کانون اندیشه خلاق| وقتی قرار به خلاقیت باشد …

آرشیو ها

افراد و تیم‌های مورد استفاده در موفقیت شش سیگما

افراد و تیم‌های مورد استفاده در موفقیت شش سیگما

افراد و تیم‌های مورد استفاده در موفقیت شش سیگما

در مقاله قبلی با عوامل موفقیت شش سیگما آشنا شدید. در ادامه معرفی شش گروه به ۲ گروه در مقاله قبل اشاره شد حالا ادامه گروه ها :

پ) کمربند مشکی‌های ارشد: افراد کارشناسی که پروژه‌های متعدد شش سیگما را مدیریت و هدایت می‌کنند. این افراد رهبر و مربی «کمربند مشکی‌ها» هستند. مسئولیت تمام برنامه‌های تبلیغاتی شش سیگما که در بخش معینی از سازمان اجرا می‌شود، به عهده یک کمربند مشکی ارشد، انتخاب، آموزش، سرپرستی و هدایت کمربند مشکی‌ها و تعریف پروژه‌های تبلیغاتی، تصویب پروژه‌ها و نهایتاً بررسی و بازنگری نتایج پروژه‌هایی است که خاتمه یافته‌اند.

ت) کمربند مشکی‌ها: افراد کارشناسی که مدیریت اجرای پروژه‌های تبلیغات شش سیگما و کلیه مراحل آموزش و اجرا را به عهده‌دارند. کمربندمشکی ها مستقیماً درگیر کار شد، تقریباً به‌طور تمام‌وقت در اختیار برنامه‌های شش سیگما قرار می‌گیرند. در اغلب موارد، یک کمربند مشکی مسئولیت اداره تیمی را بر عهده دارد که بر روی یک پروژه بهبود کیفیت کار می‌کنند و در بعضی از مواقع باید به‌صورت هم‌زمان چندین پروژه را هدایت و رهبری کند. بنابراین باید علاوه بر دانش فنی و آماری، از روابط عمومی مناسب و مهارت‌های مدیریتی نیز برخوردار باشد.

ث) کمربند سبزها: افراد کارشناسی که با استفاده از ابزارهای تبلیغات، اجرای پروژه‌های شش سیگما را هدایت می‌کنند. کمربند سبزها افرادی هستند که به‌صورت پاره‌وقت در برنامه‌های شش سیگما شرکت کرده، در حقیقت به‌صورت عملی تحت نظارت یک کمربند مشکی آموزش می‌بینند و تجربه کسب می‌کنند.

ج) اعضای تیم: افراد کارشناسی که برنامه‌های مشخص‌شده برای بهبود را اجرا می‌کنند؛ مانند گرافیست‌ها، انیمیشن کاران و طراحان و محققان.

تقسیم‌بندی فوق یک ایده و الگوی کلی است که نشان می‌دهد شش گروه فوق‌الذکر در یک طیف پیوسته جنبه‌های مختلف شش سیگما ازجمله مفاهیم، فلسفه، آموزش تدوین و اجرای پروژه‌های شش سیگما را موردتوجه قرار می‌دهند.

برگرفته از کتاب تکنیک‌ها و تاکتیک‌های تبلیغاتی

مفاهیم شش سیگما در تبلیغات

مفاهیم شش سیگما در تبلیغات

مفاهیم شش سیگما در تبلیغات

آنچه را که در مفهوم شش سیگما برای تبلیغات مستتر است، میتوان در اصول ذیل خلاصه کرد:

  • تبلیغات هوشمندانه
  • بهبود کیفیت تبلیغات و کاهش هزینه های تبلیغات
  • ابزاری برای کاهش تغییرات برنامه ها و سیستم های تبلیغات
  • روشی بر اساس فرآیند حل مسئله
  • چشم اندازی برای تبلیغات عالی
  • ارج نهادن به مخاطبان
  • هدفی برای تقویت مزیت تبلیغات رقابتی سازمان

 

شش سیگما تلفیقی از مدیریت کیفیت و مهندسی سیستم ها است که اصول فوق را پوشش می دهد.

در برنامه های شش سیگما، به هر چیزی که با رضایتمندی جذب ترفیع و جلب توجه مشتریان و مخاطبان و مطلوبیت مد نظر آنها مغایرت داشته باشد، ضایعات تبلیغات گفته می شود. برای نمونه پخش تبلیغات تلویزیونی در یک شبکه در لحظه ای که در شبکه دیگر برنامه بسیار جذابی در حال پخش است، می تواند ضایعه تبلیغاتی باشد. استراتژی شش سیگما دربرگیرنده استفاده از ابزارهای آماری در قالب یک روش ساخت یافته است تا با دستیابی به دانش مورد نیاز، در دنیای رقابتی امروز، تولید تبلیغات و ارائه آن ها، بهتر، سریع تر و با هزینه کمتر انجام شود. سطح کیفیت سیگما عموما به عنوان شاخصی از اینکه ضایعات تبلیغاتی چگونه رخ می دهند، معرفی می شود و بدین ترتیب، سطح کیفیت بالاتر سیگما، بیانگر فرآیندی است که ضایعات کمتری دارد.

برگرفته از کتاب تکنیک ها و تاکتیک های تبلیغات

استراتژی یا تکنیک شش سیگما در تبلیغات

استراتژی یا تکنیک شش سیگما در تبلیغات

استراتژی یا تکنیک شش سیگما در تبلیغات

شش سیگما یک فرآیند، برنامه و نظام کنترل کیفیت است که در مدیریت و صنایع کاربرد دارد که اولین بار توسط شرکت موتورولا و در اواخر دهه ۱۹۸۰ مطرح شد. شش سیگما مسیری روشن در دستیابی به بهبود مستمر و آرمانی است که شرکت‌ها را به تولید بهتر، سریع‌تر، باکیفیت‌تر و درنهایت باقیمت تمام‌شده کمتر ترغیب می‌کند که منجر به سودآوری بیشتر می‌شود. آیا می‌توان از تکنیک شش سیگما در برنامه‌های تبلیغات و سیستم تبلیغات استفاده کرد؟ چگونه می‌توان از این نظام در تبلیغات بهره برد؟

شش سیگما رویکردی نظام‌یافته و پویا برای هدایت اطلاعات و متدولوژی برای حذف ضایعات است، با این هدف که شش سیگما در فاصله مابین حدود مشخصه پایینی و بالایی از مقدار هدف قرار گیرد. برنامه‌های شش سیگما برای هر فرآیندی، از ساخت و تولید گرفته تا هر فرآیند اجرایی و نیز برای سرویس‌های خدماتی استفاده می‌شود.

شش سیگما با توجه به اهداف تعیین‌شده و جمع‌آوری داده‌ها که با به کار بردن تکنیک‌های آماری و کاربرد ابزارهای مدیریتی صورت می‌گیرد.به همراه تحلیل نتایج اثربخشی تبلیغات، از طریق کاهش نقص‌ها و زبان‌های تبلیغاتی، درراه ایجاد تغییر در تبلیغات سازمان و تأمین کیفیت تبلیغات برای اثربخشی موردنیاز برای رضایت مخاطبان و مشتریان گام برمی‌دارد. روش شش سیگما ابزاری برای بهبود کیفیت تبلیغات است. هرچه شش سیگما نزدیک‌تر می‌شویم، نیاز به آزمون و بازرسی کاهش می‌یابد، هزینه‌های تبلیغاتی کاهش پیدا می‌کنند و اثربخشی افزایش می‌یابد. به‌طور خلاصه می‌توان گفت هدف اصلی متدولوژی شش سیگما اجرای یک استراتژی مبتنی بر اندازه‌گیری اثربخشی تبلیغات است.

در پست بعدی در مورد اثربخشی شش سیگما در تبلیغات خواهیم گفت.

برگرفته از کتاب تاکتیک‌ها و تکنیک‌های تبلیغات

استراتژی تبلیغات و ارتباط آن با تکنیک و تاکتیک

استراتژی تبلیغات و ارتباط آن با تکنیک و تاکتیک

استراتژی تبلیغات و ارتباط آن با تکنیک و تاکتیک

واژه دیگری که بسیار نزدیک به این دو واژه استفاده می‌شود، واژه استراتژی است. واژه تکنیک بسیار روشن‌تر و واضح‌تر است؛ زیرا در بسیاری از علوم کاربرد دارد و حتی در زندگی روزمره نیز از آن استفاده می‌شود. اما واژه استراتژی از کلمه یونانی استراتگو، مرکب از استراتوس به معنای ارتش و ایگو به معنای رهبر گرفته‌شده است. استراتژی‌ها به‌خصوص استراتژی‌های تبلیغات ابزاری هستند که شرکت می‌تواند به‌وسیله آن به هدف‌های بلندمدت بازاریابی خود دست یابد. استراتژی تبلیغات، علم تنظیم نقشه ایست برای حصول به هدف‌هایی در مرحله‌ای خاص از ترویج و ترفیع محصول و معرفی محصول یا خدمت به بازار.
واژهای استراتژی و تاکتیک ازنظر معنی و مفهوم نزدیک به یکدیگر هستند و در بسیاری از موارد به‌جای یکدیگر نیز به کار می‌روند. لازم به توضیح است که بهترین طرح‌ها و نقشه‌ها اگر به‌درستی و با استراتژی و تاکتیک خاصی پیاده نشوند، هیچ ارزش و فایده‌ای ندارند. از یک ارزیابی که ویلیام برن باخ در سال ۱۹۴۹ انجام داد، این نتیجه به دست آمد که: در کارهای تبلیغاتی، برای افزایش فروش، نباید از استراتژی تبلیغات غافل بود.
به‌طور خلاصه، استراتژی، هنر فائق شدن و غلبه بر دشمن و شیوه‌های صف‌آرایی نیروها برای تحقق اهداف است و تاکتیک وسایل و ابزار و مضمون‌های تحقق اهداف استراتژیک است.
در استراتژی تبلیغات، سازمان‌ها ناگزیرند به‌طور دائم بر رویدادهای مناسب و برحسب ضرورت، تصمیمات تبلیغاتی خود را با تغییرات وفق دهند.
هدف استراتژی‌های تبلیغات این است که برای سازمان‌ها این امکان را به وجود آوردند که در دوره‌های بلندمدت به شیوه‌ای موفقیت‌آمیز خود را با شرایط در حال تغییر وفق دهند. مدیران استراتژیست تبلیغات به‌ضرورت باید افراد خلاق و بصری باشند که بتوانند تغییرات را درک کنند و واکنش مناسب از خود نشان دهند. علاوه بر این، ارائه و اجرای تاکتیک‌های تبلیغاتی از وظایف مدیران استراتژیست است.

برگرفته از کتاب تاکتیک ها و تکنیک های تبلیغات

اصل تضاد در تبلیغات

اصل تضاد در تبلیغات

اصل تضاد در تبلیغات

تضاد یک اصل سیستمی است که اگر هر یک از اجزای سیستم را به‌طور جداگانه به نحوی بسازیم که به کاراترین حد ممکن عمل کند، سیستم به‌عنوان یک کل، به مؤثرترین حد ممکن عمل نخواهد کرد. به‌عبارت‌دیگر، اجزای سیستم تبلیغات را باید به‌گونه‌ای طراحی کرد که با یکدیگر تضاد نداشته و چفت شده، هماهنگ باهم، به‌طور مؤثر و کارا عمل کنند.

مثال ۱ : اگر از بین خودروهای سواری موجود برای هر یک از اجزای موردنیاز ماشین، بهترین آن جز در بین کل خودروها را انتخاب و سپس این بهترین‌ها را مونتاژ کنیم، آیا ماشینی که به دست می‌آید، بهترین ماشین ممکن است؟ البته خیر! حتی به یک اتومبیل که بتواند حرکت کند هم نمی‌رسیم. زیرا اجزای انتخابی باهم جور نمی‌شوند و حتی اگر جور شوند، باهم خوب کار نمی‌کنند. عملکرد یک سیستم بیشتر بستگی به چگونگی تعامل بین اجزای آن دارد تا به چگونگی عملکرد مستقل آن ها (از یکدیگر).

اصل تضاد در تبلیغات

اصل تضاد در تبلیغات

مثال ۲ : در فوتبال رسم بر این است که بین تیم‌های موجود، برای هر پست، ستاره‌ها را انتخاب و یک تیم فوتبال که همه اعضا آن ستاره هستند، تشکیل و به آن تیم منتخب می‌گویند. این‌گونه گروه‌ها به‌ندرت، بهترین تیم ممکن می‌شوند؛ زیرا اعضای تیم با یکدیگر هماهنگ نیستند. به‌عبارت‌دیگر، تعامل بین اجزای سیستم به‌درستی انجام نمی‌گیرد.

البته ممکن است کسی بگوید اگر اعضای این تیم مدتی باهم تمرین و بازی کنند، بهترین گروه موجود خواهند شد. این درست است! اما اگر آن‌ها بهترین تیم شوند، خیلی غیرمحتمل است که همه اعضای تیم جدید ستاره شوند.

در تبلیغات نیز اجزا، پیام‌ها، رسانه‌ها، ابزار، تکنیک‌ها، تاکتیک‌ها و مواردی که برای تبلیغات انتخاب می‌شوند تا یک عمل تبلیغاتی را به انجام برسانند، باید با یکدیگر متناسب و هماهنگ باشند؛ وگرنه در تبلیغات تضاد به وجود می‌آید و ممکن است بخشی از این سیستم، بخش دیگر را قبول نکرده، باعث ضدتبلیغ شود. برای نمونه برخی از شرکت‌ها در تبلیغات خود از تکنیک‌های اجرایی کارتونی و انیمیشنی که در سیستم آن‌ها در تضاد با محصول و خدمتشان است، استفاده می‌کنند. یا رسانه‌هایی را که مانع یکدیگر و در تضاد با یکدیگر هستند، به کار می‌برند.

بر گرفته از تاکتیک ها و تکنیک های تبلیغاتی