کانون اندیشه خلاق| وقتی قرار به خلاقیت باشد …

آرشیو ها

عبارت هایی در فروش که باید به هر قیمتی از آن ها اجتناب کرد

عبارت هایی در فروش که باید به هر قیمتی از آن ها اجتناب کرد

عبارت هایی در فروش که باید به هر قیمتی از آن ها اجتناب کرد
راهی جدید برای یافتن فروش ایجاد کنید

دوستم مایکل کارنی، بهترین عکاس تجاری در این منطقه به شمار می رود. وقتی از سوژه خود عکس می گیرد، هرگزنمی گوید “بخند”. اگر شما عکاس هستید این مانع بزرگی محسوب می شود. استدلال او چنین است که بدین ترتیب کار او خیلی خلاق تر می شود، زیرا بدون گفتن حتی یک کلمه درباره این که او بخندد فرد را به خنده و لبخند وا می دارد. تا حالا به بیش از یک صد عکس او نگاه کرده ام… بیشتر آن ها با لبخند هستند. به طوری که به نظر می رسد این فلسفه عکاسی او کاربرد دارد. مایکل از کلمه ها و عبارت های بی مزه، غیرقابل تصور و بی احترام که یک حرفه ای را از یک آماتور جدا می سازد، استفاده نمی کند.

شما چطور از مشتری خود می خواهید که بخندد و امروز بخرد؟ آیا از عباراتی استفاده می کنید که مشتری بالقوه را برنجانند؟ آیا از کلماتی استفاده می کنید که اطمینان ایجاد کنند و یا اینکه آن را از بین ببرند؟ آیا می گویید که “من فقط برای گرفتن یک سفارش اینجا حضور دارم؟”

برای رسیدن به فروش، باید از واژه های عالی استفاده کنید و از کلمات و گفته های یک فروشنده غیرحرفه ای بپرهیزید. اگر کلمات شما شبیه به آنان باشند، با شما نیز مثل آنان رفتار می کنند.

در اینجا چند عبارت و اظهار نظر وجود دارد که برای همیشه باید از آن ها اجتناب کرد:

  • به صراحت(صادقانه): عبارتی که صادقانه به نظر نمی رسد. در تمام کلاس های آموزشی توصیه می شود که از این عبارت در دایره لغات خود استفاده نکنید.
  • کاملا صادقانه: دو برابر عبارت صادقانه، دلهره آور است. گفتن این کلمه نوعی شک و سوظن نسبت به گوینده ایجاد می کند.
  • درستکارانه: لغتی است که همیشه با یک دروغ همراه است.
  • و منظورم این بود که…: نه شما نمی دانید. احتمالا در زبان انگلیسی این عبارت نادرست ترین کلمه ایست که گفته می شود.
  • آیا امروز آماده ارائه سفارش بوده اید؟ استراحتی به من بده. این یک عبارت انحرافی، احمقانه و تهاجمی است. صدها راه بهتر از این وجود دارد که بپرسید احساسات مشتریان بالقوه کدام اند و چه زمانی قصد سفارش دادن دارند.
  • امروز حالتان چطور است؟ وقتی این را در تلفن می شنوید، فورا فکر کنید که این آدم بدجنس چه چیزی می فروشد؟
  • آیا با چیزی می توانم به شما کمک کنم؟ سرود ملی تمام خرده فروش های فروشندگی. بهتر است پس از ۱۰۰ سال خرده فروشی فکر کنید آنان باید چیزی با خلاقیت و خدمات بیشتری داشته باشند که مشتری گرا باشند.