کانون اندیشه خلاق| وقتی قرار به خلاقیت باشد …

آرشیو ها

1 (5)

چاپ و تولید لیوان کاغذی به سفارش لبنیات و بستنی میهن

شرح پروژه

چاپ و تولید لیوان کاغذی به سفارش لبنیات و بستنی میهن توسط کانون اندیشه خلاق

جایگاهی که در ذهن مخاطب خوددارید بپذیرید

جایگاهی که در ذهن مخاطب خوددارید بپذیرید

جایگاهی که در ذهن مخاطب خوددارید بپذیرید

اصول اساسی یک برنامه تبلیغاتی موفق با پذیرش شروع می‌شود. ابتدا جایگاهی که نام تجاری شما در ذهن مخاطب دارد را بپذیرید، سپس حرکت خود را از آن نقطه آغاز کنید.
علاوه بر این شما غالباً به این نکته برخورد خواهید کرد که سهم فعلی یک نام تجاری از کل بازار، تنها کسری از قابلیت واقعی سهمش از بازار است.
به این دلیل که ولوو دارای جایگاه ذهنی “ایمنی” در نظر مردم است، این نام تجاری به‌طور گسترده‌ای به نام the soccer mom’s شناخته‌شده است.] منظور خانم‌های مرفه و امروزی است که هم شاغل هم‌خانه دار هستند، زنان بسیار فعال[ چه تعداد از این زنان در امریکا زندگی می‌کنند؟
احتمالاً ۵ میلیون نفر، و ازآنجایی‌که فروش فعلی ولوو در امریکا کمی بیشتر از ۱۰۰۰۰ خودرو در سال است، مشخص است که این نام تجاری شانس چندانی برای قبضه کردن بازار زنان ندارد.
بااینکه امکان این کار وجود دارد، پیشنهاد ما به ولوو این نیست که واقعاً آگهی‌های sccor-mom پخش کند. به‌جای این کار ولوو باید در تبلیغات خودروی جایگاه ایمنی‌ای که در حال حاضر دارد، تمرکز کند. این کار ۴ سود در بردارد:
۱- نفع اصلی از خرید ولوو را به مخاطبین یادآوری می‌کند.
۲- به خریداران تازه‌ای که اخیراً وارد بازار خرید خودرو شده‌اند، آموزش می‌دهد. همان نسل‌های جدیدی که به‌مرورزمان بزرگ‌تر شده‌اند.
۳- با قرار دادن ایمنی به‌عنوان یکی از مهم‌ترین دلایل انتخاب خودرو، به بازار فروش گسترش عمقی می‌بخشد. در طول زمان افکار مردم بیشتر و بیشتر متوجه تصادفت رانندگی‌ای که در بزرگراه‌های امریکا رخ می‌دهد، شده است. هرروز بیش از ۱۰۰ نفربر اثر تصادفات رانندگی جان خود را از دست می‌دهند.
۴- این عمل از نام تجاری در مقابل رقبایی که قصد رواج جایگاه واژه “ایمنی” درباره نام تجاری خودشان رادارند، محافظت می‌کند.

رویکرد سنتی تبلیغات

رویکرد سنتی تبلیغات

رویکرد سنتی تبلیغات

در برنامه بازاریابی، برای بسیاری از محصولات یا خدمات، از یک استراتژی چهار مرحله ای پیروی می شود:
۱- شرکت، تولید یک محصول یا ارائه یک خدمت جدید را توسعه می دهد.
۲- در مورد یک کالا یا یک خدمت جدید که برای مصرف کنندگان مفید باشد، تحقیق می کند.
۳- یک اژانس تبلیغاتی را استخدام می کند که با تبلیغات به شیوه “انفجاری” ان کالا یا خدمت جدید را معرفی کند.
۴- تبلیغات به مرور زمان ان کالا یا خدمت جدید را به یک نام تجاری قدرتمند تبدیل می کند.

این چهار مرحله که به تدریج در فرهنگ تجاری جا افتاده است عبارتست از: توسعه ، تحقیق، تبلیغات و جا انداختن یا تثبیتت نام تجاری.

به لحاظ نظری هیچ مشکل یا ابهامی در این چهار مرحله وجود ندارد، البته به جز واژه نچسب درب که مخفف این چهار مرحله است! اما به لحاظ علمی، در این زنجیره، یک حلقه ضعیف وجود دارد. حیاتی ترین مرحله، جا انداختن نام تجاری در ذهن مصرف کنندگان است. اگر شما در این راه موفق نشوید، نمی توانید نام تجاری خود را تثبیت کنید. حلقه ضعیف، تبلیغات است.
تبلیغات قدرت خود را در جا انداختن یک نام تجاری جدید در ذهن مصرف گنندگان، از دست داده است.
تبلیغات برای مصرف کنندگان، اعتبار ندارد. مصرف کنندگانی که به طور روز افزون در معرض ادعاهای بی پایه تبلیغاتی قرار می گیرند؛ در نتیجه سعی می کنند تا حد امکان تبلیغات و پیام ان را نادیده بگیرند.
سقوط یک سایت معاملات ملکی

سقوط یک سایت معاملات ملکی

سقوط هوم پورتفولیو دات کام HomePortfolio.com

دومین مشتری، هوم پورتفلولیو، یک سایت معاملات ملکی بود. پس از یک مشاوره و بحث که در آن ما نقطه نظر همیشگی خود یعنی شروع برنامه با روابط عمومی را مطرح کردیم، هر دو موسس سایت با نارضایتی دفتر ما را ترک کردند. همانژور که مطمئن بودیم، ظرف ۲ هفته، تبلیغات تمام صفحه ای آن ها را برای ارائه سایتشان در روزنامه ها و مجلات دیدیم.
پانزده ماه بعد، هوم پورتفولیو فعالیت های عمده اش را متوقف کرد و سایتش به فراهم کننده نرم افزاری مبلمان منزل تبدیل شد.  این یک عملیات بدون سرمایه اولیه نبود.
هوم پورتفولیو در ابتدا یک سرمایه ۵۰ میلیون دلاری در دست داشت. به نظر ما هردوی این سایت ها -هوم پورتفولیتو و وینگزپن بانک- ایده های عالی بودند که با اندیشه تبلیغات محور، در نطفه خفه شدند. ما نمی توانیم به عنوان مشاورین بازاریابی، در اینجا به طور کامل توصیه هایمان را شرح دهیم، ولی مطمئن باشید که اساس آن بر اولویت روابط عمومی است. سقوط یک سایت معاملات ملکی
شاید باید در نقطه شروع، در نبرد روابط عمومی برنده شوید تا بتوانید جنگ تبلیغاتی را آغاز کنید. حال چگونه می توان در نبرد روابط عمومی پیروز شد؟
در ذهنتان یک رسته تازه را ایجاد کنیدکه بتوانید جزو پیشروان أن باشید. بعد باید مطمئن شوید که این رسته جدید به اندازه کافی برای مخاطبان ایجاد انگیزه می کند که از رده بندی های قدیمی به سمت آن کشیده شوند. این کار در حرف ساده ولی در عمل مشکل است. علم بازاریابی اساساً مخالف ایجاد رسته یا رده بندی جدید است. معمولاً اولین سوالی که یک متخصص بازاریابی می پرسد اینست که: ” وسعت بازار فروش این محصول یا خدمت چقدر است؟ ” در یک رسته جدید وسعت بازار صفر است.
انواع بازاريابى در حوزه تبلیغات

انواع بازاریابى در حوزه تبلیغات

انواع بازاریابى در حوزه تبلیغات

در ادامه پست قبل مربوط به بررسی انواع بازاریابی در حوزه تبلیغات خواهیم داشت:

بازاریابى مکان: یکى از مهم ترین منابع بسیارى از کشورها یا شهرها، جذب «گردشگر» یا «توریست» است. توانایى در بازاریابى مکان ها، بناها، ساختمان‌هاى تاریخى و تفریح‌گاه‌ها، نیازمند آشنایى با فعالیت‌هاى بازاریابى ویژه‌اى است که افراد خاصى را می‌طلبد. بازاریابى مکان یعنى تمام فعالیت‌هاى مربوط به آگاه کردن، جذب نظر مردم و جذب آن‌ها و تغییر طرز تلقى آن‌ها از مکان‌ها و امکانات یک شهر، منطقه یا کشور. بازاریابى مکان به تحقیق، برنامه‌ریزی، آموزش، تسهیلات و امکانات گوناگون نیاز دارد. این نوع بازاریابى براى جامعه بسیار سازنده و مفید است. متأسفانه ایران با این که امکانات طبیعى و تاریخى و دیدنى بسیاری دارد، تاکنون نتوانسته است در این نوع بازاریابى نقش مناسبى داشته باشد.

‏بازاریابى ایده: ایده ها نیز می‌تواند بازاریابى شود. از یک سو، به طورکلى بازاریابى را مى‌توان بازاریابى ایده نامید، ولى به طور خاص منظور از بازاریابى ایده، بازاریابى ایده‌هاى اجتماعى است. بازاریابى ایده یعنى ارائه و عرضه اندیشه، نظر یا ایده براى ایجاد تفاهم، تغییر رفتارها و باورهاى مردم و سازمان ها. به عنوان مثال؛ ایده هایى همچون بهداشت عمومى براى کاهش مصرف سیگار، اعتیاد به الکل، استفاده نابه‌جا از دارو و حتى پرخورى، برنامه‌هایى براى حمایت از حیات وحش، هواى پاکیزه و حفاظت از محیط زیست، و برنامه‌هایى براى تنظیم خانواده، حقوق بشر و برابرى نژادى.

‏بازاریابى خدمات: در بسیارى از جوامع حدود ۴/۳ نیروى کار غیر کشاورزى در صنایع خدماتى فعالیت دارند و حدود ۳/۲ ‏تولید  ناخالص ملى را به عهده گرفته اند. شغل‌هاى خدماتى در دوران رکود و کسادى بیش از شغل هاى تولیدى فعال اند. حدود ۲/۱ ‏پول‌هایى که مصرف‌کنندگان خرج مى‌کنند، براى امور خدماتى صرف مى‌شود. میزان استفاده از خدمات و اشتغال به کارهاى خدماتى در همه جوامع روبه افزایش است. هر چه امور تجارت و فعالیت‌های پیچیده تر و رقابتی‌تر باشد، امور خدماتى رشد بیشترى می‌یابد. بنابراین که ایران ناگزیرند با اداره بهتر سازمان‌هاى خود در دنیاى فعال و پررقابت امروز با اصول بازاریابى خدماتى آشنا شده و از فنون بازاریابى در ارائه خدمات و ارضاى نیاز مشتریان خود بهره گیرند.

تبلیغات چی ها برای جلب توجه شما دست به هر کاری می زنند

تبلیغات چی ها برای جلب توجه شما دست به هر کاری می زنند

تبلیغات چی ها برای جلب توجه شما دست به هر کاری می زنند

اعتقاد راسخی نسبت به این موضوع وجود دارد که یکی از اهداف اولیه هر برنامه تبلیغاتی بالا بردن آگاهی عمومی نسبت به نام تجاری مورد تبلیغ است، و برای بالا بردن آگاهی، هیچ راهی بهتر از طراحی آگهی های تبلیغاتی تاثیرگذار و جالب وجود ندارد. “باید به هر قیمتی توجه مخاطبین را جلب کرد”، این دستورالعمل مورد قبول همه تبلیغات چی هاست. ولی جلب توجه بدون به وجود آوردن اشتیاق یک عمل بی حاصل است. برای مثال وقتی شرکت ولوو Volvo در آگهی اش یک اتومبیل را به دیوار فلزی می کوبد، این آزمایش تصادف توجه شما را جلب می کند. در عین حال باعث تقویت شناخت شما نسبت به ضریب بالای ایمنی ولوو هم می شود. وقتی در یک آگهی فقط توجه مخاطب جلب می شود ولیکن اشتیاقی در او به وجود نمی آید، مطمئناً آن آگهی چندان موفق نخواهد بود.

تبلیغات چی ها برای جلب توجه شما دست به هر کاری می زنند. نیسان از عروسک و آی بی ام از یک خانه به دوش استفاده کرد. پتز دات کام سایت مخصوص حیوانات خانگی یک عروسک جورابی درست کرد. غذای مکزیکی تاکوبل یک سگ چی واوا را در اختیار گرفت. پوشاک امبسی از گربه کارتونی معروف، گارفیلد کمک گرفت، شرکت اوت پست دات کام چند موش صحرایی را از درون لوله توپ به بیرون پرتاب کرد و شرکت زیراکس هم برای عرضه سری جدید دستگاه های فتوکپی دست به دامان نقاشی های مرحوم لئوناردو داوینچی شد.
اگر این ها تنها نمونه های موجود از افراط کاری در تبلیغات بودند، باز تا حدی قابل قبول بود. ولی این طور نیست. شما هر شب مجموعه درهم و برهمی از انواع آگهی های تبلیغاتی را از شبکه های تلویزیونی مشاهده می کنید.
بگذارید نگاه دقیق تری به مساله ایجاد آگاهی در مخاطب و نقشی که جلب توجه در این زمینه دارد در مقاله بعدی، بیندازیم….

تبلیغ در رسانه‌های عمومی

تبلیغ در رسانه‌های عمومی

در ادامه مقاله قبل در مورد شما نمی‌توانید از چنگ تبلیغات فرار کنید:

در مجله نیویورک تایم دراین‌باره چنین می‌نویسد:”تبلیغات معروف به “محیطی”، رشد انفجاری یافته است.” و در ادامه علت را چنین ذکر می‌کند: “امروزه شرکت‌ها هرچه بیشتر از تبلیغ در رسانه‌های عمومی اجتناب می‌ورزند و قصد دارند مشتریانی را که از فراوانی این‌گونه تبلیغات دل‌زده شده‌اند، در محیط‌های کاری، خرید و یا تفریحی‌شان شکار کنند.”

تبلیغات در نمایش‌ها و برنامه‌های تلویزیونی هم نقش ستاره اول را یافته است. در فیلم‌ها حتی در محل‌ها پارکینگ، روی دیوارهای سیمانی مجزا کننده جایگاه پارک ماشین‌ها، پیام تبلیغاتی نقاشی شده است. تبلیغاتچی‌ها دنبال مجوزی هستند که به‌واسطه آن بتوانند محصولات خود را در پخش مجدد برخی از زنجیره‌های تلویزیونی، به شیوه الکترونیکی بازسازی کنند. اخیراً هم در پخش برخی از مسابقات بیس بال در تلویزیون موفق به انجام این کارشده‌اند. آن‌ها برای استفاده از کالاهایشان در فیلم‌های سینمایی هم هزینه‌های سنگین می‌پردازند.

کمپانی هوندا  با پرداخت ۴ میلیون دلار، اسپانسر یک فیلم مخصوص پرده عریض سینماهای پیشرفته آی مکس به نام A stomp Odyssey شده است. فایزر هم به نمایندگی از طرف نام تجاری کرتس در یک فیلم آی مکس دیگر اسپانسر شده است.

چرا تبلیغاتچی‌ها  این‌قدر به دنبال رسانه‌های جایگزین هستند؟ خیلی ساده است، چون تبلیغات به شیوه سنتی دیگر چندان کارساز نیست. اگر بود، این تعداد بالن‌های تبلیغاتی، تبلیغات روی شن‌های ساحل، دستشویی‌های عمومی و یا کتاب‌های تبلیغاتی وجود نمی‌داشتند.

دیگر کافی نیست که محصول یا خدمات بهتری ارائه دهید. کافی نیست که قیمت مناسب‌تری داشته باشید. امروز برای به دست آوردن موفقیت باید یک نام تجاری بهتر بسازید. و نام تجاری چیست؟ نام تجاری تنها برداشتی در ذهن مخاطب است.

برداشت ذهنی، نام بازی موردنظر است. به نظر می‌رسد که تبلیغات تنها راه ایجاد یک برداشت بهتر است. حقیقت ندارد، ولی این برداشتی است که از تبلیغات می‌شود.

در مقاله بعد در مورد گزینه بهتری برای تبلیغات صحبت خواهیم کرد…

ایجاد گروه های هدفمند

ایجاد گروه های هدفمند

ایجاد گروه های هدفمند

اگر یک شرکت را به مثابه سازمان در نظر بگیریم، آنگاه بهتر قادر به تحلیل فعالیت های ضروری آن خواهیم بود. در بازارهای رقابتی، برخلاف بازارهای انحصاری، شرکت ها به منظور حفظ مشتریان شان باید فعالیت های گوناگونی را انجام دهند. این فعالیت ها تنها شامل برپایی کمپین های بزرگ و به طور کلی حوزه بازاریابی نیست.

در واقع مسائل و مشکلاتی هم هستند که در درون شرکت جاری بوده و با راهکارهای درونی باید حل وفصل شوند. بدون شک بخش های مختلف سازمان ها نیازمند توجه، ارتقای سخت افزاری و آموزش کارمندان هستند. همچنین باید توجه داشت که کارمندان هر بخش، علاوه بر آموزش های تخصصی، نیازمند چالش های نوین به منظور بروز توانایی های خود هستند. این توانایی های کارمندان که با ارائه چالش های متفاوت نمایان می شود، به طور کلی تحت عنوان ایده های خلاقانه به کار مدیران خواهند آمد.

باتوجه به آنچه در بالا بیان شد، ایجاد گروه های هدفمند (Action Groups) ایده مناسبی به منظور تسهیل ارتباط کارمندان و ساختار مدیریتی سازمان است. به این ترتیب علاوه بر دریافت ایده های خلاقانه کارمندان تان، از توانایی های واقعی شان نیز آگاه شده و در مواقع ضروری می توانید روی این توانایی ها حساب کنید.

ایده

براساس روال عادی ایده ها، در این بخش قصد بررسی موضوع مطرح شده در مقدمه با مثال هایی از کارآفرینان و مدیران برتر را داریم. در همین راستا تمرکزمان را روی مجموعه فروشگاه های زنجیره ای «آسدا» و مدیر اجرایی سابقش «آلن لیتون» گذاشته ایم. آنچه لیتون را به موضوع ایده حاضر پیوند داده، نظر جالب وی در مورد ایده ای که «گروه های هدفمند مثبت» نامیده، است. یکی از بهترین راهکارهای تقیویت انگیزه کارمندان بااستعداد هر شرکتی تعریف چالش های جدید برای آنهاست.

این ایده به طور کلی با استفاده از گروه های هدفمند مثبت یا به طور اختصاری PAG (Positive Action Groupsتحقق می یابد. لازم نیست نگران سوژه های مناسب برای گروه های هدفمند باشید. در واقع این سوژه ها به تعداد بسیار زیاد در هر سازمانی یافت می شوند.

به این ترتیب هر موقع که مشکلی در شرکت رخ می دهد و نیاز به رسیدگی دارد، در ابتدا این PAG است که وارد عمل خواهد شد. من ترجیح می دهم تا این گروه از هشت عضو تشکیل شده و یک سرگروه داشته باشد. البته سرگروه لزوما مسن و باتجربه ترین فرد گروه نیست. گاهی اوقات لازم است با انتخاب یک فرد جوان به عنوان سرگروه انگیزه اش را تقویت کنید. همچنین این سرگروه است که گزارش نهایی فعالیت های PAG را برای من ارسال می کند. چنین سیستم رسیدگی به مشکلات شرکت نه تنها امر مدیریت را برای شما آسان خواهد کرد، بلکه باعث تقویت روحیه کارمندان نیز می شود.

مفهوم گروه های هدفمند را دو نویسنده مشهور در زمینه کسب و کار به گونه ای دیگر بیان کرده اند. مایک سوتن و کریس وست ایجاد گروه های به اصطلاح «میکرو تیم» را برای خلق فضای کارآفرینی در شرکت ضروری می دانند. وظیفه چنین تیمی، همانطور که از نامش پیداست، تمرکز روی موارد و مشکلات خاص سازمان و ارائه ایده های مناسب به منظور غلبه بر آنهاست.

آنطور که مایک و کریس در آثارشان اشاره کرده اند، میکروتیم ها باید از افرادی با توانایی های مختلف تشکیل شده و تعداد اعضای آن اندک باشد. همچنین ایده هایی که این گروه ها ارائه می دهند، باید کوتاه مدت، کم هزینه و ساده باشد. باتوجه به چنین سازوکاری، میکروتیم ها نیازمند زمان و بودجه ویژه نیز هستند. در همین راستا دو نویسنده مشهور توصیه کرده اند که ساعات کاری اعضای چنین گروه هایی به طور محدود کاهش یافته تا آنها زمان کافی برای ایده پردازی داشته باشند.

آنچه در عمل باید انجام دهید

-هر مدیری با یک لیست بلند بالا از مشکلات شرکت مواجه است. در ابتدا بهتر است مشکلات را اولویت بندی کرده و سپس براساس ماهیت شان آنها را به گروه های هدفمند مناسب ارجاع دهید.

-افراد بسیاری در شرکت ها هستند که در ظاهر تنها یک کارمند ساده اند. با این حال اگر به آنها فرصت کافی داده شود، توانایی های خود را به نمایش در خواهند آورد. فلسفه وجودی گروه های هدفمند نیز ایجاد فرصت و امکانات لازم برای چنین افرادی است. این کار شما را در راستای ایجاد دستیاران ویژه و همچنین انتخاب جانشین یاری خواهد کرد.

– گروه های خود را از ترکیب افراد گوناگون با مهارت های متفاوت تشکیل دهید.

– حضور در گروه ها را به هیچ کدام از کارمندان تحمیل نکنید. این کار نه تنها روحیه آنها را تقویت نخواهد کرد، بلکه احساس تنفر از برندتان را در چنین افرادی ایجاد می کند.

دوران طلایی تبلیغات

دوران طلایی تبلیغات

دوران طلایی تبلیغات

اوضاع همیشه این‌گونه نبوده است. پس از جنگ جهانی دوم، تبلیغات، ستاره در حال طلوع شرکت‌های سهامی نوپا در آمریکا محسوب می‌شد. در شرکت‌های تولیدکننده کالاهای مصرفی مثل پروکتر اند گمبل، هرشیز، کوکاکولا، کمپبل و بسیاری دیگر، فرمانروایی با تبلیغات بود. فیلم خرده‌فروشان، با شرکت کلارک گیبل و دبوراکر، یک مثال بارز است.همچنین فیلم مردی باکت و شلوار فلانل خاکستری بپوشد، در کار تبلیغات است؛ درصورتی‌که در واقعیت، گریگوری پک نقش یک امور روابط عمومی را بازی می‌کرد.)

پس از پایان جنگ جهانی دوم، تبلیغات به شکل سرسام‌آوری با کمک تلویزیون گسترش یافت. تا سال ۱۹۷۲، سرانه هزینه تبلیغات، سالیانه از ۱۱۰ دلار بیشتر نمی‌شد. امروزه همین شاخص، ۸۶۵ دلار است. در حقیقت ما در یک جامعه ارتباط زده زندگی می‌کنیم و راهی هم برای آرام کردن آن نداریم.

زمانی که حجم و گستردگی همه‌چیز، بیش‌ازحد افزایش یابد، چه اتفاقی می‌افتد؟

چرا ابتدا اطلاع‌رسانی، سپس تبلیغات!؟

چرا ابتدا اطلاع‌رسانی، سپس تبلیغات!؟

چرا ابتدا اطلاع‌رسانی، سپس تبلیغات!؟

تبلیغات، نمی‌تواند یک نام تجاری جدید تولید کند؛ اما اطلاع‌رسانی قادر است این کار را انجام دهد. تبلیغات تنها می‌تواند نام تجاری‌ای که قبلاً توسط اطلاع‌رسانی ساخته‌شده است را بقا بدهد.

حقیقت این است که تبلیغات نمی‌تواند آتشی روشن کند، بلکه فقط می‌تواند آتشی را که قبلاً برپاشده مشتعل نگاه دارد.

شما برای شروع هر کاری به اعتباری نیاز دارید که فقط یک شخص یا یک منبع سوم می‌تواند برایتان فراهم کند. پس اولین مرحله هر فعالیت اقتصادی جدیدی باید روابط عمومی باشد.

جنگ و بازاریابی نقاط مشترک زیادی دارند. ژنرال‌هایی که امروز، با سلاح‌های دیروز، در جنگ شرکت می‌کنند، با سردمداران بازاریابی که درنبرد امروز بازار، با سلاح تبلیغات شرکت می‌کنند، چندان تفاوتی ندارد. امروزه، سلاح جدید گردانندگان بازار باید روابط عمومی باشد.

اکنون‌که برای معرفی بسیاری از کالاهای جدید، نقش اصلی به عهده روابط عمومی گذاشته‌شده است، مشتریان، برای مشاوره باید از چه کسی کمک بگیرند؟
امروزه آن‌ها بیش‌ازپیش از مشورت با آژانس‌های تبلیغاتی‌شان خودداری می‌کنند، زیرا پاسخ آن‌ها را از قبل می‌دانند. پس به‌تنهایی دست‌به‌کار می‌شوند و یا از مشاورینی مانند ما برای تصمیم‌گیری در امور بازاریابی بر پایه روابط عمومی سود می‌جویند.

در آینده مشتریان بیشتری برای تعیین خط‌مشی بازاریابی و ارائه نامشان از مراکز روابط عمومی کمک خواهند گرفت و تبلیغات به‌ناچار، دنباله‌روی روابط عمومی خواهد شد.

در آینده ناله‌های هولناک صنعت تبلیغات را خواهید شنید و این نه‌فقط به خاطر مسائل مالی است، بلکه مهم‌تر از آن، به دلیل کاهش نقش و اعتبار تبلیغات به‌عنوان عامل سنتی در برنامه‌ریزی‌های بازاریابی است.

بازاریابی وارد عصر روابط عمومی شده است.

هوشمندی استراتژیک چیست ؟

هوشمندی استراتژیک چیست ؟

هوشمندی استراتژیک چیست ؟

مدیریت استراتژیک, مفاهیم مدیریتی

تفاوت استراتژی و تاکتیک در این است که استراتژی، تصمیمات کلی درزمینه اختصاص دادن منابع مؤسسه برای تحقق اهداف مؤسسه است، درحالی‌که تاکتیک در رابطه با به حرکت درآوردن این منابع، یعنی به اجرا گذاشتن آن‌هاست.

به‌این‌ترتیب تصمیم‌های تاکتیکی، جزئیات تصمیم‌های استراتژیک را در برمی‌گیرد. به‌عبارت‌دیگر تاکتیک‌های تصمیماتی در جهت استفاده مؤثر از منابع موجود و جزئیات اجرای استراتژی‌ها است.

به‌ویژه در خصوص استفاده مؤثر از منابع، تصمیمات تاکتیکی هفته‌ای، ماهانه، سالانه، بنا به وضعیت‌هایی که پی‌درپی تغییر می‌یابد ازنظر گذرانده شده و دوباره برنامه‌ریزی می‌شود، اما تاکتیک‌های معطوف به کار بستن و به اجرا گذاشتن استراتژی‌های کلی هم که به جزئیات رو می‌کند، اگر ضرورت ایجاد کند تخصیص منابع جدید را تنظیم می‌کند.

برای مثال در مراکز شهرهای مهم، اگر مدیران یک شرکت بخواهند درباره افتتاح ده شاخه جدید فعالیتی تصمیم اتخاذ کنند، تصمیمات مربوط به موضوعاتی مانند اینکه در کدام شهرها، در کدام شاخه فعالیت، چه زمان، مکان‌های استقرار در شهرها و بهترین روزهای افتتاح هرکدام یک تاکتیک به شمار می‌آید.

درنهایت می‌توان گفت تاکتیک‌ها از اندیشه و اجراهای خیلی ویژه و کوتاه‌مدت‌تر شکل می‌گیرد که ازجمله آن‌ها می‌توان به تصمیماتی اشاره کرد که نه تمامی سازمان، بلکه دربرگیرنده قسمت‌هایی از آن است که بیشتر مبتنی بر طرح‌های متکی بر تجزیه‌وتحلیل‌های درون‌سازمانی و یک واسطه کمکی در تحقق‌پذیری استراتژی است.

استراتژی تبلیغات و ارتباط آن با تکنیک و تاکتیک

استراتژی تبلیغات و ارتباط آن با تکنیک و تاکتیک

استراتژی تبلیغات و ارتباط آن با تکنیک و تاکتیک

واژه دیگری که بسیار نزدیک به این دو واژه استفاده می‌شود، واژه استراتژی است. واژه تکنیک بسیار روشن‌تر و واضح‌تر است؛ زیرا در بسیاری از علوم کاربرد دارد و حتی در زندگی روزمره نیز از آن استفاده می‌شود. اما واژه استراتژی از کلمه یونانی استراتگو، مرکب از استراتوس به معنای ارتش و ایگو به معنای رهبر گرفته‌شده است. استراتژی‌ها به‌خصوص استراتژی‌های تبلیغات ابزاری هستند که شرکت می‌تواند به‌وسیله آن به هدف‌های بلندمدت بازاریابی خود دست یابد. استراتژی تبلیغات، علم تنظیم نقشه ایست برای حصول به هدف‌هایی در مرحله‌ای خاص از ترویج و ترفیع محصول و معرفی محصول یا خدمت به بازار.
واژهای استراتژی و تاکتیک ازنظر معنی و مفهوم نزدیک به یکدیگر هستند و در بسیاری از موارد به‌جای یکدیگر نیز به کار می‌روند. لازم به توضیح است که بهترین طرح‌ها و نقشه‌ها اگر به‌درستی و با استراتژی و تاکتیک خاصی پیاده نشوند، هیچ ارزش و فایده‌ای ندارند. از یک ارزیابی که ویلیام برن باخ در سال ۱۹۴۹ انجام داد، این نتیجه به دست آمد که: در کارهای تبلیغاتی، برای افزایش فروش، نباید از استراتژی تبلیغات غافل بود.
به‌طور خلاصه، استراتژی، هنر فائق شدن و غلبه بر دشمن و شیوه‌های صف‌آرایی نیروها برای تحقق اهداف است و تاکتیک وسایل و ابزار و مضمون‌های تحقق اهداف استراتژیک است.
در استراتژی تبلیغات، سازمان‌ها ناگزیرند به‌طور دائم بر رویدادهای مناسب و برحسب ضرورت، تصمیمات تبلیغاتی خود را با تغییرات وفق دهند.
هدف استراتژی‌های تبلیغات این است که برای سازمان‌ها این امکان را به وجود آوردند که در دوره‌های بلندمدت به شیوه‌ای موفقیت‌آمیز خود را با شرایط در حال تغییر وفق دهند. مدیران استراتژیست تبلیغات به‌ضرورت باید افراد خلاق و بصری باشند که بتوانند تغییرات را درک کنند و واکنش مناسب از خود نشان دهند. علاوه بر این، ارائه و اجرای تاکتیک‌های تبلیغاتی از وظایف مدیران استراتژیست است.

برگرفته از کتاب تاکتیک ها و تکنیک های تبلیغات

تصمیم‌های نادرست تبلیغاتی از کجا می‌آیند؟

تصمیم‌های نادرست تبلیغاتی از کجا می‌آیند؟

تصمیم‌های نادرست تبلیغاتی از کجا می‌آیند؟

در بسیاری از موارد می‌توان آن‌ها را در فرآیند تصمیم‌گیری ردیابی کرد؛ گزینه‌ها به‌روشنی تعریف‌نشده‌اند، اطلاعات صحیحی جمع‌آوری نشده است و هزینه‌ها و مزایا به‌درستی سنجیده نشده‌اند، اطلاعات صحیحی جمع‌آوری نشده است و هزینه‌ها و مزایا به‌درستی سنجیده نشده‌اند. اما گاهی اوقات ریشه اشتباه نه در فرآیند تصمیم‌گیری بلکه برعکس در فکر تصمیم‌گیرنده است. برای مدیران تبلیغات که موفقیت آن‌ها به بسیاری از تصمیم‌گیری‌های روزمره آن‌ها بستگی دارد، این دام‌های روان‌شناختی خطرناک هستند. درهرحال، هیچ‌کس نمی‌تواند فکرش را از این نقایص درونی برهاند. اما می‌توان سرمشق خلبان‌ها را دنبال کرد و با شناسایی این دام‌ها از گرفتار آمدن در آن‌ها جلوگیری به عمل آورد. تصمیم‌های نادرست تبلیغاتی از کجا می‌آیند؟

تصمیم‌های نادرست تبلیغاتی از کجا می‌آیند؟

تصمیم‌های نادرست تبلیغاتی از کجا می‌آیند؟

باید به خاطر داشت که همیشه آگاهی «بهترین دفاع» و «بهترین تاکتیک» است. مدیران و متصدیانی که سعی می‌کنند خود را با این دام‌ها آشنا کنند و حالت‌های متنوعی را که این دام‌ها به خود می‌گیرند، بشناسند، بهتر می‌توانند به‌درستی تصمیم‌هایی که می‌گیرند اطمینان داشته باشند. تصمیم‌های نادرست تبلیغاتی از کجا می‌آیند؟

  1. دام تبلیغات لنگری
  2. دام تبلیغاتی وضعیت موجود
  3. دام تبلیغاتی غرق در هزینه یا بیهوده
  4. دام تبلیغاتی شواهد تأییدکننده
  5. دام‌های برآورد و پیش‌بینی
  6. دام اطمینان بیش‌ازحد
  7. دام احتیاط بیش‌ازحد
  8. دام واپس روی

برگرفته از تاکتیک ها و تکنیک های تبلیغات

روی کاری که می‌توانید انجام دهید تمرکز کنید

روی کاری که می‌توانید انجام دهید تمرکز کنید

روی کاری که می‌توانید انجام دهید تمرکز کنید

ایده:
بعد از ۱۱ سال کارکردن در زمینه آموزش خدمات مشتریان، به این اعتقاد رسیده‌ام که تقریباً ۸۰ درصد خدمات خوب مشتریان، وابسته به تفکر خلاقانه است – البته بدان معنا نیست که صرفاً بر چیزی خاص تمرکز کنیم که مشتری درخواست می‌کند، بلکه همیشه باید درباره گزینه‌ها و جایگزین‌هایی فکر کنیم که ممکن است برای آن مشتری، حتی بهتر باشد.

ایده در عمل:
کلیه خدمات عالی مشتریان، تمرکز بر چیزی است که “می‌توانید” انجام دهید، نه آنچه “نمی‌توانید” انجام دهید!
زمانی من لباس خاصی را در یک مغازه خرده‌فروشی می‌خواستم، ولی آن‌ها لباسی برای اندازه من نداشتند. فروشنده به هیجده مغازه در نه ایالت مختلف زنگ زد تا آن را برای من پیدا کند. وقتی نتوانست دقیقاً همان لباسی را که من می‌خواستم پیدا کند، کلی عذرخواهی کرد و گفت، «می‌دانم چقدر شما راغب بودید که این لباس را تهیه کنید و من نهایت تلاشم را به کاربستم تا آن را برای شما پیدا کنم. من به هیجده ایالت مختلف زنگ زدم، ولی هیچ‌کس آن لباس را با اندازه شما نداشت. خیلی متأسفم که نتوانستم لباسی را که این‌قدر دوست داشتید پیدا کنم.» اما سپس گزینه‌ای را به من پیشنهاد کرد. او گفت که لباسی را با همان رنگ و سبک مشابه پیداکرده و اگر من مایل به امتحان کردن آن باشم، حاضر است بدون هزینه آن را برایم ارسال کند. گرچه دقیقاً همان چیزی را که می‌خواستم به دست نیاوردم، هنوز به این فروشگاه احساس وفاداری می‌کنم، زیرا آن فروشنده واقعاً تلاش کرد تا نیاز مرا برآورده سازد و فقط با یک یا دو بار تلاش کردن، متوقف نشد.

نکاتی برای اجرا:
نکته مهم در اینجا این است که اندیشه خلاق خود را به کار اندازید و به‌سادگی در نیاز تجاری بیان‌شده مشتری متوقف نشوید. گاهی شما چیزی درباره موارد جایگزین می‌دانید که مشتری از آن خبر ندارد و ممکن است بتوانید چیزی بهتر ازآنچه مشتری درخواست کرده است، ارائه کنید. اما حرف آخر این است که حتی اگر بعد از اتمام تفکرات خلاقی که دارید نتوانید نیاز مشتری به همدلی و محبت را تأمین کنید و در این راه نهایت تلاش خود را به کار ببندید.
انتظارات، هنگامی‌که مشغول خدمت‌رسانی به مشتری هستید، حیاتی‌اند.
آن‌ها را برای راضی کردن مشتری برآورده سازید.
برای اینکه مشتری، شمارا دوست داشته باشد،
فراتر از انتظاراتش عمل کنید.

تبلیغات محیطی جایگزین یا مکمل

تبلیغات محیطی جایگزین یا مکمل

تبلیغات محیطی جایگزین یا مکمل

شرکت‌های تبلیغاتی برای برقراری ارتباط ویژه یا شخصی یا مخاطبان، از روش‌ها و اشکال دیگری نیز استفاده می‌کنند:

تبلیغ در استادیوم‌های ورزشی
تابلوهای نصب شده در استادیوم‌ها و میدان‌های ورزشی، برجسته و رنگی هستند. منظور از نصیب آنها، یادآوری یک نام تجاری خاص به تماشاچیان است. بسیاری از آنها هم برای نشان دادن پشتیبانی و حمایت مالی یک نام تجاری از یک تیم یا یک رخداد ورزشی است.

تبلیغ با استفاده از امکانات و وسایل حمل و نقل هوایی و دریایی
این روش تبلیغی معمولا در جایی به کار می‌رود که روش‌های دیگر تبلیغات در دسترس نیست. از این روش، بیشتر به عنوان اجرای بخشی از یک برنامه‌ی ترویجی یا به هنگام وقوع یک رویداد ویژه صورت می‌گیرد و به عنوان یک روش بلندمدت برای معرفی یک نام تجاری کاربرد ندارد.
ahead-sailing-boat

تبلیغ در مکان‌های تفریحی و گردشگاه‌ها
این گونه تبلیغات برای تحت تاثیر قرار دادن مشتریان خاص، در زمان‌های خاص، معمول‌ترین اشکال آن را می‌توان در زمین‌های گلف و تنیس، پیست‌های اسکی توقف‌گاه‌های جاده‌ای و گردشگاه‌های عمومی مشاهده کرد.

547e0a138638d55215350358672bc160

تبلیغ در سایر مکان‌های عمومی
هدف این نوع تبلیغات، مثل تبلیغ در مراکز تفریحی، اطلاع‌رسانی به مشتریان در زمان‌های خاصی از فعالیت‌های روزمره‌ی آنان است.
برای نمونه، می‌توان از موارد زیر نام برد:
تبلیغ در پمپ بنزین، روی پارکومتر، روی کیسه‌های خشکشویی، در سینماها و یا دستگاه‌های خودکار قهوه و نوشیدنی گرم.
تبلیغ در رسانه‌های دیجیتال
این نوع تبلیغات محبوبت زیادی پیدا کرده است و در اشکال بسیار متفاوت، از تبلیغ روی دیوار اطلاعات دیجیتال گرفته تا تبلیغ روی صندوق پرداخت در یک سوپرمارکت محلی، قابل اجرا است.
از آنجا که فن آوری دیجیتال امکان تعویض سریع پیام‌های تبلیغاتی را میسر می‌سازد، برخی از ارائه کنندگان خدمات دیجیتال، مشابه فروش آگهی در تلویزیون، امکان تبلیغ را به صورت زمانی می‌فروشند.
تبلیغات محیطی، با رساندن پیام‌های تبلیغ‌سازان به مشتریان، در هر جایی که هستند و در هر گوشه‌ای از محیط زندگی‌شان، در خدمت نام‌های تجاری است.

coca-cola-digitl-advertising

استاندارد کردن خدمات تبلیغات محیطی از نظر جغرافیایی
نقشه‌های اینترنتی و آنلاین، روش عرضه و فروش تبلیغات محیطی را متحول کرده است. یک بانک اطلاعاتی دقیق، از مجموعه‌ی فعالیت‌ها و فروش تبلیغات محیطی، از کران تا کران و از یک قاره تا سایر نقاط جهان، جمع آوری و ذخیره می‌شود تا بررسی جغرافیایی کارکرد این رسانه را آسان‌تر و سریع‌تر کند.

دوازده مزیت مهم تبلیغات محیطی

دوازده مزیت مهم تبلیغات محیطی

دوازده مزیت مهم تبلیغات محیطی:

در طول زمان، اختصاص حجم قابل‌توجهی از بودجه رسانه‌ها به تبلیغات محیطی، حداقل ۱۲ برتری مهم را برای نام‌های تجاری به همراه آورده است:

  • آگهی سریع مشتریان و تضمین حضور دائمی شرکت‌ها در بازار:

دوازده مزیت مهم تبلیغات محیطی چون تبلیغات محیطی به‌طور پیوسته در معرض دید قرار دارد، حضور دائمی شرکت‌ها در بازار تضمین می‌شود.

  • ایجاد شناخت و پای بندی در مشتریان:

تبلیغات محیطی، به علت استمرار در پیام‌رسانی در طول زمان، باعث شناخت بیشتر مشتری و پای بندی او به یک محصول خاص می‌شود.

  • گسترش دامنه پخش محصول:

ازآنجاکه در تبلیغات محیطی از اشکال و روش‌های گوناگونی استفاده می‌شود، درنتیجه این رسانه می‌تواند دامنه پخش محصول را در بازار گسترش دهد.

  • گستردگی و وسعت حوزه پیام‌رسانی،

این رسانه حوزه انتشار آگهی شنیداری، دیداری و مطبوعاتی را از محدوده منزل و محل کار مخاطب فراتر می‌برد؛ درنتیجه پیام رساتر و گسترده‌تر به وی می‌رسد.

  • انطباق تبلیغات منطقه‌ای با استراتژی تبلیغات ملی:

تبلیغات محیطی می‌تواند خط‌مشی تبلیغات ملی را با کمپین‌های منطقه‌ای انطباق دهد. درنتیجه، تبلیغات خاصی برای هر محله به‌طور مجزا طراحی و اجرا می‌شود.

  • برقراری ارتباط کامل با مخاطبان، با تکیه‌بر علم جمعیت‌شناسی:

تبلیغات محیطی، با برنامه‌ریزی درست و با استفاده از علم جمعیت‌شناسی، هزینه‌های رسانه‌ای را به حداقل می‌رساند و بدون اتلاف انرژی، با مخاطبان ارتباط مؤثری برقرار می‌کند.

  • جلوگیری از وجود خطا و پراکندگی در ارائه پیام:

این رسانه با ارائه پیام‌های ساده و مؤثر در سرتاسر محله‌ها مراکز تجاری، از به‌هم‌ریختگی و پراکندگی تبلیغات که معمولاً در رسانه‌های جمعی اتفاق می‌افتد، جلوگیری می‌کند.

  • قابلیت تبدیل انواع طرح‌های تبلیغاتی به تبلیغات محیطی:

رسانه‌های تبلیغات محیطی، با ویژگی‌های خلاقانه خود می‌تواند همان پیام‌های منتشرشده در رسانه‌های جمعی و مطبوعاتی را به پیام‌های تأثیرگذار محیطی تبدیل کند.

  • هدایت مردم به‌سوی یک مرکز خرید:

در این رسانه، می‌توان در کنار تابلوهای تبلیغاتی، نشانی محل تهیه کالاهای مورد تبلیغ را هم ارائه کرد و مخاطبان را در مراکز تجاری، فرودگاه‌ها و یا محل‌های خرید، به‌طور مستقیم به آن‌سو هدایت کرد.

  • تأثیرگذاری بر تصمیم نهایی مشتری برای خرید:

این رسانه می‌تواند قبل از اینکه مصرف‌کننده در مورد خرید تصمیم بگیرد، یادآور محل خرید باشد.

  • ایجاد همکاری و مشارکت بین چند نام تجاری:

در برخی از موارد، یک نام تجاری می‌تواند برای فروش و ارائه محصول و همین‌طور پیام خود، بانام تجاری دیگری همکاری کند.

تبلیغات محیطی، یک رسانه و وسیله مؤثر برای برقراری همکاری، ارتباط و مشارکت بین نام‌های تجاری است.

  • در تبلیغات محیطی، می‌توان با ارائه مستقیم نشانی سایت اینترنتی، شماره تلفن و دیگر اطلاعات ضروری، بین مصرف‌کننده و نام تجاری، ارتباطی مستقیم و سریع برقرار کرد.

برگرفته از کتاب چرا تبلیغات محیطی؟

سنجش تأثیرگذاری تبلیغات محیطی

تاثیرات تبلیغات محیطی

سنجش تأثیرگذاری تبلیغات محیطی

در اکتبر سال ۲۰۰۰، کمیسیون مطالعات انجمن تبلیغات محیطی آمریکا، مجموعه‌ای از بیلبوردهای تبلیغاتی را موردمطالعه قرارداد. این بررسی طوری طراحی‌شده بود که بتواند عناصر مؤثر در خلاقیت را اندازه بگیرد تا فرصت‌های پیشرفت، توسعه و موفقیت این رسانه تشخیص داده شود.

دو شاخص اصلی موردبررسی عبارت بودند از:

قابلیت جلب‌توجه مخاطب

میزان ترغیب و پاسخ مثبت مخاطب به خلاقیت

این بررسی روشن کرد که چهار عامل به‌هم‌پیوسته، زمینه به یادآوری پیام تبلیغات محیطی را پدید می‌آورند:

جلب‌توجه

خوانایی

قابلیت به یادآوری

مکان مناسب

جلب‌توجه اغلب با استفاده از قدرت ترکیبی رنگ‌ها حاصل می‌شود.

همچنین ترکیب رنگ‌ها موجب توجه می‌شود.

یک ایده غیرمنتظره و چالش‌برانگیز باعث مکث مخاطب و نگاه کردن او می‌شود.

ارائه یک خط داستانی با کشش دراماتیک یا تعلیق فکر بیننده یکی از روش‌های مؤثر است.

پس یک فرم کامل و به‌هم‌پیوسته طراحی کنید.

ارتباط پیام‌ها به‌طوری‌که به‌سادگی قابل‌فهم باشد

محتوای پیام را ساده ارائه دهید.

از آزار بیش‌ازاندازه ذهن مخاطب اجتناب کنید.

ارتباط پیام را با معانی تصاویر،  زمینه و موقعیت‌های مأنوس برقرار کنید.

از ارعاب مخاطب و تحمیل چیزی به او بپرهیزید.

بیشتر بر تصاویر تکیه کنید تا کلمات.

به محل نصب تابلو اهمیت بدهید، به خاطر داشته باشید که جغرافیا و خصوصاً ویژگی‌های دموگرافیک مردم در محل نصب تابلو، همگی نکات بسیار مهمی هستند که هنگام انجام طراحی برای این رسانه باید مدنظر قرار گیرند.

تبلیغات محیطی یکی از بخش های مکمل چشم انداز شهرها شده است.

هنگام تصمیم گیری درباره محل تابلوهای تبلیغات محیطی، عامل نزدیکی به محل ارائه خدمت یا کالا، بسیار حائز اهمیت است.

برگرفته از کتاب چرا تبلیغات محیطی؟

سنجش تأثیرگذاری تبلیغات محیطی

سنجش تأثیرگذاری تبلیغات محیطی

سنجش تأثیرگذاری تبلیغات محیطی

در اکتبر سال ۲۰۰۰، گروه مطالعات انجمن تبلیغات محیطی آمریکا، مجموعه‌ای از بیلبوردهای تبلیغاتی را موردمطالعه قرارداد.

این بررسی طوری طراحی‌شده بود که بتواند عناصر مؤثر در خلاقیت را اندازه بگیرد تا فرصت‌های پیشرفت، توسعه و موفقیت این رسانه تشخیص داده شود.

دو شاخص اصلی موردبررسی عبارت بودند از:

میزان جلب‌توجه مخاطب سنجش تأثیرگذاری تبلیغات محیطی

میزان ترغیب و پاسخ مثبت مخاطب به خلاقیت

این بررسی روشن کرد که چهار عامل به‌هم‌پیوسته، زمینه به یادآوری پیام تبلیغات محیطی را پدید می‌آورند:

  1. جلب‌توجه
  2. خوانایی
  3. قابلیت به یادآوری
  4. مکان مناسب
  5. جلب‌توجه اغلب با استفاده از قدرت ترکیبی رنگ‌ها حاصل می‌شود.
  6. همچنین ترکیب رنگ‌ها موجب جلب‌توجه می‌شود.
  7. یک ایده غیرمنتظره و چالش‌برانگیز باعث مکث مخاطب و نگاه کردن او می‌شود.
  8. ارائه یک خط داستانی با کشش دراماتیک یا تعلیق فکر بیننده یکی از روش‌های مؤثر است.
  9. پس یک فرم کامل و به‌هم‌پیوسته طراحی کنید.
  10. یک ترکیب ساده و زیبا.
  11. اولویت بخشیدن به کلمات کلیدی، رعایت کم‌گویی و بیان پرقدرت
  12. ارتباط پیام‌ها به‌طوری‌که به‌سادگی قابل‌فهم باشد.
  13. محتوای پیام را ساده ارائه دهید.
  14. از آزار بیش‌ازاندازه ذهن مخاطب اجتناب کنید.
  15. ارتباط پیام را با معانی تصاویر، زمینه و موقعیت‌های مأنوس برقرار کنید.
  16. طرح‌های تبلیغاتی ابداعی، زیباشناسانِ و یا فکاهی بیش از تبلیغات تحت الفظی به یاد می‌ماند.
  17. از ارعاب مخاطب و تحمیل چیزی به او بپرهیزید.
  18. سعی کنید محصول، به‌عنوان قهرمان و در اندازه بزرگ، در وسط طرح باشد.
  19. بیشتر بر تصاویر تکیه کنید تا کلمات.

به محل نصب تابلو اهمیت بدهید، به خاطر داشته باشید که جغرافیا و خصوصاً ویژگی‌های دموگرافیک مردم در محل نصب تابلو، همگی نکات بسیار مهمی هستند که هنگام انجام طراحی برای این رسانه باید مدنظر قرار گیرد. سنجش تأثیرگذاری تبلیغات محیطی.

برگرفته از کتاب چرا تبلیغات محیطی؟

Classic advertising techniques

تکنیک تبلیغات کلاسیک

تکنیک تبلیغات کلاسیک

تکنیک کلاسیک تکنیکی است که از سبک‌های کلاسیک هنری و ادبی الهام گرفته‌شده است و ویژگی‌های مکتب‌های هنری و ادبی کلاسیک را دارد. در تکنیک کلاسیک، وضوح، سادگی و زیبایی هندسی کامل در رنگ‌ها، تصاویر و صحنه‌هایی که تبلیغ می‌شوند، وجود دارد. در این نوع آثار که با تقلید کامل از کالا یا خدمت تهیه می‌شود، زیبایی قانون‌مند ، هندسی و ظاهری از اهمیت ویژه برخوردار است.

تبلیغات کلاسیک یعنی یک تبلیغ انسانی و نشان دادن انسان به هر صورتی در ارتباط با کالا و محصول. در این تکنیک تبلیغاتی هر چیزی را به انسان ربط می‌دهند و به هر صورتی انسان‌ها درصحنه‌هایی از تبلیغات حضور دارند؛ انسان‌هایی که ازنظر زیبایی ظاهر یا صورت، ایده آل هستند. این شیوه تبلیغ ممکن است این خطر را در پی داشته باشد که به‌جای آن‌که مخاطبان به محصول یا خدمت توجه کنند، به ویژگی‌های انسان‌هایی که در آن حضور دارند، توجه کنند. نظیر توجه به صدای گوینده بر روی تصویر، توجه به شیرینی چهره و کلام کودکی که تبلیغ می‌کند یا توجه به لباس و آرایش تبلیغ‌کننده که همگی ممکن است ذهن مخاطب را از محور اصلی تبلیغ منحرف سازد.

مشخصات آثار تبلیغات کلاسیک

متخصصانی که خواستار استفاده از این تکنیک در تبلیغات هستند، باید به ویژگی‌ها و تکنیک های زیر توجه کنند:

  • تکنیک تعامل و کمال: در این تکنیک تبلیغات تمام چیزهایی که در اثر نشان داده می‌شود، از یک تعامل درونی برخوردار است و هیچ‌گونه اغراقی صورت نمی‌پذیرد. در این صورت، بهترین حالت، زیباترین فرم و بهترین کارکردی از کالا، محصول یا ایده‌ای که باید تبلیغ شود به نمایش و تجسم درمی‌آید. ویژگی‌هایی چون قرینه بودن، متوازن، متعادل، مطلوب، زیبا، صاف بودن مانند آینه و … در این تکنیک به چشم می خورد.
  • تکنیک الهام از طبیعت و حقیقت نمایی: در این نوع تبلیغات، اثر تبلیغاتی دقیقاً واقعیت کالا، خدمات یا ایده است و هیچ‌گونه تغییری در رنگ و جلوه‌های صوتی و تصویری در آن دیده نمی‌شود. در این تکنیک تبلیغات از نقوش، رنگ‌ها، خطوط، محرک‌ها و صوت‌هایی که در طبیعت موجود است و در هارمونی با کالا یا خدمت است، استفاده می‌شود(درختان، کوه‌ها، باغ‌ها و … ) برای نمونه برای تبلیغ شامپو از عناصر، رنگ‌ها و اصوات موجود در طبیعت بهره‌گیری می‌شود. یا برای تبلیغ چای که یک محصول سنتی نیز است، به همین صورت عمل می‌شود. تکنیک تبلیغات کلاسیک
  • تکنیک وضوح و ایجاز: در تکنیک کلاسیک تبلیغات، وضوح و سادگی در گفتار، بیان، موسیقی، رنگ‌ها، خطوط و محتوا در تمامی اجزای تبلیغ وجود دارد. و از ساده‌ترین و قابل‌فهم‌ترین عناصر بصری وبیانی، با کمترین پیچیدگی، استفاده می‌شود. زیرا هدف نشان دادن واقعی مزایای چیزی است که باید تبلیغ شود.
  • تکنیک برازندگی: تکنیک برازندگی یعنی اینکه آثار تبلیغاتی متناسب با قراردادها، روحیه‌ها و شخصیت مشتریان و حالت خاصی از موقعیت زندگی مخاطبان باشد.
  • تکنیک رسانه‌های همگانی: این تکنیک یکی از تکنیک‌هایی است که می‌توان آ« را جزو تکنیک‌های کلاسیک محسوب کرد. توضیح این تکنیک بسیار ساده و استفاده از آن فراوان به چشم می‌خورد. هرگونه تبلیغی را که با ارائه در رسانه‌های همگانی، بین عموم مردم پذیرفته شود، می‌توان تکنیک رسانه‌های همگانی به‌حساب آورد. تکنیک تبلیغات کلاسیک

برگرفته از کتاب تکنیک ها و تاکتیک های تبلیغات

تکنیک تبلیغات مبتنی بر اسطوره ها

تکنیک تبلیغات مبتنی بر اسطوره ها

تکنیک تبلیغات مبتنی بر اسطوره‌ها

اسطوره، به تعبیری، بر اساس تجربه‌های ناب انسانی، تلاش برای شناخت ساحت هستی و باطن انسان و انعکاس و نمایان‌سازی حقایق زندگی شکل یافته درگذر زمان است. برخی به‌اشتباه گمان می‌کنند که اسطوره مختص به گذشته بسیار دور است و دستاورد بشر در دوره‌های کهن به‌حساب می‌آید.درصورتی‌که همواره زنده است و به رودی پرخروش می‌ماند که سکون ندارد و به‌پیش می‌رود و می‌توان از آن به‌ویژه در تبلیغات استفاده کرد. در حقیقت اسطوره‌های هر قوم و ملتی با توجه به شرایط اجتماعی، فرهنگی، اعتقادی،…خاص همان منطقه ساخته و درگذر زمان کامل‌تر می‌شوند. هرچند در قالب تمدن‌های باستان، اسطوره‌ها از قهرمانان و سلحشوران ملی ساخته می‌شد. اسطوره‌ها در تبلیغات نیز تاکنون نقش مهمی را ایفا کرده‌اند و سازندگان آثار تبلیغاتی مختلف به هر صورتی از عناصر آن در آثار تبلیغاتی مختلف استفاده کرده‌اند از نام و نشان‌های تجاری گرفته که به‌وفور در برخی از نمادهای اسطوره‌ای مشاهده می‌شود تا شعارها و پیام‌های تبلیغاتی. چراکه فیلسوفان زیبایی‌شناس و هنرمندان به اسطوره‌ها و عناصر آن‌ها بسیار علاقه‌مند هستند.

تکنیک تبلیغات مبتنی بر اسطوره ها

تکنیک تبلیغات مبتنی بر اسطوره ها

به هر صورت، اسطوره در باطن آدمی وجود دارد و آسان از آن بی‌اطلاع است. در این میان، برخی از متخصصان تبلیغات بر آن هستند تا یک شیوه و راه را برای شناخت و استفاده از اسطوره‌ها در امور تبلیغات برگزینند. بسیاری فکر می‌کنند که تجارب بشری درگذشته در زمینه‌های مختلف تبلیغاتی، مدیریتی، بازاریابی،… به کار نمی‌آید و به همین دلیل آن‌ها را نادیده می‌گیرند.این افراد گمان می‌کنند که تجارب گذشته قابل‌اجرا نیستند و باید آن‌ها را نابود و تجارب جدیدی را دنبال کرد. درصورتی‌که بهترین راه استفاده از تجارب ارزشمند گذشته و تکمیل آن است. یعنی می‌توان با قرار دادن با قرار دادن تجارب مختلف به‌ویژه تجارب تبلیغاتی انسان درگذر زمان در کنار یکدیگر، شکل کامل‌تری از آن را ساخت؛ و بدین ترتیب، خود را بهتر شناخت. یقیناً هیچ تجربه‌ای به‌آسانی به دست نیامده است و تنها در یک مقطع زمانی قابل‌استفاده نیست. ازاین‌رو، باید به تلفیق اندوخته‌ها دست زد و هیچ تجربه نابی به‌خصوص تجربه‌های اسطوره‌ای را نابود نکرد.

باید پذیرفت که در بسیاری از امور تبلیغاتی، متخصصان خواسته و ناخواسته، اقدام به اسطوره‌سازی می‌کنند و در قالب داستان‌های اسطوره‌ای که پدید می‌آورند، بسیاری از پیام‌های تبلیغات را به نمایش گذاشته‌اند. در اسطوره‌سازی- که همواره در هر شرایطی صورت می‌پذیرد- به مسائلی چون حضور شخصیت‌های اسطوره‌ای درصحنه‌ها و پیام‌های مختلف، داشتن توانمندی جسمانی و فکری بالا، داشتن هوش و استعداد خوب، داشتن سرعت عمل بالا، داشتن خصوصیات اخلاقی برجسته و بهره‌مندی از فضا و مکان در کنار نیروهای فوق طبیعی، توجه می‌شود.

برگرفته از کتاب تکنیک ها و تاکتیک های تبلیغاتی

تشریح رسانه‌ی محیطی

تشریح رسانه‌ محیطی

تشریح رسانه‌ محیطی

فعالیت روزافزون و الگوهای فزاینده جابه‌جایی و حرکت مشتریان، باعث افزایش مخاطبان «تبلیغات محیطی» شده است.

مطالعه و شناخت الگوی زندگی مشتریان، توانسته است تبلیغات محیطی را به رسانه‌ای که مبتنی بر علم بازارسازی(بازاریابی) و هم‌جواری با مخاطبان است، تبدیل کند.

وجود رسانه‌ تبلیغات محیطی در محدوده‌ زندگی ما، این رسانه را به یک همسایه دائمی تبدیل کرده است. حضور آن غیرقابل اجتناب و نادیده گرفتن آن امکان‌پذیر نیست. این حضور، از این رسانه، یک هم‌جوار ساخته است.

محیط بیرون از منزل، شامل مکان‌های تجاری بزرگ و مراکز خرید می‌شود. تبلیغ در این مکان‌ها، سازندگان آگهی را قادر می‌سازد که  با مشتریان بالفعل یا بالقوه‌ی خود ارتباط مستقیم برقرار کنند.

تبلیغات محیطی، مشتریان یا مخاطبان را در زمان‌هایی که در حال حرکت و جابه‌جایی هستند،تحت تاثیر قرار می‌دهد و پیام‌های تبلیغاتی را روزانه در محل زندگی، کار، خرید، بازی و مسافرت به آنان می‌رساند.

رسانه‌ی تبلیغات محیطی نقش یک کاتالیزور را میان جابه‌جایی و خریدو فروش ایفا می‌کند و این قابلیت را دارد که همگام با تغییرات ارتباطی عصر حاضر پیش برود. هزینه‌ پایین آن در مقایسه با تبلیغ در دیگر رسانه‌های عمومی و مطبوعاتی، باعث محبوبیت روزافزون آن شده است. با کمک گرفتن از تکنولوژی پیشرفته‌ی روز، تبلیغات محیطی از شکل کلی ارتباط در بازار خرید و فروش، به شکل رسانه‌ای که مخاطب خاص را هدف قرار می‌دهد، درآمده است. این موضوع درهایی را برای استفاده‌ بیشتر از روش‌های جدید در تبلیغات محیطی گشوده است.

از آنجا که رسانه‌ محیطی، مثل یک زمزمه پیوسته در مراکز تجاری حضور دارد، پیام خود را با قدرت در طول شبانه‌روز و نیز هفت روز هفته به سمع و نظر مخاطبان می‌رساند. تشریح رسانه‌ محیطی

morumbipark

دوازده مزیت مهم تبلیغات محیطی:

در طول زمان، اختصاص حجم قابل توجهی از بودجه‌ رسانه‌ها به تبلیغات محیطی، حداقل دوازده برتری مهم را برای نام‌های تجاری به همراه آورده است:

۱- آگاهی سریع مشتریان و تضمین حضور دائمی شرکت‌ها در بازار:

چون تبلیغات محیطی به طور پیوسته در معرض دید قرار دارد، حضور دائمی شرکت‌ها در بازار تضمین می‌شود. تشریح رسانه‌ محیطی

۲- ایجاد شناخت و پای‌بندی در مشتریان:

تبلیغات محیطی، به علت استمرار در پیام رسانی در طول زمان،بعلت شناخت بیشتر مشتری و پای‌بندی او به یک محصول خاص می‌شود.

۳-گسترش دامنه‌ پخش محصول:

از آنجا که در تبلیغات محیطی از اشکال و روش‌های گوناگونی استفاده می‌شود، این رسانه می‌تواند دامنه‌ پخش محصول را در بازار گسترش دهد.

۴- گستردگی و وسعت حوزه‌ پیام رسانی:

این رسانه حوزه‌ انتشار آگهی شنیداری، دیداری و مطبوعاتی را از محدوده‌ منزل و محل کار مخاطب فراتر می‌برد؛ در نتیجه‌ پیام رساتر و گسترده‌تر به وی می‌رسد.

۵- انطباق تبلیغات منطقه‌ای با استراتژی تبلیغات ملی:

تبلیغات محیطی می‌تواند خط مشی تبلیغات ملی را با کمپین‌های منطقه‌ای انطباق دهد. در نتیجه، تبلیغات خاصی برای هر محله به طور مجزا طراحی و اجرا  می‌شود.

۶- برقراری ارتباط کامل با مخاطبان، با تکیه بر علم جمعیت‌شناسی:

تبلیغات محیطی، با برنامه‌ریزی درست و با استفاده از علم جمعیت‌شناسی، هزینه‌های رسانه‌ای را به حداقل می‌رساند و بدون اتلاف انرژی، با مخاطبان ارتباط موثری برقرار می‌کند.

۷- جلوگیری از وجود خطا و پراکندگی در ارائه پیام:

این رسانه با ارائه‌ی پیام‌های ساده و موثر در سرتاسر محله‌ها و مراکز تجاری، از به هم ریختگی و پراکندگی تبلیغات که معمولا در رسانه‌های جمعی اتفاق می‌افتد،جلوگیری می‌کند.

۸- قابلیت تبدیل انواع طرح‌های تبلیغاتی به تبلیغات محیطی:

رسانه‌ تبلیغات محیطی، با ویژگی‌های خلاقانه‌ی خود می‌تواند همان پیام‌های منتشر شده در رسانه‌های جمعی و مطبوعاتی را به پیام‌های تاثیرگذار محیطی تبدیل کند.

۹- هدایت مردم به سوی مرکز خرید:

در این رسانه، می‌توان در کنار تابلوهای تبلیغاتی، نشانی محل تهیه کالاهای مورد تبلیغ را هم ارائه کرد و مخاطبان را در مرکز تجاری، فرودگاه‌ها و یا محل‌های خرید، به طور مسقیم به آن سو هدایت کرد.

۱۰- تاثیرگذتری بر تصمیم نهایی مشتری برای خرید:

این رسانه می‌تواند قبل از اینکه مصرف کننده در مورد تصمیم بگیرد، یادآور محل خرید باشد.

۱۱- ایجاد همکاری مشارکت بین چند نام تجاری:

در برخی از موارد، یک نام تجاری برای فروش و ارائه‌ محصول و همین‌طور پیام خود، با نام تجاری دیگری همکاری کند. تبلیغات محیطی، یک رسانه و وسیله‌ موثر برای برقراری همکاری، ارتباط و مشاکت بین نام‌های تجاری است.

۱۲- در تبلیغات محیطی، می‌توان با ارائه‌ی مسقیم نشانی سایت اینترنتی، شماره‌ی تلفن و دیگر اطلاعات ضروری، بین مصرف کننده و نام تجاری، ارتباطی مستقیم و سریع برقرار کرد.

مفهوم بازاریابی جامع‌نگر

مفهوم بازاریابی جامع‌نگر

مفهوم بازاریابی جامع‌نگر

مفهوم بازاریابی جامع‌نگر بخشی از مجموعه‌ای از مفاهیم بازاریابی است و می‌تواند به‌عنوان یک استراتژی بازاریابی تعریف شود که یک کسب‌وکار را به‌عنوان یک کل و نه به‌عنوان یک موجودیت با بخش‌های مختلف در نظر می‌گیرد. بر اساس مفهوم بازاریابی جامع‌نگر، حتی اگر یک کسب‌وکار از دپارتمان‌ها و بخش‌های مختلفی تشکیل‌شده باشد، این بخش‌های مختلف باید در کنار هم به‌صورت یک کل قرار بگیرند تا بتوانند تصویری یکپارچه و مثبت از آن کسب‌وکار در اذهان مشتری ایجاد کنند. مفهوم بازاریابی جامع‌نگر شامل فعالیت‌های به‌هم‌پیوسته‌ای جهت کسب اطمینان از خرید محصول توسط مشتری به‌جای خرید محصول رقیب می‌شود.

مثال مفهوم بازاریابی جامع‌نگر – یک سازمان دارای دپارتمان‌ها و بخش‌های مختلفی ازجمله فروش و بازاریابی، مالی و حسابداری، تحقیق و توسعه و توسعه محصول و درنهایت منابع انسانی و عملیات می‌شود. ازاین‌رو، اگر خواهان راه‌اندازی و اجرا مفهوم بازاریابی جامع‌نگر در سازمان خودتان هستید، باید ابتدا از این موضوع کسب اطمینان کنید که بخش تحقیق و توسعه و توسعه محصول شما به‌منظور راه‌اندازی محصولی که احتمال جذب مشتری توسط آن بیشتر است، از بخش فروش و بازاریابی بازخورد مناسبی را دریافت می‌کند. از طرف دیگر این بخش‌ها باید همکاری نزدیکی با بخش مالی و حسابداری به‌منظور یافتن بودجه لازم برای پروژه داشته باشند. بخش بازاریابی و فروش نیاز به ارتباط داشتن با بخش منابع انسانی برای اعلام این موضوع است که دقیقاً نیاز به چه نوع تخصص‌هایی برای بخش‌های مختلف دارد و درنهایت، مدیر سازمان و بخش مدیریت عملیات سازمان باید برنامه‌ای برای نگهداشت این نیروها تدوین نماید.

به همین ترتیب و بر اساس همین روند همکاری شما قادر به تهیه و عرضه محصول مناسب باقیمت مناسب و با حاشیه سود مناسب هستید. در کنار این موضوع افراد مناسبی را جذب می‌کنید که به‌صورت مناسب و صحیح به بازاریابی محصولات شما می‌پردازد. اگر تمام این کارها را انجام دهید، مطمئناً مشتری مناسب را در چارچوب درب دفتر خودخواهید داشت. این کلیت مفهوم بازاریابی جامع‌نگر  است. از طریق انجام دادن کارهای درست در سازمان خودتان، محصول و برند شما در موقعیت بسیار بهتری برای موفقیت نسبت به مواردی از چشم‌انداز مفهوم بازاریابی جامع‌نگر برخوردار نیست، قرار می‌گیرد.

امروزه ذهنیت مشتری در حال تغییر یافتن است. میزان ثروت هرروز کاهش پیدا می‌کند و میزان بدهی بیشتر و بیشتر می‌شود. ازاین‌رو خریدهای مشتریان همواره پس از مدت زیادی فکر کردن انجام می‌پذیرد. مشتریان چه به‌صورت آنلاین و چه به‌صورت آفلاین اقدام به جستجو و تحقیق بسیار زیادی می‌کنند و درنتیجه قبل از خرید کردن دارای اطلاعات بسیار زیادی در رابطه با محصول و در مواردی در مورد فروشنده می‌باشند. به عبارتی این‌گونه به نظر می‌رسد که مشتری پیش از ورود به فروشگاه و مرکز خرید تصمیم خرید خود را اتخاذ کرده است. بنابراین مفهوم بازاریابی جامع‌نگر در حال حاضر از هر زمان دیگری برای کسب اطمینان از خریده شدن محصول شما بجای محصول رقیب موردنیاز هست.

یک پیش برنده بسیار مهم در بازاریابی جامع‌نگر، ارتباطات بازاریابی است. وظیفه ارتباطات بازاریابی ارسال پیام مناسب به گروه هدف است. از طریق نزدیک شدن به نقاط مختلف تماس مشتری، می‌توانیم یک پیام یکپارچه را به مشتری ارسال کنیم. این پیوستگی به‌احتمال‌زیاد اعتماد در مشتری را و به همین ترتیب اعتماد به تصویر ذهنی شرکت و برند را افزایش می‌دهد.

شرکت سامسونگ یک نمونه از شرکت‌هایی است که مفهوم بازاریابی جامع‌نگر  را اجرا کرده است که بر اساس آن محصولات با توجه به مشتری توسعه و طراحی پیدا می‌کند، نمایشگاه‌های این شرکت همگی بر اساس ویژگی‌های مناسب و منطبق با برند به مشتری معرفی‌شده، خدمات مشتری با نهایت ادب پیگیری شده و خدمات آن‌ها بسیار سریع هست.

مفهوم بازاریابی جامع‌نگر

مفهوم بازاریابی جامع‌نگر

مفهوم بازاریابی جامع‌نگر

برخی از مفاهیم کلیدی که در مفهوم بازاریابی جامع‌نگر بسیار اهمیت دارند، عبارت‌اند از:

— بازاریابی داخلی: بازاریابی بین تمام بخش‌ها و دپارتمان‌ها در یک سازمان

— بازاریابی رابطه‌ای: ایجاد رابطه‌ای بهتر با مشتریان، مشتریان داخلی و همچنین مشتریان نهایی برای مفهوم بازاریابی جامع‌نگر بسیار مهم و اثرگذار می‌باشند.

— بازاریابی بر اساس عملکرد: تحریک رشد میزان فروش و درآمد یک سازمان به‌صورت جامع از طریق کاهش دادن هزینه‌ها و افزایش میزان فروش.

— بازاریابی یکپارچه: محصولات، خدمات و بازاریابی باید باهم و با همکاری یکدیگر برای دستیابی به رشد سازمان کمک کنند.

بنابراین بازاریابی جامع مفهومی است که در سراسر سازمان معنا پیدا می‌کند و بازاریابی صحیح محصول به رشد و ارتقاء سازمان کمک می‌کند. با افزایش رقابت و محدودیت‌هایی که در برابر مشتریان با منابع مالی محدود قرار دارد، تصمیم‌های خرید بسیار نادر و اندک است و به یک سازمان ما باید مفهوم بازاریابی جامع‌نگر را در سازمان اجرا کنیم تا روند تصمیم‌های اتخاذشده توسط مشتریان را به نفع خودمان تغییر دهیم.

تفاوت موجود بین تبلیغات و روابط عمومی

تفاوت موجود بین تبلیغات و روابط عمومی

تفاوت موجود بین تبلیغات و روابط عمومی

اگر به دنبال یافتن شغلی هستید یا قصد تبلیغ برند و کسب‌وکار خودتان رادارید، ممکن است سؤال‌هایی در رابطه با تبلیغات در مقایسه با روابط عمومی داشته باشید. این دو صنعت باوجود شباهت‌های بسیار، دو صنعت کاملاً متفاوت از یکدیگر هستند.

پنج خصوصیتی که در ادامه در رابطه با آن‌ها توضیح می‌دهم به شما کمک می‌کند تفاوت‌های سطحی این دو صنعت را به‌خوبی بشناسید:

۱- فضای پولی یا پوشش رایگان

تبلیغات: شرکت برای فضای تبلیغاتی هزینه می‌کند و شما به‌خوبی می‌دانید که تبلیغ شما در چه زمانی چاپ می‌شود یا در رسانه پخش‌شده و روی آنتن می‌رود.

روابط عمومی: شغل شما به دست آوردن توجه و تبلیغات رایگان برای شرکت است و این شامل کنفرانس‌های خبری تا مطالب مطبوعاتی می‌شود.

 

۲- کنترل خلاقانه یا عدم کنترل

تبلیغات: ازآنجایی‌که برای فضای تبلیغاتی موردنظر خود هزینه‌ای پرداخت می‌کنید، در رابطه با هر آن چیزی که در متن آن تبلیغ گنجانده می‌شود کنترل کامل و خلاقانه دارید.

روابط عمومی: در عرصه روابط عمومی شما هیچ کنترلی برای روی اطلاعات منتشرشده از طریق رسانه‌ها ندارید، اینکه آیا آن‌ها اصلاً تمایلی به استفاده از اطلاعات ارائه‌شده توسط شما دارند یا خیر. درواقع آن‌ها مجبور به پوشش دادن رویداد یا مطلب مطبوعاتی شما ندارند، چراکه شما باید چیزی را برای آن‌ها ارسال کنید و آن‌ها در مورد آن نظر دهند.

۳- طول عمر

تبلیغات: ازآنجایی‌که برای فضای تبلیغاتی موردنظر خود باید هزینه‌ای پرداخت کنید، تا جایی که بودجه شما اجازه می‌دهد می‌توانید این تبلیغات را تکرار کنید و از فرصت بازپخش آن بهره ببرید. به‌طورکلی یک تبلیغ دارای طول عمر بیشتری نسبت به یک متن تهیه‌شده برای حوزه روابط عمومی است.

روابط عمومی: شما تنها یک مطلب مطبوعاتی در رابطه با محصول جدید برای یک‌بار تهیه و ارائه می‌کنید. در رابطه با یک کنفرانس خبری نیز به همین شکل، یعنی محتوای شما تنها یک‌بار در دیدرس مخاطبان این رسانه‌ها قرار می‌گیرد و یک ویراستار هرگز برای دو یا سه نوبت اقدام به انتشار مطلب مطبوعاتی شما نمی‌کند.

 

۴- مصرف‌کنندگان هوشمند

تبلیغات: مصرف‌کنندگان در حین خواندن متن تبلیغ به‌خوبی می‌دانند و متوجه می‌شوند که هدف از آن فروش یک محصول یا خدمت به آن‌ها بوده است و اینکه ما به‌عنوان مسئول و مدیر تبلیغات یا روابط عمومی برای رساندن پیام خودمان به وی هزینه‌ای را صرف کرده‌ایم و درنتیجه در برابر پیام گارد می‌گیرد.

روابط عمومی: زمانی که یک فرد محتوا و متن نوشته‌شده در رابطه با محصول یا خدمت شما توسط یک شخص سوم در یک رسانه را موردمطالعه قرار می‌دهد یا برنامه‌ای در مورد آن در تلویزیون می‌بیند، به‌خوبی می‌داند که شما هزینه‌ای ریالی در مورد این پوشش رسانه‌ای نداشته‌اید و به‌گونه‌ای متفاوت از تبلیغات آن را در نظر می‌گیرد. این‌گونه درواقع به ایجاد اعتبار و ارزش برای برند کمک شایان توجهی کرده‌اید.

 

۵- خلاقیت یا تنها طنین و اختلالی در روند اخبار

تبلیغات: در حوزه تبلیغات شما باید از خلاقیت خود به‌منظور آفرینش کمپین‌ها و محتوای جدید تبلیغاتی استفاده کنید.

روابط عمومی: در بخش روابط عمومی همواره باید به دنبال یافتن نشانه یا به‌اصطلاح بویی از اطلاعات باشید و بتوانید از آن اطلاعات کسب‌شده یک خبر داغ و جنجالی تهیه کنید. از این طریق خلاقیت خود را بکار می‌گیرید، درواقع خلاقیت برای یافتن راه‌هایی برای مطلع شدن از اخبار و اطلاعات جدید.

تأثیر شبکه‌های اجتماعی بر میزان فروش

تأثیر شبکه‌های اجتماعی بر میزان فروش

آیا شبکه‌های اجتماعی بر میزان فروش تأثیرگذار هستند؟” یا “نرخ بازگشت شبکه‌های اجتماعی چقدر است؟” مطمئن باشید در طی زمانی که شما در حال پرسیدن این سؤال هستید . . .  تعداد بسیاری هستند که در حال تولید سرنخ‌های بیشتر بوده و تعداد بیشتری از این موارد را تبدیل به مشتری و فروش نهایی می‌کنند. آن‌ها خود را مشغول سؤال پرسیدن و حدس زدن نتایج استفاده از شبکه‌های اجتماعی نمی‌کنند، بلکه یاد می‌گیرند چگونه تأثیرگذاری این شبکه‌ها را بیشتر کنند و پاسخ بهتری از مخاطبین خود در این شبکه‌ها به دست بیاورند.

در ادامه مراحلی که یادآوری می‌کنیم را دنبال کرده و سرنخ‌هایی را تولید کنید که به‌راحتی قادر به کار کردن با آن‌ها و به سرانجام رساندن آن‌ها باشید.

پرسش: تأثیر صفحه من در شبکه اجتماعی فیس‌بوک یا . . . بر میزان بازاریابی و فروش چیست؟

پاسخ: این شبکه سرنخ‌ها و فروش‌هایی را برای شما تولید می‌کند.

شاید خیلی شنیده باشید که “مردم برای فروخته شدن چیزی به آن‌ها در شبکه‌های اجتماعی حضور ندارند!”

این از آن دست توصیه‌ها است که باید بااحتیاط بسیار زیادی به آن نگاه کرد، درعین‌حالی که نباید به آن بی‌توجه بود، اما از نگاهی تمام مردم بر روی شبکه‌های اجتماعی حضور دارند تا خریدار چیزی باشند. این مورد خرید همیشه قرار نیست در ازاء پرداخت شدن وجه نقدی از طرف کاربر صورت بگیرد و تنها می‌تواند در ازاء ارائه وقت و توجه از طرف وی به محتوا شما هم صورت پذیرد.

پس همان‌طور که می‌بینید در عین درست بودن نگاهی تا حدودی سطحی هم به نظر می‌رسد. دقیقاً همین‌الان که شما در حال مطالعه این سطور هستید، بسیاری از مشتریان احتمالی شما در حال مطالعه مطالبی در شبکه فیس‌بوک، توییتر، وبلاگ‌های مختلف، تلگرام، اینستاگرام، لینکداین و . . . به صورتی هستند که بعضاً آن‌ها را به سمت مشاهده و بررسی برخی محصولات و پیشنهادها می‌برد. پس بهتر است به چگونگی استفاده خودتان از این فضای مجازی توجه کنید.

دقیقاً از همان لحظه‌ای که نوع بشر برای اولین بار به این فضا وارد شد، همه ما در حال جستجوی یکی از موارد زیر در این شبکه‌ها هستیم:

– یک‌راه‌حل میانبر برای انجام دادن کارها

– راه‌حل‌هایی برای مشکلات آزاردهنده

– راه‌هایی رایگان برای یادگیری مهارت‌های جدید

– راه‌های بهتر برای رقابت

هرروزه افراد مختلفی در حال تبدیل‌شدن به سرنخ‌هایی برای کسب‌وکارهایی هستند که از این شبکه‌های به شیوه‌ای متفاوت استفاده می‌کنند. به‌عبارت‌دیگر این کسب‌وکارها در حال سرمایه‌گذاری بر روی ارائه راه‌های میانبر، راه‌حل و آموزش‌های رایگانی هستند که این کاربران به آن‌ها نیاز دارند و در عوض این کاربران هم تبدیل به سرنخ‌هایی برای آن‌ها می‌شوند.

هرگز مفهوم “عدم تمایل به فروخته شدن چیزی به خودشان” را با کاربرانی که تشنه دریافت راه‌حلی برای یک مشکل آزاردهنده یا یک تجربه خوب و جالب هستند را اشتباه نگیرید که تفاوت بسیار بزرگی بین این دو وجود دارد. کلید اصلی در این است که:

۱- شناسایی آن مشکل آزاردهنده

۲- نشان دادن راه‌حلی روشن به مشتری برای اقدام کردن در رابطه با آن

۳- ارائه چند نتیجه (گواه) به مشتری بالقوه برای جلب اطمینان و ایجاد حس تجربه مثبت

۴- درنهایت متصل ساختن آن احساس مثبت به چیزی که شما می‌فروشید

توجه داشته باشید که فضای شبکه‌های اجتماعی مملو از افرادی است که یک نیاز، قصدی برای حل یک مشکل یا یک تجربه مهم خودشان را بیان می‌کنند.

مشتریان شما در اشتیاق یافتن

– راه‌هایی برای اجتناب از ریسک‌هایی که تمایل به پذیرش آن ندارند

– راه‌هایی برای رقابت یا متفاوت انجام دادن کاری نسبت به دیگران

– راهنمایی برای سریع‌تر انجام دادن یک کار یا اتخاذ تصمیم‌های بهتر

می‌باشند.

معمول‌ترین عنصر در موارد فروش در شبکه‌های اجتماعی “داستان‌های موفقیت” است

توجه داشته باشید که همه این داستان‌ها یک وجه مشترک دارند و آن اینکه آن‌ها حل‌کننده یک مشکل هستند. این‌ها همگی سرنخ‌ها و فروش‌هایی را از طریق حل کردن مشکلاتی از مشتریان ایجاد می‌کنند که به‌نوعی مرتبط با محصول یا خدمتی است که آن‌ها آن را ارائه می‌کنند. به عبارتی آن‌ها آن‌قدر مشغول ایجاد سرنخ و فروش هستند که دیگر فرصت فکر کردن به چگونگی تأثیر شبکه‌های اجتماعی بر میزان فروش نیستند.

پس از خودتان بپرسید چه . . .

– مشکل مهم و فوری را حل و رفع می‌کنید؟

– مشکل آزاردهنده‌ای را مرتفع می‌کنید؟

– آزادی عملی را فراهم می‌آورید؟

– ارتباطی را ممکن می‌سازید؟

سپس به‌طور ناگهانی می‌بینید که تأثیر شبکه‌های اجتماعی بر میزان فروش خودش را نمایان می‌کند: سرنخ و فروش!

همچنان که جورج برناردشاو یک‌بار گفته بود، “افرادی که می‌گویند “شدنی نیست”، نباید در کار کسانی که در حال انجام دادن آن هستند وقفه‌ای ایجاد کنند.

استفاده از محصول به‌عنوان چکش بصری

استفاده از محصول به‌عنوان چکش بصری

استفاده از محصول به‌عنوان چکش بصری

اگر برندی بتواند محصولاتش را به‌گونه‌ای طراحی کند که چکش بصری در دل خود داشته باشد به مزیت رقابتی بی‌نظیری رسیده است. نخستین‌ها معمولا برنده هستند و این برد با یک طراحی متمایز کاملا تثبیت می‌شود. بند منحصر‌به‌فرد ساعت رولکس تبدیل به نمادی فاخر شده است که جایگاه برند را با میخ گفتار «لوکس بودن» به‌عنوان نخستین ساعت لوکس دنیا در ذهن مشتریان تثبیت کرده، اگرچه نخستین ساعت تولید شده در دنیا نبوده است.

چکش بصری خیلی بیش از واژه‌ها، برند را در معرض دید قرار می‌دهد. دلیل قدرتمندی تصاویر این است که مردم آنچه را که می‌بینند باور می‌کنند، اصطلاحی که ما ایرانی‌ها برای اثبات مطلبی خیلی بکار می‌بریم «با چشم خودم دیدم.» اتومبیل رولزرویس را در نظر بگیرید، تقریبا در تمام دنیا هیچ تبلیغی ندارد، تولید زیادی هم ندارد ولی اغلب از آن به‌عنوان بهترین اتومبیل دنیا یاد می‌کنند. دلیل آن جلو پنجره منحصر‌به‌فردی است که این ماشین دارد. شما اگر یک بار این ماشین را دیده باشید دیگر نمی‌توانید آن جلو پنجره را فراموش کنید و این ماشین را با دیگر ماشین‌ها اشتباه نخواهید گرفت. اگر تولید بالایی داشته باشید ولی چکش بصری نداشته باشید، برندتان تقریبا نامرئی است.

فکر می‌کنم تمام ما اگر آب نباتی ببینیم که وسطش سوراخ است بدون تردید می‌گوییم آن آب نبات نعنایی است. این پدیده را برای نخستین بار شرکت لایف سیورز در تولیدات خود به‌وجود آورد و تقریبا تبدیل به نمادی برای آب نبات‌های نعنایی در دنیا شده است. زمانی کفشی با نام برند بیچ به‌وجود آمد که سوراخ‌های بزرگی برای خروج آب از کفش داشت. بزرگ‌ترین تصمیم صاحبان این برند تغییر نام آن از برند بیچ به کراکس بود، برندی که به سرعت در دنیا معروف شد این کفش به قدری زشت است که طراح آن در جایی گفته بود: «همه خواهند گفت وای این کفش چقدر زشت است و ما در جواب می‌گوییم فقط باید امتحانش کنید.» این گفته به مرور زمان تبدیل به شعار برند کراکس شد «زشت هم می‌تواند زیبا باشد.» ترکیب متمایز کفش و این شعار بسیار قوی ترکیبی فوق‌العاده از میخ گفتار و چکش بصری را برای شرکت کراکس به‌وجود آورد.

جی‌آکس در مقطعی میخ گفتارش را «کفش‌هایی که نفس می‌کشند» کرد و با تصویری از کفش‌هایش که از کف آن بازدم خارج می‌شد به نمایش گذاشت؛ ترکیبی که در دنیا موفقیت‌هایی را برای این برند به همراه داشت و نمایش محدودی هم در سطح شهر داشت. خانم‌ها با برند لویی ویتون و آن طراحی متمایز کیف‌هایش آشنایی زیادی دارند، رنگ قهوه‌ای که خانم‌ها در دنیا بی‌چون و چرا آن را می‌خواهند. در نظر‌سنجی در ژاپن بیش از ۹۰درصد زنان توکیو در دهه سوم زندگی باید یکی از این کیف‌ها داشته باشند.

کمپین دو سال پیش آقای روحانی برای ریاست جمهوری را به‌خاطر می‌آورید؟ رنگ بنفش و کلیدی در دست با میخ گفتار «دولت تدبیر و امید» بی‌شک نقطه قوتی برای پیشی گرفتن ایشان از دیگر رقبای‌شان در انتخابات گذشته بود.

جلب توجه مشتری به تبلیغات

جلب توجه مشتری به تبلیغات

جلب توجه مشتری به تبلیغات

جلب توجه مشتری به تبلیغات طبق کارکردهای نیمکره‌های مغز انسان دارای سه بخش است:

نیمکره راست (Right Hemisphere) بخش شهودی، خلاق و بازیگوش مغز است و در پردازش اطلاعات فضایی و تصویری، اجسام سه‌بعدی، موسیقی، استنباط و نتیجه‌گیری عملکرد بهتری دارد.

نیمکره چپ (Left Hemisphere) بخش تحلیل‌گر و منطقی است و در پردازش کارهای ترکیبی از قبیل شمارش، تحلیل اعداد و ارقام، پردازش واژگان ناآشنا و جمله‌سازی عملکرد بهتری دارد.

بخش سوم، مغز تحتانی (Basal Brain) است که پایگاه ذخیره عوامل احساسی است.

محرک‌هایی که به‌طور مستقیم بر آن‌ها تمرکز می‌کنیم توسط هر دو نیمکره پردازش می‌شوند اما به‌طورکلی محرک‌هایی که در سمت راست قرار می‌گیرند (مانند تبلیغاتی که در سمت راست یک بیلبورد یا یک صفحه در مجله قرار دارند) توسط نیمکره چپ پردازش می‌شوند و بالعکس.

بر این اساس، توصیه کلی این است که در زمان طراحی بیلبورد یا آگهی تبلیغاتی برای مجله، یا در زمان ساخت پک شات برای تیزرهای تلویزیونی پیام اصلی (Ad Message) در میانه تصویر قرار گیرد تا در معرض توجه کانونی (Focal Attention) باشد. این پیام ممکن است ادعای محصول (Product Claim) باشد که در زیر لوگوی برند قرارگرفته است. همچنین، اگر در تبلیغ خود اطلاعات ارقامی به مخاطب می‌دهید مانند زمانی که مبلغ و تعداد جوایز را می‌گویید بهتر است این کار در سمت راست تصویر (برای جلب‌توجه نیمکره چپ) انجام شود. به همین ترتیب، اگر اطلاعات تصویری به مخاطب می‌دهید مانند زمانی که عکس محصول نشان داده می‌شود معمولاً بهتر است این کار در میانه تصویر (برای جلب‌توجه کانونی) یا در سمت چپ (برای جلب‌توجه نیمکره راست) انجام شود.

در پایان لازم می‌دانم یک نکته مهم را یادآور شوم. باید توجه داشت که نکات گفته‌شده قواعد کلی هستند که ممکن است بنا بر ضروریت های خلاقانه در طراحی زیر پا گذاشته شوند. به زبان دیگر، می‌خواهم یادآور شوم که مهم‌ترین نکته و اصل اول در هر تبلیغ موفق توان جلب‌توجه (Attention) است و رعایت نکات و اصول کلی گفته‌شده در اینجا می‌تواند احتمال موفقیت طرح شمارا افزایش دهد اما این امر نباید باعث شود که دست طراحان خود را در ایجاد طرح‌های خلاقانه بندید کما اینکه گاهی برای خلق آثار خلاقانه ممکن است مجبور شوید این قواعد کلی را زیر پا بگذارید. جلب توجه مشتری به تبلیغات

socialmediarule

هفت قانون بازاریابی شبکه های اجتماعی

هفت قانون بازاریابی شبکه های اجتماعی
دقت کنید ببینید عکس‌ها چه چیزی را در مخاطب تشدید می‌کنند و اخبار و مقاله‌هایی را به اشتراک بگذارید که آگاهی مخاطب شما را افزایش می‌دهند.

به این هفت قانون دقت کنید. این هفت قانون به شما اجازه می‌دهند به بهترین شکل به مشتریانتان خدمت کنید و برندتان را توسعه دهید.

۱- بر مهارتتان تمرکز کنید

پیش‌روی و تمرکز بر مهارت، هوشمندانه تر از تلاش ناموفق برای همه‌کاره و هیچ‌کاره بودن است. گاهی یافتن ایده‌ای نو برای تازه نگه داشتن شبکه های اجتماعی، ایدۀ خوبی‌ست. ایده برای محتوا همیشه هم در شرایط سخت به ذهن نمی‌رسد. اما به جای اینکه قربانی استراتژی‌ای شوید که تلاش می‌کند از همه چیز سر در بیاورد، از طریق یک استراتژی بازاریابی محتوایی و استراتژی بسیار صریح در شبکه‌های اجتماعی ، یک برند قوی بسازید.

۲- اهمیت تاثیرگذاران را هرگز دست‌کم نگیرید

زمان صرف شده برای جستجوی آنلاین تاثیرگذاران بر بازار خودتان در شبکه های اجتماعی، زمان هدر رفته محسوب نمی‌شود. در جستجوی تاثیرگذاران آنلاینی باشید که احتمال دارد به تجارت شما و خدماتش، علاقمند شده باشند. برای برقراری ارتباط و ایجاد رابطه با آنها، زمان بگذارید. اگر بتوانید ذخیرۀ اطلاعاتتان را افزایش دهید، آنها اطلاعات ارائه شده را با دنبال کننده گان خودشان به اشتراک می‌گذارند. این اتفاق، شما و تجارتتان را در معرض تعداد زیادی مشتری جدید و موثر قرار می دهد.

۳- معامله به مثل را فراموش نکنید

اگر می‌خواهید دیگران محتوای منتشرشده توسط شمارا به اشتراک بگذارند و راجع به کسب‌وکار شما صحبت کنند، همین کار را باید برایشان انجام دهید. وقتی زمان خودتان را به رسانه‌های اجتماعی اختصاص می‌دهید، اگر انتظار دارید آنها نیز همین کار را برای شما انجام دهند، برای تمرکز بر به اشتراک‌گذاری محتوای منتشرشده توسط دیگران، زمان بگذارید.

۴- از هر شخص، قدردانی کنید

اگر کسی شخصاً راجع به کسب‌وکار شما سؤال کرد، باید پاسخ دهید. بنابراین افرادی را که از طریق اینترنت به کسب‌وکار شما علاقه نشان می‌دهند، نادیده نگیرید. ایجاد رابطه، یکی از کلیدهای موفقیت بازاریابی رسانه‌های اجتماعی است؛ بنابراین اطمینان حاصل کنید وقتی افراد به‌صورت آنلاین به شما نزدیک می‌شوند، از آنها قدردانی کرده و به سؤالاتشان پاسخ می‌دهید.

۵- به هر مکالمه و گفتگویی ارزشی بیافزائید

از صرف کردن تمام زمانتان برای تبلیغ کسب‌وکار خودتان دست‌بردارید، چون مردم به‌مرور از شنیدن دست می‌کشند. به این فکر کنید که چرا رسانه‌های اجتماعی را دوست دارید. آیا به خاطر این است که از مطالعۀ محتوا و ایجاد رابطه لذت می‌برید؟ فکر می‌کنم پاسخ مثبت است. مجدداً به استراتژی‌ خودتان دقت کنید و بر روی ارزش افزایی و ارتباط با مردمی که به‌طور عادی به هم برنمی‌خورند بیشتر تمرکز کنید. این کار باعث می‌شود دیر یا زود، مردم شمارا باور کنند. هفت قانون بازاریابی شبکه های اجتماعی

۶- اشتیاقتان را به‌صورت اجتماعی نشان دهید

برای اینکه کسب‌وکار خودتان را به قلب مخاطب مدنظر وارد کنید، باید هدفی فراتر از کسب درآمد، تعیین کنید. وقتی برای کسب‌وکار خودتان اشتیاق نشان دهید، مشتریان به حامیان شما تبدیل می‌شوند. اگر هدفتان جبران چیزی برای مشتریان و جامعه است، آن را از طریق رسانه‌های اجتماعی اعلام کنید. بدین ترتیب کسب‌وکار شما برنده می‌شود.

۷- خواستۀ مشتریان را به‌خوبی درک کنید

دقت کنید که اکثر برندهای قدرتمند چگونه از شبکه های اجتماعی استفاده می‌کنند؟ آنها می‌دانند برای بازاریابی موفق در شبکه های اجتماعی ، توجه به نیازهای دائم در حال تغییر مشتریانشان، ضروری است. خودتان را به تاجری بافکر باز بدل کنید و ببینید تصاویر و استفاده از آنها چه احساسی در مخاطب شما ایجاد می‌کند. اخبار و مقاله‌هایی را به اشتراک بگذارید که آگاهی را افزایش می‌دهد. به مشتریان، آنچه را می‌خواهند، ارائه دهید.

زمانی می‌رسد که همۀ کسب‌وکارها نیاز دارند استراتژی‌های بازاریابی رسانه‌های اجتماعی‌شان را تقویت کنند. بازاریابی مؤثر مستلزم یادگیری مداوم در حیطۀ خودتان است.

به نظر شما کدام دسته از قوانین شبکه های اجتماعی ، کسب‌وکار شمارا قدرتمند می‌سازد و باعث رشد آن می‌شوند؟ هفت قانون بازاریابی شبکه های اجتماعی

بزرگترین اشتباهات بازاریابی محتوا

بزرگترین اشتباهات بازاریابی محتوا

۱- همواره در مورد محصول و خدمات خود صحبت نکنید

اگر یک تبلیغ تلویزیونی، یک شبکه تلویزیونی خرید خانگی یا یک نمایشگاه را قبلاً دیده باشید، به‌خوبی می‌دانید که این موارد همه و همه فقط در مورد محصول خودشان صحبت می‌کنند، این استراتژی را برای محتوای آنلاین خود استفاده نکنید. باوجوداینکه همه این کار را می‌کنند، اما مطمئن باشید که مشتریان شما از این موضوع خوشحال نمی‌شوند. در رابطه با یک مشکل بنویسید و مرحله‌به‌مرحله در مورد حل و رفع آن با استفاده از محصول خودتان توضیح دهید، البته این هم همچنان یک تبلیغ است، ولی در پوشش یک محتوای آموزشی ارائه‌شده است.

۲- با مشتریان خود تعامل برقرار کنید

اگر محتوایی فوق‌العاده تولید می‌کنید، احتمالاً مخاطبان شما بر روی سایت شما و یا شبکه‌های اجتماعی انتشاردهنده آن شروع به ابراز نظر و عقیده خود می‌کنند. زمانی که چنین می‌شود، باید حتماً به این نظرات پاسخ دهید. به هر یک به‌صورت کاملاً شخصی و انفرادی پاسخ دهید و در پاسخ از نام آن‌ها استفاده کنید. اگر با محتوا و نظر شما مخالف هستند، ازنظر آن‌ها تشکر کنید، اما وارد هیچ‌گونه بحثی با آن‌ها نشوید. از طریق تعامل داشتن با مخاطبین و خوانندگان خودتان، شما درواقع در حال تبلیغ کردن برای محصول خودتان، شرکت خودتان هستید، البته بدون اینکه مخاطب شما به این موضوع پی ببرد.

بزرگترین اشتباهات بازاریابی محتوا

بزرگترین اشتباهات بازاریابی محتوا

۳- عدم وجود فراخوان به عمل

گاهی اوقات شاید روی آوردن به شیوه‌های فروش سخت خوب و مناسب باشد. اگر یک متن تبلیغی یا توصیفی در مورد محصول خود تهیه‌کرده‌اید، اگر به‌طور مستقیم از مشتری درخواست خرید محصول را داشته باشید، نه‌تنها خوب است، بلکه حیاتی است. این گفته قدیمی را به یاد داشته باشید که اگر شما درخواست خرید از مشتری را مطرح نکنید، نباید خریداری شدن محصول خود را هم انتظار داشته باشید.

۴- فراموش کردن ایمیل

امروزه همه و همه به شما می‌کنند که برای بازاریابی فقط و فقط بر روی شبکه‌های اجتماعی تمرکز داشته باشید. البته شکی نیست که شبکه‌های اجتماعی بخش مهمی از استراتژی بازاریابی محتوایی شمارا تشکیل می‌دهند اما هرگز آن لیست ایمیل‌های وفادار به خودتان و برند خودتان را فراموش نکنید. به‌طورکلی ایمیل نرخ تبدیل بیشتری نسبت به شبکه‌های اجتماعی دارد و مشتریان شما هم در فضای ایمیل نسبت به شبکه‌های اجتماعی انتظار دیدن چیزی فروش محور را بیشتر دارند.

۵- عدم توجه به هدف‌گذاری مجدد

اگر برای تولید یک بخش از محتوای خودتان به چیزی در حدود ۵ ساعت زمان نیاز دارید، این محتوا نمی‌تواند تنها به‌عنوان یک فعالیت و یک تلاش در نظر گرفته شود که پس‌ازاین ۵ ساعت دیگر کار تمام‌شده و نیاز به کار مجدد و مضاعف بر روی آن وجود ندارد. تولیدکنندگان بزرگ محتوا به‌خوبی می‌دانند که یک محتوا تولید برای یک هدف دارای کاربردها و استفاده‌های بسیار زیادی است. مصلا یک ویدئو می‌تواند تبدیل به یک محتوای وبلاگ برای شما شود. یک وبینار می‌تواند تبدیل به یک محتوای آموزشی و حتی تبلیغی شود و آن محتوا آموزشی می‌تواند خود در چندین نوبت و بخش قابل تهیه و انتشار باشد. یک قانون سرانگشتی در این رابطه می‌گوید که هر بخش محتوایی که تولید می‌کنید، قابلیت استفاده برای ۵ نوبت متوالی دیگر را هم دارد. پس آن زمان ۵ ساعتی برای تهیه یک بخش از محتوا، خیلی هم زیاد به نظر نمی‌رسد، درست است؟

نتیجه‌گیری

استفاده از بازاریابی آنلاین برای جلب‌توجه مخاطب در فضای آنلاین بسیار لازم و حیاتی است. به روش‌های استفاده از محتوا در فضای آنلاین بیشتر فکر کنید. مطمئناً خودتان به‌عنوان مخاطب وارد این فضا نمی‌شوید که محتوایی مملوء از تبلیغات برای فروش فقط و فقط یک محصول خاص را ببینید. شاید تمایل به خندیدن داشته باشید، بخواهید چیزی یاد بگیرید یا احساس خاصی را تجربه کنید. پس‌ کاری کنید که محتوای تولید شما متناسب با آن چشم‌انداز باشد. سپس در مرحله بعد آن را ترویج و تبلیغ کنید تا خوانندگان زیادی را جلب کنید.

خصوصیت یک فروشنده موفق

خصوصیت یک فروشنده موفق

خصوصیت یک فروشنده موفق

توجه به خصوصیت یک فروشنده موفق فراتر از چیزی که در کلیشه‌های استخدامی دیده می‌شود، شاید تنها چیزی باشد که سازمان شما به آن نیاز دارد.

همه به‌خوبی می‌دانیم که فروشنده بزرگ و موفق همواره شخصیتی دوست‌داشتنی، خوش‌سیما و البته برون‌گرا دارند، به‌شدت در لباس پوشیدن سخت‌گیر هستند، اغلب از رنگ‌های زرق‌وبرق دار استفاده کرده و مقاوم و پیگیر هستند، درست است؟ البته که نه . . . درواقع شاید خیلی‌ها این‌گونه فکر کنند، اما همچنان که نمی‌توان ویژگی‌های مشخص و روشنی را برای یک رهبر فوق‌العاده مشخص کرد، من هم پیشنهاد می‌کنم که دست از سر کلیشه‌های مرسوم بردارید تا موفق به جمع‌کردن یک تیم فروش بی‌عیب و نقص برای خودتان باشید.

من خودم هم تا مدت زیادی تصور می‌کردم که انتخاب و استخدام گروهی از افراد به‌عنوان فروشنده به همین ترتیب است و باید بر اساس یک سری از کلیشه‌ها اقدام به این کارکرد، دقیقاً مثل بسیاری از کسب‌وکارهای دیگر، و طبیعی است که نتیجه قابل قبولی نمی‌گرفتم و نرخ خروج فروشندگان از تیم من پس از مدتی به نسبت زیاد بود. اما پس از مدتی به این نتیجه رسیدم که ویژگی‌های اصلی یک فروشنده خوب به این شکل نیست و درواقع از همان زمان بود که طعم موفقیت را ذره‌ذره چشیدم.

در ادامه فرمولی را ارائه می‌کنم که خودم برای انتخاب به‌کارگیری فروشنده در نظر گرفته و همیشه به مشتریان و همکاران خودم پیشنهاد می‌کنم:

می‌دانم، شاید بدیهی به نظر برسد، اما صداقت نکته‌ای بسیار حیاتی است. خیلی ساده این خصیصه به معنای دروغ نگفتن یا به عبارت ساده‌تر گفتن واقعیت به مشتریان بالقوه است. به‌عبارت‌دیگر این به معنای آمادگی داشتن برای ارائه اطلاعات با هر میزان اطلاعات در اختیار در هرزمانی است که مشتری از شما درخواست دریافت اطلاعات دارد تا بر اساس آن‌یک تصمیم مناسب اتخاذ کند، این اطلاعات حتی می‌تواند شامل اخبار بد و ناخوشایند هم باشد. البته بدیهی است که ما می‌خواهیم کالا و خدمت خود را بفروشیم، اما از آن واضح‌تر اینکه صداقت در قدم اول موجب در امان ماندن از هرگونه سختی و رنج در قدم‌های بعدی می‌شود.

یک فروشنده موفق همچنین باید اطلاعات کامل و دقیقی از ۱- چیزی که در حال فروختن آن است و ۲- چگونگی توانایی آن محصول به کمک به مشتری بالقوه داشته باشد. زمانی که شما پاسخ لازم برای هرگونه سؤال از طرف مشتری را داشته باشید و بتوانید به‌روشنی و سادگی و با زبان غیر فنی برای مشتری توضیح دهید که چرا محصول شما گزینه خوب و مناسب برای وی به‌حساب می‌آید، پایه‌های اعتماد را در ذهن وی نسبت به خود و برند خود ایجاد کرده‌اید. علاوه بر تمام این مزیت‌های این خصیصه، این خصوصیت موجب می‌شود تا بیش‌ازپیش موجب شگفتی مشتری از عملکرد خودتان شوید.

می‌خواهید شاهد نابود شدن یک فروش بالقوه باشید؟ خوب اگرنه، پس بهتر است فرایند پیگیری را دنبال کنید. به هر دلیلی، عدم دنبال کردن فرایند پیگیری از طرف فروشنده ممکن است ناراحت‌کننده‌ترین و خجالت بار ترین بخش از هر فرایند فروش برای یک مشتری باشد، حتی تا جایی که ممکن است خود به شکست یک فروش منجر شود. تلفن‌ها را پاسخ دهید، در صورت تماس با شما با مشتری تماس بگیرید، ایمیل‌ها را پاسخ دهید، مسئولیت هرگونه مشکل یا نارضایتی را بر عهده بگیرید و به‌خوبی و به‌طور صحیح با آن برخورد کنید و حتی پس تکمیل فروش هم ارتباط خود را قطع نکرده و از بی‌عیب و نقص بودن محصول و خدمت خود اطمینان کسب کنید.

یک فروشنده موفق باید به چیزی که می‌فروشد اعتقاد داشته باشد. این دقیقاً همان‌جایی است که غرایض حیوانی ما واردشده و نقش مهمی را بازی می‌کنند. یک فروشنده ممکن است صداقت داشته باشد، اطلاعات کاملی در رابطه با محصول مورد فروش در اختیار داشته باشد و به‌طور کافی و مناسب اقدام به پیگیری فرایند فروش نماید؛ اما اگر ما به‌عنوان خریدار احساس کنیم که وی به‌خوبی از محصول موردنظر حمایت نمی‌کند و به عبارتی به آن اعتقادی ندارد، رفته‌رفته شک و شبهه‌ای در ذهن مشتری ایجاد می‌شود که حتی ممکن است قادر به بیان آن‌ها هم نباشند.

و درنهایت به‌عنوان آخرین خصوصیت یک فروشنده موفق از این لیست ۵ موردی می‌توان به‌قدری آگاهی از خود اشاره کرد که درواقع می‌تواند موجب شگفتی‌های بسیار زیادی شود. درواقع می‌توان گفت این خصوصیت آخر چیزی نیست که یک فروشنده از ابتدا ملزم به داشتن آن باشد. بلکه باید در طی فعالیت و کار آموزش‌دیده و آن را فرابگیرد. از طریق ایجاد آگاهی از طرز فکر کردن یک فرد و تمایلات رفتاری ما موفق به تشخیص چگونگی برخورد یک فروشنده با موضوعات و مسائل مختلف می‌شویم و از این طریق می‌توانیم به وی آموزش دهیم که برای کسب موفقیت در برابر یک مشتری بالقوه وی چگونه باید رفتار کند که بهترین نتیجه را به دست آورد. شما همیشه نمی‌دانید و نمی‌توانید بدانید که در ذهن مشتری شما چه می‌گذرد، اما اطلاع از روند فکری چگونگی برخورد با مشتری در شرایط مختلف می‌تواند موجب شکل‌گیری رویکردی مؤثر و جامع نسبت به آن‌ها شود.

البته توجه داشته باشید که کلیشه‌های اشاره‌شده در ابتدای این مقاله به‌عنوان موارد ناصحیح را رد نمی‌کنم، اما اعتقاددارم که یک فروشنده در درجه اول باید صادق، مطلع و پیگیر باشد و نسبت به چیزی که در حال فروش آن است اعتقاد و باور کاملی داشته باشد.

questioning-seizing-opportunities

تفاوت بین بازاریابی و روابط عمومی

تفاوت بین بازاریابی و روابط عمومی

تعاریف سنتی و قدیمی‌تر:

روابط عمومی: حفظ و مراقبت حرفه‌ای از تصویر مطلوب عمومی توسط یک شرکت، سازمان یا یک شخص معروف و شناخته‌شده.

بازاریابی: عمل یا کسب‌وکار ترویج و فروش محصولات یا خدمات، شامل تحقیقات بازار و تبلیغات.

تفاوت اصلی بین این دو حوزه؟ بازاریابی متمرکز بر ترویج و فروش یک محصول خاص است، درحالی‌که روابط عمومی درمجموع متمرکز بر ایجاد و حفظ و مراقبت از اعتبار مثبت ایجادشده برای یک شرکت یا سازمان است.

در هر روزی که می‌گذرد یک متخصص یا کارشناس روابط عمومی ممکن است به یکی از کارهای زیر مشغول باشد:

– نگارش متن یک بیانیه مطبوعاتی در رابطه با معرفی یک محصول جدید یا یک ابتکار جدید در شرکت

– اعلام اطلاعیه‌ها و خبرهای مثبت آتی در رابطه با شرکت به رسانه‌ها

– کسب اطمینان از هماهنگ شدن برنامه سخنرانی یکی از مدیران اجرایی در رویدادهای صنعت

– رابطه سازی با رسانه‌ها و تأثیرگذاران اصلی در صنعت

– صحبت کردن با رسانه‌ها در مورد یک بحران اتفاق افتاده در محل شرکت

در همان روز خاص یک متخصص یا کارشناس بازاریابی هم ممکن است به یکی از کارهای زیر مشغول باشد:

– ایجاد یک کمپین تبلیغاتی برای یک محصول جدید

– خرید زمان کوتاه موردنیاز برای پخش تبلیغ برای آن کمپین بر روی رسانه‌های مرتبط (رادیو، تلویزیون و یا رسانه‌های آنلاین)

– تهیه محتوای لازم برای جلسات و برنامه‌های معرفی محصول، از قبیل انواع بروشور، صفحات فرود وب‌سایت و لیست پرسش و پاسخ‌های مناسب برای تیم‌های فروش

– انجام تحقیقات بازار صنعت و مشتریان به‌منظور کمک به هدایت مسیر حرکت کمپین‌های بازاریابی

– تهیه خبرنامه هفتگی برای مشتریان

 

معیارهای موفقیت

اگر یک بازاریاب در حال نزدیک شدن و رسیدن به انتهای یک کمپین بازاریابی است و می‌خواهد تأثیر کار خودش را ببیند، این‌ها سؤالاتی است که باید به‌منظور تعیین موفقیت کمپین خود بپرسد:

– آیا محصولی مورد بازاریابی قرارگرفته به اهداف فروش خود دست‌یافته یا از آن‌ها فراتر رفته؟

– درنتیجه مقایسه هزینه‌های انجام‌شده برای کمپین بازاریابی با سود حاصل از فروش محصول، آیا نرخ بازگشت سرمایه حاصل‌شده از کمپین بالا بوده است؟

– آیا نتیجه فعالیت‌های شما نشر دهان‌به‌دهان خبر کمپین در بین مشتریان، دنبال کنندگان شما در شبکه‌های اجتماعی، تأثیرگذاران بر صنعت و عموم مطلع شده از محصول بود؟

برای یک فرد فعال در بخش روابط عمومی هم موفقیت چیزی شبیه به موارد زیر است:

– نشر اخبار و مطالب مثبت بسیار زیاد در رسانه‌های معتبر و شناخته‌شده در رابطه با محصول یا در کل در رابطه با شرکت

– یک سخنرانی خیلی خوب و تأثیرگذار توسط یکی از مدیران اجرایی شرکت در یک رویداد رسمی و شناخته‌شده که منجر به نشر اخبار مثبت بیشتر می‌شود

– جوایز کسب‌شده در رویدادهای رسمی و معتبر صنعت

– نشر دهان‌به‌دهان اخبار از طرف دنبال کنندگان در شبکه‌های اجتماعی، خبرنگاران، تأثیرگذاران اصلی در صنعت و عموم مردم در رابطه با کل شرکت و فعالیت‌های آن‌ها

همپوشانی

حقیقت این است که شما بدون داشتن اندکی فعالیت در حوزه روابط عمومی، اصلاً قادر به بازاریابی کردن نیستید و همچنین بدون داشتن حداقل فعالیتی در حوزه بازاریابی هم قادر به هیچ فعالیتی در حوزه روابط عمومی نیستید. اهداف نهایی – فروش محصولات و واداشتن مردم به دوست داشتن یک شرکت – بسیار درهم‌تنیده است. اگر محصول خوب و قابل قبولی ارائه نکنید، احتمالاً شرکت شما به‌عنوان یک شرکت خوب و موردپسند عام در بین مردم دیده نمی‌شود و اگر مردم هم درمجموع با برند شما تعامل و ارتباط خوبی برقرار نکنند، احتمالاً هیچ اقدامی برای خرید محصولات شما نخواهند کرد.

پس‌ازاین زیبایی و جذابیت شبکه‌های اجتماعی را داریم، که خیلی راحت می‌تواند در هر یک از دپارتمان‌ها قرارگرفته و به‌عنوان ابزار کار آن‌ها مورداستفاده قرار بگیرد. اگر شما مدیر اجرایی محتوا آنلاین یک شرکت باشید، ممکن است در یک‌لحظه مشغول ردوبدل کردن توئیت هایی با خبرنگاران باشید و یک‌لحظه بعدی در حال رسیدگی به شکایت یکی از مشتریان بر روی فیس‌بوک باشید.

درواقع می‌توان گفت اینکه شما در کدام بخش کار می‌کنید، هیچ اهمیتی ندارد، بلکه مهم درست انجام شدن کار و نتیجه آن بر نتایج حاصل از کارهای بخش دیگر است.

image

لوگو، برند شما نیست!

لوگو، برند شما نیست. هویتتان هم نیست. طراحی لوگو، طراحی هویت و برندسازی هرکدام وظیفه‌ای بر عهده‌دارند که همگی در کنار هم تصویری از تجارت یا محصول را در ذهن شکل می‌دهند.
اخیراً مباحثی در اینترنت در مورد این موضوع درگرفته، درباره‌ی این‌که لوگو برند شما نیست. درست است، اما من به مطلبی درباره‌ی تفاوت روشن «برند، هویت و لوگو» برنخورده‌ام. با این مطلب امیدوارم این مشکل را برطرف کنم.
برند چیست؟ تأثیر عاطفی سازمانی که به‌عنوان یک کل واحد درک می‌شود.
هویت چیست؟ جنبه‌های تصویری که بخشی از کل برند را تشکیل می‌دهد.
لوگو چیست؟ آنچه از طریق نشانه یا آیکون، تجارتی را به ساده‌ترین شکل می‌شناساند.
برای توضیح بیشتر بیایید با مورد اول، یعنی «برند» شروع کنیم.

برندسازی چیست؟مطمئناً برند موضوع ساده‌ا‌ی نیست. کتاب‌ها و نشریات بسیاری درباره‌ی این موضوع نوشته‌شده است؛ اما در چند کلمه می‌توان «برند» را شرکت، خدمات یا محصولی تعریف کرد که ادراک مشتری یا مخاطب “تشخص” برایش قائل شده است. بر این اساس باید اضافه کرد که طراح گرافیک نمی‌تواند برند «بسازد» و تنها مخاطب است که می‌تواند چنین کاری کند. کار طراح گرافیک شکل دادن به شالوده‌ی برند است.
بسیاری از مردم بر این باورند که برند فقط تعدادی عنصر را در برمی‌گیرد (چندرنگ، چند فونت، یک نشان‌واره، یک شعار (اسلوگان) و شاید هم موسیقی را بتوان به آن اضافه کرد) اما واقعیت برند بسیار پیچیده‌تر است. می‌توانیم بگوییم برند «تأثیر سازمانی» است.
مفهوم مرکزی و ایده‌ی بنیادین نهفته در داشتنِ «تأثیر سازمانی» این است که هر آنچه که یک شرکت انجام دهد، هر آنچه که مالک آن باشد و هر آنچه تولید کند، باید بازتاب ارزش‌ها و آرمانهای آن شرکت در حکم یک کلِ واحد باشد.
استمرار این ایده‌ی مرکزی (تأثیر سازمانی داشتن) است که شرکتی را ساختمان می‌بخشد، آن را به‌پیش می‌برد و بیان می‌کند که شرکت نمود چه چیزی است و به چه باوری اعتقاد دارد و موجودیتش به چه دلیلی است؛ نه‌فقط تعدادی فونت و چندرنگ و لوگویی و شعاری.
برای مثال بیایید نگاهی به شرکت معروف «اپل» بیندازیم. شرکت اپل، فرهنگ سازمانی انسانگرا و اخلاق سازمانی قدرتمندی را به نمایش می‌گذارد که مشخصه‌ی آن اراده‌گرایی و حمایت از مشارکت مفید در اجتماع است. این ارزشهای تجارت در هر عملی که از آن‌ها سر می‌زند کاملاً آشکار است، از محصولات نوآورانه و تبلیغاتشان گرفته تا خدمات‌رسانی به مشتریان. اپل برندی است ازنظر عاطفی انسان‌گرا، که واقعاً با مردم پیوند برقرار می‌کند. وقتی مردم محصولاتشان را می‌خرند یا از خدماتشان استفاده می‌کنند احساس می‌کنند که جزئی از برند هستند یا حتی فراتر، عضوی از قبیله. این پیوند عاطفی است که برند آن‌ها را می‌سازد (نه محصولاتشان به‌تنهایی و یا لوگوی گاز خورده‌شان).

طراحی هویت چیست؟ 
یکی از نقش‌های اصلی «برند» یا «تأثیر سازمانی» هر شرکتی را هویت آن شرکت بازی می‌کند.
در بیشتر موارد، طراحی هویت بر اساس مصالح بصری که در شرکت، کاربرد داخلی دارد به همراه مجموعه‌ای از قواعد (در یک دفترچه‌ی راهنما) انجام می‌شود. این قواعد که هویت را می‌سازند معمولاً مشخص می‌کنند که هویت شرکت باید چگونه در رسانه‌های گوناگون اجرا شود؛ مثلاً از راه تعریف پالت رنگ‌های تأییدشده، فونت‌ها، لی‌آوت ها، اندازه‌ها و یا مواردی ازاین‌دست. این قواعد تضمین‌کننده‌ی پایدار ماندن هویت شرکت است که در عوض، برند را به‌عنوان کلیتی واحد، قابل‌بازشناسی می‌کند.
هویت یا «تصویر» شرکت از مواد بصری متعددی ساخته می‌شود:
. لوگو (نماد کل هویت و برند)
. اوراق اداری (سربرگ، کارت ویزیت، پاکت، غیره)
. ابزار بازاریابی (بروشور، تراکت، کتاب و وب‌سایت)
. محصول و بسته‌بندی (محصول فروشی و بسته‌بندی‌ای که با محصول ارائه می‌شود)
. طراحی پوشاک (لباس‌های واقعی که کارمندان به تن می‌کنند)
. طراحی تابلوها (برای فضای داخلی و خارجی)
. پیام‌ها و اقدام‌ها (پیام‌هایی که از طریق راه های ارتباطی مستقیم یا غیر مستقیم مخابره می‌شوند)
. سایر انواع ارتباطات (صدا، بو، لمس‌کردنی‌ها و …)
. هر چیز تصویری که در حکم نماینده‌ی شرکت باشد. (مثلاً تقویم، ساعت، قلم و …)
همه‌ی این چیزها هویت را می‌سازند و باید کلیت برند را پشتیبانی کنند. اما لوگو تمام هویت سازمانی و برند را در یک نشانه‌ی قابل تمیز خلاصه می‌کند. این نشانه، چهرک (آواتار) و سمبل تجارت و در حکم کلیت واحد است.

لوگو چیست؟ برای فهمیدن چیستی لوگو، نخست باید درک کنیم که کارکردش چیست.
کارکرد لوگو… شناساندن است.
لوگو با به کار گرفتن نشان، پرچم، سمبل یا امضا، شرکت را می‌شناساند. لوگو رأساً شرکت را عرضه نمی‌کند و به ندرت تجارت را توصیف می‌کند ]که البته در ایران این تناسب کاملاً برعکس است و به ندرت لوگوها کاری جز توصیف شرکت و تجارت مربوط می‌کنند[. لوگو معنایش را از کیفیت آن چیزی می‌گیرد که سمبل آن است و نه بر عکس (وظیفه‌ی لوگو شناساندن است، نه توضیح دادن.) بطورخلاصه، معنای لوگو از شبیه به چه بودنش مهم‌تر است.
برای درک این مفهوم لوگوها را انسان فرض کنید. ما ترجیح می‌دهیم که با نام‌هایمان صدایمان کنند (علی، حسن، فرهاد) تا این که با توصیفاتی گیج کننده و فراموش شدنی مثل: «اون یارو مو بلنده که همیشه صورتی میپوشه». همین قضیه درباره‌ی لوگو هم صادق است. لوگو باید تجارت را به شکلی به یادماندنی و قابل تمیز بشناساند، نه آنکه به شکل تحت اللفظی توصیف کند تجارت چه کاری را انجام می‌دهد.
همچنین مهم است توجه داشته باشیم که لوگو تنها پس از آنکه دیگر به چشم آشنا بیاید میتواند انتظارات را از کارکرد خود برآورده کند؛ درست همان طور که ما باید اول نام افراد را یاد بگیریم تا بتوانیم آنها را بازشناسیم.
پس یادمان نرود: لوگو، تجارت یا محصولی را در ساده ترین شکل قابل شناسایی میکند.

اصل تضاد در تبلیغات

اصل تضاد در تبلیغات

اصل تضاد در تبلیغات

تضاد یک اصل سیستمی است که اگر هر یک از اجزای سیستم را به‌طور جداگانه به نحوی بسازیم که به کاراترین حد ممکن عمل کند، سیستم به‌عنوان یک کل، به مؤثرترین حد ممکن عمل نخواهد کرد. به‌عبارت‌دیگر، اجزای سیستم تبلیغات را باید به‌گونه‌ای طراحی کرد که با یکدیگر تضاد نداشته و چفت شده، هماهنگ باهم، به‌طور مؤثر و کارا عمل کنند.

مثال ۱ : اگر از بین خودروهای سواری موجود برای هر یک از اجزای موردنیاز ماشین، بهترین آن جز در بین کل خودروها را انتخاب و سپس این بهترین‌ها را مونتاژ کنیم، آیا ماشینی که به دست می‌آید، بهترین ماشین ممکن است؟ البته خیر! حتی به یک اتومبیل که بتواند حرکت کند هم نمی‌رسیم. زیرا اجزای انتخابی باهم جور نمی‌شوند و حتی اگر جور شوند، باهم خوب کار نمی‌کنند. عملکرد یک سیستم بیشتر بستگی به چگونگی تعامل بین اجزای آن دارد تا به چگونگی عملکرد مستقل آن ها (از یکدیگر).

اصل تضاد در تبلیغات

اصل تضاد در تبلیغات

مثال ۲ : در فوتبال رسم بر این است که بین تیم‌های موجود، برای هر پست، ستاره‌ها را انتخاب و یک تیم فوتبال که همه اعضا آن ستاره هستند، تشکیل و به آن تیم منتخب می‌گویند. این‌گونه گروه‌ها به‌ندرت، بهترین تیم ممکن می‌شوند؛ زیرا اعضای تیم با یکدیگر هماهنگ نیستند. به‌عبارت‌دیگر، تعامل بین اجزای سیستم به‌درستی انجام نمی‌گیرد.

البته ممکن است کسی بگوید اگر اعضای این تیم مدتی باهم تمرین و بازی کنند، بهترین گروه موجود خواهند شد. این درست است! اما اگر آن‌ها بهترین تیم شوند، خیلی غیرمحتمل است که همه اعضای تیم جدید ستاره شوند.

در تبلیغات نیز اجزا، پیام‌ها، رسانه‌ها، ابزار، تکنیک‌ها، تاکتیک‌ها و مواردی که برای تبلیغات انتخاب می‌شوند تا یک عمل تبلیغاتی را به انجام برسانند، باید با یکدیگر متناسب و هماهنگ باشند؛ وگرنه در تبلیغات تضاد به وجود می‌آید و ممکن است بخشی از این سیستم، بخش دیگر را قبول نکرده، باعث ضدتبلیغ شود. برای نمونه برخی از شرکت‌ها در تبلیغات خود از تکنیک‌های اجرایی کارتونی و انیمیشنی که در سیستم آن‌ها در تضاد با محصول و خدمتشان است، استفاده می‌کنند. یا رسانه‌هایی را که مانع یکدیگر و در تضاد با یکدیگر هستند، به کار می‌برند.

بر گرفته از تاکتیک ها و تکنیک های تبلیغاتی

راه‌اندازی کسب‌وکار آنلاین

راه‌اندازی کسب‌وکار آنلاین

راه‌اندازی کسب‌وکار آنلاین

حتماً شما هم پیش‌ازاین (در دفعات مختلف یا حداقل برای یک‌بار) به فکر راه‌اندازی یک کسب‌وکار آنلاین افتاده‌اید. شاید تصور و انگیزه شما کار کردن در حالی است که لباس راحتی خانه در تن دارید یا . . . مثلاً بر روی بالکن منزل خود و رو به آفتاب و در منطقه‌ای خوش آب‌وهوا نشسته‌اید. به‌هرحال تدارکات اولیه برای راه‌اندازی یک کسب‌وکار خیلی چالش‌برانگیز نیست.

درواقع می‌توان گفت که چالش اصلی در انجام این کار تصمیم‌گیری برای انجام کار و انتخاب حوزه کسب‌وکار خودتان است، اینکه آیا اصلاً چیزی باارزش برای اشتراک‌گذاری یا مطرح کردن در اختیاردارید یا خیر و اینکه چطور و به چه صورت دنبال مطرح کردن یا آموزش دادن آن هستید؟ درواقع این‌یک فرایند بزرگ و مهم از کشف خود درون است که بسیاری از افراد را از پیش رفتن در این مسیر بازمی‌دارد.

روش‌های مختلفی برای راه‌اندازی یک کسب‌وکار آنلاین وجود دارد و روش‌های آن از ارزش‌های موردنظر گرفته تا ساعات کاری، محل موردنظر، خدمات محور بودن محصولات و یا آموزشی بودن ماهیت کار و … متفاوت است. به‌طور شخصی من دنیای محصولات اطلاعات محور را نسبت به هر نوع محصول دیگری ترجیح می‌دهم چراکه پیش‌ازاین تجربه‌هایی هم در حوزه خدمات مشاوره و مربی‌گری آنلاین و … داشته‌ام و همچنین فروش محصولات اطلاعات محور آزادی و کنترل ازلحاظ زمان و همچنین مکان فعالیت را برای شما فراهم می‌آورد.

به عبارتی در این حوزه از کار نگرانی از طرز فکر و برداشت مردم از کار خودتان ندارید، نیاز به بازاریابی آن‌چنانی ندارید، نیاز به حضور در جلسات کاری طولانی هم ندارید. نکته جالب این است که شما تنها نیاز به تعیین یک برنامه تحصیلی و آموزش چیزی دارید که از پیش آن را به‌خوبی بلد هستید و دیگران هم علاقه‌مند به یادگیری آن هستند.

سپس محصول آموزشی خود را به‌صورت کتاب الکترونیک، کتاب تمرین، و نوارهای صوتی و تصویری درآورده و برای فروش در فضای اینترنت عرضه می‌کنید. اما ساده به قضیه نگاه نکنید، این‌چنین ساده هم نیست، اما اساس کلی راه‌اندازی یک کسب‌وکار آنلاین به همین ترتیب است. اساس کار مبنی بر ایجاد ارزش برای یک گروه از مخاطبین است و دراین‌بین باید خودتان با برخی از روش‌های بازاریابی اینترنتی و شبکه‌های اجتماعی هم آشنا باشید و کمپین‌هایی را به این منظور ترتیب دهید.

اما در ادامه قدری به‌صورت جزئی‌تر و مرحله‌به‌مرحله به شرح این روند می‌پردازیم:

مرحله اول: نقاط قوت و ضعف خودتان را تحلیل کنید

آگاهی از خود یک جنبه حیاتی از ساخت کسب‌وکار آنلاین خودتان است. شما باید به‌خوبی بدانید که در چه زمینه دارای مزیت رقابتی هستید و از آن برای ساخت کسب‌وکار خودتان استفاده کنید. باید از نقاط قوت خود استفاده کنید و یا بگیرید که بر روی آن تمرکز کنید. آن‌ها به‌نوعی یک استعداد برای شما در نظر گرفته می‌شوند و باوجوداینکه کار کردن و برخورداری از آن برای شما ساده و آسان است، اما مطمئناً برای برخی دیگر سخت و دشوار است.

بااطلاع از این نقطه قوت به‌خوبی می‌دانید که در چه حوزه و صنعتی باید وارد شوید و چه چیزی را می‌توانید به دیگران آموزش دهید.

مرحله دوم: بازار و مخاطب هدف و تخصصی خود را تعریف کنید

زمانی که از نقاط قوت و ضعف خود به‌خوبی مطلع شدید، می‌توانید بازار تخصصی و مخاطبین خود را تعریف کنید. مطمئناً نمی‌توانید مخاطبی را هدف قرار داده و به او خدمتی ارائه کنید که خودتان در آن حوزه دارای ضعف هستید.

مثلاً اگر بخواهید وبلاگی با موضوع بازاریابی محتوا ایجاد کنید . . . اما درزمینهٔ نگارش و تهیه محتوا دارای ضعف باشید، مطمئناً کسب‌وکار آنلاین خوب و موفقی نخواهید داشت.

پس‌ازاینکه بازار تخصصی خود را تعریف کردید، به‌طور دقیق تعریف کنید که خصوصیات مخاطب هدف شما چه کسانی هستند، علایق آن‌ها را مشخص کنید و نکاتی که موجب جلب آن‌ها نسبت به محتوای شما می‌شود را تعیین کنید.

مرحله سوم: موضوعی جالب و البته فوق‌العاده را برای آموزش دادن مشخص کنید

به‌منظور تبدیل‌شدن به یک کارآفرین در حوزه ارائه محتوا و فروش اطلاعات باید موضوعی داشته باشید که از تدریس کردن آن لذت و عشقی غیرقابل وصف به شما دست دهد. این مسیر شاید برای شما صدق نکند – اگر از تدریس کردن لذت نمی‌برید، شاید بهتر باشد سراغ یک حوزه دیگر بروید.

به‌طورکلی باید برای تدریس کردن حوزه‌ای از کسب‌وکار آنلاین را انتخاب کنید که به‌خوبی بر روی آن تسلط دارید و تمامی فوت‌وفن‌های آن را بلد هستید. چندین و چند سال را باید به آموزش و یادگیری آن سپری کنید و چند سال را به آزمون‌وخطا کردن در آن حوزه سپری کنید تا تمامی نکات و ریزه‌کاری‌های آن را فرابگیرید.

تصور نکنید که تنها چون چیزی را دوست دارید و به آن علاقه دارید، می‌توانید آن را تدریس کنید، باید موضوع موردنظر را با تمام وجود دوست داشته باشید و از تدریس کردن آن خسته نشوید.

مرحله چهارم: پیشنهاد رایگان ارائه کنید

پس از انتخاب موضوع – در مورد چالش‌هایی فکر کنید که هر مخاطب قبل از دریافت محصول شما با آن روبرو می‌شود. عموماً در این رابطه چالش‌های متفاوتی وجود دارد.

برای از میان برداشتن اولین چالش می‌توانید قدمی پیش گذاشته و با ارائه یک پیشنهاد رایگان در قالب یک کتاب الکترونیک رایگان یا ویدئو آموزشی به جلب اطمینان آن‌ها کمک کنید.

این کتاب الکترونیک حتی می‌تواند یک کتاب تمرین، یک دوره آموزشی کوتاه، یک دوره آموزشی صوتی باشد که از تهیه خودتان هم لذت ببرید.

مرحله پنجم: یک صفحه از وب‌سایت خود را به‌منظور جمع‌آوری آدرس‌های ایمیل طراحی کنید

پیش از تهیه وب‌سایت پرآب‌وتاب خودتان، که مطمئناً سروصدای زیادی به بپا می‌کند، ابتدا به فکر تهیه روشی برای جمع‌آوری اطلاعات مخاطبین باشید. مثلاً یک صفحه فرود که درازای دریافت اطلاعات مخاطبین واردشده به آن صفحه محصول یا پیشنهاد رایگان شمارا در اختیار آن‌ها قرار دهد. این موضوع از داشتن یک وب‌سایت زرق‌وبرق دار و جذاب بسیار مهم‌تر است. برای تهیه این صفحه فرود می‌توانید از ابزارهای رایگانی در سیستم اشتراک‌گذاری محتوا ورد پرس استفاده کنید.

مرحله ششم: محصول دیجیتالی خود را تهیه کنید

خلاصه‌ای از محصول یا دوره آموزشی خود را به‌طور فهرست‌وار بر روی کاغذ بیاورید. حالا دست‌به‌کار شده و برای تهیه این محصول یا دوره آموزشی هر مرحله را بر اساس فهرستی که تهیه‌کرده‌اید، اقدام کنید. این محصول یا دوره آموزشی که قابلیت ارائه به‌صورت آنلاین را دارد می‌تواند یک کتاب الکترونیک بزرگ، مجموعه‌ای ویدئویی، مجموعه‌ای از کتاب‌های آموزشی یا دوره آموزشی صوتی باشد.

مرحله هفتم: به‌عنوان نویسنده مهمان بر روی وب‌سایت‌ها مختلفی که منبع اطلاعات برای مشتریان هدف شما هستند، محتوایی منتشر کنید

با بسیاری از وبلاگ‌ها و وب‌سایت‌های تخصصی در حوزه کسب‌وکار آنلاین خودتان تماس برقرار کنید و پیشنهاد نگارش محتوا برای آن‌ها به‌صورت رایگان را مطرح کنید. در عوض آن‌ها هم می‌توانند برای شما به‌رایگان یک سطر فضا در قسمت معرفی نویسنده همراه با یک لینک به وب‌سایت شما قرار دهند.

زمانی که مطالبی از شما بر روی دیگر وب‌سایت‌های معتبر حوزه تخصصی شما منتشر می‌شود، رفته‌رفته شمارا به‌عنوان یک کارشناس در رابطه با یک موضوع خاص می‌شناسند. این‌یک روش بسیار مهم و مؤثر در حوزه روابط عمومی است و درواقع صدها و یا شاید هزاران ارجاع در قالب ترافیک وب‌سایت برای شما ایجاد می‌کند شاید از تعداد نفراتی که برای پیشنهاد رایگان شما وارد وب‌سایت شما شده و برای دریافت آن ثبت‌نام می‌کنند، متعجب شوید.

مقایسه ارزش رسانه‌ها

مقایسه ارزش رسانه‌ها

مقایسه ارزش رسانه‌ها

مقایسه ارزش رسانه‌ها

مقایسه ارزش رسانه‌ها

هنگامی‌که انواع گوناگون رسانه‌ها را برای رسیدن به یک برنامه یکپارچه تبلیغاتی ارزیابی می‌کنیم، در حقیقت هزینه  زمان را بررسی می‌کنیم. کدام رسانه از اوقات ارزشمند استفاده می‌کند؟ مثل زمان تماشای برنامه‌های تلویزیونی. و کدام رسانه از اوقات ارزشمند استفاده می‌کند؟ مثل زمانی که در خودرو نشسته‌ایم. در مقایسه هزینه رسانه‌ای باارزش زمان، رسانه تبلیغات محیطی از وقت مرده برای پایین آوردن هزینه هر مخاطب به‌طور قابل‌توجه استفاده می‌کند.

افزایش تعداد رسانه‌ها و تنوع آن‌ها موجب تغییر رفتار و نوع توجه مخاطبان به رسانه‌ها شده است. ظرف سی سال گذشته، تعداد کانال‌های تلویزیونی خانگی در ایالات‌متحده آمریکا بسیار زیاد و شمار مجله‌ها و ایستگاه‌های رادیویی نیز چندین برابر شده است.

مقایسه ارزش رسانه‌ها

باوجود روند توسعه کمی رسانه‌ها، نسبت توجه به رسانه‌های محیطی بیش از سایر رسانه‌هاست. ضمناً در مقایسه قیمت رسانه بر مبنای یک روش مشابه ارزش‌گذاری، رسانه سمعی – بصری همچنان گران‌ترین رسانه است.

مقایسه ارزش رسانه‌ها

همچنان که در بالا نشان داده‌شده است، شصت‌وهفت درصد هزینه‌ها صرف بینندگان جدی می‌شود.

اشخاصی که ساعات کمتری به تماشای تلویزیون مشغول هستند عمدتاً افراد جوان‌تر، با درآمد بالاتر، دارای سطح تحصیلات بالاتر و تحرک اجتماعی بالاتر جامعه هستند.

جالب این‌که با ارزیابی بینندگان تلویزیون مشخص می‌شود که اشخاصی که ساعات کمتری را به تماشای تلویزیون می‌گذرانند، دارای مشخصات افرادی هستند که بیشتر در معرض تبلیغات محیطی قرار دارند.

مقایسه ارزش رسانه‌ها

رسانه تبلیغات محیطی به شیوه مؤثری بینندگان ناپایدار تلویزیون را مورد هدف قرار می‌دهد و بین گروهی از مخاطبان که در معرض تبلیغات روبه‌رو می‌شوند، تعادل برقرار می‌کند. همچنین تلفیق آگهی در تبلیغات محیطی و رسانه تلویزیون، تجسم مجدد آگهی، تعدد فراخوان آگهی و ادامه فشار تبلیغات تلویزیونی را به همراه دارد.

از سوی دیگر تعجب‌آور نخواهد بود اگر تبلیغات محیطی و رادیو در ساعت‌های پر رفت‌وآمد با یکدیگر به نحو مطلوب همکاری کنند. درواقع هشتاد درصد از مخاطبان پایدار تبلیغات محیطی هنگام آمدوشد به رادیو گوش می‌دهند.

مقایسه ارزش رسانه‌ها

تلفیق تبلیغات محیطی و رادیویی ( همپوشانی صدا و رادیو ) به مدد ارائه یک پیام تبلیغاتی می‌آید. این ترکیب، رابطی بین زمانی که مصرف‌کننده درحرکت است و زمانی که قصد تصمیم‌گیری برای خرید را دارد، خواهد بود.

سایر رسانه‌های مطبوعاتی و اینترنتی نیز توسط رسانه تبلیغات محیطی موردحمایت و تداوم انتقال پیام قرار می‌گیرند.

برگرفته از کتاب چرا تبلیغات محیطی

بازاریابی دیجیتال یک هدف کوتاه‌مدت نیست

بازاریابی دیجیتال یک هدف کوتاه‌مدت نیست

بازاریابی دیجیتال یک هدف کوتاه‌مدت نیست


هزینه‌های صرف شده در بازاریابی دیجیتال
:

حالا یک سؤال مهم پیش می‌آید و آن‌هم این است که آیا شرکت‌ها و برندها بیش‌ازحد بر روی بازاریابی دیجیتال سرمایه‌گذاری می‌کنند؟ پروکتر اَند گَمبل مسئله صرف هزینه‌های زیاد بر روی بازاریابی دیجیتال را مطرح کرد. درحالی‌که این شرکت قصد ندارد هزینه‌های صرف شده بر روی تبلیغات فیس بوک را کمتر کند اما هزینه‌های صرف شده بر روی بازاریابی را از تبلیغات فیس بوکی به‌گونه‌ای تغییر داده است که گروه خاصی از مشتریان را هدف قرار می‌دهد. مارک پریتچارد ، یکی از مدیران ارشد P&G ، دراین‌باره می‌گوید: ما افراد زیادی را هدف قرار داده‌ایم. حالا به این موضوع نگاه می‌کنیم که بهترین روش برای به دست آوردن بیشترین مشتری چیست و چگونه می‌توان این کار را به یک روش دقیق و درست انجام داد؟

اگرچه ممکن است این شرکت چندملیتی هزینه‌های صرف شده بر روی تبلیغات دیجیتال را کمتر نکند اما برخی از افراد بر این باورند که اگر نیاز به انجام این کار باشد حتماً صورت می‌گیرد. رئیس و مدیرعامل WPP می‌گوید برخی از مشتریان به دنبال معیارهای بهبودیافته و تائید اثربخشی بازاریابی دیجیتال بر روی افزایش فروش هستند. مارتین سورل دراین‌باره می‌گوید: چیزی که امروزه واقعاً در حال رخ دادن است، زیر سؤال بردن رشد بازاریابی دیجیتال است. یکی از مشتریان بزرگ ما در مورد سرمایه‌گذاری بر روی فیس بوک و کاهش هزینه‌های مرتبط با آن صحبت می‌کرد . این مشتری قصد داشت بخش اعظم فعالیت‌های خود را بر روی یک ناحیه خاص متمرکز کند. برخی از مشتریان نیز در حال تجدیدنظر در مورد سرمایه‌گذاری بر روی بخشی از رسانه‌های جدید هستند. آن‌ها به این موضوع فکر می‌کنند که آیا بیش‌ازحد بر روی این رسانه‌ها سرمایه‌گذاری کرده‌اند یا خیر.

مشکل با گوگل و فیس بوک:

سورل، گوگل و فیس بوک را به خاطر بازیکن و داور بودن در پلتفرم تبلیغاتی و فراهم نمودن ابزارهای آنالیتیکی موردنقد قرار داده است. به همین خاطر نیز WPP تلاش می‌کند شرکت‌های آنالیتیکی خود را اجرا کند و کارهای زیادی را برای بهبود دسترسی به داده‌ها انجام دهد. هنوز هم نگرانی‌های زیادی در مورد حاکم بودن گوگل و فیس بوک در عرصه تبلیغات دیجیتال وجود دارد. درآمد حاصل از دیجیتال ممکن است در حال افزایش باشد اما تقریباً بیشتر این درآمدها سهم دو پیشروی بزرگ در بازار است درحالی‌که سایر ناشران و شرکت‌ها برای به دست آوردن موقعیت آنلاین همیشه کشمکش دارند. همین امر باعث شده است بازاریابان به این فکر بیفتند که پول‌های خود را کمتر در حوزه دیجیتال صرف کنند. مقیاس مخاطبان در دسترس در فیس بوک و گوگل و نیز وسعت ابزارهای موجود برای هدف قرار دادن مخاطبان به این معنی است که آن‌ها می‌توانند نقش‌های متعددی را برای تبلیغ‌کنندگان متفاوت بازی کنند.

بازاریابی دیجیتال یک هدف کوتاه‌مدت نیستبازاریابی دیجیتال یک هدف کوتاه‌مدت نیست

بازاریابی دیجیتال یک هدف کوتاه‌مدت نیست

تیم پریتچارد، مدیر بازاریابی رسانه‌های اجتماعی:

تیم پریتچارد دراین‌باره می‌گوید: به‌جای داشتن گزاره فروش منحصربه‌فرد واحد(USP) در بازار، آن‌ها چندین مورد را در اختیاردارند و بازاریابان می‌توانند مخاطبان مختلفی را به روش‌های متفاوت هدف قرار دهند. همین امر نقش آن‌ها به‌عنوان هسته مرکزی برنامه بازاریابی را تحت تأثیر قرار داده است.

بازاریابان امیدوارند که خرید AOL و یاهو توسط ورایزون بتواند گزینه سومی را در حوزه بازاریابی دیجیتال فراهم کند. هنوز هم پیتچارد بر این باور است که چالش‌های موجود در این حوزه می‌تواند قسمت‌های واگرا را در اختیار خود بگیرد و به آن‌ها هویت منسجمی ببخشد. اینکه برندها و شرکت‌ها تصمیم دارند چه مقدار هزینه در بازاریابی دیجیتال صرف کنند و قصد دارند این هزینه‌ها را در چه بخش‌هایی مورداستفاده قرار دهند به استراتژی‌های شخصی آن‌ها و نتایجی که به دنبالش هستند بستگی دارد. اما بازاریابان به‌تدریج به این نتیجه رسیده‌اند که بازاریابی دیجیتال گوی بلورین و جادویی نیست که همیشه به دنبال آن بودند. همانند هر کانال بازاریابی دیگری، بازاریابی دیجیتال نیز دارای مزایا و معایب خاص خود است و می‌تواند در برخی از موارد تأثیر خود بر روی موفقیت درفروش را به اثبات برساند.

نظرات برندها:

پل تروی، مدیر عامل و مؤسس Confused.com:

بیشتر افراد سرمایه‌گذاری زیادی بر روی بازاریابی دیجیتال صرف کرده‌اند اما در حال حاضر نیاز به متعادل‌سازی در این مورد وجود دارد. این موضوع برای افرادی که بیشتر بر روی خدمات آنلاین تمرکز کرده‌اند صحیح است. چیزی که امروزه بیشتر از قبل نیاز است، تعادل در تصمیم‌گیری برای سرمایه‌گذاری در حوزه بازاریابی است. برندهایی همچون Confused.com همیشه بر روی تعادل بین کانال‌های دیجیتال و تلویزیونی تمرکز داشته‌اند. بنابراین سعی می‌کنیم سرمایه‌گذاری در این حوزه‌ها را همین‌گونه که هست ادامه دهیم. سرمایه‌گذاری بر روی بازاریابی دیجیتال کاملاً یک هدف کوتاه‌مدت نیست. ارزش برند به‌طور کامل از حضور در تلویزیون به دست نمی‌آید و می‌توان این ارزش را از طریق ترکیب کانال‌های دیجیتال با سایر کانال‌های بازاریابی به دست آورد. پیش‌بینی می‌شود کانال‌های دیجیتال رشد فزاینده‌ای داشته باشند . بااین‌حال این رشد با تنظیمی که در حال حاضر از طرف برندهای بزرگ شاهد هستیم محدود خواهد شد.

به ارزش‌های موردنظر مشتری اهمیت بدهید

به ارزش‌های موردنظر مشتری اهمیت بدهید

به ارزش‌های موردنظر مشتری اهمیت بدهید

بدون  شک یکی از مهم‌ترین مهارت‌ها در بازاریابی و فروش «مهارت برقراری ارتباط با مشتری» است. برقراری ارتباط برای بازاریاب و فروشنده، یکی از پرکاربردترین مهارت‌ها و از لوازم اصلی موفقیت است. از منظر علم ارتباطات، باید به این نکته مهم توجه داشت که فارغ از اینکه تلاش بازاریاب و فروشنده به عقد قرارداد، به فروش یا به سود منتهی می‌شود یا نه، «برقراری ارتباط مؤثر» مهارت ارزشمندی است که «ماندگاری» کیفیت آن را تعیین می‌کند.

یک مذاکره‌کننده حرفه‌ای هم کسی است که به تداوم یک ارتباط خوب بیشتر می‌اندیشد تا به موفقیت‌آمیز بودن و سودبخشی سریع و کوتاه‌مدت مذاکره، زیرا می‌داند برقراری یک ارتباط سالم و دوست‌داشتنی ولو اینکه سریع و مستقیم به موفقیت ختم نشود، زمینه‌ساز موفقیت‌های بعدی او خواهد بود.

در این میان، ظرایفی وجود دارد که تسلط بر آن‌ها را می‌توان از وجوه تمایز بین بازاریاب و فروشنده موفق و ناموفق دانست.

یکی از نکات مهم در مواجهه با مشتری این است که فروشنده یا بازاریاب باید بتواند علاوه بر توانایی ارائه محصول، تشریح ویژگی‌ها و نقاط قوت و وجوه تمایز کالا یا خدمت مورد مذاکره، شناخت ابعاد محصول و ارائه درست و به‌موقع و کامل آن ابعاد، تشریح مناسب روش‌های تسویه بهای معامله، پیشنهاد تخفیفات ممکن و خدمات پیش، در حین و پس از فروش، به‌موقع و درست و همراه با جزئی‌نگری لازم خواسته‌های مشتری را شناسایی کند و به او نشان دهد که متوجه آن‌ها شده و در سریع‌ترین زمان ممکن راهی برای تأمین این خواسته‌ها پیدا کند.

به‌عبارت‌دیگر باید به مشتری و طرف مذاکره نشان دهد که این خواسته‌ها برای او هم مهم هستند و تلاش لازم و کافی برای برآورده ساختن آن‌ها خواهد کرد.

نکته مهم این است که افزون بر خواسته‌های مربوط به ابعاد محصول و مختصات فیزیکی و قیمتی و ازاین‌دست، خواسته‌های دیگری هم وجود دارند که ممکن است مشتری از آن‌ها سخنی به میان نیاورد یا دست‌کم بلافاصله و در ابتدای مذاکره به سراغ طرح آن‌ها نرود.

به ارزش‌های موردنظر مشتری اهمیت بدهید

به ارزش‌های موردنظر مشتری اهمیت بدهید

از یک بازاریاب و فروشنده حرفه‌ای انتظار می‌رود به توانایی کشف و پاسخگویی سریع به این دست از خواسته‌ها هم مسلط باشد.

به‌عنوان‌مثال: قصد مشتری از خریدن این محصول، برآورده ساختن کدام نیاز روحی یا روانی و شخصی اوست؟

شکی نیست که حفظ حریم شخصی مشتری و رعایت احترام به آن از بزرگ‌ترین اصول ارتباطی است، اما فروشنده و بازاریاب حرفه‌ای باید بتوانند ضمن رعایت این مهم، خیلی زیرکانه لایه‌های زیرین خواسته‌های مشتری را هم کشف کنند.

از نمونه‌های این خواسته‌های پنهان، شاید بتوان به این مورداشاره کرد که مشتری ممکن است محصول ما را به‌قصد هدیه دادن خریداری کند و در چنین وضعیتی، به‌احتمال‌زیاد در زمان مقایسه محصول ما با فروشگاه‌ها و فروشندگان دیگر دنبال ویژگی خاصی می‌گردد که هدیه او را به هدیه‌ای متفاوت تبدیل کند.

این موضوع را نباید تنها به اقلامی محدود دانست که در نگاه اول و به شکل طبیعی ویژگی‌های هدیه را دارا هستند. هر محصولی می‌تواند با چنین قصد یا با نیتی مشابه این، انتخاب و خریداری شود؛ خرید برای یک دوست خاص، برای یک مهمان ویژه، برای یک بیمار، برای یک مسافر، برای یک بزرگ‌تر و موارد متعدد دیگر ازاین‌دست می‌تواند آن خواسته درونی مشتری و تعبیر خاص او از متفاوت بودن باشد.

برای مشتری مهم است و قطعاً اگر با رعایت حریم او بوده باشد، خرسندکننده خواهد بود که ببیند بازاریاب و فروشنده به این خواسته‌ها اهمیت می‌دهند و درصدد برآورده ساختن آن‌ها هستند.

قانع‌کننده‌ترین راه برای نفوذ به ذهن مشتری

قانع‌کننده‌ترین راه برای نفوذ به ذهن مشتری

قانع‌کننده‌ترین راه برای نفوذ به ذهن مشتری

بدون چکش بصری، برنامه بازاریابی خود را از قدرتمندترین ابزاری که در جعبه‌ابزار دارید، محروم کرده‌اید.

بیایید تکرار کنیم. چکش بصری، بهترین، مؤثرترین و قانع‌کننده‌ترین راه برای نفوذ به ذهن مشتری است. اما ۹۹% تمام برنامه‌های بازاریابی از آن بی‌بهره‌اند.

بااین‌حال، به‌رغم قدرت چکش، میخ از اهمیت بیشتری برخوردار است. درنهایت، این میخ است که هدف کمپین بازاریابی است. چکش، تنها، ابزاری است برای تسهیل ورود میخ.

در عمل چطور می‌توانید برای راه‌اندازی یک کمپین اثربخش و یکپارچه، از پس این دو عنصر، یعنی میخ و چکش برآیید؟

نخست از نیم‌کره چپ مغزتان استفاده کنید تا ماهیت استراتژی بازاریابی خود را در قالب یک واژه یا مفهوم بیان کنید.

صبر کنید. اگر از مفهوم کلامی خود راضی هستید، دیگر به آن فکر نکنید.

بروید قدم بزنید، چرتی کوتاه بزنید و با آرامش دوش بگیرید. برای مدتی خیال‌بافی کنید.

بگذارید بخش راست مغز، بدون مزاحمت‌های پی‌درپی منطقی و تحلیلی بخش چپ، به کار بیفتد.

اگر از دیگران پرس‌وجو کنید، متوجه می‌شوید که بدون تمرکز بر موضوع، ایده‌های فوق‌العاده‌ای به ذهن می‌رسند. آرام باشید و بگذارید ایده‌ها خود به ذهن شما هجوم‌آورند. پس آسوده باشید. به‌احتمال‌زیاد طی یکی دو ساعت ایده‌ای تصویری به ذهنتان خواهد رسید، بی‌آنکه تلاشی آگاهانه برای این منظور انجام داده باشید. نیمه راست مغز است که بدین‌صورت عمل می‌کند. احساس به‌زور برانگیخته نمی‌شود.

اما اگر هیچ ایده‌ای به ذهنتان نرسید، چه؟ در این صورت به خانه اول برمی‌گردید. باید سعی کنید بیانیه‌ای دیگر برای استراتژی بازاریابی خود بنویسید.

در بسیاری از موارد مجبور می‌شوید اثربخشی یک جایگاه کلامی پیشنهادی را قربانی کنید و به دنبال یکی دیگر بگردید که بتوان برایش چکش بصری ابداع کرد.

برای نمونه بی ام و را در نظر بگیرید. تصور این‌که سال‌ها پیش، این شرکت استراتژی جایگاه سازی «عملکرد» را انتخاب کرد، آسان است. منطقی بود و با بسیاری از مدل‌های جذاب بی ام و سازگاری داشت.

اما با کدام چکش می‌توان بر میخ «عملکرد» کوبید؟

در عوض، بی ام و بعدها مفهوم «راندن» را برای استراتژی جایگاه سازی خود انتخاب کرد؛ مفهومی که می‌شد در تلویزیون آن را به تصویر کشید، آن‌هم با نشان دادن صحنه‌هایی احساسی از افرادی که با خوشحالی در جاده‌های پرپیچ‌وخم، مشغول راندن این اتومبیل بودند.

در عمل می‌توان به‌سرعت فهمید که چرا اغلب برنامه‌های بازاریابی، چکش بصری ندارند. زیرا ایده کلامی آن‌ها کلی و گسترده است

برای ایجاد چکش بصری به مفهوم کلامی محدود و متمرکزی نیاز دارید که بتوان آن را به تصویر کشید.

از این ناراحت نباشید که ایده‌های محدود نسبت به ایده‌های گسترده، به مذاق عده کمتری از مردم خوش می‌آیند. بهتر است ایده‌ای محدود داشته باشید تا بخشی از بازارتان را تحریک کند، نسبت به مفهومی کلی که بر هیچ‌کس تأثیری نگذارد.

ما در حال ورود به عصر تصاویر هستیم و این موضوع هرروز بیش‌ازپیش خود را نشان می‌دهد. احتمال کامیابی یک برند جدید کم است؛ مگر این‌که یک چکش بصری داشته باشد و بهتر از آن، این چکش بصری را در محصول یا خدمت خود جاسازی کرده باشد.

میخ اهمیت بیشتری دارد و چکش قدرت بیشتری.

برگرفته از کتاب چکش بصری

Promotional Gifts

هدایای تبلیغاتی و مزیت های آن

هدایای تبلیغاتی و مزیت های آن

ارزشمندترین هدف استفاده از هدایای تبلیغاتی انتقال پیام ویژه‌ای از برند شما به مخاطبین شما هست. ازآنجاکه این هدایا اغلب به صورتی طراحی می‌شوند که مورداستفاده و توجه مشتریان قرار گیرد مشتریان آن را استفاده می‌کنند، و جلوی چشم خود قرار می‌دهند .
استفاده از مشوق‌های تبلیغاتی و هدایای ارزشمند می‌تواند مشتریانی را که با پیام شما از طرق تبلیغاتی دیگر آشنا شدند به شما نزدیک‌تر و آنها را برای برقراری تعامل ترغیب کند.

یکی از رفتارهای طبیعی انسان تصمیم‌گیری برای خریدهای لحظه‌ای است و استفاده از این تبلیغات دقیقاً نکته‌ی چنین تصمیماتی است و چگونگی تاکتیک استفاده از هیجانات و احساسات برای فروش خدمات یا محصولات است.
شما می‌توانید هدایای تبلیغاتی متنوعی را به گروه‌های مختلف مشتریان خود ارائه دهید. به‌علاوه با انتخاب مناسب‌ترین هدایای تبلیغاتی می‌توانید آن را به‌عنوان هدیه مفید، سرگرم‌کننده، پرهیجان درآورید و آن را به نمادی یادبود از برندتان در ذهن مشتریان تبدیل کنید.
با ارائه هدایای مفید و کاربردی، دریافت‌کنندگان می‌توانند در طولانی‌مدت از آن استفاده کنند و درنتیجه، اثربخشی این هدایا ، افزایش می‌یابد.به خاطر داشته باشید هدایای تبلیغاتی بی‌ارزش و بی‌مصرف می‌تواند نتیجه‌ای معکوس داشته باشد .همه‌چیز منجر به سنجیده شدن شما در ذهن مخاطب خواهد شد.
ارزش ادراک‌شده هدایای تبلیغاتی یکی از مهم‌ترین عوامل تأثیرگذار بر تصمیمات خرید مشتریان به شمار می‌رود و اغلب این تأثیر از اثربخشی سایر شیوه‌های تبلیغاتی فراتر می‌رود.

هدایای تبلیغاتی و مزیت های آن

هدایای تبلیغاتی و مزیت های آن

نکاتی در خصوص هدایای تبلیغاتی و مزیت‌های آن:

۱مطرح‌شدن برند

یکی از اهداف اغلب کسب‌وکارهای کوچک و بزرگ مطرح‌شدن نام تجاری یا برند آن‌هاست. چگونه می‌توان یک برند را علیرغم موفقیت در رقابت، در ذهن مشتریان مطرح و ماندگار کرد؟ یک روش آن خلاقیت در بازاریابی است. هدایای تبلیغاتی ابزار ساده‌ای هستند که می‌توانند موجب مطرح‌شدن برند یک کسب‌وکار کوچک شوند؛ به کمک درج کردن نام تجاری بر روی کالاهایی که مشتریان در زندگی روزانه خود از آنها استفاده کنند، شما می‌توانید جایگاه برند خود را در اذهان عمومی ارتقاء دهید.

۲کاربرد بیشتر و هزینه کمتر

با بودجه‌های اندک، به‌سختی می‌توان روش بازاریابی را انتخاب کرد که بهترین و بیشترین توجه را به سمت کسب‌وکار کوچک شما جلب کند و انتخاب اینکه کدام موارد بیشترین سود را عاید شما می‌کند، اغلب دشوار است.هدیه‌های تبلیغاتی که ارزان‌قیمت و از دوام بیشتری برخوردار بوده و امکان درج تبلیغ بزرگ‌تری روی آنها وجود دارد، برای سرمایه‌گذاری بسیار مناسب و ارزشمند هستند. این موضوع را به خاطر داشته باشید که یک اشانتیون یا هدیه کوچک خود راه بزرگی برای افزایش وفاداری مشتریان نسبت به شماست. اگر صاحب مغازه یا فروشگاه هستید بهترین روش برای تشکر کردن از خرید مشتریانتان، اهدای یک اشانتیون به آن‌هاست.

۳کارت ویزیتی برای برند شما

اگرچه کارت‌های ویزیت همیشه به‌عنوان یکی از اجزای اصلی و ارزشمند در تجارت و هر کسب‌وکاری هستند اما کالاهای تبلیغاتی نیز راهی جالب و خلاقانه برای جلوه دادن اطلاعات تماس در معرض دید به شمار می‌روند. به‌جای اینکه هنگام برخورد با مشتریان احتمالی به آنها تنها کارت ویزیت خود را ارائه کنید، حالتی را در نظر بگیرید که علاوه برکارت ویزیت یک شیء قابل‌لمس‌تر که نام برندتان روی آن حک‌شده است نیز به او بدهید.

۴تبلیغی ملموس

فروشندگان باتجربه می‌دانند که بیشتر خریدهای مشتریان تحت تأثیر هیجانات و احساسات آن‌ها شکل می‌گیرد و منطق نقش کمتری در خرید دارد اگر شما بتوانید توجه مشتریان بالقوه را جمع کنید و به علایق و خواسته‌های آنها پاسخ دهید قادر خواهید بود به‌سرعت بر تصمیم‌گیری‌های خرید آن‌ها تأثیرگذار باشید.
استفاده از هدایای تبلیغاتی به‌عنوان مکمل سایر فعالیت‌های تبلیغاتی ، شمارا در دستیابی به این قابلیت یاری می‌کند.
ارائه هدایای تبلیغاتی رایگان یا ارائه فرصت برنده شدن در قرعه‌کشی‌ها برای کسب جوایز بزرگ توجه مشتریان را به خود جلب می‌کند و موردعلاقه آن‌ها واقع می‌شود و می‌تواند آن‌ها را برای خرید ترغیب کند. خلاصه آنکه ارائه هدایای تبلیغاتی مشتریان بالقوه را به مشتریان فعلی تبدیل می‌کند.
انتخاب مناسب‌ترین هدایای تبلیغاتی برای تکمیل تأثیر تبلیغات رسانه‌ای نیازمند این است که خواسته‌ها و تمایلات مشتریان بالقوه خود را بشناسید. اجرای تحقیقات بازاریابی و مطالعه الگوهای خرید مصرف‌کنندگان می‌تواند این هیجانات و خواسته‌های مشتریان هدف را روشن نماید و آنچه در حال حاضر برای آن‌ها جذاب است را به شما نشان دهد.
یافتن پاسخ برای این پرسش نقطه آغاز فعالیت‌های شما به‌منظور ارائه هدایای تبلیغاتی و کسب موفقیت در برنامه‌های فروش است.
یک پیشنهاد مؤثر : شما می‌توانید از مخاطبین خود نیز در مورد علایقشان در ارتباط با هدایای تبلیغاتی سؤال کنید

۵ایجاد حس غافلگیری

غافل‌گیری، یکی از روش¬های جلب‌توجه مشتریان است. وقتی چیزی را درجایی¬ که انتظارش را ندارید دریافت کنید ، تأثیری بهتر و ماندگارتر در ذهن به‌جا می‌ماند . شادی دریافت یک هدیه را هرگز فراموش نکنید نکته کلیدی این است که این هدیه باید غیرمنتظره (بدون وعده‌های قبلی) باشد و مشتری بتواند در ذهن خود دلیل این موضوع را یکی از دو ویژگی “خرید خوب” یا “همکاری طولانی‌مدت” بیابد.

۶-وفاداری

برخی از شرکت‌ها برنامه‌ای با عنوان “وفاداری” را برای مشتریان خود اجرا می‌کنند. این برنامه شامل دادن امتیاز به خریدهای مشتری و تراکنش‌های کارتی وی است که در مقاطع زمانی معین به مشتریان سودآور شرکت هدایایی داده می‌شود.
شرکت «هری اند دیوید» که یک شرکت دست‌اندرکار صنایع غذایی است و جزو بازیگران کلیدی در حوزه هدایای تبلیغاتی به شمار می‌آید، برای ۲۵ هزار مشتری خود که سالانه بیش از هزار دلار از این شرکت خرید کرده باشند، هدیه می‌‌فرستد.
شرکت مزبور در یک پژوهش متوجه شد که ۵ هزار مشتری دریافت‌کننده هدایا، در مقایسه با مشتریانی که هدیه دریافت نکرده‌اند‌، خرید بیشتری از شرکت داشته‌اند.
حتی اگر شرکت شما دارای چنین بخش پژوهشی نیست،‌ این دلیل نمی‌‌شود که راهبرد بازاریابی نداشته باشید. هدیه دادن به شیوه صحیح می‌‌تواند به ایجاد مناسبات خوب بیانجامد و حکم خون را در زندگی اقتصادی شما داشته باشد.
هرگز نقش خلاقیت و نوآوری را در این رابطه فراموش نکنید
خلاقیت و نوآوری همیشه ۲ اصل مؤثر در کسب‌وکار و تجارت است . این ۲ اصل در جهت ایده‌های هدایای تبلیغاتی نیز بسیار مؤثر بوده .چراکه با ایجاد هدیه‌ای خلاقانه مخاطب شما حس رضایتمندی از انتخاب برند موردنظر کرده و ایده‌ی خلاق شمارا به دیگر ویژگی‌های برندتان نیز تعمیم می‌دهد و سبب به یادماندن برند شما در ذهن او خواهد شد.
استفاده از هدایای تبلیغاتی رایگان یک استراتژی مؤثر بازاریی است، به شرطی که به‌درستی از آن استفاده شود. فقط باید توجه کنید و ببینید که چه محصولات و خدماتی را در اختیاردارید که می‌توانید به‌صورت رایگان در اختیار مشتریان بالقوه خود قرار دهید که در نظر آنها از ارزش‌افزوده مناسبی برخوردار باشد و برای شما هزینه قابل‌توجهی را در برنداشته باشد. نکته مهم این است که نباید
فراموش کنید ارزش قابل تحصیل از مشتری را محاسبه کنید و بر اساس آن پیشنهاد خود را تنظیم کنید تا از ارزش واقعی مشتری فراتر نرود

چطور یک برنامه بازاریابی مؤثر داشته باشیم؟

چطور یک برنامه بازاریابی مؤثر داشته باشیم؟

چطور یک برنامه بازاریابی مؤثر داشته باشیم؟

برای داشتن یک تجارت موفق باید مسیر را بدانید. تمام شرکت‌های نو پا به یک برنامه تجاری نیاز دارند اما بهتر است که یک برنامه جدا به بازاریابی اختصاص دهید. این برنامه می‌تواند رسمی و یا غیررسمی باشد ولی باید شامل این قسمت‌ها باشد:
مشتریان شما چه کسانی هستند،
اطلاعاتشان را از کجا می‌گیرند
شما چطور می‌توانید پیغام بازاریابی‌تان را به آن‌ها بفرستید.

توقع نداشته باشید که با تمام‌کارهای خلاقانه‌ای که انجام می‌دهید نتیجه ۱۰۰% بگیرید مگر اینکه از اصول و قواعد گسترش یک برنامه و استراتژی بازاریابی آگاهی کامل داشته باشید.
به گفته رابرت توماس پروفسور بازاریابی در دانشگاه جورج تون، مهم‌ترین نکته برنامه بازاریابی برای تجارت‌های نوپا داشتن شناخت کامل از مشتریان و رقبا است.

او همچنین باور دارد که داشتن یک برنامه بازاریابی نیازمند چهار کار زیر است:
اول)  به مشتری نشان دهید که چرا باید از خدمات شما استفاده کند. یعنی به مشتری نشان دهید که با استفاده از محصولات و خدمات شما چه نیازی در آنها برطرف می‌شود، آیا با استفاده از خدمات شما روز بهتری خواهند داشت، باعث می‌شود بتوانند کارشان را بهتر انجام دهند و یا اینکه خانواده و دوستانشان آنها را تحسین خواهند کرد و به آنها اعتماد خواهند کرد؟ شما باید با خدماتتان به آنها کمک کنید.

چطور یک برنامه بازاریابی مؤثر داشته باشیم؟

چطور یک برنامه بازاریابی مؤثر داشته باشیم؟

دوم) مشتریان هدفتان را مشخص کنید. مشتریان بالقوه بسیاری در بازار وجود دارد اما برای موفقیت بیشتر و سریع‌تر یک تجارت نوپا باید مشتریان هدف را به‌خوبی شناسایی کنید. با این کار تجارت شما تصویر بهتری از درآمد سالانه‌تان به شما ارائه خواهد کرد.

سوم) رقبایی را که ممکن است به مشتریان شما علاقه‌مند شوند را شناسایی کنید و مشخص کنید که مشتریان چه رقیبی را خواهید ربود تا تجارتتان را برپا کنید. مدیران تجارت‌های کوچک به‌ندرت برای شناسایی رقبا وقت می‌گذارند. اما شما باید رقبایتان را بشناسید، باید بدانید که نقطه قوتشان نسبت به شما چیست و نسبت به پیشنهادهای شما( کمتر کردن قیمت‌ها، ارتباطات بیشتر و غیره) چه واکنشی نشان خواهند داد. همیشه یک رقیب وجود دارد پس خودتان را گول نزنید که وجود ندارد.

چهارم) جایگاه برند خود را برای مشتریان هدف بنویسد. در آخر برند شما و چیزی که به تصویر می‌کشد بهترین نقطه قوت شما نسبت به رقبایتان است. شما باید خیلی ساده برای مشتریان بنویسید که چه‌کاری می‌توانید برای آنها انجام دهید.

این نکات برای یک تجارت بسیار مفید است اما در واقعیت شرکت‌ها باید کارهای بیشتری برای برنامه بازاریابی خود انجام دهند و از شبکه‌های بیشتری استفاده کنند مثل:
بازاریابی در شبکه‌های اجتماعی
شبکه‌های بازاریابی قسمت اعظمی از برنامه‌های بازاریابی را تشکیل می‌دهد، بااینکه برای بعضی از شرکت‌ها این کار شاید کمی طاقت‌فرسا به نظر برشد اما لزوماً این‌طور نخواهد بود.

بازاریابی از طریق ایمیل
بااینکه بازاریابی از طریق ایمیل به‌اندازه شبکه‌های اجتماعی محبوب نیست، اما برای تجارت‌های کوچک می‌تواند به همان اندازه مفید و مؤثر باشد. تجارت‌ها می‌توانند با خبرنامه‌های و کمپین‌های تبلیغاتی و غیره از بازاریابی از طریق ایمیل استفاده کنند.

بازاریابی از طریق تلفن همراه
محبوبیت تلفن‌های همراه هوشمند و تبلت های مختلف مسیر شناخت مشتریان هدف را برای شرکت‌ها عوض کرده است. شرکت‌ها معمولاً به دنبال راهی هستند تا از طریق تلفن همراه و تبلت هم به مشتریان دسترسی پیدا کنند.

چگونه مي توان شعارهاي تبليغاتي گيرا و جذاب نوشت؟

چگونه می توان شعارهای تبلیغاتی گیرا و جذاب نوشت؟

چگونه می‌توان شعارهای تبلیغاتی گیرا و جذاب نوشت؟

آیا شما نیز از اینکه تعداد بازدیدکنندگان سایتتان به آن رقمی که انتظارش داشته‌اید نرسیده است شکایت دارید؟ آیا شما هم از اینکه تعداد مشتریان کم است گله‌مند هستید؟ آیا Conversion Rate شما هم پایین است؟ اگر چنین است، خواندن این مقاله را ادامه دهید و در غیر این صورت، می‌توانید مقاله دیگری را برای مطالعه انتخاب کنید. مطمئن باشید که در کل برای محصول یا خدماتی که ارائه می‌دهید (چه در فضای واقعی و چه در دنیای مجازی) در این دنیای پهناور، همیشه «مشتری» هست و کسی یا کسانی هستند که به شما و یا آنچه تولید کرده‌اید و یا خدماتی که عرضه می‌دارید نیازمند باشند. اگر تعداد مشتریانتان رضایت‌بخش نیست، باید بدانید که فقط نتوانسته‌اید توجه آنها را به خود جلب کنید.

coca-cola-coca-cola-the-gift-bottle-direct-marketing-design-387279-adeevee

بر روی اینترنت، سایت‌های بسیار زیادی وجود دارد که شاید عرضه‌کننده خدمات یا فروشنده محصولی مشابه با آنچه شما یا شرکتتان عرضه می‌کند باشد. کاربری که به دنبال محصول یا خدماتی بوده است، از طریقی، مثلاً موتورهای جستجو وارد سایت شما شده است. حال، این شما هستید که بایستی تنها ظرف چند ثانیه، توجه او را به آنچه به او ارائه می‌دهید جلب کنید. در غیر این صورت، ممکن است او را برای همیشه از دست بدهید. ۸۰ درصد از بازدیدکنندگان یک سایت اینترنتی، هرگز دیگر به سایتی که بازدید کرده‌اند بازنمی‌گردند و دوستان ما باید این را بپذیرند چراکه این موضوع بر اساس آمار و اطلاعات به‌دست‌آمده از بررسی‌ها و تحقیقات متعددی که در سال‌های اخیر بر روی کاربران اینترنتی انجام‌شده است با این قاطعیت اعلام می‌شود. ما تنها چند ثانیه فرصت داریم که توجه مشتریان بالقوه‌مان را به خود، محصول یا خدماتی که شرکت و یا سایت ما از طریق اینترنت عرضه می‌کند جلب کنیم. تازه این اول کار است و بعد باید کاری کنیم که بازدیدکنندگان و درواقع مشتریان بالقوه ما، بار دیگر، و یا به عبارات بهتر برای حداقل هفت بار دیگر به سایت ما بازگردند تا شاید پس‌ازآن با مذاکراتی که با آنان انجام می‌شود بتوانیم درصد و نرخ تبدیل را بالا ببریم.

آیا تاکنون مقاله‌ای برای مجله یا قرار گرفتن روی وب نوشته‌اید؟ اگر تاکنون مقاله و یا «خبر» برای روزنامه، مجله و یا رسانه‌ای مثل رادیوتلویزیون نوشته باشید، مطمئنم به اهمیت نگارش حرفه‌ای و ژورنالیستی «عنوان» یا «تیتر»ی که برای مقاله یا خبرتان انتخاب کرده‌اید پی برده‌اید. مثلاً همین مقاله، اگر نمی‌توانست توجه شما یا سایرین را جلب کند، هیچ‌گاه خواننده‌ای پیدا نمی‌کرد، درحالی‌که شما در حال خواندن آن هستید. چرا؟ چون‌که، عنوان این مقاله توانسته است به‌گونه‌ای حیرت‌انگیز شمارا به خواندن خود جلب کند، شمارا وادار ساخته است که «لینکی» را «کلیک» کنید و صفحه‌ای را در مقابل خود بازکنید و بعد عمل دیگری – یعنی خواندن مقاله – را انجام دهید. یک عنوان خوب باید بتواند توجه شمارا به خود جلب کند و یک عنوان حرفه‌ای شمارا به انجام اعمالی (مثلاً در اینجا، کلیک کردن و یا خواندن مقاله) ترغیب و تشویق کند.

«شعارهای تبلیغاتی» مثل «عناوین مقالات» و یا «تیتر اخبار» بایستی مخاطب یا مشتری احتمالی را به خود جذب کنند. گیرایی و جذابیت «شعارهای تبلیغاتی» برای بالا بردن «فروش» کافی نیست، نگارش حرفه‌ای، خلاقیت و رنگ و لعاب دادن به آنچه برای جذب، حفظ و افزایش تعداد مشتریان است که به‌عنوان یک کار حرفه‌ای مدنظر ماست. استفاده از عبارت‌های کلیشه‌ای نه‌تنها به شما کمکی نمی‌کند بلکه می‌تواند فرصت‌ها، پول و زمان شمارا به هدر دهد. واژه‌ها و عباراتی که برای شعارهای تبلیغاتی خود انتخاب می‌کنید بایستی آن‌چنان قوی باشند که بتوانند مشتریانتان را در همان چند ثانیه اول میخکوب کنند و آنان را به انجام آن عملی که شما انتظارش رادارید سوق دهند.

تفاوت بین آگهی‌های مجله با روزنامه

تفاوت بین آگهی‌های مجله با روزنامه

مجله‌ها از دو ۲ جهت مختلف با روزنامه‌ها متفاوت‌اند. نخست آن‌که، روزنامه‌ها، معمولاً برای عموم خوانندگان نوشته می‌شوند، درحالی‌که مجله‌ها دارای مخاطبان خاصی چون: زنان، نوجوانان، مسیحیان، مدیران تجاری، مهندسان لوله‌کشی، زمین شناسان، و یا نویسندگان هستند؛ درنتیجه استفاده از مجله‌ها برای دسترسی به بخش کوچکی از بازار مؤثر است، درحالی‌که مخاطب روزنامه، توده مردم است.

دوم آن‌که، کیفیت تکثیر مجله‌ها نسبت به روزنامه‌ها به‌مراتب برتر است. به‌علاوه مجله‌ها امتیاز استفاده از تصاویر تمام‌رنگی را در اختیار نویسنده تبلیغات می‌گذارند.

تولیدکنندگان اغلب اوقات از مجله‌ها برای انتشار و تبلیغات خود استفاده می‌کنند، تا به خلق آگاهی عمومی و تصویر ذهنی کمپانی بپردازند. بسیاری از مجله‌ها نیز بخشی را به تبلیغاتی که با سفارش پستی انجام می‌شود، اختصاص داده‌اند.

اما درهرحال، آگهی چاپ‌شده در روزنامه‌ها در مجله، بایستی راهی دشوار را بپیماید تا توجه خواننده را به خود جلب کند.

تفاوت بین آگهی‌های مجله با روزنامه

تفاوت بین آگهی‌های مجله با روزنامه

در مرحله اول، خواننده به دنبال مقاله‌های یک نشریه خواهد بود و نه تبلیغات آن. در بیشتر روزنامه‌های مهم و مشهور، آگهی شما با هزاران آگهی دیگر به رقابت می‌پردازد و اغلب خوانندگان تنها به خواندن سه – چهار آگهی در مجله‌ای معمولی اکتفا می‌کنند. بنابراین عنوان و تصویر مربوطه بایستی خواننده را وادار به توقف کند، چگونه؟ با استفاده از مفهومی که بر اساس علایق شدید و یا منافع خواننده شکل‌گرفته است و یا پاداشی را بشارت می‌دهد.

دفترهای راهنمای تبلیغاتی حکایت دیگری است. زمانی که خریداری به دفتر راهنمای تلفن مراجعه می‌کند . یا صفحه‌های راهنمای صنعتی را ورق می‌زند، بدون شک در جست‌وجوی محصولی خاص است.

پس، دیگر لازم نیست که آگهی شما او را به خرید اتومبیل لیموزین تشویق کند، بلکه بایستی او را متقاعد سازد که از سرویس و خدمات اتومبیل‌های لیموزین شما استفاده کند.

طبیعی است که آگهی‌هایی که در صدر صفحه‌ها قرار می‌گیرند، قبل از سایر آگهی‌ها خوانده می‌شوند. اما درعین‌حال چاپ آگهی‌هایی بر اساس یک نظام الفبایی است و بنابراین نام کمپانی شما در جایگاه خاص خود در دفترهای راهنمای تبلیغات قرار خواهد گرفت.

توماس رجیستری، تولیدکننده مهم‌ترین دفترچه راهنمای محصولات صنعتی، به پژوهش خاصی اقدام کرد، تا تأثیر اندازه یک آگهی را بر واکنش خواننده نشان دهد. این پژوهش نشانگر آن است که بزرگ‌ترین آگهی‌های یک صفحه، ۴۰برابر بیش از یک آگهی تک‌خطی جلب‌توجه می‌کند. شاید شما ازنظر مالی قادر به پرداخت هزینه چنین آگهی نباشید، اما این امری مسلم است. حتی حروف چاپی درشت، دو برابر چاپ معمولی توجه را جلب می‌کنند.

اندازه آگهی شما در نوشتن متن تبلیغ مؤثر است. یک صفحه کامل مجله و یا روزنامه، فرصت و فضای کافی را برای به نمایش درآوردن تصویر دلخواه و نگارش نکته‌های بااهمیت در اختیارتان می‌گذارد. آگهی کوچک‌تر، البته قادر به انعکاس تمامی نکات نیست؛ درنتیجه، اغلب اوقات، از صفحه‌های کامل روزنامه و یا مجله برای ساختن تصویر ذهنی شرکت و یا معرفی محصول استفاده می‌شود؛ از آگهی‌های کوچک به‌منظور برانگیختن حس کنجکاوی مخاطب بهره گرفته می‌شود. بسیاری از آگهی‌های سفارش پستی با استفاده از نسخه‌های کوچک تبلیغاتی نیز موفق بوده‌اند.

منبع: ادبیات تبلیغ

آمیخته بازاریابی

آمیخته بازاریابی چیست؟

آمیخته بازاریابی

به‌طور ساده باید گفت که آمیخته بازاریابی ابزاری است که توسط کسب‌وکارها بازاریابان به‌منظور کمک به تعیین و تفهیم ارزش پیشنهادی یک محصول یا برند مورداستفاده قرار می‌گیرد. آمیخته بازاریابی اولیه که شامل ۴ فاکتور محصول، مکان، قیمت و ترفیع و ترویج می‌شد، برای اولین بار توسط جِروم مک کارتی در سال ۱۹۶۰ معرفی شد. از همین تاریخ به‌خوبی برای شما روشن می‌شود که چقدر این مفهوم در حوزه بازاریابی اهمیت داشته و تا چه اندازه برای منطبق شدن با نیازهای امروزی کسب‌وکارها نیاز به به‌روزرسانی آن احساس می‌شود.

آمیخته بازاریابی چیست؟

آمیخته بازاریابی چیست؟

اما آمیخته بازاریابی توسعه‌یافته شامل ۳ فاکتور اولیه

افراد (people) – تمام شرکت‌ها و کسب‌وکارها وابسته به افراد و آدم‌هایی هستند که آن کسب‌وکارها را اداره می‌کنند، از نیروهای فروش گرفته که در خط مقدم شرکت حضورداشته تا مدیران ارشد سازمانی که جزء تصمیم‌گیرندگان شرکت و کسب‌وکار به‌حساب می‌آیند. بهره‌مند بودن از افراد مناسب برای هر کسب‌وکاری از اهمیتی حیاتی برخوردار است، چراکه آن‌ها هم بخشی از سیستمی هستند که در حال ارائه محصولات و خدماتی به مشتریان هدف است.

فرایند (process) – ارائه خدمت شما اغلب با حضور و در حضور مشتری انجام می‌پذیرد، بنابراین چگونگی ارائه شدن خدمت به مشتری درواقع بخشی از چیزی است که مصرف‌کننده وجهی را برای آن پرداخت کرده است.

شواهد فیزیکی(physical evidence)  – تقریباً تمام انواع خدمات شامل عناصر فیزیکی هم می‌شود، حتی اگر کل مجموع خدماتی که مصرف‌کننده سفارش می‌دهد و مبلغی را برای آن پرداخت می‌کند، درمجموع غیرقابل لمس باشد. به‌عنوان‌مثال، یک سالن آرایش برای مشتری خودش خدمات کامل کوتاهی و آرایش مو ارائه می‌کند و یک شرکت بیمه هم به مشتریان خودش مجموعه از اسناد و اوراق را به‌عنوان گواهی خرید خدمات ارائه می‌کند. حتی اگر این موارد به‌صورت فیزیکی چاپ و پرینت نشده باشند، بازهم بر اساس این تعریف آن‌ها محصولی فیزیکی دریافت می‌کنند.

توجه داشته باشید که این عناصر و فاکتورهای تشکیل‌دهنده آمیخته بازاریابی خدمات جدید هم همچنان بااین‌وجود خیلی جدید نیست و تقریباً از دهه ۱۹۸۰ به بعد در حال استفاده شدن هستند، اما این مهارت و توان بازاریاب است که بتواند بر اساس شرایط و برحسب نوع ارتباطات مورداستفاده از قبیل شبکه‌های اجتماعی و … بداند چگونه باید از هر یک از این موارد آمیخته بازاریابی خدمات استفاده کند تا قادر باشد در شرایط متغیر امروز بازار توقع و انتظار مشتری را برآورده نماید.

توجه داشته باشید که آمیخته بازاریابی برای خدمات دارای عناصر اضافی دیگری هم می‌شود که به‌طور ثابت نمی‌توان به آن‌ها اشاره کرد، چراکه خصوصیات یک خدمت نسبت به خصوصیات یک محصول کاملاً متفاوت است. خصوصیات خدمات به‌طور خلاصه عبارت است از:

عدم مالکیت
– لمس ناپذیری
– تجزیه‌ناپذیری
– نابود شدنی
– عدم تجانس

به همین دلیل و به دلیل عدم امکان یا بسیار سخت بودن استاندارد شدن خدمات در مقایسه با محصولات و کالاها، مدیریت خدمات هم نسبت به کالاها بسیار سخت‌تر است، چراکه خدمات تحت تأثیر عناصری قرار دارند که بعضاً خارج از کنترل ارائه‌کننده خدمات قرار دارد.

ویژگی‌های خاص فروش خود را به‌دقت سازمان دهید

ویژگی‌های خاص فروش خود را به‌دقت سازمان دهید

ویژگی‌های خاص فروش خود را به‌دقت سازمان دهید

بانک ملی «نورت وسترن» در مینیاپلیس درصدد آگاهی از این نکته برآمده، که آیا جزوه‌هایی که برای افراد، توسط بانک پست می‌شود، خوانده می‌شوند یا خیر؛ و بنابراین این بار، پاراگراف خاصی را به جزوه خود افزود، و آن را برای صد تن از مشترکان ارسال داشت. در این پاراگراف قیدشده بود برای متقاضیانی که علاقه‌مند به دریافت جزوه‌ای شامل ۴۵۰۰ اصطلاح فنی هستند، این جزوه به همراه یک اسکناس ده‌دلاری فرستاده خواهد شد. فکر می‌کنید چند نفر از مشتریان این بانک به دریافت پول مجانی علاقه‌ای نشان دادند؟

هیچ‌کس!

روشن است که ترتیب مطالب و جمله‌های نوشته‌شده در چگونگی خواندن افراد مؤثر است. اگر بانک نوشته‌ی «۱۰ دلار مجانی» را بر روی پاکت پستی خود قرار می‌داد، بسیاری از خوانندگان از آن استقبال می‌کردند.

هنگام نوشتن نسخه آگهی، بایستی با دقت به ترتیب نکات موردنظر خود توجه کنید. آگهی شما احتمالاً دارای یک پیام اصلی است: «مصرف بنزین این اتومبیل کم است» و چندین پیام فرعی: (جادار است و باقیمت مناسب). عنوان بایستی پیام اصلی را منعکس سازد و خطوط اولیه متن نیز باید به تائید عنوان بپردازد. پیام‌های فرعی در لابه‌لای خطوط بعدی متن آگهی ظاهر خواهند شد.اگر آگهی شما طولانی است، هر یک از پیام‌های ثانوی شما می‌تواند دارای شماره و یا سرفصل جدا باشد.

ترتیب پیام‌های فروش شما بر اساس اهمیت نسبی آن‌ها – میزان اطلاعاتی که در اختیار خواننده قرار می‌دهید و نوع تبلیغ – شکل می‌گیرد (نامه، آگهی، داستان خبری و یا تبلیغات تلویزیونی).

تری اسمیت که مدیر روابط عمومی شرکت وستینگهاوس است قاعده ویژه‌ای را برای سازمان‌دهی پیام‌های خود در سخنرانی‌ها و معرفی و ارائه کالا طراحی کرده است.

قانون او به این صورت است: «آنچه را که قصد داری به آن‌ها بگویی، بگو، بازهم بگو. و سپس آنچه را که به آن‌ها گفته‌ای، از نو بگو».

نویسنده یک برنامه معرفی کالا، بایستی ابتدا هدف کلی این معرفی را با در نظر گرفتن پیام‌های مهم آن ارائه کند، سپس خلاصه‌ای از تک‌تک پیام‌ها و نکات اصلی را به نگارش دربیاورد. شنوندگان برخلاف خوانندگان یک آگهی، نمی‌توانند برای یادآوری این نکات به نوشته‌های آگهی مراجعه کنند و بنابراین بیان چکیده مطالب به یادگیری و یادآوری شنوندگان کمک می‌کند.

برتون پین کوس که نویسنده آزاد تبلیغاتی است، الگوی منحصربه‌فردی را برای برنامه‌های فروش خود طراحی کرده است. پین کوس، نامه را با عنوانی آغاز می‌کند که نوید می‌دهد. عملی شدن وعده را به اثبات می‌رساند و ثابت می‌کند که کالای یادشده حاوی تمامی خصوصیاتی است که در آگهی به آن اشاره‌شده است.

سپس خواننده را در جهت سفارش کالا راهنمایی می‌کند و توضیح می‌دهد که چرا بهای این کالا در قبال ارزش آن بسیار ناچیز است.

قبل از آن‌که به نوشتن یک آگهی یا نامه بپردازید، نکات مهم موردنظر خود را بر روی کاغذ بیاورید و آن‌ها را به صورتی معقول، متقاعدکننده و شفاف مرتب کنید و در نوشتن آگهی خود از همین روش پیروی کنید.

منبع : ادبیات تبلیغ

Star attractions at the fair

جذب مشتریان در نمایشگاه

جذب مشتریان در نمایشگاه

چگونه می‌توان اطمینان یافت که مشتریان بالقوه از غرفه شما بازدید خواهند کرد؟ برای دستیابی به این هدف باید با خلاقیت و نوآفرینی‌های خود یک استراتژی به‌منظور ترغیب افراد برای بازدید از غرفه شرکت تدوین کنید؛ باید راهی بیابید که بازدید از غرفه شما «نقطه اوج بازدید از نمایشگاه» برای مشتریان بالقوه به شمار آید. استفاده از الگوهای تعاملی حضور در نمایشگاه می‌تواند بازدیدکنندگان بیش‌تری را برای غرفه شما جذب نماید.

برپایی رقابت‌ها، سرگرمی‌ها، نمایشگاه کوچکی از محصولات و تکنیک‌هایی از این قبیل، توجه مردم را برای غرفه شما بیش‌تر می‌کند. برگزاری قرعه‌کشی و اهدای جوایز ویژه به بازدیدکنندگان ضمن جذب مخاطبان، شیوه مناسبی از تأثیرگذاری بر مصرف‌کنندگان است.

به‌علاوه، اطلاعات کسب‌شده از مشتری در این ارتباطات می‌تواند در فعالیت‌های بازاریابی از طریق ای میل، ارسال نامه‌های مستقیم و یا برقراری تماس‌های فروش برای شرکت کاربرد داشته باشد. اهدای هدایای تبلیغاتی باارزش مثل لوازم برقی، تجهیزات آشپزخانه، سبد هدیه و غیره در زمره پرکاربردترین هدایای اعطایی برای بازدیدکنندگان در رقابت‌ها و قرعه‌کشی‌های نمایشگاهی است. فراموش نکنید که به‌تمامی بازدیدکنندگان از غرفه شرکت، هدیه کوچک و کاربردی اعطا کنید تا علاقه آن‌ها را به محصولات و خدمات خود افزایش دهید.

با اعطای هدایای تبلیغاتی جذاب و برپایی قرعه‌کشی در غرفه نمایشگاهی خود، بازدیدکنندگان بیش‌تری را به‌سوی خود جذب کنید.

هنگام طراحی برنامه‌های نمایشگاهی شرکت، تصویری پرجاذبه از سطح بالای تقاضا برای محصولات و خدمات خود نزد بازدیدکنندگان ترسیم کنید. این هدف می‌تواند با نصب برچسب‌های فروخته‌شده بر روی برخی از کالاهای به نمایش درآمده، یا گذاشتن فضاهای خالی بعضی کالاها در میان محصولات ارائه‌شده در غرفه محقق گردد. به‌این‌ترتیب، بازدیدکننده احساس می‌کند که با از دست دادن زمان، زیان کرده است.

مصرف‌کنندگان همیشه به کالاهای پر تقاضا، کشش بیش‌تری دارند و می‌خواهند اطمینان یابند که با خرید کالا، فرصتی را از دست نمی‌دهند.

How does the ad to attract attention?

چگونه عنوان تبلیغ توجه را به خود جلب می کند؟

چگونه عنوان تبلیغ توجه را به خود جلب می کند؟

در تمامی اشکال تبلیغات « تأثیر نخست »-نخستین چیزی که خواننده می‌بیند، می‌خواند و یا می‌شنود می‌تواند به مفهوم ناکافی و یا موفقیت تلقی شود. این تأثیر نخست دقیقاً چیست؟

در تبلیغات چاپی:عنوان و جاذبه بشری است، که نقش تأثیر نخست را بازی می‌کند.

  • در یک بروشور: جلد
  • در آگهی رادیویی و تلویزیونی: نخستین لحظات پخش آن
  • دربسته پستی :نوشته‌ روی پاکت و یا نخستین جمله‌های نامه
  • در آگهی‌های جراید: نخستین پاراگراف
  • در نمایش کالا: اسلایدهای نخستین

هرقدر هم که کلمه‌های شما متقاعدکننده و کالای شما ممتاز باشد، آگهی شما قادر به فروش آن نخواهد بود مگر آن‌که توجه مخاطب را به خود جلب کند. اکثر متخصصان تبلیغاتی باور دارند که یک عنوان پرجاذبه که توجه همگان را به خود جلب کند، کلید این معما است.

به‌طور متوسط ،تعداد افرادی که عنوان را می‌خوانند،پنج برابر خوانندگان متن است.

زمانی که عنوان خود را می‌نویسید در حقیقت ۸۰ سنت از یک دلار خود را خرج کرده‌اید و اگر با استفاده از عنوان تبلیغ خود موفق به فروش کالا نشوید،۸۰% پول را به هدر داده‌اید. همان‌گونه که جان کاپل اظهار می‌دارد:«بهترین عنوان،متوجه علایق شخصی افراد می‌شود و یا اخبار را به گوش آنان می‌رساند»

بیایید چند نمونه را بررسی کنیم:

«چگونه دوست تازه‌ای بیابیم و بر روی دیگران تأثیر بگذاریم؟».این نمونه‌ای جالب از تأثیر عنوان پرجاذبه است که با علایق شخصی افراد در ارتباط است. این عنوان به شما نوید می‌دهد که با خواندن این آگهی و خرید کالا ، نه‌تنها دوستان جدیدی خواهید یافت بلکه از کلام نافذی برخوردار خواهید شد. خوب مقاومت در مقابل چنین عنوانی غیرممکن است آیا کسی را می‌شناسید که در جستجوی یافتن دوستان جدیدی نباشد.

به‌تازگی تبلیغ کمپانی غذایی کر افت به‌شدت موردتوجه خانم‌های خانه‌دار قرار گرفت. عنوان آن بدین‌صورت بود:«چگونه می‌توان با چند پنی غذای مناسب تهیه کرد؟» اگر شما علاقه‌مند به تغذیه درست خود و خانواده‌تان باشید اما درعین‌حال هم نگران بودجه‌ ناچیز خود هستید پیام این آگهی را بدون واسطه خواهید گرفت.
هر یک از این عنوان‌ها ، امتیازی را به مصرف‌کننده تقدیم می‌کند، هریک به شما قول می‌دهد که اطلاعات مفید و مؤثر را در قبال وقتی‌که برای خواندن آگهی صرف کرده‌اید و پولی را که در قبال خرید کالا پرداخته‌اید، در اختیارتان قرار دهد.

Know your customer

مشتری خود را بشناسید

مشتری خود را بشناسید

شما بایستی مشتری خود را کاملاً بشناسید. یکی از بهترین روش‌های ممکن آن است که خود را به‌جای مخاطب قرار دهید و این بار زمانی که متن تبلیغ قوطی‌های سوپی را که مشغول رقصیدن هستند، می‌نویسید، از خودتان سؤال کنید که آیا هنگام خرید سوپ از تماشای یک برنامه رقص لذت می‌برید و یا آن‌که مایل به دانستن طعم سوپ، قیمت آن، ارزش غذایی آن و محل فروش آن هستید؟ زمانی که به‌صورت یک مشتری و نه یک نویسنده فکر کنید، احترام بیشتری برای نیازهای مخاطب خود قائل شده، نسخه‌ای را خواهید نوشت که دارای حداکثر استفاده برای خواننده شما باشد.

روشی دیگر برای شناسایی خواننده – مصرف‌کننده – مشاهده آنان است. چگونه؟

مشتری خود را بشناسید

مشتری خود را بشناسید

 

به شکل دانشجویی محقق و فعال در بازار فروش به فعالیت بپردازید. در این زمان، خریداران را نظاره کنید و دریابید که چه کسانی به دنبال اسم کالا می‌روند و چه کسانی خصوصیات آن را در نظر می‌گیرند.

زمانی که مشغول تماشای خریدوفروش یک اتومبیل در یک بنگاه معاملاتی هستید، خوب دقت کنید و ببینید که فروشنده زبردست چگونه کالای خود را عرضه می‌کند و چگونه با مشتری کنار می‌آید.

باعلاقه و اشتیاق دنیای تجارت را دنبال کنید. در هر دادوستد با دقت به شگردهای تبلیغاتی توجه کنید و ببینید که چه نکاتی را می‌توانید از آن‌ها فراگیرید و به کار ببندید. در نمایشگاه‌های تجارت شرکت کنید، تا با طبیعت خریداران درزمینه های مختلفی که شرکت شما با آن سروکار دارد، آشنا شوید؛ و نیز با افرادی که وارد دادوستد می‌شوید، صحبت کنید – صاحبان فروشگاه‌ها، لوله‌کش، وکیل، باغبان، مکانیک – تا با نکاتی که موجب پیشرفت حرفه آنان می‌شود، آشنا شوید.

افرادی که به مشتریان خود نزدیک هستند – و اغلب این حقیقت در مورد صاحبان صنایع کوچک صادق است – به‌مراتب بیش از مدیران اجرایی مؤسسات تبلیغاتی با واقعیات دادوستد آشنا هستند. به حرف این افراد گوش دهید و نکات مهم و باارزش را فراگیرید.

منبع: کتاب ادبیات تبلیغ

When planning to attend the exhibition logistics

تدارکات برای حضور در نمایشگاه

تدارکات برای حضور در نمایشگاه

هنگام برنامه‌ریزی برای حضور در نمایشگاه، اطمینان یابید که در مذاکرات با بازدیدکنندگان، اطلاعات کتبی و شفاهی کافی در اختیاردارید. استفاده از بروشور، فهرست قیمت، کارت معرفی و سایر اطلاعات لازم برای معرفی و فروش محصول به تعداد موردنیاز برای ارائه به بازدیدکنندگان ضروری است. درصورتی‌که تعداد پرسش‌های بازدیدکنندگان زیاد باشد و شما زمان کافی نداشته باشید با کسب اطلاعات تماس، به‌سرعت آن‌ها را برای مشتریان بالقوه خود، از طریق پست ارسال کنید. قبل از برپایی نمایشگاه، تعداد کافی برگه‌های سفارش کالا یا سایر مدارک موردنیاز را برای فروش محصولات یا خدمات خود تهیه کنید.

علاوه بر آنچه گفته شد از هدایای تبلیغاتی حاوی اطلاعات تماس با شرکت در تعداد مناسب برای ارائه بازدیدکنندگان تهیه کنید. به‌طورمعمول بسیاری از شرکت‌ها از هدایایی نظیر: خودکار، لیوان، دفترچه یادداشت به‌عنوان هدیه تبلیغاتی استفاده می‌کنند، شما هم می‌توانید با خلاقیت خود هدایایی به‌صرفه و جدید تهیه و ارائه کنید. به‌این‌ترتیب، بازدیدکنندگان بیشتری با مشاهده این هدایا از غرفه شما سراغ می‌گیرند و این به آن معنی است که نام و نشان تجاری شرکت شما بر سر زبان‌ها می‌افتد. هدایای تبلیغاتی را به نحوی در غرفه قرار دهید که بازدیدکنندگان برای داشتن آن‌ها پا به غرفه شما بگذارند؛ این امر فرصت شمارا برای برقراری تعامل با آن‌ها و ارائه سایر محصولات افزایش می‌دهد.

با اعطای هدایای تبلیغاتی حاوی اطلاعات شرکت، نام خود را در ذهن بازدیدکنندگان زنده نگه‌دارید.

با استفاده از خلاقیت و اهدای هدایای نوآورانه، مردم را برای بازدید از غرفه خود فراخوانید.

سایر شیوه‌های جذب مخاطب و بازدیدکننده، ارائه مواد غذایی، نوشیدنی و انواع خوراکی‌ها چه به‌صورت رایگان چه با تخفیف ویژه است. درهرحال غرفه شما باید از جذابیتی متمایز برخوردار باشد. ممکن است شما با توجه به تصویر ذهنی مشتریان و سطح فعالیت خود، از فعالیت‌های هنری نظیر موسیقی، استفاده از تصاویر و رنگ‌های زنده، انواع سرگرمی‌ها برای افزایش تعداد مخاطبان استفاده کنید.

نمایش فیلم های کوتاه ویدئویی هم می تواند افراد را برای تماشای آن ها به غرفه شما جذب کند.

برخی از نمایشگاه‌ها با ارائه فرصت فعالیت‌های حمایتی به شرکت‌ها این امکان را می‌دهند که اطلاعات و یا هدایای خود را برای تمامی بازدیدکنندگان از نمایشگاه تقدیم کنند. برخی دیگر از نمایشگاه‌ها با ارائه انواع بروشور ، نمونه رایگان محصول، کوپن تخفیف خرید و غیره، پیام شرکت‌های حامی را برای تمامی بازدیدکنندگان منتقل می‌کنند. در این خصوص قبل از برپایی نمایشگاه با برگزارکنندگان مذاکره کنید تا اطمینان یابید که این فرصت منحصربه‌فرد برای نزدیک شدن به مشتریان بالقوه از دست نرود.

dFDF

از خوانندگان بخواهید که اقدام به سفارش کالا کنند!

از خوانندگان بخواهید که اقدام به سفارش کالا کنند!

آخرین مرحله یک متن تبلیغاتی بایستی خواننده را به عمل وادارد.

اگر محصول از طریق پست به فروش می‌رسد، از مخاطب بخواهید که سفارش خود را برای شما پست کند اگر به‌صورت خرده‌فروشی است، از خواننده بخواهید که آگهی را با خود به فروشگاه شما بیاورید.

اگر آگهی شما به فروش مستقیم کالا نمی‌پردازد، پس یک‌راه دیگر را به مخاطب پیشنهاد کنید.برای مثال می‌توانید یک بروشور مجانی و یا یک نمونه کالا برای مخاطب بفرستید و از او بخواهید که حتی اگر در حال حاضر نیازی به محصول شما ندارد، برای مصرف آینده خود، نگاهی به بروشور شما بیندازد.

از خوانندگان بخواهید که اقدام به سفارش کالا کنند!

از خوانندگان بخواهید که اقدام به سفارش کالا کنند!

انجام عمل برای خواننده آسان‌سازید. نام شرکت، نشانی و شماره تلفن شرکت بایستی در هر یک از نوشته‌های تبلیغاتی شما ذکر شود.

اگر شما نسخه‌ای برای یک هتل و یا یک، دستورهای ساده‌ای برای رسیدن به نقطه موردنظر را به آگهی خود اضافه کنید و نقشه دقیقی از منطقه را در اختیار خواننده بگذارید.

اگر از خواننده می‌خواهید که سفارش خود را برای شما بنویسد، برای سهولت جریان، یک کوپن سفارشی را همراه نامه خود بفرستید.

اگر انتظار دارید که خواننده از طریق تلفن با شما تماس بگیرد، شماره تلفن مجانی خود را با حروف درشت بنویسید.

پاسخ‌گویی مخاطب خود را از هر طریق ممکن تسهیل کنید و در صورت امکان، به مخاطب خود انگیزه‌ای ببخشید، تا همین حالا با شما تماس بگیرد _ یک کوپن تخفیف، یک حراج کوتاه‌مدت، تخفیفی برای هزار نفر اولی که این کالا را سفارش می‌دهند.

از عکس‌العمل سریع مخاطب‌های خود وحشتی نداشته باشید، خواننده را وادار به دادن سفارش کنید.آن‌هم، سفارش خیلی خیلی فوری.

منبع: ادبیات تبلیغ

رسال نامه‌های الکترونیکی یکی از قدرتمندترین شیوه‌های بازاریابی امروزیرسال نامه‌های الکترونیکی یکی از قدرتمندترین شیوه‌های بازاریابی امروزی

ارسال نامه‌های الکترونیکی یکی از قدرتمندترین شیوه‌های بازاریابی

بازاریابی از طریق ارسال نامه‌های الکترونیکی یکی از قدرتمندترین شیوه‌های بازاریابی امروزی است که در اختیار تمامی  کسب‌وکارهای کوچک  و بزرگ قرار دارد. بر اساس اطلاعات منتشره از سوی  انجمن بازاریابی مستقیم، بیش از نیمی از کسب‌وکارهای کوچک، نامه‌های الکترونیکی را به‌عنوان اصلی‌ترین شیوه تبلیغاتی اینترنتی برای جلب بازدیدکنندگان و مشتریان از سایت خود و فروشگاه‌های اینترنتی خود معرفی کرده‌اند.

چرا نامه‌های الکترونیکی شیوه مؤثر بازاریابی شناخته می‌شود؟

قدرتمندترین شیوه‌ بازاریابی امروزی

قدرتمندترین شیوه‌ بازاریابی امروزی

شیوه‌ای ارزان و به‌صرفه است

بازاریابی از طریق نامه‌های الکترونیکی یکی از به‌صرفه‌ترین شیوه‌های تبلیغات در چارچوب بودجه‌های محدود بازاریابی است. برخلاف شیوه ارسال نامه مستقیم، نامه‌های الکترونیکی کم‌ترین هزینه‌ای برای تهیه، خرید لوازم، یا هزینه ارسال ندارند. این روش بازاریابی کم‌ترین هزینه بازاریابی را دارد.

شیوه‌ای مؤثر است

نامه‌های الکترونیکی به شما امکان می‌دهد تا به‌صورت فعالانه با مشتریان فعلی و بالقوه خود ارتباط برقرار کنید و منتظر برقراری تماس از سوی آن‌ها و مراجعه آن‌ها به سایت یا فروشگاه اینترنتی خود نباشید، به همین دلیل، اثربخشی این شیوه در افزایش سطح فروش، سطح مراجعات به سایت یا فروشگاه اینترنتی، هم‌چنین میزان وفاداری، قابل‌توجه است.

شیوه‌ای بی‌درنگ و بی‌واسطه است

این روش بازاریابی می‌تواند بلافاصله مخاطبان شمارا به پاسخ‌گویی ترغیب کند؛ و دریافت‌کنندگان این نامه‌ها تنها با یک کلیک می‌توانند اطلاعات بیش‌تری درزمینهٔ خدمات شما دریافت کنند و با مزیت‌های پیشنهادی شما آشنا شوند. بسیاری از تحقیقات نشان می‌دهند که بازاریابی از طریق نامه‌های الکترونیکی در مدت کمتر از ۴۸ ساعت می‌تواند نرخ پاسخ‌گویی مخاطبان را افزایش دهد و منجر به برقراری ارتباط با شرکت شود.

شیوه‌ای هدفمند است

با استفاده از این شیوه بازاریابی به‌سادگی می‌توانید فهرست مشتریان بالقوه خود را بخش‌بندی کنید و با استفاده از معیارها یا گروه‌های مختلف علاقه‌مند به محصولات خود، فعالیت‌های تبلیغاتی را به‌گونه‌ای طراحی نمایید که پیام شما محتمل‌ترین خریداران شمارا نشانه رود.

 

قدرتمندترین شیوه‌ بازاریابی امروزی

قدرتمندترین شیوه‌ بازاریابی امروزی

منبع: کتاب فروشندگان خاموش

budje1

تعیین بودجه‌های بازاریابی

تعیین بودجه‌های بازاریابی

بودجه‌های بازاریابی، با توجه به حوزه فعالیت‌های کسب‌وکارهای مختلف، از ۱ درصد فروش خالص (برای کسب‌وکار فعال در عرصه‌های صنعتی)، تا ۱۰ درصد یا بیشتر (برای کسب‌وکارهای فعال درزمینهٔ کالاهای مصرفی بسته‌بندی‌شده) برآورده شده و تخصیص می‌یابد. واقعیت این است که برخی از شرکت‌های تولیدکننده کالاهای مصرفی، گاهی تا ۵۰ درصد از فروش خالص خود را برای برنامه‌های بازاریابی معرفی محصول خود در سال اول فعالیت هزینه می‌کنند و پس‌ازآن، طی چند سال حدود این رقم را به ۸ تا ۱۰ درصد از فروش خود کاهش می‌دهند. خرده‌فروشی‌هایی که اقدام به فعالیت‌های تبلیغاتی و پیشبرد فروش خدمات یا محصولات خود می‌کنند، به‌طور متوسط ۴ تا ۶ درصد فروش خود را صرف پوشش هزینه‌های بازاریابی می‌کنند.

budje

اغلب، کسب‌وکارهای کوچک میزان درآمد فروش، هزینه‌های کالاها، هزینه‌های سربار، حقوق و پاداش کارکنان و سود ناخالص خود را تخمین می‌زنند و هر آنچه را که باقی می‌ماند به‌عنوان سرمایه‌ای برای فعالیت‌های بازاریابی خود در نظر می‌گیرند؛ اما این ایده خوبی نیست. رویکرد منطقی‌تر برای تعیین بودجه بازاریابی این است که به‌طور تقریبی، میزان هزینه‌های بازاریابی اصلی‌ترین رقیب را محاسبه کنید و سپس بودجه‌ای برابر یا بیش‌تر از آن را به این فعالیت اختصاص دهید. اگر شما رقیب تازه‌واردی در عرصه بازار خود هستید، لازم است که هزینه‌های بیش‌تری بر پایه استراتژی‌های تهاجمی صرف کنید تا بتوانید به هدف‌های تعیین‌شده خود درزمینهٔ سهم بازار دست‌یابید.

پس از تعیین و تثبیت بودجه، مهم‌ترین نکته این است که به یاد داشته باشید که موفقیت نتیجه مستقیم خلاقیت‌ها و نوآوری‌های شماست  صرف بودجه زیاد لزوماً منجر به موفقیت نمی‌شود.

بودجه بازاریابی به‌طورمعمول هزینه‌های تبلیغات، ترفیع و روابط عمومی را پوشش می‌دهد. میزان بودجه بازاریابی نسبت به‌اندازه کسب‌و‌کار، فروش سالانه و میزان رقابت متفاوت است. بسته به نوع صنعت، بودجه بازاریابی می‌تواند حداقل یک درصد از فروش تا حداکثر ۳۰ درصد متغیر باشد. شرکت‌های جدید ممکن است تا ۵۰ درصد از فروش برای برنامه‌های بازاریابی مقدماتی در سال اول صرف کنند. کسب‌و‌کار کوچک ممکن است سعی کند این هزینه را فقط برای تطبیق با رقبای مستقیم خود صرف کند.
بودجه بازاریابی به‌طورکلی شامل موارد زیر است:
• چاپ و پخش تبلیغات
• طراحی و هزینه‌های چاپ برای تمام مواد چاپ، مانند خبرنامه‌ها، روزنامه‌ها، مجلات، و منتشرشده در مطبوعات، هزینه‌های پست مستقیم
• توسعه وب‌سایت
• روابط عمومی
• معرفی کسب‌وکار
• هر روش خاص موردنیاز دیگر
به خاطر داشته باشید، معمولاً ساده‌ترین روش آن است که با یک مقدار پایه برای بودجه بازاریابی آغاز کنید و سپس آن را به زیرشاخه تقسیم کنید. بودجه بازاریابی برای هر کسب‌و‌کار متفاوت خواهد بود

tabligh

رهنمودهای نوشتن متن آگهی تلویزیونی جذاب

در اینجا به  نکاتی که می‌توانند آگهی تلویزیونی را جذاب، به‌یادماندنی و مؤثر سازند، توجه کنید:

رهنمودهای نوشتن متن آگهی تلویزیونی جذاب

رهنمودهای نوشتن متن آگهی تلویزیونی جذاب

  1. در مورد بینندگان خود بیندیشید، همان کسی که در مقابل تلویزیون نشسته است. آیا آگهی شما آن‌قدر جالب است که او را از رفتن به‌جانب یخچال و یا دستشویی بازدارد؟
  2. بینندگان به مدت محدودی، برای مثال ۳۰ تا ۶۰ ثانیه می‌توانند یک‌صدا و یا یک تصویر را تماشا کنند، پس اگر آگهی شما نیاز به کلمه‌های زیادی دارد، تصویرها را ساده کنید. از جانبی دیگر، اگر طرح‌های گرافیکی پیچیده‌ای را مورداستفاده قرار می‌دهید، حداقل کلمه‌ها را بگیرید. بیننده نمی‌تواند یک نمایش بصری چشمگیر را در کنار هجوم متوالی و سریع گوینده تحمل کند.
  3. درهرصورت، تصویر و صدا بایستی در کنار هم عمل کنند. کلماتی بایستی نمایش را توصیف کنند.
  4. تلویزیون رسانه ویژه تصاویر است، و نه کلمات. اما به‌طور حتم تصاویر شما پیامی را ارسال می‌دارند. اگر صدای تلویزیون را کم کنید و با تماشای تصویر به‌تنهایی، متوجه نشوید که داستان چیست، پس آگهی شما محکوم‌به ناکامی است.
  5. آگهی خود را بر اساس بودجه موجود خود برنامه‌ریزی کنید. استفاده از آگهی موزیکال، طرح‌های گرافیکی، بازیگران، کارتون و سایر ابزار تبلیغ بسیار گران تمام می‌شوند. تنها معرفی مستقیم کالا در مقابل دوربین تلویزیون و نمایش مستقیم طرز کار آن، نسبت به سایر روش‌ها، ارزان تمام می‌شود.
  6. نکته موردنظر خود را صریح اعلام کنید. شما فقط ۳۰ تا ۶۰ ثانیه فرصت دارید – حداکثر ۹۰ کلمه – که پیام خود را ارسال دارید. یک آگهی چاپی در مقایسه با آگهی تلویزیونی، می‌تواند دارای ۱۵۰۰ کلمه باشد. پس آگهی تلویزیونی شما بایستی ساده، مستقیم و مربوط به موضوع باشد.
  7. اگر کالای شمارا می‌توان از قفسه سوپرمارکت‌ها خریداری کرد، برچسب آن را نشان دهید. دوربین را کاملاً بر روی کالا متمرکزسازید تا خصوصیات بسته‌بندی آن روشن شود.
  8. از حرکت استفاده کنید. فیلم برخلاف اسلاید رسانه حرکتی است. حرکت اتومبیل‌ها را نشان دهید. ریختن قطره‌قطره شیره انگور را و لیوان نوشابه گازداری را که کف می‌کند و بالا می‌آید. از صحنه‌های راکد اجتناب کنید. همه‌چیز را به حرکت درآورید.
  9. نام کالا و نکات مهم آن را حداقل ۲ بار تکرار کنید. این کار ۲ علت دارد، نخست: تکرار یک مطلب، یادآوری آن را آسان‌تر می‌کند. دوم: بسیاری از بینندگان احتمالاً در بدو امر به این آگهی توجهی نکرده‌اند. پس برای اطمینان خاطر آن را تکرار می‌کنید.
ads

اصول تفکرناب در تبلیغات ناب

به‌طور یقین برای افزایش بهره‌وری و اثربخشی تبلیغات و کاهش هزینه‌های تبلیغاتی در سازمان – همان‌طور که در مزیت رقابتی تبلیغاتی تشریح شد- ضرورت استفاده از روش‌های مطرح دنیا از قبیل تفکر ناب لازم می‌شود. این روش در اکثر نقاط جهان توسط افرادی سخت‌کوش اجراشده است. آن‌ها با تشکیل گروه‌های تخصصی موردنیاز، به انجام کارهای گروهی برای شناسایی اتلاف مبادرت کردند.

آنها توانستند مشکلات زیادی را از سر راه تبلیغات برداشته و شرکت یا سازمانشان را به موقعیت‌های عالی برسانند. یکی از نمونه‌های مهم استفاده از این تفکر، در تبلیغات شرکت اچ پی است که این تکنیک را در کمپین تبلیغاتی خود پیاده کرد و به موفقیت‌های بسیاری در امر تبلیغات دست‌یافت.

سرآغاز و منشأ اصلی شکل‌گیری تفکر ناب از روش تولید ناب، شرکت تویوتا واقع در جزیره ناگویای ژاپن است. در ابتدا خانواده تویوتا در صنعت ماشین‌آلات نساجی فعالیت می‌کردند. در دهه ۱۹۳۰ به دلیل نیاز شدید دولت ژاپن شرکت تویوتا وارد صنعت وسایل نقلیه موتوری شد. در آن سال‌ها این شرکت با مشکلاتی از قبیل بازار داخلی کوچک، نیروی کار ثابت، فقدان سرمایه کافی و رقبای خارجی علاقه‌مند به بازار ژاپن روبه‌رو بود. آی جی تویودا با مهندس شرکت تائیچی اوهنو به آمریکا سفرکرده، از شرکت خودروسازی فورد بازدید به عمل آوردند و نهایتاً به این نتیجه رسیدند که اصول تولید انبوه قابلیت پیاده‌سازی در ژاپن را ندارد و این سیستم پر از مودا (اتلاف) است. بر همین اساس، آن‌ها شیوه‌ای جدید از تولید را که بعدها تولید ناب نام گرفت، ایجاد کردند.

در مدل تولید ناب می‌توان با کمترین امکانات، انجام بیشترین کارها را با توجه به داده‌های مبتنی بر ارزیابی مقایسه‌ای که نشان‌دهنده سازمان‌دهی امور مربوط به «مدیریت ارتباط با مشتری»،«زنجیره تأمین»،«تکوین محصول»و«عملیات تولید» است، میسر کرد و آن همانا رهیافتی است که شرکت تویوتا، بعد از جنگ جهانی دوم، پیشگام آن بوده است. در مدل یا استراتژی تفکر ناب در تبلیغات یا تبلیغات ناب نیز می‌توان با کمترین امکانات، بیشترین و فراوان‌ترین تبلیغات با اثربخشی بهینه را به ارمغان آورد که مبتنی بر عوامل بسیار مانند تعداد مخاطبان، بهبود کیفیت تبلیغات، بهره‌وری تبلیغات، اثربخشی تبلیغات و … باشد.

اصول تبلیغات ناب:

  • تعیین ارزش تبلیغات از دیدگاه مشتری و مخاطب
  • شناسایی جریان ارزش تبلیغات
  • ایجاد حرکت بدون وقفه در این ارزش
  • ایجاد امکان کشش در زنجیره
  • تعقیب کمال

منبع: تاکتیک ها تکنیک های تبلیغات

جالب‌ترین و پرطرفدارترین جنبه‌های تبلیغات و بازاریابی اینترنتی

جالب‌ترین و پرطرفدارترین جنبه‌های تبلیغات و بازاریابی اینترنتی

یکی از جالب‌ترین و پرطرفدارترین جنبه‌های تبلیغات و بازاریابی اینترنتی، ظهور وبلاگ نویسی است. وب‌سایت‌های شخصی از اولین روزهای تولد وب وجود داشته‌اند و یادداشت‌های روزانه و نوشته‌های شخصی از آن‌ها هم باسابقه‌تر هستند. پس این‌همه سروصدا و شور و هیجان برای وبلاگ‌ها برای چیست؟

جالب‌ترین و پرطرفدارترین جنبه‌های تبلیغات و بازاریابی اینترنتی

جالب‌ترین و پرطرفدارترین جنبه‌های تبلیغات و بازاریابی اینترنتی

یک وبلاگ در ساده‌ترین شکل،فقط یک صفحه شخصی به‌صورت دفتر یادداشت روزانه است. ولی اسکرنتا ریچ معتقد است که «مرتب کردن بلاگ ها برحسب زمان، اگرچه به نظر یک تفاوت بی‌اهمیت و کوچک می‌آید، موجب پدید آمدن زنجیره‌ای کاملاً متفاوت در ارائه، تبلیغ و ارزش‌گذاری شده است.»

یکی از چیزهایی که موجب متفاوت بودن بلاگ ها شده است، فناوری به نام آر اس اس است. این فناوری از زمانی که هکرهای اولیه فهمیدند که با سی جی آی می‌توان وب‌سایت‌هایی با پشتیبانی پایگاه داده ساخت، مهم‌ترین پیشرفت در معماری زیر بنایی تبلیغات وب محسوب می‌شود. با استفاده از آر اس اس یک نفر نه‌تنها می‌تواند به یک صفحه وب پیوند داده شود، بلکه می‌تواند مشترک آن‌هم بشود و هر بار که آن صفحه تغییر می‌کند، مطلع شود و خود یا محصول و خدمتش را تبلیغ کند. اسکرنتا به این ویژگی «وب افزایشی» می‌گویند که دیگران آن را «وب زنده» نام داده‌اند.

آر اس اس، همچنین به این معناست که مرورگر وب تنها ابزار دیدن صفحات وب و مشاهده تبلیغات نیست. در حال حاضر از آر اس اس نه‌تنها برای فرستادن تبلیغات جدید بلاگ، بلکه روزآمدسازی تمام انواع داده، ازجمله قیمت سهام، داده‌های هواشناسی و موجود بودن عکس‌ها استفاده می‌شود. این موارد استفاده، درواقع بازگشت آر اس اس به یکی از ریشه‌هایش است. بااین‌حال آر اس اس فقط بخشی از آن چیزی است که موجب تفاوت یک وبلاگ با مدیریت وب عادی می‌شود. تام کوتز درباره اهمیت آر اس اس ها می‌گوید: «عملکرد آر اس اس ها ممکن است امروز به نظر خیلی ابتدایی و ساده بیاید. ولی این فناوری ابزاری بود که به خاطر سهولت انتشار و تبلیغش، در تبدیل وبلاگ‌ها از یک پدیده معمولی به جوامعی با افکار مختلف که باهم بحث می‌کنند، نقش بسیار مؤثری داشت».

منبع: تکنیک ها و تاکتیک های تبلیغات

برندهای «تقلیدکننده» دردسرساز هستند

برندهای «تقلیدکننده» دردسرساز هستند

امروز اگر حواستان باشد که کجا خرید می‌کنید، کمتر با مشکل کالاهای تقلبی مواجه می‌شوید. اما برندهای «تقلیدکننده» کمی دردسرساز هستند.

این‌ها برندهایی هستند که ظاهر، طعم یا بویی مشابه برندهای بزرگ دارند، اما کسی نامشان را نمی‌داند و متوجه نمی‌شود که نماد چه هستند.

سوپرمارکت‌ها، داروخانه‌ها، لباس‌فروشی‌ها و تمامی انواع دیگر فروشگاه‌ها از این برندها پرشده‌اند.

یک «چکش میراثی» می‌تواند به برند شما اعتبار بدهد و آن را از گروه «تقلیدکننده‌ها» بیرون بکشد. این روزها مردم برای رسیدن به برندهای اصل، هر کاری می‌کنند.

برندهای «تقلیدکننده» دردسرساز هستند

برندهای «تقلیدکننده» دردسرساز هستند

حتی شخصیت اسطوره‌ای «رونالد مک‌دونالد» هم می‌تواند بر ارزش برند صحه بگذارد. بچه‌ها فکر می‌کنند این دلقک کسی است که صاحب فست فود محبوبشان است. به‌ویژه در میان بچه‌های ۲ تا ۶ سال، این برند انتخاب اول به‌حساب می‌آید و ممکن است والدینشان را در خیابان کشان‌کشان به‌طرف جایگاه رونالد ببرند. والدینی که احتمالاً برگر کینگ را ترجیح می‌دهند.

برگر کینگ باید با این جذبه قدرتمند رونالد مک‌دونالد چه‌کار کند؟

هیچ! بهترین استراتژی، نادیده گرفتن قدرت رقیب است و حمله به او به هنگام ضعف. برگر کینگ باید بر بازار آدم‌بزرگ‌ها تمرکز می‌کرد.

اما در عوض، این شرکت با تقلید از مک‌دونالد و به‌منظور جذب کودکان، در کنار وعده‌های غذایی مخصوص کودکان، شهربازی‌های کوچکی در شعبه‌هایش ترتیب داد و درنهایت هم از روی رونالد مک‌دونالد، شخصیت پادشاه را طراحی و اجرا کرد.

برندهای «تقلیدکننده» دردسرساز هستند

برندهای «تقلیدکننده» دردسرساز هستند

تقلید از رقبا به‌هیچ‌وجه ایده خوبی نیست و علاوه بر آن، این «پادشاه» تقلید موفقی هم نبود. رونالد خونگرم و مو فرفری است و پادشاه، سرد و غیر صمیمی.

jel

استفاده از ستارگان در تبلیغات

یک پیام بازاریابی نمی‌تواند صرفاً یک پیام باشد و جاذبه‌ای نداشته باشد.

باید کاری کنید که توجه مشتریان به آنچه قرار است گفته شود، جلب شود. این نقش را یک ستاره می‌تواند به‌خوبی بر عهده بگیرد.

هیچ‌کسی، تأکید می‌کنم هیچ‌کسی به‌خوبی بیل کازبی نمی‌توانست یک پیام تبلیغاتی را منتقل کند. در سخنرانی مقدماتی تالار مشاهیر تبلیغات در سال ۲۰۱۱، آقای کازبی «جایزه ریاست جمهوری به مناسبت یک‌عمر فعالیت تبلیغاتی» را دریافت کرد.

چه چیزی موجب تأثیرگذاری بیل کازبی می‌شد؟ در یک کلمه: صمیمیت. مصرف‌کنندگان به‌شدت قادرند ستارگانی را که فقط «واژه‌ها را ادا می‌کنند» از کسانی که «به شایستگی محصول مورد تبلیغ، باور دارند» تشخیص دهند.

بهترین تبلیغ کازبی متعلق به محصولات پودینگ جل –اُ بود که بر عبارت‌هایی مانند «خوشمزه برای شکم» و «ممنونم مادر عزیزم» تأکید می‌کرد و در آن، کازبی کودک کم سن و سالی به نظر می‌رسید که شیفته دسر پودینگ جل –اُ بود.

استفاده از ستارگان در تبلیغات

استفاده از ستارگان در تبلیغات

بیل کازبی دقیقاً از همان دست ستارگانی است که به هنگام ورود محصول جدیدتان به بازار، نیاز دارید. کازبی برای برندهای دیگری مانند کرست، کداک، کوکاکولا و فورد نیز کارهای تبلیغاتی ماندگاری انجام داد.

بسیاری از بازاریاب‌ها در استفاده از ستارگان برای تبلیغ محصول خود تردید دارند، زیرا معتقدند که مردم می‌دانند آن‌ها برای این کار به ستارگان پول می‌دهند.

اما ۳ دلیل برای عدم استفاده از ستارگان وجود دارد: ۱) نرخ دستمزد ستارگان خیلی بالاست، ۲) در بسیاری از موارد نمی‌توان باور کرد که ستارگان مشتری برند شما باشند و ۳) ستارگان هم مانند تمامی انسان های دیگر ممکن است دچار خطای انسانی شوند و به برند شما آسیب بزنند.

foroosh

نکات مهم فروش خود را مرتب کنید

مردم تقریباً به همان ترتیبی که یک رمان را می‌خوانند، به خواندن بروشور می‌پردازند. ابتدا به جلد نگاه می‌کنند، شاید یک نگاه اجمالی هم به پشت جلد، و سپس کتاب را ورق می‌زنند و اگر به نظر جالب رسید، کتاب را می‌گشایند و از صفحه اول شروع به خواندن می‌کنند.

بروشور شما نیز مانند یک کتاب رمان جلد تمیز، بایستی دارای ساختار منطقی باشد. یک بروشور خوب، داستانی را حکایت می‌کند – داستان یک محصول را – با یک شروع – میانه – و انتها.

ترتیب مطالب یک بروشور توسط داستان آن و نیز نیازهای خواننده تنظیم می‌شود. برای مثال شغل والدین همسر من این است که از ناشران کتاب خریده، آن‌ها را به کمپانی‌ها می‌فروشند. شاید این کاری غیرمعمول است، کاری که درگذشته کتابدار یک کمپانی، به فکرش خطور نکرده بود. پس آن‌ها بروشور خود را با خلاصه‌ای از خدمات خود آغاز کرده، منافع آن را برای کتابدارها توصیف کنند.

نکات مهم فروش خود را مرتب کنید

نکات مهم فروش خود را مرتب کنید

در مرحله بعد، آن‌ها به شش مزایای اصلی استفاده از این خدمات اشاره می‌کنند. این مزایا به‌طور ساده فهرست بندی شده است و خواننده می‌تواند آن‌ها را به‌سادگی و به‌سرعت بررسی کند.

و سرانجام، بروشور، اطلاعات تکنیکی این خدمات و چگونگی فعالیت آن‌ها را در اختیار خواننده می‌گذارد و شیوه پر کردن فرم سفارش را نشان می‌دهد.

ترتیب مطالب بروشور خود را بر اساس خصوصیاتی از محصول یا خدمات، که خواننده علاقه‌مند به آگاهی از انهاست؛ قرار دهید.اگر مالک یک فروشگاه فروش کامپیوتر هستیم و مشتریانی که از در فروشگاه وارد می‌شوند؛ به‌کرات سؤالات یکسانی را مطرح می‌کنند، شما می‌توانید به تهیه یک جزوه بپردازید و آن را با عنوان((شش پرسش اساسی قبل از خرید کامپیوتر))در اختیار علاقه‌مندان قرار دهید.

اگر کمپانی شما درزمینهٔ تزیینات و دفاتر کار می‌کند، بروشور شما بایستی به‌صورت بازدید از یک دفتر مدرن ارائه شود. در توضیحِ گوشه و کنار این دفتر، درزمینهٔ استفاده از کولرآبی؛ لذا می‌توانید توصیف کنید که چگونه استفاده از این وسیله موجب آسایش بیشتر شما شده، تولید و خلاقیت شمارا افزایش دهد.

روش‌های متعددی برای سازمان‌دهی یک بروشور وجود دارند: ترتیب الفبایی، ترتیب زمانی؛ بر اساس اندازه محصول و اهمیت خواننده، سؤال و جواب، فهرست مزایای مشتریان؛ بر اساس خط تولید، بر اساس بهای محصول، بر اساس کاربرد بازار و بر اساس مراحل مختلف فروش. روشی را انتخاب کنید که برای مخاطبان، محصول و فروش شما مناسب‌ترین است.

lll

راهی نادرست برای آغاز کار نویسندگان

بسیاری از نویسندگان تبلیغات کار خود را وارونه آغاز می‌کنند.

زمانی که شرکت به یک آگهی و یا بروشور نیاز دارد، مدیر شرکت به نویسنده خود زنگ می‌زند و از او می‌خواهد که برای جلسه‌ای به دفتر او برود و با تبادل‌نظر با سایر اعضای گروه، کار خود را آغاز کند.

این بدترین راه ممکن برای آغاز کار است.

جلسه به این صورت است که نویسنده در اتاقی، که مملو از آدم‌های حرفه‌ای و متخصص است می‌نشیند و ساعت‌های متمادی را با شنیدن خصوصیات محصول، استراتژی تبلیغات، تحقیقات بازاریابی و مفاهیم تبلیغاتی، سپری می‌کند. ازآنجایی‌که این نویسنده کار خود را از صفر شروع کرده است، دیوانه‌وار به تلاش می‌پردازد، تا این سیل اطلاعات را یادداشت و درک کند.

همین افراد متخصص نیز به همراه مهندسان شرکت، وقت گران‌بهای خود را با توصیف اساس تجارت خود برای نویسنده به هدر می‌دهند. نویسنده نمی‌تواند به طرح سؤالات ارزشمند بپردازد، زیرا که به‌شدت مشغول جذب این اطلاعات جدید است. او سخت سردرگم می‌شود و حرفه‌ای‌ها نیز بی‌طاقت و بی‌حوصله‌اند.

سپس در پایان جلسه، مدیر تبلیغات، تازه به خاطر می‌آورد که یک دسته از نسخه‌های چاپی را به نویسنده بدهد و می‌گوید: (در اینجا تعدادی بروشور، مقاله و مقداری اطلاعات در مورد محصول ما وجود دارد. شاید بهتر باشد که قبل از نوشتن آگهی، نگاهی به آن‌ها بیندازی).

این اطلاعات حاوی ۹۰ درصد مواد موردنیاز نویسنده است. اگر این اوراق زودتر در اختیار او گذاشته می‌شد، این‌همه وقت و سرمایه به هدر نمی‌رفت و نیازی هم به جلسه طولانی احساس نمی‌شد.

من قویاً تأکید می‌کنم که شما قبل از آن که شروع به نوشتن آگهی خود کنید، نیازی شدید به‌تمامی تاریخچه محصول دارید. با مرور این اطلاعات در این ایام فراغت خود، شما معلومات کافی را در این زمینه کسب می‌کنید و سپس در جلسه‌ای که پس‌ازآن تشکیل خواهد شد، شما به مطرح کردن سؤالات، گرفتن پاسخ و جبران کاستی‌های اطلاعات چاپ‌شده خواهید پرداخت. حتی این کاستی‌ها را می‌توان با چند تلفن و انجام مصاحبه با افراد خبره جبران کرد و جلسه را کاملاً از برنامه حذف کرد – و نیز در کنار آن به هدر دادن وقت و سرمایه را.

جلسه‌های غیرضروری، که وقت و انرژی را به هدر می‌دهند، احتمالاً بیش از هر چیز دیگری در این تجارت مورد نفرت من است؛ اما یک نویسنده هشیار می‌تواند ۹۰ درصد این جلسه‌ها را با تأکید بر این نکته، که نویسنده و مشتری می‌توانند از طریق ارتباط تلفنی و یا پستی با یکدیگر در ارتباط باشند، حذف کند. البته می‌توانید گاه‌گاهی جلسه‌ای داشته باشید و در آن دوستی‌های قدیمی را تجدید کنید و یا ایده‌ها و افکار جدیدی را، که از راه دور نمی‌توان ردوبدل کرد، در میان بگذارید؛ اما اکثریت این تکالیف به‌راحتی و بدون نیاز به تشکیل جلسه‌ها می‌توانند خلق شوند – جلسه‌هایی که ساعت‌های متوالی به طول می‌انجامند و اغلب هم افراد شرکت‌کننده در آن‌ها به‌جایی نمی‌رسند.

البته متقاعد ساختن مشتری به استفاده از این روش، نیازمند زمان است. شما بایستی آن‌ها را در مورد کارایی و مقرون‌به‌صرفه بودن ((ارتباط پستی)) متقاعد سازید. شما می‌توانید هنر خود را در معرض نمایش بگذارید و به آن‌ها نشان دهید که حتی بدون جلسه‌های طولانی و یا ناهارهایی که با خوردن چند لیوان نوشیدنی به آخر می‌رسد و خیابان مدیسون ازاین‌جهت شهرت دارد، اثری پرارزش ارائه کنید. مهم‌تر از همه آن‌که شما باید روشی را طراحی کنید که از طریق پست و تلفن به‌راحتی و سهولت صورت گیرد. روش من در این زمینه نمونه‌ای از این الگوست.

به تصویر کشیدن نادیدنی ها

به تصویر کشیدن نادیدنی ها

استعاره حالتی است که در آن واژه یا عبارتی به‌جای استفاده معمول خود، به‌جای چیزی دیگر به کار برود.

«آمریکا بوته ذوب است.»

استعاره تصویری نمادی است که به‌وسیله آن می‌توان به محصولی ناملموس زندگی بخشید. برای مثال، شما چطور می‌توانید «بیمه» را به تصویر بکشید؟ نمی‌توانید.

به همین دلیل است که شرکت‌های بیمه بزرگ‌ترین استفاده‌کنندگان استعاره‌ها یا نمادهای تصویری هستند. این نمادها می‌توانند چکش‌های بصری نیرومندی باشند.

تراولرز از چتری قرمز استفاده کرده تا مفهوم «حمایت» را در خدماتی که ارائه می‌دهد، نشان دهد. «زیر چتر بهتر است» آخرین میخ کلامی این شرکت بوده است. تاریخچه این چتر قرمز، قدرت ماندگار یک تصویر را نشان می‌دهد.

در سال ۱۹۹۸، غول بانکداری آمریکا، سیتی کورپ با شرکت تراولرز گروپ ادغام شد. این ادغام در اثر پیروی از یک راهنمایی نابخردانه و به‌منظور راه‌اندازی یک سوپرمارکت مالی صورت گرفت.

این ترکیب، سیتی گروپ نام گرفت و استفاده از چتر قرمزرنگ را به‌عنوان نماد سوپرمارکت مالی، در دستور کار خود قرارداد.

تاریخچه ادغام‌ها ملال‌انگیز است و سیتی گروپ نیز از این قاعده مستثنا نیست. ۴ سال پس‌ازاین ادغام، سیتی گروپ در عرضه سهام عمومی اولیه خود، تراولرز را واگذار کرد، اما نماد ارزشمند چتر را به‌عنوان بخشی از نشان تجاری سیتی گروپ حفظ نمود. ۲ سال بعد، تراولرز توسط مجموعه شرکت‌های سنت پاول به قیمت ۱۶ میلیارد دلار خریده شد. این ترکیب، مجموعه شرکت‌های سنت پاول تراولرز نام گرفت.

تیره شناسی به دردتان خواهد خورد

تیره شناسی به دردتان خواهد خورد

ما معمولاً صفات انسانی را به جانوران ربط می‌دهیم. به آدم‌های شجاع می‌گوییم «قلب شیر» دارند، آدم‌های بزدل «جگرجوجه» دارند و انسان‌های طماع «خوک صفت» هستند.

آدم‌های بازیگوش و کمتر جدی، «مثل اسب» دلقک‌بازی درمی‌آورند. آن‌هایی که تنها تابع دیگران هستند، به «گوسفند» می‌مانند و شایعه‌سازها «گربه صفت» هستند.

افرادی که هیچ‌گاه تسلیم نمی‌شوند و رویا‌هایشان را به‌زانو درمی‌آورند، «سگ‌جان» و وکلا شبیه «کوسه‌ها» هستند.

آن‌هایی که به‌ندرت حرف می‌زنند، «مثل موش» ساکت و کسانی که مدام درگذشته سیر می‌کنند، «دایناسور» هستند.

جانوران در آمریکا محبوبیت خود رادارند، مانند حیوانات خانگی. آمریکایی‌ها از ۸۶ میلیون گربه، ۷۸ میلیون سگ، ۱۶ میلیون پرنده و ۱۳ میلیون خزنده نگهداری می‌کنند.

به دلیل آشنایی ما با حیوانات و علاقه‌ای که به آن‌ها داریم، می‌توانیم به چکش‌های بصری قدرتمندی تبدیلشان کنیم.

به تصویری که جگوار ایجاد کرده، نگاه کنید؛ برند اتومبیلی که در سال ۲۰۱۱ در آمریکا، تنها ۱۱۲۷۶ دستگاه فروخته است.

جگوار را با برخی برندهای دیگری که در همان سال فروش بیشتری داشته‌اند، مقایسه کنید.

تیره شناسی به دردتان خواهد خورد

تیره شناسی به دردتان خواهد خورد

سوزوکی (۲۶۶۱۸)، لندرور(۳۸۰۹۹)، میتسوبیشی (۷۹۰۲۰)، اینفینیتی (۹۸۴۶۱) و آکورا (۱۲۳۲۹۹).

تصویر جگوار و نامش، به این برند قابلیتی می‌دهد که در خیابان، حتی از برندهای پرفروش‌تر بیشتر به چشم بیاید.

برنامه بازاریابی جگوار چه چیزی کم دارد؟ خب البته یک میخ کلامی.

جگوار چیست؟ بسیاری از مردم نمی‌دانند.

حال به اینفینیتی، خودرو لوکس شرکت نیسان نگاهی بی اندازیم.

بسیاری از مردم می‌دانند که نشان این برند از علامت ریاضی «بی‌نهایت» گرفته‌شده است. اما عنصر بصری ضعیفی است، زیرابه صنعتی که در آن به‌کاررفته، ربطی ندارد(بدنه یک خودرو که برگه ریاضی نیست). گاهی بی‌ربط بودن تأثیر خوبی دارد؛ اگر دسته کم ذره ای ارتباط منطقی دیده شود. اما ارتباط منطقی بین مفهوم بی‌نهایت و یک خودرو چیست؟

از سویی، یک خودرو جگوار شبیه جگوار جانور است؛ صیقلی و سریع.

این چکش بصری قوی تقریباً هیچ میخ کلامی‌ای ندارد و این حقیقتی است که در طول سال‌ها به برند جگوار لطمه‌ای جدی وارد کرده است.

منبع: کتاب چکش بصری

این بطری کمر باریک یک چکش قدرتمند است

این بطری کمر باریک یک چکش قدرتمند است!

بطری کوکاکولا فقط یک بطری نیست. چکشی بصری است که مفاهیمی را به ذهن مخاطب فروکرده است. ایده‌هایی مانند این‌که کوکاکولا از میوه درجه‌یک کولا تهیه‌شده، قابل‌اعتماد است و خودِ جنس است!

در آگهی‌های بازرگانی کوکاکولا، تصاویر بیش از صداهایی که به گوش می‌رسند، حرف می‌زنند. این همان کارکرد چکش بصری است. اگر به تبلیغات کوکاکولا در چند سال اخیر توجه کرده باشید، متوجه استفاده پررنگ‌تر از این بطری معروف شده‌اید؛ چه در آگهی‌های چاپی، چه در تبلیغات تلویزیونی یا روی بطری‌ها، بسته‌بندی‌ها و بیلبوردها و حتی روی سربرگ‌ها و کارت ویزیت‌ها.

چکش بصری این شرکت، تنها عاملی است که باعث شده برند کوکاکولا، گران‌قیمت‌ترین برند دنـــــیا، باارزش ۷۰٫۵ میلیارد دلار باشد و این را به گروه مشاوره بین‌المللی اینتربرند (بزرگ‌ترین شرکت‌های بین‌المللی مشاوره برند آمریکایی) مدیون است.

در اقتــصاد جهــانی کنــونی، یک چکش بصری قدرتمند، نوعی دارایی به‌حساب می‌آید و ارزش ویژه‌ای دارد.

برخلاف ایده کلامی، یک چکش بصری می‌تواند بدون نیاز به هرگونه ترجمه‌ای، مرزهای بین‌المللی را بشکند.

آنچه باعث اهمیت بطری شیشه‌ای کمر باریک و ۶٫۵ اونسی کوکاکولا شده، این است که تعداد چندان زیادی از آن‌هم به فروش نمی ســد.

اما چه فرقی می‌کند. این بطری کمر باریک یک چکش قدرتمند است !

این بطری کمر باریک یک چکش قدرتمند است

این بطری کمر باریک یک چکش قدرتمند است.

قوطی کوکاکولا تنها یک قوطی نوشابه است، مانند سایر قوطی‌های نوشابه. برای همین است که تصویر بطری کمر باریک روی آن چاپ‌شده، این قوطی را متمایز می‌کند. کاری که روی لیوان‌های پلاستیکی کوکاکولا نیز انجام می‌شود.

بااینکه چکش بصری کوکاکولا سال‌هاست که تغییری نکرده، میخ‌های کلامی این برند بارها و بارها عوض‌شده‌اند. در ۱۰۷ سال اخیر، ۵۷ شعار تبلیغاتی مختلف از این برند گفته‌اند. بسیاری از این‌ها تقریباً فراموش‌شده‌اند، مانند شعار تبلیغاتی سال ۱۹۴۱: «کوک، کوکاکولاست»

«اصل جنس» به‌ویژه، میخ کلامی قدرتمندی بود، زیرا نوعی ارتباط درونی با چکش بصری این برند ایجاد می‌کرد.

بطری کمر باریک کوکاکولا نماد اعتبار این برند است و «اصل جنس» یادآور این اعتبار.

بااینکه شرکت کوکاکولا تنها یک دوره دوساله، آن‌هم ۴۰ سال پیش، از این شعار استفاده کرده، اما «اصل جنس» هنوز در روزنامه‌ها، مجله‌ها، کتاب‌ها و برنامه‌های تلویزیونی زنده است.

این حقیقت، قدرت کلامی ایده را نشان می‌دهد. همچنین نشان می‌دهد که ایده‌های کلامی باگذشت زمان قدرت و تأثیر بیشتری پیدا می‌کنند و تا دهه‌ها زنده می‌مانند.

بااین‌حال، چرا بیشتر شرکت‌های آمریکایی عملکردی عکس‌دارند؟ این از تبعات ناگزیر جوایز «خلاقیت» در تبلیغات است. امروزه اگر سهمی از این جوایز نداشته باشید، دیگر نمی‌توانید یک شرکت تبلیغاتی موفق باقی بمانید.

و اگر در سال جاری، از شعار سال گذشته خود استفاده کرده باشید، نمی‌توانید یکی از این جایزه‌ها را از آن خود کنید. «خلاقانه» نیست؛ یعنی جدید و متفاوت نیست.

بنابراین آژانس‌های تبلیغاتی با انتخاب سختی مواجه هستند. جایزه را ببرند یا نابود شوند. نمی‌توانید برای انتخاب گزینه اول آن‌ها را سرزنش کنید.

منبع: کتاب چکش بصری

 

 

مدل های گوناگون الگوبرداری در تبلیغات

مدل های گوناگون الگوبرداری در تبلیغات

مدل های مختلفی را می توان برای الگوبرداری در نظر گرفت. دو مدل متمایزتر، الگوبرداری برمبنای مقایسه چه چیزهایی و الگوبرداری برمبنای مقایسه ی چه کسانی هستند. حال به توضیح هریک از موارد ذکر شده می پردازیم :

الف) الگوبرداری بر مبنای اینکه چه چیزهایی با هم مقایسه شوند.

این مدل با عنوان چه چیزهایی با هم مقایسه می شوند، شامل انواع ذیل است :

  1. مقاسه براساس عملکرد: در این نوع از الگوبرداری، سازمان ها معیارهای عملکردی تبلیغات را با هم مقایسه می کنند. به عنوان مثال یک سازمان در زمینه ی معیارهای پیامی یا معیارهای رسانه ای خود را با سازمان پیشرو مقایسه می کند.
  2. مقایسه براساس فرآیندهای کاری: در این مدل روش ها و فرایندهای تبلیغاتی سازمان ها با یکدیگر مقایسه می شوند. به عنوان مثال یک سازمان فرآیندهای لازم برای تبلیغات یک محصول خاص را با فرایندهای سازمان پیشرو مقایسه می کند.
  3. مقایسه راهبردی: در این مدل استراتژی سازمان ها با یکدیگر مقایسه می شوند به عنوان مثال استراتژی پیام رسانی سازمان ها، استراتژی رسانه ای سازمان ها و استراتژی بسته بندی مواردی از این دست با یکدیگر مقایسه شده و بهترین سازمان از لحاظ اتخاذ استراتژی مربوطه پس از مقایسه شناسایی می شوند.

 

ب) الگوبرداری بر مبنای اینکه چه کسانی با هم مقایسه شوند.

این مدل با عنوان چه کسانی با هم مقایسه شوند شامل موارد ذیل است:

  1. الگوبرداری داخلی: کاربرد این مدل از الگوبرداری معمولا در شرکت ها و سازمان های بزرگ است. از آنجا که یک سازمان بزرگ از زیرمجموعه های زیادی تشکیل شده است، یک بخش یا یک صنعت با بخش یا صنعت دیگر از زیرمجموعه ی اصلی یا مادر مقایسه می شود و به واقع مقایسه ی داخلی بین بخش های مختلف یک سازمان بزرگ انجام می پذیرد. به عنوان مثال می توان به شعبه های مختلف آی بی ام در کشور های مختلف اشاره کرد.
  2. الگوبرداری تبلیغاتی رقابتی: در این حالت تبلیغ محصول های مشابه از دو شرکت رقیب مورد مقایسه قرار می گیرند. الگوبرداری رقابتی به واقع تعمیم تجزیه و تحلیل تبلیغات رقیب و بخشی از فعالیت های تجزیه و تحلیل رقیب به شمار می رود. در این حالت به جای تمرکز بر روی عملکرد متوسط تبلیغات خود، روی تبلیغات بهترین رقیب تمرکز کرده و او به عنوان بهترین الگو در نظر گرفته می شود.
  3. الگوبرداری تبلیغات کارکردی: در این حالت بحث روی مقایسه ی کارکرد های مختلف است؛ به عنوان نمونه فعالیت ترجیحی یک شرکت با فعالیت ترجیحی شرکت دیگر مقایسه می شود. در این حالت الزامی وجود ندارد که تولیدات دو شرکت حتما یکسان باشند.
  4. الگوبرداری عمومی: در این حالت حد و مرزی برای الگوبرداری وجود ندارد. الگوبرداری ژنریک یک حالت ساختگی و تصنعی است. در اینجا با ساخت یک مدل تبلیغات فرضی بهترین الگوبرداری صورت می گیرد و تمرکز برروی فرایند های کاری ممتاز عالی است.این نوع الگوگیری بسیار موثر ولی در عین حال دشوار است.

roozname

استفاده از روزنامه و خبرنامه‌ها برای پیشبرد فروش

 

استفاده از روزنامه و خبرنامه‌ها برای پیشبرد فروش
یکی از اثربخش‌ترین ابزارهای بازاریابی، استفاده از روزنامه، مجلات و درج مقالات در تحسین، توصیه یا حمایت یک محصول است. ازآنجاکه مجلات و روزنامه‌ها هر یک مخاطبان معینی در اختیاردارند، به مناسب‌ترین شیوه در دست مشتریان بالقوه و مشتریان هدف سازمان قرار می‌گیرند، و می‌توانند هزینه‌های صرف شده‌ی تبلیغاتی را به مؤثرترین شیوه خرج کنند.

این مقالات که اغلب با درج در روزنامه‌های تخصصی و پرطرفدار از طریق شرکت‌های توزیع‌کننده‌ی روزنامه‌ها و مجلات مستقیماً به در منزل یا شرکت مشترکین ارسال می‌شوند، به دلیل ماهیت اطلاع‌رسانی روزنامه/مجله و ترغیب افراد، در بیش‌تر موارد به‌راحتی از حصارها و موانع ارتباطی مشتریان عبور می‌کنند،و در کوتاه‌ترین زمان در اختیار افراد هدف قرار می‌گیرند و حداقل یک‌بار مطالعه می‌شوند.

این اولین گام است:دست‌یابی به فرد یا افراد مناسب،جلب‌توجه آن‌ها و مطالعه و دقت و تمرکز آن‌ها بر مطالب،درصورتی‌که این مطالب به‌درستی طراحی و تهیه‌شده باشند، با انتخاب واژگان و عبارت اثربخش و پیشنهاد راهکارها و نقش محصول یا خدمت موردنظر در راستای حل مشکلات، کسب‌وکارها را ترغیب می‌کنند، و آن‌ها را برای برقراری ارتباط بیش‌تر تشویق می‌نمایند:

·        شیوه‌های مقابله با رقبا و کاهش هزینه‌های سربار.

·        راهکارهای افزایش سودآوری و درآمد.

·        معرفی فعالیت‌های تبلیغاتی و بازاریابی نوآورانه و اثربخش شرکت‌ها.

·        پیشنهاد راهکارهای افزایش سطح فروش باهدف رفع مشکلات محیط رقابتی.

·        معرفی راهکارهایی برای جلب‌توجه و تأثیرگذاری برمشتریان.

به‌طورکلی چنین مطلبی نقش یک مشاوره‌ی رایگان را دارد، و می‌تواند از تأثیرگذاری بیش‌تری بر مخاطبان برخوردار باشد.درصورتی‌که برخی ایده‌های جدید .و خلاقانه پیش روی صاحبان کسب‌وکارها قرار گیرد، میزان تأثیرگذاری این مطالب و تلاش برای برقراری ارتباطات عمیق‌تری در این گروه دوچندان می‌شود.

مطالعه‌ی به‌عمل‌آمده در خصوص اثربخش‌ترین مقالات مندرج در روزنامه‌ها و مجلات باهدف بازاریابی محصولات یا خدمات نشان می‌دهد که اولویت اصلی مخاطبان در انتخاب و تمرکز بر این نوشته‌ها عبارت‌اند از:

·        شناسایی شیوه‌های کاهش هزینه یا آشنایی با راهکارهای رایگان و بی‌دردسر برای جلب مشتریان جدید.

·        معرفی شیوه‌های ارتقا و تسریع فرایند تبدیل مشتریان بالقوه به مشتریان ثابت وفادار.

·        شیوه‌های افزایش متوسط خرید هر یک از مشتریان در هر بار مراجعه.

·        افزایش تکرار خرید و طول دوره‌ی عمر هر مشتری.

·        مؤثرترین راهکارهای ارتقای حاشیه سود و درآمدزایی شرکت باکم ترین هزینه.

·        افزایش نرخ توصیه‌ی محصول از سوی مشتری.

پس از معرفی ایده‌های فوق، ذکر نتایج کسب‌شده در حوزه‌های ذیل به همراه ارائه‌ی نمونه‌ها و اعداد و ارقام مربوطه می‌تواند تأثیرگذاری این ابزار را دوچندان کند:

·        خروج کسب‌وکار از وضعیت رکورد یا تبدیل یک نام و نشان تجاری یا محصول به موقعیت رهبری بازار.

·        بهره‌برداری از خلاقیت‌ها و توان کارکنان در راستای تحقق هدف‌ها.

·        ارائه‌ی برخی از فعالیت‌های بشردوستانه و خیر خواهانی شرکت برای اثبات تعهدش به جامعه.

·        نشان دادن روحیه‌ی نشاط و جوانی در کسب‌وکار.

·        معرفی ارزش‌های ارائه‌شده به مشتریان در دوران فعالیت.

سرانجام استفاده از چهره‌ای شناخته‌شده و مورد تأیید جامعه و گروه هدف می‌تواند گام نهایی موفقیت این ابزار باشد.ازجمله اقدامات مکمل این ابزار، برقراری تماس با مشتریان بالقوه و پرسش در خصوص دیدگاه‌های آن‌ها پس از مطالعه‌ی مطلب موردنظر در روزنامه با مجله است.در بیش‌تر موارد درج چنین مطلبی در روزنامه یا مجلات می‌تواند فضای سرد میان مشتریان بالقوه  و سازمان را از بین ببرد، آن‌ها را آماده‌ی ایجاد ارتباطی جدید نماید.

نمونه‌های متعدد نشان داده‌اند که استفاده از این ابزار، دست‌یابی به نتایج را برای شرکت‌ها افزایش می‌دهند؛ اگرچه به‌یک‌باره نرخ مراجعه‌ی مشتریان بالقوه را چندین برابر نمی‌کند، ولی با جلب‌توجه گروهای هدف ، آمادگی فکری آن‌ها را برای برقراری رابطی افزایش می‌دهد.

73224060-1024x682

محصولی منحصر به فرد طراحی کنید

محصولی منحصر به فرد طراحی کنید

اگر می‌توانید محصول خود را به‌گونه‌ای طراحی کنید که چکشی بصری در دل خود داشته باشد، مزیت بزرگی را در بازار برای خود ایجاد کرده‌اید.

‏البته « ‏نخستین برند یک صنعت بودن»کمک بزرگی می‌کند. وقتی نخستین هستید، یک طراحی متمایز می‌تواند برتری شما را در صنعت اثبات کند.

‏هیچ برندی مانند ساعت سوئیسی رولکس از این مزیت بهره‌برداری نکرده است.  بند ساعت منحصربه فرد این برند، نمادی فاخر است و یک چکش بصری که جایگاه برند را تا همیشه در ذهن مشتریان به‌عنوان برترین ساعت لوکس، ثبت کرده است. مانند خیلی از برندهای دیگر، رولکس نخستین برند ساعت لوکس در بازار نیست. اما نخستین ساعت لوکس ثبت‌شده در ذهن مردم است. ظهور یک صنعت جدید همواره با بهمنی از برندهای جدید همراه است.

rolex

گواه این مسئله نیز صدها برند کامپیوتر شخصی یا نوشیدنی انرژی است.

آخرین محصول فناوری‌های پیشرفته، یعنی تبلت را در نظر بگیرید. در ژانویه‌ی ۲۰۱۱ بیش از ٨٠ ‏مدل از این محصول در «فستیوال محصولات مصرفی الکترونیک» به مخاطبان معرفی شدند.

با تعدد برندهای هر صنعت، احتمال این‌که برند برتر، بهترین محصول را ارائه دهد، خیلی کم است. ممکن است محصول خوبی تولید کرده ‏باشد، اما لزوماً بهتر است از دیگر برندهای هم‌گروه خود نخواهد بود.

«زندگی عادلانه نیست» جمله‌ای است از جان اف.کندی. این گفته علاوه برسیاست، در  بازاریابی هم صدق می‌کند. به‌رغم مثال‌های متناقض بسیاری که وجود دارد، بسیاری از اصحاب بازاریابی، برند برتر را صاحب بهترین محصول می‌دانند؛ و این درست نیست.

‏گزارش مصرف‌کننده، یکی از سازمان‌های مستقل انگشت‌شمار است که آزمایش‌های جامعی بر روی محصولات مصرفی انجام می‌دهد و اغلب به این نتیجه می‌رسد که برندهای فرعی، به لحاظ کیفیت، برتری فاحشی نسبت به پیشروهای بازار دارند.

jpg

‏در آزمایش برندهای قهوه در این سازمان، در کمال تعجب طعم قهوه‌ی مک‌دونالد از استارباکس بهتر گزارش‌شده است.

‏آنچه موجب برد بک برند می‌شود، ادراکی است که می‌گوید این برند در بازار برتر است. اینجا صحبت از جدال ادراک‌ها به میان می‌آید، نه کیفیت محصولات.

باوری عمومی است که استارباکس به‌عنوان پرچم‌دار قهوه‌ی باکیفیت، از تمام دیگر برندهای قهوه بهتر است.

‏در یک صنعت نوظهور که برندهای بسیاری در آن بر سر سهم خود از ذهن مخاطب، با یکدیگر می‌جنگند، پایین کشیدن برندی که زودتر در ذهن مصرف‌کننده جا خوش کند و جایگاه خود را به‌عنوان یک برند پیشرو بسازد، تقریباً غیرممکن می‌شود.( حال این‌که واقعا نخستین باشد یا نه، دیگر محلی از اعراب ندارد.)

‏مانند کلینکس در صنعت دستمال‌کاغذی، هاینز در صنعت سس گوجه‌فرنگی و هلمانز در صنعت مایونز.

‏واژه‌ها را با عناصر تصویری مقایسه کنید. واژه‌ها ضعیف هستند، چندان به خاطر نمی‌مانند و اعتبار کافی ندارند. در عوض چکش‌های بصری قوی هستند، در خاطر می‌مانند و برانگیزاننده‌ی احساسات‌اند.

‏عجیب است. مبالغه در تصاویر اثربخش است، اما در کلام به‌ندرت تاثیر می‌گذارد. جمله‌ی ادرالف لورن برندی است که چوگان‌بازها می‌پوشند. هیچ حسی جز خمیازه در شنونده ایجاد نمی‌کند. از سوی دیگر، تصویر چوگان‌باز روی لباس‌های این برند، ابزار قدرتمندی است که دقیقاً همین گفته را می‌رساند. به‌علاوه، این نماد می‌گوید که رالف لورن برندی سطر بالا و از پیشروهای این صنعت است. بعد از قایقرانی، چوگان احتمالاً گران‌قیمت‌ترین ورزش جهان است که بیشتر میلیونرها و اشراف به آن می‌پردازند.

Polo-Ralph-Lauren-logo

‏تمساح لاکوست درباره‌ی این برند چه می‌گوید؟ هیچ، مگر این‌که این برند لاکوست است. تمساح درواقع تنها نوعی معمای تصویری است که یادآور یک واژه است. تصویر چوگان‌باز یک چکش است که رالف لورن را به‌عنوان پیشروی بازار متمایز کرده است.

تصاویر به این دلیل قدرتمند هستند که مردم تمایل دارند آنچه را می بینند، باور کنند! نه آنچه را که می شنوند. اغلب می شنویم که می گویند « من می دانم این موضوع صحت دارد، با چشم های خودم دیده ام».

برگرفته از کتابt

content marketing

اهمیت بازاریابی محتوا برای کسب و کارتان

اهمیت بازاریابی محتوا برای کسب و کارتان

۱-افزایش آگاهی

ارائه یک محتوای باارزش به کسی که تا به حال شناختی از سازمان شما ندارد یک روش غیرتهاجمی برای معرفی خودتان است. اگر این مشتریان بالقوه مطلب شما را دوست داشته باشند، احتمال بسیار بالاتری خواهد داشت که سعی کنند اطلاعات بیشتری از کالا و خدمات شما بدست آورند.

۲- بهبود SEO (بهینه سازی موتورهای جستجو)

هر چقدر محتوای شما محبوبیت بیشتری پیدا کند، موتورهای جستجو اعتبار بیشتری برای آن قائل می شوند و در نتیجه در نتایج موتورهای جستجو بیشتر دیده خواهید شد. هم حجم محتوا و هم به روز بودن آن در نتایج جستجو مهم هستند. به طور مرتب محتوا منتشر کنید و خیلی زود نتیجه آن را در نتایج موتورهای جستجو خواهید یافت.

۳- افزایش ترافیک

یکی از مهمترین کارکردهای بازاریابی محتوا افزایش ترافیک و هدایت مخاطبان به سمت وب سایت شماست. بهتر است در تولید محتوا بیشتر از کمیت به کیفیت کار اهمیت دهید. ممکن است یک اینفوگرافیک تولید کنید و ویروسی نیز شود ولی اگر موضوع آن گسترده و چندان تخصصی و به طور کلی متناسب با کسب و کار شما نباشد احتمال آن که بازدید کنندگان تبدیل به مشتری شما شوند بسیار کم است.

۴- جمع آوری داده ها و اطلاعات

هر چقدر کاربران بیشتری را با محتوایتان درگیر کنید، ‌فرصت های بیشتری برای شناخت آن ها خواهید داشت. زمانی که آن ها را شناختید و علایق و نیازهای آن ها را شناسایی کردید، محتوایتان را متناسب با آن علایق و نیازها تولید خواهید کرد و به عبارتی هدفمندتر عمل خواهید نمود.

۵- افزایش گفتگوها

کاربران و مخاطبان می توانند تبلیغی بسیار موثرتر به نسبت سایر روش های تبلیغی برای محصولات و خدمات شما باشند. بحث ها و گفتگوهایی که در وب سایت های دیگر درباره محتوای تولیدی یا محصولات و خدمات شما به راه می افتد می تواند یک تبلیغ فوق العاده تاثیرگذار و در عین حال رایگان باشد. مهم این است که محتوا یا آفری داشته باشید که کاربران را وادار به درگیر شدن نماید.

scamper_image

خلاقیت صرفاً ذاتی نیست…

خلاقیت صرفاً ذاتی نیست…

دنیای امروز دنیای خودسازی محسوب میشود و به شخصه اصلاً اعتقادی بر این که خیلی خصوصیات صرفاً در ذات افراد قرار داره ندارم.

با اجرای ساده ی تکنیک های مختلف امکان بهبود مسیر، پیشرفت و حتی تغییر مسیر افراد وجود دارد.

اینجا با تکنیک فوق العاده ساده ای آشنا می شویم که به راحتی میتونه سیل عظیمی از ایده های جالب رو به ذهنمون برسونه و توی هر زمینه کاری تغییر و خلاقیت ایجاد کند.

تکنیک اسکمپر(SCAMPER Technique)

سوالات ایده برانگیز که به فرد کمک می‌کنه تا موضوع و مسئله مورد نظر خودش رو از زوایای مختلف مورد بررسی قرار بدهد و به ایده های جدیدی دست پیدا کند.

این تکنیک برگرفته ست از ۷ مهارت  که گام به گام با هم بررسی می کنیم و برای درک بهتر اون مثال هایی رو میزنیم که با آنالیز اونها متوجه میشیم چقدر ایده اولیه ساده بوده و فقط نیاز به تمرکز داشته و خیلی از ما میتوانیم برای خدمات و محصولات این کار و انجام بدیم.

  1. جانشین کردن (Substitute)
  2. ترکیب کردن (Combine)
  3. اقتباس، تطبیق یا سازگاری (Adapt – Adopt)
  4. تغییر دادن، اصلاح کردن و یا بزرگ کردن (Modify – Magnify)
  5. کاربردهای دیگر (Put to other uses)
  6. حذف یا کاهش (Eliminate)
  7. بازآرایی یا معکوس کردن (Rearrangement – Reverse)

 

۱- جانشین کردن Substitute

چه چیزی را میتوان به جای چیز دیگر به کار برد؟

هیزم، زغال، گازوئیل،نفت، بنزین، گاز

۲-ترکیب کردن Combine

چه چیزی را با چه چیزی میتوان ترکیب کرد؟

دستمال کاغذی + عطر = دستمال کاغذی معطر

تلفن+ دوربین+ ضبط و پخش صوت= موبایل

ترکیب دو عدسی دوربینی و نزدیک بینی در عینکها

۳- اقتباس، تطبیق یا سازگاری (Adapt (Adopt

آیا می توان چیزی را متناسب تر کرد؟

تولید کنسرو بدون نیاز به درباز کن (با تعبیه قلاب در باز روی درب کنسرو

آیا می‌توان چیز جدیدی را از چیزی دیگری اقتباس کرد؟

ساخت هلیکوپتر با اقتباس از بال سنجاقک

ساخت هواپیما با استفاده از ساختمان بال و بدن پرندگان

۴-تغییر دادن، اصلاح کردن و یا بزرگ کردن (Modify (Magnify

آیا می‌توان تغییری در چیزی ایجاد کرد؟ آیا می توان چیزی را بزرگ‌تر کرد؟

تولید نوشابه‌های خانواده

تولید لاستیک‌های پهن

۵-کاربردهای دیگر Put to other uses

چه استفاده دیگری از یک وسیله می توانیم بکنیم؟

استفاده مجدد از ضایعات کارخانه‌های تولیدی

استفاده از بطری‌های نوشابه خانواده برای ساخت خانه!

۶-حذف یا کاهش Eliminate

چه چیزی را می توان از یک وسیله حذف کرد؟

حذف سیم از هندزفری موبایل

کوتاه کردن فرآیندهای اداری و بروکراسی

۷-بازآرایی یا معکوس کردن (Rearrangement(Reverse

اگر چیزی را معکوس کنیم یا ترتیب آن را تغییر دهیم چه می شود؟

تغییر ساعات کار ادارات برای کاهش ترافیک

تغییر آرایش محیط کار برای افزایش کارایی

امید دارم با کمی تغییر نگرش و خودسازی روز به روز شاهد بهبود هر چه بیشتر مسیر زندگی و کسب و کارهایمان باشیم.

‏مزیت‌ها و محدودیت‌ها تبلیغات نسبت به سایر شیوه‌های بازاریابی

‏مزیت‌ها و محدودیت‌ها تبلیغات نسبت به سایر شیوه‌های بازاریابی

تبلیغات نسبت به سایر شیوه‌های بازاریابی از دو مزیت منحصربه‌فرد بهره‌مند‌است: نخست آن‌که در استفاده از تکنیک‌های تبلیغاتی، کنترل کاملا در اختیار شما است. برخلاف روابط عمومی، شما می‌توانید به‌دقت، زمان، مکان و تعداد پیام‌هایی را که برای مخاطبان می‌فرستید، ویژگی‌های ظاهری و سایر جزئیات مرتبط با آن‌ها را خود در دست داشته باشید. به‌علاوه، می‌توانید مخاطبان هدف خود را انتخاب کرده و با توجه شاخص‌های جغرافیایی برنامه‌ی مشخصی را برای تأثیرگذاری بر آن‌ها دنبال کنید.

‏دومین ویژگی منحصربه‌فرد تبلیغات این است که: شما با استفاده از این ابزار می‌توانید ثابت‌قدم بمانید و با ارائه‌ی تصویری از شرکت و انتقال پیام خود برای مشتریان در بلندمدت و مکررا، سطح آگاهی و اعتماد آن‌ها را افزایش دهید و به‌این‌ترتیب، مشتریان به‌تدریج تحت تاثیر فعالیت‌های تبلیغاتی، شمارا خواهند شناخت و درصورتی‌که برنامه‌ی مدونی را دنبال کنید، به‌سرعت و سهولت، بسته‌بندی، عناصر نام و نشان تجاری و پیام تبلیغاتی شمارا از رقبا متمایز خواهند کرد.

‏این مزیت‌ها کافی به نظر می‌رسند، اما تبلیغات نیز مانند سایر شیوه‌های بازاریابی، معایب و محدودیت‌های خاص خود را دارد. اول آن‌که: اجرای صحیح مبارزات تبلیغاتی نیازمند برنامه‌ریزی منسجم و دقیق است؟ درصورتی‌که این برنامه‌ریزی‌ها به‌درستی صورت گیرد و از قبل تمام جزئیات در نظر گرفته‌شده باشد، تبلیغات می‌تواند شیوه‌ای اثربخش و به‌صرفه‌ی اقتصادی شناخته شود. به‌عنوان‌مثال، اگر برنامه‌ی بلندمدتی را برای درج پیام تبلیغاتی خود در روزنامه یا مجلات دنبال کنید، هزینه‌ی درج هر آگهی، کم‌تر از شرایطی است که تنها برای دفعات معدودی آگهی می‌دهید. به همین ترتیب، با طراحی چاپ چندین پیام تبلیغاتی به‌طور هم‌زمان، هزینه‌های شما کاهش می‌یابد. دوم این‌که: تبلیغات نیازمند صرف زمان و حضور مستر است. اثربخش فعالیت تبلیغاتی شما به‌تدریج و در درازمدت افزایش می‌یابد: زیرا مصرف‌کنندگان هر بار پیام‌های شمارا مشاهده نمی‌کنند یا حتی در صورت مشاهده ‏به آن توجه نمی‌کنند. به همین جهت باید به‌طور مستمر برای مشتریان فعلی و بالقوه‌ی خود مزیت‌های محصولات و خدمات خور را یادآور شوید. تأثیر بلندمدت تبلیغات، افزایش سطح شناسایی محصول و نام و نشان تجاری شما است و این امر به‌تدریج می‌تواند منجر به سودآوری شرکت نوبت.

PLANTERS-TRUCK2_900

شناسایى نام و نشان تجارى

شناسایى نام و نشان تجارى

فرض کنید که براى خرید بادام‌زمینی به سوپرمارکت مراجعه کرده‌اید. کدام‌یک از دو نام و نشان تجارى پلنترز یا آنکل جیمز را انتخاب مى‌کنید؟ اگر قیمت محصول آنکل جیمز بسیار ارزان‌تر باشد و شما در زمره‌ى مشتریانى باشید که به دنبال خرید کالاهاى ارزان قیمت است، انتخاب شما آنکل جیمز است، اما در شرایط دیگر بسیارى از افراد، بادام زمینى‌هاى پلنترز را انتخاب مى‌کنند. دلیل این امر این است که این نام برایشان شناخته شده است. به عبارت دیگر، سطح شناسایى این نام و نشان تجارى نزدشان بالاتر است.

‏براى سالیان متمادى در تبلیغات پلنترز به مشتریان گفته‌شده که بادام رمینى‌هاى این شرکت بهترین است. اگرچه ممکن است بسیارى از مردم هرگز آن محصول را استفاده نکرده باشند، اما برترى این نام و نشان تجارى را باور دارند. اگر نام و نشان تجارى دیگرى نظیر آنکل جیمز، هدایاى تبلیغاتى خود را به‌صورت مکرر همراه نامه‌هاى تبلیغاتى براى شما بفرستد، نام، لوگو و شعار این شرکت در منزل یا محل کار شما باقى خواهد ماند. تحت تأثیر این هدایای تبلیغاتى سطح شناسایى شما از این نام و نشان تجارى افزایش مى‌یابد. حتی اگر شیفته‌ی محصولات پلنترز باشید ممکن است روزى تصمیم بگیرید که بادام‌زمینی‌های آنکل جیمز را امتحان کنید. درنتیجه‌ی ارتقاى سطح شناسایى نام و نشان تجارى به سبب توزیع مکرر هدایاى تبلیغاتى، مشتریان با بسیارى از محصولات جدید آشنا مى‌شوند. از این مرحله به بعد، کیفیت و ارزش واقعى محصول، عامل کلیدى خواهد بود. در نمونه‌ی ذکر شده، یکى دیگر از جذاب‌ترین ایده‌های تبلیغاتى، ارسال نمونه‌ى محصول بادام‌زمینى در ظروف و بسته بندى‌هاى «بادوام و قابل نگهدارى» براى مشتریان است. در این صورت، زمانى که بادام زمینى‌ها تمام مى‌شوند، مشتریان شما بسته‌بندى را نگه مى‌دارند و براى کاربردهاى دیگر از آن استفاده مى‌کنند.

دو نام و نشان تجاری planters و uncle jim’s در زمینه‌ی تولید و عرضه‎‌ی بادام زمینی فعالیت می کنند. planters پرسابقه‌تر از دیگری است و کیفیت و قیمت بالاتری برخوردار است. در حالی  که Uncle jim’s ارزان‌تر است و به تازگی به بازار راه یافته است.

 

3352d0afc0a3d6fe767719555baf6320

نمونه‌ای از بسته‌بندی‌های بادوام و قابل نگهداری برای معرفی محصولات.

‏محمدعلى، قهرمان سنگین‌وزن ورزش بوکس اظهار مى‌دارد: «من معتقدم که اگر به حد کافى تکرار کنم که بهترینم، مى‌توانم تمام دنیا را نسبت به برترى خود متقاعد سازم.» شاید کلید اصلى موفقیت در «تکرار پیام به حد کافى» باشد.

simpl-but-best

ساده بهترین است

نخستین اصل یک چکش خوب، سادگی آن است. فرض کنید مسئولیت بازاریابى مؤسسه‌اى با عنوان «کمیته‌ی بین‌المللی جمع‌آوری کمک براى مجروحان جنگى» به شما محول شده است.

‏چکش بصرى مورد انتخابتان چیست؟

‏چکش را فراموش کنید. میخ کلامى در اولویت است. هیچ‌کدام از واژه‌هاى تشکیل‌دهنده‌ی نام این سازمان (بین‌المللی، کمیته، کمک و مجروحان) نمى‌تواند به شکلى منحصربه‌فرد تصویر نمود. خوشبختانه این سازمان عنوان خود را به «کمیته بین‌المللی صلیب سرخ» تغییر داد که تا به امروز نام رسمى سازمان باقی‌مانده است.

American-Red-Cross

‏صلیب سرخ، با ٩٧ ‏میلیون داوطلب و پشتیبان و کارمند در ١٨٢ ‏کشور، یکى از بزرگ‌ترین و موفق‌ترین سازمان‌هاى دنیاست. (صلیب سرخ آمریکا سازمانى مستقل است که با کمیته‌ى صلیب سرخ جهانى، همکارى مستقیم دارد.)

وقتى به دنبال چکش بصرى مى‌گردید، از میخ شروع کنید. اما در این مسیر به یک تناقض برمى‌خورید. در بسیارى از موارد، براى رسیدن به چکشى اثربخش‌تر، باید بعضى از معانى لغوى را قربانى کنید. «کمک به مجروحان» از «صلیب سرخ» ویژه‌تر و معنادارتر است. اما مهم نیست. دو واژه‌ی کمک و مجروحان را نمى‌شود تصویر کرد و صلیب مسخ را مى‌شود.

‏هدف نهایى برنامه‌ى بازاریابى، چسباندن ایده‌اى به دیوار ذهن مخاطب است. اما گاهى فقط کافى است از امکانات موجود به‌رایگان استفاده کنیم.

‏صلیب سرخ، هم واژه و هم‌رنگ سرخ را، هم‌زمان، براى یک مؤسسه‌ى خیریه استفاده کرد. سرپرست گروه یوتو، و بابى شرایور (پسر سارجنت شرایور) «محصول سرخ» را ایجاد کردند تا براى از بین بردن بیمارى ایدز در آفریقا پول جمع‌آوری کنند.

‏برند محصول سرخ مجوز دارد که شریک شرکت‌هایی مانند اپل، کانورس، دل، گپ، هال مارک، نایکى و استارباکس شود. هر شریک، محصولى تولید مى‌کند که با لوگوى محصول سرخ همراه است و درصدى از سود شرکت به صندوق جهانى مبارزه با ایدز، سل و مالاریا تعلق مى‌گیرد.

iu9jO3C

‏محصول سرخ، بزرگ‌ترین خیر خصوصى این صندوق جهانى است و تا کنون بیش از ١۵٠ ‏میلیون دلار براى برنامه‌هاى ایدز در آفریقا جمع‌آورى کرده است. جالب است یادآورى شود که صلیب سرخ و محصول سرخ معروف هستند، اما صندوق جهانى مبارزه با ایدز، سل و مالاریا، نه چندان!

‏چکش بصرى صندوق جهانی چیست؟ باید نامش را تغییر دهد تا بتواند چنین چکشى داشته باشد.

‏به بیانى دیگر، پیش از جستجو به دنبال چکش بصرى، گاهى به چیزى نیاز دارید تا میخ کلامى خود را تیز کنید.

‏با بررسى شکل‌ها خواهید دید که مشتى شکل منحصربه فرد وجود دارد که بسیارى از مردم نمى‌توانند آن ها را از هم تشخیص دهند.

‏همچنین بسیارى از شکل‌هاى معمول (چهارگوش، دایره، پیکان، سه گوش، چک مارک، خورشید، ستاره و غیره) توسط افراد بى‌شمارى استفاده شده‌اند که دیگر به عنوان چکش بصرى کارایى ندارند. افزودن یک رنگ منحصربه فرد هم مى‌تواند کمکى باشد، اما بسیارى از ترکیبات رنگ و شکل نیز پیش از این انتخاب شده‌اند. براى مثال، ستاره‌ى سرخ را هم روسیه استفاده کرده و هم چنین هنگام جستجوى یک چکش بالقوه، سادگى باید اصل راهنماى شما باشد. تصادفى نیست که سه دین بزرگ دنیا از نمادهایى استفاده کرده اند که بسیار ساده هستند. هلال و ستاره، صلیب و ستاره‌ى داوود.

tide-targe

‏بسیارى از شکل‌هاى ساده را برندهاى کنونى به کار برده اند.

براى مثال، «هدف تیراندازی» به شکلى اثربخش، هم به وسیله‌ى فروشگاه هاى «تارگت» به کار گرفته شده و هم پودر لباسشویی « تاید».

‏چکش «هدف تیراندازی»، تاید از اثربخشی فوق‌العاده‌ای برخوردار بود، زیرا نخستین برند صنعت خود محسوب مى‌شد. همچنین در مرکز هدف قرار گرفتن واژه‌ی «تاید»، به اثربخشی این چکش کمک بیشتری کرده است. با بررسی هدف فروشگاه‌های زنجیره‌ای تارت متوجه می‌شویم آن چیزی که به نشان تجاری قدرتی فوق‌العاده بخشیده، همان سادگی در طراحی است.

برگفته از کتاب چکش بصریt

overwight

‏بررسی تکنیک‌هاى تبلیغات سورئالیستی

فنون سوررئالیسم:

‏بررسی تکنیک‌هاى تبلیغات سورئالیستی:

تکنیک طنز:

براى ایجاد طنز باید واقعیت را ویران کرد. قدرت ماندگارى یک صحنه‌ی طنز در ذهن بسیار بیشتر از واقعیت است. طنز فرصتى براى لذت بردن است. یکى از فنون تکنیک تبلیغات سورئالیسم استفاده از یک برنامه‌ی تبلیغاتى طنزگونه است. در این تکنیک براى تبلیغ کالا یا ایده از طنز استفاده مى‌کنند. طنز با سازوکارى خاص به مغز مخاطبان نفوذ مى‌کند و بدین ترتیب مى‌توان هم چهره‌ای ماندگار از چیزى را که مى‌خواهد تبلیغ شود، در ذهن مخاطب به‌جا گذاشت. براى نمونه تبلیغات راهنمایى رانندگى در کشور ما یا تبلیغات خمیر دندان کرست از این تکنیک استفاده مى‌کنند.


crest-extra-whitening-toothpaste-corn-small-10646

تکنیک شگفت و جادو:

سورئالیست‌ها از امور شگفت‌انگیز و غیرواقعی براى نشان دادن چیزهایى که باید تبلیغ شوند، استفاده مى‌کند. حساسیت به امر شگفت براى مخاطبان، تکنیکى است که شرکت‌ها براى تبلیغ محصول‌ها و خدمات خود بهره می‌برند. در این تکنیک، کالاها، خدمات و ایده‌ها به غیرواقعى‌ترین چیزها تشبیه مى‌شوند. براى مثال تلفن همراه شبیه کتلت، خودرو شبیه به گراز، دستکش شبیه به ماهى و ….

نیز یکى دیگر از تکنیک‌های سور رئالیست‌هاست. در تیزرهایى که به این تکنیک ساخته مى‌شوند، از صحنه‌هایی شبیه به جادو استفاده مى‌شود. براى نمونه در تبلیغات نوشابه ابسلوت دریکی از تیزرها، به‌صورت یک نوشابه‌ى جادویى نشان داده مى‌شود که قدرت جادویى بسیار عجیب و غریبى دارد.

b94091a1da0af8fecc3ab893379d41b5

تکنیک نگارش خودکار:

این ویژگی طرفداران این تکنیک، برگرفته از شگرد نگارش خودکار است. بدین‌صورت که چشمان خود را بسته و هرچه را به ذهنشان خطور مى‌کرد، به روى کاغذ مى‌آوردند یا با بریدن تکه‌هاى روزنامه و چیدن نوشته‌هاى آن‌ها کنار یکدیگر آثارى خلق مى‌کردند. این تکنیک نوعى قدرت بى‌نظیر در خلق آثار تبلیغات معجزه‌آسا است! یک وسوسه‌ى روانى بسیار شگفت انگیز براى تحت تأثیر قرار دادن مشتریان و مخاطبان. ارتباط بین همبرگر، جنگ و چتر در تبلیغات شرکت برگر کینگ یا ارتباط

نمونه‌هایى از استفاده این تکنیک در تبلیغات است.

 

تکنیک رؤیا:

به گفته‌ی یک روانشناس بزرگ، غیرممکن‌ها در خواب ممکن مى‌شوند. در این تکنیک دست‌اندرکاران و مجریان تبلیغات با شگفتی تمام به عالم رویاى مخاطبان نفوذ مى‌کنند. رؤیا وسیله‌ی شناخت و تفکر است. به همین دلیل در رویا نیز بازاریابى و تبلیغات ممکن مى‌شود. براى نمونه شرکت آدویل براى تبلیغ داروى ایبوپروفن از رویاها و خواب‌هاى تحریک‌کننده‌ى مخاطبان استفاده کرده بود. رویا مى‌تواند ابزارى قوى در تبلیغ باشد. سورئالیسم تنها مکتبى بود که ارزش ازدست‌رفته‌ی رویا را هم ازنظر روانشناسى و هم از نظر فلسفى و تبلیغاتى به آن برگرداند.

تکنیک دیوانگی:

دیوانگان گاهی از رازهایی خبر می‌دهند که دانشمندان به مطالعه‌ی آن‌ها پرداخته و اندیشه‌های بسیاری را کشف می‌کنند. آن‌ها گاهی به متون، تصاویر، بیان‌ها و اشیایی اشاره می‌کنند که فقط ذهن خلاق و آزاد از قوانین طبیعت و آمار می‌تواند به آن‌ها توجه کند. دیوانگی در آثار تبلیغاتی یک نوع ورزش مغزی مخاطبان و مشتریان است. شاید شرکتی که در فرانسه برای تبلیغ کفش‌های خود آن‌ها را درصحنه‌ها و تصاویری بر سر انسان‌ها پوشانده بود، نوعی دیوانگی و ورزش مغزی در کار تبلیغات خود نشان داده بود.

14f5b0fab70ec68ec24ad2c5cc951ac5

gooutside_phone_ads

تکنیک تبلیغات سوررئالیستى

تکنیک تبلیغات سوررئالیستى (افراواقعى- ضمیر ناخودآگاه )

‏واژه‌ى سوررئالیسم نخستین بار در نمایشنامه‌ى «عبث‌نما» گیوم آپولینر به نام «سینه هاى تیره زیاس» به کار رفت. این نمایشنامه در سال ١٩٠٣ ‏نگارش یافت ولى نخستین بار در سال ١٩٢٧ ‏به روى صحنه رفت. «درام سوررئالیستى» عنوان نوعى نمایشنامه بود. ظهور سوررئالیسم مصادف با دوره‌اى است که نظریات زیگموند فروید، پزشک روانشناس اتریشى درباره‌ى «ضمیر پنهان» و«رویا» و «واپس‌زدگی» افکار را به خود مشغول داشته بود.

‏فلسفه‌ى علمى تبلیغات سوررئالیستى همان روانکاوی فروید است. چنانکه از واژه‌ى سوررئالیسم برمى‌آید، آیین اصلى آن بر این اصل استوار است که جهانى واقعى‌تر از جهان عادى وجود دارد و آن جهان ضمیر ناخودآگاه است. پیروان این تکنیک در تبلیغات به دنبال جنبه‌هایى از تبلیغ هستند که به ضمیر ناخودآگاه مشتریان نفوذ کند و از این طریق پیام رسانى کرده، مخاطب را تحریک کند.

‏برخى از نظریه پردازان بازاریابى معتقدند که مى‌توان با تحریک و رخنه در ضمیر ناخودآگاه مشتریان، کالا و خدمات را به فروش رساند. مانند تبلیغات کلاس‌هاى کنکور در کشورما که با تحریک رویاها و ضمیر ناخودآگاه دانش آموزان، آن را به انجام مى‌رسانند. در تبلیغات به شیوه‌ى این تکنیک، راه‌هاى نفوذ به ضمیر ناخودآگاه مشتریان مورد هدف قرار مى‌گیرد. در تبلیغات سوررئالیستى، سازنده‌ اثر به درونى‌ترین لایه‌هاى ذهنى مشتریان و مخاطبان نفوذ مى‌کند تا آنها جریان عینى کالا را احساس کنند و آنها را درون قلمرو پندارهایى از کالا و ایده و رویایى آمیخته با بازاریابى آن محصول یا ایده قراردهد! واقعیت را رها کند و به بالاتر از واقعیت پناه برد. این خود مى‌تواند یکى از ابزارهاى بازاریابان براى خلق ایده‌ها و استراتژى‌هاى بازاریابى باشد. تهیه کنندگان این تکنیک تبلیغات، امیال واپس‌زده‌ى مشتریان را کشف و از این نقطه شروع به تبلیغ مى‌کنند.

مجله Go Outside با طراحی این پوسترهای تبلیغاتی در فضای سوررئالیسم بیننده را ترغیبب  میکند تا بیرون رود و تغییری برای خلاص شدن از یکنواختی و روزمرگی زندگی بدهد.

gooutside_wall_ads_aotw

طرح و رنگ خاکستری این تبلیغ قطعا باعث می‌شود تا در ضمیر ناخودگاه بیننده تاثیر بگذارد و برای بیرون رفتن بیشتر تشویق شود. در سورئالیسم هدف هنرمند این است که یک واقعیت تازه و مطلق در بیاورد، به عبارت دیگر واقعیت و رویا را به هم بیامیزد”واقعیتی برتر از واقعیت” بیافریند.

gooutside_window_ads_aotw

Peugeot-print-interactive

نمونه‌های خلاقانه تبلیغات تعاملی

نمونه‌های خلاقانه تبلیغات تعاملی

تبلیغات تعاملی، گونه ای از تبلیغات است که تبلیغ کننده فقط مشاهده ی تبلیغ خود توسط مخاطبان را نمی خواهد. بلکه مخاطب را درگیر تبلیغ می کند. این سبک از تبلیغات به قدری خلاقانه طراحی می شود که مخاطب ضمن درگیر شدن با تبلیغ، رغبت پیدا می کند تا کاری را انجام دهد. در تبلیغات غیر تعاملی بیننده تنها مجبور به دیدن تبلیغ است و هیچ مشارکتی در مورد تبلیغ نمی تواند داشته باشد.

همچنین بازاریابی تعاملی بر پایه یک فرآیند بازاریابی یک به یک است که در مقابل اقدامات فردی مشتریان واکنش نشان می‌دهد و این توانایی به معنی بازاریابی مبتنی بر تریگر است که بسیار موثرتر از بازاریابی مستقیم و طبیعی است. بازاریابی تعاملی به طور معمول ۲ تا ۱۲ بار موثرتر از بازاریابی مستقیم سنتی است.

نمونه آگهی تعاملی ایربگ پژو در مجله

در این آگهی  نمایی از جلوی خودرو است و از مخاطب خواسته شده تا به آگهی ضربه بزند و در صفحه بعدی یک ایربگ کوچک قرار داده شده که با ضربه خوردن باد می‌کند.

peugeot-print-adPeugeot-print-interactive

نورپردازی Lladro:

چرا برای لامپ‌‌ها تبلیغ کنیم در حالی که می‌توانیم به مشتریان یک آگهی چاپی هدیه بدهیم که تبدیل به لامپ شود. این تبلیغ مانند کتاب‌های سه بعدی است که به مخاطبان اجازه می‌دهد که لامپ خود را به هر شکلی که می‌خواهند خلق کرده و در گوشه دیوار نصب کنند.

lamp-interactive-ad lladro-interactive-print

نایک:

تبیلغ تعاملی نایک نمونه‌ی بسیار جذابی است که در آرژانتین اجرا شده است. در این تبیلغ شما در وب‌سایت ثبت نام کرده و سپس از تردمیل استفاده می‌کنید و به ازای هر کیلومتری که می‌دوید مقدار مشخصی پول به یونیسف کمک می‌کنید.

niketreadmill23

man-at-desk-on-iphone-

توصیه‌هایی برای بازاریابی موبایلی

شما در طول روز چند بار موبایل خود را بر می دارید و با آن کار می کنید؟ احتمالاً وقتی بیدار می شوید، وقتی منتظرید آب دوش گرم شود، وقتی داخل صف تاکسی هستید، وقتی در اتوبوس نشسته اید، قبل از اینکه به خواب بروید، و فهرستی بی پایان از موقعیت های اینچنینی. مسئله این است که جامعه ی امروز، در دنیای دیگری تحت عنوان دنیای اینترنت زندگی می کند. جهانی که در آن فاصله ی ما با همه چیز، از جمله شرکت شما، در حد یک کلیک است.

تمام کسب و کار ها باید خود را برای پدیده ای مثل موبایل و اینترنت همراه آماده کنند، مخصوصاً کسب و کار های کوچکی که سعی دارند خودشان را در دنیای اینترنت جا بیندازند. ۴ راهنمایی پیش رو به تمام کسب و کار ها (چه کوچک و چه بزرگ) کمک می کنند حضور بهتری در فضای مجازی موبایلی داشته باشند.

۱- وبسایت خود را روی موبایل امتحان کنید

این یک توصیه نیست، بلکه یک الزام است. وبسایت شما «باید» برای موبایل بهینه سازی شده باشد. اگر از این موضوع اطمینان ندارید، امتحان کردنش سخت نیست. می توانید آن را روی گوشی های مختلف و یا مرورگرهای موبایلی مختلف امتحان کنید. حتی روی کامپیوتر های دسکتاپ و یا لپتاپ نیز می توانید با تغییر اندازه ی صفحه، تغییر سایز نوشته ها روی صفحه را بیازمایید. اگر وبسایت شما با نمایشگر های موبایلی سازگاری ندارد، وقت تغییر است. سازگاری با موبایل برای بهینه سازی و یا استفاده از ابزار های سئو روی گوشی های هوشمند بسیار حیاتی است.

۲- افزونه و تبلیغات موبایلی خود را داشته باشید

داشتن برنامه ی تبلیغاتی مدون روی موبایل، ضرورت دیگری برای کسب و کار های کوچک است. از آنجا که اغلب کاربران گوشی های هوشمند هنگام استفاده از این ابزار مستقیماً به دنبال محصول یا خدمات شما نمی گردند، تبلیغات موبایلی این دسته از کاربران را به سمت شما می کشاند.

اما اگر واقعاً قصد دارید خود را از دیگران متمایز کنید، اپلیکیشن خاص خود را داشته باشید. این کار با هزاران شیوه ی مختلفی که تنها محدودیت آن خلاقیت شماست می تواند به بازاریابی موبایلی شما کمک کند.

۳- مشتریان بالقوه ی خود را روی موبایل آماده کنید

وقتی خصوصیات حضور موبایلی خود را تنظیم می کنید، خود را جای مشتریانتان بگذارید. دیگر کسب و کار های مشابه خود را روی موبایل جستجو کنید. سعی کنید بفهمید چه عاملی باعث کشیده شدن یک مشتری تازه به سمت کسب و کار شما می شود و چه چیزی او را وادار می کند بارها و بارها به وبسایت شما مراجعه کند.

همانگونه که پیشتر نیز گفته شد، مشتریان شما دائماً مشغول استفاده از موبایل خود هستند؛ از این موضوع استفاده کنید. بهره مندی از یک اپلیکیشن خلاقانه برای موبایل و یک وبسایت سازگار با انواع مختلف گوشی های همراه و مرورگرها، راه بسیار خوبی است برای اینکه مشتریان وفادار خود را حفظ کنید. از روان بودن تجربه ی مشتری روی اپلیکیشن و وبسایت خود اطمینان حاصل کنید و به او اجازه دهید تا جایی که امکان دارد دسترسی راحتی به کسب و کار شما داشته باشد.

۴- طراحی تعاملی و تفکر محلی را از یاد نبرید

طراحی ریسپانسیو وبسایت یکی از گزینه های بسیار جذاب برای جذب مشتریان جدید است. وقتی کسی مرورگر خود را باز می کند تا به دنبال چیزی بگردد، این نوع طراحی می تواند نظر وی را جلب و او را به گردش در وبسایت شما ترغیب کند. یک اپلیکیشن مناسب نیز در قدم بعدی به مراجعه ی چندباره ی وی کمک خواهد کرد. طراحی ریسپانسیو اولین قدم برای ورود به دنیای اینترنت همراه است. این نوع طراحی مشتری تازه را به گونه ای درگیر کسب و کار شما می کند که می توانید با یک برنامه ی وفاداری مشتریان خوب بهترین بهره برداری را از آن داشته باشید.

یک اپلیکیشن فعال و پویا نیز به حفظ مشتری کمک و او را برای بازاریابی بیشتر آماده خواهد کرد. مثلاً فرض کنید پیتزا فروشی دارید و مشتری شما در صف ثبت سفارش منتظر ایستاده است و گوشی خود را بالا و پایین می کند. از طریق اپلیکیشن، با یک پیشنهاد ویژه مبنی بر پیش غذای مجانی در ازای سفارش، می توانید مشتری خود را به مراجعه ی چند باره به کسب و کار خود ترغیب کنید.

به هر صورت به یاد داشته باشید می توانید از فضای ایجاد شده توسط اینترنت و گوشی های همراه، به بی نهایت شیوه ی ممکن برای گسترش کسب و کار خود بهره بگیرید. مشتریان منتظر اند چیزی به آنها بفروشید. آنها ابزار بازاریابی را در دست خود دارند و آن را همه جا همراه خود می برند. آنها را در کسب و کار خود درگیر کنید، چرا که به احتمال زیاد روی گوشی های هوشمند خود فقط منتظر اولین قدم شما هستند.

منبع: http://digiato.com?p=81909

یییییی

اصول اولیه بازاریابی چریکی

اصول اولیه بازاریابی چریکی

اشتباهی رایج در زمینه بازاریابی آن است که فکر میکنیم این فرآیند مربوط به آینده و مشتریان بعدی ما خواهد شد ولی در بازاریابی چریکی نیمی از زمان به مشتریان فعلی اختصاص داده میشود و جمع آوری اطلاعات در مورد آنها سنگ بنای فعالیت های بعدی شما خواهد بود. با فراموش کردن مشتریان گذشته و عدم جمع آوری اطلاعات دقیق و مناسب تمامی هزینه و انرژی صرف شده برای کسب آن مشتریان به هدر خواهد رفت.

بازاریابی چریکی در عمل فرصتی مناسب است تا به مشتریان خود کمک کنید که در حال و آینده خود موفق باشند، آنها میخواهند پول بیشتری در بیاورند، وزن کم کنند، جنس مخالف را جذب کنند، شرکت خود را بسازند، سالم تر باشند یا سیگار را برای همیشه ترک کنند. پس شما میتوانید به آنها کمک کنید و راه مناسب برای رسیدن به اهدافشان را نشان دهید.

هرگز این نکته را فراموش نکنید که؛ بازاریابی چریکی در مورد شما نیست بلکه در مورد مشتریان شماست.

بازاریابی چریکی راه های جدیدی برای اندازه گیری و پیش بینی طرز رفتار افراد، تحت تاثیر قرار دادن افراد و آزمایش و تعیین کمیت و کیفیت تعیین میکند. همچنان که روانشناسان در مورد رفتار انسان ها به ما می آموزند بازاریابی را نیز باید در دنیای تجارت امروزی بعنوان یک علم شناخت. در تصویر زیر افراد میتوانند ساعت ها را بر روی دست خود امتحان کنند!.

666

بدون شک بازاریابی نوعی از هنر است، همانطور که نقاشی، نویسندگی، عکاسی، هنرپیشگی و موسیقی را بعنوان هنر میشناسیم، باید مجموعه ای از آنها که عموما در بازاریابی  چریکی به کار گرفته میشوند را نیز هنر بنامیم. با این وجود کاری به جنبه علمی و هنری نداریم و هدف نهایی ما تجارت و کسب منافع خواهد بود. شاید تمامی این هنرها و علوم توسط یک بازاریاب چریکی و برای کسب منفعت بیشتر ایجاد شده باشند!

بازاریاب چریکی تاجری است که به دنبال هدف های از پیش تعیین شده مانند سود آوری بوده و برای رسیدن به آن از ابزاری غیرمتعارف بهره میبرد. بازاریاب های چریکی خود را به به منابع عظیم مالی و بودجه های سنگین وابسته نمیکنند و در عوض خود را وابسته به خلاقیت و ابتکار فردی میدانند.

مثال جالب بازاریابی چریکی

فردی صاحب یک مغازه کتاب فروشی کوچک بود که در میان دو کتاب فروشی بزرگ و معتبر قرار داشت، روزی هنگام مراجعه به محل کار خود متوجه تابلو مغازه سمت راستی با عنوان “فروش عظیم جشن سالگرد، ۵۰ درصد تخفیف” شد. این تابلو حتی از سردر مغازه نیز بزرگتر بود و بسیار جلب توجه میکرد. روز بعد مغازه سمت چپی نیز تابلویی با عنوان “حراج بزرگ، ۶۰ درصد تخفیف” نصب نمود و مغازه این شخص در میان ایندو بیش از پیش محقر بنظر میرسید. صاحب این کتاب فروشی کوچک چه کاری میتوانست انجام دهد؟
از آنجایی که او یک بازاریاب چریکی بود، تابلویی متفاوت برای خود طراحی نمود و در سردر مغازه نصب نمود،رو این تابلو نوشته شده بود “در ورودی اصلی”!

49562

زیبایی شناسی در گرافیک شهری نقش ویژه ای دارد
وجه به اصول زیبایی شناسی در گرافیک شهری به عنوان یکی از شاخصه¬ های شهرنشینی و فرهنگ سازی از اهمیت ویژه ¬ای برخوردار است.

4846

با توجه به سابقه تاریخی گرافیک، نخستین نشانه ­ها و علائم گرافیک به دوران پیش از اختراع خط باز می­گردد و پس از اختراع خط و با متعدد شدن زبانها و گویش های مختلف نیاز به زبان مشترک تصویری احساس شده و به تدریج گرافیک ( به معنای ساده­ کردن پیام ) به عنوان شاخه جدید هنری جایگاه خود را در دنیای هنر بازکرد.

در ارتباط با کارکرد گرافیک برای مخاطب، کارکرد و هدف گرافیک انتقال سریع و بدون خطا و شفاف به مخاطب است، بنابراین در بسیاری از زمینه­ ها از جمله تبلیغات، ابزارها و رسانه ­های مختلف در محیط شهری جایگاه ویژه ­ای پیدا کرده است.

در ارتباط با زیبایی شناسی در گرافیک شهری، در گرافیک شهری دو عامل زیبایی شناسی و معماری نقش اساسی و ضروری داشته و قبل از طرح هرگونه عمل­ گرافیکی توجه به یک زیرساخت اساسی با حضور افراد متبحر از اهمیت ویژه­ ای برخوردار است.

در تبلیغات شهری علاوه برگرافیست، حضور یک کارشناس زیبایی شناسی ضروری است و با کمبود این رشته در دانشگاه هم مواجه هستیم.

ضمن مقایسه روش ­کار گرافیک شهری ازگذشته تا امروز، درگذشته و دوران پس از جنگ تحمیلی و در نبود بیلبورد از دیوارهای فرسوده و امکانات ضعیف برای گرافیک شهری استفاده می­شد که علاوه بر هزینه­ های بالا از کیفیت خوبی هم برخوردار نبود و امروزه با توجه به نیاز مخاطب از یک بیلبورد برای تبلیغات مختلف بهره ­برداری می­شود.

گرافیک نوین امروز، با استفاده از تجربیات­ کشورهای دیگر شکل ­گرفته­ که باید مطابق فرهنگ و خواستگاه های اجتماعی­ کشور ما تطبیق شوند و نیز انتخـاب جایگاه مناسـب بـرای تأثیرگذاری پیـام بر مخاطب از نکات ضروری محسوب می­شود.

نقش اساسی گرافیک شهری به عنوان یکی از شاخصه­ های شهرنشینی با توجه به نقش اساسی­ گرافیک شهری در شاخصه های شهرنشینی ­که در پیامدهایی نظیر آرامش افراد جامعه، کنترل بحث ترافیک و فرهنگ ­سازی نقش ویژه و پررنگی دارد، توجه به نکات یاد شده و استفاده از راهکارهای جدید با همیاری مسئولان بسیار سودمند است.

زیبایی شناسی در تصویر و رسانه ها

زیبایی شناسی سنتی

ازآنجاییکه زیبایی شناسی فلسفی است،تلاش می کند با مشخص کردن قواعدی ،هنر را اصولی تر کند. نقاشی، مجسمه سازی و معماری از این نمونه هنرها است

زیبایی شناسی در رسانه ها

رسانه های اولیه دراین خصوص می توان به تلویزیون، ویدئو (کلیپ و فیلم) اشاره کرد. زیبایی شناسی در رسانه ها یک روند است نه اصول ثابت و بدون تغییر. این روندی است که ما در آن عناصرمختلف رسانه ای را مورد آزمایش قرار می دهیم و واکنشمان را از ادراک آنها بررسی می کنیم. این روند کمک می کند تا بتوانیم تاثیر و میزان ارتباط با مخاطب را در عناصر مختلف رسانه ها بسنجیم.

عناصر اولیه رسانه ها

  نور و رنگ

فضای دو بعدی

فضای سه بعدی

حرکت و زمان

  صدا

مفاهیم این پدیده ها باعث می شود شخص با استفاده از زبان و لغات زیبایی شناسی با دقت و شفافیت بیشتری رسانه ها را درک یا خلق کند

2 (2)

اهمیت انتخاب رنگ بر استراتژی برند

اهمیت انتخاب رنگ بر استراتژی برند
یک قوطی قرمز نوشابه را در نظر بگیرید، یا حروف راه راهی به رنگ آبی، سیبی سیاه و سفید یا قوس‌هایی زرد رنگ، تصویر و نام چه برند‌هایی به ذهنتان رسید؟ در هر نمونه، رنگ عنصر اصلی شناسایی و ارتباط با نام‌های تجاری است. این رنگ‌ها ما را در تشخیص و برقراری ارتباط با برند یاری می‌رسانند.
در انتخاب استراتژی موثر و جامع برای برند، باید اهمیت رنگ را همواره در نظر داشت. اهمیت رنگ به مراتب چیزی بیش از جنبه زیباشناختی آن است. مشتریان با کمک رنگ اولین درک و شناخت از نام تجاری شما را کسب می‌نمایند و همین شناخت میزبانی برای برقراری ارتباطات آتی با نام تجاری خواهد بود.
رنگ نام تجاری، از جمله شخصیت‌های مهم داستان نام تجاری شما است. در انتخاب رنگ برای معرفی نام تجاری خود بایستی فرای تفکرات شخصی و ذهنی فکر کنید.

رنگ و مغز
ادراک بصری از جمله حواس اولیه انسان است که برای بررسی و برخورد معقول با محیط اطراف به‌کار گرفته می‌شود. رنگ مجموعه‌ای از واکنش‌ها را در قشر مغز و در سراسر سیستم عصبی مرکزی ایجاد می‌کند. درک اولیه رنگ یکی از محرک‌های اصلی تکامل انسان به‌شمار می‌رود، تصور کنید چنین درکی چه تاثیری بر شناخت مشتریان شما از برند خواهد داشت.
1 (1)
هنگامی که انسان‌ها رنگی خاص را شناسایی می‌کنند، واکنش شیمیایی در مغز انجام می‌شود که منجر به واکنشی احساسی و عاطفی می‌شود. این واکنش نسبت به رنگ باعث بروز افکار، یادآوری خاطرات، حوادث، افراد و ارتباطات تلخ و شیرین می‌شود. رنگ تاثیر بسزایی بر انسان دارد. مغز انسان طوری طراحی شده است که در برابر مشاهده رنگ‌های مختلف واکنش نشان دهد. تمامی این واکنش‌ها در هوشیاری کامل برای انسان اتفاق می‌افتد.
همه ما می‌دانیم رنگ چیزی بیش از برداشت عصب بینایی انسان از بازتاب امواج نوری است که به مغز منتقل می‌شود. در اصل رنگی وجود ندارد و تنها بازتابی از آن قابل‌مشاهده است.
ذهن آگاه ما آماده و مستعد بخشیدن معنا و احساس به رنگ‌های مختلف در چارچوب ارزش‌ها است. برقراری چنین ارتباطات فرهنگی با رنگ‌های خاص باید محرکی توانمند برای تصمیمات استراتژیک و خلاقانه‌ای باشد که بنیان و هویت برند شما را در بازار شکل می‌دهند.
در طیف نور تاثیری فیزیولوژیک نهفته است. رنگ‌هایی با طول موج بلند (مثل رنگ قرمز) تاثیر بیشتری در مغز به‌جای می‌گذارند. رنگ‌هایی با طول موج کمتر (مثل آبی) آرامش بخش تر و در واقع تاثیر کمتری بر مغز انسان به‌جای می‌گذارند.
پس جای تعجب نیست که برندی مشهور در صنعت بیمه مثل Progressive از رنگ آبی به عنوان اصلی‌ترین رنگ جهت هویت بخشی استفاده می‌کند. این نکته برای رنگ‌های دیگر در این طیف نیز صادق است. زرد از جمله رنگ‌هایی با طول موج کم است که برای چشم انسان قابل‌تشخیص است. رنگ زرد به دلیل درخشان بودن به‌راحتی توجه بیشتری به خود جلب می‌کند. به همین دلیل از این رنگ در خط کشی خیابان‌ها استفاده می‌شود. رنگ زرد، مفهومی از توجه را در خود نهفته دارد.

به باشگاه مشتریان اندیشه خلاق بپیوندید و از مزایا و هدایای آن بهره مند شوید.
Thank You. We will contact you as soon as possible.