کانون اندیشه خلاق| وقتی قرار به خلاقیت باشد …

آرشیو ها

بزرگترین اشتباهات بازاریابی محتوا

بزرگترین اشتباهات بازاریابی محتوا

۱- همواره در مورد محصول و خدمات خود صحبت نکنید

اگر یک تبلیغ تلویزیونی، یک شبکه تلویزیونی خرید خانگی یا یک نمایشگاه را قبلاً دیده باشید، به‌خوبی می‌دانید که این موارد همه و همه فقط در مورد محصول خودشان صحبت می‌کنند، این استراتژی را برای محتوای آنلاین خود استفاده نکنید. باوجوداینکه همه این کار را می‌کنند، اما مطمئن باشید که مشتریان شما از این موضوع خوشحال نمی‌شوند. در رابطه با یک مشکل بنویسید و مرحله‌به‌مرحله در مورد حل و رفع آن با استفاده از محصول خودتان توضیح دهید، البته این هم همچنان یک تبلیغ است، ولی در پوشش یک محتوای آموزشی ارائه‌شده است.

۲- با مشتریان خود تعامل برقرار کنید

اگر محتوایی فوق‌العاده تولید می‌کنید، احتمالاً مخاطبان شما بر روی سایت شما و یا شبکه‌های اجتماعی انتشاردهنده آن شروع به ابراز نظر و عقیده خود می‌کنند. زمانی که چنین می‌شود، باید حتماً به این نظرات پاسخ دهید. به هر یک به‌صورت کاملاً شخصی و انفرادی پاسخ دهید و در پاسخ از نام آن‌ها استفاده کنید. اگر با محتوا و نظر شما مخالف هستند، ازنظر آن‌ها تشکر کنید، اما وارد هیچ‌گونه بحثی با آن‌ها نشوید. از طریق تعامل داشتن با مخاطبین و خوانندگان خودتان، شما درواقع در حال تبلیغ کردن برای محصول خودتان، شرکت خودتان هستید، البته بدون اینکه مخاطب شما به این موضوع پی ببرد.

بزرگترین اشتباهات بازاریابی محتوا

بزرگترین اشتباهات بازاریابی محتوا

۳- عدم وجود فراخوان به عمل

گاهی اوقات شاید روی آوردن به شیوه‌های فروش سخت خوب و مناسب باشد. اگر یک متن تبلیغی یا توصیفی در مورد محصول خود تهیه‌کرده‌اید، اگر به‌طور مستقیم از مشتری درخواست خرید محصول را داشته باشید، نه‌تنها خوب است، بلکه حیاتی است. این گفته قدیمی را به یاد داشته باشید که اگر شما درخواست خرید از مشتری را مطرح نکنید، نباید خریداری شدن محصول خود را هم انتظار داشته باشید.

۴- فراموش کردن ایمیل

امروزه همه و همه به شما می‌کنند که برای بازاریابی فقط و فقط بر روی شبکه‌های اجتماعی تمرکز داشته باشید. البته شکی نیست که شبکه‌های اجتماعی بخش مهمی از استراتژی بازاریابی محتوایی شمارا تشکیل می‌دهند اما هرگز آن لیست ایمیل‌های وفادار به خودتان و برند خودتان را فراموش نکنید. به‌طورکلی ایمیل نرخ تبدیل بیشتری نسبت به شبکه‌های اجتماعی دارد و مشتریان شما هم در فضای ایمیل نسبت به شبکه‌های اجتماعی انتظار دیدن چیزی فروش محور را بیشتر دارند.

۵- عدم توجه به هدف‌گذاری مجدد

اگر برای تولید یک بخش از محتوای خودتان به چیزی در حدود ۵ ساعت زمان نیاز دارید، این محتوا نمی‌تواند تنها به‌عنوان یک فعالیت و یک تلاش در نظر گرفته شود که پس‌ازاین ۵ ساعت دیگر کار تمام‌شده و نیاز به کار مجدد و مضاعف بر روی آن وجود ندارد. تولیدکنندگان بزرگ محتوا به‌خوبی می‌دانند که یک محتوا تولید برای یک هدف دارای کاربردها و استفاده‌های بسیار زیادی است. مصلا یک ویدئو می‌تواند تبدیل به یک محتوای وبلاگ برای شما شود. یک وبینار می‌تواند تبدیل به یک محتوای آموزشی و حتی تبلیغی شود و آن محتوا آموزشی می‌تواند خود در چندین نوبت و بخش قابل تهیه و انتشار باشد. یک قانون سرانگشتی در این رابطه می‌گوید که هر بخش محتوایی که تولید می‌کنید، قابلیت استفاده برای ۵ نوبت متوالی دیگر را هم دارد. پس آن زمان ۵ ساعتی برای تهیه یک بخش از محتوا، خیلی هم زیاد به نظر نمی‌رسد، درست است؟

نتیجه‌گیری

استفاده از بازاریابی آنلاین برای جلب‌توجه مخاطب در فضای آنلاین بسیار لازم و حیاتی است. به روش‌های استفاده از محتوا در فضای آنلاین بیشتر فکر کنید. مطمئناً خودتان به‌عنوان مخاطب وارد این فضا نمی‌شوید که محتوایی مملوء از تبلیغات برای فروش فقط و فقط یک محصول خاص را ببینید. شاید تمایل به خندیدن داشته باشید، بخواهید چیزی یاد بگیرید یا احساس خاصی را تجربه کنید. پس‌ کاری کنید که محتوای تولید شما متناسب با آن چشم‌انداز باشد. سپس در مرحله بعد آن را ترویج و تبلیغ کنید تا خوانندگان زیادی را جلب کنید.

image

لوگو، برند شما نیست!

لوگو، برند شما نیست. هویتتان هم نیست. طراحی لوگو، طراحی هویت و برندسازی هرکدام وظیفه‌ای بر عهده‌دارند که همگی در کنار هم تصویری از تجارت یا محصول را در ذهن شکل می‌دهند.
اخیراً مباحثی در اینترنت در مورد این موضوع درگرفته، درباره‌ی این‌که لوگو برند شما نیست. درست است، اما من به مطلبی درباره‌ی تفاوت روشن «برند، هویت و لوگو» برنخورده‌ام. با این مطلب امیدوارم این مشکل را برطرف کنم.
برند چیست؟ تأثیر عاطفی سازمانی که به‌عنوان یک کل واحد درک می‌شود.
هویت چیست؟ جنبه‌های تصویری که بخشی از کل برند را تشکیل می‌دهد.
لوگو چیست؟ آنچه از طریق نشانه یا آیکون، تجارتی را به ساده‌ترین شکل می‌شناساند.
برای توضیح بیشتر بیایید با مورد اول، یعنی «برند» شروع کنیم.

برندسازی چیست؟مطمئناً برند موضوع ساده‌ا‌ی نیست. کتاب‌ها و نشریات بسیاری درباره‌ی این موضوع نوشته‌شده است؛ اما در چند کلمه می‌توان «برند» را شرکت، خدمات یا محصولی تعریف کرد که ادراک مشتری یا مخاطب “تشخص” برایش قائل شده است. بر این اساس باید اضافه کرد که طراح گرافیک نمی‌تواند برند «بسازد» و تنها مخاطب است که می‌تواند چنین کاری کند. کار طراح گرافیک شکل دادن به شالوده‌ی برند است.
بسیاری از مردم بر این باورند که برند فقط تعدادی عنصر را در برمی‌گیرد (چندرنگ، چند فونت، یک نشان‌واره، یک شعار (اسلوگان) و شاید هم موسیقی را بتوان به آن اضافه کرد) اما واقعیت برند بسیار پیچیده‌تر است. می‌توانیم بگوییم برند «تأثیر سازمانی» است.
مفهوم مرکزی و ایده‌ی بنیادین نهفته در داشتنِ «تأثیر سازمانی» این است که هر آنچه که یک شرکت انجام دهد، هر آنچه که مالک آن باشد و هر آنچه تولید کند، باید بازتاب ارزش‌ها و آرمانهای آن شرکت در حکم یک کلِ واحد باشد.
استمرار این ایده‌ی مرکزی (تأثیر سازمانی داشتن) است که شرکتی را ساختمان می‌بخشد، آن را به‌پیش می‌برد و بیان می‌کند که شرکت نمود چه چیزی است و به چه باوری اعتقاد دارد و موجودیتش به چه دلیلی است؛ نه‌فقط تعدادی فونت و چندرنگ و لوگویی و شعاری.
برای مثال بیایید نگاهی به شرکت معروف «اپل» بیندازیم. شرکت اپل، فرهنگ سازمانی انسانگرا و اخلاق سازمانی قدرتمندی را به نمایش می‌گذارد که مشخصه‌ی آن اراده‌گرایی و حمایت از مشارکت مفید در اجتماع است. این ارزشهای تجارت در هر عملی که از آن‌ها سر می‌زند کاملاً آشکار است، از محصولات نوآورانه و تبلیغاتشان گرفته تا خدمات‌رسانی به مشتریان. اپل برندی است ازنظر عاطفی انسان‌گرا، که واقعاً با مردم پیوند برقرار می‌کند. وقتی مردم محصولاتشان را می‌خرند یا از خدماتشان استفاده می‌کنند احساس می‌کنند که جزئی از برند هستند یا حتی فراتر، عضوی از قبیله. این پیوند عاطفی است که برند آن‌ها را می‌سازد (نه محصولاتشان به‌تنهایی و یا لوگوی گاز خورده‌شان).

طراحی هویت چیست؟ 
یکی از نقش‌های اصلی «برند» یا «تأثیر سازمانی» هر شرکتی را هویت آن شرکت بازی می‌کند.
در بیشتر موارد، طراحی هویت بر اساس مصالح بصری که در شرکت، کاربرد داخلی دارد به همراه مجموعه‌ای از قواعد (در یک دفترچه‌ی راهنما) انجام می‌شود. این قواعد که هویت را می‌سازند معمولاً مشخص می‌کنند که هویت شرکت باید چگونه در رسانه‌های گوناگون اجرا شود؛ مثلاً از راه تعریف پالت رنگ‌های تأییدشده، فونت‌ها، لی‌آوت ها، اندازه‌ها و یا مواردی ازاین‌دست. این قواعد تضمین‌کننده‌ی پایدار ماندن هویت شرکت است که در عوض، برند را به‌عنوان کلیتی واحد، قابل‌بازشناسی می‌کند.
هویت یا «تصویر» شرکت از مواد بصری متعددی ساخته می‌شود:
. لوگو (نماد کل هویت و برند)
. اوراق اداری (سربرگ، کارت ویزیت، پاکت، غیره)
. ابزار بازاریابی (بروشور، تراکت، کتاب و وب‌سایت)
. محصول و بسته‌بندی (محصول فروشی و بسته‌بندی‌ای که با محصول ارائه می‌شود)
. طراحی پوشاک (لباس‌های واقعی که کارمندان به تن می‌کنند)
. طراحی تابلوها (برای فضای داخلی و خارجی)
. پیام‌ها و اقدام‌ها (پیام‌هایی که از طریق راه های ارتباطی مستقیم یا غیر مستقیم مخابره می‌شوند)
. سایر انواع ارتباطات (صدا، بو، لمس‌کردنی‌ها و …)
. هر چیز تصویری که در حکم نماینده‌ی شرکت باشد. (مثلاً تقویم، ساعت، قلم و …)
همه‌ی این چیزها هویت را می‌سازند و باید کلیت برند را پشتیبانی کنند. اما لوگو تمام هویت سازمانی و برند را در یک نشانه‌ی قابل تمیز خلاصه می‌کند. این نشانه، چهرک (آواتار) و سمبل تجارت و در حکم کلیت واحد است.

لوگو چیست؟ برای فهمیدن چیستی لوگو، نخست باید درک کنیم که کارکردش چیست.
کارکرد لوگو… شناساندن است.
لوگو با به کار گرفتن نشان، پرچم، سمبل یا امضا، شرکت را می‌شناساند. لوگو رأساً شرکت را عرضه نمی‌کند و به ندرت تجارت را توصیف می‌کند ]که البته در ایران این تناسب کاملاً برعکس است و به ندرت لوگوها کاری جز توصیف شرکت و تجارت مربوط می‌کنند[. لوگو معنایش را از کیفیت آن چیزی می‌گیرد که سمبل آن است و نه بر عکس (وظیفه‌ی لوگو شناساندن است، نه توضیح دادن.) بطورخلاصه، معنای لوگو از شبیه به چه بودنش مهم‌تر است.
برای درک این مفهوم لوگوها را انسان فرض کنید. ما ترجیح می‌دهیم که با نام‌هایمان صدایمان کنند (علی، حسن، فرهاد) تا این که با توصیفاتی گیج کننده و فراموش شدنی مثل: «اون یارو مو بلنده که همیشه صورتی میپوشه». همین قضیه درباره‌ی لوگو هم صادق است. لوگو باید تجارت را به شکلی به یادماندنی و قابل تمیز بشناساند، نه آنکه به شکل تحت اللفظی توصیف کند تجارت چه کاری را انجام می‌دهد.
همچنین مهم است توجه داشته باشیم که لوگو تنها پس از آنکه دیگر به چشم آشنا بیاید میتواند انتظارات را از کارکرد خود برآورده کند؛ درست همان طور که ما باید اول نام افراد را یاد بگیریم تا بتوانیم آنها را بازشناسیم.
پس یادمان نرود: لوگو، تجارت یا محصولی را در ساده ترین شکل قابل شناسایی میکند.

brand

عملکرد یک نام تجاری

عملکرد یک نام تجاری

نام‌های تجاری، برای رقابت در بازار، با انتخاب کالاها و خدمات متفاوت، با استفاده از شبکه‌های توزیع و یا با تأثیرگذاری بر سلیقه مشتریان، سهم بیشتری از بازار را برای خود طلب می‌کند.

طبق نظر «پروفسور شولتز»، در آینده رقابت بر سر قیمت، سودآوری تولیدات یا مزیت شبکه‌های توزیع، باعث برتری نخواهد بود. تنها چیزی که به برتری می‌انجامد، خیلی ساده و روشن، اعتبارنامه‌ای تجاری است. آن‌ها برای پیشرفت در آینده، به پایبندی مشتریان نیازمندند. بازار آینده، متعلق به نام‌های تجاری قوی‌تر است.

آنچه به یک نام تجاری اعتبار می‌بخشد، آشنا بودن آن برای مخاطب، در معرض دید بودن و حفظ این موقعیت است.

به همین علت، پس از فروریختن دیوار آهنین و فروپاشی «شوروی» بسیاری از شرکت‌های آمریکایی، قبل از ارائه محصولات خود، اقدام به تبلیغ آن‌ها در روسیه کردند. آن‌ها بدین طریق می‌خواستند نامشان را به مشتریان شناسانده و قبل از ورود به کشور، در آن‌ها علاقه‌مندی نسبت به محصولات خود ایجاد کنند.

امروزه زمان یک کالای باارزش است. ما زمان را به این امید که در آینده وقت بیشتری داشته باشیم، صرف، پس‌انداز یا حفظ می‌کنیم.

d

سرعت‌بالای زندگی نوین، سبب تغییر در شیوه زندگی بسیاری از مصرف‌کنندگان شده است. ساعت‌های کاری قابل‌انعطاف برای مشاغل تخصصی، تعطیلات آخر هفته، امکان خرید ۲۴ ساعته، امکانات پیشرفته فنّاوری و فعالیت‌های روزافزون در زندگی شهری، همگی باعث شده است که بیشتر مردم خواستار استانداردهای بالاتری در زندگی خود شوند.

m

تقریباً هرسال بیش از ۱۳۰ میلیون آمریکایی، برای رفتن به محل کار خود، هرروز سفرهای درون‌شهری یا بین‌شهری می‌کنند. هرچه می‌گذرد، ما زمان بیشتری را در اتومبیل، هواپیما، قطار، اتوبوس و یا مترو صرف می‌کنیم. این به معنای سالانه بیش از ۶ تریلیون کیلومتر جابه‌جایی است. در حقیقت از ۴۰ سال پیش تا حال، میزان جابه‌جایی، یک‌صد و پنجاه‌درصد افزایش داشته است. هر آمریکایی در هفته به‌طور متوسط ۳۰۰ کیلومتر با وسیله نقلیه شخصی‌اش رانندگی می‌کند که این رقم هرسال بالاتر می‌رود.

n

امروزه خیلی از مشتریان بالقوه، پدیده جدیدی به نام سفر درون‌شهری زنجیره‌ای را تجربه می‌کنند. به‌طورمعمول یک مرد بالغ پس از ترک منزل به سمت محل کار، احتمالاً فرزندانش را هم به مدرسه می‌رساند و بعد از پایان کار، برای ورزش کردن سری هم به یک باشگاه ورزشی می‌زند یا برای معاینه پزشکی نزد دکتر یا دندان‌پزشکش می‌رود یا شاید هم به‌قصد دیدن مسابقه فوتبال پسرش به زمین‌بازی می‌رود و هنگام غروب به منزل بازمی‌گردد.

برگرفته از کتاب چرا تبلیغات محیطی؟

hghg

تاثیر روابط عمومی در تبلیغات

به‌طورکلی روابط عمومی به معنی فعالیت‌های ارتباطی طراحی‌شده جهت حفظ تصویر سازمان و ارتباط با عموم مردم هست. به‌تازگی نقش و تعریف روابط عمومی سازمانی به محدوده دقیق اما نامرئی روابط عمومی، تبلیغات و فعالیت‌های ارتباطات بازاریابی توسعه داده‌شده است. همگرایی این فعالیت‌های ارتباطی، به‌منظور پاسخگویی به محیط کسب‌وکار در حال تغییری است که سازمان‌ها را با مشکلاتی از قبیل “از دست دادن ارزش سهامداران، کاهش اعتماد مشتری و حمایت سازمانی” مواجه نموده و بسیاری از سازمان‌ها را مجبور به بازبینی مجدد فرایند ارتباطات خود با مشتریان نموده است. در سازمان‌های بزرگ، این همگرایی ارتباطات در روابط عمومی در پاسخ به رکود اقتصادی فعلی تجلی پیدا می‌نماید. به‌عنوان‌مثال خطوط هوایی آمریکا، یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های هوایی در جهان، بر این باور است که روابط عمومی می‌تواند در کاهش بودجه‌های تبلیغاتی در کوتاه‌مدت نقش کلیدی داشته باشد.

عامل دیگر، رشد نمایی رسانه‌های اجتماعی با توجه به تقاضای مصرف‌کننده است. به‌عنوان‌مثال، خطوط هوایی آمریکا معتقد است که ادغام بازاریابی و فعالیت‌های روابط عمومی، ناشی از ورود و پذیرش رسانه‌ها و افزایش آگاهی اجتماعی توسط مصرف‌کنندگان است (بوش، ۲۰۰۹). تحقیقات اخیر نیز نشان‌دهنده این موضوع است. به‌ویژه، مطالعه در روابط عمومی‌های۱۰۰ شرکت بزرگ جهانی نشان‌دهنده این است که روابط عمومی ممکن است از تبلیغات جهت کسب ارزش برند مهم‌تر باشد (مطالعه جدید، ۲۰۱۰). به‌طورکلی، این شواهد نشان می‌دهند که مشتریان در بازار فعلی به دنبال برنامه‌های یکپارچه و تبلیغات برند مناسب در هر نقطه از تماس سازمان با مشتریان هستند (باروتزی،۲۰۱۰).

تاثیر روابط عمومی در تبلیغات

تاثیر روابط عمومی در تبلیغات

رسانه‌ها به‌طور مداوم برای اثبات بی‌طرفی خود تحت‌فشار هستند. گاهی اوقات رسانه‌ها برای تأمین نیاز مردم برای دانستن اخبار مهم، ۲۴ ساعت در روز و ۷ روز هفته به تولید اخبار می‌پردازند. این رسانه‌ها متعلق به شرکت‌های بسیار بزرگی هستند که در مکان نخست کسب‌وکار جهت تولید سود قرار دارند: مطبوعات با فروش اعتبار و فضای چاپ تبلیغ زنده می‌مانند.

لذا این شرایط، علاوه بر هرگونه گرایش داخلی به موجودیت خود رسانه، موجب خروج رسانه‌های آسیب‌پذیری می‌گردد که توسط سازمان‌های خصوصی جهت تهیه نشریات خبری و سایر محتواها به وجود آمده و امیدوار به دریافت اطلاعات مهمی در مورد مشتریان خود هستند؛ به‌خصوص اگر آن مشتریان متعهد به زمان و فضای تبلیغات باشند. مردم نادان نیستند. هنگامی‌که بخش سلامتی تلویزیون توسط همان نهادی که در وصف آن برنامه ساخته می‌شود حمایت می‌گردد، موجبات از دست رفتن اعتبار تولیدکننده رسانه فراهم می‌گردد.

اگر رسانه‌ها ویژگی قابلیت اعتماد خود را در معرض خطر قرار دهند، رفته‌رفته در عمل این عبارت نمود پیدا می‌کند: بدون اعتبار = بدون برند.

رشد و محبوبیت رسانه‌های اجتماعی جریان بازی برای تبلیغ‌کنندگان و بازاریابان را تغییر داده است. ازآنجاکه رسانه‌های اجتماعی گیرنده محور بوده و مستلزم ایجاد مکالمات دوطرفه هستند، در نقطه مقابل مفهوم یک‌طرفه فرستنده گرای سنتی تبلیغات و ارتباطات بازاریابی می‌باشند. این منبع یا ارتباط فرستنده گرا توجه خود را صرفاً بر ارسال پیام به مردم متمرکز نموده است. به‌طور خاص، نظریه ارتباطات فرستنده گرا فرض می‌کند که طراحی خوب پیام، کلید موفقیت در ارتباطات بوده و ارتباطات پیام به دلیل آنکه فرستنده آن این‌چنین در نظر داشته است، اتفاق خواهد افتاد.

در پروتکل ارتباطی بازاریابی- تبلیغاتی سنتی یک‌طرفه فرستنده گرا نیز ارتباطات اتفاق می‌افتد زیرا فرستنده آن در نظر دارد که این ارتباط رخ دهد، دراین‌ارتباط طراحی پیام کلید ارتباط موفق است لیکن اگر گیرنده معنی پیام را درک ننماید دیگر ارتباطی رخ نداده است (استیدسن، ۱۹۷۵).

این فرایند معمولاً به‌عنوان مدل ارتباطی یک‌طرفه شناخته‌شده که تنها شامل فعالیت و عمل گوینده پیام است و اعتقاد بر این است که این مدل گسترده‌ترین روش جهت برقراری ارتباطات است. همچنین این مدل در ذهن اکثر مردم نهادینه‌شده و رایج‌ترین دیدگاه ارتباطی در فرهنگ غرب است (هاید، ۲۰۰۹). اگرچه به نظر می‌رسد این تغییر ذهن برخی از متخصصان بازاریابی و تبلیغات را مخدوش نموده است، اما به‌گونه‌ای نیست که در فرآیند روابط عمومی خللی وارد نماید زیرا رابطه سازان و متخصصان زبردست روابط عمومی در هنر مکالمات دو طرفه بسیار ماهر بوده و از این طریق می‌توانند ارزش قابل‌توجهی را در فرآیند بندسازی به ارمغان آورند.

رسانه‌های اجتماعی یکی از ابزارهای بازاریابی در کسب‌وکار شرکت بوده که به‌وسیله آن روابط عمومی سازمان می‌تواند قدم‌های مؤثری در جهت برندسازی طی نماید. ازلحاظ تئوری، “نقش کارکنان روابط عمومی می‌تواند هویت‌سازی و برند سازی جهت اشخاص و یا سازمان‌ها باشد” (موشن و لیچ، ۲۰۰۹).
ازنقطه‌نظر عملی، به‌تازگی حمایت‌های جدیدی در حرفه روابط عمومی یک سازمان به وجود آمده است که ادعای مالکیت بر تلاش‌های رسانه‌های اجتماعی دربرند سازی یک سازمان را دارد. این امر با توجه به تخصص و مهارت کارکنان روابط عمومی مفهوم ایجاد مکالمات دوطرفه و معنا سازی را القا می‌نماید.

به باشگاه مشتریان اندیشه خلاق بپیوندید و از مزایا و هدایای آن بهره مند شوید.
Thank You. We will contact you as soon as possible.