کانون اندیشه خلاق| وقتی قرار به خلاقیت باشد …

آرشیو ها

چرا ابتدا اطلاع‌رسانی، سپس تبلیغات!؟

چرا ابتدا اطلاع‌رسانی، سپس تبلیغات!؟

چرا ابتدا اطلاع‌رسانی، سپس تبلیغات!؟

تبلیغات، نمی‌تواند یک نام تجاری جدید تولید کند؛ اما اطلاع‌رسانی قادر است این کار را انجام دهد. تبلیغات تنها می‌تواند نام تجاری‌ای که قبلاً توسط اطلاع‌رسانی ساخته‌شده است را بقا بدهد.

حقیقت این است که تبلیغات نمی‌تواند آتشی روشن کند، بلکه فقط می‌تواند آتشی را که قبلاً برپاشده مشتعل نگاه دارد.

شما برای شروع هر کاری به اعتباری نیاز دارید که فقط یک شخص یا یک منبع سوم می‌تواند برایتان فراهم کند. پس اولین مرحله هر فعالیت اقتصادی جدیدی باید روابط عمومی باشد.

جنگ و بازاریابی نقاط مشترک زیادی دارند. ژنرال‌هایی که امروز، با سلاح‌های دیروز، در جنگ شرکت می‌کنند، با سردمداران بازاریابی که درنبرد امروز بازار، با سلاح تبلیغات شرکت می‌کنند، چندان تفاوتی ندارد. امروزه، سلاح جدید گردانندگان بازار باید روابط عمومی باشد.

اکنون‌که برای معرفی بسیاری از کالاهای جدید، نقش اصلی به عهده روابط عمومی گذاشته‌شده است، مشتریان، برای مشاوره باید از چه کسی کمک بگیرند؟
امروزه آن‌ها بیش‌ازپیش از مشورت با آژانس‌های تبلیغاتی‌شان خودداری می‌کنند، زیرا پاسخ آن‌ها را از قبل می‌دانند. پس به‌تنهایی دست‌به‌کار می‌شوند و یا از مشاورینی مانند ما برای تصمیم‌گیری در امور بازاریابی بر پایه روابط عمومی سود می‌جویند.

در آینده مشتریان بیشتری برای تعیین خط‌مشی بازاریابی و ارائه نامشان از مراکز روابط عمومی کمک خواهند گرفت و تبلیغات به‌ناچار، دنباله‌روی روابط عمومی خواهد شد.

در آینده ناله‌های هولناک صنعت تبلیغات را خواهید شنید و این نه‌فقط به خاطر مسائل مالی است، بلکه مهم‌تر از آن، به دلیل کاهش نقش و اعتبار تبلیغات به‌عنوان عامل سنتی در برنامه‌ریزی‌های بازاریابی است.

بازاریابی وارد عصر روابط عمومی شده است.

هوشمندی استراتژیک چیست ؟

هوشمندی استراتژیک چیست ؟

هوشمندی استراتژیک چیست ؟

مدیریت استراتژیک, مفاهیم مدیریتی

تفاوت استراتژی و تاکتیک در این است که استراتژی، تصمیمات کلی درزمینه اختصاص دادن منابع مؤسسه برای تحقق اهداف مؤسسه است، درحالی‌که تاکتیک در رابطه با به حرکت درآوردن این منابع، یعنی به اجرا گذاشتن آن‌هاست.

به‌این‌ترتیب تصمیم‌های تاکتیکی، جزئیات تصمیم‌های استراتژیک را در برمی‌گیرد. به‌عبارت‌دیگر تاکتیک‌های تصمیماتی در جهت استفاده مؤثر از منابع موجود و جزئیات اجرای استراتژی‌ها است.

به‌ویژه در خصوص استفاده مؤثر از منابع، تصمیمات تاکتیکی هفته‌ای، ماهانه، سالانه، بنا به وضعیت‌هایی که پی‌درپی تغییر می‌یابد ازنظر گذرانده شده و دوباره برنامه‌ریزی می‌شود، اما تاکتیک‌های معطوف به کار بستن و به اجرا گذاشتن استراتژی‌های کلی هم که به جزئیات رو می‌کند، اگر ضرورت ایجاد کند تخصیص منابع جدید را تنظیم می‌کند.

برای مثال در مراکز شهرهای مهم، اگر مدیران یک شرکت بخواهند درباره افتتاح ده شاخه جدید فعالیتی تصمیم اتخاذ کنند، تصمیمات مربوط به موضوعاتی مانند اینکه در کدام شهرها، در کدام شاخه فعالیت، چه زمان، مکان‌های استقرار در شهرها و بهترین روزهای افتتاح هرکدام یک تاکتیک به شمار می‌آید.

درنهایت می‌توان گفت تاکتیک‌ها از اندیشه و اجراهای خیلی ویژه و کوتاه‌مدت‌تر شکل می‌گیرد که ازجمله آن‌ها می‌توان به تصمیماتی اشاره کرد که نه تمامی سازمان، بلکه دربرگیرنده قسمت‌هایی از آن است که بیشتر مبتنی بر طرح‌های متکی بر تجزیه‌وتحلیل‌های درون‌سازمانی و یک واسطه کمکی در تحقق‌پذیری استراتژی است.

افراد و تیم‌های مورد استفاده در موفقیت شش سیگما

افراد و تیم‌های مورد استفاده در موفقیت شش سیگما

افراد و تیم‌های مورد استفاده در موفقیت شش سیگما

در مقاله قبلی با عوامل موفقیت شش سیگما آشنا شدید. در ادامه معرفی شش گروه به ۲ گروه در مقاله قبل اشاره شد حالا ادامه گروه ها :

پ) کمربند مشکی‌های ارشد: افراد کارشناسی که پروژه‌های متعدد شش سیگما را مدیریت و هدایت می‌کنند. این افراد رهبر و مربی «کمربند مشکی‌ها» هستند. مسئولیت تمام برنامه‌های تبلیغاتی شش سیگما که در بخش معینی از سازمان اجرا می‌شود، به عهده یک کمربند مشکی ارشد، انتخاب، آموزش، سرپرستی و هدایت کمربند مشکی‌ها و تعریف پروژه‌های تبلیغاتی، تصویب پروژه‌ها و نهایتاً بررسی و بازنگری نتایج پروژه‌هایی است که خاتمه یافته‌اند.

ت) کمربند مشکی‌ها: افراد کارشناسی که مدیریت اجرای پروژه‌های تبلیغات شش سیگما و کلیه مراحل آموزش و اجرا را به عهده‌دارند. کمربندمشکی ها مستقیماً درگیر کار شد، تقریباً به‌طور تمام‌وقت در اختیار برنامه‌های شش سیگما قرار می‌گیرند. در اغلب موارد، یک کمربند مشکی مسئولیت اداره تیمی را بر عهده دارد که بر روی یک پروژه بهبود کیفیت کار می‌کنند و در بعضی از مواقع باید به‌صورت هم‌زمان چندین پروژه را هدایت و رهبری کند. بنابراین باید علاوه بر دانش فنی و آماری، از روابط عمومی مناسب و مهارت‌های مدیریتی نیز برخوردار باشد.

ث) کمربند سبزها: افراد کارشناسی که با استفاده از ابزارهای تبلیغات، اجرای پروژه‌های شش سیگما را هدایت می‌کنند. کمربند سبزها افرادی هستند که به‌صورت پاره‌وقت در برنامه‌های شش سیگما شرکت کرده، در حقیقت به‌صورت عملی تحت نظارت یک کمربند مشکی آموزش می‌بینند و تجربه کسب می‌کنند.

ج) اعضای تیم: افراد کارشناسی که برنامه‌های مشخص‌شده برای بهبود را اجرا می‌کنند؛ مانند گرافیست‌ها، انیمیشن کاران و طراحان و محققان.

تقسیم‌بندی فوق یک ایده و الگوی کلی است که نشان می‌دهد شش گروه فوق‌الذکر در یک طیف پیوسته جنبه‌های مختلف شش سیگما ازجمله مفاهیم، فلسفه، آموزش تدوین و اجرای پروژه‌های شش سیگما را موردتوجه قرار می‌دهند.

برگرفته از کتاب تکنیک‌ها و تاکتیک‌های تبلیغاتی

عوامل موفقیت شش سیگما

عوامل موفقیت شش سیگما

عوامل موفقیت شش سیگما

دو عامل که در موفقیت پروژه‌های شش سیگما در سازمان نقش تعیین‌کننده‌ای بر عهده‌دارند، عبارتنداز:

  1. ابزارها و تکنیک‌های آماری مورداستفاده

ابزارهای متنوع و گوناگونی در مراحل مختلف اجرای تکنیک های شش سیگما برای تبلیغات مورداستفاده قرار می‌گیرند. از آن جمله می‌توان از ابزارهایی نظیر: نمودار وابستگی، طوفان فکری ، نمودار علت و معلول، فرم‌های جمع‌آوری داده‌ها، برگه کنترل نمودار فراوانی، نمودار تمرکز، نمودارهای فراوانی، نمودارهای جریان، گانت چارت‌ها، نمودارهای پارتو، ماتریس اولویت‌بندی، رگرسیون، آزمون‌های فرض مربع کای، مدل کانو، نمودار کنترل کیفیت فرآیند، ابزارهای برنامه‌ریزی و روش‌های دیگر نام برد. آشنایی با ابزارها و تکنیک‌های آماری که به بعضی از آن‌ها در مقالات قبلی اشاره شد، در متدولوژی شش سیگما الزامی است.

  1. افراد و تیم‌ها

افراد و تیم‌هایی در قالب پروژه‌های تعریف‌شده برای بهبود فرآیندها اقدام می‌کنند. افراد مذکور بنیان اجرای شش سیگما را تشکیل داده، به شش گروه تقسیم می‌شوند. مستندات جدید علمی موجود درزمینهٔ ۶ سیگما بر روی این ساختار به‌صورت کلی اتفاق‌نظر دارند. این شش گروه عبارت‌اند از :

الف) مدیران ارشد: مدیر یا مدیران ارشدی که نیروی رویکرد به ۶ سیگما را دز تبلیغات سازمان جاری می‌کنند و حمایت‌های لازم را از اجرای شش سیگما به عمل‌آورده، نسبت به اجرای آن متعهد و پاسخ‌گو هستند.

ب)قهرمانان: افراد کارشناسی که با معرفی تبلیغات شش سیگما بستر و فرهنگ مناسب را به وجود می‌آورند. این افراد راهبران فکری این روش‌شناسی هستند و به‌عنوان مغز متفکر، اجرای شش سیگما در تبلیغات را تسهیل می‌کنند. آن‌ها باید اهداف را تعیین کنند، امکانات مورد نباز را تخصیص داده و پیشرفت برنامه تبلیغات مبتنی بر شش سیگما و نتایج آن‌ها را پیگیری و بررسی کنند.

ادامه معرفی گروه‌ها را در مقاله بعدی دنبال کنید.

برگرفته از کتاب تکنیک‌ها و تاکتیک‌های تبلیغاتی

مفاهیم شش سیگما در تبلیغات

مفاهیم شش سیگما در تبلیغات

مفاهیم شش سیگما در تبلیغات

آنچه را که در مفهوم شش سیگما برای تبلیغات مستتر است، میتوان در اصول ذیل خلاصه کرد:

  • تبلیغات هوشمندانه
  • بهبود کیفیت تبلیغات و کاهش هزینه های تبلیغات
  • ابزاری برای کاهش تغییرات برنامه ها و سیستم های تبلیغات
  • روشی بر اساس فرآیند حل مسئله
  • چشم اندازی برای تبلیغات عالی
  • ارج نهادن به مخاطبان
  • هدفی برای تقویت مزیت تبلیغات رقابتی سازمان

 

شش سیگما تلفیقی از مدیریت کیفیت و مهندسی سیستم ها است که اصول فوق را پوشش می دهد.

در برنامه های شش سیگما، به هر چیزی که با رضایتمندی جذب ترفیع و جلب توجه مشتریان و مخاطبان و مطلوبیت مد نظر آنها مغایرت داشته باشد، ضایعات تبلیغات گفته می شود. برای نمونه پخش تبلیغات تلویزیونی در یک شبکه در لحظه ای که در شبکه دیگر برنامه بسیار جذابی در حال پخش است، می تواند ضایعه تبلیغاتی باشد. استراتژی شش سیگما دربرگیرنده استفاده از ابزارهای آماری در قالب یک روش ساخت یافته است تا با دستیابی به دانش مورد نیاز، در دنیای رقابتی امروز، تولید تبلیغات و ارائه آن ها، بهتر، سریع تر و با هزینه کمتر انجام شود. سطح کیفیت سیگما عموما به عنوان شاخصی از اینکه ضایعات تبلیغاتی چگونه رخ می دهند، معرفی می شود و بدین ترتیب، سطح کیفیت بالاتر سیگما، بیانگر فرآیندی است که ضایعات کمتری دارد.

برگرفته از کتاب تکنیک ها و تاکتیک های تبلیغات

استراتژی یا تکنیک شش سیگما در تبلیغات

استراتژی یا تکنیک شش سیگما در تبلیغات

استراتژی یا تکنیک شش سیگما در تبلیغات

شش سیگما یک فرآیند، برنامه و نظام کنترل کیفیت است که در مدیریت و صنایع کاربرد دارد که اولین بار توسط شرکت موتورولا و در اواخر دهه ۱۹۸۰ مطرح شد. شش سیگما مسیری روشن در دستیابی به بهبود مستمر و آرمانی است که شرکت‌ها را به تولید بهتر، سریع‌تر، باکیفیت‌تر و درنهایت باقیمت تمام‌شده کمتر ترغیب می‌کند که منجر به سودآوری بیشتر می‌شود. آیا می‌توان از تکنیک شش سیگما در برنامه‌های تبلیغات و سیستم تبلیغات استفاده کرد؟ چگونه می‌توان از این نظام در تبلیغات بهره برد؟

شش سیگما رویکردی نظام‌یافته و پویا برای هدایت اطلاعات و متدولوژی برای حذف ضایعات است، با این هدف که شش سیگما در فاصله مابین حدود مشخصه پایینی و بالایی از مقدار هدف قرار گیرد. برنامه‌های شش سیگما برای هر فرآیندی، از ساخت و تولید گرفته تا هر فرآیند اجرایی و نیز برای سرویس‌های خدماتی استفاده می‌شود.

شش سیگما با توجه به اهداف تعیین‌شده و جمع‌آوری داده‌ها که با به کار بردن تکنیک‌های آماری و کاربرد ابزارهای مدیریتی صورت می‌گیرد.به همراه تحلیل نتایج اثربخشی تبلیغات، از طریق کاهش نقص‌ها و زبان‌های تبلیغاتی، درراه ایجاد تغییر در تبلیغات سازمان و تأمین کیفیت تبلیغات برای اثربخشی موردنیاز برای رضایت مخاطبان و مشتریان گام برمی‌دارد. روش شش سیگما ابزاری برای بهبود کیفیت تبلیغات است. هرچه شش سیگما نزدیک‌تر می‌شویم، نیاز به آزمون و بازرسی کاهش می‌یابد، هزینه‌های تبلیغاتی کاهش پیدا می‌کنند و اثربخشی افزایش می‌یابد. به‌طور خلاصه می‌توان گفت هدف اصلی متدولوژی شش سیگما اجرای یک استراتژی مبتنی بر اندازه‌گیری اثربخشی تبلیغات است.

در پست بعدی در مورد اثربخشی شش سیگما در تبلیغات خواهیم گفت.

برگرفته از کتاب تاکتیک‌ها و تکنیک‌های تبلیغات

تفکر تاکتیکی و تکنیکی

تفکر تاکتیکی و تکنیکی

تفکر تاکتیکی و تکنیکی

برای درک بهتر مفاهیم تاکتیک و تکنیک بهتر است نگاهی گذرا و کلی به تفکر تاکتیکی و تکنیکی داشته باشیم. برای آنکه این مسئله روشن‌تر شود، توجه شمارا به گروه‌های بزرگ خارجی معطوف می‌داریم. در این تیم‌ها علاوه بر مربی و سرپرست تیم، متخصصانی فقط بر تاکتیک و تکنیک تیم تمرکز داشته، تیم را هدایت تاکتیکی و تکنیکی می‌کنند. برای نمونه تیم فوتبال برزیل بیشتر تکنیکی است؛ درصورتی‌که تیم فوتبال ایتالیا تاکتیکی است. در بازاریابی و تبلیغات نیز می‌توان شرکت ها را به دودسته تقسیم کرد.

برای نمونه، شرکت پپسی بیشتر تکنیکی است ولی کوکاکولا تاکتیکی عمل می‌کند. یا ماکروسافت یک شرکت تکنیکی است ولی آی بی ام بیشتر تاکتیکی عمل می‌کند. ازجمله پیشروانی که توجه زیادی به نوع تفکر و ماهیت آن معطوف کرد، جان دیویی است. او جریان تفکر را شامل مراحلی می‌دانست که هر فرد با طی این مراحل در جریان تفکر قرار می‌گرفت. بعضی از محققان نیز تفکر را فرایندی می‌دانند که تجربه‌های گذشته فرد را سامان می‌دهد. مانند ویناک که در کتاب روانشناسی تفکر، تفکر را این‌چنین تعریف می‌کند: تفکر، سامان دادن و تجدید سازمان در یادگیری گذشته به‌منظور استفاده در موقعیت فعلی است.

در مقاله بعدی در مورد انواع تفکر و تفاوت‌های تفکر تاکتیکی صحبت خواهیم کرد…

برگرفته از کتاب تاکتیک‌ها و تکنیک‌های تبلیغات

شناسایی جریان ارزش تبلیغات

شناسایی جریان ارزش تبلیغات

شناسایی جریان ارزش تبلیغات

جریان ارزش تبلیغات مجموعه‌ای است از کلیه اعمال ضروری برای یک تبلیغات  معین. این موضوع شامل همه فرایندهای تولید تبلیغ یعنی از هدف تبلیغات و ایده تبلیغات تا ورود و ارائه به مخاطب را در برگیرد.شناسایی جریان ارزش تبلیغات

شناسایی جریان ارزش تبلیغات

شناسایی جریان ارزش تبلیغات

نقشه جریان ارزش همه اعمال لازم برای طراحی، سفارش و ساخت یک تبلیغات معین را شناسایی می‌کند. تجزیه‌وتحلیل جریان ارزش تبلیغات، نشان می‌دهد که در طول جریان ارزش سه نوع فعالیت صورت می‌گیرد:

  1. فعالیت‌هایی که معلوم می‌شود آشکارا ارزش‌آفرین و اثربخش‌اند. مانند پیام تبلیغاتی جذاب.
  2. فعالیت‌هایی که معلوم می‌شود ارزش‌آفرین نیستند ولی به دلیل دانش فنی تبلیغات، اجتناب‌ناپذیرند. مانند استفاده از رنگ و ظاهری زیبا در آثار تبلیغاتی
  3. فعالیت‌های اضافی بسیاری که معلوم می‌شود هیچ ارزشی نمی‌آفرینند و بی‌درنگ قابل‌حذف هستند.

باید توجه داشت که هر جا سخن از جریان ارزش تبلیغات می‌شود، باید در سه بعد موردبررسی قرار گیرد

  1. بعد فیزیکی یا تولید: از مواد اولیه تبلیغاتی شروع می‌شود و به تولید تبلیغات می‌رسد. مانند کاغذ، رنگ، مو …
  2. بعد برنامه‌ریزی یا زمان‌بندی: از هدف تبلیغاتی شروع می‌شود تا به ارزیابی تبلیغات می‌رسد.
  3. بعد مهندسی تبلیغات: از یک فکر، ایده و سناریوی اولیه شروع می‌شود و به نمونه اولیه تبلیغات می‌رسد.شناسایی جریان ارزش تبلیغات

برگرفته از کتاب تکنیک ها و تاکتیک های تبلیغات

به باشگاه مشتریان اندیشه خلاق بپیوندید و از مزایا و هدایای آن بهره مند شوید.
Thank You. We will contact you as soon as possible.