کانون اندیشه خلاق| وقتی قرار به خلاقیت باشد …

آرشیو ها

پیمودن طیف عناوین تجاری

پیمودن طیف عناوین تجاری

پیمودن طیف عناوین تجاری

به ابتدا و انتهای طیف وسیع عناوین تجاری نظری بیندازید: نام‌های تجاری‌ای هستند که اسم آن‌ها به گوش هیچ‌کس نخورده‌اند و نام‌هایی هم هستند که همه آن‌ها را می‌شناسند. به نظر می‌رسد که میزان شناخته‌شدگی نام‌های تجاری در طیفی به شکل استکان کمر باریک خلاصه می‌شود. اکثر نام‌های تجاری یا در ابتدا یا در انتهای طیف قرار می‌گیرند و گویی کمر استکان همیشه خالی است. تقریباً همه غذای مکزیکی تاکوبل را می‌شناسند. ولی هیچ‌کس با اوت پست دات کام آشنا نیست. همه می‌دانند که افغانستان کجاست، ولی کمتر کسی می‌داند ترکمنستان کجاست. سعی کنید اسم یک کشور یا عنوان تجاری را که کمابیش شناخته‌شده است را به خاطر بیاورید؛ خیلی آسان نیست. شما یا یک نام را می‌شناسید یا نمی‌شناسید. آژانس‌های تبلیغاتی معمولاً در مورد نام‌های تجاری غیر معروف، از آگهی‌های تبلیغاتی‌ای که به‌منظور جلب‌توجه طراحی می‌شود، استفاده می‌کنند. اعتقاد و روش آن‌ها این است که ما اول باید در ذهن مخاطب به وجود این محصول آگاهی و شناخت به وجود آوریم و بعد سعی کنید که مزایای محصول یا خدمت ارائه‌شده را به آن‌ها اطلاع دهیم. ولی اگر شما تابه‌حال اسم آن شرکت به گوشتان نخورده باشد، چقدر احتمال دارد که به پیام آن توجه نشان دهید؟ شما موش‌های صحرایی را به یاد دارید؛ ولی خود اوت پست دات کام را نه. (اگر شب گذشته در یک مراسم جورج بوش را از نزدیک دیده باشید، احتمالاً تا آخر عمر آن مراسم را به یاد خواهید داشت؛ ولی اگر در همان مراسم جورج برک را دیده باشید، احتمالاً به‌آسانی او را از یاد خواهید برد.)

تماشا کردن تلویزیون هم دقیقاً همین‌گونه است. آن نام‌ها و عناوین تجاری که از قبل می‌شناختید، در خاطرتان خواهد ماند، ولی نام تجاری را که نمی‌شناسید فراموش خواهید کرد. شما حتی سعی نمی‌کنید این نام‌های ناشناس را از برکنید.

این موضوع خیلی مأیوس‌کننده است. یکی از معروف‌ترین مدیران اجرایی تبلیغات، زمانی در مورد آژانس تبلیغاتی نو پای ما گفت :” اگر تابه‌حال اسمی از آن‌ها نشنیده‌ام، پس حتماً کارشان خوب نیست.” شما یا شناخته‌شده و معروفید یا نه. حد وسط وجود ندارد. خوب حالا چگونه می‌خواهید خود را از انتهای طیف به ابتدای آن برسانید؟

ادامه مقاله را در پست بعدی به آن می‌پردازیم…

دوازده مزیت مهم تبلیغات محیطی

دوازده مزیت مهم تبلیغات محیطی

دوازده مزیت مهم تبلیغات محیطی:

در طول زمان، اختصاص حجم قابل‌توجهی از بودجه رسانه‌ها به تبلیغات محیطی، حداقل ۱۲ برتری مهم را برای نام‌های تجاری به همراه آورده است:

  • آگهی سریع مشتریان و تضمین حضور دائمی شرکت‌ها در بازار:

دوازده مزیت مهم تبلیغات محیطی چون تبلیغات محیطی به‌طور پیوسته در معرض دید قرار دارد، حضور دائمی شرکت‌ها در بازار تضمین می‌شود.

  • ایجاد شناخت و پای بندی در مشتریان:

تبلیغات محیطی، به علت استمرار در پیام‌رسانی در طول زمان، باعث شناخت بیشتر مشتری و پای بندی او به یک محصول خاص می‌شود.

  • گسترش دامنه پخش محصول:

ازآنجاکه در تبلیغات محیطی از اشکال و روش‌های گوناگونی استفاده می‌شود، درنتیجه این رسانه می‌تواند دامنه پخش محصول را در بازار گسترش دهد.

  • گستردگی و وسعت حوزه پیام‌رسانی،

این رسانه حوزه انتشار آگهی شنیداری، دیداری و مطبوعاتی را از محدوده منزل و محل کار مخاطب فراتر می‌برد؛ درنتیجه پیام رساتر و گسترده‌تر به وی می‌رسد.

  • انطباق تبلیغات منطقه‌ای با استراتژی تبلیغات ملی:

تبلیغات محیطی می‌تواند خط‌مشی تبلیغات ملی را با کمپین‌های منطقه‌ای انطباق دهد. درنتیجه، تبلیغات خاصی برای هر محله به‌طور مجزا طراحی و اجرا می‌شود.

  • برقراری ارتباط کامل با مخاطبان، با تکیه‌بر علم جمعیت‌شناسی:

تبلیغات محیطی، با برنامه‌ریزی درست و با استفاده از علم جمعیت‌شناسی، هزینه‌های رسانه‌ای را به حداقل می‌رساند و بدون اتلاف انرژی، با مخاطبان ارتباط مؤثری برقرار می‌کند.

  • جلوگیری از وجود خطا و پراکندگی در ارائه پیام:

این رسانه با ارائه پیام‌های ساده و مؤثر در سرتاسر محله‌ها مراکز تجاری، از به‌هم‌ریختگی و پراکندگی تبلیغات که معمولاً در رسانه‌های جمعی اتفاق می‌افتد، جلوگیری می‌کند.

  • قابلیت تبدیل انواع طرح‌های تبلیغاتی به تبلیغات محیطی:

رسانه‌های تبلیغات محیطی، با ویژگی‌های خلاقانه خود می‌تواند همان پیام‌های منتشرشده در رسانه‌های جمعی و مطبوعاتی را به پیام‌های تأثیرگذار محیطی تبدیل کند.

  • هدایت مردم به‌سوی یک مرکز خرید:

در این رسانه، می‌توان در کنار تابلوهای تبلیغاتی، نشانی محل تهیه کالاهای مورد تبلیغ را هم ارائه کرد و مخاطبان را در مراکز تجاری، فرودگاه‌ها و یا محل‌های خرید، به‌طور مستقیم به آن‌سو هدایت کرد.

  • تأثیرگذاری بر تصمیم نهایی مشتری برای خرید:

این رسانه می‌تواند قبل از اینکه مصرف‌کننده در مورد خرید تصمیم بگیرد، یادآور محل خرید باشد.

  • ایجاد همکاری و مشارکت بین چند نام تجاری:

در برخی از موارد، یک نام تجاری می‌تواند برای فروش و ارائه محصول و همین‌طور پیام خود، بانام تجاری دیگری همکاری کند.

تبلیغات محیطی، یک رسانه و وسیله مؤثر برای برقراری همکاری، ارتباط و مشارکت بین نام‌های تجاری است.

  • در تبلیغات محیطی، می‌توان با ارائه مستقیم نشانی سایت اینترنتی، شماره تلفن و دیگر اطلاعات ضروری، بین مصرف‌کننده و نام تجاری، ارتباطی مستقیم و سریع برقرار کرد.

برگرفته از کتاب چرا تبلیغات محیطی؟

استفاده از محصول به‌عنوان چکش بصری

استفاده از محصول به‌عنوان چکش بصری

استفاده از محصول به‌عنوان چکش بصری

اگر برندی بتواند محصولاتش را به‌گونه‌ای طراحی کند که چکش بصری در دل خود داشته باشد به مزیت رقابتی بی‌نظیری رسیده است. نخستین‌ها معمولا برنده هستند و این برد با یک طراحی متمایز کاملا تثبیت می‌شود. بند منحصر‌به‌فرد ساعت رولکس تبدیل به نمادی فاخر شده است که جایگاه برند را با میخ گفتار «لوکس بودن» به‌عنوان نخستین ساعت لوکس دنیا در ذهن مشتریان تثبیت کرده، اگرچه نخستین ساعت تولید شده در دنیا نبوده است.

چکش بصری خیلی بیش از واژه‌ها، برند را در معرض دید قرار می‌دهد. دلیل قدرتمندی تصاویر این است که مردم آنچه را که می‌بینند باور می‌کنند، اصطلاحی که ما ایرانی‌ها برای اثبات مطلبی خیلی بکار می‌بریم «با چشم خودم دیدم.» اتومبیل رولزرویس را در نظر بگیرید، تقریبا در تمام دنیا هیچ تبلیغی ندارد، تولید زیادی هم ندارد ولی اغلب از آن به‌عنوان بهترین اتومبیل دنیا یاد می‌کنند. دلیل آن جلو پنجره منحصر‌به‌فردی است که این ماشین دارد. شما اگر یک بار این ماشین را دیده باشید دیگر نمی‌توانید آن جلو پنجره را فراموش کنید و این ماشین را با دیگر ماشین‌ها اشتباه نخواهید گرفت. اگر تولید بالایی داشته باشید ولی چکش بصری نداشته باشید، برندتان تقریبا نامرئی است.

فکر می‌کنم تمام ما اگر آب نباتی ببینیم که وسطش سوراخ است بدون تردید می‌گوییم آن آب نبات نعنایی است. این پدیده را برای نخستین بار شرکت لایف سیورز در تولیدات خود به‌وجود آورد و تقریبا تبدیل به نمادی برای آب نبات‌های نعنایی در دنیا شده است. زمانی کفشی با نام برند بیچ به‌وجود آمد که سوراخ‌های بزرگی برای خروج آب از کفش داشت. بزرگ‌ترین تصمیم صاحبان این برند تغییر نام آن از برند بیچ به کراکس بود، برندی که به سرعت در دنیا معروف شد این کفش به قدری زشت است که طراح آن در جایی گفته بود: «همه خواهند گفت وای این کفش چقدر زشت است و ما در جواب می‌گوییم فقط باید امتحانش کنید.» این گفته به مرور زمان تبدیل به شعار برند کراکس شد «زشت هم می‌تواند زیبا باشد.» ترکیب متمایز کفش و این شعار بسیار قوی ترکیبی فوق‌العاده از میخ گفتار و چکش بصری را برای شرکت کراکس به‌وجود آورد.

جی‌آکس در مقطعی میخ گفتارش را «کفش‌هایی که نفس می‌کشند» کرد و با تصویری از کفش‌هایش که از کف آن بازدم خارج می‌شد به نمایش گذاشت؛ ترکیبی که در دنیا موفقیت‌هایی را برای این برند به همراه داشت و نمایش محدودی هم در سطح شهر داشت. خانم‌ها با برند لویی ویتون و آن طراحی متمایز کیف‌هایش آشنایی زیادی دارند، رنگ قهوه‌ای که خانم‌ها در دنیا بی‌چون و چرا آن را می‌خواهند. در نظر‌سنجی در ژاپن بیش از ۹۰درصد زنان توکیو در دهه سوم زندگی باید یکی از این کیف‌ها داشته باشند.

کمپین دو سال پیش آقای روحانی برای ریاست جمهوری را به‌خاطر می‌آورید؟ رنگ بنفش و کلیدی در دست با میخ گفتار «دولت تدبیر و امید» بی‌شک نقطه قوتی برای پیشی گرفتن ایشان از دیگر رقبای‌شان در انتخابات گذشته بود.

socialmediarule

هفت قانون بازاریابی شبکه های اجتماعی

هفت قانون بازاریابی شبکه های اجتماعی
دقت کنید ببینید عکس‌ها چه چیزی را در مخاطب تشدید می‌کنند و اخبار و مقاله‌هایی را به اشتراک بگذارید که آگاهی مخاطب شما را افزایش می‌دهند.

به این هفت قانون دقت کنید. این هفت قانون به شما اجازه می‌دهند به بهترین شکل به مشتریانتان خدمت کنید و برندتان را توسعه دهید.

۱- بر مهارتتان تمرکز کنید

پیش‌روی و تمرکز بر مهارت، هوشمندانه تر از تلاش ناموفق برای همه‌کاره و هیچ‌کاره بودن است. گاهی یافتن ایده‌ای نو برای تازه نگه داشتن شبکه های اجتماعی، ایدۀ خوبی‌ست. ایده برای محتوا همیشه هم در شرایط سخت به ذهن نمی‌رسد. اما به جای اینکه قربانی استراتژی‌ای شوید که تلاش می‌کند از همه چیز سر در بیاورد، از طریق یک استراتژی بازاریابی محتوایی و استراتژی بسیار صریح در شبکه‌های اجتماعی ، یک برند قوی بسازید.

۲- اهمیت تاثیرگذاران را هرگز دست‌کم نگیرید

زمان صرف شده برای جستجوی آنلاین تاثیرگذاران بر بازار خودتان در شبکه های اجتماعی، زمان هدر رفته محسوب نمی‌شود. در جستجوی تاثیرگذاران آنلاینی باشید که احتمال دارد به تجارت شما و خدماتش، علاقمند شده باشند. برای برقراری ارتباط و ایجاد رابطه با آنها، زمان بگذارید. اگر بتوانید ذخیرۀ اطلاعاتتان را افزایش دهید، آنها اطلاعات ارائه شده را با دنبال کننده گان خودشان به اشتراک می‌گذارند. این اتفاق، شما و تجارتتان را در معرض تعداد زیادی مشتری جدید و موثر قرار می دهد.

۳- معامله به مثل را فراموش نکنید

اگر می‌خواهید دیگران محتوای منتشرشده توسط شمارا به اشتراک بگذارند و راجع به کسب‌وکار شما صحبت کنند، همین کار را باید برایشان انجام دهید. وقتی زمان خودتان را به رسانه‌های اجتماعی اختصاص می‌دهید، اگر انتظار دارید آنها نیز همین کار را برای شما انجام دهند، برای تمرکز بر به اشتراک‌گذاری محتوای منتشرشده توسط دیگران، زمان بگذارید.

۴- از هر شخص، قدردانی کنید

اگر کسی شخصاً راجع به کسب‌وکار شما سؤال کرد، باید پاسخ دهید. بنابراین افرادی را که از طریق اینترنت به کسب‌وکار شما علاقه نشان می‌دهند، نادیده نگیرید. ایجاد رابطه، یکی از کلیدهای موفقیت بازاریابی رسانه‌های اجتماعی است؛ بنابراین اطمینان حاصل کنید وقتی افراد به‌صورت آنلاین به شما نزدیک می‌شوند، از آنها قدردانی کرده و به سؤالاتشان پاسخ می‌دهید.

۵- به هر مکالمه و گفتگویی ارزشی بیافزائید

از صرف کردن تمام زمانتان برای تبلیغ کسب‌وکار خودتان دست‌بردارید، چون مردم به‌مرور از شنیدن دست می‌کشند. به این فکر کنید که چرا رسانه‌های اجتماعی را دوست دارید. آیا به خاطر این است که از مطالعۀ محتوا و ایجاد رابطه لذت می‌برید؟ فکر می‌کنم پاسخ مثبت است. مجدداً به استراتژی‌ خودتان دقت کنید و بر روی ارزش افزایی و ارتباط با مردمی که به‌طور عادی به هم برنمی‌خورند بیشتر تمرکز کنید. این کار باعث می‌شود دیر یا زود، مردم شمارا باور کنند. هفت قانون بازاریابی شبکه های اجتماعی

۶- اشتیاقتان را به‌صورت اجتماعی نشان دهید

برای اینکه کسب‌وکار خودتان را به قلب مخاطب مدنظر وارد کنید، باید هدفی فراتر از کسب درآمد، تعیین کنید. وقتی برای کسب‌وکار خودتان اشتیاق نشان دهید، مشتریان به حامیان شما تبدیل می‌شوند. اگر هدفتان جبران چیزی برای مشتریان و جامعه است، آن را از طریق رسانه‌های اجتماعی اعلام کنید. بدین ترتیب کسب‌وکار شما برنده می‌شود.

۷- خواستۀ مشتریان را به‌خوبی درک کنید

دقت کنید که اکثر برندهای قدرتمند چگونه از شبکه های اجتماعی استفاده می‌کنند؟ آنها می‌دانند برای بازاریابی موفق در شبکه های اجتماعی ، توجه به نیازهای دائم در حال تغییر مشتریانشان، ضروری است. خودتان را به تاجری بافکر باز بدل کنید و ببینید تصاویر و استفاده از آنها چه احساسی در مخاطب شما ایجاد می‌کند. اخبار و مقاله‌هایی را به اشتراک بگذارید که آگاهی را افزایش می‌دهد. به مشتریان، آنچه را می‌خواهند، ارائه دهید.

زمانی می‌رسد که همۀ کسب‌وکارها نیاز دارند استراتژی‌های بازاریابی رسانه‌های اجتماعی‌شان را تقویت کنند. بازاریابی مؤثر مستلزم یادگیری مداوم در حیطۀ خودتان است.

به نظر شما کدام دسته از قوانین شبکه های اجتماعی ، کسب‌وکار شمارا قدرتمند می‌سازد و باعث رشد آن می‌شوند؟ هفت قانون بازاریابی شبکه های اجتماعی

بزرگترین اشتباهات بازاریابی محتوا

بزرگترین اشتباهات بازاریابی محتوا

۱- همواره در مورد محصول و خدمات خود صحبت نکنید

اگر یک تبلیغ تلویزیونی، یک شبکه تلویزیونی خرید خانگی یا یک نمایشگاه را قبلاً دیده باشید، به‌خوبی می‌دانید که این موارد همه و همه فقط در مورد محصول خودشان صحبت می‌کنند، این استراتژی را برای محتوای آنلاین خود استفاده نکنید. باوجوداینکه همه این کار را می‌کنند، اما مطمئن باشید که مشتریان شما از این موضوع خوشحال نمی‌شوند. در رابطه با یک مشکل بنویسید و مرحله‌به‌مرحله در مورد حل و رفع آن با استفاده از محصول خودتان توضیح دهید، البته این هم همچنان یک تبلیغ است، ولی در پوشش یک محتوای آموزشی ارائه‌شده است.

۲- با مشتریان خود تعامل برقرار کنید

اگر محتوایی فوق‌العاده تولید می‌کنید، احتمالاً مخاطبان شما بر روی سایت شما و یا شبکه‌های اجتماعی انتشاردهنده آن شروع به ابراز نظر و عقیده خود می‌کنند. زمانی که چنین می‌شود، باید حتماً به این نظرات پاسخ دهید. به هر یک به‌صورت کاملاً شخصی و انفرادی پاسخ دهید و در پاسخ از نام آن‌ها استفاده کنید. اگر با محتوا و نظر شما مخالف هستند، ازنظر آن‌ها تشکر کنید، اما وارد هیچ‌گونه بحثی با آن‌ها نشوید. از طریق تعامل داشتن با مخاطبین و خوانندگان خودتان، شما درواقع در حال تبلیغ کردن برای محصول خودتان، شرکت خودتان هستید، البته بدون اینکه مخاطب شما به این موضوع پی ببرد.

بزرگترین اشتباهات بازاریابی محتوا

بزرگترین اشتباهات بازاریابی محتوا

۳- عدم وجود فراخوان به عمل

گاهی اوقات شاید روی آوردن به شیوه‌های فروش سخت خوب و مناسب باشد. اگر یک متن تبلیغی یا توصیفی در مورد محصول خود تهیه‌کرده‌اید، اگر به‌طور مستقیم از مشتری درخواست خرید محصول را داشته باشید، نه‌تنها خوب است، بلکه حیاتی است. این گفته قدیمی را به یاد داشته باشید که اگر شما درخواست خرید از مشتری را مطرح نکنید، نباید خریداری شدن محصول خود را هم انتظار داشته باشید.

۴- فراموش کردن ایمیل

امروزه همه و همه به شما می‌کنند که برای بازاریابی فقط و فقط بر روی شبکه‌های اجتماعی تمرکز داشته باشید. البته شکی نیست که شبکه‌های اجتماعی بخش مهمی از استراتژی بازاریابی محتوایی شمارا تشکیل می‌دهند اما هرگز آن لیست ایمیل‌های وفادار به خودتان و برند خودتان را فراموش نکنید. به‌طورکلی ایمیل نرخ تبدیل بیشتری نسبت به شبکه‌های اجتماعی دارد و مشتریان شما هم در فضای ایمیل نسبت به شبکه‌های اجتماعی انتظار دیدن چیزی فروش محور را بیشتر دارند.

۵- عدم توجه به هدف‌گذاری مجدد

اگر برای تولید یک بخش از محتوای خودتان به چیزی در حدود ۵ ساعت زمان نیاز دارید، این محتوا نمی‌تواند تنها به‌عنوان یک فعالیت و یک تلاش در نظر گرفته شود که پس‌ازاین ۵ ساعت دیگر کار تمام‌شده و نیاز به کار مجدد و مضاعف بر روی آن وجود ندارد. تولیدکنندگان بزرگ محتوا به‌خوبی می‌دانند که یک محتوا تولید برای یک هدف دارای کاربردها و استفاده‌های بسیار زیادی است. مصلا یک ویدئو می‌تواند تبدیل به یک محتوای وبلاگ برای شما شود. یک وبینار می‌تواند تبدیل به یک محتوای آموزشی و حتی تبلیغی شود و آن محتوا آموزشی می‌تواند خود در چندین نوبت و بخش قابل تهیه و انتشار باشد. یک قانون سرانگشتی در این رابطه می‌گوید که هر بخش محتوایی که تولید می‌کنید، قابلیت استفاده برای ۵ نوبت متوالی دیگر را هم دارد. پس آن زمان ۵ ساعتی برای تهیه یک بخش از محتوا، خیلی هم زیاد به نظر نمی‌رسد، درست است؟

نتیجه‌گیری

استفاده از بازاریابی آنلاین برای جلب‌توجه مخاطب در فضای آنلاین بسیار لازم و حیاتی است. به روش‌های استفاده از محتوا در فضای آنلاین بیشتر فکر کنید. مطمئناً خودتان به‌عنوان مخاطب وارد این فضا نمی‌شوید که محتوایی مملوء از تبلیغات برای فروش فقط و فقط یک محصول خاص را ببینید. شاید تمایل به خندیدن داشته باشید، بخواهید چیزی یاد بگیرید یا احساس خاصی را تجربه کنید. پس‌ کاری کنید که محتوای تولید شما متناسب با آن چشم‌انداز باشد. سپس در مرحله بعد آن را ترویج و تبلیغ کنید تا خوانندگان زیادی را جلب کنید.

image

لوگو، برند شما نیست!

لوگو، برند شما نیست. هویتتان هم نیست. طراحی لوگو، طراحی هویت و برندسازی هرکدام وظیفه‌ای بر عهده‌دارند که همگی در کنار هم تصویری از تجارت یا محصول را در ذهن شکل می‌دهند.
اخیراً مباحثی در اینترنت در مورد این موضوع درگرفته، درباره‌ی این‌که لوگو برند شما نیست. درست است، اما من به مطلبی درباره‌ی تفاوت روشن «برند، هویت و لوگو» برنخورده‌ام. با این مطلب امیدوارم این مشکل را برطرف کنم.
برند چیست؟ تأثیر عاطفی سازمانی که به‌عنوان یک کل واحد درک می‌شود.
هویت چیست؟ جنبه‌های تصویری که بخشی از کل برند را تشکیل می‌دهد.
لوگو چیست؟ آنچه از طریق نشانه یا آیکون، تجارتی را به ساده‌ترین شکل می‌شناساند.
برای توضیح بیشتر بیایید با مورد اول، یعنی «برند» شروع کنیم.

برندسازی چیست؟مطمئناً برند موضوع ساده‌ا‌ی نیست. کتاب‌ها و نشریات بسیاری درباره‌ی این موضوع نوشته‌شده است؛ اما در چند کلمه می‌توان «برند» را شرکت، خدمات یا محصولی تعریف کرد که ادراک مشتری یا مخاطب “تشخص” برایش قائل شده است. بر این اساس باید اضافه کرد که طراح گرافیک نمی‌تواند برند «بسازد» و تنها مخاطب است که می‌تواند چنین کاری کند. کار طراح گرافیک شکل دادن به شالوده‌ی برند است.
بسیاری از مردم بر این باورند که برند فقط تعدادی عنصر را در برمی‌گیرد (چندرنگ، چند فونت، یک نشان‌واره، یک شعار (اسلوگان) و شاید هم موسیقی را بتوان به آن اضافه کرد) اما واقعیت برند بسیار پیچیده‌تر است. می‌توانیم بگوییم برند «تأثیر سازمانی» است.
مفهوم مرکزی و ایده‌ی بنیادین نهفته در داشتنِ «تأثیر سازمانی» این است که هر آنچه که یک شرکت انجام دهد، هر آنچه که مالک آن باشد و هر آنچه تولید کند، باید بازتاب ارزش‌ها و آرمانهای آن شرکت در حکم یک کلِ واحد باشد.
استمرار این ایده‌ی مرکزی (تأثیر سازمانی داشتن) است که شرکتی را ساختمان می‌بخشد، آن را به‌پیش می‌برد و بیان می‌کند که شرکت نمود چه چیزی است و به چه باوری اعتقاد دارد و موجودیتش به چه دلیلی است؛ نه‌فقط تعدادی فونت و چندرنگ و لوگویی و شعاری.
برای مثال بیایید نگاهی به شرکت معروف «اپل» بیندازیم. شرکت اپل، فرهنگ سازمانی انسانگرا و اخلاق سازمانی قدرتمندی را به نمایش می‌گذارد که مشخصه‌ی آن اراده‌گرایی و حمایت از مشارکت مفید در اجتماع است. این ارزشهای تجارت در هر عملی که از آن‌ها سر می‌زند کاملاً آشکار است، از محصولات نوآورانه و تبلیغاتشان گرفته تا خدمات‌رسانی به مشتریان. اپل برندی است ازنظر عاطفی انسان‌گرا، که واقعاً با مردم پیوند برقرار می‌کند. وقتی مردم محصولاتشان را می‌خرند یا از خدماتشان استفاده می‌کنند احساس می‌کنند که جزئی از برند هستند یا حتی فراتر، عضوی از قبیله. این پیوند عاطفی است که برند آن‌ها را می‌سازد (نه محصولاتشان به‌تنهایی و یا لوگوی گاز خورده‌شان).

طراحی هویت چیست؟ 
یکی از نقش‌های اصلی «برند» یا «تأثیر سازمانی» هر شرکتی را هویت آن شرکت بازی می‌کند.
در بیشتر موارد، طراحی هویت بر اساس مصالح بصری که در شرکت، کاربرد داخلی دارد به همراه مجموعه‌ای از قواعد (در یک دفترچه‌ی راهنما) انجام می‌شود. این قواعد که هویت را می‌سازند معمولاً مشخص می‌کنند که هویت شرکت باید چگونه در رسانه‌های گوناگون اجرا شود؛ مثلاً از راه تعریف پالت رنگ‌های تأییدشده، فونت‌ها، لی‌آوت ها، اندازه‌ها و یا مواردی ازاین‌دست. این قواعد تضمین‌کننده‌ی پایدار ماندن هویت شرکت است که در عوض، برند را به‌عنوان کلیتی واحد، قابل‌بازشناسی می‌کند.
هویت یا «تصویر» شرکت از مواد بصری متعددی ساخته می‌شود:
. لوگو (نماد کل هویت و برند)
. اوراق اداری (سربرگ، کارت ویزیت، پاکت، غیره)
. ابزار بازاریابی (بروشور، تراکت، کتاب و وب‌سایت)
. محصول و بسته‌بندی (محصول فروشی و بسته‌بندی‌ای که با محصول ارائه می‌شود)
. طراحی پوشاک (لباس‌های واقعی که کارمندان به تن می‌کنند)
. طراحی تابلوها (برای فضای داخلی و خارجی)
. پیام‌ها و اقدام‌ها (پیام‌هایی که از طریق راه های ارتباطی مستقیم یا غیر مستقیم مخابره می‌شوند)
. سایر انواع ارتباطات (صدا، بو، لمس‌کردنی‌ها و …)
. هر چیز تصویری که در حکم نماینده‌ی شرکت باشد. (مثلاً تقویم، ساعت، قلم و …)
همه‌ی این چیزها هویت را می‌سازند و باید کلیت برند را پشتیبانی کنند. اما لوگو تمام هویت سازمانی و برند را در یک نشانه‌ی قابل تمیز خلاصه می‌کند. این نشانه، چهرک (آواتار) و سمبل تجارت و در حکم کلیت واحد است.

لوگو چیست؟ برای فهمیدن چیستی لوگو، نخست باید درک کنیم که کارکردش چیست.
کارکرد لوگو… شناساندن است.
لوگو با به کار گرفتن نشان، پرچم، سمبل یا امضا، شرکت را می‌شناساند. لوگو رأساً شرکت را عرضه نمی‌کند و به ندرت تجارت را توصیف می‌کند ]که البته در ایران این تناسب کاملاً برعکس است و به ندرت لوگوها کاری جز توصیف شرکت و تجارت مربوط می‌کنند[. لوگو معنایش را از کیفیت آن چیزی می‌گیرد که سمبل آن است و نه بر عکس (وظیفه‌ی لوگو شناساندن است، نه توضیح دادن.) بطورخلاصه، معنای لوگو از شبیه به چه بودنش مهم‌تر است.
برای درک این مفهوم لوگوها را انسان فرض کنید. ما ترجیح می‌دهیم که با نام‌هایمان صدایمان کنند (علی، حسن، فرهاد) تا این که با توصیفاتی گیج کننده و فراموش شدنی مثل: «اون یارو مو بلنده که همیشه صورتی میپوشه». همین قضیه درباره‌ی لوگو هم صادق است. لوگو باید تجارت را به شکلی به یادماندنی و قابل تمیز بشناساند، نه آنکه به شکل تحت اللفظی توصیف کند تجارت چه کاری را انجام می‌دهد.
همچنین مهم است توجه داشته باشیم که لوگو تنها پس از آنکه دیگر به چشم آشنا بیاید میتواند انتظارات را از کارکرد خود برآورده کند؛ درست همان طور که ما باید اول نام افراد را یاد بگیریم تا بتوانیم آنها را بازشناسیم.
پس یادمان نرود: لوگو، تجارت یا محصولی را در ساده ترین شکل قابل شناسایی میکند.

اصل تضاد در تبلیغات

اصل تضاد در تبلیغات

اصل تضاد در تبلیغات

تضاد یک اصل سیستمی است که اگر هر یک از اجزای سیستم را به‌طور جداگانه به نحوی بسازیم که به کاراترین حد ممکن عمل کند، سیستم به‌عنوان یک کل، به مؤثرترین حد ممکن عمل نخواهد کرد. به‌عبارت‌دیگر، اجزای سیستم تبلیغات را باید به‌گونه‌ای طراحی کرد که با یکدیگر تضاد نداشته و چفت شده، هماهنگ باهم، به‌طور مؤثر و کارا عمل کنند.

مثال ۱ : اگر از بین خودروهای سواری موجود برای هر یک از اجزای موردنیاز ماشین، بهترین آن جز در بین کل خودروها را انتخاب و سپس این بهترین‌ها را مونتاژ کنیم، آیا ماشینی که به دست می‌آید، بهترین ماشین ممکن است؟ البته خیر! حتی به یک اتومبیل که بتواند حرکت کند هم نمی‌رسیم. زیرا اجزای انتخابی باهم جور نمی‌شوند و حتی اگر جور شوند، باهم خوب کار نمی‌کنند. عملکرد یک سیستم بیشتر بستگی به چگونگی تعامل بین اجزای آن دارد تا به چگونگی عملکرد مستقل آن ها (از یکدیگر).

اصل تضاد در تبلیغات

اصل تضاد در تبلیغات

مثال ۲ : در فوتبال رسم بر این است که بین تیم‌های موجود، برای هر پست، ستاره‌ها را انتخاب و یک تیم فوتبال که همه اعضا آن ستاره هستند، تشکیل و به آن تیم منتخب می‌گویند. این‌گونه گروه‌ها به‌ندرت، بهترین تیم ممکن می‌شوند؛ زیرا اعضای تیم با یکدیگر هماهنگ نیستند. به‌عبارت‌دیگر، تعامل بین اجزای سیستم به‌درستی انجام نمی‌گیرد.

البته ممکن است کسی بگوید اگر اعضای این تیم مدتی باهم تمرین و بازی کنند، بهترین گروه موجود خواهند شد. این درست است! اما اگر آن‌ها بهترین تیم شوند، خیلی غیرمحتمل است که همه اعضای تیم جدید ستاره شوند.

در تبلیغات نیز اجزا، پیام‌ها، رسانه‌ها، ابزار، تکنیک‌ها، تاکتیک‌ها و مواردی که برای تبلیغات انتخاب می‌شوند تا یک عمل تبلیغاتی را به انجام برسانند، باید با یکدیگر متناسب و هماهنگ باشند؛ وگرنه در تبلیغات تضاد به وجود می‌آید و ممکن است بخشی از این سیستم، بخش دیگر را قبول نکرده، باعث ضدتبلیغ شود. برای نمونه برخی از شرکت‌ها در تبلیغات خود از تکنیک‌های اجرایی کارتونی و انیمیشنی که در سیستم آن‌ها در تضاد با محصول و خدمتشان است، استفاده می‌کنند. یا رسانه‌هایی را که مانع یکدیگر و در تضاد با یکدیگر هستند، به کار می‌برند.

بر گرفته از تاکتیک ها و تکنیک های تبلیغاتی

برنامه بازاریابی کسب و کار اینترنتی

برنامه بازاریابی کسب و کار اینترنتی

برنامه بازاریابی کسب و کار اینترنتی

برنامه بازاریابی یکی از مهم‌ترین بخش‌های طرح کسب‌وکار وب‌سایت فروشگاهی است. وب‌سایت‌های فروشگاهی باید بر اساس ۷ C آمیخته بازاریابی الکترونیک، برنامه بازاریابی خود را تدوین کنند. بر اساس این موضوع، convenience for the customer  یا سهولت برای مصرف‌کننده بسیار حائز اهمیت است و وب‌سایت‌های فروشگاهی باید به سهولت به جنبه‌های کلیدی طراحی وب‌سایت مانند داشتن عملکرد جست‌وجو، نحوه چیدمان سایت و سهولت خرید بپردازند. به‌عنوان نمونه وب‌سایت فروشگاهی در حوزه پوشاک می‌تواند امکان نمایش لباس بارنگ‌ها و حتی سایزهای مختلف برای مخاطبان را مهیا کند.

از طرفی یکی دیگر از بخش‌های آمیخته بازاریابی، customer value&benefit یا مزایا و ارزش برای مشتریان است که وب‌سایت‌های فروشگاهی باید ارزش و منفعتی را برای مشتریان توصیف و بر این اساس آنها را ترغیب به حضور در وب‌سایت کنند.

برنامه بازاریابی کسب و کار اینترنتی

برنامه بازاریابی کسب و کار اینترنتی

استراتژی بازاریابی که معمولاً وب‌سایت‌های موفق فروشگاهی اتخاذ کرده‌اند، به این صورت است که در ابتدای فعالیت  روی Niche Marketing یا بازاریابی گوشه سرمایه‌گذاری کرده‌اند. به‌عبارت‌دیگر در این استراتژی، سازمان بازار هدف کوچکی را انتخاب و روی ارائه محصولات خاصی تمرکز می‌کند و با برند شدن و معرفی وب‌سایت به مخاطبان، توسعه محصولات را در دستور کار خویش قرار می‌دهد. با توجه به اینکه در فضای دیجیتال رقبای قوی حضور دارند، وب‌سایت‌های فروشگاهی تازه‌وارد، باید روی بازارهای کوچک که رقبای قوی کمتر رغبت به حضور در آن دارند، سرمایه‌گذاری کنند.

یکی از اقداماتی که وب‌سایت‌های فروشگاهی باید در راستای تقویت ارتباطات خود با مشتریان انجام دهند، راه‌اندازی باشگاه مشتریان مناسب برای این کسب‌وکار است.

به‌عنوان نمونه باشگاه مشتریان برای این نوع از کسب‌وکارها می‌تواند مبتنی بر وب‌سایت باشد و از این طریق مشتریان گروه‌بندی شوند و سرویس و خدمات ویژه‌ای برای هر یک از این گروه‌های مشتریان در نظر گرفته شود. البته راه‌اندازی باشگاه مشتریان مبتنی بر وب‌سایت، باید روی پلتفرم وب‌سایت انجام شود که این موضوع نیازمند به‌کارگیری متخصصان در حوزه برنامه‌نویسی است.

یکی از خدماتی که وب‌سایت‌های فروشگاهی می‌توانند برای این گروه از مشتریان در نظر بگیرند، توزیع رایگان محصولات است. به‌عبارت‌دیگر برای گروهی از مشتریان در باشگاه که حجم خرید مناسبی دارند، این خدمات را ارائه کنند.

به‌صورت کلی جلب اعتماد مشتریان برای خرید آنلاین مقوله‌ای زمان‌بر و حساس است و وب‌سایت‌های فروشگاهی نیز در این راستا می‌توانند تضمین ویژه‌ای را برای محصولات خود در نظر بگیرند و در صورت خرابی یا داشتن مشکل برخی از محصولات، برگشت هزینه را برای مشتریان در نظر بگیرند.

از طرفی وب‌سایت‌های فروشگاهی باید روی Content Marketing یا بازاریابی محتوایی سرمایه‌گذاری‌های جدی را انجام دهند تا از طریق تولید محتوای تخصصی و انتشار آن در فضای مجازی، به مشتریان جدیدی دست پیدا کنند. یکی دیگر از اقداماتی که وب‌سایت‌های فروشگاهی باید در راستای سهولت دسترسی انجام دهند، طراحی اپلیکیشن مناسب برای خرید محصولات است؛ این اپلیکیشن ها می‌تواند ارتباط مناسب و ۲۴ ساعته را با مخاطبان برقرار کند.

budje1-recovered-recovered

شاخص های کلیدی موفقیت

شاخص های کلیدی موفقیت

مدیریت ارتباطات با مشتری را می‌توان بخشی از بازاریابی رابطه‌ای در نظر گرفت که با مدیریت تعاملات با مشتریان سروکار دارد. درواقع نخستین گام برای به‌کارگیری مدیریت ارتباط با مشتری در سازمان ارزیابی زمینه‌های سازمانی مرتبط با مدیریت ارتباط با مشتری است در غیر این صورت هر کوششی جهت استقرار مدیریت ارتباط با مشتری در سازمان بی‌نتیجه خواهد بود. واژه مدیریت ارتباط با مشتری به‌صورت یک شعار روز درآمده بااین‌وجود دیدگاه‌های متفاوتی پیرامون مدیریت ارتباط با مشتری وجود دارد. مطالعه متون متعدد نشان می‌دهد هر یک از محققین از دیدگاه خاصی آن را موردمطالعه قرار داده‌اند برای مثال سین و دیگران معتقدند مدیریت ارتباط با مشتری در سطح تاکتیکی به‌عنوان بانک اطلاعات بازاریابی در نظر گرفته می‌شود در سطح استراتژیک به معنای حفظ و مشارکت مشتریان در سازمان برداشت می‌شود و در سطح تئوریک، یک الگوی تحقیقی نوظهور در بازاریابی محسوب می‌شود.
در محیط رقابتی کنونی، روابط شرکت‌ها با بازارها بسیار مهم و حیاتی است و به‌طور کامل استراتژی‌های بازاریابی شرکت‌ها به رویکردهای مبتنی بر رابطه بیشتر با مشتری تغییر پیداکرده و منجر به پیدایش مدیریت ارتباط با مشتری به‌عنوان ابزاری استراتژیک برای تمام شرکت‌ها و حوزه‌ای از برنامه و تحقیق‌شده است. در سال‌های اخیر، شرکت‌ها به مفهوم مدیریت ارتباط با مشتری توجه بیشتری می‌کنند چراکه آن‌ها دریافته‌اند ارتباط با مشتری در موفقیت آن‌ها نقش کلیدی بازی می‌کند. مدیریت ارتباط با مشتری در خصوص مدیریت دانش مشتری، برای فهم بهتر مشتریان و ارائه خدمات بهتر به آن‌هاست. شناسایی مشتری باارزش یک وظیفه دانشی پیچیده است چراکه فرآیندهای مدیریت ارتباط با مشتری مبتنی بر حجم زیادی از دانش است و به‌عنوان یکی از فرآیندهای اساسی مطرح می‌شود که توانایی یادگیری و نوآوری سازمانی را تعیین می‌کند. از طرفی سازمان‌ها به‌منظور پیاده‌سازی موفق مدیریت ارتباط با مشتری نیازمند طراحی مجدد سازمان و تطبیق زنجیره ارزش خود با تقاضا هستند. به‌این‌ترتیب عوامل سازمانی از قبیل استراتژی، ساختار و فرآیندهای کسب‌وکار برای پیاده‌سازی مدیریت ارتباط با مشتری همگی نیازمند تغییر شکل هستند. سین و همکاران معتقدند بسیاری از فعالیت‌های مشتری محور بدون فنّاوری مناسب امکان‌پذیر نخواهد بود. درواقع فنّاوری، شرکت‌ها را به ارائه خدمات سفارشی باکیفیت بالاتر و هزینه پایین‌تر قادر می‌سازد. ازآنجاکه هدف مدیریت ارتباط با مشتری ارائه بهبود مستمر به مشتری است و چون مدیریت ارتباط با مشتری یکی از موضوعات مهم در تحقیقات مدیریت است.

aaeaaqaaaaaaaaisaaaajgfmywrmm2niltljngmtndy4mi04ztnmltgxzdlmogjhywvjmw

مهم‌ترین ابعاد مدیریت ارتباط با مشتری عبارت‌اند از: مشتری محوری، مدیریت دانش و فناوری لازم برای برپائی مدیریت ارتباط با مشتری. البته در مطالعات دیگر علاوه بر این ابعاد به عوامل کلان سازمانی نیز اشاره‌شده است. همچنین مشتری محوری تحت عنوان تمرکز بر مشتریان کلیدی آمده است و خود شامل بازاریابی مشتری محور، محاسبه ارزش حیات مشتری، سفارشی‌سازی محصول و بازاریابی تعاملی (حفظ روابط بلندمدت با خریدار) است. در این مطالعه مشتری محوری، تمرکز بر مشتریان کلیدی، سفارشی‌سازی، روابط بلندمدت با خریدار، مدیریت دانش، فناوری CRM و عوامل کلان سازمانی به‌عنوان مهم‌ترین ابعاد موفقیت مدیریت ارتباط با مشتری در سازمان شناسایی‌شده است.
امروزه رفتار و ارتباط با مشتری در هر سازمان و موسسه بازرگانی و تجاری، گامی مؤثر و مستحکم برای همگام شدن با پیشرفت‌های علمی و دستاوردهای جدید بشری، نیل به کامیابی و موفقیت در کار و فعالیت، تأمین رضایت مشتریان، افزایش روحیه کاری کارکنان و نهایتاً کسب و تحصیل سود و منفعت بیشتر برای یک موسسه مالی یا بازرگانی هست. بی‌شک می‌توان گفت مهم‌ترین دارایی اغلب سازمان‌ها مشتریان آن‌ها هستند. مشتریان به خاطر ارتباط مستقیمی که با اقدامات یک سازمان دارند، منبع ارزشمندی برای فرصت‌ها، تهدیدات و سؤالات عملیاتی مرتبط با صنعت مربوطه می‌باشند. بدین ترتیب لازم است در سازمان، سیستمی برای جذب و حفظ مشتریان طراحی و پیاده‌سازی شود، سیستمی که بتواند روابط سازمان و مشتریان را به‌خوبی مدیریت کند. بر این مبنا مدیریت ارتباط با مشتری، دارای توانایی‌هایی برای نگه‌داشتن سازمان‌ها در لبه رقابتی و رسیدن به مزیت رقابتی است. امروزه مزیت رقابتی درگرو داشتن مشتریان بیشتر، پرسودتر، وفادارتر و آگاه‌تر است و برای حضور موفق در بازارهای پویا باید مشتری را نیز مدنظر قرارداد. بنابراین درک فرآیند کسب مزیت رقابتی از طریق مدیریت ارتباط با مشتری به‌عنوان یک تلاش سازمانی، ضروری به نظر می‌رسد. علی‌رغم پیدایش مدیریت ارتباط با مشتری یا CRM از دهه ۹۰، این موضوع همچنان به‌عنوان یک ابزار کلیدی برای مدیریت کسب‌وکار مطرح است.  همین‌طور تحقیقات در خصوص CRM به‌طور قابل‌ملاحظه‌ای در چند سال گذشته افزایش‌یافته است اما هنوز نیازهای پژوهشی در حوزه‌های مختلف به چشم می‌خورد که تحقیقات بیشتر را توجیه می‌کند از قبیل: پژوهش در خصوص تعریف یا به‌طورکلی چارچوب ادراکی موردپذیرش و بررسی ابعاد کلیدی آن، بررسی اثرات CRM بر نتایج کسب‌وکار و موانع پیاده‌سازی و اجرای موفق آن . پس از بررسی متون در خصوص مفهوم CRM می‌توان گفت هنوز توافق عمومی در خصوص چارچوب ادراکی مشخص از مفهوم CRM وجود ندارد. باوجود مزایای متعددی که CRM ارائه می‌دهد اما هنوز تعداد زیادی از مطالعات حاکی از میزان بالای عدم موفقیت در اجرای این نوع استراتژی است (شو و والتون ۲۰۰۵). به‌این‌ترتیب نیاز به بررسی ابعاد کلیدی CRM شامل تکنولوژیکیCRM، عوامل سازمانی و مشتری مداری که اجرای موفقیت‌آمیز CRM را تعیین کند وجود دارد. به‌طور خلاصه می‌توان گفت: استقرار CRM راحت نیست! سریع نیست! ارزان نیست! اما دیگر اختیاری هم نیست!

بنابراین آنچه مسلم است در دنیای امروز با توجه به نقش پرقدرت مشتری در عرصه جهانی، نیاز مبرم به مدیریت صحیح ارتباط با مشتری در سازمان‌ها از هر زمان دیگری بیشتر احساس می‌شود. همچنین با توجه به اینکه این موضوع یک مفهوم نسبتاً نوین در صنعت فنّاوری اطلاعات است هر سازمان و شرکتی برای دوام و پایداری در بازار رقابت و سودآوری بیشتر نیاز به پیاده‌سازی و اجرای موفق آن دارد. در کشور ما در چند سال اخیر بحث مشتری مداری و مدیریت ارتباط با مشتری به‌تدریج پررنگ‌تر شده و در سازمان‌های مختلف بر روی استفاده از این ابزار استراتژیک اقدامات و برنامه‌ریزی‌هایی صورت گرفته است و سازمان‌ها لزوم حرکت از محصول محوری به‌سوی مشتری محوری و قرار دادن مشتری در مرکز تمام فعالیت‌های خود را احساس نموده‌اند. به تعبیر کاتلر مشتری بخشی از دارایی ناملموس سازمان است که در ترازنامه‌های مالی سازمان قرار ندارد و همین امر منجر به بی‌توجهی مدیران و مجریان سازمان به آنان شده است. در ایران ازآنجاکه همیشه عرضه کمتر از تقاضا و نیاز بازار بوده، در فراگرد بازار، تولیدکننده و فروشنده نقش اصلی را بازی می‌کرد و آنچه موردتوجه نبود خریدار، انتظارات و سلایق وی بود. اما امروزه با رقابتی شدن صنایع این روابط در حال تغییر به‌سوی مشتری مداری است. با توجه به اهمیت مشتری به‌عنوان یکی از ارکان حیاتی یک شرکت و تأکید مدیریت ارتباط با مشتری به این عنصر دلایل زیر را می‌توان به‌عنوان ضرورت‌های استفاده از CRM در یک شرکت مطرح کرد: بهبود خدمات، رضایت مشتری، کاهش هزینه‌ها و ارتباط فردبه‌فرد حتی با میلیون‌ها مشتری. مدیریت ارتباط با مشتری می‌تواند تصویری کلی و روشن و درعین‌حال همراه با تمامی جزئیات موردنیاز از مشتریان و فرآیند فروش فراهم آورد و این امکان را فراهم سازد که با هر مشتری ارتباطی ویژه و کاری برقرار کنیم تا هیچ فرصتی را برای فروش بیشتر و تأمین بهتر رضایت مشتری از دست ندهیم.
درروندهای کسب‌وکاری جدید، به دست آوردن رضایت مشتریان جایگاهی مهم و حیاتی در اهداف شرکت‌ها به خود اختصاص داده است با عنایت به اهمیت و تأثیر رضایت و وفاداری مشتری در بیشتر نمودن سهم بازار، سازمان‌ها به مدیریت ارتباط با مشتری به‌عنوان ابزاری برای افزایش سودآوری خود می‌نگرند. هدف از مدیریت ارتباط با مشتری، توانمندسازی سازمان برای ارائه خدمات بهتر به مشتریان از طریق ایجاد فرآیند‌های خودکار و یکپارچه برای جمع‌آوری و پردازش اطلاعات مشتریان است که درواقع این مدیریت سه بخش خدمات به مشتری، اطلاعات بازاریابی و مدیریت فروش را به یکدیگر مرتبط می‌سازد.

brand

عملکرد یک نام تجاری

عملکرد یک نام تجاری

نام‌های تجاری، برای رقابت در بازار، با انتخاب کالاها و خدمات متفاوت، با استفاده از شبکه‌های توزیع و یا با تأثیرگذاری بر سلیقه مشتریان، سهم بیشتری از بازار را برای خود طلب می‌کند.

طبق نظر «پروفسور شولتز»، در آینده رقابت بر سر قیمت، سودآوری تولیدات یا مزیت شبکه‌های توزیع، باعث برتری نخواهد بود. تنها چیزی که به برتری می‌انجامد، خیلی ساده و روشن، اعتبارنامه‌ای تجاری است. آن‌ها برای پیشرفت در آینده، به پایبندی مشتریان نیازمندند. بازار آینده، متعلق به نام‌های تجاری قوی‌تر است.

آنچه به یک نام تجاری اعتبار می‌بخشد، آشنا بودن آن برای مخاطب، در معرض دید بودن و حفظ این موقعیت است.

به همین علت، پس از فروریختن دیوار آهنین و فروپاشی «شوروی» بسیاری از شرکت‌های آمریکایی، قبل از ارائه محصولات خود، اقدام به تبلیغ آن‌ها در روسیه کردند. آن‌ها بدین طریق می‌خواستند نامشان را به مشتریان شناسانده و قبل از ورود به کشور، در آن‌ها علاقه‌مندی نسبت به محصولات خود ایجاد کنند.

امروزه زمان یک کالای باارزش است. ما زمان را به این امید که در آینده وقت بیشتری داشته باشیم، صرف، پس‌انداز یا حفظ می‌کنیم.

d

سرعت‌بالای زندگی نوین، سبب تغییر در شیوه زندگی بسیاری از مصرف‌کنندگان شده است. ساعت‌های کاری قابل‌انعطاف برای مشاغل تخصصی، تعطیلات آخر هفته، امکان خرید ۲۴ ساعته، امکانات پیشرفته فنّاوری و فعالیت‌های روزافزون در زندگی شهری، همگی باعث شده است که بیشتر مردم خواستار استانداردهای بالاتری در زندگی خود شوند.

m

تقریباً هرسال بیش از ۱۳۰ میلیون آمریکایی، برای رفتن به محل کار خود، هرروز سفرهای درون‌شهری یا بین‌شهری می‌کنند. هرچه می‌گذرد، ما زمان بیشتری را در اتومبیل، هواپیما، قطار، اتوبوس و یا مترو صرف می‌کنیم. این به معنای سالانه بیش از ۶ تریلیون کیلومتر جابه‌جایی است. در حقیقت از ۴۰ سال پیش تا حال، میزان جابه‌جایی، یک‌صد و پنجاه‌درصد افزایش داشته است. هر آمریکایی در هفته به‌طور متوسط ۳۰۰ کیلومتر با وسیله نقلیه شخصی‌اش رانندگی می‌کند که این رقم هرسال بالاتر می‌رود.

n

امروزه خیلی از مشتریان بالقوه، پدیده جدیدی به نام سفر درون‌شهری زنجیره‌ای را تجربه می‌کنند. به‌طورمعمول یک مرد بالغ پس از ترک منزل به سمت محل کار، احتمالاً فرزندانش را هم به مدرسه می‌رساند و بعد از پایان کار، برای ورزش کردن سری هم به یک باشگاه ورزشی می‌زند یا برای معاینه پزشکی نزد دکتر یا دندان‌پزشکش می‌رود یا شاید هم به‌قصد دیدن مسابقه فوتبال پسرش به زمین‌بازی می‌رود و هنگام غروب به منزل بازمی‌گردد.

برگرفته از کتاب چرا تبلیغات محیطی؟

Know your customer

مشتری خود را بشناسید

مشتری خود را بشناسید

شما بایستی مشتری خود را کاملاً بشناسید. یکی از بهترین روش‌های ممکن آن است که خود را به‌جای مخاطب قرار دهید و این بار زمانی که متن تبلیغ قوطی‌های سوپی را که مشغول رقصیدن هستند، می‌نویسید، از خودتان سؤال کنید که آیا هنگام خرید سوپ از تماشای یک برنامه رقص لذت می‌برید و یا آن‌که مایل به دانستن طعم سوپ، قیمت آن، ارزش غذایی آن و محل فروش آن هستید؟ زمانی که به‌صورت یک مشتری و نه یک نویسنده فکر کنید، احترام بیشتری برای نیازهای مخاطب خود قائل شده، نسخه‌ای را خواهید نوشت که دارای حداکثر استفاده برای خواننده شما باشد.

روشی دیگر برای شناسایی خواننده – مصرف‌کننده – مشاهده آنان است. چگونه؟

مشتری خود را بشناسید

مشتری خود را بشناسید

 

به شکل دانشجویی محقق و فعال در بازار فروش به فعالیت بپردازید. در این زمان، خریداران را نظاره کنید و دریابید که چه کسانی به دنبال اسم کالا می‌روند و چه کسانی خصوصیات آن را در نظر می‌گیرند.

زمانی که مشغول تماشای خریدوفروش یک اتومبیل در یک بنگاه معاملاتی هستید، خوب دقت کنید و ببینید که فروشنده زبردست چگونه کالای خود را عرضه می‌کند و چگونه با مشتری کنار می‌آید.

باعلاقه و اشتیاق دنیای تجارت را دنبال کنید. در هر دادوستد با دقت به شگردهای تبلیغاتی توجه کنید و ببینید که چه نکاتی را می‌توانید از آن‌ها فراگیرید و به کار ببندید. در نمایشگاه‌های تجارت شرکت کنید، تا با طبیعت خریداران درزمینه های مختلفی که شرکت شما با آن سروکار دارد، آشنا شوید؛ و نیز با افرادی که وارد دادوستد می‌شوید، صحبت کنید – صاحبان فروشگاه‌ها، لوله‌کش، وکیل، باغبان، مکانیک – تا با نکاتی که موجب پیشرفت حرفه آنان می‌شود، آشنا شوید.

افرادی که به مشتریان خود نزدیک هستند – و اغلب این حقیقت در مورد صاحبان صنایع کوچک صادق است – به‌مراتب بیش از مدیران اجرایی مؤسسات تبلیغاتی با واقعیات دادوستد آشنا هستند. به حرف این افراد گوش دهید و نکات مهم و باارزش را فراگیرید.

منبع: کتاب ادبیات تبلیغ

roozname

استفاده از روزنامه و خبرنامه‌ها برای پیشبرد فروش

 

استفاده از روزنامه و خبرنامه‌ها برای پیشبرد فروش
یکی از اثربخش‌ترین ابزارهای بازاریابی، استفاده از روزنامه، مجلات و درج مقالات در تحسین، توصیه یا حمایت یک محصول است. ازآنجاکه مجلات و روزنامه‌ها هر یک مخاطبان معینی در اختیاردارند، به مناسب‌ترین شیوه در دست مشتریان بالقوه و مشتریان هدف سازمان قرار می‌گیرند، و می‌توانند هزینه‌های صرف شده‌ی تبلیغاتی را به مؤثرترین شیوه خرج کنند.

این مقالات که اغلب با درج در روزنامه‌های تخصصی و پرطرفدار از طریق شرکت‌های توزیع‌کننده‌ی روزنامه‌ها و مجلات مستقیماً به در منزل یا شرکت مشترکین ارسال می‌شوند، به دلیل ماهیت اطلاع‌رسانی روزنامه/مجله و ترغیب افراد، در بیش‌تر موارد به‌راحتی از حصارها و موانع ارتباطی مشتریان عبور می‌کنند،و در کوتاه‌ترین زمان در اختیار افراد هدف قرار می‌گیرند و حداقل یک‌بار مطالعه می‌شوند.

این اولین گام است:دست‌یابی به فرد یا افراد مناسب،جلب‌توجه آن‌ها و مطالعه و دقت و تمرکز آن‌ها بر مطالب،درصورتی‌که این مطالب به‌درستی طراحی و تهیه‌شده باشند، با انتخاب واژگان و عبارت اثربخش و پیشنهاد راهکارها و نقش محصول یا خدمت موردنظر در راستای حل مشکلات، کسب‌وکارها را ترغیب می‌کنند، و آن‌ها را برای برقراری ارتباط بیش‌تر تشویق می‌نمایند:

·        شیوه‌های مقابله با رقبا و کاهش هزینه‌های سربار.

·        راهکارهای افزایش سودآوری و درآمد.

·        معرفی فعالیت‌های تبلیغاتی و بازاریابی نوآورانه و اثربخش شرکت‌ها.

·        پیشنهاد راهکارهای افزایش سطح فروش باهدف رفع مشکلات محیط رقابتی.

·        معرفی راهکارهایی برای جلب‌توجه و تأثیرگذاری برمشتریان.

به‌طورکلی چنین مطلبی نقش یک مشاوره‌ی رایگان را دارد، و می‌تواند از تأثیرگذاری بیش‌تری بر مخاطبان برخوردار باشد.درصورتی‌که برخی ایده‌های جدید .و خلاقانه پیش روی صاحبان کسب‌وکارها قرار گیرد، میزان تأثیرگذاری این مطالب و تلاش برای برقراری ارتباطات عمیق‌تری در این گروه دوچندان می‌شود.

مطالعه‌ی به‌عمل‌آمده در خصوص اثربخش‌ترین مقالات مندرج در روزنامه‌ها و مجلات باهدف بازاریابی محصولات یا خدمات نشان می‌دهد که اولویت اصلی مخاطبان در انتخاب و تمرکز بر این نوشته‌ها عبارت‌اند از:

·        شناسایی شیوه‌های کاهش هزینه یا آشنایی با راهکارهای رایگان و بی‌دردسر برای جلب مشتریان جدید.

·        معرفی شیوه‌های ارتقا و تسریع فرایند تبدیل مشتریان بالقوه به مشتریان ثابت وفادار.

·        شیوه‌های افزایش متوسط خرید هر یک از مشتریان در هر بار مراجعه.

·        افزایش تکرار خرید و طول دوره‌ی عمر هر مشتری.

·        مؤثرترین راهکارهای ارتقای حاشیه سود و درآمدزایی شرکت باکم ترین هزینه.

·        افزایش نرخ توصیه‌ی محصول از سوی مشتری.

پس از معرفی ایده‌های فوق، ذکر نتایج کسب‌شده در حوزه‌های ذیل به همراه ارائه‌ی نمونه‌ها و اعداد و ارقام مربوطه می‌تواند تأثیرگذاری این ابزار را دوچندان کند:

·        خروج کسب‌وکار از وضعیت رکورد یا تبدیل یک نام و نشان تجاری یا محصول به موقعیت رهبری بازار.

·        بهره‌برداری از خلاقیت‌ها و توان کارکنان در راستای تحقق هدف‌ها.

·        ارائه‌ی برخی از فعالیت‌های بشردوستانه و خیر خواهانی شرکت برای اثبات تعهدش به جامعه.

·        نشان دادن روحیه‌ی نشاط و جوانی در کسب‌وکار.

·        معرفی ارزش‌های ارائه‌شده به مشتریان در دوران فعالیت.

سرانجام استفاده از چهره‌ای شناخته‌شده و مورد تأیید جامعه و گروه هدف می‌تواند گام نهایی موفقیت این ابزار باشد.ازجمله اقدامات مکمل این ابزار، برقراری تماس با مشتریان بالقوه و پرسش در خصوص دیدگاه‌های آن‌ها پس از مطالعه‌ی مطلب موردنظر در روزنامه با مجله است.در بیش‌تر موارد درج چنین مطلبی در روزنامه یا مجلات می‌تواند فضای سرد میان مشتریان بالقوه  و سازمان را از بین ببرد، آن‌ها را آماده‌ی ایجاد ارتباطی جدید نماید.

نمونه‌های متعدد نشان داده‌اند که استفاده از این ابزار، دست‌یابی به نتایج را برای شرکت‌ها افزایش می‌دهند؛ اگرچه به‌یک‌باره نرخ مراجعه‌ی مشتریان بالقوه را چندین برابر نمی‌کند، ولی با جلب‌توجه گروهای هدف ، آمادگی فکری آن‌ها را برای برقراری رابطی افزایش می‌دهد.

به باشگاه مشتریان اندیشه خلاق بپیوندید و از مزایا و هدایای آن بهره مند شوید.
Thank You. We will contact you as soon as possible.