کانون اندیشه خلاق| وقتی قرار به خلاقیت باشد …

آرشیو ها

جایگاهی که در ذهن مخاطب خوددارید بپذیرید

جایگاهی که در ذهن مخاطب خوددارید بپذیرید

جایگاهی که در ذهن مخاطب خوددارید بپذیرید

اصول اساسی یک برنامه تبلیغاتی موفق با پذیرش شروع می‌شود. ابتدا جایگاهی که نام تجاری شما در ذهن مخاطب دارد را بپذیرید، سپس حرکت خود را از آن نقطه آغاز کنید.
علاوه بر این شما غالباً به این نکته برخورد خواهید کرد که سهم فعلی یک نام تجاری از کل بازار، تنها کسری از قابلیت واقعی سهمش از بازار است.
به این دلیل که ولوو دارای جایگاه ذهنی “ایمنی” در نظر مردم است، این نام تجاری به‌طور گسترده‌ای به نام the soccer mom’s شناخته‌شده است.] منظور خانم‌های مرفه و امروزی است که هم شاغل هم‌خانه دار هستند، زنان بسیار فعال[ چه تعداد از این زنان در امریکا زندگی می‌کنند؟
احتمالاً ۵ میلیون نفر، و ازآنجایی‌که فروش فعلی ولوو در امریکا کمی بیشتر از ۱۰۰۰۰ خودرو در سال است، مشخص است که این نام تجاری شانس چندانی برای قبضه کردن بازار زنان ندارد.
بااینکه امکان این کار وجود دارد، پیشنهاد ما به ولوو این نیست که واقعاً آگهی‌های sccor-mom پخش کند. به‌جای این کار ولوو باید در تبلیغات خودروی جایگاه ایمنی‌ای که در حال حاضر دارد، تمرکز کند. این کار ۴ سود در بردارد:
۱- نفع اصلی از خرید ولوو را به مخاطبین یادآوری می‌کند.
۲- به خریداران تازه‌ای که اخیراً وارد بازار خرید خودرو شده‌اند، آموزش می‌دهد. همان نسل‌های جدیدی که به‌مرورزمان بزرگ‌تر شده‌اند.
۳- با قرار دادن ایمنی به‌عنوان یکی از مهم‌ترین دلایل انتخاب خودرو، به بازار فروش گسترش عمقی می‌بخشد. در طول زمان افکار مردم بیشتر و بیشتر متوجه تصادفت رانندگی‌ای که در بزرگراه‌های امریکا رخ می‌دهد، شده است. هرروز بیش از ۱۰۰ نفربر اثر تصادفات رانندگی جان خود را از دست می‌دهند.
۴- این عمل از نام تجاری در مقابل رقبایی که قصد رواج جایگاه واژه “ایمنی” درباره نام تجاری خودشان رادارند، محافظت می‌کند.

روابط عمومی اعتبار دارد؛ اما تبلیغات نه!

روابط عمومی اعتبار دارد؛ اما تبلیغات نه!

روابط عمومی اعتبار دارد؛ اما تبلیغات نه!

در حال حاضر، به هر سویی که نگاه کنیم، شاهد یک چرخش اساسی از بازاریابی تبلیغات محور، به بازاریابی روابط عمومی محور، خواهیم بود.

دیگر نمی توان فقط با تکیه بر تبلیغات، یک نام تجاری Brand جدید را وارد بازار کرد، زیرا تبلیغات دیگر اعتبار ندارد.

تبلیغات ندای یک سویه ی شرکتی است که تنها به فروش بیشتر می اندیشد.

یک نام تجاری جدید را فقط به کمک اطلاع رسانی یا روابط عمومی می توان ارائه و تثبیت کرد. روابط عمومی PR این تصمیم را در اختیار می گذارد که پیام تبلیغاتی خود را به شکلی غیر مستقیم و با کمک گروه سوم  در بازار(در درجه اول رسانه های جمعی) به گوش مخاطبان خود برسانید.

روابط عمومی اعتبار دارد؛ اما تبلیغات نه! ممکن است بتوانید با یک برنامه تبلیغاتی بسیار حساب شده، روی مخاطبان خود تاثیر مثبت بگذارید، ولی با کمک روابط عمومی می توان آسان تر و بهتر به نتیجه دلخواه رسید.
هنگام مشاوره با مشتریان، معمولاً اولین توصیه ما به آن ها این است که  هر برنامه جدید بازاریابی باید در ابتدا با اطلاع رسانی آغاز شود و به تدریج و پس از دست یابی به اهداف اولیه روابط عمومی، برنامه ریزی تبلیغات پیرامون آن صوت گیرد. برای مدیرانی که تحت نفوذ فرهنگ تبلیغات هستند، این یک ایده نوین و انقلابی و برای دیگران، تکامل طبیعی در تفکر بازاریابی به شمار می رود.
سایت های اینترنتی موفق

سایت های اینترنتی موفق

سایت های اینترنتی موفق

با اینکه خیلی از سایت های اینترنتی از بین رفتند، ولی سایت های دیگری هنوز وجود دارند که سرحال و قبراق و سودآورند. این سایت های موفق همگی، رسته جدیدی ارائه کردند و ان را با انگیزش قوی و مقدار زیادی روابط عمومی مناسب همراه کردند.
امریکا آن لاین اولین رساننده خدمات اینترنتی نبود، ولی اولین آی اس پی ای بود که با روابط گسترده وارد ذهن مخاطبانش شد، علاوه بر ان، در اول دسامبر ۱۹۹۶، AOL یک سرویس زیر قیمت و ثابت به شدت برانگیزاننده ارائه کرد.
آمازون دات کام اولین کتاب فروشی اینترنتی نبود ، ولی امازون اولین کتاب فروشی اینترنتی بود که توانست توجه مخاطبانش را به خود جلب کند و با ۳۰٪ تخفیف در ان ها انگیزه خرید ایجاد کند.
مانستر هم احتمالاً اولین سایت کاریابی اینترنتی نبود؛ ولی اولین سایت کاریابی ای بود که توجه و علاقه مخاطبانش را جلب کرد. گذشته از آن، لیست ۸۰۰۰۰۰ امکان شغلی موجود در سایت، انگیزه ای قوی به وجود می آورد.
پرایس لاین اولین سایت اینترنتی ای بود که بلیط هواپیما و اتاق هتل را زیر قیمت رزرو می کرد و نرخ کرایه را به مزایده می گذاشت و عامل ایجاد کننده انگیزه آن، صرفه جویی قابل توجه در پول شما بود که با استفاده از سایت میسر می شد.
ای بی اولین سایت حراج اینترنتی با ۲۹ میلیون نفر عضو ثبت شده و میلیون ها وسیله و شی به حراج گذاشته شده بود. عامل ایجاد انگیزه آن هم، وسعت و قدرت سایت بود.
زمانی که به دنبال یک گروه یا رسته جدید می گردید که در آن اولین نفر بوده و کار خود را با آن شروع کنید، بهترین سوال این نیست که: ” وسعت این بازارها چقدر است؟”
سوال اولیه باید این باشد که چه رسته یا گروه جدیدی می توانیم به وجود بیاوریم؟ آیا این رسته دارای ارزش روابط عمومی و اطلاع رسانی هست؟ و ما باید از چه زاویه ای وارد شویم که بتوانیم مخاطبان را به ترجیح این رده جدید ترغیب کنیم؟
اشکال جذب بازار موجود شدن اینست که احتمالاً این بازار در حال حاضر به اندازه کافی پر است و جای چندانی برای فعالیت شما ندارد.

دو مشکل عمده تبلیغات

دو مشکل عمده تبلیغات

دو مشکل عمده تبلیغات

در ادامه مقاله قبلی اینکه چگونه می توانید خود را از انتهای طیف تبلیغات به ابتدای آن برسانید؟ خواهیم داشت :

تبلیغات راه بسیار دشواری برای پیمودن این تونل است. تبلیغات خود دو مشکل عمده دارد: اول اینکه خود تبلیغات اعتبار ندارد و دوم اینکه نام تجاری‌ای که برای مردم شناخته‌شده نیست هم معتبر نمی‌شود؛” اگر تابه‌حال اسمی از آن‌ها نشنیده‌ام، پس حتماً کارشان خوب نیست.”

“روابط عمومی” هردوی این مشکلات را حل می‌کند. پیام روابط عمومی اعتبار دارد چون از یک منبع احتمالاً بی‌طرف برگرفته‌شده است و بالاتر از آن، شما از رسانه‌های جمعی انتظار دارید که درباره چیزهایی که نمی‌دانید به شما آگاهی بدهند. دلیل وجودی اخبار همین است.

چگونه می‌شود کشور ترکمنستان را تعریف کرد؟ مطمئناً نه به‌وسیله تبلیغات.

( هر از چند گاهی تبلیغات می‌تواند یک نام تجاری ناشناس را به شهرت کمی برساند. آگهی اردک برای ای اف ال ای سی AFLAC یک مثال خوب است. این که این تبلیغ تا چه اندازه به شرکت ای اب ال ای سی سود می‌رساند، بحث دیگری است. برخی از مردم شخصیت تبلیغاتی اردک را می‌شناسند، ولی نمی‌دانند که این شرکت چه خدمتی انجام می‌دهد و یا اسم آن خلاصه چه عبارتی است!)

بیایید تصور کنیم که اسم شرکت شما، ابتدای طیف قرار دارد و همه آن را می‌شناسند، فایده یک برنامه تبلیغاتی جلب‌توجه کننده برای نامی که همه با آن آشنا هستند، چیست؟ قرار نیست که این برنامه تبلیغاتی به شهرت نام تجاری شما که به‌احتمال ۹۰ تا ۹۵ درصد در بالاترین نقطه شناخت مردم قرار دارد و از آن بالاتر نخواهد رفت، چیزی بی افزاید. خیلی از آگهی‌ها برای نام‌هایی که در صدر طیف هستند، از نوع آگهی جلب‌توجه کننده و بدون هیچ پیام خاصی‌اند. مثل همین سری آگهی‌های ویدئو کلیپ وار نایکی. هدف از ارائه این آگهی‌ها چیست؟ نمی‌توان هدف آن را بالا بردن آگاهی مخاطب نسبت به این نام تجاری عنوان کرد.زیرا که نایکی به‌خودی‌خود شهرت کافی دارد.

پیمودن طیف عناوین تجاری

پیمودن طیف عناوین تجاری

پیمودن طیف عناوین تجاری

به ابتدا و انتهای طیف وسیع عناوین تجاری نظری بیندازید: نام‌های تجاری‌ای هستند که اسم آن‌ها به گوش هیچ‌کس نخورده‌اند و نام‌هایی هم هستند که همه آن‌ها را می‌شناسند. به نظر می‌رسد که میزان شناخته‌شدگی نام‌های تجاری در طیفی به شکل استکان کمر باریک خلاصه می‌شود. اکثر نام‌های تجاری یا در ابتدا یا در انتهای طیف قرار می‌گیرند و گویی کمر استکان همیشه خالی است. تقریباً همه غذای مکزیکی تاکوبل را می‌شناسند. ولی هیچ‌کس با اوت پست دات کام آشنا نیست. همه می‌دانند که افغانستان کجاست، ولی کمتر کسی می‌داند ترکمنستان کجاست. سعی کنید اسم یک کشور یا عنوان تجاری را که کمابیش شناخته‌شده است را به خاطر بیاورید؛ خیلی آسان نیست. شما یا یک نام را می‌شناسید یا نمی‌شناسید. آژانس‌های تبلیغاتی معمولاً در مورد نام‌های تجاری غیر معروف، از آگهی‌های تبلیغاتی‌ای که به‌منظور جلب‌توجه طراحی می‌شود، استفاده می‌کنند. اعتقاد و روش آن‌ها این است که ما اول باید در ذهن مخاطب به وجود این محصول آگاهی و شناخت به وجود آوریم و بعد سعی کنید که مزایای محصول یا خدمت ارائه‌شده را به آن‌ها اطلاع دهیم. ولی اگر شما تابه‌حال اسم آن شرکت به گوشتان نخورده باشد، چقدر احتمال دارد که به پیام آن توجه نشان دهید؟ شما موش‌های صحرایی را به یاد دارید؛ ولی خود اوت پست دات کام را نه. (اگر شب گذشته در یک مراسم جورج بوش را از نزدیک دیده باشید، احتمالاً تا آخر عمر آن مراسم را به یاد خواهید داشت؛ ولی اگر در همان مراسم جورج برک را دیده باشید، احتمالاً به‌آسانی او را از یاد خواهید برد.)

تماشا کردن تلویزیون هم دقیقاً همین‌گونه است. آن نام‌ها و عناوین تجاری که از قبل می‌شناختید، در خاطرتان خواهد ماند، ولی نام تجاری را که نمی‌شناسید فراموش خواهید کرد. شما حتی سعی نمی‌کنید این نام‌های ناشناس را از برکنید.

این موضوع خیلی مأیوس‌کننده است. یکی از معروف‌ترین مدیران اجرایی تبلیغات، زمانی در مورد آژانس تبلیغاتی نو پای ما گفت :” اگر تابه‌حال اسمی از آن‌ها نشنیده‌ام، پس حتماً کارشان خوب نیست.” شما یا شناخته‌شده و معروفید یا نه. حد وسط وجود ندارد. خوب حالا چگونه می‌خواهید خود را از انتهای طیف به ابتدای آن برسانید؟

ادامه مقاله را در پست بعدی به آن می‌پردازیم…

روابط عمومی در خدمت نام های تجاری جدید است

روابط عمومی در خدمت نام های تجاری جدید است

تبلیغات در خدمت گسترش خطی است
روابط عمومی در خدمت نام های تجاری جدید است

در بازاریابی امروز، مهم ترین مبحث،تبلیغات یا روابط عمومی نیست، بلکه گسترش خطی است. گذاردن اسم شرکت یا یک نام تجاری روی یک کالای جدید، در یک رسته متفاوت.

کتاب های امازون. لوازم الکتریکی آمازون
خدمات تلفن از راه دور AT&T خدمات کابی AT&T

از نقطه نظر شرکت های سهامی به کالای جدید نگاه کنید. کداک پسرفت قریب الوقوع فیلم عکاسی را دید، و تصمیم گرفت وارد زمینه دیجیتال شود. سوال :” ما باید از چه نام تجاری استفاده کنیم؟!” مسئولین تبلیغات بلافاصله پاسخ خواهند داد:” ما سال گذشته،۱۱۶ میلیون دلار برای تبلیغ نام تجاری کداک، خرج کردیم. معرفی یک نام تجاری جدید حداقل ۱۰۰ میلیون دلار هزینه می برد، پس می توانیم با صرفه جویی در هزینه اضافی از نام تجاری کداک استفاده کنیم.”
ما در کار مشاوره مان با موارد زیادی چون کداک مواجه شده ایم، و این طرز تفکر در اکثر این موارد جاری بوده است که، معرفی یک نام تجاری جدید هزینه بالایی می برد. (البته بدین مفهوم که تبلیغات برای ارائه یک نام تجاری جدید هزینه بالایی دارد.)
آژانسهای تبلیغاتی معمولا پیرو تفکر گسترش خطی هستند، چون این بدین معناست که می توانند قرارداد خود با شرکت سفارش دهنده را حفظ کنند. یک نام تجاری جدید غالبا به معنی یک آژانس جدید ایت. هوندا برای معرفی نام تجاری آکورا، یک آژانس جدید را به کار گرفت. و همین طور دیتو تویوتا در مورد لکسوس و نیسان در مورد اینفینیتی.
گسترش خطی یا نام تجاری جدید؟ هزینه تبلیغات نباید دلیلی برای ترجیح دادن گسترش خطی باشد. چون در هر حال نام های تجاری جدید نباید توسط تبلیغات معرفی شوند.
یک نام تجاری جدید در کنار هر چیزی به اعتبار نیاز دارد. و این فقط از عهده روابط عمومی برمی آید.

تبلیغات به شیوه انفجاری عمل می‌کند

تبلیغات به شیوه انفجاری عمل می‌کند

تبلیغات به شیوه انفجاری عمل می‌کند
روابط عمومی به شیوه آهسته و پیوسته‌کار می‌کند

این موضوع که برنامه‌های تبلیغاتی، به‌خصوص نام‌های تجاری جدید، باید با شیوه انفجاری ارائه شوند، برای تبلیغاتچی‌ها به شکل یک اعتقاد قلبی درآمده است.
هنگامی‌که برای ساخت یک نام تجاری جدید سعی می‌کنید، لازم است که چندین عمل را هم‌زمان انجام دهید. توجه مخاطبین را جلب کنید. نام تجاری جدید را در ذهن مردم جا بی اندازید، و یک یا چند خصوصیت مثبت را بانام تجاری جدید همراه کنید.

این‌یک کار بزرگ است، که تبلیغات شیوه مناسبی برای اجرای آن نیست. روابط عمومی انتخاب به‌مراتب بهتری است.

در حقیقت اگر شما در حال ارائه یک نام تجاری جدید به کمک یک برنامه روابط عمومی هستید، راه دیگری ندارید. ناچارید که از شیوه آهسته و پیوسته ساخت تبعیت کنید؛ چون راه دیگری برای جلب همکاری رسانه‌ها وجود ندارد. به‌آرامی شروع می‌کنید، غالباً با یک اشاره مختصر به نام تجاری‌تان در یک نشریه  نه‌چندان معروف. سپس برنامه را به‌سوی رسانه‌های مهم‌تر سوق می‌دهید. اگر بخت با شما یار باشد، سر از برنامه‌های تلویزیونی Today show یا Moneyline و یا حتی World News Tonight درمی‌آورید.

اگر تاریخ موفق‌ترین نام‌های تجاری دنیا را مطالعه کنید، از اینکه چقدر آهسته شروع کرده‌اند، حیرت‌زده خواهید شد. کوکاکولا در سال اول فقط یک نام تجاری محصولات عرضه‌شده در گالن، در داروخانه‌ها بود.

امروزه بطری‌های کوکاکولا برای ما، ذات این نام تجاری محسوب می‌شوند، ولی چهل‌ودو سال طول کشید که برای فروش بطری‌های کوکاکولا از فروش گالنی آن پیشی بگیرد.

موفق‌ترین مدل کامپیوترهای شخصی Apple II بود که فروش آن به میلیون‌ها دستگاه رسید. بااین‌حال در دو سال اول ورودش به بازار، فقط ۴۳ هزار دستگاه از آن فروش رفت.

بازسازی نام تجاری قدیمی به وسیله روابط عمومی

بازسازی نام تجاری قدیمی به وسیله روابط عمومی

بازسازی نام تجاری قدیمی به وسیله روابط عمومی

وقتی درباره ساختن یک نام تجاری می نویسیم، منظورمان تنها نام های تجاری جدید نیست. انچه می نویسیم در مورد تمام نام های تجاری ای که جای مشخصی در ذهن مخاطب ندارد. صدق می کند. از نقطه نظر استراتژیک، یک نام تجاری ۵۰ ساله که جای مشخصی در ذهن مخاطبش ندارد، با یک نام تجاری کاملاً جدید، هیچ تفاوتی نمی کند. هر دوی ان ها برای اعتبارسازی در درجه اول به روابط عمومی نیاز دارند تا بتوانند در مرحله بعدی از تبلیغات کمک بگیرند.
حقیقت این است که بیشتر نام های تجاری، جای مشخصی در اذهان ندارند. تنها تعداد بسیار محدودی از نام های تجاری دارای ان میزان اعتبار هستند که بتوانند از استراتژی تبلیغات سود بجویند.
حتی اگر یک نام تجاری بسیار معروف، قصد تغییر جایگاهش را داشته باشد، در وحل اول نیازمند روابط عمومی است. این عامل که نام تجاری شما شناخته شده است، به تنهایی باعث نمی شود که با یک تکان تبلیغاتی بتوانید جایگاه ان را عوض کنید. زندگی واقعی اینگونه عمل نمی کند. به سختی می توان برداشت های جا افتاده در اذهان را تغییر داد، مخصوصاً اگر بخواهید این کار را به کمک تبلیغات انجام دهید.

بازسازی نام تجاری مربوط به قلب

انجمن قلب امریکا The American Heart Association هم به مشکل AARP و انجمن سرطان امریکا دچار است. همه این موسسه ها را می شناسند، اما هیچ کس به درستی نمی داند که عملکرد آنان چیست.
این انجمن اخیراً، نسبت به بالابردن آگاهی جامعه در رابطه با موارد زیر اقدام کرده است: الف) سه نشانه هشدار دهنده سکته قلبی، ب) پنج نشانه هشدار دهنده حمله های قلبی و ج) پنج اصل برای داشتن قلبی سالم. در ادامه این برنامه، انجمن، آگاهی دادن در مورد بند د) پنج نشانه هشدار دهنده نامشهود سکته قلبی در زنان را هم، در برنامه کار خود قرار داده است.
اگر می توانید یکی از این علایم هشدار دهنده را نام ببرید.
قلب چیست؟ از نظر علم اسطوره شناسی، قلب مرکز عشق و احساسات است. در واقعیت، قلب یک پمپ است. هر مکانیزمی احتیاج به یک پمپ دارد. خودرو ها ماشین های لباسشویی و انسان ها همگی احتیاج به پمپ دارند. خودروها و لباسشویی های کوچک، پمپ کوچکتری دارند.
امروزه، یکی از بزرگ ترین عوامل بروز مشکلات قلبی در امریکا، چاقی بیش از حد است. طبق اعلام انجمن جراحان، ۶۱ درصد بزرگسالان امریکایی اضافه وزن دارند و ۲۷ درصد ان ها، دچار چاقی بیش از حد هستند.(سالانه ۳۰۰۰۰۰ مورد مرگ بر اثر بیماری های مربوط به اضافه وزن در امریکا رخ می دهد.)
یکی از اصول اولیه برای داشتن قلب سالم، حفظ وزن مناسب است. به نظر ما این همان ایده اساسی است که انجمن قلب امریکا باید بر ان تمرکز می کرد، و متاسفانه هیچ انجمن قلب معتبر دیگری هم روی آن متمرکز نشده است.

تبلیغات اعتبار ندارد و غیر قابل باور است روابط عمومی اعتبار دارد و باور کردنی است

تبلیغات اعتبار ندارد روابط عمومی اعتبار دارد

تبلیغات اعتبار ندارد و غیر قابل باور است
روابط عمومی اعتبار دارد و باور کردنی است

نقطه اوج برنامه زیگفرند و روی در هتل میراژ لاس و گاس زمانی بود که یک ببر را به یک خانم تبدیل کردند. تماشاچیان در آن لحظه با خود می اندیشیدند:” باور نکردنی است، کاملاً باور نکردنی  است.”
تاثیر تبلیغات هم درست مشابه همین حالت است. وقتی بیننده در آگهی کوکاکولا می بیند که یک خرس قطبی کولا می نوشد، با خود می گوید: ” چه آگهی با مزه هوشمندانه غیر قابل بااوری!” تبلیغات هم مثل نمایش زیگفرید و روی به معنی دقیق کلمه باورنکردنی است. فرقی نمی کند که تا چه حد تبلیغات را با خلاقیت ملبس کنید، در نهایت این، یک پیام با اعتبار بسیار کم است.
روابط عمومی هم دچار مشکل قابلیت باور است. آیا مردم هر چیزی را که در رسانه ها می خوانند، می شنوند یا می بینند باور می کنند؟ البته که نه، ولی در این مورد یک تفاوت اساسی وجود دارد. آن ها تنها اطلاعاتی را باور نمی کنند که با انچه به ان معتقدند یا در ذهنشان تثبیت شده، مغایرت داشته باشد. برای مثال دموکرات ها، اطلاعاتی که به نفع جمهوری خواهان است باور نمی کنند و برعکس.
موقعیتی را در نظر بگیرید که یک نام تجاری جدید به خصوص یک نام جدید در یک رسته جدید واردبازار شده است، در این مورد ذهن مخاطب دچار هیچ تصادی نمی شود، چون نام تجاری رقیبی در میان نیست. این یک رسته کاری جدید است.
به همین سبب روابط عمومی ابزار بسیار قدرتمندی برای ارائه یک نام تجاری جدید است.ایده های آن می تواند بدون کوچکترین مخالفتی از رسانه ها به ذهن مخاطب منتقل شود. ( اگر شما درباره یک کالای جدید یا رسته جدید چیزی نمی دانید، چرا با اطلاعاتی که درباره آن به شما داده می شود، مخالفت کنید؟
اگر شما هیچ چیز درباره افغانستان ندانید، هرچه را درباره اش بخوانید قبول خواهید کرد) اگر شما چیزی درباره یک کالا یا رسته جدید نمی دانید، هرچه را که درباره اش بخوانید قبول خواهید کرد، به ویژه اگر این اطلاعات از منبع معتبری به شما برسد،
برای همین است که ساخت نام تجاری توسط روابط عمومی، چنین ابزار قدرتمندی است.

تبلیغات می‌میرد، روابط عمومی زنده می‌ماند

تبلیغات می‌میرد، روابط عمومی زنده می‌ماند

تبلیغات می‌میرد، روابط عمومی زنده می‌ماند

هیچ‌چیز بیش از تبلیغات قدیمی بلااستفاده نیست. ممکن است یک کپی از آن به دیوار آژانس تبلیغاتی آویخته، و یا در یک کتاب تبلیغات برنده جوایز چاپ‌شده باشد. ولی ازنظر یک مصرف‌کننده معمولی، یک آگهی مثل پروانه است. عمر کوتاهی دارد و زود می‌میرد.

اطلاع‌رسانی چنین نیست. یک گزارش خوب برای همیشه زنده می‌ماند. استراتژی بنیادی روابط عمومی این است که از یک گزارش در یک نشریه استفاده کنند و سپس آن را به نشریه مهم‌تری ارتقا دهند. و یا از یک رسانه (چاپی) به یک رسانه (رادیویی) منتقل کنند. حتی می‌توان به‌جای بالا بردن، گزارش را پایین آورد. وال‌استریت ژورنال اغلب به نحوی از انحنا به نشریات کم‌اهمیت‌تر هم راه می‌یابد.

کامپیوتر و اینترنت این روند را سریع‌تر کرده‌اند. اغلب گزارش گران، قبل از این‌که در مورد یک شرکت یا یک کالای جدید مطلبی بنویسند، با مراجعه به اینترنت، گزارش‌های دیگر پیرامون آن موضوع را جستجو می‌کنند. امکان دارد که یک مطلب در یک نشریه، طی یک سال، در نشریات بسیار دیگری بازتاب یابد.

در روابط عمومی امروز، مسئله مهم این است که اولین گزارش، مثبت و کارآمد باشد.

بنا به طبیعت بشری، گزارش‌های بعدی معمولاً تحت تأثیر، و هم سو با اولین گزارش هستند.

رسانه‌ها به‌مثابه مغز انسان عمل می‌کنند. وقتی چند عبارت و جمله در رسانه‌ها جا افتاد و مستقر گشت، تغییر آن‌ها بسیار دشوار خواهد بود.

رسانه‌ها به صاحب شرکت آرایشی رولن، ران پرلمن میلیاردر لقب داده بودند. اکنون سال‌هاست که فروش رولن پایین آمده و سرمایه‌گذاری‌های دیگرش نیز چندان سودآور نبوده‌اند.

ولی هنوز ازنظر رسانه‌ها، او ران میلیاردر است.

تبلیغات، جانشین مناسبی برای روابط عمومی نیست

تبلیغات، جانشین مناسبی برای روابط عمومی نیست

تبلیغات، جانشین مناسبی برای روابط عمومی نیست

شرکت کوکاکولا، اخیراً نوشابه‌ای انرژی‌زای خودش بانام کی ام ایکس KMX (نامی بدون هیچ دلالت خاصی) را به بازار ارائه کرده است. آیا کوکاکولا با دز اختیار داشتن واحد بازاریابی پیچیده، منابع بی‌پایان تبلیغاتی، و حمایت برخی از بزرگ‌ترین و موفق‌ترین آژانس‌های تبلیغاتی دنیا می‌تواند از رد بول چلو بزند؟ البته که نه.

اگر تبلیغات همان‌طور که مدافعانش ادعا می‌کنند، قدرتمند و کارساز بود، کی ام ایکس به‌راحتی می‌توانست رقیب اتریشی خود را پشت سر بگذارد. اما باوجود همه نوآوری‌ها در پیام‌های تبلیغاتی و رقم بالای بودجه تبلیغاتی، کوکاکولا شانس چندانی ندارد. چند سال پیش کوکاکولا سعی داشت با استفاده از همین استراتژی از شرکت اس نپل – نام تجاری که با کمترین تبلیغات، یک نوشابه طبیعی به بازار داده بود- جلو بزند. کوکاکولا برای ارائه محصول رقیب بانام فروتوپیا در آمریکا میلیون‌ها دلار خرج کرد، ولی این نوشابه به همراه صندوق‌های پول کوکاکولا در بازار دفن شد.

آیا تابه‌حال به شرکت موفقی در بازار برخورده‌اید که فقط با برنامه تبلیغاتی برتر توانسته باشد از رقبایش جلو بزند؟ به‌جز مورد التویدز ما به هیچ شرکت دیگری برخورد نکرده‌ایم.

مثلاً رقابت دو موسسه کرایه اتومبیل آویس Avis  و هرتز Hertz را به یاد بیاورید، باوجود تمام تبلیغات جنجالی اویس، این شرکت هرگز نتوانست از هرتز پیشی بگیرد.

و آیا تمام جایزه‌هایی که به تبلیغات پپسی کولا تعلق گرفت، توانست باعث برتری پپسی به کوکاکولا شود ؟ البته که نه. و باوجود همه واکنش‌های مثبتی که خرگوش انرجایزر برپا کرد، آیا انرجایزر توانست عنوان “پیشگام صنعت باتری‌سازی” را از دو راسل برباید؟ البته که نه.

آژانس‌های تبلیغاتی غالباً دچار این تفکر اشتباه هستند که بازاریابی، نبرد بین تبلیغات است، نه نبرد بین محصولات بهتر. چندین سال پیش، وقتی شرکای ولز، ریچو گرین سرمایه نوشابه رویال کروان کولا را به دست گرفتند، مری ولز لارنس، موسس شرکت اعلام کرد که:”ما آمده‌ایم تا کوکاکولا و پپسی را به قتل برسانیم؛ امیدوارم که از به کار بردن این لغت ناراحت نشوید، ولی هدف ما واقعاً بریدن سر این دو کمپانی است”.

تنها کمپانی که واقعاً به قتل رسید Royal Crown بود. ارزش سهام امروز آن نصف زمانی است که سه شریک نامبرده، کمپانی را در دست گرفتند.

تبلیغات هیچ نقش مشروعی در بازی ساخت نام‌های تجاری ندارد و نقش ذاتی تبلیغات، دفاع است. تبلیغات، تنها می‌تواند پس از تثبیت یک نام تجاری، به حمایت از آن برخیزد.

تفاوت موجود بین تبلیغات و روابط عمومی

تفاوت موجود بین تبلیغات و روابط عمومی

تفاوت موجود بین تبلیغات و روابط عمومی

اگر به دنبال یافتن شغلی هستید یا قصد تبلیغ برند و کسب‌وکار خودتان رادارید، ممکن است سؤال‌هایی در رابطه با تبلیغات در مقایسه با روابط عمومی داشته باشید. این دو صنعت باوجود شباهت‌های بسیار، دو صنعت کاملاً متفاوت از یکدیگر هستند.

پنج خصوصیتی که در ادامه در رابطه با آن‌ها توضیح می‌دهم به شما کمک می‌کند تفاوت‌های سطحی این دو صنعت را به‌خوبی بشناسید:

۱- فضای پولی یا پوشش رایگان

تبلیغات: شرکت برای فضای تبلیغاتی هزینه می‌کند و شما به‌خوبی می‌دانید که تبلیغ شما در چه زمانی چاپ می‌شود یا در رسانه پخش‌شده و روی آنتن می‌رود.

روابط عمومی: شغل شما به دست آوردن توجه و تبلیغات رایگان برای شرکت است و این شامل کنفرانس‌های خبری تا مطالب مطبوعاتی می‌شود.

 

۲- کنترل خلاقانه یا عدم کنترل

تبلیغات: ازآنجایی‌که برای فضای تبلیغاتی موردنظر خود هزینه‌ای پرداخت می‌کنید، در رابطه با هر آن چیزی که در متن آن تبلیغ گنجانده می‌شود کنترل کامل و خلاقانه دارید.

روابط عمومی: در عرصه روابط عمومی شما هیچ کنترلی برای روی اطلاعات منتشرشده از طریق رسانه‌ها ندارید، اینکه آیا آن‌ها اصلاً تمایلی به استفاده از اطلاعات ارائه‌شده توسط شما دارند یا خیر. درواقع آن‌ها مجبور به پوشش دادن رویداد یا مطلب مطبوعاتی شما ندارند، چراکه شما باید چیزی را برای آن‌ها ارسال کنید و آن‌ها در مورد آن نظر دهند.

۳- طول عمر

تبلیغات: ازآنجایی‌که برای فضای تبلیغاتی موردنظر خود باید هزینه‌ای پرداخت کنید، تا جایی که بودجه شما اجازه می‌دهد می‌توانید این تبلیغات را تکرار کنید و از فرصت بازپخش آن بهره ببرید. به‌طورکلی یک تبلیغ دارای طول عمر بیشتری نسبت به یک متن تهیه‌شده برای حوزه روابط عمومی است.

روابط عمومی: شما تنها یک مطلب مطبوعاتی در رابطه با محصول جدید برای یک‌بار تهیه و ارائه می‌کنید. در رابطه با یک کنفرانس خبری نیز به همین شکل، یعنی محتوای شما تنها یک‌بار در دیدرس مخاطبان این رسانه‌ها قرار می‌گیرد و یک ویراستار هرگز برای دو یا سه نوبت اقدام به انتشار مطلب مطبوعاتی شما نمی‌کند.

 

۴- مصرف‌کنندگان هوشمند

تبلیغات: مصرف‌کنندگان در حین خواندن متن تبلیغ به‌خوبی می‌دانند و متوجه می‌شوند که هدف از آن فروش یک محصول یا خدمت به آن‌ها بوده است و اینکه ما به‌عنوان مسئول و مدیر تبلیغات یا روابط عمومی برای رساندن پیام خودمان به وی هزینه‌ای را صرف کرده‌ایم و درنتیجه در برابر پیام گارد می‌گیرد.

روابط عمومی: زمانی که یک فرد محتوا و متن نوشته‌شده در رابطه با محصول یا خدمت شما توسط یک شخص سوم در یک رسانه را موردمطالعه قرار می‌دهد یا برنامه‌ای در مورد آن در تلویزیون می‌بیند، به‌خوبی می‌داند که شما هزینه‌ای ریالی در مورد این پوشش رسانه‌ای نداشته‌اید و به‌گونه‌ای متفاوت از تبلیغات آن را در نظر می‌گیرد. این‌گونه درواقع به ایجاد اعتبار و ارزش برای برند کمک شایان توجهی کرده‌اید.

 

۵- خلاقیت یا تنها طنین و اختلالی در روند اخبار

تبلیغات: در حوزه تبلیغات شما باید از خلاقیت خود به‌منظور آفرینش کمپین‌ها و محتوای جدید تبلیغاتی استفاده کنید.

روابط عمومی: در بخش روابط عمومی همواره باید به دنبال یافتن نشانه یا به‌اصطلاح بویی از اطلاعات باشید و بتوانید از آن اطلاعات کسب‌شده یک خبر داغ و جنجالی تهیه کنید. از این طریق خلاقیت خود را بکار می‌گیرید، درواقع خلاقیت برای یافتن راه‌هایی برای مطلع شدن از اخبار و اطلاعات جدید.

questioning-seizing-opportunities

تفاوت بین بازاریابی و روابط عمومی

تفاوت بین بازاریابی و روابط عمومی

تعاریف سنتی و قدیمی‌تر:

روابط عمومی: حفظ و مراقبت حرفه‌ای از تصویر مطلوب عمومی توسط یک شرکت، سازمان یا یک شخص معروف و شناخته‌شده.

بازاریابی: عمل یا کسب‌وکار ترویج و فروش محصولات یا خدمات، شامل تحقیقات بازار و تبلیغات.

تفاوت اصلی بین این دو حوزه؟ بازاریابی متمرکز بر ترویج و فروش یک محصول خاص است، درحالی‌که روابط عمومی درمجموع متمرکز بر ایجاد و حفظ و مراقبت از اعتبار مثبت ایجادشده برای یک شرکت یا سازمان است.

در هر روزی که می‌گذرد یک متخصص یا کارشناس روابط عمومی ممکن است به یکی از کارهای زیر مشغول باشد:

– نگارش متن یک بیانیه مطبوعاتی در رابطه با معرفی یک محصول جدید یا یک ابتکار جدید در شرکت

– اعلام اطلاعیه‌ها و خبرهای مثبت آتی در رابطه با شرکت به رسانه‌ها

– کسب اطمینان از هماهنگ شدن برنامه سخنرانی یکی از مدیران اجرایی در رویدادهای صنعت

– رابطه سازی با رسانه‌ها و تأثیرگذاران اصلی در صنعت

– صحبت کردن با رسانه‌ها در مورد یک بحران اتفاق افتاده در محل شرکت

در همان روز خاص یک متخصص یا کارشناس بازاریابی هم ممکن است به یکی از کارهای زیر مشغول باشد:

– ایجاد یک کمپین تبلیغاتی برای یک محصول جدید

– خرید زمان کوتاه موردنیاز برای پخش تبلیغ برای آن کمپین بر روی رسانه‌های مرتبط (رادیو، تلویزیون و یا رسانه‌های آنلاین)

– تهیه محتوای لازم برای جلسات و برنامه‌های معرفی محصول، از قبیل انواع بروشور، صفحات فرود وب‌سایت و لیست پرسش و پاسخ‌های مناسب برای تیم‌های فروش

– انجام تحقیقات بازار صنعت و مشتریان به‌منظور کمک به هدایت مسیر حرکت کمپین‌های بازاریابی

– تهیه خبرنامه هفتگی برای مشتریان

 

معیارهای موفقیت

اگر یک بازاریاب در حال نزدیک شدن و رسیدن به انتهای یک کمپین بازاریابی است و می‌خواهد تأثیر کار خودش را ببیند، این‌ها سؤالاتی است که باید به‌منظور تعیین موفقیت کمپین خود بپرسد:

– آیا محصولی مورد بازاریابی قرارگرفته به اهداف فروش خود دست‌یافته یا از آن‌ها فراتر رفته؟

– درنتیجه مقایسه هزینه‌های انجام‌شده برای کمپین بازاریابی با سود حاصل از فروش محصول، آیا نرخ بازگشت سرمایه حاصل‌شده از کمپین بالا بوده است؟

– آیا نتیجه فعالیت‌های شما نشر دهان‌به‌دهان خبر کمپین در بین مشتریان، دنبال کنندگان شما در شبکه‌های اجتماعی، تأثیرگذاران بر صنعت و عموم مطلع شده از محصول بود؟

برای یک فرد فعال در بخش روابط عمومی هم موفقیت چیزی شبیه به موارد زیر است:

– نشر اخبار و مطالب مثبت بسیار زیاد در رسانه‌های معتبر و شناخته‌شده در رابطه با محصول یا در کل در رابطه با شرکت

– یک سخنرانی خیلی خوب و تأثیرگذار توسط یکی از مدیران اجرایی شرکت در یک رویداد رسمی و شناخته‌شده که منجر به نشر اخبار مثبت بیشتر می‌شود

– جوایز کسب‌شده در رویدادهای رسمی و معتبر صنعت

– نشر دهان‌به‌دهان اخبار از طرف دنبال کنندگان در شبکه‌های اجتماعی، خبرنگاران، تأثیرگذاران اصلی در صنعت و عموم مردم در رابطه با کل شرکت و فعالیت‌های آن‌ها

همپوشانی

حقیقت این است که شما بدون داشتن اندکی فعالیت در حوزه روابط عمومی، اصلاً قادر به بازاریابی کردن نیستید و همچنین بدون داشتن حداقل فعالیتی در حوزه بازاریابی هم قادر به هیچ فعالیتی در حوزه روابط عمومی نیستید. اهداف نهایی – فروش محصولات و واداشتن مردم به دوست داشتن یک شرکت – بسیار درهم‌تنیده است. اگر محصول خوب و قابل قبولی ارائه نکنید، احتمالاً شرکت شما به‌عنوان یک شرکت خوب و موردپسند عام در بین مردم دیده نمی‌شود و اگر مردم هم درمجموع با برند شما تعامل و ارتباط خوبی برقرار نکنند، احتمالاً هیچ اقدامی برای خرید محصولات شما نخواهند کرد.

پس‌ازاین زیبایی و جذابیت شبکه‌های اجتماعی را داریم، که خیلی راحت می‌تواند در هر یک از دپارتمان‌ها قرارگرفته و به‌عنوان ابزار کار آن‌ها مورداستفاده قرار بگیرد. اگر شما مدیر اجرایی محتوا آنلاین یک شرکت باشید، ممکن است در یک‌لحظه مشغول ردوبدل کردن توئیت هایی با خبرنگاران باشید و یک‌لحظه بعدی در حال رسیدگی به شکایت یکی از مشتریان بر روی فیس‌بوک باشید.

درواقع می‌توان گفت اینکه شما در کدام بخش کار می‌کنید، هیچ اهمیتی ندارد، بلکه مهم درست انجام شدن کار و نتیجه آن بر نتایج حاصل از کارهای بخش دیگر است.

hghg

تاثیر روابط عمومی در تبلیغات

به‌طورکلی روابط عمومی به معنی فعالیت‌های ارتباطی طراحی‌شده جهت حفظ تصویر سازمان و ارتباط با عموم مردم هست. به‌تازگی نقش و تعریف روابط عمومی سازمانی به محدوده دقیق اما نامرئی روابط عمومی، تبلیغات و فعالیت‌های ارتباطات بازاریابی توسعه داده‌شده است. همگرایی این فعالیت‌های ارتباطی، به‌منظور پاسخگویی به محیط کسب‌وکار در حال تغییری است که سازمان‌ها را با مشکلاتی از قبیل “از دست دادن ارزش سهامداران، کاهش اعتماد مشتری و حمایت سازمانی” مواجه نموده و بسیاری از سازمان‌ها را مجبور به بازبینی مجدد فرایند ارتباطات خود با مشتریان نموده است. در سازمان‌های بزرگ، این همگرایی ارتباطات در روابط عمومی در پاسخ به رکود اقتصادی فعلی تجلی پیدا می‌نماید. به‌عنوان‌مثال خطوط هوایی آمریکا، یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های هوایی در جهان، بر این باور است که روابط عمومی می‌تواند در کاهش بودجه‌های تبلیغاتی در کوتاه‌مدت نقش کلیدی داشته باشد.

عامل دیگر، رشد نمایی رسانه‌های اجتماعی با توجه به تقاضای مصرف‌کننده است. به‌عنوان‌مثال، خطوط هوایی آمریکا معتقد است که ادغام بازاریابی و فعالیت‌های روابط عمومی، ناشی از ورود و پذیرش رسانه‌ها و افزایش آگاهی اجتماعی توسط مصرف‌کنندگان است (بوش، ۲۰۰۹). تحقیقات اخیر نیز نشان‌دهنده این موضوع است. به‌ویژه، مطالعه در روابط عمومی‌های۱۰۰ شرکت بزرگ جهانی نشان‌دهنده این است که روابط عمومی ممکن است از تبلیغات جهت کسب ارزش برند مهم‌تر باشد (مطالعه جدید، ۲۰۱۰). به‌طورکلی، این شواهد نشان می‌دهند که مشتریان در بازار فعلی به دنبال برنامه‌های یکپارچه و تبلیغات برند مناسب در هر نقطه از تماس سازمان با مشتریان هستند (باروتزی،۲۰۱۰).

تاثیر روابط عمومی در تبلیغات

تاثیر روابط عمومی در تبلیغات

رسانه‌ها به‌طور مداوم برای اثبات بی‌طرفی خود تحت‌فشار هستند. گاهی اوقات رسانه‌ها برای تأمین نیاز مردم برای دانستن اخبار مهم، ۲۴ ساعت در روز و ۷ روز هفته به تولید اخبار می‌پردازند. این رسانه‌ها متعلق به شرکت‌های بسیار بزرگی هستند که در مکان نخست کسب‌وکار جهت تولید سود قرار دارند: مطبوعات با فروش اعتبار و فضای چاپ تبلیغ زنده می‌مانند.

لذا این شرایط، علاوه بر هرگونه گرایش داخلی به موجودیت خود رسانه، موجب خروج رسانه‌های آسیب‌پذیری می‌گردد که توسط سازمان‌های خصوصی جهت تهیه نشریات خبری و سایر محتواها به وجود آمده و امیدوار به دریافت اطلاعات مهمی در مورد مشتریان خود هستند؛ به‌خصوص اگر آن مشتریان متعهد به زمان و فضای تبلیغات باشند. مردم نادان نیستند. هنگامی‌که بخش سلامتی تلویزیون توسط همان نهادی که در وصف آن برنامه ساخته می‌شود حمایت می‌گردد، موجبات از دست رفتن اعتبار تولیدکننده رسانه فراهم می‌گردد.

اگر رسانه‌ها ویژگی قابلیت اعتماد خود را در معرض خطر قرار دهند، رفته‌رفته در عمل این عبارت نمود پیدا می‌کند: بدون اعتبار = بدون برند.

رشد و محبوبیت رسانه‌های اجتماعی جریان بازی برای تبلیغ‌کنندگان و بازاریابان را تغییر داده است. ازآنجاکه رسانه‌های اجتماعی گیرنده محور بوده و مستلزم ایجاد مکالمات دوطرفه هستند، در نقطه مقابل مفهوم یک‌طرفه فرستنده گرای سنتی تبلیغات و ارتباطات بازاریابی می‌باشند. این منبع یا ارتباط فرستنده گرا توجه خود را صرفاً بر ارسال پیام به مردم متمرکز نموده است. به‌طور خاص، نظریه ارتباطات فرستنده گرا فرض می‌کند که طراحی خوب پیام، کلید موفقیت در ارتباطات بوده و ارتباطات پیام به دلیل آنکه فرستنده آن این‌چنین در نظر داشته است، اتفاق خواهد افتاد.

در پروتکل ارتباطی بازاریابی- تبلیغاتی سنتی یک‌طرفه فرستنده گرا نیز ارتباطات اتفاق می‌افتد زیرا فرستنده آن در نظر دارد که این ارتباط رخ دهد، دراین‌ارتباط طراحی پیام کلید ارتباط موفق است لیکن اگر گیرنده معنی پیام را درک ننماید دیگر ارتباطی رخ نداده است (استیدسن، ۱۹۷۵).

این فرایند معمولاً به‌عنوان مدل ارتباطی یک‌طرفه شناخته‌شده که تنها شامل فعالیت و عمل گوینده پیام است و اعتقاد بر این است که این مدل گسترده‌ترین روش جهت برقراری ارتباطات است. همچنین این مدل در ذهن اکثر مردم نهادینه‌شده و رایج‌ترین دیدگاه ارتباطی در فرهنگ غرب است (هاید، ۲۰۰۹). اگرچه به نظر می‌رسد این تغییر ذهن برخی از متخصصان بازاریابی و تبلیغات را مخدوش نموده است، اما به‌گونه‌ای نیست که در فرآیند روابط عمومی خللی وارد نماید زیرا رابطه سازان و متخصصان زبردست روابط عمومی در هنر مکالمات دو طرفه بسیار ماهر بوده و از این طریق می‌توانند ارزش قابل‌توجهی را در فرآیند بندسازی به ارمغان آورند.

رسانه‌های اجتماعی یکی از ابزارهای بازاریابی در کسب‌وکار شرکت بوده که به‌وسیله آن روابط عمومی سازمان می‌تواند قدم‌های مؤثری در جهت برندسازی طی نماید. ازلحاظ تئوری، “نقش کارکنان روابط عمومی می‌تواند هویت‌سازی و برند سازی جهت اشخاص و یا سازمان‌ها باشد” (موشن و لیچ، ۲۰۰۹).
ازنقطه‌نظر عملی، به‌تازگی حمایت‌های جدیدی در حرفه روابط عمومی یک سازمان به وجود آمده است که ادعای مالکیت بر تلاش‌های رسانه‌های اجتماعی دربرند سازی یک سازمان را دارد. این امر با توجه به تخصص و مهارت کارکنان روابط عمومی مفهوم ایجاد مکالمات دوطرفه و معنا سازی را القا می‌نماید.

به باشگاه مشتریان اندیشه خلاق بپیوندید و از مزایا و هدایای آن بهره مند شوید.
Thank You. We will contact you as soon as possible.