کانون اندیشه خلاق| وقتی قرار به خلاقیت باشد …

آرشیو ها

اصل تضاد در تبلیغات

اصل تضاد در تبلیغات

اصل تضاد در تبلیغات

تضاد یک اصل سیستمی است که اگر هر یک از اجزای سیستم را به‌طور جداگانه به نحوی بسازیم که به کاراترین حد ممکن عمل کند، سیستم به‌عنوان یک کل، به مؤثرترین حد ممکن عمل نخواهد کرد. به‌عبارت‌دیگر، اجزای سیستم تبلیغات را باید به‌گونه‌ای طراحی کرد که با یکدیگر تضاد نداشته و چفت شده، هماهنگ باهم، به‌طور مؤثر و کارا عمل کنند.

مثال ۱ : اگر از بین خودروهای سواری موجود برای هر یک از اجزای موردنیاز ماشین، بهترین آن جز در بین کل خودروها را انتخاب و سپس این بهترین‌ها را مونتاژ کنیم، آیا ماشینی که به دست می‌آید، بهترین ماشین ممکن است؟ البته خیر! حتی به یک اتومبیل که بتواند حرکت کند هم نمی‌رسیم. زیرا اجزای انتخابی باهم جور نمی‌شوند و حتی اگر جور شوند، باهم خوب کار نمی‌کنند. عملکرد یک سیستم بیشتر بستگی به چگونگی تعامل بین اجزای آن دارد تا به چگونگی عملکرد مستقل آن ها (از یکدیگر).

اصل تضاد در تبلیغات

اصل تضاد در تبلیغات

مثال ۲ : در فوتبال رسم بر این است که بین تیم‌های موجود، برای هر پست، ستاره‌ها را انتخاب و یک تیم فوتبال که همه اعضا آن ستاره هستند، تشکیل و به آن تیم منتخب می‌گویند. این‌گونه گروه‌ها به‌ندرت، بهترین تیم ممکن می‌شوند؛ زیرا اعضای تیم با یکدیگر هماهنگ نیستند. به‌عبارت‌دیگر، تعامل بین اجزای سیستم به‌درستی انجام نمی‌گیرد.

البته ممکن است کسی بگوید اگر اعضای این تیم مدتی باهم تمرین و بازی کنند، بهترین گروه موجود خواهند شد. این درست است! اما اگر آن‌ها بهترین تیم شوند، خیلی غیرمحتمل است که همه اعضای تیم جدید ستاره شوند.

در تبلیغات نیز اجزا، پیام‌ها، رسانه‌ها، ابزار، تکنیک‌ها، تاکتیک‌ها و مواردی که برای تبلیغات انتخاب می‌شوند تا یک عمل تبلیغاتی را به انجام برسانند، باید با یکدیگر متناسب و هماهنگ باشند؛ وگرنه در تبلیغات تضاد به وجود می‌آید و ممکن است بخشی از این سیستم، بخش دیگر را قبول نکرده، باعث ضدتبلیغ شود. برای نمونه برخی از شرکت‌ها در تبلیغات خود از تکنیک‌های اجرایی کارتونی و انیمیشنی که در سیستم آن‌ها در تضاد با محصول و خدمتشان است، استفاده می‌کنند. یا رسانه‌هایی را که مانع یکدیگر و در تضاد با یکدیگر هستند، به کار می‌برند.

بر گرفته از تاکتیک ها و تکنیک های تبلیغاتی

technik

تاکتیک الگوبرداری در تبلیغات

الگوبرداری روشی سیستماتیک است که سازمان ها به وسیله ی آن می توانند فعالیت های تبلیغاتی خود را بر اساس بهترین صنعت یا سازمان اندازه گیری و اصلاح کنند. به عبارت دیگر الگوبرداری در تبلیغات یک فرآیند سیستماتیک و پیوسته از ارزیابی محصول ها، خدمات و روش هاست که در مقایسه با رقبای اصلی یا شرکت هایی که به عنوان پیشگام مطرح هستند، انجام می پذیرد و در واقع ابزاری موثر در دست مدیران برای بهبود فرایندهای تبلیغاتی است. الگوبرداری در تبلیغات که با نام الگوبرداری از بهترین های تبلیغات نیز معروف است، با شناخت سازمان یاسازمان هایی به عنوان بهترین، تکنیک های تبلیغاتی را معرفی می کند که می توان با آن شکاف موجود بین یک سازمان تا سازمان پیشرو را پر کرد یا به حداقل رساند. واژه ی ((BenchmarKing)) قبل از اینکه در ادبیات مدیریت مطرح شود، در علوم مهندسی ساختمان و نقشه برداری به کار گرفته شده است. بدین معنا که الگوبرداری شاخصی است که سایر نقاط و موقعیت ها، خود را با آن مقایسه کرده و تطبیق می دهند. در دهه ی اخیر این واژه در مدیریت، مهندسی و تبلیغات نیز کاربرد یافته و تعاریف چندی از آن شده است که همگی مفهوم مشترکی را مطرح می کنند از جمله :

  1. الگوبرداری عبارت است از جستجو برای یافتن بهترین تبلیغات صنعت یا خدمات، برای رسیدن به بالاترین سطح عملکرد و اثربخشی.
  2. الگوبرداری یعنی مقایسه و ارزیابی تبلیغات خود با دیگران به منظور کشف تجربیات برتر آنها و جبران فاصله ی موجود.
  3. الگوبرداری عبارت است از یک فرایند پژوهشی دائمی که سازمان را به سمت بهترین شدن تبلیغاتش در مقایسه با رقبا سوق می دهد.

مرکز بهره وری و کیفیت آمریکا نیز الگوبرداری را فرآیند تعریف، تشخیص و تطابق یافتن با اقدامات و فرایندهای سازمان های برجسته در سطح دنیا، به منظور افزایش عملکرد سازمان خود تعریف می کند.

استفاده از روش الگوبرداری به عنوان ابزار برنامه ریزی تاکتیکی در دنیای تجارت و سازمان ها نیز بوسیله ی شرکت تجاری زیراکس در اواخر دهه ۱۹۷۰ آغاز شد

ژاپنی ها تلاش کردند تا با آن دسته از شرکت های آمریکایی آشنا شوند که دستگاه فتوکپی را با کیفیت بالاتر اما با هزینه ی تولید کمتر تولید می کردند.

sport-tactic

بررسی تاکتیک‌های تبلیغاتی مبتنی بر ورزش

بررسی تاکتیک‌های تبلیغاتی مبتنی بر ورزش

در این مقاله ما برخی از تکنیک‌ها و تاکتیک‌های تبلیغاتی الهام گرفته از ورزش را بررسی می‌کنیم.

تاکتیک و استراتژی تبلیغات جودو

استراتژی جودو روشی برای رقابت با حریفان قدرتمندتر است که بر مهارت بیش از بزرگی و قدرت، تاکید می‌کند. این استراتژی برای اولین بار در سال ۲۰۰۲ در نشریه «ب اس آر» توسط ماری کواک و دیوید بی یوفی مطرح شد و شکل جدید و کاربردی‌تری از استراتژی‌های رقابتی را به نمایش گذاشت. این ایده جدید و کاربردی‌تر از استراتژی‌های رقابتی را به نمایش گذاشت. این ایده براساس شباهت‌های بالقو‌ای پایه‌ریزی شد که بین این نوع استراتژی و ورزش جودو وجود داشت. البته ناگفته نماند که قبل از توسعه‌ی استراتژی جودویی مفهومی به نام اقتصاد جودویی مطرح شد که حداقل ۲۰ سال از موضوع‌های مهم در جهان اقتصاد بوده است.جلمن و استیون سالوپ، دو اقتصاددانی بودند که واژه‌ی اقتصاد جودویی را ابداع کردند. اقتصاد جودویی راهبردی است که به یک شرکت اجازه می‌دهد که از رقیب بزرگتر به عنوان مزیت برای خود بهره بگیرد. این تاکتیک در مدیت بازاریابی و تبلیغات نیز کابد وسیعی پیدا کرده است. در این روش از شیوه‌های رقابت رودررو که اصولا باب طبع  رقبای بزرگ و قوی است اجتناب می‌شود؛ در عوض  بر سرعت و تفکر خلاق در تبلیغات تاکید می‌شود. پیتر دراکر این فرآیند را «جودوی کارآفرینی» نامیده است. در استراتژی تبلیغات جودویی با تسلط بر چند تکنیک تبلیغات که در زیر به آن اشاره می‌شود، می‌‎توان امکان غلبه بر رقبای قدرتمند در رقابت تبلیغات را افزایش داد.

تکنیک شماره۱- فن خانگی تبلیغات: در هر نوع رقابت، اولین هدف شما این است که در بازی باقی بمانید. بنابراین، استراژی تبلیغات جودویی به مبارزان توصیه می‌کند تا یک رفتار حد وسط از خود بروز دند. و از تبلیغات رودررو که احتمال پیروزی‌شان کم است خودداری کنند.بدین صورت که در تبلیغات خود طوری وانمود نکنند که قصد مبارزه‌ی تبلیغاتی دارند و خود را در مقابل رقبا نشان ندهند. به عنوان مثال می‌توان از شرکت نت اسکیپ نام برد. نت اسکیپ در آغاز مبارزه‌ی تبلیغاتی، خود را مطرح کرد و به مایکروسافت لقب «ستاره‌ی مرده»

داد و پیش‌بینی کرد که وب باعث می‌شود ویندوز منسوخ شود.  این اظهار نظر جسورانه‌ی شرکت نت اسکیپ، در رقابت برای کسب شهرت به آن کمک کرد و برای مدتی درگام‌های اولیه‌اش به موفقیت‌های قابل ملاحظه‌ای دست یافت. ولی به علت خودنمایی نابجای خود به عنوان دشمن مایکروسافت محسوب شده، پس از گذشت زمان طولانی‌تر شکست خود را پذیرفت.

تکنیک شماره ۲-شناخت فضای تبلیغاتی رقابتی: در حالی که فن سگ خانگی کوچک عمدتا دفاعی است، ممی‌تونید ازطریق تکنیک شناخت فضای رقابتی وارد عمل شوید. در این هنگام باید با ارزیابی و سنجش تبلیغات رقبا و شناخخت ننقاط ضعف و قوت تبلیغات آنها، وارد عمل شد.

تکنیک شماره ۳- حرکات سریع پی‌درپی تبلیغاتی: با ترکیب دو تکنیک اول، شما فرصت میابید که به دنبال آن برای تقویت موقعیتتان از انجام حملات پی‌درپی استفاده کنید.در این تکنیک با شناخت قبلی که از تبلیغات رقیب به دست آورید، شروع به تبلیغات پی‌درپی می‌کند.

تکنیک شماره ۴- بچسب به حریف : با جسباندن تبلیغات خود به حریف، زودتر از انکه او اقدام به تبلیغات کند، در رقابت و مبارزه پیشدستی کنید: پیروز شدن ذاتا نیازمند این نیست که شما در یک رقابت رودرو بجنگید. با این تکنیک ما بدون اینکه بجنگید، فرصت پیروزی خود را افزایش می‌دهید. اما به خاطر داشته باشید که هدف اصلی چسبیدن به رقیب این است که شما از موقعیت خود در رقابت دفاع کرده و آن را تقویت کنید. از این تکنیک در تبلیغات نامزدهای سیاسی بیشتر استفاده می‌شود.

تکنیک شماره ۵- از مقابله به مثل تبلیغاتی خودداری کنید: گاهی اوقات با چسبیدن به حریف می‌توانید انگیزه‌های تبلیغاتی او را برای یک نبرد رودررو کاملا تغییر دهید.

تکنیک شماره ۶-وقتی توسط حریف کشیده می‌شوید، وی را هل دهید: چسبیدن به حریف و جلوگیری از مقابله به مثل او به شما کمک می‌کند احتمال حمله‌ی تبلیغاتی و یا تاثیر آن را به حداقل برسانید. فن هل دادن رقیب  در حین کشیده شدن، در واقع به شما کمک می‌کند که نیرو و یا حرکات بدن رقیب را به سود خود به کار برید و یک قدم جلو بیفتید.

تکنیک شماره ۷- تمرین یوکمی کنید: در جودو، «یوکمی»تکنیک «افتادن بی‌خطراست» و به میزان بسیار اندکی باعث کاهش مزیت شخصی که می‌افتد نسبت به حریف می‌شود که در واقع هدف آن برگشت موثرتر و اثربخش‌تر شخص به جای اینکه مقاومت کنید و این ریسک را کرده  و کنترل خود را از دست بدهید در یک باخت موقت و زودگذر تبلیغاتی به میل خود تسلیم تبلیغات  رقیبان می‌شوید. در واقع با کمی کناره‌گیری و گوشه‌گیری تبلیغاتی، خود را برای مبارزه‌ای بزرگ‌تر آماده می‌کنید. شرکت مایکروسافت این درس را در نیمه‌ی دهه‌ی ۱۹۹۰ فراگرفت؛ وقتی که تصمیم گرفت از تلاش‌هایش برای پایه‌گذاری ام اس ان به منظور ارائه‌ی خدمات آن لاین که یک پروژه‌ی تقریبا یک میلیارد دلاری بود دست بردارد و خدماتش را فقط بر روی شبکه‌ی اینترنت متمرکز کند.

تکنیک شماره ۸- امتیازات حریفتان را بالا ببرید: این کار ممکن است پیش پافتاده به نظر برسد اما بزرگ‌ترین ضعف‌هایش تبدیل می‌شود. این امتیازات ممکن است به صورت نهفته و نامحسوس باشد؛ مانند اسم‌های تجاری و مالکیت‌های معنوی. و یا ملموس و محسوس باشد؛ مانند مالکیت- چیزی مالک آن هستیم. همان‌طور که «مایکل دل»  مدیر عامل و رئیس هئیت مدیره شرکت کامپپیوتری دل گفته است؛ « امتیازها (برندها و نام و نشان‌های تجاری عالی) خطرها را به شکل مختلف حول خود جمع می‌کنند». در اجرای این تکنیک، هدف شما یافتن پیام های تبلیغاتی است که امتیازات تبلیغاتی حریفتان را تبدیل به نقطه ضعف می‌کند.

تکنیک شماره ۹- تبلیغات رقیبان حریفانتان را بالا ببرید: این تکنیک در مقایسه با دو تکنیک اول قدرتی اهرمی به نظر می‌آید.  چه چیزی آسان تر از این است که به رقبای حریفتان اجازه بدهید که بیشتر و بهتر تبلیغ کنند تا حریفتان را با انجام تبلیغات دائمی ضعیف‌تر کنند. همان‌طور که یک مثل قدیمی می‌گوید: «دشمن دشمن من، دوست من است.»

TJ600_A-League_WEB1_LR-500x371

 

منبع: کتاب تکنیک‌ها و تاکتیک‌های تبلیغات

 

Save

کانون اندیشه خلاق
به باشگاه مشتریان اندیشه خلاق بپیوندید و از مزایا و هدایای آن بهره مند شوید.
Thank You. We will contact you as soon as possible.