کانون اندیشه خلاق| وقتی قرار به خلاقیت باشد …

آرشیو ها

جلب توجه مشتری به تبلیغات

جلب توجه مشتری به تبلیغات

جلب توجه مشتری به تبلیغات

جلب توجه مشتری به تبلیغات طبق کارکردهای نیمکره‌های مغز انسان دارای سه بخش است:

نیمکره راست (Right Hemisphere) بخش شهودی، خلاق و بازیگوش مغز است و در پردازش اطلاعات فضایی و تصویری، اجسام سه‌بعدی، موسیقی، استنباط و نتیجه‌گیری عملکرد بهتری دارد.

نیمکره چپ (Left Hemisphere) بخش تحلیل‌گر و منطقی است و در پردازش کارهای ترکیبی از قبیل شمارش، تحلیل اعداد و ارقام، پردازش واژگان ناآشنا و جمله‌سازی عملکرد بهتری دارد.

بخش سوم، مغز تحتانی (Basal Brain) است که پایگاه ذخیره عوامل احساسی است.

محرک‌هایی که به‌طور مستقیم بر آن‌ها تمرکز می‌کنیم توسط هر دو نیمکره پردازش می‌شوند اما به‌طورکلی محرک‌هایی که در سمت راست قرار می‌گیرند (مانند تبلیغاتی که در سمت راست یک بیلبورد یا یک صفحه در مجله قرار دارند) توسط نیمکره چپ پردازش می‌شوند و بالعکس.

بر این اساس، توصیه کلی این است که در زمان طراحی بیلبورد یا آگهی تبلیغاتی برای مجله، یا در زمان ساخت پک شات برای تیزرهای تلویزیونی پیام اصلی (Ad Message) در میانه تصویر قرار گیرد تا در معرض توجه کانونی (Focal Attention) باشد. این پیام ممکن است ادعای محصول (Product Claim) باشد که در زیر لوگوی برند قرارگرفته است. همچنین، اگر در تبلیغ خود اطلاعات ارقامی به مخاطب می‌دهید مانند زمانی که مبلغ و تعداد جوایز را می‌گویید بهتر است این کار در سمت راست تصویر (برای جلب‌توجه نیمکره چپ) انجام شود. به همین ترتیب، اگر اطلاعات تصویری به مخاطب می‌دهید مانند زمانی که عکس محصول نشان داده می‌شود معمولاً بهتر است این کار در میانه تصویر (برای جلب‌توجه کانونی) یا در سمت چپ (برای جلب‌توجه نیمکره راست) انجام شود.

در پایان لازم می‌دانم یک نکته مهم را یادآور شوم. باید توجه داشت که نکات گفته‌شده قواعد کلی هستند که ممکن است بنا بر ضروریت های خلاقانه در طراحی زیر پا گذاشته شوند. به زبان دیگر، می‌خواهم یادآور شوم که مهم‌ترین نکته و اصل اول در هر تبلیغ موفق توان جلب‌توجه (Attention) است و رعایت نکات و اصول کلی گفته‌شده در اینجا می‌تواند احتمال موفقیت طرح شمارا افزایش دهد اما این امر نباید باعث شود که دست طراحان خود را در ایجاد طرح‌های خلاقانه بندید کما اینکه گاهی برای خلق آثار خلاقانه ممکن است مجبور شوید این قواعد کلی را زیر پا بگذارید. جلب توجه مشتری به تبلیغات

چطور یکی را برای خود پیدا کنید!

چطور یکی را برای خود پیدا کنید!

سال‌ها پیش، بیل برنباخ صنعت تبلیغات را با معرفی رویکرد گروهی متحول کرد. پیش از او، یک نفر متن تبلیغات را می‌نوشت و متن را به مدیر هنری می‌داد تا «آن را به تصویر بکشد».

برنباخ تغییراتی بنیادی در این سیستم ایجاد کرد و از این دو نفر، یعنی نویسنده متن تبلیغاتی و مدیر هنری، یک گروه ساخت و این گروه را وادار کرد که در هماهنگی با یکدیگر کار کنند و پیش از ساخت هرگونه آگهی تبلیغاتی، به یک استراتژی برسند.

گروه تشکیل‌شده از نویسنده و مدیر هنری، تبلیغات را به سطحی ارتقا داد که پیش‌ازاین بدان دست نیافته بود. اغلب، از این مرحله با عنوان «عصر طلایی تبلیغات» یاد می‌شود و به‌افتخار آن‌یک سریال تلویزیونی نیز بانام «مردان دیوانه» ساخته‌شده است. هنوز هم در صنعت تبلیغات به رویکرد گروهی توجه می‌شود.

اما لزومی ندارد که حتماً یک آژانس تبلیغاتی یا گروهی این‌چنینی را به خدمت بگیرید تا برند خود را از مزایای رویکرد گروهی بهره‌مند سازید.

چطور یکی را برای خود پیدا کنید!

چطور یکی را برای خود پیدا کنید!

شما در سرخود نیز گروهی دارید که می‌توانید به کارش بگیرید. یک متن نویس در نیمکره چپ و یک مدیر هانری در نیمکره راست.

متأسفانه نیم‌کره چپ مغز شما یک همه‌چیزدان مغرور است که ذره‌ذره ایده‌هایی را باطل می‌کند که نیمکره راست به شکلی ناخودآگاه تولید کرده است.

وقتی نیمه چپ تحلیل‌گرا بر مسئله‌ای تمرکز می‌کند منطق مایل است بر شهود برتری پیدا می‌کند. نیمه راست کل‌نگر هنوز حرفی برای گفتن دارد، اما تحت الشعاع رئیسش قرار می‌گیرد که در طرف دیگر نشسته است. درنتیجه اغلب مردم، درنهایت، به افرادی کلامی و تحلیل‌گرا تبدیل می‌شوند. آن‌ها در دنیایی از واژه‌ها زندگی می‌کنند؛ در قالب واژه‌ها فکر می‌کنند، با واژه‌ها می‌نویسند و با همان‌ها حرف می‌زنند.

و به لطف انقلاب دیجیتال، روزانه با شماری از واژه‌ها بمباران می‌شویم که درگذشته این‌همه ندیده بودیم. روزانه ۲۹۴ میلیارد ایمیل در دنیا ردوبدل می‌شود و ۶۸ میلیون توییت در وب‌سایت توییتر نوشته می‌شود. این‌ها را بگذارید کنار خروجی کلامی ۲۵۵ میلیون وب‌سایت و ۱۵۲ میلیون وبلاگ.

وقتی در دنیایی از واژه‌ها زندگی می‌کنید، تمایل دارید که دنیای تصاویر را به طریقی، نسبت به دنیای واژه‌ها، در درجه دوم اهمیت قرار دهید.
بااین‌حال، طبیعت تصویری است، نه کلامی.

73224060-1024x682

محصولی منحصر به فرد طراحی کنید

محصولی منحصر به فرد طراحی کنید

اگر می‌توانید محصول خود را به‌گونه‌ای طراحی کنید که چکشی بصری در دل خود داشته باشد، مزیت بزرگی را در بازار برای خود ایجاد کرده‌اید.

‏البته « ‏نخستین برند یک صنعت بودن»کمک بزرگی می‌کند. وقتی نخستین هستید، یک طراحی متمایز می‌تواند برتری شما را در صنعت اثبات کند.

‏هیچ برندی مانند ساعت سوئیسی رولکس از این مزیت بهره‌برداری نکرده است.  بند ساعت منحصربه فرد این برند، نمادی فاخر است و یک چکش بصری که جایگاه برند را تا همیشه در ذهن مشتریان به‌عنوان برترین ساعت لوکس، ثبت کرده است. مانند خیلی از برندهای دیگر، رولکس نخستین برند ساعت لوکس در بازار نیست. اما نخستین ساعت لوکس ثبت‌شده در ذهن مردم است. ظهور یک صنعت جدید همواره با بهمنی از برندهای جدید همراه است.

rolex

گواه این مسئله نیز صدها برند کامپیوتر شخصی یا نوشیدنی انرژی است.

آخرین محصول فناوری‌های پیشرفته، یعنی تبلت را در نظر بگیرید. در ژانویه‌ی ۲۰۱۱ بیش از ٨٠ ‏مدل از این محصول در «فستیوال محصولات مصرفی الکترونیک» به مخاطبان معرفی شدند.

با تعدد برندهای هر صنعت، احتمال این‌که برند برتر، بهترین محصول را ارائه دهد، خیلی کم است. ممکن است محصول خوبی تولید کرده ‏باشد، اما لزوماً بهتر است از دیگر برندهای هم‌گروه خود نخواهد بود.

«زندگی عادلانه نیست» جمله‌ای است از جان اف.کندی. این گفته علاوه برسیاست، در  بازاریابی هم صدق می‌کند. به‌رغم مثال‌های متناقض بسیاری که وجود دارد، بسیاری از اصحاب بازاریابی، برند برتر را صاحب بهترین محصول می‌دانند؛ و این درست نیست.

‏گزارش مصرف‌کننده، یکی از سازمان‌های مستقل انگشت‌شمار است که آزمایش‌های جامعی بر روی محصولات مصرفی انجام می‌دهد و اغلب به این نتیجه می‌رسد که برندهای فرعی، به لحاظ کیفیت، برتری فاحشی نسبت به پیشروهای بازار دارند.

jpg

‏در آزمایش برندهای قهوه در این سازمان، در کمال تعجب طعم قهوه‌ی مک‌دونالد از استارباکس بهتر گزارش‌شده است.

‏آنچه موجب برد بک برند می‌شود، ادراکی است که می‌گوید این برند در بازار برتر است. اینجا صحبت از جدال ادراک‌ها به میان می‌آید، نه کیفیت محصولات.

باوری عمومی است که استارباکس به‌عنوان پرچم‌دار قهوه‌ی باکیفیت، از تمام دیگر برندهای قهوه بهتر است.

‏در یک صنعت نوظهور که برندهای بسیاری در آن بر سر سهم خود از ذهن مخاطب، با یکدیگر می‌جنگند، پایین کشیدن برندی که زودتر در ذهن مصرف‌کننده جا خوش کند و جایگاه خود را به‌عنوان یک برند پیشرو بسازد، تقریباً غیرممکن می‌شود.( حال این‌که واقعا نخستین باشد یا نه، دیگر محلی از اعراب ندارد.)

‏مانند کلینکس در صنعت دستمال‌کاغذی، هاینز در صنعت سس گوجه‌فرنگی و هلمانز در صنعت مایونز.

‏واژه‌ها را با عناصر تصویری مقایسه کنید. واژه‌ها ضعیف هستند، چندان به خاطر نمی‌مانند و اعتبار کافی ندارند. در عوض چکش‌های بصری قوی هستند، در خاطر می‌مانند و برانگیزاننده‌ی احساسات‌اند.

‏عجیب است. مبالغه در تصاویر اثربخش است، اما در کلام به‌ندرت تاثیر می‌گذارد. جمله‌ی ادرالف لورن برندی است که چوگان‌بازها می‌پوشند. هیچ حسی جز خمیازه در شنونده ایجاد نمی‌کند. از سوی دیگر، تصویر چوگان‌باز روی لباس‌های این برند، ابزار قدرتمندی است که دقیقاً همین گفته را می‌رساند. به‌علاوه، این نماد می‌گوید که رالف لورن برندی سطر بالا و از پیشروهای این صنعت است. بعد از قایقرانی، چوگان احتمالاً گران‌قیمت‌ترین ورزش جهان است که بیشتر میلیونرها و اشراف به آن می‌پردازند.

Polo-Ralph-Lauren-logo

‏تمساح لاکوست درباره‌ی این برند چه می‌گوید؟ هیچ، مگر این‌که این برند لاکوست است. تمساح درواقع تنها نوعی معمای تصویری است که یادآور یک واژه است. تصویر چوگان‌باز یک چکش است که رالف لورن را به‌عنوان پیشروی بازار متمایز کرده است.

تصاویر به این دلیل قدرتمند هستند که مردم تمایل دارند آنچه را می بینند، باور کنند! نه آنچه را که می شنوند. اغلب می شنویم که می گویند « من می دانم این موضوع صحت دارد، با چشم های خودم دیده ام».

برگرفته از کتابt

Best_Advertising_Concepts-uk05

پنج تکنیک مهم در تبلیغات نوین

پنج تکنیک مهم در تبلیغات، به ویژه تبلیغات نوین

۱-تکنیک گریز از بن‌بست تبلیغاتی

‏براساس این تکنیک، ساختن یک سایت و تبلیغات آن در شبکه جهانی اینترنت مانند ساختن ویترین مغازه در یک بن بست است. زیرا کسی از آدرس سایت ها به خودی خود خبر ندارد و باید به نحوی با نشانی سایت شما آشنا شود و به آن مراجعه کند. پس اگر می خواهید مشتری به سراغ شما بیاید، باید به دنبال دلیلی، برای آمدنش باشید. لذا اولین سوالی که قبل از ساختن سایت باید از خود بپرسید، این است که چگونه و با چه تکنیک های تبلیغات مخاطبان را وادار، به بازدید از این سایت کنید؟

 

۲-تکنیک دادوستد رایگان

یکی از واژه های مهم فرهنگ اینترنت کالاها یا تبلیغات رایگان است. تکنیک دادوستد رایگان می گوید: بازدیدکنندگان را با اهدای کالاهای رایگان جذب سایت خود کنید و سپعی سعی کنید کالای دیگری به آنها بفروشید. استراتژی ساده این است: نخست مردم را با دادن مقدار زیادی اطلاعات رایگان به سایت خود جذب کنید. بعد آنها را از کالاها و خدمات خود آگاه کنید. این استراتژی تبلیغات موثر است ولی برای فروش بیشتر، شما باید به تکنیک تبلیغات دیگری نیز مسلط شوید.

۳-تکنیک اعتمادی(تبلیغات اعتمادی)

‏به گفته‌ی یکی از نظریه پردازان تبلیغات، اعتماد یکی از بزرگ‌ترین مشکلات تبلیغات به ویژه تبلیغات اینترنتی است: به خصوص در عصر قدرت مشتری، شرکت های غیرقابل اعتماد در معرض از دست دادن مزیت رقابتی هستند. گریزپایی مصرف کنندگان، اثربخشی تبلیغات مبالغه ای را کاهش داده و توانایی مشتریان برای ،بررسی پیام های بازاریابان، استراتژی های تبلیغات را با خطر مواجه کرده است. اعتماد چیزی بیش از شعاری است که شرکت ها صرفا در کنفرانس های خبری اظهار می دارند. اعتماد یعنی طرفداری از منافع بلندمدت مشتری. اعتماد سخت به دست می آید و راحت از دست می رود اما هنگامی که شرکتی آن را کسب کرد منافع مستمری را به دست می‌آورد. اعتماد، وفاداری مشتری را افزایش می دهد. مشتریان راضی خرید را تکرار کرده و دامنه خرید محصرل را گسترده تر می کنند. مشتریان اینک ابزارهایی دارند که به آنها کمک می کنند خود تصمیم بگیرند.

Trust-in-the-creative-industry-web

‏بسیاری جستجوی آن لاین خود را دو ماه قبل از اینکه قدم به یک نمایندگی خودرو بگذارند، شروع می کنند. شش درصد به طور متوسط ۴۵٠ ‏دلار در هر خودرو با استفاده از خدمات اینترنت صرفه جویی می کنند.

‏شهرت شناسه یک فروشگاه، ناشی از انواع برداشت های ذهنی مثبت است که توسط امواج تبلیغات پرهزینه به وجود آمده اند. این تبلیغات، اعتماد مردم به شناسه را بالاتر می برند. همان طور که می دانید، سایت ها خیلی مورد اعتماد مردم قرار نمی‌گیرند! زیرا در شخصیت حقیقی یا حقوقی شان ابهام وجود دارد. پس اولین کاری که باید بکنید این است که این ابهام را با دادن یک نشانی کامل و شماره تلفن برطرف سازید و کسب و کار خود را در زمان و فضا مستقر کنید

‏شما می توانید اعتماد مشتریانتان را از طرق مختلف به دست آورید! با فروش محصول ها با مارک‌های شناخته شده، با نشان دادن سیاست های تحویل و بس گرفتن محصولاتتان، با پیوستن به ارگان‌های شناخته شده‌ی ملی یا با ارائه ی ضمانتنامه برای محصول خود. شما اعتماد مشتریانتان را با نصب یک سامانه‌ی راهنمای تبلیغات مشتری پسند و بی‌واسطه و یک سرور امن برای معاملات از طریق کارت های اعتباری می توانید به دست آورید.

۴-تکنیک کشش و ارسال

‏چهارمین تکنیک تبلیغات وب این است که افراد را به وسیله محتوایی جذاب به سایت خود بکشانید و بعد اطلاعات باکیفیت را به طور مداوم به آدرس پست الکترونیکی‌شان ارسال دارید. از آنجا که هزینه‌ی جذب مشتری بسیار زیاد است، کسب وکارها نمی‌توانند بر پایه‌ی یک بار فروشی دوام بیاورند. آنها نیازمند به بازگشت دوباره‌ی مشتریان راضی خود برای فروش های پی درپی هستند. تکنیک کشش و ارسال این ماموریت حیاتی را انجام می دهد.

۵-تکنیک بازار خالی در تبلیغات

‏کسب و کارهای بزرگ مانند Amazon.com، WALT-MART سرمایه و نفوذ لازم برای تبلیغات در تمام بخش‌های بازار را دارند. اما کسب و کارهای کوچک برای موفق شدن باید به سراغ تبلیغات و فعالیت در بازارها و بخش های خالی بازار بروند و آنها را به بهترین نحو پر کنند. طبق تکنیک بازارخالی، این هدف را باید بتوان به خوبی در یکی دوجمله بیان کرد: وجه تمایز کسب و کار شما از دیگر رقبا چیست؟ قسمت های خالی بازار که شما به دنبال پرکردن آنها هستید کجا بوده و چگونه قصد پرکردن آنها را دارید؟ شایان یادآوری است که قوانین مذکور همگی از اهمیت یکسانی برخوردارند. هریک از این قوانین به تنهایی کارساز نیست! بلکه مجموعه‌ی آنهاست که می‌تواند موفقیت را در تبلیغات یک کسب و کار اینترنتی تضمین کند.

باید در، نظر داشت که ١٩٢ ‏کشور مستقل و ۶٠ ‏سرزمین غیر مستقل در دنیا وجود دارد که روی هم در این ٢۵٢ ‏کشور و سرزمین، شش میلیارد و دویست میلیون مصرف کننده زندگی می کنند. رویکردهای بازاریابی برای هر گروه از این ۶ ‏میلیارد و دویست میلیون نفر فرق می کند. سالانه بیشتر از ۴٠٠ ‏میلیارد دلار هزینه تبلیغات در سطح دنیا می شود که از این میان آمریکا با حدود ۵۰ درصد، بالاترین سهم و مجمع کشورهای در حال توسعه با کمتر از ٢٠ ‏درصد این مبلغ، کمترین سهم را دارند.

برگرفته از کتاب تکنیک‌ها و تاکتیک‌های تبلیغات