روابط عمومی زنده می‌ماند

هیچ‌چیز بیش از تبلیغات قدیمی بلااستفاده نیست. ممکن است یک کپی از آن به دیوار آژانس تبلیغاتی آویخته، و یا در یک کتاب تبلیغات برنده جوایز چاپ‌شده باشد. ولی ازنظر یک مصرف‌کننده معمولی، یک آگهی مثل پروانه است. عمر کوتاهی دارد و زود می‌میرد.

اطلاع‌رسانی چنین نیست. یک گزارش خوب برای همیشه زنده می‌ماند. استراتژی بنیادی روابط عمومی این است که از یک گزارش در یک نشریه استفاده کنند و سپس آن را به نشریه مهم‌تری ارتقا دهند. و یا از یک رسانه (چاپی) به یک رسانه (رادیویی) منتقل کنند. حتی می‌توان به‌جای بالا بردن، گزارش را پایین آورد. وال‌استریت ژورنال اغلب به نحوی از انحنا به نشریات کم‌اهمیت‌تر هم راه می‌یابد.

کامپیوتر و اینترنت این روند را سریع‌تر کرده‌اند. اغلب گزارش گران، قبل از این‌که در مورد یک شرکت یا یک کالای جدید مطلبی بنویسند، با مراجعه به اینترنت، گزارش‌های دیگر پیرامون آن موضوع را جستجو می‌کنند. امکان دارد که یک مطلب در یک نشریه، طی یک سال، در نشریات بسیار دیگری بازتاب یابد.

در روابط عمومی امروز، مسئله مهم این است که اولین گزارش، مثبت و کارآمد باشد.

بنا به طبیعت بشری، گزارش‌های بعدی معمولاً تحت تأثیر، و هم سو با اولین گزارش هستند.

رسانه‌ها به‌مثابه مغز انسان عمل می‌کنند. وقتی چند عبارت و جمله در رسانه‌ها جا افتاد و مستقر گشت، تغییر آن‌ها بسیار دشوار خواهد بود.

رسانه‌ها به صاحب شرکت آرایشی رولن، ران پرلمن میلیاردر لقب داده بودند. اکنون سال‌هاست که فروش رولن پایین آمده و سرمایه‌گذاری‌های دیگرش نیز چندان سودآور نبوده‌اند.

ولی هنوز ازنظر رسانه‌ها، او ران میلیاردر است.

ارزش یک آگهی تبلیغاتی

ارزش یک آگهی تبلیغاتی

ارزش یک آگهی تبلیغاتی

تبلیغات هم از همین الگو پیروی می‌کند. طرفداران آن با نهایت احساس از کارشان دفاع می‌کنند و بر ارزشمند بودن تبلیغات در ساخت یک نام تجاری، توانایی آن در برقراری یک رابطه احساسی با مصرف‌کنندگان، و نیز ایجاد انگیزه خرید پافشاری می‌کنند.

همه این‌ها تااندازه‌ای درست است؛ ولی برای سنجش ارزش تبلیغات هم راه عینی‌ای وجود ندارد؛ زیرا تبلیغات یک هنر است و کارکرد ارتباطی خود را ازدست‌داده است.

ارزش تبلیغات را هم باید از دریچه چشم مدیرعامل یا مدیر بازاریابی دید. شما چه ارزشی برای نقاشی گران‌قیمتی که در اتاق هیئت‌مدیره آویخته شده قائلید؟ برای تعیین ارزش تبلیغات شرکت می‌توانید از همان منطقی استفاده کنید که در مورد ارزش‌گذاری یک تابلو نقاشی به کار می‌برید.

نظر ما این است که تبلیغات به‌اندازه هزینه‌اش ارزش ندارد؛ به‌جز در یک صورت، که بسیار هم مهم است، و آن اینکه واقعاً هدف کاربردی داشته باشد. در آن صورت ارزشمند خواهد بود. ولی هدف کاربردی تبلیغات چیست ؟ هدف اصلی تبلیغات ساختن یک نام تجاری یا تثبیت آن نیست، بلکه حمایت و دفاع از نام تجاری‌ای است که پیش از آن با استفاده از ابزارهای دیگر ساخته و تثبیت‌شده است.

منظور از ابزارهای دیگر، در درجه اول استفاده از روابط عمومی برای ساختن نام تجاری و سپس تائید آن از سوی گروه سوم (رسانه‌های جمعی) است. البته اهمیت کارکرد دفاعی تبلیغات را هم نباید دست‌کم گرفت. بسیاری از شرکت‌ها در ابتدای کار برای تثبیت نامشان هزینه‌های زیادی را برای تبلیغات صرف می‌کنند( درحالی‌که می‌بایست این مبلغ را برای روابط عمومی خرج می‌کردند.) و در ادامه و پس از تثبیت نامشان، اهمیت تبلیغات در دفاع از آن را از یاد می‌برند.

دو عملکرد اصلی یک برنامه بازاریابی، در مرحله اول ساخت یک نام تجاری و سپس حمایت و دفاع از آن است. روابط عمومی، نام تجاری را به وجود می‌آورد و تبلیغات از آ« حمایت می‌کند. جای تأسف است که تبلیغاتچی‌ها آن‌قدر وقت و انرژی خود را برای ساخته‌شدن نام تجاری‌ای صرف می‌کنند که دیگر ازنظر احساسی، توان جنگیدن و دفاع از آن نام را درنبرد بازار ندارند.

به باشگاه مشتریان اندیشه خلاق بپیوندید و از مزایا و هدایای آن بهره مند شوید.
Thank You. We will contact you as soon as possible.