کانون اندیشه خلاق| وقتی قرار به خلاقیت باشد …

آرشیو ها

jhj

میخ کلامی بی‌ام‌و

میخ کلامی بی‌ام‌و

ازآنجاکه یک عنصر تصویری تأثیر بیشتری دارد تا گفتار، منطقی است که فرض کنیم نخستین تصمیم یک مدیر بازاریابی باید انتخاب آن عنصر تصویری باشد. اما این‌طور نیست.

این تناقضی است که بسیاری از افراد دنیای بازاریابی را درگیر خود می‌کند. یک چکش بصری در ساخت برند تأثیر بسیاری دارد، اما خود این چکش، هدف برنامه بازاریابی نیست.

هدف برنامه بازاریابی «مالکیت واژه ایست که در ذهن دارید».

برای نمونه بی‌ام‌و مالک واژه راندن است، هدفی که برند را از ناکجاآباد، به پرفروش‌ترین برند خودروی لوکس دنیا تبدیل کرد. اما چه چیزی مفهوم راندن را به ذهن مشتری منتقل کرد؟

چکش بصری بی ام و چه بود؟

این چکش شامل یک زنجیره طولانی از آگهی‌های بازرگانی تلویزیونی بود افرادی خوشحال را نشان می‌داد که در جاده‌های پیچ‌درپیچ، به راندن بی ام و سرگرم بودند.

شعار «نهایت یک خودرو» یک میخ بود. اما این چکش بصری بود که این میخ را، این ایده را به ذهن فروکرد.

بدون این چکش، این ایده کلامی در یک سانحه جاده‌ای نابود می‌شد. البته راندن دهه‌هاست که مفهوم همیشگی تبلیغات شرکت‌های خودروسازی بوده؛ مانند کمپین درازمدت «ما هیجان می‌آفرینیم» شرکت «پونتیاک» بدون هیچ‌گونه چکش بصری.

بی‌ام‌و این روزها چه می‌کند؟ این روزها مدیران این شرکت تمرکز را از «راندن» به سمت «لذت» تغییر داده‌اند و شما می‌توانید درک کنید چرا.

«لذت» یک مفهوم کلامی منحصربه‌فرد است که جذابیت برند بی‌ام‌و را بالا می برد.