کانون اندیشه خلاق| وقتی قرار به خلاقیت باشد …

آرشیو ها

رویکرد سنتی تبلیغات

رویکرد سنتی تبلیغات

رویکرد سنتی تبلیغات

در برنامه بازاریابی، برای بسیاری از محصولات یا خدمات، از یک استراتژی چهار مرحله ای پیروی می شود:
۱- شرکت، تولید یک محصول یا ارائه یک خدمت جدید را توسعه می دهد.
۲- در مورد یک کالا یا یک خدمت جدید که برای مصرف کنندگان مفید باشد، تحقیق می کند.
۳- یک اژانس تبلیغاتی را استخدام می کند که با تبلیغات به شیوه “انفجاری” ان کالا یا خدمت جدید را معرفی کند.
۴- تبلیغات به مرور زمان ان کالا یا خدمت جدید را به یک نام تجاری قدرتمند تبدیل می کند.

این چهار مرحله که به تدریج در فرهنگ تجاری جا افتاده است عبارتست از: توسعه ، تحقیق، تبلیغات و جا انداختن یا تثبیتت نام تجاری.

به لحاظ نظری هیچ مشکل یا ابهامی در این چهار مرحله وجود ندارد، البته به جز واژه نچسب درب که مخفف این چهار مرحله است! اما به لحاظ علمی، در این زنجیره، یک حلقه ضعیف وجود دارد. حیاتی ترین مرحله، جا انداختن نام تجاری در ذهن مصرف کنندگان است. اگر شما در این راه موفق نشوید، نمی توانید نام تجاری خود را تثبیت کنید. حلقه ضعیف، تبلیغات است.
تبلیغات قدرت خود را در جا انداختن یک نام تجاری جدید در ذهن مصرف گنندگان، از دست داده است.
تبلیغات برای مصرف کنندگان، اعتبار ندارد. مصرف کنندگانی که به طور روز افزون در معرض ادعاهای بی پایه تبلیغاتی قرار می گیرند؛ در نتیجه سعی می کنند تا حد امکان تبلیغات و پیام ان را نادیده بگیرند.
سر و شکل ساده بهترین است

سر و شکل ساده بهترین است

فرض کنید مسئولیت بازاریابی موسسه با عنوان «کمیته بین‌المللی جمع‌آوری کمک برای مجروحان جنگی» به شما محول شده است.

چکش بصری موردنظرتان چیست ؟

چکش را فراموش کنید. میخ کلامی در اولویت است. هیچ‌کدام از واژه‌های تشکیل‌دهنده نام این سازمان (بین‌المللی، کمیته، کمک و مجروحان) نمی‌توانند به شکلی منحصربه‌فرد تصویر شود. خوشبختانه این سازمان عنوان خود را به «کمیته بین‌المللی صلیب سرخ» تغییر داد که تا به امروز نام رسمی سازمان باقی‌مانده است.

صلیب سرخ، با ۹۷ میلیون داوطلب و پشتیبان و کارمند در ۱۸۶ کشور، یکی از بزرگ‌ترین و موفق‌ترین سازمان‌های دنیاست. (صلیب سرخ آمریکا سازمانی مستقل است که با کمیته صلیب سرخ جهانی، همکاری مستقیم دارد.)

وقتی به دنبال چکشی بصری می‌گردید، از میخ شروع کنید.

اما در این مسیر به یک تناقض برمی‌خورید. در بسیاری از موارد، برای رسیدن به چکشی اثربخش‌تر، باید بعضی از معانی لغوی را قربانی کنید. «کمک به مجروحان» «از صلیب سرخ» ویژه‌تر و معنادارتر است. اما مهم نیست. دو واژه کمک و مجروحان را نمی‌شود تصویر کرد و صلیب سرخ را می‌شود.

هدف نهایی برنامه بازاریابی، چسباندن ایده‌ای به دیوار ذهن مخاطب است. اما گاهی فقط کافی است از امکانات موجود به‌رایگان استفاده کنیم.

صلیب سرخ، هم واژه و هم‌رنگ سرخ را، هم‌زمان، برای یک موسسه خیریه استفاده کرد. سرپرست گروه یوتو، بونو، و بابی شرایور (پسر سارجنت شرایور) «محصول سرخ» را ایجاد کردند تا برای از بین بردن بیماری ایدز در آفریقا پول جمع‌آوری کنند.

برند محصول سرخ مجوز دارد که شریک شرکت‌هایی مانند اپل، کانورس، دل، گپ، هال مارک، نایکی و استارباکس شود. هر شریک، محصولی تولید می‌کند که با لوگو محصول سرخ همراه است و درصدی از سود شرکت به صندوق جهانی مبارزه با ایدز، سل و مالاریا تعلق می‌گیرد.

محصول سرخ، بزرگ‌ترین خیِّر خصوصی این صندوق جهانی است و تاکنون بیش از ۱۵۰ میلیون دلار برای برنامه‌های ایدز در آفریقا جمع‌آوری کرده است.

جالب است یادآوری شود که صلیب سرخ و محصول سرخ معروف هستند، اما صندوق جهانی مبارزه با ایدز، سل و مالاریا، نه‌چندان!

نام های تجاری جدید علیه نام های تجاری قدیمی

نام های تجاری جدید علیه نام های تجاری قدیمی

نام های تجاری جدید علیه نام های تجاری قدیمی

نکته جالب اینجاست که ارائه نام های تجاری جدید، احتیاجی به تبلیغات ندارد. این عمل تنها به وسیله اطلاع رسانی میسر است. این، نام های تجاری قدیمی هستند که به تبلیغات نیازمندند. تبلیغات برای آن ها، حکم اکسیژن برای سیستم حیاتی را دارد. نام های تجاری جدید تنها به آن اعتباری که فقط اطلاع رسانی می تواند برایشان فراهم کند نیازمندند.

نام های تجاری جدید به اطلاع رسانی، و نام های تجاری قدیم به تبلیغات نیازمندند. آنچه که یک نام تجاری را قدیمی می کند، سال تاسیس آن نیست. اگر یک نام تجاری در ذهن مردم جایی نداشته باشد، نامی جدید محسوب می شود، حتی اگر حضورش در بازار به دهه های پیش برگردد.

تغییر جایگاه یک نام تجاری قدیمی، تا آن جا که به بازاریابی مربوط می شود، باز هم به ساخت یک نام جدید منجر خواهد شد. ابزار مناسب برای تغییر، روابط عمومی است نه تبلیغات.

تبلیغات و روابط عمومی می توانند زندگی مسالمت آمیز خوب و خوشی در کنار هم داشته باشند. به شرط آن که هر کدام از آن ها نقش حقیقی خود را در خانواده بازاریابی بپذیرد.

پیمودن طیف عناوین تجاری

پیمودن طیف عناوین تجاری

پیمودن طیف عناوین تجاری

به ابتدا و انتهای طیف وسیع عناوین تجاری نظری بیندازید: نام‌های تجاری‌ای هستند که اسم آن‌ها به گوش هیچ‌کس نخورده‌اند و نام‌هایی هم هستند که همه آن‌ها را می‌شناسند. به نظر می‌رسد که میزان شناخته‌شدگی نام‌های تجاری در طیفی به شکل استکان کمر باریک خلاصه می‌شود. اکثر نام‌های تجاری یا در ابتدا یا در انتهای طیف قرار می‌گیرند و گویی کمر استکان همیشه خالی است. تقریباً همه غذای مکزیکی تاکوبل را می‌شناسند. ولی هیچ‌کس با اوت پست دات کام آشنا نیست. همه می‌دانند که افغانستان کجاست، ولی کمتر کسی می‌داند ترکمنستان کجاست. سعی کنید اسم یک کشور یا عنوان تجاری را که کمابیش شناخته‌شده است را به خاطر بیاورید؛ خیلی آسان نیست. شما یا یک نام را می‌شناسید یا نمی‌شناسید. آژانس‌های تبلیغاتی معمولاً در مورد نام‌های تجاری غیر معروف، از آگهی‌های تبلیغاتی‌ای که به‌منظور جلب‌توجه طراحی می‌شود، استفاده می‌کنند. اعتقاد و روش آن‌ها این است که ما اول باید در ذهن مخاطب به وجود این محصول آگاهی و شناخت به وجود آوریم و بعد سعی کنید که مزایای محصول یا خدمت ارائه‌شده را به آن‌ها اطلاع دهیم. ولی اگر شما تابه‌حال اسم آن شرکت به گوشتان نخورده باشد، چقدر احتمال دارد که به پیام آن توجه نشان دهید؟ شما موش‌های صحرایی را به یاد دارید؛ ولی خود اوت پست دات کام را نه. (اگر شب گذشته در یک مراسم جورج بوش را از نزدیک دیده باشید، احتمالاً تا آخر عمر آن مراسم را به یاد خواهید داشت؛ ولی اگر در همان مراسم جورج برک را دیده باشید، احتمالاً به‌آسانی او را از یاد خواهید برد.)

تماشا کردن تلویزیون هم دقیقاً همین‌گونه است. آن نام‌ها و عناوین تجاری که از قبل می‌شناختید، در خاطرتان خواهد ماند، ولی نام تجاری را که نمی‌شناسید فراموش خواهید کرد. شما حتی سعی نمی‌کنید این نام‌های ناشناس را از برکنید.

این موضوع خیلی مأیوس‌کننده است. یکی از معروف‌ترین مدیران اجرایی تبلیغات، زمانی در مورد آژانس تبلیغاتی نو پای ما گفت :” اگر تابه‌حال اسمی از آن‌ها نشنیده‌ام، پس حتماً کارشان خوب نیست.” شما یا شناخته‌شده و معروفید یا نه. حد وسط وجود ندارد. خوب حالا چگونه می‌خواهید خود را از انتهای طیف به ابتدای آن برسانید؟

ادامه مقاله را در پست بعدی به آن می‌پردازیم…

سقوط یک سایت معاملات ملکی

سقوط یک سایت معاملات ملکی

سقوط هوم پورتفولیو دات کام HomePortfolio.com

دومین مشتری، هوم پورتفلولیو، یک سایت معاملات ملکی بود. پس از یک مشاوره و بحث که در آن ما نقطه نظر همیشگی خود یعنی شروع برنامه با روابط عمومی را مطرح کردیم، هر دو موسس سایت با نارضایتی دفتر ما را ترک کردند. همانژور که مطمئن بودیم، ظرف ۲ هفته، تبلیغات تمام صفحه ای آن ها را برای ارائه سایتشان در روزنامه ها و مجلات دیدیم.
پانزده ماه بعد، هوم پورتفولیو فعالیت های عمده اش را متوقف کرد و سایتش به فراهم کننده نرم افزاری مبلمان منزل تبدیل شد.  این یک عملیات بدون سرمایه اولیه نبود.
هوم پورتفولیو در ابتدا یک سرمایه ۵۰ میلیون دلاری در دست داشت. به نظر ما هردوی این سایت ها -هوم پورتفولیتو و وینگزپن بانک- ایده های عالی بودند که با اندیشه تبلیغات محور، در نطفه خفه شدند. ما نمی توانیم به عنوان مشاورین بازاریابی، در اینجا به طور کامل توصیه هایمان را شرح دهیم، ولی مطمئن باشید که اساس آن بر اولویت روابط عمومی است. سقوط یک سایت معاملات ملکی
شاید باید در نقطه شروع، در نبرد روابط عمومی برنده شوید تا بتوانید جنگ تبلیغاتی را آغاز کنید. حال چگونه می توان در نبرد روابط عمومی پیروز شد؟
در ذهنتان یک رسته تازه را ایجاد کنیدکه بتوانید جزو پیشروان أن باشید. بعد باید مطمئن شوید که این رسته جدید به اندازه کافی برای مخاطبان ایجاد انگیزه می کند که از رده بندی های قدیمی به سمت آن کشیده شوند. این کار در حرف ساده ولی در عمل مشکل است. علم بازاریابی اساساً مخالف ایجاد رسته یا رده بندی جدید است. معمولاً اولین سوالی که یک متخصص بازاریابی می پرسد اینست که: ” وسعت بازار فروش این محصول یا خدمت چقدر است؟ ” در یک رسته جدید وسعت بازار صفر است.
تراژدی ای تویز eToys

تراژدی ای تویز eToys

تراژدی ای تویز eToys

یکی دیگر از سایت‌های تجاری پرآوازه، سایت ای تویز بود که در سال ۱۹۹۷ تأسیس شد، و خیلی زود ۶۰ درصد درآمدش را صرف تبلیغات نمود.

این شرکت در ماه مه ۱۹۹۹ مورداستفاده عموم مردم قرار گرفت. و در اولین روز بازار، فروشی معادل ۷/۷ میلیارد دلار، یعنی ۳۵ درصد بیشتر اسباب‌بازی‌فروشی‌های رقیب مثل آر آس “R” Us داشت.

در زمان کریسمس همان سال آی تویز برای یک برنامه تبلیغاتی پرکار، ۲۰ میلیون دلار هزینه کرد. ۱۵ بعد شرکت ورشکست شد. شرکتی که زمانی میلیاردها دلار ارزش مالی داشت، توانست فقط ۱۰ میلیون دلار بابت وسایل موجود در انبار تجهیزات، مبلمان، سرقفلی، علامت انحصاری و آدرس اینترنتی‌اش دریافت کند.

یکی دیگر از شرکت‌های خرده‌فروش اسباب‌بازی که سعی کرد با کمک تبلیغات برای خود یک نام تجاری اینترنتی کسب کند، تویزمارت بود.

سایت تویزمارت دات کام فقط ۴۸۲ روز دوام آورد. باوجودی که در یک معامله جادویی حدود ۵۰ میلیون دلار به کمپانی والت دیزنی اسباب‌بازی فروخته بود و مقداری از این پول را هم برای سرمایه‌گذاری روی یک برنامه تبلیغاتی ۲۱ میلیون دلاری با عنوان اسباب‌بازی‌های خوب استفاده کرده بود.

زمان برای راه‌اندازی یک برنامه تبلیغاتی خیلی زود بود. وب‌سایت تویز مارت احتیاج به سال‌ها و شاید هم دهه‌ها اطلاع‌رسانی داشت که نام خود را به‌عنوان تنها جایی که اسباب‌بازی مخرب و خشن نمی‌فروشد و آخرین پدیده بازی بچه‌ها، پوکمون را ارائه می‌کند به ثبت برساند. این‌گونه پیام‌ها به حمایت کامل رسانه‌ها احتیاج دارد تا به ساخته‌شدن و اعتبار یک نام تجاری منجر شود.

چرا ابتدا اطلاع‌رسانی، سپس تبلیغات!؟

چرا ابتدا اطلاع‌رسانی، سپس تبلیغات!؟

چرا ابتدا اطلاع‌رسانی، سپس تبلیغات!؟

تبلیغات، نمی‌تواند یک نام تجاری جدید تولید کند؛ اما اطلاع‌رسانی قادر است این کار را انجام دهد. تبلیغات تنها می‌تواند نام تجاری‌ای که قبلاً توسط اطلاع‌رسانی ساخته‌شده است را بقا بدهد.

حقیقت این است که تبلیغات نمی‌تواند آتشی روشن کند، بلکه فقط می‌تواند آتشی را که قبلاً برپاشده مشتعل نگاه دارد.

شما برای شروع هر کاری به اعتباری نیاز دارید که فقط یک شخص یا یک منبع سوم می‌تواند برایتان فراهم کند. پس اولین مرحله هر فعالیت اقتصادی جدیدی باید روابط عمومی باشد.

جنگ و بازاریابی نقاط مشترک زیادی دارند. ژنرال‌هایی که امروز، با سلاح‌های دیروز، در جنگ شرکت می‌کنند، با سردمداران بازاریابی که درنبرد امروز بازار، با سلاح تبلیغات شرکت می‌کنند، چندان تفاوتی ندارد. امروزه، سلاح جدید گردانندگان بازار باید روابط عمومی باشد.

اکنون‌که برای معرفی بسیاری از کالاهای جدید، نقش اصلی به عهده روابط عمومی گذاشته‌شده است، مشتریان، برای مشاوره باید از چه کسی کمک بگیرند؟
امروزه آن‌ها بیش‌ازپیش از مشورت با آژانس‌های تبلیغاتی‌شان خودداری می‌کنند، زیرا پاسخ آن‌ها را از قبل می‌دانند. پس به‌تنهایی دست‌به‌کار می‌شوند و یا از مشاورینی مانند ما برای تصمیم‌گیری در امور بازاریابی بر پایه روابط عمومی سود می‌جویند.

در آینده مشتریان بیشتری برای تعیین خط‌مشی بازاریابی و ارائه نامشان از مراکز روابط عمومی کمک خواهند گرفت و تبلیغات به‌ناچار، دنباله‌روی روابط عمومی خواهد شد.

در آینده ناله‌های هولناک صنعت تبلیغات را خواهید شنید و این نه‌فقط به خاطر مسائل مالی است، بلکه مهم‌تر از آن، به دلیل کاهش نقش و اعتبار تبلیغات به‌عنوان عامل سنتی در برنامه‌ریزی‌های بازاریابی است.

بازاریابی وارد عصر روابط عمومی شده است.

دام تبلیغاتی لنگری

دام تبلیغاتی لنگری

دام تبلیغاتی لنگری

اگر فکر متخصص و مدیر تبلیغات قبلاً به یک موضوع تبلیغاتی عادت کرده باشد، افکار بعدی او را تحت تأثیر قرار می‌دهد و لنگرهای فکری، شکل‌های بسیاری به خود می‌گیرند. آن‌ها می‌توانند به‌سادگی و بدون هیچ منظوری به شکل نکاتی که به‌وسیله یک همکار مطرح می‌شود یا در گزارش‌های آماری روزنامه‌های صبح به کار می‌روند، ظاهر شوند. آن‌ها می‌توانند به‌صورت کلیشه موذیانه از رنگ پوست، لهجه یا لباس یک نفر باشند. در دنیای تجارت یکی از رایج‌ترین انواع لنگرها، وقایع گذشته یا تاریخی هستند. مدیر بازاریابی یا تبلیغات که می‌کوشد تبلیغات محصول را برای سال آینده تخمین بزند، اغلب این کار را با توجه به حجم سود به‌دست‌آمده از تبلیغات سال‌های قبل انجام می‌دهد.

لنگرهای تاریخی می‌توانند به برآوردهای ضعیف و درنتیجه انتخاب‌های نادرست منجر شوند. اثر لنگرها بر تصمیم‌گیری در هزاران تجربه‌شده است. این لنگرها نه‌فقط تصمیم‌های مدیران بلکه تصمیم‌های حسابداران، مهندسان، بانکداران، حقوقدانان، مشاوران و تحلیل گران بورس را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهند. هیچ‌کس نمی‌تواند از نفوذ آن‌ها جلوگیری کند. اما مدیرانی که از خطر لنگرها آگاه هستند می‌توانند اثر آن‌ها را به‌وسیله فن‌هایی کاهش دهند:

همیشه به یک مسئله تبلیغاتی از چند دیدگاه توجه کنید. تلاش کنید به‌جای اینکه به اولین ایده تبلیغاتی که به نظرتان رسید اتکا کنید، از نقطه شروع مختلف و دیدگاه‌های متفاوت استفاده کنید.

برای پرهیز از لنگر شدن به‌وسیله ایده‌های دیگران، پیش از اینکه با سایرین مشورت کنید، خودتان راجع به موضوع فکر کنید.

برگرفته از کتاب تکنیک ها و تاکتیک های تبلیغات

تصمیم‌های نادرست تبلیغاتی از کجا می‌آیند؟

تصمیم‌های نادرست تبلیغاتی از کجا می‌آیند؟

تصمیم‌های نادرست تبلیغاتی از کجا می‌آیند؟

در بسیاری از موارد می‌توان آن‌ها را در فرآیند تصمیم‌گیری ردیابی کرد؛ گزینه‌ها به‌روشنی تعریف‌نشده‌اند، اطلاعات صحیحی جمع‌آوری نشده است و هزینه‌ها و مزایا به‌درستی سنجیده نشده‌اند، اطلاعات صحیحی جمع‌آوری نشده است و هزینه‌ها و مزایا به‌درستی سنجیده نشده‌اند. اما گاهی اوقات ریشه اشتباه نه در فرآیند تصمیم‌گیری بلکه برعکس در فکر تصمیم‌گیرنده است. برای مدیران تبلیغات که موفقیت آن‌ها به بسیاری از تصمیم‌گیری‌های روزمره آن‌ها بستگی دارد، این دام‌های روان‌شناختی خطرناک هستند. درهرحال، هیچ‌کس نمی‌تواند فکرش را از این نقایص درونی برهاند. اما می‌توان سرمشق خلبان‌ها را دنبال کرد و با شناسایی این دام‌ها از گرفتار آمدن در آن‌ها جلوگیری به عمل آورد. تصمیم‌های نادرست تبلیغاتی از کجا می‌آیند؟

تصمیم‌های نادرست تبلیغاتی از کجا می‌آیند؟

تصمیم‌های نادرست تبلیغاتی از کجا می‌آیند؟

باید به خاطر داشت که همیشه آگاهی «بهترین دفاع» و «بهترین تاکتیک» است. مدیران و متصدیانی که سعی می‌کنند خود را با این دام‌ها آشنا کنند و حالت‌های متنوعی را که این دام‌ها به خود می‌گیرند، بشناسند، بهتر می‌توانند به‌درستی تصمیم‌هایی که می‌گیرند اطمینان داشته باشند. تصمیم‌های نادرست تبلیغاتی از کجا می‌آیند؟

  1. دام تبلیغات لنگری
  2. دام تبلیغاتی وضعیت موجود
  3. دام تبلیغاتی غرق در هزینه یا بیهوده
  4. دام تبلیغاتی شواهد تأییدکننده
  5. دام‌های برآورد و پیش‌بینی
  6. دام اطمینان بیش‌ازحد
  7. دام احتیاط بیش‌ازحد
  8. دام واپس روی

برگرفته از تاکتیک ها و تکنیک های تبلیغات

روی کاری که می‌توانید انجام دهید تمرکز کنید

روی کاری که می‌توانید انجام دهید تمرکز کنید

روی کاری که می‌توانید انجام دهید تمرکز کنید

ایده:
بعد از ۱۱ سال کارکردن در زمینه آموزش خدمات مشتریان، به این اعتقاد رسیده‌ام که تقریباً ۸۰ درصد خدمات خوب مشتریان، وابسته به تفکر خلاقانه است – البته بدان معنا نیست که صرفاً بر چیزی خاص تمرکز کنیم که مشتری درخواست می‌کند، بلکه همیشه باید درباره گزینه‌ها و جایگزین‌هایی فکر کنیم که ممکن است برای آن مشتری، حتی بهتر باشد.

ایده در عمل:
کلیه خدمات عالی مشتریان، تمرکز بر چیزی است که “می‌توانید” انجام دهید، نه آنچه “نمی‌توانید” انجام دهید!
زمانی من لباس خاصی را در یک مغازه خرده‌فروشی می‌خواستم، ولی آن‌ها لباسی برای اندازه من نداشتند. فروشنده به هیجده مغازه در نه ایالت مختلف زنگ زد تا آن را برای من پیدا کند. وقتی نتوانست دقیقاً همان لباسی را که من می‌خواستم پیدا کند، کلی عذرخواهی کرد و گفت، «می‌دانم چقدر شما راغب بودید که این لباس را تهیه کنید و من نهایت تلاشم را به کاربستم تا آن را برای شما پیدا کنم. من به هیجده ایالت مختلف زنگ زدم، ولی هیچ‌کس آن لباس را با اندازه شما نداشت. خیلی متأسفم که نتوانستم لباسی را که این‌قدر دوست داشتید پیدا کنم.» اما سپس گزینه‌ای را به من پیشنهاد کرد. او گفت که لباسی را با همان رنگ و سبک مشابه پیداکرده و اگر من مایل به امتحان کردن آن باشم، حاضر است بدون هزینه آن را برایم ارسال کند. گرچه دقیقاً همان چیزی را که می‌خواستم به دست نیاوردم، هنوز به این فروشگاه احساس وفاداری می‌کنم، زیرا آن فروشنده واقعاً تلاش کرد تا نیاز مرا برآورده سازد و فقط با یک یا دو بار تلاش کردن، متوقف نشد.

نکاتی برای اجرا:
نکته مهم در اینجا این است که اندیشه خلاق خود را به کار اندازید و به‌سادگی در نیاز تجاری بیان‌شده مشتری متوقف نشوید. گاهی شما چیزی درباره موارد جایگزین می‌دانید که مشتری از آن خبر ندارد و ممکن است بتوانید چیزی بهتر ازآنچه مشتری درخواست کرده است، ارائه کنید. اما حرف آخر این است که حتی اگر بعد از اتمام تفکرات خلاقی که دارید نتوانید نیاز مشتری به همدلی و محبت را تأمین کنید و در این راه نهایت تلاش خود را به کار ببندید.
انتظارات، هنگامی‌که مشغول خدمت‌رسانی به مشتری هستید، حیاتی‌اند.
آن‌ها را برای راضی کردن مشتری برآورده سازید.
برای اینکه مشتری، شمارا دوست داشته باشد،
فراتر از انتظاراتش عمل کنید.

شناسایی جریان ارزش تبلیغات

شناسایی جریان ارزش تبلیغات

شناسایی جریان ارزش تبلیغات

جریان ارزش تبلیغات مجموعه‌ای است از کلیه اعمال ضروری برای یک تبلیغات  معین. این موضوع شامل همه فرایندهای تولید تبلیغ یعنی از هدف تبلیغات و ایده تبلیغات تا ورود و ارائه به مخاطب را در برگیرد.شناسایی جریان ارزش تبلیغات

شناسایی جریان ارزش تبلیغات

شناسایی جریان ارزش تبلیغات

نقشه جریان ارزش همه اعمال لازم برای طراحی، سفارش و ساخت یک تبلیغات معین را شناسایی می‌کند. تجزیه‌وتحلیل جریان ارزش تبلیغات، نشان می‌دهد که در طول جریان ارزش سه نوع فعالیت صورت می‌گیرد:

  1. فعالیت‌هایی که معلوم می‌شود آشکارا ارزش‌آفرین و اثربخش‌اند. مانند پیام تبلیغاتی جذاب.
  2. فعالیت‌هایی که معلوم می‌شود ارزش‌آفرین نیستند ولی به دلیل دانش فنی تبلیغات، اجتناب‌ناپذیرند. مانند استفاده از رنگ و ظاهری زیبا در آثار تبلیغاتی
  3. فعالیت‌های اضافی بسیاری که معلوم می‌شود هیچ ارزشی نمی‌آفرینند و بی‌درنگ قابل‌حذف هستند.

باید توجه داشت که هر جا سخن از جریان ارزش تبلیغات می‌شود، باید در سه بعد موردبررسی قرار گیرد

  1. بعد فیزیکی یا تولید: از مواد اولیه تبلیغاتی شروع می‌شود و به تولید تبلیغات می‌رسد. مانند کاغذ، رنگ، مو …
  2. بعد برنامه‌ریزی یا زمان‌بندی: از هدف تبلیغاتی شروع می‌شود تا به ارزیابی تبلیغات می‌رسد.
  3. بعد مهندسی تبلیغات: از یک فکر، ایده و سناریوی اولیه شروع می‌شود و به نمونه اولیه تبلیغات می‌رسد.شناسایی جریان ارزش تبلیغات

برگرفته از کتاب تکنیک ها و تاکتیک های تبلیغات

تبلیغات محیطی جایگزین یا مکمل

تبلیغات محیطی جایگزین یا مکمل

تبلیغات محیطی جایگزین یا مکمل

شرکت‌های تبلیغاتی برای برقراری ارتباط ویژه یا شخصی یا مخاطبان، از روش‌ها و اشکال دیگری نیز استفاده می‌کنند:

تبلیغ در استادیوم‌های ورزشی
تابلوهای نصب شده در استادیوم‌ها و میدان‌های ورزشی، برجسته و رنگی هستند. منظور از نصیب آنها، یادآوری یک نام تجاری خاص به تماشاچیان است. بسیاری از آنها هم برای نشان دادن پشتیبانی و حمایت مالی یک نام تجاری از یک تیم یا یک رخداد ورزشی است.

تبلیغ با استفاده از امکانات و وسایل حمل و نقل هوایی و دریایی
این روش تبلیغی معمولا در جایی به کار می‌رود که روش‌های دیگر تبلیغات در دسترس نیست. از این روش، بیشتر به عنوان اجرای بخشی از یک برنامه‌ی ترویجی یا به هنگام وقوع یک رویداد ویژه صورت می‌گیرد و به عنوان یک روش بلندمدت برای معرفی یک نام تجاری کاربرد ندارد.
ahead-sailing-boat

تبلیغ در مکان‌های تفریحی و گردشگاه‌ها
این گونه تبلیغات برای تحت تاثیر قرار دادن مشتریان خاص، در زمان‌های خاص، معمول‌ترین اشکال آن را می‌توان در زمین‌های گلف و تنیس، پیست‌های اسکی توقف‌گاه‌های جاده‌ای و گردشگاه‌های عمومی مشاهده کرد.

547e0a138638d55215350358672bc160

تبلیغ در سایر مکان‌های عمومی
هدف این نوع تبلیغات، مثل تبلیغ در مراکز تفریحی، اطلاع‌رسانی به مشتریان در زمان‌های خاصی از فعالیت‌های روزمره‌ی آنان است.
برای نمونه، می‌توان از موارد زیر نام برد:
تبلیغ در پمپ بنزین، روی پارکومتر، روی کیسه‌های خشکشویی، در سینماها و یا دستگاه‌های خودکار قهوه و نوشیدنی گرم.
تبلیغ در رسانه‌های دیجیتال
این نوع تبلیغات محبوبت زیادی پیدا کرده است و در اشکال بسیار متفاوت، از تبلیغ روی دیوار اطلاعات دیجیتال گرفته تا تبلیغ روی صندوق پرداخت در یک سوپرمارکت محلی، قابل اجرا است.
از آنجا که فن آوری دیجیتال امکان تعویض سریع پیام‌های تبلیغاتی را میسر می‌سازد، برخی از ارائه کنندگان خدمات دیجیتال، مشابه فروش آگهی در تلویزیون، امکان تبلیغ را به صورت زمانی می‌فروشند.
تبلیغات محیطی، با رساندن پیام‌های تبلیغ‌سازان به مشتریان، در هر جایی که هستند و در هر گوشه‌ای از محیط زندگی‌شان، در خدمت نام‌های تجاری است.

coca-cola-digitl-advertising

استاندارد کردن خدمات تبلیغات محیطی از نظر جغرافیایی
نقشه‌های اینترنتی و آنلاین، روش عرضه و فروش تبلیغات محیطی را متحول کرده است. یک بانک اطلاعاتی دقیق، از مجموعه‌ی فعالیت‌ها و فروش تبلیغات محیطی، از کران تا کران و از یک قاره تا سایر نقاط جهان، جمع آوری و ذخیره می‌شود تا بررسی جغرافیایی کارکرد این رسانه را آسان‌تر و سریع‌تر کند.

دوازده مزیت مهم تبلیغات محیطی

دوازده مزیت مهم تبلیغات محیطی

دوازده مزیت مهم تبلیغات محیطی:

در طول زمان، اختصاص حجم قابل‌توجهی از بودجه رسانه‌ها به تبلیغات محیطی، حداقل ۱۲ برتری مهم را برای نام‌های تجاری به همراه آورده است:

  • آگهی سریع مشتریان و تضمین حضور دائمی شرکت‌ها در بازار:

دوازده مزیت مهم تبلیغات محیطی چون تبلیغات محیطی به‌طور پیوسته در معرض دید قرار دارد، حضور دائمی شرکت‌ها در بازار تضمین می‌شود.

  • ایجاد شناخت و پای بندی در مشتریان:

تبلیغات محیطی، به علت استمرار در پیام‌رسانی در طول زمان، باعث شناخت بیشتر مشتری و پای بندی او به یک محصول خاص می‌شود.

  • گسترش دامنه پخش محصول:

ازآنجاکه در تبلیغات محیطی از اشکال و روش‌های گوناگونی استفاده می‌شود، درنتیجه این رسانه می‌تواند دامنه پخش محصول را در بازار گسترش دهد.

  • گستردگی و وسعت حوزه پیام‌رسانی،

این رسانه حوزه انتشار آگهی شنیداری، دیداری و مطبوعاتی را از محدوده منزل و محل کار مخاطب فراتر می‌برد؛ درنتیجه پیام رساتر و گسترده‌تر به وی می‌رسد.

  • انطباق تبلیغات منطقه‌ای با استراتژی تبلیغات ملی:

تبلیغات محیطی می‌تواند خط‌مشی تبلیغات ملی را با کمپین‌های منطقه‌ای انطباق دهد. درنتیجه، تبلیغات خاصی برای هر محله به‌طور مجزا طراحی و اجرا می‌شود.

  • برقراری ارتباط کامل با مخاطبان، با تکیه‌بر علم جمعیت‌شناسی:

تبلیغات محیطی، با برنامه‌ریزی درست و با استفاده از علم جمعیت‌شناسی، هزینه‌های رسانه‌ای را به حداقل می‌رساند و بدون اتلاف انرژی، با مخاطبان ارتباط مؤثری برقرار می‌کند.

  • جلوگیری از وجود خطا و پراکندگی در ارائه پیام:

این رسانه با ارائه پیام‌های ساده و مؤثر در سرتاسر محله‌ها مراکز تجاری، از به‌هم‌ریختگی و پراکندگی تبلیغات که معمولاً در رسانه‌های جمعی اتفاق می‌افتد، جلوگیری می‌کند.

  • قابلیت تبدیل انواع طرح‌های تبلیغاتی به تبلیغات محیطی:

رسانه‌های تبلیغات محیطی، با ویژگی‌های خلاقانه خود می‌تواند همان پیام‌های منتشرشده در رسانه‌های جمعی و مطبوعاتی را به پیام‌های تأثیرگذار محیطی تبدیل کند.

  • هدایت مردم به‌سوی یک مرکز خرید:

در این رسانه، می‌توان در کنار تابلوهای تبلیغاتی، نشانی محل تهیه کالاهای مورد تبلیغ را هم ارائه کرد و مخاطبان را در مراکز تجاری، فرودگاه‌ها و یا محل‌های خرید، به‌طور مستقیم به آن‌سو هدایت کرد.

  • تأثیرگذاری بر تصمیم نهایی مشتری برای خرید:

این رسانه می‌تواند قبل از اینکه مصرف‌کننده در مورد خرید تصمیم بگیرد، یادآور محل خرید باشد.

  • ایجاد همکاری و مشارکت بین چند نام تجاری:

در برخی از موارد، یک نام تجاری می‌تواند برای فروش و ارائه محصول و همین‌طور پیام خود، بانام تجاری دیگری همکاری کند.

تبلیغات محیطی، یک رسانه و وسیله مؤثر برای برقراری همکاری، ارتباط و مشارکت بین نام‌های تجاری است.

  • در تبلیغات محیطی، می‌توان با ارائه مستقیم نشانی سایت اینترنتی، شماره تلفن و دیگر اطلاعات ضروری، بین مصرف‌کننده و نام تجاری، ارتباطی مستقیم و سریع برقرار کرد.

برگرفته از کتاب چرا تبلیغات محیطی؟

سنجش تأثیرگذاری تبلیغات محیطی

تاثیرات تبلیغات محیطی

سنجش تأثیرگذاری تبلیغات محیطی

در اکتبر سال ۲۰۰۰، کمیسیون مطالعات انجمن تبلیغات محیطی آمریکا، مجموعه‌ای از بیلبوردهای تبلیغاتی را موردمطالعه قرارداد. این بررسی طوری طراحی‌شده بود که بتواند عناصر مؤثر در خلاقیت را اندازه بگیرد تا فرصت‌های پیشرفت، توسعه و موفقیت این رسانه تشخیص داده شود.

دو شاخص اصلی موردبررسی عبارت بودند از:

قابلیت جلب‌توجه مخاطب

میزان ترغیب و پاسخ مثبت مخاطب به خلاقیت

این بررسی روشن کرد که چهار عامل به‌هم‌پیوسته، زمینه به یادآوری پیام تبلیغات محیطی را پدید می‌آورند:

جلب‌توجه

خوانایی

قابلیت به یادآوری

مکان مناسب

جلب‌توجه اغلب با استفاده از قدرت ترکیبی رنگ‌ها حاصل می‌شود.

همچنین ترکیب رنگ‌ها موجب توجه می‌شود.

یک ایده غیرمنتظره و چالش‌برانگیز باعث مکث مخاطب و نگاه کردن او می‌شود.

ارائه یک خط داستانی با کشش دراماتیک یا تعلیق فکر بیننده یکی از روش‌های مؤثر است.

پس یک فرم کامل و به‌هم‌پیوسته طراحی کنید.

ارتباط پیام‌ها به‌طوری‌که به‌سادگی قابل‌فهم باشد

محتوای پیام را ساده ارائه دهید.

از آزار بیش‌ازاندازه ذهن مخاطب اجتناب کنید.

ارتباط پیام را با معانی تصاویر،  زمینه و موقعیت‌های مأنوس برقرار کنید.

از ارعاب مخاطب و تحمیل چیزی به او بپرهیزید.

بیشتر بر تصاویر تکیه کنید تا کلمات.

به محل نصب تابلو اهمیت بدهید، به خاطر داشته باشید که جغرافیا و خصوصاً ویژگی‌های دموگرافیک مردم در محل نصب تابلو، همگی نکات بسیار مهمی هستند که هنگام انجام طراحی برای این رسانه باید مدنظر قرار گیرند.

تبلیغات محیطی یکی از بخش های مکمل چشم انداز شهرها شده است.

هنگام تصمیم گیری درباره محل تابلوهای تبلیغات محیطی، عامل نزدیکی به محل ارائه خدمت یا کالا، بسیار حائز اهمیت است.

برگرفته از کتاب چرا تبلیغات محیطی؟

استفاده از محصول به‌عنوان چکش بصری

استفاده از محصول به‌عنوان چکش بصری

استفاده از محصول به‌عنوان چکش بصری

اگر برندی بتواند محصولاتش را به‌گونه‌ای طراحی کند که چکش بصری در دل خود داشته باشد به مزیت رقابتی بی‌نظیری رسیده است. نخستین‌ها معمولا برنده هستند و این برد با یک طراحی متمایز کاملا تثبیت می‌شود. بند منحصر‌به‌فرد ساعت رولکس تبدیل به نمادی فاخر شده است که جایگاه برند را با میخ گفتار «لوکس بودن» به‌عنوان نخستین ساعت لوکس دنیا در ذهن مشتریان تثبیت کرده، اگرچه نخستین ساعت تولید شده در دنیا نبوده است.

چکش بصری خیلی بیش از واژه‌ها، برند را در معرض دید قرار می‌دهد. دلیل قدرتمندی تصاویر این است که مردم آنچه را که می‌بینند باور می‌کنند، اصطلاحی که ما ایرانی‌ها برای اثبات مطلبی خیلی بکار می‌بریم «با چشم خودم دیدم.» اتومبیل رولزرویس را در نظر بگیرید، تقریبا در تمام دنیا هیچ تبلیغی ندارد، تولید زیادی هم ندارد ولی اغلب از آن به‌عنوان بهترین اتومبیل دنیا یاد می‌کنند. دلیل آن جلو پنجره منحصر‌به‌فردی است که این ماشین دارد. شما اگر یک بار این ماشین را دیده باشید دیگر نمی‌توانید آن جلو پنجره را فراموش کنید و این ماشین را با دیگر ماشین‌ها اشتباه نخواهید گرفت. اگر تولید بالایی داشته باشید ولی چکش بصری نداشته باشید، برندتان تقریبا نامرئی است.

فکر می‌کنم تمام ما اگر آب نباتی ببینیم که وسطش سوراخ است بدون تردید می‌گوییم آن آب نبات نعنایی است. این پدیده را برای نخستین بار شرکت لایف سیورز در تولیدات خود به‌وجود آورد و تقریبا تبدیل به نمادی برای آب نبات‌های نعنایی در دنیا شده است. زمانی کفشی با نام برند بیچ به‌وجود آمد که سوراخ‌های بزرگی برای خروج آب از کفش داشت. بزرگ‌ترین تصمیم صاحبان این برند تغییر نام آن از برند بیچ به کراکس بود، برندی که به سرعت در دنیا معروف شد این کفش به قدری زشت است که طراح آن در جایی گفته بود: «همه خواهند گفت وای این کفش چقدر زشت است و ما در جواب می‌گوییم فقط باید امتحانش کنید.» این گفته به مرور زمان تبدیل به شعار برند کراکس شد «زشت هم می‌تواند زیبا باشد.» ترکیب متمایز کفش و این شعار بسیار قوی ترکیبی فوق‌العاده از میخ گفتار و چکش بصری را برای شرکت کراکس به‌وجود آورد.

جی‌آکس در مقطعی میخ گفتارش را «کفش‌هایی که نفس می‌کشند» کرد و با تصویری از کفش‌هایش که از کف آن بازدم خارج می‌شد به نمایش گذاشت؛ ترکیبی که در دنیا موفقیت‌هایی را برای این برند به همراه داشت و نمایش محدودی هم در سطح شهر داشت. خانم‌ها با برند لویی ویتون و آن طراحی متمایز کیف‌هایش آشنایی زیادی دارند، رنگ قهوه‌ای که خانم‌ها در دنیا بی‌چون و چرا آن را می‌خواهند. در نظر‌سنجی در ژاپن بیش از ۹۰درصد زنان توکیو در دهه سوم زندگی باید یکی از این کیف‌ها داشته باشند.

کمپین دو سال پیش آقای روحانی برای ریاست جمهوری را به‌خاطر می‌آورید؟ رنگ بنفش و کلیدی در دست با میخ گفتار «دولت تدبیر و امید» بی‌شک نقطه قوتی برای پیشی گرفتن ایشان از دیگر رقبای‌شان در انتخابات گذشته بود.

socialmediarule

هفت قانون بازاریابی شبکه های اجتماعی

هفت قانون بازاریابی شبکه های اجتماعی
دقت کنید ببینید عکس‌ها چه چیزی را در مخاطب تشدید می‌کنند و اخبار و مقاله‌هایی را به اشتراک بگذارید که آگاهی مخاطب شما را افزایش می‌دهند.

به این هفت قانون دقت کنید. این هفت قانون به شما اجازه می‌دهند به بهترین شکل به مشتریانتان خدمت کنید و برندتان را توسعه دهید.

۱- بر مهارتتان تمرکز کنید

پیش‌روی و تمرکز بر مهارت، هوشمندانه تر از تلاش ناموفق برای همه‌کاره و هیچ‌کاره بودن است. گاهی یافتن ایده‌ای نو برای تازه نگه داشتن شبکه های اجتماعی، ایدۀ خوبی‌ست. ایده برای محتوا همیشه هم در شرایط سخت به ذهن نمی‌رسد. اما به جای اینکه قربانی استراتژی‌ای شوید که تلاش می‌کند از همه چیز سر در بیاورد، از طریق یک استراتژی بازاریابی محتوایی و استراتژی بسیار صریح در شبکه‌های اجتماعی ، یک برند قوی بسازید.

۲- اهمیت تاثیرگذاران را هرگز دست‌کم نگیرید

زمان صرف شده برای جستجوی آنلاین تاثیرگذاران بر بازار خودتان در شبکه های اجتماعی، زمان هدر رفته محسوب نمی‌شود. در جستجوی تاثیرگذاران آنلاینی باشید که احتمال دارد به تجارت شما و خدماتش، علاقمند شده باشند. برای برقراری ارتباط و ایجاد رابطه با آنها، زمان بگذارید. اگر بتوانید ذخیرۀ اطلاعاتتان را افزایش دهید، آنها اطلاعات ارائه شده را با دنبال کننده گان خودشان به اشتراک می‌گذارند. این اتفاق، شما و تجارتتان را در معرض تعداد زیادی مشتری جدید و موثر قرار می دهد.

۳- معامله به مثل را فراموش نکنید

اگر می‌خواهید دیگران محتوای منتشرشده توسط شمارا به اشتراک بگذارند و راجع به کسب‌وکار شما صحبت کنند، همین کار را باید برایشان انجام دهید. وقتی زمان خودتان را به رسانه‌های اجتماعی اختصاص می‌دهید، اگر انتظار دارید آنها نیز همین کار را برای شما انجام دهند، برای تمرکز بر به اشتراک‌گذاری محتوای منتشرشده توسط دیگران، زمان بگذارید.

۴- از هر شخص، قدردانی کنید

اگر کسی شخصاً راجع به کسب‌وکار شما سؤال کرد، باید پاسخ دهید. بنابراین افرادی را که از طریق اینترنت به کسب‌وکار شما علاقه نشان می‌دهند، نادیده نگیرید. ایجاد رابطه، یکی از کلیدهای موفقیت بازاریابی رسانه‌های اجتماعی است؛ بنابراین اطمینان حاصل کنید وقتی افراد به‌صورت آنلاین به شما نزدیک می‌شوند، از آنها قدردانی کرده و به سؤالاتشان پاسخ می‌دهید.

۵- به هر مکالمه و گفتگویی ارزشی بیافزائید

از صرف کردن تمام زمانتان برای تبلیغ کسب‌وکار خودتان دست‌بردارید، چون مردم به‌مرور از شنیدن دست می‌کشند. به این فکر کنید که چرا رسانه‌های اجتماعی را دوست دارید. آیا به خاطر این است که از مطالعۀ محتوا و ایجاد رابطه لذت می‌برید؟ فکر می‌کنم پاسخ مثبت است. مجدداً به استراتژی‌ خودتان دقت کنید و بر روی ارزش افزایی و ارتباط با مردمی که به‌طور عادی به هم برنمی‌خورند بیشتر تمرکز کنید. این کار باعث می‌شود دیر یا زود، مردم شمارا باور کنند. هفت قانون بازاریابی شبکه های اجتماعی

۶- اشتیاقتان را به‌صورت اجتماعی نشان دهید

برای اینکه کسب‌وکار خودتان را به قلب مخاطب مدنظر وارد کنید، باید هدفی فراتر از کسب درآمد، تعیین کنید. وقتی برای کسب‌وکار خودتان اشتیاق نشان دهید، مشتریان به حامیان شما تبدیل می‌شوند. اگر هدفتان جبران چیزی برای مشتریان و جامعه است، آن را از طریق رسانه‌های اجتماعی اعلام کنید. بدین ترتیب کسب‌وکار شما برنده می‌شود.

۷- خواستۀ مشتریان را به‌خوبی درک کنید

دقت کنید که اکثر برندهای قدرتمند چگونه از شبکه های اجتماعی استفاده می‌کنند؟ آنها می‌دانند برای بازاریابی موفق در شبکه های اجتماعی ، توجه به نیازهای دائم در حال تغییر مشتریانشان، ضروری است. خودتان را به تاجری بافکر باز بدل کنید و ببینید تصاویر و استفاده از آنها چه احساسی در مخاطب شما ایجاد می‌کند. اخبار و مقاله‌هایی را به اشتراک بگذارید که آگاهی را افزایش می‌دهد. به مشتریان، آنچه را می‌خواهند، ارائه دهید.

زمانی می‌رسد که همۀ کسب‌وکارها نیاز دارند استراتژی‌های بازاریابی رسانه‌های اجتماعی‌شان را تقویت کنند. بازاریابی مؤثر مستلزم یادگیری مداوم در حیطۀ خودتان است.

به نظر شما کدام دسته از قوانین شبکه های اجتماعی ، کسب‌وکار شمارا قدرتمند می‌سازد و باعث رشد آن می‌شوند؟ هفت قانون بازاریابی شبکه های اجتماعی

questioning-seizing-opportunities

تفاوت بین بازاریابی و روابط عمومی

تفاوت بین بازاریابی و روابط عمومی

تعاریف سنتی و قدیمی‌تر:

روابط عمومی: حفظ و مراقبت حرفه‌ای از تصویر مطلوب عمومی توسط یک شرکت، سازمان یا یک شخص معروف و شناخته‌شده.

بازاریابی: عمل یا کسب‌وکار ترویج و فروش محصولات یا خدمات، شامل تحقیقات بازار و تبلیغات.

تفاوت اصلی بین این دو حوزه؟ بازاریابی متمرکز بر ترویج و فروش یک محصول خاص است، درحالی‌که روابط عمومی درمجموع متمرکز بر ایجاد و حفظ و مراقبت از اعتبار مثبت ایجادشده برای یک شرکت یا سازمان است.

در هر روزی که می‌گذرد یک متخصص یا کارشناس روابط عمومی ممکن است به یکی از کارهای زیر مشغول باشد:

– نگارش متن یک بیانیه مطبوعاتی در رابطه با معرفی یک محصول جدید یا یک ابتکار جدید در شرکت

– اعلام اطلاعیه‌ها و خبرهای مثبت آتی در رابطه با شرکت به رسانه‌ها

– کسب اطمینان از هماهنگ شدن برنامه سخنرانی یکی از مدیران اجرایی در رویدادهای صنعت

– رابطه سازی با رسانه‌ها و تأثیرگذاران اصلی در صنعت

– صحبت کردن با رسانه‌ها در مورد یک بحران اتفاق افتاده در محل شرکت

در همان روز خاص یک متخصص یا کارشناس بازاریابی هم ممکن است به یکی از کارهای زیر مشغول باشد:

– ایجاد یک کمپین تبلیغاتی برای یک محصول جدید

– خرید زمان کوتاه موردنیاز برای پخش تبلیغ برای آن کمپین بر روی رسانه‌های مرتبط (رادیو، تلویزیون و یا رسانه‌های آنلاین)

– تهیه محتوای لازم برای جلسات و برنامه‌های معرفی محصول، از قبیل انواع بروشور، صفحات فرود وب‌سایت و لیست پرسش و پاسخ‌های مناسب برای تیم‌های فروش

– انجام تحقیقات بازار صنعت و مشتریان به‌منظور کمک به هدایت مسیر حرکت کمپین‌های بازاریابی

– تهیه خبرنامه هفتگی برای مشتریان

 

معیارهای موفقیت

اگر یک بازاریاب در حال نزدیک شدن و رسیدن به انتهای یک کمپین بازاریابی است و می‌خواهد تأثیر کار خودش را ببیند، این‌ها سؤالاتی است که باید به‌منظور تعیین موفقیت کمپین خود بپرسد:

– آیا محصولی مورد بازاریابی قرارگرفته به اهداف فروش خود دست‌یافته یا از آن‌ها فراتر رفته؟

– درنتیجه مقایسه هزینه‌های انجام‌شده برای کمپین بازاریابی با سود حاصل از فروش محصول، آیا نرخ بازگشت سرمایه حاصل‌شده از کمپین بالا بوده است؟

– آیا نتیجه فعالیت‌های شما نشر دهان‌به‌دهان خبر کمپین در بین مشتریان، دنبال کنندگان شما در شبکه‌های اجتماعی، تأثیرگذاران بر صنعت و عموم مطلع شده از محصول بود؟

برای یک فرد فعال در بخش روابط عمومی هم موفقیت چیزی شبیه به موارد زیر است:

– نشر اخبار و مطالب مثبت بسیار زیاد در رسانه‌های معتبر و شناخته‌شده در رابطه با محصول یا در کل در رابطه با شرکت

– یک سخنرانی خیلی خوب و تأثیرگذار توسط یکی از مدیران اجرایی شرکت در یک رویداد رسمی و شناخته‌شده که منجر به نشر اخبار مثبت بیشتر می‌شود

– جوایز کسب‌شده در رویدادهای رسمی و معتبر صنعت

– نشر دهان‌به‌دهان اخبار از طرف دنبال کنندگان در شبکه‌های اجتماعی، خبرنگاران، تأثیرگذاران اصلی در صنعت و عموم مردم در رابطه با کل شرکت و فعالیت‌های آن‌ها

همپوشانی

حقیقت این است که شما بدون داشتن اندکی فعالیت در حوزه روابط عمومی، اصلاً قادر به بازاریابی کردن نیستید و همچنین بدون داشتن حداقل فعالیتی در حوزه بازاریابی هم قادر به هیچ فعالیتی در حوزه روابط عمومی نیستید. اهداف نهایی – فروش محصولات و واداشتن مردم به دوست داشتن یک شرکت – بسیار درهم‌تنیده است. اگر محصول خوب و قابل قبولی ارائه نکنید، احتمالاً شرکت شما به‌عنوان یک شرکت خوب و موردپسند عام در بین مردم دیده نمی‌شود و اگر مردم هم درمجموع با برند شما تعامل و ارتباط خوبی برقرار نکنند، احتمالاً هیچ اقدامی برای خرید محصولات شما نخواهند کرد.

پس‌ازاین زیبایی و جذابیت شبکه‌های اجتماعی را داریم، که خیلی راحت می‌تواند در هر یک از دپارتمان‌ها قرارگرفته و به‌عنوان ابزار کار آن‌ها مورداستفاده قرار بگیرد. اگر شما مدیر اجرایی محتوا آنلاین یک شرکت باشید، ممکن است در یک‌لحظه مشغول ردوبدل کردن توئیت هایی با خبرنگاران باشید و یک‌لحظه بعدی در حال رسیدگی به شکایت یکی از مشتریان بر روی فیس‌بوک باشید.

درواقع می‌توان گفت اینکه شما در کدام بخش کار می‌کنید، هیچ اهمیتی ندارد، بلکه مهم درست انجام شدن کار و نتیجه آن بر نتایج حاصل از کارهای بخش دیگر است.

به ارزش‌های موردنظر مشتری اهمیت بدهید

به ارزش‌های موردنظر مشتری اهمیت بدهید

به ارزش‌های موردنظر مشتری اهمیت بدهید

بدون  شک یکی از مهم‌ترین مهارت‌ها در بازاریابی و فروش «مهارت برقراری ارتباط با مشتری» است. برقراری ارتباط برای بازاریاب و فروشنده، یکی از پرکاربردترین مهارت‌ها و از لوازم اصلی موفقیت است. از منظر علم ارتباطات، باید به این نکته مهم توجه داشت که فارغ از اینکه تلاش بازاریاب و فروشنده به عقد قرارداد، به فروش یا به سود منتهی می‌شود یا نه، «برقراری ارتباط مؤثر» مهارت ارزشمندی است که «ماندگاری» کیفیت آن را تعیین می‌کند.

یک مذاکره‌کننده حرفه‌ای هم کسی است که به تداوم یک ارتباط خوب بیشتر می‌اندیشد تا به موفقیت‌آمیز بودن و سودبخشی سریع و کوتاه‌مدت مذاکره، زیرا می‌داند برقراری یک ارتباط سالم و دوست‌داشتنی ولو اینکه سریع و مستقیم به موفقیت ختم نشود، زمینه‌ساز موفقیت‌های بعدی او خواهد بود.

در این میان، ظرایفی وجود دارد که تسلط بر آن‌ها را می‌توان از وجوه تمایز بین بازاریاب و فروشنده موفق و ناموفق دانست.

یکی از نکات مهم در مواجهه با مشتری این است که فروشنده یا بازاریاب باید بتواند علاوه بر توانایی ارائه محصول، تشریح ویژگی‌ها و نقاط قوت و وجوه تمایز کالا یا خدمت مورد مذاکره، شناخت ابعاد محصول و ارائه درست و به‌موقع و کامل آن ابعاد، تشریح مناسب روش‌های تسویه بهای معامله، پیشنهاد تخفیفات ممکن و خدمات پیش، در حین و پس از فروش، به‌موقع و درست و همراه با جزئی‌نگری لازم خواسته‌های مشتری را شناسایی کند و به او نشان دهد که متوجه آن‌ها شده و در سریع‌ترین زمان ممکن راهی برای تأمین این خواسته‌ها پیدا کند.

به‌عبارت‌دیگر باید به مشتری و طرف مذاکره نشان دهد که این خواسته‌ها برای او هم مهم هستند و تلاش لازم و کافی برای برآورده ساختن آن‌ها خواهد کرد.

نکته مهم این است که افزون بر خواسته‌های مربوط به ابعاد محصول و مختصات فیزیکی و قیمتی و ازاین‌دست، خواسته‌های دیگری هم وجود دارند که ممکن است مشتری از آن‌ها سخنی به میان نیاورد یا دست‌کم بلافاصله و در ابتدای مذاکره به سراغ طرح آن‌ها نرود.

به ارزش‌های موردنظر مشتری اهمیت بدهید

به ارزش‌های موردنظر مشتری اهمیت بدهید

از یک بازاریاب و فروشنده حرفه‌ای انتظار می‌رود به توانایی کشف و پاسخگویی سریع به این دست از خواسته‌ها هم مسلط باشد.

به‌عنوان‌مثال: قصد مشتری از خریدن این محصول، برآورده ساختن کدام نیاز روحی یا روانی و شخصی اوست؟

شکی نیست که حفظ حریم شخصی مشتری و رعایت احترام به آن از بزرگ‌ترین اصول ارتباطی است، اما فروشنده و بازاریاب حرفه‌ای باید بتوانند ضمن رعایت این مهم، خیلی زیرکانه لایه‌های زیرین خواسته‌های مشتری را هم کشف کنند.

از نمونه‌های این خواسته‌های پنهان، شاید بتوان به این مورداشاره کرد که مشتری ممکن است محصول ما را به‌قصد هدیه دادن خریداری کند و در چنین وضعیتی، به‌احتمال‌زیاد در زمان مقایسه محصول ما با فروشگاه‌ها و فروشندگان دیگر دنبال ویژگی خاصی می‌گردد که هدیه او را به هدیه‌ای متفاوت تبدیل کند.

این موضوع را نباید تنها به اقلامی محدود دانست که در نگاه اول و به شکل طبیعی ویژگی‌های هدیه را دارا هستند. هر محصولی می‌تواند با چنین قصد یا با نیتی مشابه این، انتخاب و خریداری شود؛ خرید برای یک دوست خاص، برای یک مهمان ویژه، برای یک بیمار، برای یک مسافر، برای یک بزرگ‌تر و موارد متعدد دیگر ازاین‌دست می‌تواند آن خواسته درونی مشتری و تعبیر خاص او از متفاوت بودن باشد.

برای مشتری مهم است و قطعاً اگر با رعایت حریم او بوده باشد، خرسندکننده خواهد بود که ببیند بازاریاب و فروشنده به این خواسته‌ها اهمیت می‌دهند و درصدد برآورده ساختن آن‌ها هستند.

چکش بصری میراث

چکش بصری میراث

چکش بصری میراث

داستان نقاشی‌های به‌جا مانده از نقاشان مشهور بسیار جالب است، یک اثر اصل میلیون‌ها دلار ارزش دارد ولی کپی همان نقاشی با همان کیفیت شاید به سختی چند ده دلار ارزش‌گذاری شود! این داستانی است که در همه محصولات تولیدی نیز صادق است، یک کیف دستی برند پولاک حدود ۲‌هزار دلار ارزش دارد در صورتی که کیفی دیگر در همان حد و اندازه کمتر از ۵۰ دلار می‌ارزد. نکته جالب آنجاست که هزینه ساخت هر دو کیف تقریبا یکسان است! این برندهای نامعروف و مقلد معضلی هستند که برندهای بزرگ را همیشه به چالش می‌کشند و تقریبا برای تمام محصولات موجود در بازار این تقسیم‌بندی وجود دارد.

یک چکش بصری که شما را به گذشته‌تان متصل می‌کند می‌تواند ابزار مناسبی برای شناساندن شما به‌عنوان یک برند اصیل باشد. سوال اینجاست که در بسیاری از محصولات و به تبع آن فرآیندهای بازاریابی، این دید وجود دارد که «جدید» خوب است و «قدیمی» کهنه و بد! پس چگونه یک چکش میراثی به یک برند می‌تواند در اعتبار بخشیدن کمک کند؟ اگرچه نوآوری و جدید بودن به شرکت‌ها کمک می‌کند تا در اوج باشند ولی برای کشوری مانند ایران که اکثر مردم به فرهنگ و تاریخ خود می‌بالند، اتفاقا قدیمی به معنی خوب، بنیادی و با کیفیت است لذا این چکش برای بسیاری از برندهای ایرانی می‌تواند کاربردی باشد.  به دو مثال زیر توجه کنید تا قدرت این چکش را بیشتر لمس کنیم.

شاید بتوان نام و نماد بانک پاسارگاد را در زمره این چکش قرار داد. اگرچه بانک پاسارگاد نخستین بانک ایرانی نبوده همچنین نخستین بانک خصوصی هم نبوده است ولی در بین بانک‌های خصوصی توانسته به‌عنوان موفق‌ترین باشد و در بین کل بانک‌های ایران رتبه دوم از نظر جذب سرمایه را دارد. اگرچه میخ گفتار بانک پاسارگاد «بانک هزاره سوم» و چکش بصری‌اش در تضاد هستند ولی تا زمانی‌که بانک‌های دیگر ایرانی نه چکش بصری مناسب و نه میخ گفتار ثابتی دارند این تناقض چالش بزرگی برای بانک پاسارگاد به حساب نمی‌آید. بانک پاسارگاد اگر بخواهد خود را به برندی بین‌المللی تبدیل کند باید به این موضوع توجه ویژه‌ای کند.

برند دیگری که از نماد قدیمی در ایران استفاده کرده است، برند پوشاک هاکوپیان است. این برند در لوگوی خود از کالسکه دو اسبه که وسیله حمل‌و‌نقل ۱۰۰ سال پیش افراد پولدار بوده استفاده کرده است. متأسفانه این لوگو که می‌توانست چکش بصری بسیار خوبی برای این برند شود نتوانسته عملکرد چکش بصری را داشته باشد، به عبارت بهتر این کالسکه فقط زمانی شناخته می‌شود که نام هاکوپیان با آن همراه شود و مردم آن کالسکه را بدون نام هاکوپیان نمی‌شناسند. از طرف دیگر میخ گفتار شرکت «خواست مشتری نامحدود است و کیفیت پایان ندارد. هاکوپیان همگام با پیشگامان صنعت پوشاک جهان» با این لوگو همخوانی ندارد. هاکوپیان با استراتژی درست تمرکز بر کت‌وشلوار مردانه شروع کرد ولی به‌مرورزمان محصولاتی مانند کفش، پیراهن، و چندین محصول دیگر را نیز به سبد کالای خود اضافه کرد و بنابراین از هدف اولیه خود فاصله گرفت،

از طرف دیگر داشتن میخ گفتار و چکش بصری به‌عنوان دو ابزار برندسازی و عدم همخوانی آن‌ها و عدم استفاده درست از آن‌ها به‌مانند این است که این شرکت نه چکش بصری دارد و نه میخ گفتار. لذا هاکوپیان در حد یک شرکت با سهم بازار زیر ۵درصد در ایران است درصورتی‌که به‌کارگیری درست این ابزار و باقی‌ماندن روی استراتژی تمرکز می‌توانست از این شرکت یک برند جهانی بسازد.

 برگرفته از کتاب چکش بصری

برنامه بازاریابی کسب و کار اینترنتی

برنامه بازاریابی کسب و کار اینترنتی

برنامه بازاریابی کسب و کار اینترنتی

برنامه بازاریابی یکی از مهم‌ترین بخش‌های طرح کسب‌وکار وب‌سایت فروشگاهی است. وب‌سایت‌های فروشگاهی باید بر اساس ۷ C آمیخته بازاریابی الکترونیک، برنامه بازاریابی خود را تدوین کنند. بر اساس این موضوع، convenience for the customer  یا سهولت برای مصرف‌کننده بسیار حائز اهمیت است و وب‌سایت‌های فروشگاهی باید به سهولت به جنبه‌های کلیدی طراحی وب‌سایت مانند داشتن عملکرد جست‌وجو، نحوه چیدمان سایت و سهولت خرید بپردازند. به‌عنوان نمونه وب‌سایت فروشگاهی در حوزه پوشاک می‌تواند امکان نمایش لباس بارنگ‌ها و حتی سایزهای مختلف برای مخاطبان را مهیا کند.

از طرفی یکی دیگر از بخش‌های آمیخته بازاریابی، customer value&benefit یا مزایا و ارزش برای مشتریان است که وب‌سایت‌های فروشگاهی باید ارزش و منفعتی را برای مشتریان توصیف و بر این اساس آنها را ترغیب به حضور در وب‌سایت کنند.

برنامه بازاریابی کسب و کار اینترنتی

برنامه بازاریابی کسب و کار اینترنتی

استراتژی بازاریابی که معمولاً وب‌سایت‌های موفق فروشگاهی اتخاذ کرده‌اند، به این صورت است که در ابتدای فعالیت  روی Niche Marketing یا بازاریابی گوشه سرمایه‌گذاری کرده‌اند. به‌عبارت‌دیگر در این استراتژی، سازمان بازار هدف کوچکی را انتخاب و روی ارائه محصولات خاصی تمرکز می‌کند و با برند شدن و معرفی وب‌سایت به مخاطبان، توسعه محصولات را در دستور کار خویش قرار می‌دهد. با توجه به اینکه در فضای دیجیتال رقبای قوی حضور دارند، وب‌سایت‌های فروشگاهی تازه‌وارد، باید روی بازارهای کوچک که رقبای قوی کمتر رغبت به حضور در آن دارند، سرمایه‌گذاری کنند.

یکی از اقداماتی که وب‌سایت‌های فروشگاهی باید در راستای تقویت ارتباطات خود با مشتریان انجام دهند، راه‌اندازی باشگاه مشتریان مناسب برای این کسب‌وکار است.

به‌عنوان نمونه باشگاه مشتریان برای این نوع از کسب‌وکارها می‌تواند مبتنی بر وب‌سایت باشد و از این طریق مشتریان گروه‌بندی شوند و سرویس و خدمات ویژه‌ای برای هر یک از این گروه‌های مشتریان در نظر گرفته شود. البته راه‌اندازی باشگاه مشتریان مبتنی بر وب‌سایت، باید روی پلتفرم وب‌سایت انجام شود که این موضوع نیازمند به‌کارگیری متخصصان در حوزه برنامه‌نویسی است.

یکی از خدماتی که وب‌سایت‌های فروشگاهی می‌توانند برای این گروه از مشتریان در نظر بگیرند، توزیع رایگان محصولات است. به‌عبارت‌دیگر برای گروهی از مشتریان در باشگاه که حجم خرید مناسبی دارند، این خدمات را ارائه کنند.

به‌صورت کلی جلب اعتماد مشتریان برای خرید آنلاین مقوله‌ای زمان‌بر و حساس است و وب‌سایت‌های فروشگاهی نیز در این راستا می‌توانند تضمین ویژه‌ای را برای محصولات خود در نظر بگیرند و در صورت خرابی یا داشتن مشکل برخی از محصولات، برگشت هزینه را برای مشتریان در نظر بگیرند.

از طرفی وب‌سایت‌های فروشگاهی باید روی Content Marketing یا بازاریابی محتوایی سرمایه‌گذاری‌های جدی را انجام دهند تا از طریق تولید محتوای تخصصی و انتشار آن در فضای مجازی، به مشتریان جدیدی دست پیدا کنند. یکی دیگر از اقداماتی که وب‌سایت‌های فروشگاهی باید در راستای سهولت دسترسی انجام دهند، طراحی اپلیکیشن مناسب برای خرید محصولات است؛ این اپلیکیشن ها می‌تواند ارتباط مناسب و ۲۴ ساعته را با مخاطبان برقرار کند.

معيارهاي ارزيابي عملکرد کارکنان

معیارهای ارزیابی عملکرد کارکنان

معیارهای ارزیابی عملکرد کارکنان

جهت حصول اطمینان از انجام مطلوب ارزیابی باید:

  1. مطمئن گردید که کارکنان از شرح وظایف محوله مطلع بوده‌اند. به این منظور باید شرح وظایف کارکنان قبلاً و به‌تناسب اختیارات تهیه‌شده و در اختیار ایشان قرارگرفته باشد.
  2. نتایج ارزیابی‌های قبلی و احتمالی به اطلاع کارکنان رسیده باشد تا آنها از خواست‌ها  و سیاست‌های کارفرما مطلع باشند.
  3. زمان کافی بین ارزیابی‌های دوره‌ای رعایت گردد تا کارکنان فرصت کافی جهت ارتقاء و اصلاح رویه‌های غیراستاندارد یا نامنطبق قبلی داشته باشند.
  4. معیارهای کمی (مقداری) به‌تناسب جایگاه سازمانی هر یک از کارکنان تهیه‌شده باشد. به‌عنوان‌مثال برای کارکنان تولید، مقدار واحد تولیدی، انبارداران با مقدار جنسی که تحویل و تحول می‌نمایند،  و کارکنان دبیرخانه را با حجم نامه‌هایی که تایپ نموده‌اند مورد ارزیابی قرارداد. البته این روش (بخش کمی) نارسایی‌هایی نیز دارد ازجمله اینکه بسیاری از عملکردها نتیجه قابل‌شمارشی ندارند، به‌عنوان‌مثال نتیجه عملکرد یک مدیر یا معلم را نمی‌توان شمرد. هرچند می‌توان تعداد دانش‌آموزانی را که یک معلم در هرسال آموزش داده است ملاک قرارداد اما آیا این رویه صحیح است؟ یا آیا درست است که میزان کار آیی یک مدیر را بر مبنای تعداد نامه‌هایی که وی امضاء کرده است بررسی کنیم؟

    معیارهای ارزیابی عملکردمعیارهای ارزیابی عملکرد

    معیارهای ارزیابی عملکرد

  5. عوامل ذهنی شامل دیدگاه‌ها و نظرات شخصی، قابلیت سازگاری محیطی و توانایی‌های فردی. مسئله‌ای که در هنگام ارزیابی عوامل ذهنی باید مطلقاً موردتوجه ارزیاب باشد، این است که آیا در صورت لزوم خواهد توانست نظر خود را اثبات نماید؟ در تعیین ملاک‌های ارزیابی باید توجه داشت که هر یک از معیارها بر مبنای اطلاعات پرسنلی برای هر یک از کارکنان و جایگاه‌های شغلی قابل‌تغییر هستند و این معیارها باید به نحوی تهیه و تعیین‌شده باشند که بسته به شرایط و اطلاعات هر یک از کارکنان، قابل‌تغییر بوده و به‌صورت شناور تهیه‌شده باشند. به‌عنوان‌مثال انبارداری که به دلیل کاهش تقاضای بازار یا کاهش حجم تولید، میزان کمی از کالا را تحویل و تحول نموده است نباید به دلیل افت عملکرد مورد سرزنش قرار بگیرد. بنابراین ارزیاب باید اشراف کامل نسبت به اطلاعات پرسنلی کارکنان و جایگاه‌های شغلی داشته باشد چراکه در غیر این صورت ممکن است متهم به جانب‌داری، منفی نگری یا محافظه‌کاری گردد. نکته دیگری که باید موردتوجه ارزیاب قرار بگیرد این است که قبل از ارزیابی هر یک از کارکنان مدنظر داشته باشد که فرد ارزیابی‌شونده چه مدتی مشغول انجام‌وظیفه فعلی بوده است؟ و آیا فرصت انطباق خود با جایگاه سازمانی مزبور را داشته است؟
  6. اطلاعات خاص هر یک از کارکنان و اطلاعات کارگزینی نیز می‌توانند به‌عنوان ملاک و مبنای ارزیابی قرار گیرند. غیبت، میزان و تعداد دفعات دیرکرد یا ترک محل کار (زودتر از موعد) و مرخصی‌های بدون توجیه از بهترین عوامل اطلاعات خاص کارکنان هستند. البته تأثیر این معیار بخصوص بیشتر می‌تواند جهت ارتقاء یا تنزل رتبه سازمانی ملاک عمل قرار گیرد.

چکش بصری

چکش بصری وابسته به عملکرد

چکش بصری وابسته به عملکرد

اگر بتوانید چکش بصری متحرک برای سازمانتان به وجود آورید، تأثیرگذاری آن بیشتر از چکش ثابت (ایستا) است. یکی از بزرگ‌ترین مزایای متحرک بودن تصویر این است که به‌راحتی می‌توان آن را در تلویزیون هم به نمایش گذاشت. مثال زیر به روشن شدن موضوع کمک می‌کند.

چکش بصری شرکت تروپیکانا (تولید‌کننده آبمیوه) یک نی در پرتقال است.  شاید بسیاری از شرکت‌های تولید‌کننده از عکس پرتقال در تبلیغات و بسته‌بندی‌شان استفاده کرده‌اند، ولی ترکیب نی و پرتقال که اتفاقاً قابلیت نمایش دادن «نوشیدن آب‌پرتقال به‌طور مستقیم از پرتقال» را دارد، در یک برنامه تلویزیونی جنبه احساسی بالایی برای بیننده خواهد داشت، حتی اگر بگویند این عمل غیر‌ممکن است. اگرچه این برند محصولاتش نسبت به دیگر برندهای آب‌پرتقال گران‌تر است، ولی۳۰درصد سهم بازار را به خود اختصاص داده است.

چکش بصری وابسته به عملکرد

چکش بصری وابسته به عملکرد

در سال ۲۰۱۱ شرکت تروپیکانا چکش بصری خود را رها کرد و با کمپینی با رویکرد فواید آب‌پرتقال در رژیم روزانه افراد سعی کرد، به بازار بزرگ‌تری دست پیدا کند. نام این کمپین «چلاندن» نام داشت که با تصاویر در آغوش گرفتن خانواده همراه شد، از طرف دیگر «چلاندن» معنی گرفتن آب‌میوه را نیز می‌دهد.

نتیجه برای تروپیکانا فاجعه‌آمیز بود، کاهش ۲۰درصد فروش ظرف دوهفتم! به حدی این نتیجه شوک‌آور بود که مدیران تروپیکانا در اواسط کار کمپین، آن را رها کرده و به چکش نی در پرتقال برگشتند. نمونه دیگر از چکش بصری متحرک را می‌توان چکش برند «یلو پیج» دانست، میخ گفتار این برند «بگذارید انگشتانتان به‌جای شما راه بروند» بود و در تبلیغات تلویزیونی توانست تأثیرات زیادی را روی مخاطب بگذارد، البته امروزه با توجه به جست‌وجوی ساده در اینترنت و داشتن تلفن‌ها و نامه در اینترنت این نوع کسب‌وکار در حال از بین رفتن است.

موسیقی نیز اگرچه تصویری نیست، ولی به خاطر خواهد ماند، لذا از آن می‌توان به‌عنوان یک چکش متحرک و پویا نام برد. فکر می‌کنم تمام ما تبلیغ صاایران با آن صدای «دینگ‌دینگ» آخر تبلیغ را هنوز به خاطر داریم. یا شعر و موسیقی برند «گلرنگ» با عنوان «گل، گل، گل از همه رنگ، سرت را با چی میشوری با شامپو گلرنگ».

brand

عملکرد یک نام تجاری

عملکرد یک نام تجاری

نام‌های تجاری، برای رقابت در بازار، با انتخاب کالاها و خدمات متفاوت، با استفاده از شبکه‌های توزیع و یا با تأثیرگذاری بر سلیقه مشتریان، سهم بیشتری از بازار را برای خود طلب می‌کند.

طبق نظر «پروفسور شولتز»، در آینده رقابت بر سر قیمت، سودآوری تولیدات یا مزیت شبکه‌های توزیع، باعث برتری نخواهد بود. تنها چیزی که به برتری می‌انجامد، خیلی ساده و روشن، اعتبارنامه‌ای تجاری است. آن‌ها برای پیشرفت در آینده، به پایبندی مشتریان نیازمندند. بازار آینده، متعلق به نام‌های تجاری قوی‌تر است.

آنچه به یک نام تجاری اعتبار می‌بخشد، آشنا بودن آن برای مخاطب، در معرض دید بودن و حفظ این موقعیت است.

به همین علت، پس از فروریختن دیوار آهنین و فروپاشی «شوروی» بسیاری از شرکت‌های آمریکایی، قبل از ارائه محصولات خود، اقدام به تبلیغ آن‌ها در روسیه کردند. آن‌ها بدین طریق می‌خواستند نامشان را به مشتریان شناسانده و قبل از ورود به کشور، در آن‌ها علاقه‌مندی نسبت به محصولات خود ایجاد کنند.

امروزه زمان یک کالای باارزش است. ما زمان را به این امید که در آینده وقت بیشتری داشته باشیم، صرف، پس‌انداز یا حفظ می‌کنیم.

d

سرعت‌بالای زندگی نوین، سبب تغییر در شیوه زندگی بسیاری از مصرف‌کنندگان شده است. ساعت‌های کاری قابل‌انعطاف برای مشاغل تخصصی، تعطیلات آخر هفته، امکان خرید ۲۴ ساعته، امکانات پیشرفته فنّاوری و فعالیت‌های روزافزون در زندگی شهری، همگی باعث شده است که بیشتر مردم خواستار استانداردهای بالاتری در زندگی خود شوند.

m

تقریباً هرسال بیش از ۱۳۰ میلیون آمریکایی، برای رفتن به محل کار خود، هرروز سفرهای درون‌شهری یا بین‌شهری می‌کنند. هرچه می‌گذرد، ما زمان بیشتری را در اتومبیل، هواپیما، قطار، اتوبوس و یا مترو صرف می‌کنیم. این به معنای سالانه بیش از ۶ تریلیون کیلومتر جابه‌جایی است. در حقیقت از ۴۰ سال پیش تا حال، میزان جابه‌جایی، یک‌صد و پنجاه‌درصد افزایش داشته است. هر آمریکایی در هفته به‌طور متوسط ۳۰۰ کیلومتر با وسیله نقلیه شخصی‌اش رانندگی می‌کند که این رقم هرسال بالاتر می‌رود.

n

امروزه خیلی از مشتریان بالقوه، پدیده جدیدی به نام سفر درون‌شهری زنجیره‌ای را تجربه می‌کنند. به‌طورمعمول یک مرد بالغ پس از ترک منزل به سمت محل کار، احتمالاً فرزندانش را هم به مدرسه می‌رساند و بعد از پایان کار، برای ورزش کردن سری هم به یک باشگاه ورزشی می‌زند یا برای معاینه پزشکی نزد دکتر یا دندان‌پزشکش می‌رود یا شاید هم به‌قصد دیدن مسابقه فوتبال پسرش به زمین‌بازی می‌رود و هنگام غروب به منزل بازمی‌گردد.

برگرفته از کتاب چرا تبلیغات محیطی؟

هویت برند از جذابیت آن مهم‌تر است

هویت برند از جذابیت آن مهم‌تر است

رنگ چکش بصری قدرتمندی است، ولی ضعف آن در محدود بودن رنگ‌های متمایز و خاص است؛ پنج رنگ اصلی آبی، سبز، زرد، نارنجی و قرمز که تنها تعداد محدودی رنگ هم از ترکیب این رنگ‌ها به وجود می‌آید. ولی رنگ می‌تواند به‌سرعت یک برند را به شهرت برساند. کداک و جعبه زردش زمانی دنیای عکاسی را تسخیر کرده بود و عملاً رنگ زرد را برای فیلم‌های عکاسی نهادینه کرد تا حدی که رقیب دیرینه‌اش فوجی نتوانست با قوطی سبزش این معادله را بر هم بزند. ولی کداک اشتباه بزرگی کرد، با ظهور دوربین‌های دیجیتال فیلم عکاسی مرد و کداک سعی کرد رنگ زرد و نامش را روی دوربین‌های دیجیتالش بگذارد (اشتباه کلاسیک گسترش خطی) و به ورشکستگی رسید.

کداک چه باید می‌کرد؟ کداک به‌عنوان نخستین تولید‌کننده دوربین دیجیتال باید خدمات دیجیتالش را با نامی جدید به بازار روانه می‌کرد و رنگی متفاوت را برای آن کالا برمی‌گزید تا می‌توانست محصولات جدیدش را از فیلم عکاسی متمایز کند. در اغلب موارد شرکت‌ها می‌توانند از محصولی ساده بارنگ غیر‌معمول چکش بصری خارق‌العاده‌ای درست کنند.

62963_628 همان‌طور که مری کی‌اش خالق برند لوازم‌آرایشی بهداشتی مری کی با خرید یک کادیلاک در سال ۱۹۶۸ و تغییر رنگ آن به صورتی جهت تبلیغ محصولاتش به موفقیتی بزرگ رسید. موفقیت برند مری کی به حدی بود که خانم مری تصمیم گرفت سال بعد به پنج نفر از موفق‌ترین تولید‌کنندگان محصولاتش پنج کادیلاک هدیه دهد. جنرال موتورز اعلام کرده تاکنون یک‌صد هزار کادیلاک صورتی برای برند مری کی تولید کرده است.

شما چگونه یک ساحل را از ساحل دیگر تشخیص می‌دهید؟ تمامی سواحل شن، دریا، موج و حتی هتل‌های گوناگون ارزان و گران‌قیمت دارند ولی شرکت برمودا توریست شن‌های سواحل اختصاصی خود را صورتی کرد! آیا شن صورتی بهتر از شن قهوه‌ای یا بژ است؟ نه ولی شن صورتی چکش بصری بسیار قوی است جهت جذب توریست. البته برندها گاهی اوقات اشتباهات عجیبی می‌کنند و با توجه به اینکه رنگ انتخابی‌شان کاملاً مشخص است، ولی این فرصت را برای بهتر عمل کردن از دست می‌دهند، مثلاً شرکت رد بول با قوطی‌های آبی! درصورتی‌که قوطی قرمز می‌توانست ترکیبی بسیار قوی بین رنگ و نام شرکت به وجود آورد و برعکس آن خط هوایی ویرجین بلو در استرالیا که کلیه هواپیماهایش قرمز هستند!

بسیاری از برندها از چندرنگ استفاده می‌کنند و طوری طراحی‌شده‌اند که جلوه هنری خوبی دارند، اما در بازار فشرده رقابت نمی‌توانند بدرخشند و این مسئله برایشان در بسیاری از موارد گران تمام می‌شود. برندها باید به این نکته توجه کنند که یک رنگ بهتر از چندرنگ بودن است؛ به خاطر سپردن دورنگ سخت است و در مورد سه رنگ تقریباً غیر‌ممکن است.

به نشان اپل توجه کنید، در ابتدا این سیب گاز زده از شش رنگ استفاده می‌کرد و به نظر جذاب‌تر از سیب تک‌رنگ سفید می‌آمد ولی هویت از جذابیت مهم‌تر است.

Apple-logoاین تک‌رنگی اثربخشی غیر‌عادی دارد، از فاصله دورهم روی محصولات شرکت قابل‌تشخیص است. اپل کار خارق‌العاده دیگری هم کرده است، نشان روی لپ‌تاپ‌هایش نورافشانی هم می‌کند. این درخشان بودن مزیت رقابتی عجیبی برای اپل به وجود آورد. در انتها به دو نکته اساسی مجدداً اشاره می‌کنم:

۱- تک‌رنگی از چندرنگی بهتر است.

۲- چکش بصری بدون میخ گفتار اثربخشی بسیار کمی دارد و به فراموشی سپرده می‌شود، لذا میخ گفتار برند خود را به‌عنوان مهم‌ترین ابزار در دستتان فراموش نکنید.

برگرفته از کتاب چکش بصری

Visual Hammer_1

mojadad

استراتژی مهندسی مجدد در تبلیغات

استراتژی مهندسی مجدد در تبلیغات

پیش‌زمینه مهندسی مجدد، یک طرح مطالعاتی مدیریت در دهه ۹۰ در دانشگاه انستیتو فنّاوری ماساچوست بوده است. مایکل همر نخستین نظریه‌پردازی است که مفهوم مهندسی مجدد را مطرح کرد. او با مقاله «اتوماسیون کارساز نیست، فعالیت‌های زائد را حذف کنید.» در مجله هاروارد بیزینس در سال ۱۹۹۱ ، مهندسی مجدد را به جهان دانش مدیریت معرفی کرد. سپس کتاب «مهندسی مجدد، منشور انقلاب سازمانی» را با کمک جیمز چمپی در سال ۱۹۹۳ نوشت و مهندسی مجدد را در قالب یک نظریه تشریح کرد.

مهندسی مجدد مشهورترین و جنجال‌برانگیزترین نظریه مدیریتی در طول سال‌های اخیر بوده است. مهندسی مجدد اصل مشهور و چند صدساله تقسیم‌کار آدام اسمیت را به‌آسانی نقض کرد. مباحث بسیاری پیش از سال ۱۹۹۱ در خصوص بازسازی سازمان و مدیریت مطرح بود. مثل بهبود سازمان مدیریت، مدیریت تغییر، کایزن، مدیریت کیفیت فراگیر، نوآوری و … که مدیران و نظریه‌پردازان مدیریت را به خود مشغول کرده بود. اما آنچه مهندسی مجدد را از سایر متدهای مدیریتی پیش از خود متمایز ساخت و آن را به‌عنوان یک تئوری انقلابی در سازمان‌ها و مباحث مدیریتی مطرح کرد، شیوه بدیع آن بود که بر اساس بررسی و اصلاح فرآیند طرح‌ریزی می‌شد.

نکته مهم آن است که آیا می‌توان از تئوری مهندسی مجدد در تبلیغات و بازاریابی نیز بهره برد و چگونه می‌توان این کار را انجام داد؟ در ادامه سعی می‌شود به‌طور خلاصه درباره مهندسی مجدد در تبلیغات بحث مختصری صورت پذیرد.

29fc7a3

تبلیغات هر سازمان یا شرکت،یک سیستم باز است که مبتنی بر هدف بوده، دارای سیستم‌های فعال و هماهنگ است و با محیط خارجی ارتباط دارد. درگذشته هنگامی‌که محیط نسبتاً باثبات بود بیشتر سازمان‌ها برای بهره‌برداری از فرصت‌های تبلیغاتی پیش‌آمده به تغییرات تدریجی و اندک اکتفا می‌کردند. اما باگذشت زمان، در سراسر دنیا سازمان‌ها دریافتند که تنها تبلیغات تدریجی راهگشای پیشبرد و ترفیع اهداف بازاریابی آنان نیست و گاهی برای بقای سازمان لازم است تغییراتی به صورتی اساسی و زیربنایی در تبلیغات سازمان ایجاد شود. امروزه در سراسر دنیا این تغییرات انقلابی را بانام مهندسی مجدد می‌شناسند.

مهندسی مجدد تبلیغات یعنی آغازی دوباره در تبلیغات، فرصتی دیگر برای بازسازی فرآیندهای تبلیغاتی و دوباره‌سازی روش‌های تبلیغات. مهندسی دوباره به معنای کنار گذاشتن بخش بزرگی از دانش و یافته‌های صدساله اخیر تبلیغات و شکستن فرضیه‌ها و قواعد قبول‌شده تبلیغات در داخل سازمان است. اساس مهندسی مجدد تبلیغات نیز بر بررسی‌های مرحله‌ای و حذف مقررات کهنه و تصورات بنیادی از تبلیغات استوار است که زمینه‌ساز عملکرد کسب‌وکار کنونی‌اند.

اکنون شرکت‌ها انباشته از مقررات تبلیغاتی نانوشته‌ای هستند که از دهه‌های پیشین برجا مانده‌اند. این مقررات بر پایه فرض‌هایی درباره فناوری، کارمندان و اهداف سازمان به وجود آمده‌اند گه دیگر کاربردی ندارند. تا هنگامی‌که این شرکت‌ها این‌گونه مقررات را از سرخود باز نکنند، هرگونه بازسازی و نو سازی بی‌تأثیر بوده و همانند گردگیری میز و صندلی‌ها در سازمان‌های ویرانه خواهد بود.

منبع: تکنیک ها و تاکتیک های تبلیغاتی

Promotional Gifts

هدایای تبلیغاتی و مزیت های آن

هدایای تبلیغاتی و مزیت های آن

ارزشمندترین هدف استفاده از هدایای تبلیغاتی انتقال پیام ویژه‌ای از برند شما به مخاطبین شما هست. ازآنجاکه این هدایا اغلب به صورتی طراحی می‌شوند که مورداستفاده و توجه مشتریان قرار گیرد مشتریان آن را استفاده می‌کنند، و جلوی چشم خود قرار می‌دهند .
استفاده از مشوق‌های تبلیغاتی و هدایای ارزشمند می‌تواند مشتریانی را که با پیام شما از طرق تبلیغاتی دیگر آشنا شدند به شما نزدیک‌تر و آنها را برای برقراری تعامل ترغیب کند.

یکی از رفتارهای طبیعی انسان تصمیم‌گیری برای خریدهای لحظه‌ای است و استفاده از این تبلیغات دقیقاً نکته‌ی چنین تصمیماتی است و چگونگی تاکتیک استفاده از هیجانات و احساسات برای فروش خدمات یا محصولات است.
شما می‌توانید هدایای تبلیغاتی متنوعی را به گروه‌های مختلف مشتریان خود ارائه دهید. به‌علاوه با انتخاب مناسب‌ترین هدایای تبلیغاتی می‌توانید آن را به‌عنوان هدیه مفید، سرگرم‌کننده، پرهیجان درآورید و آن را به نمادی یادبود از برندتان در ذهن مشتریان تبدیل کنید.
با ارائه هدایای مفید و کاربردی، دریافت‌کنندگان می‌توانند در طولانی‌مدت از آن استفاده کنند و درنتیجه، اثربخشی این هدایا ، افزایش می‌یابد.به خاطر داشته باشید هدایای تبلیغاتی بی‌ارزش و بی‌مصرف می‌تواند نتیجه‌ای معکوس داشته باشد .همه‌چیز منجر به سنجیده شدن شما در ذهن مخاطب خواهد شد.
ارزش ادراک‌شده هدایای تبلیغاتی یکی از مهم‌ترین عوامل تأثیرگذار بر تصمیمات خرید مشتریان به شمار می‌رود و اغلب این تأثیر از اثربخشی سایر شیوه‌های تبلیغاتی فراتر می‌رود.

هدایای تبلیغاتی و مزیت های آن

هدایای تبلیغاتی و مزیت های آن

نکاتی در خصوص هدایای تبلیغاتی و مزیت‌های آن:

۱مطرح‌شدن برند

یکی از اهداف اغلب کسب‌وکارهای کوچک و بزرگ مطرح‌شدن نام تجاری یا برند آن‌هاست. چگونه می‌توان یک برند را علیرغم موفقیت در رقابت، در ذهن مشتریان مطرح و ماندگار کرد؟ یک روش آن خلاقیت در بازاریابی است. هدایای تبلیغاتی ابزار ساده‌ای هستند که می‌توانند موجب مطرح‌شدن برند یک کسب‌وکار کوچک شوند؛ به کمک درج کردن نام تجاری بر روی کالاهایی که مشتریان در زندگی روزانه خود از آنها استفاده کنند، شما می‌توانید جایگاه برند خود را در اذهان عمومی ارتقاء دهید.

۲کاربرد بیشتر و هزینه کمتر

با بودجه‌های اندک، به‌سختی می‌توان روش بازاریابی را انتخاب کرد که بهترین و بیشترین توجه را به سمت کسب‌وکار کوچک شما جلب کند و انتخاب اینکه کدام موارد بیشترین سود را عاید شما می‌کند، اغلب دشوار است.هدیه‌های تبلیغاتی که ارزان‌قیمت و از دوام بیشتری برخوردار بوده و امکان درج تبلیغ بزرگ‌تری روی آنها وجود دارد، برای سرمایه‌گذاری بسیار مناسب و ارزشمند هستند. این موضوع را به خاطر داشته باشید که یک اشانتیون یا هدیه کوچک خود راه بزرگی برای افزایش وفاداری مشتریان نسبت به شماست. اگر صاحب مغازه یا فروشگاه هستید بهترین روش برای تشکر کردن از خرید مشتریانتان، اهدای یک اشانتیون به آن‌هاست.

۳کارت ویزیتی برای برند شما

اگرچه کارت‌های ویزیت همیشه به‌عنوان یکی از اجزای اصلی و ارزشمند در تجارت و هر کسب‌وکاری هستند اما کالاهای تبلیغاتی نیز راهی جالب و خلاقانه برای جلوه دادن اطلاعات تماس در معرض دید به شمار می‌روند. به‌جای اینکه هنگام برخورد با مشتریان احتمالی به آنها تنها کارت ویزیت خود را ارائه کنید، حالتی را در نظر بگیرید که علاوه برکارت ویزیت یک شیء قابل‌لمس‌تر که نام برندتان روی آن حک‌شده است نیز به او بدهید.

۴تبلیغی ملموس

فروشندگان باتجربه می‌دانند که بیشتر خریدهای مشتریان تحت تأثیر هیجانات و احساسات آن‌ها شکل می‌گیرد و منطق نقش کمتری در خرید دارد اگر شما بتوانید توجه مشتریان بالقوه را جمع کنید و به علایق و خواسته‌های آنها پاسخ دهید قادر خواهید بود به‌سرعت بر تصمیم‌گیری‌های خرید آن‌ها تأثیرگذار باشید.
استفاده از هدایای تبلیغاتی به‌عنوان مکمل سایر فعالیت‌های تبلیغاتی ، شمارا در دستیابی به این قابلیت یاری می‌کند.
ارائه هدایای تبلیغاتی رایگان یا ارائه فرصت برنده شدن در قرعه‌کشی‌ها برای کسب جوایز بزرگ توجه مشتریان را به خود جلب می‌کند و موردعلاقه آن‌ها واقع می‌شود و می‌تواند آن‌ها را برای خرید ترغیب کند. خلاصه آنکه ارائه هدایای تبلیغاتی مشتریان بالقوه را به مشتریان فعلی تبدیل می‌کند.
انتخاب مناسب‌ترین هدایای تبلیغاتی برای تکمیل تأثیر تبلیغات رسانه‌ای نیازمند این است که خواسته‌ها و تمایلات مشتریان بالقوه خود را بشناسید. اجرای تحقیقات بازاریابی و مطالعه الگوهای خرید مصرف‌کنندگان می‌تواند این هیجانات و خواسته‌های مشتریان هدف را روشن نماید و آنچه در حال حاضر برای آن‌ها جذاب است را به شما نشان دهد.
یافتن پاسخ برای این پرسش نقطه آغاز فعالیت‌های شما به‌منظور ارائه هدایای تبلیغاتی و کسب موفقیت در برنامه‌های فروش است.
یک پیشنهاد مؤثر : شما می‌توانید از مخاطبین خود نیز در مورد علایقشان در ارتباط با هدایای تبلیغاتی سؤال کنید

۵ایجاد حس غافلگیری

غافل‌گیری، یکی از روش¬های جلب‌توجه مشتریان است. وقتی چیزی را درجایی¬ که انتظارش را ندارید دریافت کنید ، تأثیری بهتر و ماندگارتر در ذهن به‌جا می‌ماند . شادی دریافت یک هدیه را هرگز فراموش نکنید نکته کلیدی این است که این هدیه باید غیرمنتظره (بدون وعده‌های قبلی) باشد و مشتری بتواند در ذهن خود دلیل این موضوع را یکی از دو ویژگی “خرید خوب” یا “همکاری طولانی‌مدت” بیابد.

۶-وفاداری

برخی از شرکت‌ها برنامه‌ای با عنوان “وفاداری” را برای مشتریان خود اجرا می‌کنند. این برنامه شامل دادن امتیاز به خریدهای مشتری و تراکنش‌های کارتی وی است که در مقاطع زمانی معین به مشتریان سودآور شرکت هدایایی داده می‌شود.
شرکت «هری اند دیوید» که یک شرکت دست‌اندرکار صنایع غذایی است و جزو بازیگران کلیدی در حوزه هدایای تبلیغاتی به شمار می‌آید، برای ۲۵ هزار مشتری خود که سالانه بیش از هزار دلار از این شرکت خرید کرده باشند، هدیه می‌‌فرستد.
شرکت مزبور در یک پژوهش متوجه شد که ۵ هزار مشتری دریافت‌کننده هدایا، در مقایسه با مشتریانی که هدیه دریافت نکرده‌اند‌، خرید بیشتری از شرکت داشته‌اند.
حتی اگر شرکت شما دارای چنین بخش پژوهشی نیست،‌ این دلیل نمی‌‌شود که راهبرد بازاریابی نداشته باشید. هدیه دادن به شیوه صحیح می‌‌تواند به ایجاد مناسبات خوب بیانجامد و حکم خون را در زندگی اقتصادی شما داشته باشد.
هرگز نقش خلاقیت و نوآوری را در این رابطه فراموش نکنید
خلاقیت و نوآوری همیشه ۲ اصل مؤثر در کسب‌وکار و تجارت است . این ۲ اصل در جهت ایده‌های هدایای تبلیغاتی نیز بسیار مؤثر بوده .چراکه با ایجاد هدیه‌ای خلاقانه مخاطب شما حس رضایتمندی از انتخاب برند موردنظر کرده و ایده‌ی خلاق شمارا به دیگر ویژگی‌های برندتان نیز تعمیم می‌دهد و سبب به یادماندن برند شما در ذهن او خواهد شد.
استفاده از هدایای تبلیغاتی رایگان یک استراتژی مؤثر بازاریی است، به شرطی که به‌درستی از آن استفاده شود. فقط باید توجه کنید و ببینید که چه محصولات و خدماتی را در اختیاردارید که می‌توانید به‌صورت رایگان در اختیار مشتریان بالقوه خود قرار دهید که در نظر آنها از ارزش‌افزوده مناسبی برخوردار باشد و برای شما هزینه قابل‌توجهی را در برنداشته باشد. نکته مهم این است که نباید
فراموش کنید ارزش قابل تحصیل از مشتری را محاسبه کنید و بر اساس آن پیشنهاد خود را تنظیم کنید تا از ارزش واقعی مشتری فراتر نرود

تفاوت بین آگهی‌های مجله با روزنامه

تفاوت بین آگهی‌های مجله با روزنامه

مجله‌ها از دو ۲ جهت مختلف با روزنامه‌ها متفاوت‌اند. نخست آن‌که، روزنامه‌ها، معمولاً برای عموم خوانندگان نوشته می‌شوند، درحالی‌که مجله‌ها دارای مخاطبان خاصی چون: زنان، نوجوانان، مسیحیان، مدیران تجاری، مهندسان لوله‌کشی، زمین شناسان، و یا نویسندگان هستند؛ درنتیجه استفاده از مجله‌ها برای دسترسی به بخش کوچکی از بازار مؤثر است، درحالی‌که مخاطب روزنامه، توده مردم است.

دوم آن‌که، کیفیت تکثیر مجله‌ها نسبت به روزنامه‌ها به‌مراتب برتر است. به‌علاوه مجله‌ها امتیاز استفاده از تصاویر تمام‌رنگی را در اختیار نویسنده تبلیغات می‌گذارند.

تولیدکنندگان اغلب اوقات از مجله‌ها برای انتشار و تبلیغات خود استفاده می‌کنند، تا به خلق آگاهی عمومی و تصویر ذهنی کمپانی بپردازند. بسیاری از مجله‌ها نیز بخشی را به تبلیغاتی که با سفارش پستی انجام می‌شود، اختصاص داده‌اند.

اما درهرحال، آگهی چاپ‌شده در روزنامه‌ها در مجله، بایستی راهی دشوار را بپیماید تا توجه خواننده را به خود جلب کند.

تفاوت بین آگهی‌های مجله با روزنامه

تفاوت بین آگهی‌های مجله با روزنامه

در مرحله اول، خواننده به دنبال مقاله‌های یک نشریه خواهد بود و نه تبلیغات آن. در بیشتر روزنامه‌های مهم و مشهور، آگهی شما با هزاران آگهی دیگر به رقابت می‌پردازد و اغلب خوانندگان تنها به خواندن سه – چهار آگهی در مجله‌ای معمولی اکتفا می‌کنند. بنابراین عنوان و تصویر مربوطه بایستی خواننده را وادار به توقف کند، چگونه؟ با استفاده از مفهومی که بر اساس علایق شدید و یا منافع خواننده شکل‌گرفته است و یا پاداشی را بشارت می‌دهد.

دفترهای راهنمای تبلیغاتی حکایت دیگری است. زمانی که خریداری به دفتر راهنمای تلفن مراجعه می‌کند . یا صفحه‌های راهنمای صنعتی را ورق می‌زند، بدون شک در جست‌وجوی محصولی خاص است.

پس، دیگر لازم نیست که آگهی شما او را به خرید اتومبیل لیموزین تشویق کند، بلکه بایستی او را متقاعد سازد که از سرویس و خدمات اتومبیل‌های لیموزین شما استفاده کند.

طبیعی است که آگهی‌هایی که در صدر صفحه‌ها قرار می‌گیرند، قبل از سایر آگهی‌ها خوانده می‌شوند. اما درعین‌حال چاپ آگهی‌هایی بر اساس یک نظام الفبایی است و بنابراین نام کمپانی شما در جایگاه خاص خود در دفترهای راهنمای تبلیغات قرار خواهد گرفت.

توماس رجیستری، تولیدکننده مهم‌ترین دفترچه راهنمای محصولات صنعتی، به پژوهش خاصی اقدام کرد، تا تأثیر اندازه یک آگهی را بر واکنش خواننده نشان دهد. این پژوهش نشانگر آن است که بزرگ‌ترین آگهی‌های یک صفحه، ۴۰برابر بیش از یک آگهی تک‌خطی جلب‌توجه می‌کند. شاید شما ازنظر مالی قادر به پرداخت هزینه چنین آگهی نباشید، اما این امری مسلم است. حتی حروف چاپی درشت، دو برابر چاپ معمولی توجه را جلب می‌کنند.

اندازه آگهی شما در نوشتن متن تبلیغ مؤثر است. یک صفحه کامل مجله و یا روزنامه، فرصت و فضای کافی را برای به نمایش درآوردن تصویر دلخواه و نگارش نکته‌های بااهمیت در اختیارتان می‌گذارد. آگهی کوچک‌تر، البته قادر به انعکاس تمامی نکات نیست؛ درنتیجه، اغلب اوقات، از صفحه‌های کامل روزنامه و یا مجله برای ساختن تصویر ذهنی شرکت و یا معرفی محصول استفاده می‌شود؛ از آگهی‌های کوچک به‌منظور برانگیختن حس کنجکاوی مخاطب بهره گرفته می‌شود. بسیاری از آگهی‌های سفارش پستی با استفاده از نسخه‌های کوچک تبلیغاتی نیز موفق بوده‌اند.

منبع: ادبیات تبلیغ

آمیخته بازاریابی

آمیخته بازاریابی چیست؟

آمیخته بازاریابی

به‌طور ساده باید گفت که آمیخته بازاریابی ابزاری است که توسط کسب‌وکارها بازاریابان به‌منظور کمک به تعیین و تفهیم ارزش پیشنهادی یک محصول یا برند مورداستفاده قرار می‌گیرد. آمیخته بازاریابی اولیه که شامل ۴ فاکتور محصول، مکان، قیمت و ترفیع و ترویج می‌شد، برای اولین بار توسط جِروم مک کارتی در سال ۱۹۶۰ معرفی شد. از همین تاریخ به‌خوبی برای شما روشن می‌شود که چقدر این مفهوم در حوزه بازاریابی اهمیت داشته و تا چه اندازه برای منطبق شدن با نیازهای امروزی کسب‌وکارها نیاز به به‌روزرسانی آن احساس می‌شود.

آمیخته بازاریابی چیست؟

آمیخته بازاریابی چیست؟

اما آمیخته بازاریابی توسعه‌یافته شامل ۳ فاکتور اولیه

افراد (people) – تمام شرکت‌ها و کسب‌وکارها وابسته به افراد و آدم‌هایی هستند که آن کسب‌وکارها را اداره می‌کنند، از نیروهای فروش گرفته که در خط مقدم شرکت حضورداشته تا مدیران ارشد سازمانی که جزء تصمیم‌گیرندگان شرکت و کسب‌وکار به‌حساب می‌آیند. بهره‌مند بودن از افراد مناسب برای هر کسب‌وکاری از اهمیتی حیاتی برخوردار است، چراکه آن‌ها هم بخشی از سیستمی هستند که در حال ارائه محصولات و خدماتی به مشتریان هدف است.

فرایند (process) – ارائه خدمت شما اغلب با حضور و در حضور مشتری انجام می‌پذیرد، بنابراین چگونگی ارائه شدن خدمت به مشتری درواقع بخشی از چیزی است که مصرف‌کننده وجهی را برای آن پرداخت کرده است.

شواهد فیزیکی(physical evidence)  – تقریباً تمام انواع خدمات شامل عناصر فیزیکی هم می‌شود، حتی اگر کل مجموع خدماتی که مصرف‌کننده سفارش می‌دهد و مبلغی را برای آن پرداخت می‌کند، درمجموع غیرقابل لمس باشد. به‌عنوان‌مثال، یک سالن آرایش برای مشتری خودش خدمات کامل کوتاهی و آرایش مو ارائه می‌کند و یک شرکت بیمه هم به مشتریان خودش مجموعه از اسناد و اوراق را به‌عنوان گواهی خرید خدمات ارائه می‌کند. حتی اگر این موارد به‌صورت فیزیکی چاپ و پرینت نشده باشند، بازهم بر اساس این تعریف آن‌ها محصولی فیزیکی دریافت می‌کنند.

توجه داشته باشید که این عناصر و فاکتورهای تشکیل‌دهنده آمیخته بازاریابی خدمات جدید هم همچنان بااین‌وجود خیلی جدید نیست و تقریباً از دهه ۱۹۸۰ به بعد در حال استفاده شدن هستند، اما این مهارت و توان بازاریاب است که بتواند بر اساس شرایط و برحسب نوع ارتباطات مورداستفاده از قبیل شبکه‌های اجتماعی و … بداند چگونه باید از هر یک از این موارد آمیخته بازاریابی خدمات استفاده کند تا قادر باشد در شرایط متغیر امروز بازار توقع و انتظار مشتری را برآورده نماید.

توجه داشته باشید که آمیخته بازاریابی برای خدمات دارای عناصر اضافی دیگری هم می‌شود که به‌طور ثابت نمی‌توان به آن‌ها اشاره کرد، چراکه خصوصیات یک خدمت نسبت به خصوصیات یک محصول کاملاً متفاوت است. خصوصیات خدمات به‌طور خلاصه عبارت است از:

عدم مالکیت
– لمس ناپذیری
– تجزیه‌ناپذیری
– نابود شدنی
– عدم تجانس

به همین دلیل و به دلیل عدم امکان یا بسیار سخت بودن استاندارد شدن خدمات در مقایسه با محصولات و کالاها، مدیریت خدمات هم نسبت به کالاها بسیار سخت‌تر است، چراکه خدمات تحت تأثیر عناصری قرار دارند که بعضاً خارج از کنترل ارائه‌کننده خدمات قرار دارد.

ویژگی‌های خاص فروش خود را به‌دقت سازمان دهید

ویژگی‌های خاص فروش خود را به‌دقت سازمان دهید

ویژگی‌های خاص فروش خود را به‌دقت سازمان دهید

بانک ملی «نورت وسترن» در مینیاپلیس درصدد آگاهی از این نکته برآمده، که آیا جزوه‌هایی که برای افراد، توسط بانک پست می‌شود، خوانده می‌شوند یا خیر؛ و بنابراین این بار، پاراگراف خاصی را به جزوه خود افزود، و آن را برای صد تن از مشترکان ارسال داشت. در این پاراگراف قیدشده بود برای متقاضیانی که علاقه‌مند به دریافت جزوه‌ای شامل ۴۵۰۰ اصطلاح فنی هستند، این جزوه به همراه یک اسکناس ده‌دلاری فرستاده خواهد شد. فکر می‌کنید چند نفر از مشتریان این بانک به دریافت پول مجانی علاقه‌ای نشان دادند؟

هیچ‌کس!

روشن است که ترتیب مطالب و جمله‌های نوشته‌شده در چگونگی خواندن افراد مؤثر است. اگر بانک نوشته‌ی «۱۰ دلار مجانی» را بر روی پاکت پستی خود قرار می‌داد، بسیاری از خوانندگان از آن استقبال می‌کردند.

هنگام نوشتن نسخه آگهی، بایستی با دقت به ترتیب نکات موردنظر خود توجه کنید. آگهی شما احتمالاً دارای یک پیام اصلی است: «مصرف بنزین این اتومبیل کم است» و چندین پیام فرعی: (جادار است و باقیمت مناسب). عنوان بایستی پیام اصلی را منعکس سازد و خطوط اولیه متن نیز باید به تائید عنوان بپردازد. پیام‌های فرعی در لابه‌لای خطوط بعدی متن آگهی ظاهر خواهند شد.اگر آگهی شما طولانی است، هر یک از پیام‌های ثانوی شما می‌تواند دارای شماره و یا سرفصل جدا باشد.

ترتیب پیام‌های فروش شما بر اساس اهمیت نسبی آن‌ها – میزان اطلاعاتی که در اختیار خواننده قرار می‌دهید و نوع تبلیغ – شکل می‌گیرد (نامه، آگهی، داستان خبری و یا تبلیغات تلویزیونی).

تری اسمیت که مدیر روابط عمومی شرکت وستینگهاوس است قاعده ویژه‌ای را برای سازمان‌دهی پیام‌های خود در سخنرانی‌ها و معرفی و ارائه کالا طراحی کرده است.

قانون او به این صورت است: «آنچه را که قصد داری به آن‌ها بگویی، بگو، بازهم بگو. و سپس آنچه را که به آن‌ها گفته‌ای، از نو بگو».

نویسنده یک برنامه معرفی کالا، بایستی ابتدا هدف کلی این معرفی را با در نظر گرفتن پیام‌های مهم آن ارائه کند، سپس خلاصه‌ای از تک‌تک پیام‌ها و نکات اصلی را به نگارش دربیاورد. شنوندگان برخلاف خوانندگان یک آگهی، نمی‌توانند برای یادآوری این نکات به نوشته‌های آگهی مراجعه کنند و بنابراین بیان چکیده مطالب به یادگیری و یادآوری شنوندگان کمک می‌کند.

برتون پین کوس که نویسنده آزاد تبلیغاتی است، الگوی منحصربه‌فردی را برای برنامه‌های فروش خود طراحی کرده است. پین کوس، نامه را با عنوانی آغاز می‌کند که نوید می‌دهد. عملی شدن وعده را به اثبات می‌رساند و ثابت می‌کند که کالای یادشده حاوی تمامی خصوصیاتی است که در آگهی به آن اشاره‌شده است.

سپس خواننده را در جهت سفارش کالا راهنمایی می‌کند و توضیح می‌دهد که چرا بهای این کالا در قبال ارزش آن بسیار ناچیز است.

قبل از آن‌که به نوشتن یک آگهی یا نامه بپردازید، نکات مهم موردنظر خود را بر روی کاغذ بیاورید و آن‌ها را به صورتی معقول، متقاعدکننده و شفاف مرتب کنید و در نوشتن آگهی خود از همین روش پیروی کنید.

منبع : ادبیات تبلیغ

Star attractions at the fair

جذب مشتریان در نمایشگاه

جذب مشتریان در نمایشگاه

چگونه می‌توان اطمینان یافت که مشتریان بالقوه از غرفه شما بازدید خواهند کرد؟ برای دستیابی به این هدف باید با خلاقیت و نوآفرینی‌های خود یک استراتژی به‌منظور ترغیب افراد برای بازدید از غرفه شرکت تدوین کنید؛ باید راهی بیابید که بازدید از غرفه شما «نقطه اوج بازدید از نمایشگاه» برای مشتریان بالقوه به شمار آید. استفاده از الگوهای تعاملی حضور در نمایشگاه می‌تواند بازدیدکنندگان بیش‌تری را برای غرفه شما جذب نماید.

برپایی رقابت‌ها، سرگرمی‌ها، نمایشگاه کوچکی از محصولات و تکنیک‌هایی از این قبیل، توجه مردم را برای غرفه شما بیش‌تر می‌کند. برگزاری قرعه‌کشی و اهدای جوایز ویژه به بازدیدکنندگان ضمن جذب مخاطبان، شیوه مناسبی از تأثیرگذاری بر مصرف‌کنندگان است.

به‌علاوه، اطلاعات کسب‌شده از مشتری در این ارتباطات می‌تواند در فعالیت‌های بازاریابی از طریق ای میل، ارسال نامه‌های مستقیم و یا برقراری تماس‌های فروش برای شرکت کاربرد داشته باشد. اهدای هدایای تبلیغاتی باارزش مثل لوازم برقی، تجهیزات آشپزخانه، سبد هدیه و غیره در زمره پرکاربردترین هدایای اعطایی برای بازدیدکنندگان در رقابت‌ها و قرعه‌کشی‌های نمایشگاهی است. فراموش نکنید که به‌تمامی بازدیدکنندگان از غرفه شرکت، هدیه کوچک و کاربردی اعطا کنید تا علاقه آن‌ها را به محصولات و خدمات خود افزایش دهید.

با اعطای هدایای تبلیغاتی جذاب و برپایی قرعه‌کشی در غرفه نمایشگاهی خود، بازدیدکنندگان بیش‌تری را به‌سوی خود جذب کنید.

هنگام طراحی برنامه‌های نمایشگاهی شرکت، تصویری پرجاذبه از سطح بالای تقاضا برای محصولات و خدمات خود نزد بازدیدکنندگان ترسیم کنید. این هدف می‌تواند با نصب برچسب‌های فروخته‌شده بر روی برخی از کالاهای به نمایش درآمده، یا گذاشتن فضاهای خالی بعضی کالاها در میان محصولات ارائه‌شده در غرفه محقق گردد. به‌این‌ترتیب، بازدیدکننده احساس می‌کند که با از دست دادن زمان، زیان کرده است.

مصرف‌کنندگان همیشه به کالاهای پر تقاضا، کشش بیش‌تری دارند و می‌خواهند اطمینان یابند که با خرید کالا، فرصتی را از دست نمی‌دهند.

How does the ad to attract attention?

چگونه عنوان تبلیغ توجه را به خود جلب می کند؟

چگونه عنوان تبلیغ توجه را به خود جلب می کند؟

در تمامی اشکال تبلیغات « تأثیر نخست »-نخستین چیزی که خواننده می‌بیند، می‌خواند و یا می‌شنود می‌تواند به مفهوم ناکافی و یا موفقیت تلقی شود. این تأثیر نخست دقیقاً چیست؟

در تبلیغات چاپی:عنوان و جاذبه بشری است، که نقش تأثیر نخست را بازی می‌کند.

  • در یک بروشور: جلد
  • در آگهی رادیویی و تلویزیونی: نخستین لحظات پخش آن
  • دربسته پستی :نوشته‌ روی پاکت و یا نخستین جمله‌های نامه
  • در آگهی‌های جراید: نخستین پاراگراف
  • در نمایش کالا: اسلایدهای نخستین

هرقدر هم که کلمه‌های شما متقاعدکننده و کالای شما ممتاز باشد، آگهی شما قادر به فروش آن نخواهد بود مگر آن‌که توجه مخاطب را به خود جلب کند. اکثر متخصصان تبلیغاتی باور دارند که یک عنوان پرجاذبه که توجه همگان را به خود جلب کند، کلید این معما است.

به‌طور متوسط ،تعداد افرادی که عنوان را می‌خوانند،پنج برابر خوانندگان متن است.

زمانی که عنوان خود را می‌نویسید در حقیقت ۸۰ سنت از یک دلار خود را خرج کرده‌اید و اگر با استفاده از عنوان تبلیغ خود موفق به فروش کالا نشوید،۸۰% پول را به هدر داده‌اید. همان‌گونه که جان کاپل اظهار می‌دارد:«بهترین عنوان،متوجه علایق شخصی افراد می‌شود و یا اخبار را به گوش آنان می‌رساند»

بیایید چند نمونه را بررسی کنیم:

«چگونه دوست تازه‌ای بیابیم و بر روی دیگران تأثیر بگذاریم؟».این نمونه‌ای جالب از تأثیر عنوان پرجاذبه است که با علایق شخصی افراد در ارتباط است. این عنوان به شما نوید می‌دهد که با خواندن این آگهی و خرید کالا ، نه‌تنها دوستان جدیدی خواهید یافت بلکه از کلام نافذی برخوردار خواهید شد. خوب مقاومت در مقابل چنین عنوانی غیرممکن است آیا کسی را می‌شناسید که در جستجوی یافتن دوستان جدیدی نباشد.

به‌تازگی تبلیغ کمپانی غذایی کر افت به‌شدت موردتوجه خانم‌های خانه‌دار قرار گرفت. عنوان آن بدین‌صورت بود:«چگونه می‌توان با چند پنی غذای مناسب تهیه کرد؟» اگر شما علاقه‌مند به تغذیه درست خود و خانواده‌تان باشید اما درعین‌حال هم نگران بودجه‌ ناچیز خود هستید پیام این آگهی را بدون واسطه خواهید گرفت.
هر یک از این عنوان‌ها ، امتیازی را به مصرف‌کننده تقدیم می‌کند، هریک به شما قول می‌دهد که اطلاعات مفید و مؤثر را در قبال وقتی‌که برای خواندن آگهی صرف کرده‌اید و پولی را که در قبال خرید کالا پرداخته‌اید، در اختیارتان قرار دهد.

Know your customer

مشتری خود را بشناسید

مشتری خود را بشناسید

شما بایستی مشتری خود را کاملاً بشناسید. یکی از بهترین روش‌های ممکن آن است که خود را به‌جای مخاطب قرار دهید و این بار زمانی که متن تبلیغ قوطی‌های سوپی را که مشغول رقصیدن هستند، می‌نویسید، از خودتان سؤال کنید که آیا هنگام خرید سوپ از تماشای یک برنامه رقص لذت می‌برید و یا آن‌که مایل به دانستن طعم سوپ، قیمت آن، ارزش غذایی آن و محل فروش آن هستید؟ زمانی که به‌صورت یک مشتری و نه یک نویسنده فکر کنید، احترام بیشتری برای نیازهای مخاطب خود قائل شده، نسخه‌ای را خواهید نوشت که دارای حداکثر استفاده برای خواننده شما باشد.

روشی دیگر برای شناسایی خواننده – مصرف‌کننده – مشاهده آنان است. چگونه؟

مشتری خود را بشناسید

مشتری خود را بشناسید

 

به شکل دانشجویی محقق و فعال در بازار فروش به فعالیت بپردازید. در این زمان، خریداران را نظاره کنید و دریابید که چه کسانی به دنبال اسم کالا می‌روند و چه کسانی خصوصیات آن را در نظر می‌گیرند.

زمانی که مشغول تماشای خریدوفروش یک اتومبیل در یک بنگاه معاملاتی هستید، خوب دقت کنید و ببینید که فروشنده زبردست چگونه کالای خود را عرضه می‌کند و چگونه با مشتری کنار می‌آید.

باعلاقه و اشتیاق دنیای تجارت را دنبال کنید. در هر دادوستد با دقت به شگردهای تبلیغاتی توجه کنید و ببینید که چه نکاتی را می‌توانید از آن‌ها فراگیرید و به کار ببندید. در نمایشگاه‌های تجارت شرکت کنید، تا با طبیعت خریداران درزمینه های مختلفی که شرکت شما با آن سروکار دارد، آشنا شوید؛ و نیز با افرادی که وارد دادوستد می‌شوید، صحبت کنید – صاحبان فروشگاه‌ها، لوله‌کش، وکیل، باغبان، مکانیک – تا با نکاتی که موجب پیشرفت حرفه آنان می‌شود، آشنا شوید.

افرادی که به مشتریان خود نزدیک هستند – و اغلب این حقیقت در مورد صاحبان صنایع کوچک صادق است – به‌مراتب بیش از مدیران اجرایی مؤسسات تبلیغاتی با واقعیات دادوستد آشنا هستند. به حرف این افراد گوش دهید و نکات مهم و باارزش را فراگیرید.

منبع: کتاب ادبیات تبلیغ

When planning to attend the exhibition logistics

تدارکات برای حضور در نمایشگاه

تدارکات برای حضور در نمایشگاه

هنگام برنامه‌ریزی برای حضور در نمایشگاه، اطمینان یابید که در مذاکرات با بازدیدکنندگان، اطلاعات کتبی و شفاهی کافی در اختیاردارید. استفاده از بروشور، فهرست قیمت، کارت معرفی و سایر اطلاعات لازم برای معرفی و فروش محصول به تعداد موردنیاز برای ارائه به بازدیدکنندگان ضروری است. درصورتی‌که تعداد پرسش‌های بازدیدکنندگان زیاد باشد و شما زمان کافی نداشته باشید با کسب اطلاعات تماس، به‌سرعت آن‌ها را برای مشتریان بالقوه خود، از طریق پست ارسال کنید. قبل از برپایی نمایشگاه، تعداد کافی برگه‌های سفارش کالا یا سایر مدارک موردنیاز را برای فروش محصولات یا خدمات خود تهیه کنید.

علاوه بر آنچه گفته شد از هدایای تبلیغاتی حاوی اطلاعات تماس با شرکت در تعداد مناسب برای ارائه بازدیدکنندگان تهیه کنید. به‌طورمعمول بسیاری از شرکت‌ها از هدایایی نظیر: خودکار، لیوان، دفترچه یادداشت به‌عنوان هدیه تبلیغاتی استفاده می‌کنند، شما هم می‌توانید با خلاقیت خود هدایایی به‌صرفه و جدید تهیه و ارائه کنید. به‌این‌ترتیب، بازدیدکنندگان بیشتری با مشاهده این هدایا از غرفه شما سراغ می‌گیرند و این به آن معنی است که نام و نشان تجاری شرکت شما بر سر زبان‌ها می‌افتد. هدایای تبلیغاتی را به نحوی در غرفه قرار دهید که بازدیدکنندگان برای داشتن آن‌ها پا به غرفه شما بگذارند؛ این امر فرصت شمارا برای برقراری تعامل با آن‌ها و ارائه سایر محصولات افزایش می‌دهد.

با اعطای هدایای تبلیغاتی حاوی اطلاعات شرکت، نام خود را در ذهن بازدیدکنندگان زنده نگه‌دارید.

با استفاده از خلاقیت و اهدای هدایای نوآورانه، مردم را برای بازدید از غرفه خود فراخوانید.

سایر شیوه‌های جذب مخاطب و بازدیدکننده، ارائه مواد غذایی، نوشیدنی و انواع خوراکی‌ها چه به‌صورت رایگان چه با تخفیف ویژه است. درهرحال غرفه شما باید از جذابیتی متمایز برخوردار باشد. ممکن است شما با توجه به تصویر ذهنی مشتریان و سطح فعالیت خود، از فعالیت‌های هنری نظیر موسیقی، استفاده از تصاویر و رنگ‌های زنده، انواع سرگرمی‌ها برای افزایش تعداد مخاطبان استفاده کنید.

نمایش فیلم های کوتاه ویدئویی هم می تواند افراد را برای تماشای آن ها به غرفه شما جذب کند.

برخی از نمایشگاه‌ها با ارائه فرصت فعالیت‌های حمایتی به شرکت‌ها این امکان را می‌دهند که اطلاعات و یا هدایای خود را برای تمامی بازدیدکنندگان از نمایشگاه تقدیم کنند. برخی دیگر از نمایشگاه‌ها با ارائه انواع بروشور ، نمونه رایگان محصول، کوپن تخفیف خرید و غیره، پیام شرکت‌های حامی را برای تمامی بازدیدکنندگان منتقل می‌کنند. در این خصوص قبل از برپایی نمایشگاه با برگزارکنندگان مذاکره کنید تا اطمینان یابید که این فرصت منحصربه‌فرد برای نزدیک شدن به مشتریان بالقوه از دست نرود.

dFDF

از خوانندگان بخواهید که اقدام به سفارش کالا کنند!

از خوانندگان بخواهید که اقدام به سفارش کالا کنند!

آخرین مرحله یک متن تبلیغاتی بایستی خواننده را به عمل وادارد.

اگر محصول از طریق پست به فروش می‌رسد، از مخاطب بخواهید که سفارش خود را برای شما پست کند اگر به‌صورت خرده‌فروشی است، از خواننده بخواهید که آگهی را با خود به فروشگاه شما بیاورید.

اگر آگهی شما به فروش مستقیم کالا نمی‌پردازد، پس یک‌راه دیگر را به مخاطب پیشنهاد کنید.برای مثال می‌توانید یک بروشور مجانی و یا یک نمونه کالا برای مخاطب بفرستید و از او بخواهید که حتی اگر در حال حاضر نیازی به محصول شما ندارد، برای مصرف آینده خود، نگاهی به بروشور شما بیندازد.

از خوانندگان بخواهید که اقدام به سفارش کالا کنند!

از خوانندگان بخواهید که اقدام به سفارش کالا کنند!

انجام عمل برای خواننده آسان‌سازید. نام شرکت، نشانی و شماره تلفن شرکت بایستی در هر یک از نوشته‌های تبلیغاتی شما ذکر شود.

اگر شما نسخه‌ای برای یک هتل و یا یک، دستورهای ساده‌ای برای رسیدن به نقطه موردنظر را به آگهی خود اضافه کنید و نقشه دقیقی از منطقه را در اختیار خواننده بگذارید.

اگر از خواننده می‌خواهید که سفارش خود را برای شما بنویسد، برای سهولت جریان، یک کوپن سفارشی را همراه نامه خود بفرستید.

اگر انتظار دارید که خواننده از طریق تلفن با شما تماس بگیرد، شماره تلفن مجانی خود را با حروف درشت بنویسید.

پاسخ‌گویی مخاطب خود را از هر طریق ممکن تسهیل کنید و در صورت امکان، به مخاطب خود انگیزه‌ای ببخشید، تا همین حالا با شما تماس بگیرد _ یک کوپن تخفیف، یک حراج کوتاه‌مدت، تخفیفی برای هزار نفر اولی که این کالا را سفارش می‌دهند.

از عکس‌العمل سریع مخاطب‌های خود وحشتی نداشته باشید، خواننده را وادار به دادن سفارش کنید.آن‌هم، سفارش خیلی خیلی فوری.

منبع: ادبیات تبلیغ

we

فهرستی از «نکات برانگیزنده» یک متن تبلیغاتی

افراد مختلف، محصولی را به دلایل مختلف خریداری می‌کنند. اگر من اتومبیلی را خریداری کنم، نخست به فکر یک وسیله نقلیه مطمئن خواهم بود، که مرا به‌سلامت به مقصد برساند؛ بنابراین حتی یک اتومبیل دست‌دوم تمیز هم، مرا به هدف خود خواهد رساند. اما خریدار یک اتومبیل پورشه و یا مرسدس بنز به مسائل دیگری اهمیت می‌دهد – او خریدار اعتبار و پرستیژ هم هست.

قبل از نوشتن نکته تبلیغاتی خود، بهتر است یک‌بار دلایلی را که مردم مایل به خرید کالای شما هستند، بررسی کنید. برای کمک به شما، من در این زمینه فهرستی را تدارک دیده‌ام: – ۲۲ انگیزه مختلف برای خرید یک محصول. این فهرست کاملی نیست، اما شمارا به این فکر وامی‌دارد که برای چه کسی نامه می‌نویسید و چرا آن را می‌نویسید.

فهرستی از «نکات برانگیزنده» یک متن تبلیغاتی

فهرستی از «نکات برانگیزنده» یک متن تبلیغاتی

پس به این فهرست توجه کنید. اما فقط فهرست را نخوانید؛ در مورد هر یک از مفاد آن فکر کنید و راه این‌که چگونه می‌توانید از آن‌ها در تبلیغ محصول خود بهره‌برداری کنید، بیابید:

  1. موردعلاقه قرار گیرند.
  2. مورد تحسین قرار گیرند.
  3. کار درست انجام دهند.
  4. احساس ارزش و اهمیت کنند.
  5. تولید درآمد کنید.
  6. پول صرفه‌جویی کنید.
  7. زمان صرفه‌جویی کنید.
  8. کار را تسهیل کنند.
  9. احساس ایمنی کنند.
  10. زیبا باشند.
  11. جذاب باشند.
  12. راحت باشند.
  13. متمایز باشند.
  14. خوشحال باشند.
  15. سرگرم شوند.
  16. کسب معلومات کنند.
  17. سالم باشند.
  18. حس کنجکاوی خود را ارضا کنند.
  19. برای سهولت.
  20. بدون ترس
  21. بدون حرص و طمع
  22. بدون احساس گناه

در مورد محصولاتی که خریداری می‌کنید و به علت آن‌ها فکر کنید.

شما ادوکلن می‌خرید تا خوش‌بو باشید، چرا؟ چون میل دارید نظر جنس مخالف را جلب کنید.

شما وسایل ورزشی خریداری می‌کنید، تا سرگرم شوید. به یک باشگاه ورزشی می‌پیوندید ، تا سالم باشید. فندکی باروکش طلا می‌خرید، تا آدم متمایز و بااهمیتی جلوه کنید.

بیمه‌های مختلف را خریداری می‌کنید، تا احساس امنیت کنید. کفش می‌خرید تا راحت باشید.

پس‌ازآن که به دلایل افراد برای خرید کالایی پی ببرید، دیگر با رموز فروش آن کالاها نیز آشنا خواهید شد: – تمیز نوشتن متن تبلیغاتی آن‌ها. بقیه کار شامل سازمان‌دهی، ویرایش خوب و چندین روش ساده دیگر است.

منبع: ادبیات تبلیغ

رسال نامه‌های الکترونیکی یکی از قدرتمندترین شیوه‌های بازاریابی امروزیرسال نامه‌های الکترونیکی یکی از قدرتمندترین شیوه‌های بازاریابی امروزی

ارسال نامه‌های الکترونیکی یکی از قدرتمندترین شیوه‌های بازاریابی

بازاریابی از طریق ارسال نامه‌های الکترونیکی یکی از قدرتمندترین شیوه‌های بازاریابی امروزی است که در اختیار تمامی  کسب‌وکارهای کوچک  و بزرگ قرار دارد. بر اساس اطلاعات منتشره از سوی  انجمن بازاریابی مستقیم، بیش از نیمی از کسب‌وکارهای کوچک، نامه‌های الکترونیکی را به‌عنوان اصلی‌ترین شیوه تبلیغاتی اینترنتی برای جلب بازدیدکنندگان و مشتریان از سایت خود و فروشگاه‌های اینترنتی خود معرفی کرده‌اند.

چرا نامه‌های الکترونیکی شیوه مؤثر بازاریابی شناخته می‌شود؟

قدرتمندترین شیوه‌ بازاریابی امروزی

قدرتمندترین شیوه‌ بازاریابی امروزی

شیوه‌ای ارزان و به‌صرفه است

بازاریابی از طریق نامه‌های الکترونیکی یکی از به‌صرفه‌ترین شیوه‌های تبلیغات در چارچوب بودجه‌های محدود بازاریابی است. برخلاف شیوه ارسال نامه مستقیم، نامه‌های الکترونیکی کم‌ترین هزینه‌ای برای تهیه، خرید لوازم، یا هزینه ارسال ندارند. این روش بازاریابی کم‌ترین هزینه بازاریابی را دارد.

شیوه‌ای مؤثر است

نامه‌های الکترونیکی به شما امکان می‌دهد تا به‌صورت فعالانه با مشتریان فعلی و بالقوه خود ارتباط برقرار کنید و منتظر برقراری تماس از سوی آن‌ها و مراجعه آن‌ها به سایت یا فروشگاه اینترنتی خود نباشید، به همین دلیل، اثربخشی این شیوه در افزایش سطح فروش، سطح مراجعات به سایت یا فروشگاه اینترنتی، هم‌چنین میزان وفاداری، قابل‌توجه است.

شیوه‌ای بی‌درنگ و بی‌واسطه است

این روش بازاریابی می‌تواند بلافاصله مخاطبان شمارا به پاسخ‌گویی ترغیب کند؛ و دریافت‌کنندگان این نامه‌ها تنها با یک کلیک می‌توانند اطلاعات بیش‌تری درزمینهٔ خدمات شما دریافت کنند و با مزیت‌های پیشنهادی شما آشنا شوند. بسیاری از تحقیقات نشان می‌دهند که بازاریابی از طریق نامه‌های الکترونیکی در مدت کمتر از ۴۸ ساعت می‌تواند نرخ پاسخ‌گویی مخاطبان را افزایش دهد و منجر به برقراری ارتباط با شرکت شود.

شیوه‌ای هدفمند است

با استفاده از این شیوه بازاریابی به‌سادگی می‌توانید فهرست مشتریان بالقوه خود را بخش‌بندی کنید و با استفاده از معیارها یا گروه‌های مختلف علاقه‌مند به محصولات خود، فعالیت‌های تبلیغاتی را به‌گونه‌ای طراحی نمایید که پیام شما محتمل‌ترین خریداران شمارا نشانه رود.

 

قدرتمندترین شیوه‌ بازاریابی امروزی

قدرتمندترین شیوه‌ بازاریابی امروزی

منبع: کتاب فروشندگان خاموش

مزیت کار کردن با آژانس تهیه آگهی

مزیت کار کردن با آژانس تهیه آگهی

در این است که شما اطمینان دارید که با افرادی آگاه و مطلع کار می‌کنید. در یک تجارت شخصی، چون نویسندگی، همواره خطر کار کردن با غیر حرفه‌ای‌ها – افرادی که کار شمارا درک نمی‌کنند – وجود دارد.

خطر در این است که آن‌ها خودشان را «کنار نمی‌کشند» و اجازه نمی‌دهند که کارتان را انجام دهید. آنها ضابطه زیبایی را رد می‌کنند و با سماجت از شما می‌خواهند که بر طبق استانداردهای یک نوشته مؤثر، متن را بنویسید.

خطر کار کردن با افراد غیرحرفه‌ای، می‌تواند مواقعی هم که با تبلیغات کنندگان مستقیماً کار می‌کنید، شمارا تهدید کند. زمانی که مشتری شما یک شرکت بزرگ است، با مسئله‌ای روبه‌رو نمی‌شوید؛ زیرا که شرکت‌های بزرگ معمولاً افراد حرفه‌ای را انتخاب می‌کنند، که باکار خود کاملاً آشنا هستند. اما این مسئله در زمان کار کردن با آژانس‌های کوچک، مشخص می‌شود، آن‌هم زمانی که مدیرمسئول آژانس یک فرد حرفه‌ای نیست، بلکه مدیر یا تکنسین ناآگاهی است که از حوزه دیگری به آنجا آورده شده، اما در حوزه تهیه آگهی گیرکرده است.

مزیت کار کردن با آژانس تهیه آگهی

مزیت کار کردن با آژانس تهیه آگهی

چنین فردی مایه دردسر نویسنده آزاد است. او خودش هم نمی‌داند که چه می‌خواهد و نمی‌داند چه انتظاری از شما دارد. نمی‌داند چگونه با شما کار کند و هرگز ارزش یک آگهی خوب را درک نخواهد کرد. او دائم از طریق تلفن، مزاحمتان می‌شود و به‌جا و نا به‌جا شمارا به گردهمایی‌های شرکت می‌کشاند، و شمارا تهدید می‌کند که در صورت عدم اطاعت از هر یک از فرمان‌ها او، دستمزدتان پرداخت نخواهد شد.

شما پس از چند ماه کار کردن در این میدان، این‌گونه افراد را شناسایی خواهید کرد.

اگر مصمم هستید که با چنین فردی کارکنید، ابتدا اطمینان یابید که شرایط خود را به‌طور قطعی، قبل از شروع کار بیان کرده‌اید.

اگر آژانس‌های کوچک بتوانند از تجارب شما استفاده کرده، آن را قدر نهند، شما می‌توانید به ایجاد روابط پرسودی با آن‌ها بپردازید، که سال‌های دراز به طول انجامد.

به‌طورکلی، باور من بر این است که کمپانی‌های بزرگ نسبت به شرکت‌های کوچک، مشتریان بهتری هستند. همان‌گونه که قبلاً ذکر کرده‌ام، دلیل عمده آن، کار کردن با افراد حرفه است. دلیل دیگر آن این است که پول کافی برای پرداخت به‌موقع دستمزد شما در اختیاردارند، و سوم اینکه یک کمپانی بزرگ، موارد بیشتری برای تبلیغ دارد و بنابراین نویسنده آزاد همواره سفارش کار از آن‌ها دریافت می‌کند.

budje1

تعیین بودجه‌های بازاریابی

تعیین بودجه‌های بازاریابی

بودجه‌های بازاریابی، با توجه به حوزه فعالیت‌های کسب‌وکارهای مختلف، از ۱ درصد فروش خالص (برای کسب‌وکار فعال در عرصه‌های صنعتی)، تا ۱۰ درصد یا بیشتر (برای کسب‌وکارهای فعال درزمینهٔ کالاهای مصرفی بسته‌بندی‌شده) برآورده شده و تخصیص می‌یابد. واقعیت این است که برخی از شرکت‌های تولیدکننده کالاهای مصرفی، گاهی تا ۵۰ درصد از فروش خالص خود را برای برنامه‌های بازاریابی معرفی محصول خود در سال اول فعالیت هزینه می‌کنند و پس‌ازآن، طی چند سال حدود این رقم را به ۸ تا ۱۰ درصد از فروش خود کاهش می‌دهند. خرده‌فروشی‌هایی که اقدام به فعالیت‌های تبلیغاتی و پیشبرد فروش خدمات یا محصولات خود می‌کنند، به‌طور متوسط ۴ تا ۶ درصد فروش خود را صرف پوشش هزینه‌های بازاریابی می‌کنند.

budje

اغلب، کسب‌وکارهای کوچک میزان درآمد فروش، هزینه‌های کالاها، هزینه‌های سربار، حقوق و پاداش کارکنان و سود ناخالص خود را تخمین می‌زنند و هر آنچه را که باقی می‌ماند به‌عنوان سرمایه‌ای برای فعالیت‌های بازاریابی خود در نظر می‌گیرند؛ اما این ایده خوبی نیست. رویکرد منطقی‌تر برای تعیین بودجه بازاریابی این است که به‌طور تقریبی، میزان هزینه‌های بازاریابی اصلی‌ترین رقیب را محاسبه کنید و سپس بودجه‌ای برابر یا بیش‌تر از آن را به این فعالیت اختصاص دهید. اگر شما رقیب تازه‌واردی در عرصه بازار خود هستید، لازم است که هزینه‌های بیش‌تری بر پایه استراتژی‌های تهاجمی صرف کنید تا بتوانید به هدف‌های تعیین‌شده خود درزمینهٔ سهم بازار دست‌یابید.

پس از تعیین و تثبیت بودجه، مهم‌ترین نکته این است که به یاد داشته باشید که موفقیت نتیجه مستقیم خلاقیت‌ها و نوآوری‌های شماست  صرف بودجه زیاد لزوماً منجر به موفقیت نمی‌شود.

بودجه بازاریابی به‌طورمعمول هزینه‌های تبلیغات، ترفیع و روابط عمومی را پوشش می‌دهد. میزان بودجه بازاریابی نسبت به‌اندازه کسب‌و‌کار، فروش سالانه و میزان رقابت متفاوت است. بسته به نوع صنعت، بودجه بازاریابی می‌تواند حداقل یک درصد از فروش تا حداکثر ۳۰ درصد متغیر باشد. شرکت‌های جدید ممکن است تا ۵۰ درصد از فروش برای برنامه‌های بازاریابی مقدماتی در سال اول صرف کنند. کسب‌و‌کار کوچک ممکن است سعی کند این هزینه را فقط برای تطبیق با رقبای مستقیم خود صرف کند.
بودجه بازاریابی به‌طورکلی شامل موارد زیر است:
• چاپ و پخش تبلیغات
• طراحی و هزینه‌های چاپ برای تمام مواد چاپ، مانند خبرنامه‌ها، روزنامه‌ها، مجلات، و منتشرشده در مطبوعات، هزینه‌های پست مستقیم
• توسعه وب‌سایت
• روابط عمومی
• معرفی کسب‌وکار
• هر روش خاص موردنیاز دیگر
به خاطر داشته باشید، معمولاً ساده‌ترین روش آن است که با یک مقدار پایه برای بودجه بازاریابی آغاز کنید و سپس آن را به زیرشاخه تقسیم کنید. بودجه بازاریابی برای هر کسب‌و‌کار متفاوت خواهد بود

radio1

آگهی رادیویی چگونه نوشته می‌شود

رادیو متفاوت از تلویزیون و چاپ است، و تفاوت در این است که: تصویر ندارد. نویسنده آگهی رادیویی با کلمات و  اصوات کار می‌کند. کلمات و اصوات او بایستی تصویر کالایی در ذهن شنونده خلق کنند.

یک آگهی رادیویی برای «کیک عمه لوسی» قادر به نشان دادن تصویر خانواده‌ای که مشغول خوردن کیک و لذت بردن از آن هستند، نیست. پس، شما باید از اصوات برای به تصویر کشیدن این صحنه استفاده کنید – صدای بریدن کیک، جویدن آن توسط افراد و تحسین و تمجید آن‌ها از دست‌پخت صاحب‌خانه.

آگهی رادیویی چگونه نوشته می‌شود

آگهی رادیویی چگونه نوشته می‌شود

فرض کنید که این کیک دربسته بندی زیبایی در سوپرمارکت محلی به فروش می‌رسد. شما نمی‌توانید از طریق رادیو این بسته‌بندی زیبا را نشان دهید. شما بایستی از اعلام‌کننده بخواهید که بگوید: «این کیک خانگی که دربسته بندی آبی زیبایی قرارگرفته است، در سوپرمارکت محل شما به فروش می‌رسد».

اکنون صنعت کوچکی شکل‌گرفته است که به نوشتن و تهیه آگهی‌های رادیویی برای آژانس‌های تبلیغاتی می‌پردازد. بسیاری از نویسندگان و سرپرستان خلاق به آگهی رادیویی بادید حقارت نگاه می‌کنند. (شاید به دلیل آن‌که دستمزد آن کمتر از آگهی تلویزیونی است.) و از اینکه چنین تکالیفی را به کسان دیگر محول کنند، خوشحال می‌شوند.

در این زمینه نیز همواره متخصصانی وجود داشته‌اند. سال‌های متوالی، نام استان فریبرگ با آگهی‌هایی برای محصولات مختلف در رادیو خلق می‌کرد، بر سر زبان‌ها بود. سپس، دیک ارکین و برت بردیس سلطان این قلمرو بودند. اکنون جان کلیس حرف اول را می‌زند.

tabligh

رهنمودهای نوشتن متن آگهی تلویزیونی جذاب

در اینجا به  نکاتی که می‌توانند آگهی تلویزیونی را جذاب، به‌یادماندنی و مؤثر سازند، توجه کنید:

رهنمودهای نوشتن متن آگهی تلویزیونی جذاب

رهنمودهای نوشتن متن آگهی تلویزیونی جذاب

  1. در مورد بینندگان خود بیندیشید، همان کسی که در مقابل تلویزیون نشسته است. آیا آگهی شما آن‌قدر جالب است که او را از رفتن به‌جانب یخچال و یا دستشویی بازدارد؟
  2. بینندگان به مدت محدودی، برای مثال ۳۰ تا ۶۰ ثانیه می‌توانند یک‌صدا و یا یک تصویر را تماشا کنند، پس اگر آگهی شما نیاز به کلمه‌های زیادی دارد، تصویرها را ساده کنید. از جانبی دیگر، اگر طرح‌های گرافیکی پیچیده‌ای را مورداستفاده قرار می‌دهید، حداقل کلمه‌ها را بگیرید. بیننده نمی‌تواند یک نمایش بصری چشمگیر را در کنار هجوم متوالی و سریع گوینده تحمل کند.
  3. درهرصورت، تصویر و صدا بایستی در کنار هم عمل کنند. کلماتی بایستی نمایش را توصیف کنند.
  4. تلویزیون رسانه ویژه تصاویر است، و نه کلمات. اما به‌طور حتم تصاویر شما پیامی را ارسال می‌دارند. اگر صدای تلویزیون را کم کنید و با تماشای تصویر به‌تنهایی، متوجه نشوید که داستان چیست، پس آگهی شما محکوم‌به ناکامی است.
  5. آگهی خود را بر اساس بودجه موجود خود برنامه‌ریزی کنید. استفاده از آگهی موزیکال، طرح‌های گرافیکی، بازیگران، کارتون و سایر ابزار تبلیغ بسیار گران تمام می‌شوند. تنها معرفی مستقیم کالا در مقابل دوربین تلویزیون و نمایش مستقیم طرز کار آن، نسبت به سایر روش‌ها، ارزان تمام می‌شود.
  6. نکته موردنظر خود را صریح اعلام کنید. شما فقط ۳۰ تا ۶۰ ثانیه فرصت دارید – حداکثر ۹۰ کلمه – که پیام خود را ارسال دارید. یک آگهی چاپی در مقایسه با آگهی تلویزیونی، می‌تواند دارای ۱۵۰۰ کلمه باشد. پس آگهی تلویزیونی شما بایستی ساده، مستقیم و مربوط به موضوع باشد.
  7. اگر کالای شمارا می‌توان از قفسه سوپرمارکت‌ها خریداری کرد، برچسب آن را نشان دهید. دوربین را کاملاً بر روی کالا متمرکزسازید تا خصوصیات بسته‌بندی آن روشن شود.
  8. از حرکت استفاده کنید. فیلم برخلاف اسلاید رسانه حرکتی است. حرکت اتومبیل‌ها را نشان دهید. ریختن قطره‌قطره شیره انگور را و لیوان نوشابه گازداری را که کف می‌کند و بالا می‌آید. از صحنه‌های راکد اجتناب کنید. همه‌چیز را به حرکت درآورید.
  9. نام کالا و نکات مهم آن را حداقل ۲ بار تکرار کنید. این کار ۲ علت دارد، نخست: تکرار یک مطلب، یادآوری آن را آسان‌تر می‌کند. دوم: بسیاری از بینندگان احتمالاً در بدو امر به این آگهی توجهی نکرده‌اند. پس برای اطمینان خاطر آن را تکرار می‌کنید.
ads

اصول تفکرناب در تبلیغات ناب

به‌طور یقین برای افزایش بهره‌وری و اثربخشی تبلیغات و کاهش هزینه‌های تبلیغاتی در سازمان – همان‌طور که در مزیت رقابتی تبلیغاتی تشریح شد- ضرورت استفاده از روش‌های مطرح دنیا از قبیل تفکر ناب لازم می‌شود. این روش در اکثر نقاط جهان توسط افرادی سخت‌کوش اجراشده است. آن‌ها با تشکیل گروه‌های تخصصی موردنیاز، به انجام کارهای گروهی برای شناسایی اتلاف مبادرت کردند.

آنها توانستند مشکلات زیادی را از سر راه تبلیغات برداشته و شرکت یا سازمانشان را به موقعیت‌های عالی برسانند. یکی از نمونه‌های مهم استفاده از این تفکر، در تبلیغات شرکت اچ پی است که این تکنیک را در کمپین تبلیغاتی خود پیاده کرد و به موفقیت‌های بسیاری در امر تبلیغات دست‌یافت.

سرآغاز و منشأ اصلی شکل‌گیری تفکر ناب از روش تولید ناب، شرکت تویوتا واقع در جزیره ناگویای ژاپن است. در ابتدا خانواده تویوتا در صنعت ماشین‌آلات نساجی فعالیت می‌کردند. در دهه ۱۹۳۰ به دلیل نیاز شدید دولت ژاپن شرکت تویوتا وارد صنعت وسایل نقلیه موتوری شد. در آن سال‌ها این شرکت با مشکلاتی از قبیل بازار داخلی کوچک، نیروی کار ثابت، فقدان سرمایه کافی و رقبای خارجی علاقه‌مند به بازار ژاپن روبه‌رو بود. آی جی تویودا با مهندس شرکت تائیچی اوهنو به آمریکا سفرکرده، از شرکت خودروسازی فورد بازدید به عمل آوردند و نهایتاً به این نتیجه رسیدند که اصول تولید انبوه قابلیت پیاده‌سازی در ژاپن را ندارد و این سیستم پر از مودا (اتلاف) است. بر همین اساس، آن‌ها شیوه‌ای جدید از تولید را که بعدها تولید ناب نام گرفت، ایجاد کردند.

در مدل تولید ناب می‌توان با کمترین امکانات، انجام بیشترین کارها را با توجه به داده‌های مبتنی بر ارزیابی مقایسه‌ای که نشان‌دهنده سازمان‌دهی امور مربوط به «مدیریت ارتباط با مشتری»،«زنجیره تأمین»،«تکوین محصول»و«عملیات تولید» است، میسر کرد و آن همانا رهیافتی است که شرکت تویوتا، بعد از جنگ جهانی دوم، پیشگام آن بوده است. در مدل یا استراتژی تفکر ناب در تبلیغات یا تبلیغات ناب نیز می‌توان با کمترین امکانات، بیشترین و فراوان‌ترین تبلیغات با اثربخشی بهینه را به ارمغان آورد که مبتنی بر عوامل بسیار مانند تعداد مخاطبان، بهبود کیفیت تبلیغات، بهره‌وری تبلیغات، اثربخشی تبلیغات و … باشد.

اصول تبلیغات ناب:

  • تعیین ارزش تبلیغات از دیدگاه مشتری و مخاطب
  • شناسایی جریان ارزش تبلیغات
  • ایجاد حرکت بدون وقفه در این ارزش
  • ایجاد امکان کشش در زنجیره
  • تعقیب کمال

منبع: تاکتیک ها تکنیک های تبلیغات

kilid

کلید نگارش تبلیغات پرفروش

مشتری خود را بشناسید. مجله روانشناسی امروز، به‌تازگی گزارشی در مورد خصوصیات فروشندگان موفق به چاپ رسانده است:

بهترین فروشندگان کسانی هستند که با استفاده از «قدم‌هایی» خواب‌آور به ایجاد فضایی مملو از اعتماد و حسن تفاهم با مخاطب خود می‌پردازد. این نوع قدم‌ها ، نوعی انطباق آینه مانند است، که به مخاطب می‌گوید:«من هم مثل تو هستم. ما با یکدیگر تفاهم داریم. تو می‌توانی به من اعتماد کنی».

به‌عبارت‌دیگر، فروشنده موفق با مشتریان خود همدلی می‌کند. یک فروشنده موفق در آغاز تلاش می‌کند تا نیازها، خلقیات، تعصبات و شخصیت مشتری خود را شناسایی کند، و به‌جای آن‌که بلافاصله وارد میدان تجارت شده، فروشنده را وادار به خرید کالای خود کند، با منعکس کردن آینه وار افکار و احساسات مشتری در معرفی کالای خود، چون یک فروشنده ماهر، مقاومت مخاطب را درهم‌شکسته، فضای اعتماد آلودی خلق کرده، تنها ویژگی‌هایی از کالا را که موردعلاقه مخاطب است به نمایش درآورد.

کلید نگارش تبلیغات پرفروش

کلید نگارش تبلیغات پرفروش

نویسندگان تبلیغات نیز باید مخاطبان خود را کاملاً شناسایی کنند. البته واضح است که شما نمی‌توانید برای هر یک از مشتریان خود، یک بروشور جداگانه چاپ کنید. اما با درک و شناسایی نیازهای بازار، می‌توانید تبلیغات خود را خطاب به گروه خاصی طراحی کنید و به بخشی از بازار کلی راه یابید.

درک مخاطب و انگیزه او برای خریدار محصول، کلید نگارش تبلیغات پرفروش است. بسیاری از آگهی‌ها کاملاً بی‌حاصل‌اند، زیرا که نویسنده تنها خصوصیات و مزایای کالا را در نظر می‌گیرد و نه خصوصیاتی که ازنظر مشتری اهمیت دارد. نتیجه چنین عملی، رضایت خاطر نویسنده تبلیغ و شرکت تبلیغاتی و بی‌تفاوتی مشتری خواهد بود.

هنگام نوشتن یک نسخه تبلیغاتی زحمت بی‌حاصل نکشید. تنها به نشستن در پشت ماشین‌تحریر و ذکر خصوصیات و مزایایی که ازنظر شما اهمیت دارند، اکتفا نکنید.

برندهای «تقلیدکننده» دردسرساز هستند

برندهای «تقلیدکننده» دردسرساز هستند

امروز اگر حواستان باشد که کجا خرید می‌کنید، کمتر با مشکل کالاهای تقلبی مواجه می‌شوید. اما برندهای «تقلیدکننده» کمی دردسرساز هستند.

این‌ها برندهایی هستند که ظاهر، طعم یا بویی مشابه برندهای بزرگ دارند، اما کسی نامشان را نمی‌داند و متوجه نمی‌شود که نماد چه هستند.

سوپرمارکت‌ها، داروخانه‌ها، لباس‌فروشی‌ها و تمامی انواع دیگر فروشگاه‌ها از این برندها پرشده‌اند.

یک «چکش میراثی» می‌تواند به برند شما اعتبار بدهد و آن را از گروه «تقلیدکننده‌ها» بیرون بکشد. این روزها مردم برای رسیدن به برندهای اصل، هر کاری می‌کنند.

برندهای «تقلیدکننده» دردسرساز هستند

برندهای «تقلیدکننده» دردسرساز هستند

حتی شخصیت اسطوره‌ای «رونالد مک‌دونالد» هم می‌تواند بر ارزش برند صحه بگذارد. بچه‌ها فکر می‌کنند این دلقک کسی است که صاحب فست فود محبوبشان است. به‌ویژه در میان بچه‌های ۲ تا ۶ سال، این برند انتخاب اول به‌حساب می‌آید و ممکن است والدینشان را در خیابان کشان‌کشان به‌طرف جایگاه رونالد ببرند. والدینی که احتمالاً برگر کینگ را ترجیح می‌دهند.

برگر کینگ باید با این جذبه قدرتمند رونالد مک‌دونالد چه‌کار کند؟

هیچ! بهترین استراتژی، نادیده گرفتن قدرت رقیب است و حمله به او به هنگام ضعف. برگر کینگ باید بر بازار آدم‌بزرگ‌ها تمرکز می‌کرد.

اما در عوض، این شرکت با تقلید از مک‌دونالد و به‌منظور جذب کودکان، در کنار وعده‌های غذایی مخصوص کودکان، شهربازی‌های کوچکی در شعبه‌هایش ترتیب داد و درنهایت هم از روی رونالد مک‌دونالد، شخصیت پادشاه را طراحی و اجرا کرد.

برندهای «تقلیدکننده» دردسرساز هستند

برندهای «تقلیدکننده» دردسرساز هستند

تقلید از رقبا به‌هیچ‌وجه ایده خوبی نیست و علاوه بر آن، این «پادشاه» تقلید موفقی هم نبود. رونالد خونگرم و مو فرفری است و پادشاه، سرد و غیر صمیمی.

شناسایی نام و نشان تجاری

شناسایی نام و نشان تجاری

فرض کنید که برای خرید بادام‌زمینی به سوپرمارکت مراجعه کرده‌اید. کدام‌یک از دو نام و نشان تجاری پلنترز یا آنکل جیمز را انتخاب می‌کنید؟ اگر قیمت محصول آنکل جیمز بسیار ارزان‌تر باشد و شما در زمره مشتریانی باشید که به دنبال خرید کالاهای ارزان‌قیمت است، انتخاب شما آنکل جیمز است، اما در شرایط دیگر بسیاری از افراد، بادام‌زمینی‌های پلنترز را انتخاب می‌کنند. دلیل این امر این است که این نام برایشان شناخته‌شده است. به‌عبارت‌دیگر، سطح شناسایی این نام و نشان تجاری نزدشان بالاتر است.

برای سالیان متمادی در تبلیغات پلنترز به مشتریان گفته‌شده که بادام‌زمینی‌های این شرکت بهترین است. اگرچه ممکن است بسیاری از مردم هرگز این محصول را استفاده نکرده باشند، اما برتری این نام و نشان تجاری را باور دارند.

اگر نام و نشان تجاری دیگری نظیر آنکل جیمز، هدایای تبلیغاتی خود را به‌صورت مکرر همراه نامه‌های تبلیغاتی برای شما بفرستد، نام، نشان‌واره و شعار این شرکت در منزل یا محل کار شما باقی خواهد ماند. تحت تأثیر این هدایای تبلیغاتی سطح شناسایی شما از این نام و نشان تجاری افزایش می‌یابد. حتی اگر شیفته محصولات پلنترز باشید ممکن است روزی تصمیم بگیرید که بادام‌زمینی‌های آنکل جیمز را امتحان کنید. درنتیجه ارتقای سطح شناسایی نام و نشان تجاری به سبب توزیع مکرر هدایای تبلیغاتی، مشتریان با بسیاری از محصولات جدید آشنا می‌شوند.

از این مرحله به بعد، کیفیت و ارزش واقعی محصول، عامل کلیدی خواهد بود. در نمونه ذکرشده، یکی دیگر از جذاب‌ترین ایده‌های تبلیغاتی، ارسال نمونه محصول بادام‌زمینی در ظروف و بسته‌بندی‌های «بادوام و قابل نگهداری» برای مشتریان است. در این صورت، زمانی که بادام‌زمینی‌ها تمام می‌شوند، مشتریان شما بسته‌بندی  را نگه می‌دارند و برای کاربردهای دیگر از آن استفاده می‌کنند.

jhj

میخ کلامی بی‌ام‌و

میخ کلامی بی‌ام‌و

ازآنجاکه یک عنصر تصویری تأثیر بیشتری دارد تا گفتار، منطقی است که فرض کنیم نخستین تصمیم یک مدیر بازاریابی باید انتخاب آن عنصر تصویری باشد. اما این‌طور نیست.

این تناقضی است که بسیاری از افراد دنیای بازاریابی را درگیر خود می‌کند. یک چکش بصری در ساخت برند تأثیر بسیاری دارد، اما خود این چکش، هدف برنامه بازاریابی نیست.

هدف برنامه بازاریابی «مالکیت واژه ایست که در ذهن دارید».

برای نمونه بی‌ام‌و مالک واژه راندن است، هدفی که برند را از ناکجاآباد، به پرفروش‌ترین برند خودروی لوکس دنیا تبدیل کرد. اما چه چیزی مفهوم راندن را به ذهن مشتری منتقل کرد؟

چکش بصری بی ام و چه بود؟

این چکش شامل یک زنجیره طولانی از آگهی‌های بازرگانی تلویزیونی بود افرادی خوشحال را نشان می‌داد که در جاده‌های پیچ‌درپیچ، به راندن بی ام و سرگرم بودند.

شعار «نهایت یک خودرو» یک میخ بود. اما این چکش بصری بود که این میخ را، این ایده را به ذهن فروکرد.

بدون این چکش، این ایده کلامی در یک سانحه جاده‌ای نابود می‌شد. البته راندن دهه‌هاست که مفهوم همیشگی تبلیغات شرکت‌های خودروسازی بوده؛ مانند کمپین درازمدت «ما هیجان می‌آفرینیم» شرکت «پونتیاک» بدون هیچ‌گونه چکش بصری.

بی‌ام‌و این روزها چه می‌کند؟ این روزها مدیران این شرکت تمرکز را از «راندن» به سمت «لذت» تغییر داده‌اند و شما می‌توانید درک کنید چرا.

«لذت» یک مفهوم کلامی منحصربه‌فرد است که جذابیت برند بی‌ام‌و را بالا می برد.

jel

استفاده از ستارگان در تبلیغات

یک پیام بازاریابی نمی‌تواند صرفاً یک پیام باشد و جاذبه‌ای نداشته باشد.

باید کاری کنید که توجه مشتریان به آنچه قرار است گفته شود، جلب شود. این نقش را یک ستاره می‌تواند به‌خوبی بر عهده بگیرد.

هیچ‌کسی، تأکید می‌کنم هیچ‌کسی به‌خوبی بیل کازبی نمی‌توانست یک پیام تبلیغاتی را منتقل کند. در سخنرانی مقدماتی تالار مشاهیر تبلیغات در سال ۲۰۱۱، آقای کازبی «جایزه ریاست جمهوری به مناسبت یک‌عمر فعالیت تبلیغاتی» را دریافت کرد.

چه چیزی موجب تأثیرگذاری بیل کازبی می‌شد؟ در یک کلمه: صمیمیت. مصرف‌کنندگان به‌شدت قادرند ستارگانی را که فقط «واژه‌ها را ادا می‌کنند» از کسانی که «به شایستگی محصول مورد تبلیغ، باور دارند» تشخیص دهند.

بهترین تبلیغ کازبی متعلق به محصولات پودینگ جل –اُ بود که بر عبارت‌هایی مانند «خوشمزه برای شکم» و «ممنونم مادر عزیزم» تأکید می‌کرد و در آن، کازبی کودک کم سن و سالی به نظر می‌رسید که شیفته دسر پودینگ جل –اُ بود.

استفاده از ستارگان در تبلیغات

استفاده از ستارگان در تبلیغات

بیل کازبی دقیقاً از همان دست ستارگانی است که به هنگام ورود محصول جدیدتان به بازار، نیاز دارید. کازبی برای برندهای دیگری مانند کرست، کداک، کوکاکولا و فورد نیز کارهای تبلیغاتی ماندگاری انجام داد.

بسیاری از بازاریاب‌ها در استفاده از ستارگان برای تبلیغ محصول خود تردید دارند، زیرا معتقدند که مردم می‌دانند آن‌ها برای این کار به ستارگان پول می‌دهند.

اما ۳ دلیل برای عدم استفاده از ستارگان وجود دارد: ۱) نرخ دستمزد ستارگان خیلی بالاست، ۲) در بسیاری از موارد نمی‌توان باور کرد که ستارگان مشتری برند شما باشند و ۳) ستارگان هم مانند تمامی انسان های دیگر ممکن است دچار خطای انسانی شوند و به برند شما آسیب بزنند.

ee

بروشور را به قسمت‌های کوتاه و قابل خواندن تقسیم کنید

با تنظیم بروشور خود، می‌توانید طرحی را تدارک ببینید که در آن موضوع به قسمت‌های متعدد تقسیم می‌شود.

شما بایستی این طرح را در نسخه نهایی خود پیاده کنید. متن بروشور خود را به‌صورت یک سری از بخش‌ها و زیر بخش‌های کوتاه درآورید و هر یک را با عنوان و یا زیر عنوان خود بنویسید.

این روش دارای چندین مزایاست:

نخست: استفاده از سرفصل و زیر سرفصل موجب می‌شود که حتی اگر خواننده درصدد یافتن لب مطلب است، به هدف خود نائل آید. بسیاری از افراد تمامی متن را نمی‌خوانند اما با نگاهی کوتاه به سرفصل به مطلب و هدف‌های فروش پی می‌برند.

اطمینان یابید که سرفصل و زیر سرفصل شما به روایت داستانی می‌پردازد. از سرفصل‌هایی که به توصیف مستقیم کالا می‌پردازند و یا با کلمات بازی می‌کنند، بپرهیزید.

به‌جای «هیتاچی خونسرد عمل می‌کند» بنویسید: «گرم‌کننده و سردکننده هیتاچی هزینه انرژی را به نصف تقلیل می‌دهد.»

دوم: تقسیم یک متن به بخش‌های کوچک‌تر، خواندن بروشور را آسان‌تر می‌کند. مردم از خواند یک متن طولانی خسته می‌شوند. آن‌ها ترجیح می‌دهند به خواندن بخش کوتاهی از متن بپردازند، مکث کنند، استراحت بکنند، اطلاعات داده‌شده را جذب کنند و سپس به بخش دیگر متن مراجعه کنند (به همین دلیل کتاب‌های داستان هم به فصل‌های مختلف تقسیم می‌شوند.)

سوم:تقسیم بروشور به بخش‌های کوچک‌تر، نوشتن آن را نیز سهل‌تر می‌سازد. شما طرح آرایش خود را دنبال کنید و مطالب لازم را در بخش‌های مناسب بگنجانید: اگر اطلاعات جدیدی دارید، که در هیچ‌یک از بخش‌ها نمی‌گنجد، بخش جدیدی را به بروشور اضافه کنید و درست مانند خواننده، شما نیز می‌توانید پس از نوشتن یک بخش مکثی کرده، سپس بخش دیگر را آغاز کنید.

sd

هنگام نوشتن بروشور به این نکته بیندیشید که این بخش‌های مختلف به چه صورت روی صفحه‌های بروشور ظاهر خواهند شد. به‌عنوان‌مثال، شما مایلید که یک بروشور شش‌صفحه‌ای تمیز با چهار بخش (هر بخش در یک صفحه)، با عنوانی روی جلد و شعار و نشانی کمپانی بر روی پشت جلد داشته باشید.

بعضی از نویسندگان بروشور، صفحه‌های خود را طوری طراحی می‌کنند که هر صفحه یک یا دو بخش کامل در برگیرد. برخی دیگر اعتقاددارند که برای جلب‌توجه خواننده ناچار به ورق زدن بروشور شود. هر دو روش دارای مزیت خاص خود هستند و انتخاب هر یک از آن‌ها بستگی به سلیقه شخصی افراد دارد.

اگر بروشور شما دارای تاخوردگی است و یا به‌صورت غیرمتعارفی طراحی‌شده است، ماکتی از آن درست کنید. از این ماکت برای نشان دادن آرایش و جریان متن از صفحه‌ای به صفحه دیگر استفاده کنید، و اطمینان یابید که خواننده، بخش‌های مختلف متن را به همان ترتیبی که در متن دستخط شما آرایش یافته است، بخواند.

منبع: ادبیات تبیلغ

u

چگونه متن یک سخنرانی نوشته می شود؟

مدیران تجاری، کمتر به نوشتن مقاله می‌پردازند. اغلب سخنرانی را برنگارش ترجیح می‌دهند و در این زمینه نیز به استخدام نویسندگان پشت پرده اقدام می‌کنند.

زمانی که نخستین پیشنهاد نگارش سخنرانی را دریافت کردم، از شدت ترس بر جای خود میخکوب شده بودم؛ زیرا که در مورد خصوصیات آن – طول زمان و طول نوشته خود اطلاعی نداشتم.

اکنون آگاهی کامل را در این زمینه کسب کرده‌ام. یک سخنران عادی در هر دقیقه ۱۰۰ کلمه را به زبان می‌راند. پس یک سخنرانی ۲۰ دقیقه‌ای بایستی حاوی ۲۰۰۰ کلمه باشد(حدود ۸ صفحه)

طول زمانی مناسب برای سخنرانی ۲۰ دقیقه است. کمتر از آن بی‌مورد است و بیش از آن می‌تواند ملال‌آور باشد. یک سخنرانی هرقدر هم که اهمیت داشته باشد، نباید بیشتر از یک ساعت به طول انجامد.

هر سخنرانی باید هدف مشخصی داشته باشد، مثلاً برای آموزش، متقاعد ساختن افراد و یا الهام بخشیدن به آن‌ها.

سخنرانی‌هایی مؤثر واقع می‌شوند که ایده‌ها و عقاید و احساسات را به‌روشنی و شفافیت بیان دارند. اگر هدف از سخنرانی، انتقال بعد وسیعی از داده‌های کسب‌شده موجود به خواننده باشد، تأثیر کمتری خواهد داشت(نوشته برای این منظور مناسب‌تر است).

در پی، رهنمودهایی برای نگارش یک سخنرانی مؤثر ارائه می‌شود، که سخنران بدون آن‌که خواننده را ملول سازد به هدف‌های خود می‌رسد.

  1. نخست دریابید که سخنران چه می‌خواهد بگوید.
  2. مخاطب خود را بشناسید
  3. نوشته خود را با جمله چشمگیر و جذابی آغاز کنید
  4. به بذله‌گویی توجه کنید
  5. موضوع سخنرانی خود را شرح و بسط ندهید
  6. خودمانی بنویسید
  7. ساده بنویسید
  8. از تصاویر و ابزار بصری کمک بگیرید
  9. اطلاعیه
  10. عنوان چشمگیری را برای سخنرانی خود انتخاب کنید

منبع: ادبیات تبلیغ

foroosh

نکات مهم فروش خود را مرتب کنید

مردم تقریباً به همان ترتیبی که یک رمان را می‌خوانند، به خواندن بروشور می‌پردازند. ابتدا به جلد نگاه می‌کنند، شاید یک نگاه اجمالی هم به پشت جلد، و سپس کتاب را ورق می‌زنند و اگر به نظر جالب رسید، کتاب را می‌گشایند و از صفحه اول شروع به خواندن می‌کنند.

بروشور شما نیز مانند یک کتاب رمان جلد تمیز، بایستی دارای ساختار منطقی باشد. یک بروشور خوب، داستانی را حکایت می‌کند – داستان یک محصول را – با یک شروع – میانه – و انتها.

ترتیب مطالب یک بروشور توسط داستان آن و نیز نیازهای خواننده تنظیم می‌شود. برای مثال شغل والدین همسر من این است که از ناشران کتاب خریده، آن‌ها را به کمپانی‌ها می‌فروشند. شاید این کاری غیرمعمول است، کاری که درگذشته کتابدار یک کمپانی، به فکرش خطور نکرده بود. پس آن‌ها بروشور خود را با خلاصه‌ای از خدمات خود آغاز کرده، منافع آن را برای کتابدارها توصیف کنند.

نکات مهم فروش خود را مرتب کنید

نکات مهم فروش خود را مرتب کنید

در مرحله بعد، آن‌ها به شش مزایای اصلی استفاده از این خدمات اشاره می‌کنند. این مزایا به‌طور ساده فهرست بندی شده است و خواننده می‌تواند آن‌ها را به‌سادگی و به‌سرعت بررسی کند.

و سرانجام، بروشور، اطلاعات تکنیکی این خدمات و چگونگی فعالیت آن‌ها را در اختیار خواننده می‌گذارد و شیوه پر کردن فرم سفارش را نشان می‌دهد.

ترتیب مطالب بروشور خود را بر اساس خصوصیاتی از محصول یا خدمات، که خواننده علاقه‌مند به آگاهی از انهاست؛ قرار دهید.اگر مالک یک فروشگاه فروش کامپیوتر هستیم و مشتریانی که از در فروشگاه وارد می‌شوند؛ به‌کرات سؤالات یکسانی را مطرح می‌کنند، شما می‌توانید به تهیه یک جزوه بپردازید و آن را با عنوان((شش پرسش اساسی قبل از خرید کامپیوتر))در اختیار علاقه‌مندان قرار دهید.

اگر کمپانی شما درزمینهٔ تزیینات و دفاتر کار می‌کند، بروشور شما بایستی به‌صورت بازدید از یک دفتر مدرن ارائه شود. در توضیحِ گوشه و کنار این دفتر، درزمینهٔ استفاده از کولرآبی؛ لذا می‌توانید توصیف کنید که چگونه استفاده از این وسیله موجب آسایش بیشتر شما شده، تولید و خلاقیت شمارا افزایش دهد.

روش‌های متعددی برای سازمان‌دهی یک بروشور وجود دارند: ترتیب الفبایی، ترتیب زمانی؛ بر اساس اندازه محصول و اهمیت خواننده، سؤال و جواب، فهرست مزایای مشتریان؛ بر اساس خط تولید، بر اساس بهای محصول، بر اساس کاربرد بازار و بر اساس مراحل مختلف فروش. روشی را انتخاب کنید که برای مخاطبان، محصول و فروش شما مناسب‌ترین است.

lll

راهی نادرست برای آغاز کار نویسندگان

بسیاری از نویسندگان تبلیغات کار خود را وارونه آغاز می‌کنند.

زمانی که شرکت به یک آگهی و یا بروشور نیاز دارد، مدیر شرکت به نویسنده خود زنگ می‌زند و از او می‌خواهد که برای جلسه‌ای به دفتر او برود و با تبادل‌نظر با سایر اعضای گروه، کار خود را آغاز کند.

این بدترین راه ممکن برای آغاز کار است.

جلسه به این صورت است که نویسنده در اتاقی، که مملو از آدم‌های حرفه‌ای و متخصص است می‌نشیند و ساعت‌های متمادی را با شنیدن خصوصیات محصول، استراتژی تبلیغات، تحقیقات بازاریابی و مفاهیم تبلیغاتی، سپری می‌کند. ازآنجایی‌که این نویسنده کار خود را از صفر شروع کرده است، دیوانه‌وار به تلاش می‌پردازد، تا این سیل اطلاعات را یادداشت و درک کند.

همین افراد متخصص نیز به همراه مهندسان شرکت، وقت گران‌بهای خود را با توصیف اساس تجارت خود برای نویسنده به هدر می‌دهند. نویسنده نمی‌تواند به طرح سؤالات ارزشمند بپردازد، زیرا که به‌شدت مشغول جذب این اطلاعات جدید است. او سخت سردرگم می‌شود و حرفه‌ای‌ها نیز بی‌طاقت و بی‌حوصله‌اند.

سپس در پایان جلسه، مدیر تبلیغات، تازه به خاطر می‌آورد که یک دسته از نسخه‌های چاپی را به نویسنده بدهد و می‌گوید: (در اینجا تعدادی بروشور، مقاله و مقداری اطلاعات در مورد محصول ما وجود دارد. شاید بهتر باشد که قبل از نوشتن آگهی، نگاهی به آن‌ها بیندازی).

این اطلاعات حاوی ۹۰ درصد مواد موردنیاز نویسنده است. اگر این اوراق زودتر در اختیار او گذاشته می‌شد، این‌همه وقت و سرمایه به هدر نمی‌رفت و نیازی هم به جلسه طولانی احساس نمی‌شد.

من قویاً تأکید می‌کنم که شما قبل از آن که شروع به نوشتن آگهی خود کنید، نیازی شدید به‌تمامی تاریخچه محصول دارید. با مرور این اطلاعات در این ایام فراغت خود، شما معلومات کافی را در این زمینه کسب می‌کنید و سپس در جلسه‌ای که پس‌ازآن تشکیل خواهد شد، شما به مطرح کردن سؤالات، گرفتن پاسخ و جبران کاستی‌های اطلاعات چاپ‌شده خواهید پرداخت. حتی این کاستی‌ها را می‌توان با چند تلفن و انجام مصاحبه با افراد خبره جبران کرد و جلسه را کاملاً از برنامه حذف کرد – و نیز در کنار آن به هدر دادن وقت و سرمایه را.

جلسه‌های غیرضروری، که وقت و انرژی را به هدر می‌دهند، احتمالاً بیش از هر چیز دیگری در این تجارت مورد نفرت من است؛ اما یک نویسنده هشیار می‌تواند ۹۰ درصد این جلسه‌ها را با تأکید بر این نکته، که نویسنده و مشتری می‌توانند از طریق ارتباط تلفنی و یا پستی با یکدیگر در ارتباط باشند، حذف کند. البته می‌توانید گاه‌گاهی جلسه‌ای داشته باشید و در آن دوستی‌های قدیمی را تجدید کنید و یا ایده‌ها و افکار جدیدی را، که از راه دور نمی‌توان ردوبدل کرد، در میان بگذارید؛ اما اکثریت این تکالیف به‌راحتی و بدون نیاز به تشکیل جلسه‌ها می‌توانند خلق شوند – جلسه‌هایی که ساعت‌های متوالی به طول می‌انجامند و اغلب هم افراد شرکت‌کننده در آن‌ها به‌جایی نمی‌رسند.

البته متقاعد ساختن مشتری به استفاده از این روش، نیازمند زمان است. شما بایستی آن‌ها را در مورد کارایی و مقرون‌به‌صرفه بودن ((ارتباط پستی)) متقاعد سازید. شما می‌توانید هنر خود را در معرض نمایش بگذارید و به آن‌ها نشان دهید که حتی بدون جلسه‌های طولانی و یا ناهارهایی که با خوردن چند لیوان نوشیدنی به آخر می‌رسد و خیابان مدیسون ازاین‌جهت شهرت دارد، اثری پرارزش ارائه کنید. مهم‌تر از همه آن‌که شما باید روشی را طراحی کنید که از طریق پست و تلفن به‌راحتی و سهولت صورت گیرد. روش من در این زمینه نمونه‌ای از این الگوست.

به تصویر کشیدن نادیدنی ها

به تصویر کشیدن نادیدنی ها

استعاره حالتی است که در آن واژه یا عبارتی به‌جای استفاده معمول خود، به‌جای چیزی دیگر به کار برود.

«آمریکا بوته ذوب است.»

استعاره تصویری نمادی است که به‌وسیله آن می‌توان به محصولی ناملموس زندگی بخشید. برای مثال، شما چطور می‌توانید «بیمه» را به تصویر بکشید؟ نمی‌توانید.

به همین دلیل است که شرکت‌های بیمه بزرگ‌ترین استفاده‌کنندگان استعاره‌ها یا نمادهای تصویری هستند. این نمادها می‌توانند چکش‌های بصری نیرومندی باشند.

تراولرز از چتری قرمز استفاده کرده تا مفهوم «حمایت» را در خدماتی که ارائه می‌دهد، نشان دهد. «زیر چتر بهتر است» آخرین میخ کلامی این شرکت بوده است. تاریخچه این چتر قرمز، قدرت ماندگار یک تصویر را نشان می‌دهد.

در سال ۱۹۹۸، غول بانکداری آمریکا، سیتی کورپ با شرکت تراولرز گروپ ادغام شد. این ادغام در اثر پیروی از یک راهنمایی نابخردانه و به‌منظور راه‌اندازی یک سوپرمارکت مالی صورت گرفت.

این ترکیب، سیتی گروپ نام گرفت و استفاده از چتر قرمزرنگ را به‌عنوان نماد سوپرمارکت مالی، در دستور کار خود قرارداد.

تاریخچه ادغام‌ها ملال‌انگیز است و سیتی گروپ نیز از این قاعده مستثنا نیست. ۴ سال پس‌ازاین ادغام، سیتی گروپ در عرضه سهام عمومی اولیه خود، تراولرز را واگذار کرد، اما نماد ارزشمند چتر را به‌عنوان بخشی از نشان تجاری سیتی گروپ حفظ نمود. ۲ سال بعد، تراولرز توسط مجموعه شرکت‌های سنت پاول به قیمت ۱۶ میلیارد دلار خریده شد. این ترکیب، مجموعه شرکت‌های سنت پاول تراولرز نام گرفت.

چطور یکی را برای خود پیدا کنید!

چطور یکی را برای خود پیدا کنید!

سال‌ها پیش، بیل برنباخ صنعت تبلیغات را با معرفی رویکرد گروهی متحول کرد. پیش از او، یک نفر متن تبلیغات را می‌نوشت و متن را به مدیر هنری می‌داد تا «آن را به تصویر بکشد».

برنباخ تغییراتی بنیادی در این سیستم ایجاد کرد و از این دو نفر، یعنی نویسنده متن تبلیغاتی و مدیر هنری، یک گروه ساخت و این گروه را وادار کرد که در هماهنگی با یکدیگر کار کنند و پیش از ساخت هرگونه آگهی تبلیغاتی، به یک استراتژی برسند.

گروه تشکیل‌شده از نویسنده و مدیر هنری، تبلیغات را به سطحی ارتقا داد که پیش‌ازاین بدان دست نیافته بود. اغلب، از این مرحله با عنوان «عصر طلایی تبلیغات» یاد می‌شود و به‌افتخار آن‌یک سریال تلویزیونی نیز بانام «مردان دیوانه» ساخته‌شده است. هنوز هم در صنعت تبلیغات به رویکرد گروهی توجه می‌شود.

اما لزومی ندارد که حتماً یک آژانس تبلیغاتی یا گروهی این‌چنینی را به خدمت بگیرید تا برند خود را از مزایای رویکرد گروهی بهره‌مند سازید.

چطور یکی را برای خود پیدا کنید!

چطور یکی را برای خود پیدا کنید!

شما در سرخود نیز گروهی دارید که می‌توانید به کارش بگیرید. یک متن نویس در نیمکره چپ و یک مدیر هانری در نیمکره راست.

متأسفانه نیم‌کره چپ مغز شما یک همه‌چیزدان مغرور است که ذره‌ذره ایده‌هایی را باطل می‌کند که نیمکره راست به شکلی ناخودآگاه تولید کرده است.

وقتی نیمه چپ تحلیل‌گرا بر مسئله‌ای تمرکز می‌کند منطق مایل است بر شهود برتری پیدا می‌کند. نیمه راست کل‌نگر هنوز حرفی برای گفتن دارد، اما تحت الشعاع رئیسش قرار می‌گیرد که در طرف دیگر نشسته است. درنتیجه اغلب مردم، درنهایت، به افرادی کلامی و تحلیل‌گرا تبدیل می‌شوند. آن‌ها در دنیایی از واژه‌ها زندگی می‌کنند؛ در قالب واژه‌ها فکر می‌کنند، با واژه‌ها می‌نویسند و با همان‌ها حرف می‌زنند.

و به لطف انقلاب دیجیتال، روزانه با شماری از واژه‌ها بمباران می‌شویم که درگذشته این‌همه ندیده بودیم. روزانه ۲۹۴ میلیارد ایمیل در دنیا ردوبدل می‌شود و ۶۸ میلیون توییت در وب‌سایت توییتر نوشته می‌شود. این‌ها را بگذارید کنار خروجی کلامی ۲۵۵ میلیون وب‌سایت و ۱۵۲ میلیون وبلاگ.

وقتی در دنیایی از واژه‌ها زندگی می‌کنید، تمایل دارید که دنیای تصاویر را به طریقی، نسبت به دنیای واژه‌ها، در درجه دوم اهمیت قرار دهید.
بااین‌حال، طبیعت تصویری است، نه کلامی.

tabligh

نوشتن یک آگهی پرفروش

نخستین قدم در نوشتن یک آگهی پرفروش، پرداختن به مزایای آن کالاست و نه خصوصیات آن.

خصوصیت یک کالا و یا خدمت، واقعیتی را در مورد آن توصیف می‌کند؛ اما مزیت آن، امتیازی است که به مصرف‌کننده تعلق می‌گیرد و نتیجه طبیعی خصوصیت مورد ذکر است.

برای مثال: من کتابی در مورد یک دستگاه واژه‌پرداز می‌نویسم. خصوصیت این دستگاه آن است که به من اجازه ویرایش و مرور مطالبی را، که با تایپ الکترونیکی نوشته‌ام، می‌دهد و می‌توانم به‌راحتی جمله‌ای را حذف و یا کلمه‌ای را اضافه کنم، بدون آن‌که نیازی به تایپ مجدد کل صفحه باشد.

مزیت این خصوصیت آن است که در وقت صرفه‌جویی کرده، تولید خود را افزایش می‌دهم(پول بیشتری به دست می‌آورم).

یک شرکت آموزش فروشندگی، راحت‌ترین نشریه‌ای را با عنوان:« چرا این فروشندگان قادر به فروش نیستند؟» به چاپ رسانده است و در آن به ده علت مختلف ناکامی یک فروشنده اشاره‌کرده است، ازجمله ضعف فروشنده در نمایش مزایای کالا.

tabligh2

این شرکت می‌گوید:

(( مشتری فقط به دنبال خدمات خاص نیست، مگر آن‌که کاری برای او انجام دهد. بااین‌حال بسیاری از فروشندگان تنها به معرفی خصوصیات یک کالا اکتفا می‌کنند، با این تصور که مخاطب با مزایای آن آشناست. فروشندگان بایستی باهنر تبدیل خصوصیات به مزایا آشنا باشند و سپس این هنر را با زبان مخاطب و متقاضی آینده به نمایش درآورند.))

این جریان در مورد نویسنده تبلیغات نیز صادق است. تازه‌کارها به‌جانب نوشتن خصوصیات یک کالا گرایش دارند – واقعیت‌ها، ارقام و آمار در دست. حرفه‌ای‌ها بامهارت این خصوصیات را به مزایایی برای مصرف‌کننده مبدل می‌سازند – دلایلی که نشان می‌دهد چرا خواننده بایستی این کالا را خریداری کند.

در اینجا روش ساده‌ای را برای ارائه مزایای یک کالا به شما معرفی می‌کنیم:

یک ورق کاغذ را به دو ستون تقسیم کنید. ستون سمت راست را به‌عنوان خصوصیات و ستون دیگر را به‌عنوان مزایا اختصاص دهید.

در ستون سمت راست تمام ویژگی‌های کالا را بنویسید. برای پیدا کردن خصوصیات می‌توانید از مطالبی که جمع‌آوری کردید استفاده کنید، خود کالا را بررسی کنید با افرادی که با کالا در ارتباط بودند مصاحبه کنید. سپس مطالب این ستون را بررسی کنید و از خودتان سؤال کنید «این ویژگی‌ها چه مزایایی برای مصرف‌کننده خواهند داشت؟ چگونه این ویژگی‌ها، محصول را جالب‌تر، مفیدتر، لذت‌بخش‌تر و مقرون به‌صرفه‌تر خواهند ساخت؟»

اصول تبلیغات

اصول تبلیغات

در هر صنعت یا کسب‌وکاری که فعالیت می‌کنید، درک قوانین تبلیغات برای شما سودآور و پرفایده است. اگر شرکت شما به طراحی و توسعه برنامه‌ تبلیغاتی خود می‌پردازد یا حتی از مشاوران خارجی در این امر استفاده می‌کند، توجه به اصول ذیل درهرصورت ضروری است:

  1. از یک پیام استفاده کنید: آن دسته از آگهی‌های تبلیغاتی که بالاترین تأثیرگذاری را بر مخاطبان دارند، اغلب یک پیام واحد و مشخص را انتخاب می‌کنند و انتقال می‌دهند؛ تبلیغات شما باید به‌گونه‌ای باشد که بتواند این پیام اصلی را به‌سرعت و در مدتی کم‌تر از ۳ ثانیه به مخاطبان برساند.
  2. اعتبار آگــهی تبلیغاتی: بی‌اعتمادی به پیام‌های تبلیغاتی ریشه در ماهیت تفکرات بشری دارد. به همین دلیل، ادعاهای شما باید واقعی و معتبر باشد. روی اچ.ویلیامز، نویسنده کتاب پرفروش جادوی تبلیغات معتقد است که: « هر ادعایی که در پیام‌های تبلیغاتی خود بر آن تکیه کنید و مشتری شما به صحت آن اعتقادی نداشته باشد، تنها دور ریختن پول شما است.» اگر بتوانید در تهیه پیام تبلیغاتی خود از بیانات و رضایت مشتریان از محصولات استفاده کنید، اعتبار فعالیت تبلیغاتی شما افزایش می‌یابد.
  3. ابتدا همه‌چیز را بیازمایید: کسب‌وکارهای بزرگ با تکیه‌بر حاشیه سود بالا، امکان به دور ریختن سرمایه و منابع مالی خود را به جهت عدم ارزیابی و آزمون تبلیغات قبل از اجرای آن‌ها دارند؛ اما کسب‌وکارهای کوچک از چنین مزیت و نعمتی بی‌بهره‌اند؛ آزمودن پیام‌های تبلیغاتی می‌تواند درنهایت سادگی با پرسش از مشتریان در خصوص نظرات و دیدگاه‌های آن‌ها نسبت به یک آگهی تبلیغاتی و تصور ذهنی آن‌ها از کسب‌وکار انجام شود و نیازی به هزینه‌های کلان برای حصول اطمینان از کیفیت پیام تبلیغاتی نمی‌باشد.
  4. تماس مشــتریان با شرکت را آســان کنید: هر بروشور، ایمیل، نامه و حتی واژگان و ادبیات به‌کاررفته از سوی شرکت شما (در قالب سربرگ، کارت، صورت‌حساب و غیره) باید پر از اطلاعات تماس مشتریان (نشانی سایت اینترنتی، ایمیل یا پست الکترونیکی، شماره تلفن و دورنگار و نشانی شرکت) با شما باشد. اگر از شعار تبلیغاتی برای معرفی شرکت خود استفاده می‌کنید آن را در تمامی ابزارهای ارتباطی مشتریان با خود درج کنید.
  5. حس کنجکاوی مشتریان را تحریک کنید: تبلیغات موفق با ذکر جزئیات فروش یک محصول یا خدمت متفاوت است؛ امروزه موفق‌ترین تبلیغات آن‌هایی هستند که حس کنجکاوی مشتریان هدف را تحریک‌کنند و آن‌ها را برای برقراری تماس به‌منظور کسب اطلاعات و ارتباط با شرکت ترغیب می‌سازند.
  6. پیام‌های تبلیغاتــی را با گروه‌های هدف خود منطبق ســازید: تبلیغات موفق، تبلیغاتی هستند که به‌راحتی با یک پخش هدف از بازار ارتباط برقرار می‌سازند. پیام خود را به‌گونه‌ای طراحی کنید که با نیازها، خواسته‌ها، سلایق و نگرانی‌های گروه هدف شما منطبق باشد و بر آن‌ها تمرکز کند و از تهیه پیام‌های عمومی برای جلب همگان بپرهیزید.
5-creative-business-cards-2015s

کارت ویزیت با طرح های جالب و خلاقانه

کارت ویزیت با طرح های جالب و خلاقانه

در این مجموعه تعدادی از کارت ویزیت‌هایی را جمع آوری کرده ‌ایم که استعداد و ابتکار طراحان را نشان می‌دهد.

3-creative-business-cards-2015s

طراح: Agata Kowalska

12-creative-business-cards-2015s

طراح:Cris Ruiz

13-creative-business-cards-2015s

طراح:Danielle Muntyan

19-creative-business-cards-2015sطراح: G-sign

21-creative-business-cards-2015s

طراح: Lesha Limonov

29-creative-business-cards-2015s

طراح:Burak Kaynak

30-creative-business-cards-2015s

طراح:Evgeny Katz

33-creative-business-cards-2015s

طراح:Matt Hammond

36-creative-business-cards-2015s

طراح: Talita Menezes

5-creative-business-cards-2015s

طراح: Daniel Rebman

2 (2)

اهمیت انتخاب رنگ بر استراتژی برند

اهمیت انتخاب رنگ بر استراتژی برند
یک قوطی قرمز نوشابه را در نظر بگیرید، یا حروف راه راهی به رنگ آبی، سیبی سیاه و سفید یا قوس‌هایی زرد رنگ، تصویر و نام چه برند‌هایی به ذهنتان رسید؟ در هر نمونه، رنگ عنصر اصلی شناسایی و ارتباط با نام‌های تجاری است. این رنگ‌ها ما را در تشخیص و برقراری ارتباط با برند یاری می‌رسانند.
در انتخاب استراتژی موثر و جامع برای برند، باید اهمیت رنگ را همواره در نظر داشت. اهمیت رنگ به مراتب چیزی بیش از جنبه زیباشناختی آن است. مشتریان با کمک رنگ اولین درک و شناخت از نام تجاری شما را کسب می‌نمایند و همین شناخت میزبانی برای برقراری ارتباطات آتی با نام تجاری خواهد بود.
رنگ نام تجاری، از جمله شخصیت‌های مهم داستان نام تجاری شما است. در انتخاب رنگ برای معرفی نام تجاری خود بایستی فرای تفکرات شخصی و ذهنی فکر کنید.

رنگ و مغز
ادراک بصری از جمله حواس اولیه انسان است که برای بررسی و برخورد معقول با محیط اطراف به‌کار گرفته می‌شود. رنگ مجموعه‌ای از واکنش‌ها را در قشر مغز و در سراسر سیستم عصبی مرکزی ایجاد می‌کند. درک اولیه رنگ یکی از محرک‌های اصلی تکامل انسان به‌شمار می‌رود، تصور کنید چنین درکی چه تاثیری بر شناخت مشتریان شما از برند خواهد داشت.
1 (1)
هنگامی که انسان‌ها رنگی خاص را شناسایی می‌کنند، واکنش شیمیایی در مغز انجام می‌شود که منجر به واکنشی احساسی و عاطفی می‌شود. این واکنش نسبت به رنگ باعث بروز افکار، یادآوری خاطرات، حوادث، افراد و ارتباطات تلخ و شیرین می‌شود. رنگ تاثیر بسزایی بر انسان دارد. مغز انسان طوری طراحی شده است که در برابر مشاهده رنگ‌های مختلف واکنش نشان دهد. تمامی این واکنش‌ها در هوشیاری کامل برای انسان اتفاق می‌افتد.
همه ما می‌دانیم رنگ چیزی بیش از برداشت عصب بینایی انسان از بازتاب امواج نوری است که به مغز منتقل می‌شود. در اصل رنگی وجود ندارد و تنها بازتابی از آن قابل‌مشاهده است.
ذهن آگاه ما آماده و مستعد بخشیدن معنا و احساس به رنگ‌های مختلف در چارچوب ارزش‌ها است. برقراری چنین ارتباطات فرهنگی با رنگ‌های خاص باید محرکی توانمند برای تصمیمات استراتژیک و خلاقانه‌ای باشد که بنیان و هویت برند شما را در بازار شکل می‌دهند.
در طیف نور تاثیری فیزیولوژیک نهفته است. رنگ‌هایی با طول موج بلند (مثل رنگ قرمز) تاثیر بیشتری در مغز به‌جای می‌گذارند. رنگ‌هایی با طول موج کمتر (مثل آبی) آرامش بخش تر و در واقع تاثیر کمتری بر مغز انسان به‌جای می‌گذارند.
پس جای تعجب نیست که برندی مشهور در صنعت بیمه مثل Progressive از رنگ آبی به عنوان اصلی‌ترین رنگ جهت هویت بخشی استفاده می‌کند. این نکته برای رنگ‌های دیگر در این طیف نیز صادق است. زرد از جمله رنگ‌هایی با طول موج کم است که برای چشم انسان قابل‌تشخیص است. رنگ زرد به دلیل درخشان بودن به‌راحتی توجه بیشتری به خود جلب می‌کند. به همین دلیل از این رنگ در خط کشی خیابان‌ها استفاده می‌شود. رنگ زرد، مفهومی از توجه را در خود نهفته دارد.

22

کاتالوگ شرکت ابزار قطعه آردین

 

شرح پروژه

کاتالوگ شرکت ابزار قطعه آردین در تیر ۹۴ توسط تیم کانون اندیشه خلاق طراحی و چاپ شد

این کاتالوگ در ۴ لت ( ۸ صفحه ) می باشد.

جنس کاتالوگ از کاغذ ۳۰۰ گرم با سلفون مات می باشد.

سبک و نوع طراحی صفحات به سبک صنعتی به همراه عکس های صنعتی می باشد.

فعالیت شرکت ابزار قطعه آردین در زمینه واردات قطعات و دستگاه های اندازه گیری و کالیبراتورهای الکترونیکی می باشد.

catalog-4

کاتالوگ شرکت آریستون

شرح پروژه

طراحی بروشور و کاتالوگ

بروشور و کاتالوگ نماینده سازمان و شرکت شما هستند، آنها دقیقا باید همان کاری را بکنند که اگر شما در آن لحظه آنجا بودید، آن را انجام می دادید. وظیفه اصلی آنها معرفی درست و موثر اهداف، دیدگا هها و ارزشهای سازمان شماست.
از بروشور و کاتالوگ به عنوان تبلیغات و رسانه ماندگار یاد می کنند. بروشور و کاتالوگ نوعی رسانه تجاری چاپی است که حاوی شرح مشخصات، کاربرد کلی کالاها و برخی اطلاعات مفید دیگر است که مورد نیازمصرف کنندگان و مشتریان شما قرار م یگیرد.

 



مشتریان

customer-isatismaskanradiantbrotjecustomer-persianfoom

به باشگاه مشتریان اندیشه خلاق بپیوندید و از مزایا و هدایای آن بهره مند شوید.
Thank You. We will contact you as soon as possible.