کانون اندیشه خلاق| وقتی قرار به خلاقیت باشد …

آرشیو ها

استراتژی تبلیغات و ارتباط آن با تکنیک و تاکتیک

استراتژی تبلیغات و ارتباط آن با تکنیک و تاکتیک

استراتژی تبلیغات و ارتباط آن با تکنیک و تاکتیک

واژه دیگری که بسیار نزدیک به این دو واژه استفاده می‌شود، واژه استراتژی است. واژه تکنیک بسیار روشن‌تر و واضح‌تر است؛ زیرا در بسیاری از علوم کاربرد دارد و حتی در زندگی روزمره نیز از آن استفاده می‌شود. اما واژه استراتژی از کلمه یونانی استراتگو، مرکب از استراتوس به معنای ارتش و ایگو به معنای رهبر گرفته‌شده است. استراتژی‌ها به‌خصوص استراتژی‌های تبلیغات ابزاری هستند که شرکت می‌تواند به‌وسیله آن به هدف‌های بلندمدت بازاریابی خود دست یابد. استراتژی تبلیغات، علم تنظیم نقشه ایست برای حصول به هدف‌هایی در مرحله‌ای خاص از ترویج و ترفیع محصول و معرفی محصول یا خدمت به بازار.
واژهای استراتژی و تاکتیک ازنظر معنی و مفهوم نزدیک به یکدیگر هستند و در بسیاری از موارد به‌جای یکدیگر نیز به کار می‌روند. لازم به توضیح است که بهترین طرح‌ها و نقشه‌ها اگر به‌درستی و با استراتژی و تاکتیک خاصی پیاده نشوند، هیچ ارزش و فایده‌ای ندارند. از یک ارزیابی که ویلیام برن باخ در سال ۱۹۴۹ انجام داد، این نتیجه به دست آمد که: در کارهای تبلیغاتی، برای افزایش فروش، نباید از استراتژی تبلیغات غافل بود.
به‌طور خلاصه، استراتژی، هنر فائق شدن و غلبه بر دشمن و شیوه‌های صف‌آرایی نیروها برای تحقق اهداف است و تاکتیک وسایل و ابزار و مضمون‌های تحقق اهداف استراتژیک است.
در استراتژی تبلیغات، سازمان‌ها ناگزیرند به‌طور دائم بر رویدادهای مناسب و برحسب ضرورت، تصمیمات تبلیغاتی خود را با تغییرات وفق دهند.
هدف استراتژی‌های تبلیغات این است که برای سازمان‌ها این امکان را به وجود آوردند که در دوره‌های بلندمدت به شیوه‌ای موفقیت‌آمیز خود را با شرایط در حال تغییر وفق دهند. مدیران استراتژیست تبلیغات به‌ضرورت باید افراد خلاق و بصری باشند که بتوانند تغییرات را درک کنند و واکنش مناسب از خود نشان دهند. علاوه بر این، ارائه و اجرای تاکتیک‌های تبلیغاتی از وظایف مدیران استراتژیست است.

برگرفته از کتاب تاکتیک ها و تکنیک های تبلیغات

دوازده مزیت مهم تبلیغات محیطی

دوازده مزیت مهم تبلیغات محیطی

دوازده مزیت مهم تبلیغات محیطی:

در طول زمان، اختصاص حجم قابل‌توجهی از بودجه رسانه‌ها به تبلیغات محیطی، حداقل ۱۲ برتری مهم را برای نام‌های تجاری به همراه آورده است:

  • آگهی سریع مشتریان و تضمین حضور دائمی شرکت‌ها در بازار:

دوازده مزیت مهم تبلیغات محیطی چون تبلیغات محیطی به‌طور پیوسته در معرض دید قرار دارد، حضور دائمی شرکت‌ها در بازار تضمین می‌شود.

  • ایجاد شناخت و پای بندی در مشتریان:

تبلیغات محیطی، به علت استمرار در پیام‌رسانی در طول زمان، باعث شناخت بیشتر مشتری و پای بندی او به یک محصول خاص می‌شود.

  • گسترش دامنه پخش محصول:

ازآنجاکه در تبلیغات محیطی از اشکال و روش‌های گوناگونی استفاده می‌شود، درنتیجه این رسانه می‌تواند دامنه پخش محصول را در بازار گسترش دهد.

  • گستردگی و وسعت حوزه پیام‌رسانی،

این رسانه حوزه انتشار آگهی شنیداری، دیداری و مطبوعاتی را از محدوده منزل و محل کار مخاطب فراتر می‌برد؛ درنتیجه پیام رساتر و گسترده‌تر به وی می‌رسد.

  • انطباق تبلیغات منطقه‌ای با استراتژی تبلیغات ملی:

تبلیغات محیطی می‌تواند خط‌مشی تبلیغات ملی را با کمپین‌های منطقه‌ای انطباق دهد. درنتیجه، تبلیغات خاصی برای هر محله به‌طور مجزا طراحی و اجرا می‌شود.

  • برقراری ارتباط کامل با مخاطبان، با تکیه‌بر علم جمعیت‌شناسی:

تبلیغات محیطی، با برنامه‌ریزی درست و با استفاده از علم جمعیت‌شناسی، هزینه‌های رسانه‌ای را به حداقل می‌رساند و بدون اتلاف انرژی، با مخاطبان ارتباط مؤثری برقرار می‌کند.

  • جلوگیری از وجود خطا و پراکندگی در ارائه پیام:

این رسانه با ارائه پیام‌های ساده و مؤثر در سرتاسر محله‌ها مراکز تجاری، از به‌هم‌ریختگی و پراکندگی تبلیغات که معمولاً در رسانه‌های جمعی اتفاق می‌افتد، جلوگیری می‌کند.

  • قابلیت تبدیل انواع طرح‌های تبلیغاتی به تبلیغات محیطی:

رسانه‌های تبلیغات محیطی، با ویژگی‌های خلاقانه خود می‌تواند همان پیام‌های منتشرشده در رسانه‌های جمعی و مطبوعاتی را به پیام‌های تأثیرگذار محیطی تبدیل کند.

  • هدایت مردم به‌سوی یک مرکز خرید:

در این رسانه، می‌توان در کنار تابلوهای تبلیغاتی، نشانی محل تهیه کالاهای مورد تبلیغ را هم ارائه کرد و مخاطبان را در مراکز تجاری، فرودگاه‌ها و یا محل‌های خرید، به‌طور مستقیم به آن‌سو هدایت کرد.

  • تأثیرگذاری بر تصمیم نهایی مشتری برای خرید:

این رسانه می‌تواند قبل از اینکه مصرف‌کننده در مورد خرید تصمیم بگیرد، یادآور محل خرید باشد.

  • ایجاد همکاری و مشارکت بین چند نام تجاری:

در برخی از موارد، یک نام تجاری می‌تواند برای فروش و ارائه محصول و همین‌طور پیام خود، بانام تجاری دیگری همکاری کند.

تبلیغات محیطی، یک رسانه و وسیله مؤثر برای برقراری همکاری، ارتباط و مشارکت بین نام‌های تجاری است.

  • در تبلیغات محیطی، می‌توان با ارائه مستقیم نشانی سایت اینترنتی، شماره تلفن و دیگر اطلاعات ضروری، بین مصرف‌کننده و نام تجاری، ارتباطی مستقیم و سریع برقرار کرد.

برگرفته از کتاب چرا تبلیغات محیطی؟

socialmediarule

هفت قانون بازاریابی شبکه های اجتماعی

هفت قانون بازاریابی شبکه های اجتماعی
دقت کنید ببینید عکس‌ها چه چیزی را در مخاطب تشدید می‌کنند و اخبار و مقاله‌هایی را به اشتراک بگذارید که آگاهی مخاطب شما را افزایش می‌دهند.

به این هفت قانون دقت کنید. این هفت قانون به شما اجازه می‌دهند به بهترین شکل به مشتریانتان خدمت کنید و برندتان را توسعه دهید.

۱- بر مهارتتان تمرکز کنید

پیش‌روی و تمرکز بر مهارت، هوشمندانه تر از تلاش ناموفق برای همه‌کاره و هیچ‌کاره بودن است. گاهی یافتن ایده‌ای نو برای تازه نگه داشتن شبکه های اجتماعی، ایدۀ خوبی‌ست. ایده برای محتوا همیشه هم در شرایط سخت به ذهن نمی‌رسد. اما به جای اینکه قربانی استراتژی‌ای شوید که تلاش می‌کند از همه چیز سر در بیاورد، از طریق یک استراتژی بازاریابی محتوایی و استراتژی بسیار صریح در شبکه‌های اجتماعی ، یک برند قوی بسازید.

۲- اهمیت تاثیرگذاران را هرگز دست‌کم نگیرید

زمان صرف شده برای جستجوی آنلاین تاثیرگذاران بر بازار خودتان در شبکه های اجتماعی، زمان هدر رفته محسوب نمی‌شود. در جستجوی تاثیرگذاران آنلاینی باشید که احتمال دارد به تجارت شما و خدماتش، علاقمند شده باشند. برای برقراری ارتباط و ایجاد رابطه با آنها، زمان بگذارید. اگر بتوانید ذخیرۀ اطلاعاتتان را افزایش دهید، آنها اطلاعات ارائه شده را با دنبال کننده گان خودشان به اشتراک می‌گذارند. این اتفاق، شما و تجارتتان را در معرض تعداد زیادی مشتری جدید و موثر قرار می دهد.

۳- معامله به مثل را فراموش نکنید

اگر می‌خواهید دیگران محتوای منتشرشده توسط شمارا به اشتراک بگذارند و راجع به کسب‌وکار شما صحبت کنند، همین کار را باید برایشان انجام دهید. وقتی زمان خودتان را به رسانه‌های اجتماعی اختصاص می‌دهید، اگر انتظار دارید آنها نیز همین کار را برای شما انجام دهند، برای تمرکز بر به اشتراک‌گذاری محتوای منتشرشده توسط دیگران، زمان بگذارید.

۴- از هر شخص، قدردانی کنید

اگر کسی شخصاً راجع به کسب‌وکار شما سؤال کرد، باید پاسخ دهید. بنابراین افرادی را که از طریق اینترنت به کسب‌وکار شما علاقه نشان می‌دهند، نادیده نگیرید. ایجاد رابطه، یکی از کلیدهای موفقیت بازاریابی رسانه‌های اجتماعی است؛ بنابراین اطمینان حاصل کنید وقتی افراد به‌صورت آنلاین به شما نزدیک می‌شوند، از آنها قدردانی کرده و به سؤالاتشان پاسخ می‌دهید.

۵- به هر مکالمه و گفتگویی ارزشی بیافزائید

از صرف کردن تمام زمانتان برای تبلیغ کسب‌وکار خودتان دست‌بردارید، چون مردم به‌مرور از شنیدن دست می‌کشند. به این فکر کنید که چرا رسانه‌های اجتماعی را دوست دارید. آیا به خاطر این است که از مطالعۀ محتوا و ایجاد رابطه لذت می‌برید؟ فکر می‌کنم پاسخ مثبت است. مجدداً به استراتژی‌ خودتان دقت کنید و بر روی ارزش افزایی و ارتباط با مردمی که به‌طور عادی به هم برنمی‌خورند بیشتر تمرکز کنید. این کار باعث می‌شود دیر یا زود، مردم شمارا باور کنند. هفت قانون بازاریابی شبکه های اجتماعی

۶- اشتیاقتان را به‌صورت اجتماعی نشان دهید

برای اینکه کسب‌وکار خودتان را به قلب مخاطب مدنظر وارد کنید، باید هدفی فراتر از کسب درآمد، تعیین کنید. وقتی برای کسب‌وکار خودتان اشتیاق نشان دهید، مشتریان به حامیان شما تبدیل می‌شوند. اگر هدفتان جبران چیزی برای مشتریان و جامعه است، آن را از طریق رسانه‌های اجتماعی اعلام کنید. بدین ترتیب کسب‌وکار شما برنده می‌شود.

۷- خواستۀ مشتریان را به‌خوبی درک کنید

دقت کنید که اکثر برندهای قدرتمند چگونه از شبکه های اجتماعی استفاده می‌کنند؟ آنها می‌دانند برای بازاریابی موفق در شبکه های اجتماعی ، توجه به نیازهای دائم در حال تغییر مشتریانشان، ضروری است. خودتان را به تاجری بافکر باز بدل کنید و ببینید تصاویر و استفاده از آنها چه احساسی در مخاطب شما ایجاد می‌کند. اخبار و مقاله‌هایی را به اشتراک بگذارید که آگاهی را افزایش می‌دهد. به مشتریان، آنچه را می‌خواهند، ارائه دهید.

زمانی می‌رسد که همۀ کسب‌وکارها نیاز دارند استراتژی‌های بازاریابی رسانه‌های اجتماعی‌شان را تقویت کنند. بازاریابی مؤثر مستلزم یادگیری مداوم در حیطۀ خودتان است.

به نظر شما کدام دسته از قوانین شبکه های اجتماعی ، کسب‌وکار شمارا قدرتمند می‌سازد و باعث رشد آن می‌شوند؟ هفت قانون بازاریابی شبکه های اجتماعی

خصوصیت یک فروشنده موفق

خصوصیت یک فروشنده موفق

خصوصیت یک فروشنده موفق

توجه به خصوصیت یک فروشنده موفق فراتر از چیزی که در کلیشه‌های استخدامی دیده می‌شود، شاید تنها چیزی باشد که سازمان شما به آن نیاز دارد.

همه به‌خوبی می‌دانیم که فروشنده بزرگ و موفق همواره شخصیتی دوست‌داشتنی، خوش‌سیما و البته برون‌گرا دارند، به‌شدت در لباس پوشیدن سخت‌گیر هستند، اغلب از رنگ‌های زرق‌وبرق دار استفاده کرده و مقاوم و پیگیر هستند، درست است؟ البته که نه . . . درواقع شاید خیلی‌ها این‌گونه فکر کنند، اما همچنان که نمی‌توان ویژگی‌های مشخص و روشنی را برای یک رهبر فوق‌العاده مشخص کرد، من هم پیشنهاد می‌کنم که دست از سر کلیشه‌های مرسوم بردارید تا موفق به جمع‌کردن یک تیم فروش بی‌عیب و نقص برای خودتان باشید.

من خودم هم تا مدت زیادی تصور می‌کردم که انتخاب و استخدام گروهی از افراد به‌عنوان فروشنده به همین ترتیب است و باید بر اساس یک سری از کلیشه‌ها اقدام به این کارکرد، دقیقاً مثل بسیاری از کسب‌وکارهای دیگر، و طبیعی است که نتیجه قابل قبولی نمی‌گرفتم و نرخ خروج فروشندگان از تیم من پس از مدتی به نسبت زیاد بود. اما پس از مدتی به این نتیجه رسیدم که ویژگی‌های اصلی یک فروشنده خوب به این شکل نیست و درواقع از همان زمان بود که طعم موفقیت را ذره‌ذره چشیدم.

در ادامه فرمولی را ارائه می‌کنم که خودم برای انتخاب به‌کارگیری فروشنده در نظر گرفته و همیشه به مشتریان و همکاران خودم پیشنهاد می‌کنم:

می‌دانم، شاید بدیهی به نظر برسد، اما صداقت نکته‌ای بسیار حیاتی است. خیلی ساده این خصیصه به معنای دروغ نگفتن یا به عبارت ساده‌تر گفتن واقعیت به مشتریان بالقوه است. به‌عبارت‌دیگر این به معنای آمادگی داشتن برای ارائه اطلاعات با هر میزان اطلاعات در اختیار در هرزمانی است که مشتری از شما درخواست دریافت اطلاعات دارد تا بر اساس آن‌یک تصمیم مناسب اتخاذ کند، این اطلاعات حتی می‌تواند شامل اخبار بد و ناخوشایند هم باشد. البته بدیهی است که ما می‌خواهیم کالا و خدمت خود را بفروشیم، اما از آن واضح‌تر اینکه صداقت در قدم اول موجب در امان ماندن از هرگونه سختی و رنج در قدم‌های بعدی می‌شود.

یک فروشنده موفق همچنین باید اطلاعات کامل و دقیقی از ۱- چیزی که در حال فروختن آن است و ۲- چگونگی توانایی آن محصول به کمک به مشتری بالقوه داشته باشد. زمانی که شما پاسخ لازم برای هرگونه سؤال از طرف مشتری را داشته باشید و بتوانید به‌روشنی و سادگی و با زبان غیر فنی برای مشتری توضیح دهید که چرا محصول شما گزینه خوب و مناسب برای وی به‌حساب می‌آید، پایه‌های اعتماد را در ذهن وی نسبت به خود و برند خود ایجاد کرده‌اید. علاوه بر تمام این مزیت‌های این خصیصه، این خصوصیت موجب می‌شود تا بیش‌ازپیش موجب شگفتی مشتری از عملکرد خودتان شوید.

می‌خواهید شاهد نابود شدن یک فروش بالقوه باشید؟ خوب اگرنه، پس بهتر است فرایند پیگیری را دنبال کنید. به هر دلیلی، عدم دنبال کردن فرایند پیگیری از طرف فروشنده ممکن است ناراحت‌کننده‌ترین و خجالت بار ترین بخش از هر فرایند فروش برای یک مشتری باشد، حتی تا جایی که ممکن است خود به شکست یک فروش منجر شود. تلفن‌ها را پاسخ دهید، در صورت تماس با شما با مشتری تماس بگیرید، ایمیل‌ها را پاسخ دهید، مسئولیت هرگونه مشکل یا نارضایتی را بر عهده بگیرید و به‌خوبی و به‌طور صحیح با آن برخورد کنید و حتی پس تکمیل فروش هم ارتباط خود را قطع نکرده و از بی‌عیب و نقص بودن محصول و خدمت خود اطمینان کسب کنید.

یک فروشنده موفق باید به چیزی که می‌فروشد اعتقاد داشته باشد. این دقیقاً همان‌جایی است که غرایض حیوانی ما واردشده و نقش مهمی را بازی می‌کنند. یک فروشنده ممکن است صداقت داشته باشد، اطلاعات کاملی در رابطه با محصول مورد فروش در اختیار داشته باشد و به‌طور کافی و مناسب اقدام به پیگیری فرایند فروش نماید؛ اما اگر ما به‌عنوان خریدار احساس کنیم که وی به‌خوبی از محصول موردنظر حمایت نمی‌کند و به عبارتی به آن اعتقادی ندارد، رفته‌رفته شک و شبهه‌ای در ذهن مشتری ایجاد می‌شود که حتی ممکن است قادر به بیان آن‌ها هم نباشند.

و درنهایت به‌عنوان آخرین خصوصیت یک فروشنده موفق از این لیست ۵ موردی می‌توان به‌قدری آگاهی از خود اشاره کرد که درواقع می‌تواند موجب شگفتی‌های بسیار زیادی شود. درواقع می‌توان گفت این خصوصیت آخر چیزی نیست که یک فروشنده از ابتدا ملزم به داشتن آن باشد. بلکه باید در طی فعالیت و کار آموزش‌دیده و آن را فرابگیرد. از طریق ایجاد آگاهی از طرز فکر کردن یک فرد و تمایلات رفتاری ما موفق به تشخیص چگونگی برخورد یک فروشنده با موضوعات و مسائل مختلف می‌شویم و از این طریق می‌توانیم به وی آموزش دهیم که برای کسب موفقیت در برابر یک مشتری بالقوه وی چگونه باید رفتار کند که بهترین نتیجه را به دست آورد. شما همیشه نمی‌دانید و نمی‌توانید بدانید که در ذهن مشتری شما چه می‌گذرد، اما اطلاع از روند فکری چگونگی برخورد با مشتری در شرایط مختلف می‌تواند موجب شکل‌گیری رویکردی مؤثر و جامع نسبت به آن‌ها شود.

البته توجه داشته باشید که کلیشه‌های اشاره‌شده در ابتدای این مقاله به‌عنوان موارد ناصحیح را رد نمی‌کنم، اما اعتقاددارم که یک فروشنده در درجه اول باید صادق، مطلع و پیگیر باشد و نسبت به چیزی که در حال فروش آن است اعتقاد و باور کاملی داشته باشد.

questioning-seizing-opportunities

تفاوت بین بازاریابی و روابط عمومی

تفاوت بین بازاریابی و روابط عمومی

تعاریف سنتی و قدیمی‌تر:

روابط عمومی: حفظ و مراقبت حرفه‌ای از تصویر مطلوب عمومی توسط یک شرکت، سازمان یا یک شخص معروف و شناخته‌شده.

بازاریابی: عمل یا کسب‌وکار ترویج و فروش محصولات یا خدمات، شامل تحقیقات بازار و تبلیغات.

تفاوت اصلی بین این دو حوزه؟ بازاریابی متمرکز بر ترویج و فروش یک محصول خاص است، درحالی‌که روابط عمومی درمجموع متمرکز بر ایجاد و حفظ و مراقبت از اعتبار مثبت ایجادشده برای یک شرکت یا سازمان است.

در هر روزی که می‌گذرد یک متخصص یا کارشناس روابط عمومی ممکن است به یکی از کارهای زیر مشغول باشد:

– نگارش متن یک بیانیه مطبوعاتی در رابطه با معرفی یک محصول جدید یا یک ابتکار جدید در شرکت

– اعلام اطلاعیه‌ها و خبرهای مثبت آتی در رابطه با شرکت به رسانه‌ها

– کسب اطمینان از هماهنگ شدن برنامه سخنرانی یکی از مدیران اجرایی در رویدادهای صنعت

– رابطه سازی با رسانه‌ها و تأثیرگذاران اصلی در صنعت

– صحبت کردن با رسانه‌ها در مورد یک بحران اتفاق افتاده در محل شرکت

در همان روز خاص یک متخصص یا کارشناس بازاریابی هم ممکن است به یکی از کارهای زیر مشغول باشد:

– ایجاد یک کمپین تبلیغاتی برای یک محصول جدید

– خرید زمان کوتاه موردنیاز برای پخش تبلیغ برای آن کمپین بر روی رسانه‌های مرتبط (رادیو، تلویزیون و یا رسانه‌های آنلاین)

– تهیه محتوای لازم برای جلسات و برنامه‌های معرفی محصول، از قبیل انواع بروشور، صفحات فرود وب‌سایت و لیست پرسش و پاسخ‌های مناسب برای تیم‌های فروش

– انجام تحقیقات بازار صنعت و مشتریان به‌منظور کمک به هدایت مسیر حرکت کمپین‌های بازاریابی

– تهیه خبرنامه هفتگی برای مشتریان

 

معیارهای موفقیت

اگر یک بازاریاب در حال نزدیک شدن و رسیدن به انتهای یک کمپین بازاریابی است و می‌خواهد تأثیر کار خودش را ببیند، این‌ها سؤالاتی است که باید به‌منظور تعیین موفقیت کمپین خود بپرسد:

– آیا محصولی مورد بازاریابی قرارگرفته به اهداف فروش خود دست‌یافته یا از آن‌ها فراتر رفته؟

– درنتیجه مقایسه هزینه‌های انجام‌شده برای کمپین بازاریابی با سود حاصل از فروش محصول، آیا نرخ بازگشت سرمایه حاصل‌شده از کمپین بالا بوده است؟

– آیا نتیجه فعالیت‌های شما نشر دهان‌به‌دهان خبر کمپین در بین مشتریان، دنبال کنندگان شما در شبکه‌های اجتماعی، تأثیرگذاران بر صنعت و عموم مطلع شده از محصول بود؟

برای یک فرد فعال در بخش روابط عمومی هم موفقیت چیزی شبیه به موارد زیر است:

– نشر اخبار و مطالب مثبت بسیار زیاد در رسانه‌های معتبر و شناخته‌شده در رابطه با محصول یا در کل در رابطه با شرکت

– یک سخنرانی خیلی خوب و تأثیرگذار توسط یکی از مدیران اجرایی شرکت در یک رویداد رسمی و شناخته‌شده که منجر به نشر اخبار مثبت بیشتر می‌شود

– جوایز کسب‌شده در رویدادهای رسمی و معتبر صنعت

– نشر دهان‌به‌دهان اخبار از طرف دنبال کنندگان در شبکه‌های اجتماعی، خبرنگاران، تأثیرگذاران اصلی در صنعت و عموم مردم در رابطه با کل شرکت و فعالیت‌های آن‌ها

همپوشانی

حقیقت این است که شما بدون داشتن اندکی فعالیت در حوزه روابط عمومی، اصلاً قادر به بازاریابی کردن نیستید و همچنین بدون داشتن حداقل فعالیتی در حوزه بازاریابی هم قادر به هیچ فعالیتی در حوزه روابط عمومی نیستید. اهداف نهایی – فروش محصولات و واداشتن مردم به دوست داشتن یک شرکت – بسیار درهم‌تنیده است. اگر محصول خوب و قابل قبولی ارائه نکنید، احتمالاً شرکت شما به‌عنوان یک شرکت خوب و موردپسند عام در بین مردم دیده نمی‌شود و اگر مردم هم درمجموع با برند شما تعامل و ارتباط خوبی برقرار نکنند، احتمالاً هیچ اقدامی برای خرید محصولات شما نخواهند کرد.

پس‌ازاین زیبایی و جذابیت شبکه‌های اجتماعی را داریم، که خیلی راحت می‌تواند در هر یک از دپارتمان‌ها قرارگرفته و به‌عنوان ابزار کار آن‌ها مورداستفاده قرار بگیرد. اگر شما مدیر اجرایی محتوا آنلاین یک شرکت باشید، ممکن است در یک‌لحظه مشغول ردوبدل کردن توئیت هایی با خبرنگاران باشید و یک‌لحظه بعدی در حال رسیدگی به شکایت یکی از مشتریان بر روی فیس‌بوک باشید.

درواقع می‌توان گفت اینکه شما در کدام بخش کار می‌کنید، هیچ اهمیتی ندارد، بلکه مهم درست انجام شدن کار و نتیجه آن بر نتایج حاصل از کارهای بخش دیگر است.

اصل تضاد در تبلیغات

اصل تضاد در تبلیغات

اصل تضاد در تبلیغات

تضاد یک اصل سیستمی است که اگر هر یک از اجزای سیستم را به‌طور جداگانه به نحوی بسازیم که به کاراترین حد ممکن عمل کند، سیستم به‌عنوان یک کل، به مؤثرترین حد ممکن عمل نخواهد کرد. به‌عبارت‌دیگر، اجزای سیستم تبلیغات را باید به‌گونه‌ای طراحی کرد که با یکدیگر تضاد نداشته و چفت شده، هماهنگ باهم، به‌طور مؤثر و کارا عمل کنند.

مثال ۱ : اگر از بین خودروهای سواری موجود برای هر یک از اجزای موردنیاز ماشین، بهترین آن جز در بین کل خودروها را انتخاب و سپس این بهترین‌ها را مونتاژ کنیم، آیا ماشینی که به دست می‌آید، بهترین ماشین ممکن است؟ البته خیر! حتی به یک اتومبیل که بتواند حرکت کند هم نمی‌رسیم. زیرا اجزای انتخابی باهم جور نمی‌شوند و حتی اگر جور شوند، باهم خوب کار نمی‌کنند. عملکرد یک سیستم بیشتر بستگی به چگونگی تعامل بین اجزای آن دارد تا به چگونگی عملکرد مستقل آن ها (از یکدیگر).

اصل تضاد در تبلیغات

اصل تضاد در تبلیغات

مثال ۲ : در فوتبال رسم بر این است که بین تیم‌های موجود، برای هر پست، ستاره‌ها را انتخاب و یک تیم فوتبال که همه اعضا آن ستاره هستند، تشکیل و به آن تیم منتخب می‌گویند. این‌گونه گروه‌ها به‌ندرت، بهترین تیم ممکن می‌شوند؛ زیرا اعضای تیم با یکدیگر هماهنگ نیستند. به‌عبارت‌دیگر، تعامل بین اجزای سیستم به‌درستی انجام نمی‌گیرد.

البته ممکن است کسی بگوید اگر اعضای این تیم مدتی باهم تمرین و بازی کنند، بهترین گروه موجود خواهند شد. این درست است! اما اگر آن‌ها بهترین تیم شوند، خیلی غیرمحتمل است که همه اعضای تیم جدید ستاره شوند.

در تبلیغات نیز اجزا، پیام‌ها، رسانه‌ها، ابزار، تکنیک‌ها، تاکتیک‌ها و مواردی که برای تبلیغات انتخاب می‌شوند تا یک عمل تبلیغاتی را به انجام برسانند، باید با یکدیگر متناسب و هماهنگ باشند؛ وگرنه در تبلیغات تضاد به وجود می‌آید و ممکن است بخشی از این سیستم، بخش دیگر را قبول نکرده، باعث ضدتبلیغ شود. برای نمونه برخی از شرکت‌ها در تبلیغات خود از تکنیک‌های اجرایی کارتونی و انیمیشنی که در سیستم آن‌ها در تضاد با محصول و خدمتشان است، استفاده می‌کنند. یا رسانه‌هایی را که مانع یکدیگر و در تضاد با یکدیگر هستند، به کار می‌برند.

بر گرفته از تاکتیک ها و تکنیک های تبلیغاتی

راه‌اندازی کسب‌وکار آنلاین

راه‌اندازی کسب‌وکار آنلاین

راه‌اندازی کسب‌وکار آنلاین

حتماً شما هم پیش‌ازاین (در دفعات مختلف یا حداقل برای یک‌بار) به فکر راه‌اندازی یک کسب‌وکار آنلاین افتاده‌اید. شاید تصور و انگیزه شما کار کردن در حالی است که لباس راحتی خانه در تن دارید یا . . . مثلاً بر روی بالکن منزل خود و رو به آفتاب و در منطقه‌ای خوش آب‌وهوا نشسته‌اید. به‌هرحال تدارکات اولیه برای راه‌اندازی یک کسب‌وکار خیلی چالش‌برانگیز نیست.

درواقع می‌توان گفت که چالش اصلی در انجام این کار تصمیم‌گیری برای انجام کار و انتخاب حوزه کسب‌وکار خودتان است، اینکه آیا اصلاً چیزی باارزش برای اشتراک‌گذاری یا مطرح کردن در اختیاردارید یا خیر و اینکه چطور و به چه صورت دنبال مطرح کردن یا آموزش دادن آن هستید؟ درواقع این‌یک فرایند بزرگ و مهم از کشف خود درون است که بسیاری از افراد را از پیش رفتن در این مسیر بازمی‌دارد.

روش‌های مختلفی برای راه‌اندازی یک کسب‌وکار آنلاین وجود دارد و روش‌های آن از ارزش‌های موردنظر گرفته تا ساعات کاری، محل موردنظر، خدمات محور بودن محصولات و یا آموزشی بودن ماهیت کار و … متفاوت است. به‌طور شخصی من دنیای محصولات اطلاعات محور را نسبت به هر نوع محصول دیگری ترجیح می‌دهم چراکه پیش‌ازاین تجربه‌هایی هم در حوزه خدمات مشاوره و مربی‌گری آنلاین و … داشته‌ام و همچنین فروش محصولات اطلاعات محور آزادی و کنترل ازلحاظ زمان و همچنین مکان فعالیت را برای شما فراهم می‌آورد.

به عبارتی در این حوزه از کار نگرانی از طرز فکر و برداشت مردم از کار خودتان ندارید، نیاز به بازاریابی آن‌چنانی ندارید، نیاز به حضور در جلسات کاری طولانی هم ندارید. نکته جالب این است که شما تنها نیاز به تعیین یک برنامه تحصیلی و آموزش چیزی دارید که از پیش آن را به‌خوبی بلد هستید و دیگران هم علاقه‌مند به یادگیری آن هستند.

سپس محصول آموزشی خود را به‌صورت کتاب الکترونیک، کتاب تمرین، و نوارهای صوتی و تصویری درآورده و برای فروش در فضای اینترنت عرضه می‌کنید. اما ساده به قضیه نگاه نکنید، این‌چنین ساده هم نیست، اما اساس کلی راه‌اندازی یک کسب‌وکار آنلاین به همین ترتیب است. اساس کار مبنی بر ایجاد ارزش برای یک گروه از مخاطبین است و دراین‌بین باید خودتان با برخی از روش‌های بازاریابی اینترنتی و شبکه‌های اجتماعی هم آشنا باشید و کمپین‌هایی را به این منظور ترتیب دهید.

اما در ادامه قدری به‌صورت جزئی‌تر و مرحله‌به‌مرحله به شرح این روند می‌پردازیم:

مرحله اول: نقاط قوت و ضعف خودتان را تحلیل کنید

آگاهی از خود یک جنبه حیاتی از ساخت کسب‌وکار آنلاین خودتان است. شما باید به‌خوبی بدانید که در چه زمینه دارای مزیت رقابتی هستید و از آن برای ساخت کسب‌وکار خودتان استفاده کنید. باید از نقاط قوت خود استفاده کنید و یا بگیرید که بر روی آن تمرکز کنید. آن‌ها به‌نوعی یک استعداد برای شما در نظر گرفته می‌شوند و باوجوداینکه کار کردن و برخورداری از آن برای شما ساده و آسان است، اما مطمئناً برای برخی دیگر سخت و دشوار است.

بااطلاع از این نقطه قوت به‌خوبی می‌دانید که در چه حوزه و صنعتی باید وارد شوید و چه چیزی را می‌توانید به دیگران آموزش دهید.

مرحله دوم: بازار و مخاطب هدف و تخصصی خود را تعریف کنید

زمانی که از نقاط قوت و ضعف خود به‌خوبی مطلع شدید، می‌توانید بازار تخصصی و مخاطبین خود را تعریف کنید. مطمئناً نمی‌توانید مخاطبی را هدف قرار داده و به او خدمتی ارائه کنید که خودتان در آن حوزه دارای ضعف هستید.

مثلاً اگر بخواهید وبلاگی با موضوع بازاریابی محتوا ایجاد کنید . . . اما درزمینهٔ نگارش و تهیه محتوا دارای ضعف باشید، مطمئناً کسب‌وکار آنلاین خوب و موفقی نخواهید داشت.

پس‌ازاینکه بازار تخصصی خود را تعریف کردید، به‌طور دقیق تعریف کنید که خصوصیات مخاطب هدف شما چه کسانی هستند، علایق آن‌ها را مشخص کنید و نکاتی که موجب جلب آن‌ها نسبت به محتوای شما می‌شود را تعیین کنید.

مرحله سوم: موضوعی جالب و البته فوق‌العاده را برای آموزش دادن مشخص کنید

به‌منظور تبدیل‌شدن به یک کارآفرین در حوزه ارائه محتوا و فروش اطلاعات باید موضوعی داشته باشید که از تدریس کردن آن لذت و عشقی غیرقابل وصف به شما دست دهد. این مسیر شاید برای شما صدق نکند – اگر از تدریس کردن لذت نمی‌برید، شاید بهتر باشد سراغ یک حوزه دیگر بروید.

به‌طورکلی باید برای تدریس کردن حوزه‌ای از کسب‌وکار آنلاین را انتخاب کنید که به‌خوبی بر روی آن تسلط دارید و تمامی فوت‌وفن‌های آن را بلد هستید. چندین و چند سال را باید به آموزش و یادگیری آن سپری کنید و چند سال را به آزمون‌وخطا کردن در آن حوزه سپری کنید تا تمامی نکات و ریزه‌کاری‌های آن را فرابگیرید.

تصور نکنید که تنها چون چیزی را دوست دارید و به آن علاقه دارید، می‌توانید آن را تدریس کنید، باید موضوع موردنظر را با تمام وجود دوست داشته باشید و از تدریس کردن آن خسته نشوید.

مرحله چهارم: پیشنهاد رایگان ارائه کنید

پس از انتخاب موضوع – در مورد چالش‌هایی فکر کنید که هر مخاطب قبل از دریافت محصول شما با آن روبرو می‌شود. عموماً در این رابطه چالش‌های متفاوتی وجود دارد.

برای از میان برداشتن اولین چالش می‌توانید قدمی پیش گذاشته و با ارائه یک پیشنهاد رایگان در قالب یک کتاب الکترونیک رایگان یا ویدئو آموزشی به جلب اطمینان آن‌ها کمک کنید.

این کتاب الکترونیک حتی می‌تواند یک کتاب تمرین، یک دوره آموزشی کوتاه، یک دوره آموزشی صوتی باشد که از تهیه خودتان هم لذت ببرید.

مرحله پنجم: یک صفحه از وب‌سایت خود را به‌منظور جمع‌آوری آدرس‌های ایمیل طراحی کنید

پیش از تهیه وب‌سایت پرآب‌وتاب خودتان، که مطمئناً سروصدای زیادی به بپا می‌کند، ابتدا به فکر تهیه روشی برای جمع‌آوری اطلاعات مخاطبین باشید. مثلاً یک صفحه فرود که درازای دریافت اطلاعات مخاطبین واردشده به آن صفحه محصول یا پیشنهاد رایگان شمارا در اختیار آن‌ها قرار دهد. این موضوع از داشتن یک وب‌سایت زرق‌وبرق دار و جذاب بسیار مهم‌تر است. برای تهیه این صفحه فرود می‌توانید از ابزارهای رایگانی در سیستم اشتراک‌گذاری محتوا ورد پرس استفاده کنید.

مرحله ششم: محصول دیجیتالی خود را تهیه کنید

خلاصه‌ای از محصول یا دوره آموزشی خود را به‌طور فهرست‌وار بر روی کاغذ بیاورید. حالا دست‌به‌کار شده و برای تهیه این محصول یا دوره آموزشی هر مرحله را بر اساس فهرستی که تهیه‌کرده‌اید، اقدام کنید. این محصول یا دوره آموزشی که قابلیت ارائه به‌صورت آنلاین را دارد می‌تواند یک کتاب الکترونیک بزرگ، مجموعه‌ای ویدئویی، مجموعه‌ای از کتاب‌های آموزشی یا دوره آموزشی صوتی باشد.

مرحله هفتم: به‌عنوان نویسنده مهمان بر روی وب‌سایت‌ها مختلفی که منبع اطلاعات برای مشتریان هدف شما هستند، محتوایی منتشر کنید

با بسیاری از وبلاگ‌ها و وب‌سایت‌های تخصصی در حوزه کسب‌وکار آنلاین خودتان تماس برقرار کنید و پیشنهاد نگارش محتوا برای آن‌ها به‌صورت رایگان را مطرح کنید. در عوض آن‌ها هم می‌توانند برای شما به‌رایگان یک سطر فضا در قسمت معرفی نویسنده همراه با یک لینک به وب‌سایت شما قرار دهند.

زمانی که مطالبی از شما بر روی دیگر وب‌سایت‌های معتبر حوزه تخصصی شما منتشر می‌شود، رفته‌رفته شمارا به‌عنوان یک کارشناس در رابطه با یک موضوع خاص می‌شناسند. این‌یک روش بسیار مهم و مؤثر در حوزه روابط عمومی است و درواقع صدها و یا شاید هزاران ارجاع در قالب ترافیک وب‌سایت برای شما ایجاد می‌کند شاید از تعداد نفراتی که برای پیشنهاد رایگان شما وارد وب‌سایت شما شده و برای دریافت آن ثبت‌نام می‌کنند، متعجب شوید.

مقایسه ارزش رسانه‌ها

مقایسه ارزش رسانه‌ها

مقایسه ارزش رسانه‌ها

مقایسه ارزش رسانه‌ها

مقایسه ارزش رسانه‌ها

هنگامی‌که انواع گوناگون رسانه‌ها را برای رسیدن به یک برنامه یکپارچه تبلیغاتی ارزیابی می‌کنیم، در حقیقت هزینه  زمان را بررسی می‌کنیم. کدام رسانه از اوقات ارزشمند استفاده می‌کند؟ مثل زمان تماشای برنامه‌های تلویزیونی. و کدام رسانه از اوقات ارزشمند استفاده می‌کند؟ مثل زمانی که در خودرو نشسته‌ایم. در مقایسه هزینه رسانه‌ای باارزش زمان، رسانه تبلیغات محیطی از وقت مرده برای پایین آوردن هزینه هر مخاطب به‌طور قابل‌توجه استفاده می‌کند.

افزایش تعداد رسانه‌ها و تنوع آن‌ها موجب تغییر رفتار و نوع توجه مخاطبان به رسانه‌ها شده است. ظرف سی سال گذشته، تعداد کانال‌های تلویزیونی خانگی در ایالات‌متحده آمریکا بسیار زیاد و شمار مجله‌ها و ایستگاه‌های رادیویی نیز چندین برابر شده است.

مقایسه ارزش رسانه‌ها

باوجود روند توسعه کمی رسانه‌ها، نسبت توجه به رسانه‌های محیطی بیش از سایر رسانه‌هاست. ضمناً در مقایسه قیمت رسانه بر مبنای یک روش مشابه ارزش‌گذاری، رسانه سمعی – بصری همچنان گران‌ترین رسانه است.

مقایسه ارزش رسانه‌ها

همچنان که در بالا نشان داده‌شده است، شصت‌وهفت درصد هزینه‌ها صرف بینندگان جدی می‌شود.

اشخاصی که ساعات کمتری به تماشای تلویزیون مشغول هستند عمدتاً افراد جوان‌تر، با درآمد بالاتر، دارای سطح تحصیلات بالاتر و تحرک اجتماعی بالاتر جامعه هستند.

جالب این‌که با ارزیابی بینندگان تلویزیون مشخص می‌شود که اشخاصی که ساعات کمتری را به تماشای تلویزیون می‌گذرانند، دارای مشخصات افرادی هستند که بیشتر در معرض تبلیغات محیطی قرار دارند.

مقایسه ارزش رسانه‌ها

رسانه تبلیغات محیطی به شیوه مؤثری بینندگان ناپایدار تلویزیون را مورد هدف قرار می‌دهد و بین گروهی از مخاطبان که در معرض تبلیغات روبه‌رو می‌شوند، تعادل برقرار می‌کند. همچنین تلفیق آگهی در تبلیغات محیطی و رسانه تلویزیون، تجسم مجدد آگهی، تعدد فراخوان آگهی و ادامه فشار تبلیغات تلویزیونی را به همراه دارد.

از سوی دیگر تعجب‌آور نخواهد بود اگر تبلیغات محیطی و رادیو در ساعت‌های پر رفت‌وآمد با یکدیگر به نحو مطلوب همکاری کنند. درواقع هشتاد درصد از مخاطبان پایدار تبلیغات محیطی هنگام آمدوشد به رادیو گوش می‌دهند.

مقایسه ارزش رسانه‌ها

تلفیق تبلیغات محیطی و رادیویی ( همپوشانی صدا و رادیو ) به مدد ارائه یک پیام تبلیغاتی می‌آید. این ترکیب، رابطی بین زمانی که مصرف‌کننده درحرکت است و زمانی که قصد تصمیم‌گیری برای خرید را دارد، خواهد بود.

سایر رسانه‌های مطبوعاتی و اینترنتی نیز توسط رسانه تبلیغات محیطی موردحمایت و تداوم انتقال پیام قرار می‌گیرند.

برگرفته از کتاب چرا تبلیغات محیطی

به ارزش‌های موردنظر مشتری اهمیت بدهید

به ارزش‌های موردنظر مشتری اهمیت بدهید

به ارزش‌های موردنظر مشتری اهمیت بدهید

بدون  شک یکی از مهم‌ترین مهارت‌ها در بازاریابی و فروش «مهارت برقراری ارتباط با مشتری» است. برقراری ارتباط برای بازاریاب و فروشنده، یکی از پرکاربردترین مهارت‌ها و از لوازم اصلی موفقیت است. از منظر علم ارتباطات، باید به این نکته مهم توجه داشت که فارغ از اینکه تلاش بازاریاب و فروشنده به عقد قرارداد، به فروش یا به سود منتهی می‌شود یا نه، «برقراری ارتباط مؤثر» مهارت ارزشمندی است که «ماندگاری» کیفیت آن را تعیین می‌کند.

یک مذاکره‌کننده حرفه‌ای هم کسی است که به تداوم یک ارتباط خوب بیشتر می‌اندیشد تا به موفقیت‌آمیز بودن و سودبخشی سریع و کوتاه‌مدت مذاکره، زیرا می‌داند برقراری یک ارتباط سالم و دوست‌داشتنی ولو اینکه سریع و مستقیم به موفقیت ختم نشود، زمینه‌ساز موفقیت‌های بعدی او خواهد بود.

در این میان، ظرایفی وجود دارد که تسلط بر آن‌ها را می‌توان از وجوه تمایز بین بازاریاب و فروشنده موفق و ناموفق دانست.

یکی از نکات مهم در مواجهه با مشتری این است که فروشنده یا بازاریاب باید بتواند علاوه بر توانایی ارائه محصول، تشریح ویژگی‌ها و نقاط قوت و وجوه تمایز کالا یا خدمت مورد مذاکره، شناخت ابعاد محصول و ارائه درست و به‌موقع و کامل آن ابعاد، تشریح مناسب روش‌های تسویه بهای معامله، پیشنهاد تخفیفات ممکن و خدمات پیش، در حین و پس از فروش، به‌موقع و درست و همراه با جزئی‌نگری لازم خواسته‌های مشتری را شناسایی کند و به او نشان دهد که متوجه آن‌ها شده و در سریع‌ترین زمان ممکن راهی برای تأمین این خواسته‌ها پیدا کند.

به‌عبارت‌دیگر باید به مشتری و طرف مذاکره نشان دهد که این خواسته‌ها برای او هم مهم هستند و تلاش لازم و کافی برای برآورده ساختن آن‌ها خواهد کرد.

نکته مهم این است که افزون بر خواسته‌های مربوط به ابعاد محصول و مختصات فیزیکی و قیمتی و ازاین‌دست، خواسته‌های دیگری هم وجود دارند که ممکن است مشتری از آن‌ها سخنی به میان نیاورد یا دست‌کم بلافاصله و در ابتدای مذاکره به سراغ طرح آن‌ها نرود.

به ارزش‌های موردنظر مشتری اهمیت بدهید

به ارزش‌های موردنظر مشتری اهمیت بدهید

از یک بازاریاب و فروشنده حرفه‌ای انتظار می‌رود به توانایی کشف و پاسخگویی سریع به این دست از خواسته‌ها هم مسلط باشد.

به‌عنوان‌مثال: قصد مشتری از خریدن این محصول، برآورده ساختن کدام نیاز روحی یا روانی و شخصی اوست؟

شکی نیست که حفظ حریم شخصی مشتری و رعایت احترام به آن از بزرگ‌ترین اصول ارتباطی است، اما فروشنده و بازاریاب حرفه‌ای باید بتوانند ضمن رعایت این مهم، خیلی زیرکانه لایه‌های زیرین خواسته‌های مشتری را هم کشف کنند.

از نمونه‌های این خواسته‌های پنهان، شاید بتوان به این مورداشاره کرد که مشتری ممکن است محصول ما را به‌قصد هدیه دادن خریداری کند و در چنین وضعیتی، به‌احتمال‌زیاد در زمان مقایسه محصول ما با فروشگاه‌ها و فروشندگان دیگر دنبال ویژگی خاصی می‌گردد که هدیه او را به هدیه‌ای متفاوت تبدیل کند.

این موضوع را نباید تنها به اقلامی محدود دانست که در نگاه اول و به شکل طبیعی ویژگی‌های هدیه را دارا هستند. هر محصولی می‌تواند با چنین قصد یا با نیتی مشابه این، انتخاب و خریداری شود؛ خرید برای یک دوست خاص، برای یک مهمان ویژه، برای یک بیمار، برای یک مسافر، برای یک بزرگ‌تر و موارد متعدد دیگر ازاین‌دست می‌تواند آن خواسته درونی مشتری و تعبیر خاص او از متفاوت بودن باشد.

برای مشتری مهم است و قطعاً اگر با رعایت حریم او بوده باشد، خرسندکننده خواهد بود که ببیند بازاریاب و فروشنده به این خواسته‌ها اهمیت می‌دهند و درصدد برآورده ساختن آن‌ها هستند.

چکش بصری میراث

چکش بصری میراث

چکش بصری میراث

داستان نقاشی‌های به‌جا مانده از نقاشان مشهور بسیار جالب است، یک اثر اصل میلیون‌ها دلار ارزش دارد ولی کپی همان نقاشی با همان کیفیت شاید به سختی چند ده دلار ارزش‌گذاری شود! این داستانی است که در همه محصولات تولیدی نیز صادق است، یک کیف دستی برند پولاک حدود ۲‌هزار دلار ارزش دارد در صورتی که کیفی دیگر در همان حد و اندازه کمتر از ۵۰ دلار می‌ارزد. نکته جالب آنجاست که هزینه ساخت هر دو کیف تقریبا یکسان است! این برندهای نامعروف و مقلد معضلی هستند که برندهای بزرگ را همیشه به چالش می‌کشند و تقریبا برای تمام محصولات موجود در بازار این تقسیم‌بندی وجود دارد.

یک چکش بصری که شما را به گذشته‌تان متصل می‌کند می‌تواند ابزار مناسبی برای شناساندن شما به‌عنوان یک برند اصیل باشد. سوال اینجاست که در بسیاری از محصولات و به تبع آن فرآیندهای بازاریابی، این دید وجود دارد که «جدید» خوب است و «قدیمی» کهنه و بد! پس چگونه یک چکش میراثی به یک برند می‌تواند در اعتبار بخشیدن کمک کند؟ اگرچه نوآوری و جدید بودن به شرکت‌ها کمک می‌کند تا در اوج باشند ولی برای کشوری مانند ایران که اکثر مردم به فرهنگ و تاریخ خود می‌بالند، اتفاقا قدیمی به معنی خوب، بنیادی و با کیفیت است لذا این چکش برای بسیاری از برندهای ایرانی می‌تواند کاربردی باشد.  به دو مثال زیر توجه کنید تا قدرت این چکش را بیشتر لمس کنیم.

شاید بتوان نام و نماد بانک پاسارگاد را در زمره این چکش قرار داد. اگرچه بانک پاسارگاد نخستین بانک ایرانی نبوده همچنین نخستین بانک خصوصی هم نبوده است ولی در بین بانک‌های خصوصی توانسته به‌عنوان موفق‌ترین باشد و در بین کل بانک‌های ایران رتبه دوم از نظر جذب سرمایه را دارد. اگرچه میخ گفتار بانک پاسارگاد «بانک هزاره سوم» و چکش بصری‌اش در تضاد هستند ولی تا زمانی‌که بانک‌های دیگر ایرانی نه چکش بصری مناسب و نه میخ گفتار ثابتی دارند این تناقض چالش بزرگی برای بانک پاسارگاد به حساب نمی‌آید. بانک پاسارگاد اگر بخواهد خود را به برندی بین‌المللی تبدیل کند باید به این موضوع توجه ویژه‌ای کند.

برند دیگری که از نماد قدیمی در ایران استفاده کرده است، برند پوشاک هاکوپیان است. این برند در لوگوی خود از کالسکه دو اسبه که وسیله حمل‌و‌نقل ۱۰۰ سال پیش افراد پولدار بوده استفاده کرده است. متأسفانه این لوگو که می‌توانست چکش بصری بسیار خوبی برای این برند شود نتوانسته عملکرد چکش بصری را داشته باشد، به عبارت بهتر این کالسکه فقط زمانی شناخته می‌شود که نام هاکوپیان با آن همراه شود و مردم آن کالسکه را بدون نام هاکوپیان نمی‌شناسند. از طرف دیگر میخ گفتار شرکت «خواست مشتری نامحدود است و کیفیت پایان ندارد. هاکوپیان همگام با پیشگامان صنعت پوشاک جهان» با این لوگو همخوانی ندارد. هاکوپیان با استراتژی درست تمرکز بر کت‌وشلوار مردانه شروع کرد ولی به‌مرورزمان محصولاتی مانند کفش، پیراهن، و چندین محصول دیگر را نیز به سبد کالای خود اضافه کرد و بنابراین از هدف اولیه خود فاصله گرفت،

از طرف دیگر داشتن میخ گفتار و چکش بصری به‌عنوان دو ابزار برندسازی و عدم همخوانی آن‌ها و عدم استفاده درست از آن‌ها به‌مانند این است که این شرکت نه چکش بصری دارد و نه میخ گفتار. لذا هاکوپیان در حد یک شرکت با سهم بازار زیر ۵درصد در ایران است درصورتی‌که به‌کارگیری درست این ابزار و باقی‌ماندن روی استراتژی تمرکز می‌توانست از این شرکت یک برند جهانی بسازد.

 برگرفته از کتاب چکش بصری

دلایل رشد کسب کارها

دلایل رشد کسب و کارها

دلایل رشد کسب و کارها

با توجه به اطلاعات آماری مختلف که از بازارهای کشورهای مختلف منتشرشده است، به‌راحتی می‌توان به این نتیجه رسید که در سال‌های اخیر تعداد کسب‌وکارهای تعطیل‌شده نسبت به موارد بازشده بیشتر و بیشتر می‌شود. چرا؟

این روندی است که در سال‌های اخیر شاهد آن بوده‌ایم و سرعت آن‌هم به‌طورکلی در کشورهای آمریکایی و اروپایی بیشتر از کشورهای دیگر بوده است و همچنان که از این اطلاعات مشخص است، کسب‌وکارهای تازه افتتاح‌شده توسط جوانان از شانس بالاتری برای موفقیت برخوردار می‌باشند.

دلیل: افراد متولدشده در سال‌های نزدیک به هزاره میلادی است که از آنها تحت عنوان نسل وای هم نام‌برده می‌شود که در برابر نسل ایکس قرار می‌گیرند، یعنی کسانی که قبل از هزاره میلادی و بعد از جنگ جهانی متولدشده‌اند. در سال‌های اخیر تعداد افرادی از نسل وای که وارد بازار کارشده‌اند، به‌مراتب بالاتر از افراد نسل ایکس می‌باشند و البته این نسل وای علاقه بیشتری برای راه‌اندازی کسب‌وکار به‌طور مستقل دارد. همچنین این افراد با دسترسی بیشتر و راحت‌تر به اینترنت و فضای مجازی دسترسی بهتر و راحت‌تری هم به مطالب آموزشی مختلف در رابطه با کارآفرینی و راه‌اندازی کسب‌وکار داشته و دارند.

اما دراین‌بین نقش “افراد” چیست؟ در کنار رشد و گسترشی که در عرصه فن‌آوری شاهد آن بوده‌ایم، آیا جوانان نسل وای به اهمیت قرار گرفتن مردم (و تفکرات و برنامه‌ریزی‌های مردم محور) در فرایند تولید و شکل‌گیری کسب‌وکارهای خود توجه دارند؟ در این مطالب سه راهکار برای در نظر گرفتن این موضوع پیشنهادشده است:

۱- این موضوع را بپذیرید که شما همیشه دانای کل نیستید

زمانی که دستمال کلینکس ابتدا به بازار معرفی شد، دست‌اندرکاران آن قصد داشتن آن را به‌عنوان وسیله‌ای برای پاک کردن آرایش صورت معرفی کنند، اما پس از مدتی دریافتند که مردم در حال استفاده از آن به‌عنوان یک دستمال یک‌بارمصرف می‌باشند. البته همان‌طور که می‌دانید اکنون این محصول به همین ترتیب مورد معرفی و بازاریابی به مصرف‌کنندگان قرار می‌گیرد.

مصرف‌کنندگان همواره باهوش هستند، پس به چیزی توجه کنید که سعی در بیان آن در رابطه با کسب‌وکار شما دارند و توجه کنید خودتان را آن‌قدر محدود نکنید که دیگر قدرت تغییر یافتن و خارج شدن از شرایط تعریف‌شده را نداشته باشید. چراکه با تمرکز بیش‌ازحد بر چشم‌انداز اولیه خود متوجه فرصت بهتر پدیدار شده نمی‌شوید.

۲- انجام کارهای سخت را بر عهده مشتریان خودتان قرار دهید

فراموش نکنید مردمی که محصولات شمارا می‌خرند همواره در بهترین موقعیت برای فروختن آن‌هم قرار دارند. به آنها برای این کار دلایل مختلفی بدهید.

اگر شما بیش از چیزی که مشتریان انتظار دارند را در اختیار آنها قرار دهید، بسیار از صحبت کردن در مورد محصولات شما و متقاعد کردن دیگران به خرید کردن از محصولات شما خوشحال می‌شوند. اما مشکل اصلی در اینجاست که برخی از کسب‌وکارها بدون داشتن شناخت کافی از ساز کار این شیوه و فرایند اقدام به به‌کارگیری آن می‌کنند.

چند ماه پیش به سایت آمازون مراجعه کردم تا یک فیلتر جایگزین برای فریزر خودم سفارش دهم. وقتی محصول را دریافت کردم با چند نکته روبرو شدم که به نظرم خیل جالب بود. اولاً اینکه محصول همراه با یک آدرس عجیب برای بازگرداندن در صورت عدم رضایت به دستم رسیده بود که اصلاً ارتباطی به شرکت عرضه‌کننده نداشت و همچنین یک‌قلم دربسته بندی شکیلی در این بسته من به‌عنوان یک اشانتیون قرار داده‌شده بود. البته من همواره از داشتن یک‌قلم به‌عنوان یک اشانتیون خوشحال می‌شوم، اما نکته جالب این بود که این اشنانتیون ارائه‌شده هیچ‌گونه ارتباطی با محصول سفارش داده‌شده نداشت.

زمانی که در فکر ارائه محصول یا خدمتی رایگان و اضافی به مشتریان خودتان هستید، همواره باید به چند اصل توجه داشته باشید: خدمات بسیار خود و غیرقابل‌انتظار، اطلاعات مفید و کاربردی و دلیلی برای ارتباط بیشتر با شما. اما زمانی که من به مورداشاره شده در مورد قبلی اشاره می‌کنم، هیچی یک از این نکات را در آن نمی‌بینم.

البته با در نظر گرفتن تمامی این موارد رفتار شرکت آمازون در پیش‌بینی نیازهای برای آسان‌تر کردن زندگی و عاملی است که باعث شده من نه‌تنها یک طرفدار بلکه یک مبلغ شفاهی برای آنها باشم.

۳- برای خودتان و برند خودتان شخصیتی مستقل پرورش دهید

خواه یک رستوران‌دار باشید یا یک تولیدکننده گجت های کامپیوتری، به‌هرحال خواهان ارتباط برقرار کردن و تعامل مصرف‌کننده و مخاطب خود با محصول و خدمات ارائه‌شده هستید تا به‌نوعی خود را از دیگر رقبای خود هم متمایز نمایید.

مثلاً در صنعت رستوران می‌توانید این کار را با شیوه‌های مختلفی از قبیل استفاده از مواد غذایی ارگانیک، بسته‌بندی متفاوت درصورتی‌که در محل غذای شما سرور نمی‌شود، ارائه محصول به‌صورت سلف‌سرویس، استفاده از محیطی متفاوت جهت ایجاد حسی متفاوت در مصرف‌کننده و موارد دیگری ازاین‌دست اقدام کنید. این را بدانید که گاهی کیفیت سفر کردن با یک هم‌سفر به طول مسیر برمی‌گردد و نه مقصد انتخاب‌شده.

بنابراین توجه کنید: شما ممکن است یک ایده فوق‌العاده در سر داشته باشید یا حتی یک طرح کسب‌وکار بسیار عالی و حتی مناسب برای مطرح‌شدن به‌عنوان یک مطالعه موردی تهیه‌کرده باشید. اما هیچ‌یک از این دو ارزشی برای شما ایجاد نمی‌کنند، اگر مردم را به شرکت کردن و استفاده از خدمات خود دعوت نکنید، چراکه این مصرف‌کنندگان می‌توانند همانند بهترین شرکا برای شما مفید واقع شوند.

brand

عملکرد یک نام تجاری

عملکرد یک نام تجاری

نام‌های تجاری، برای رقابت در بازار، با انتخاب کالاها و خدمات متفاوت، با استفاده از شبکه‌های توزیع و یا با تأثیرگذاری بر سلیقه مشتریان، سهم بیشتری از بازار را برای خود طلب می‌کند.

طبق نظر «پروفسور شولتز»، در آینده رقابت بر سر قیمت، سودآوری تولیدات یا مزیت شبکه‌های توزیع، باعث برتری نخواهد بود. تنها چیزی که به برتری می‌انجامد، خیلی ساده و روشن، اعتبارنامه‌ای تجاری است. آن‌ها برای پیشرفت در آینده، به پایبندی مشتریان نیازمندند. بازار آینده، متعلق به نام‌های تجاری قوی‌تر است.

آنچه به یک نام تجاری اعتبار می‌بخشد، آشنا بودن آن برای مخاطب، در معرض دید بودن و حفظ این موقعیت است.

به همین علت، پس از فروریختن دیوار آهنین و فروپاشی «شوروی» بسیاری از شرکت‌های آمریکایی، قبل از ارائه محصولات خود، اقدام به تبلیغ آن‌ها در روسیه کردند. آن‌ها بدین طریق می‌خواستند نامشان را به مشتریان شناسانده و قبل از ورود به کشور، در آن‌ها علاقه‌مندی نسبت به محصولات خود ایجاد کنند.

امروزه زمان یک کالای باارزش است. ما زمان را به این امید که در آینده وقت بیشتری داشته باشیم، صرف، پس‌انداز یا حفظ می‌کنیم.

d

سرعت‌بالای زندگی نوین، سبب تغییر در شیوه زندگی بسیاری از مصرف‌کنندگان شده است. ساعت‌های کاری قابل‌انعطاف برای مشاغل تخصصی، تعطیلات آخر هفته، امکان خرید ۲۴ ساعته، امکانات پیشرفته فنّاوری و فعالیت‌های روزافزون در زندگی شهری، همگی باعث شده است که بیشتر مردم خواستار استانداردهای بالاتری در زندگی خود شوند.

m

تقریباً هرسال بیش از ۱۳۰ میلیون آمریکایی، برای رفتن به محل کار خود، هرروز سفرهای درون‌شهری یا بین‌شهری می‌کنند. هرچه می‌گذرد، ما زمان بیشتری را در اتومبیل، هواپیما، قطار، اتوبوس و یا مترو صرف می‌کنیم. این به معنای سالانه بیش از ۶ تریلیون کیلومتر جابه‌جایی است. در حقیقت از ۴۰ سال پیش تا حال، میزان جابه‌جایی، یک‌صد و پنجاه‌درصد افزایش داشته است. هر آمریکایی در هفته به‌طور متوسط ۳۰۰ کیلومتر با وسیله نقلیه شخصی‌اش رانندگی می‌کند که این رقم هرسال بالاتر می‌رود.

n

امروزه خیلی از مشتریان بالقوه، پدیده جدیدی به نام سفر درون‌شهری زنجیره‌ای را تجربه می‌کنند. به‌طورمعمول یک مرد بالغ پس از ترک منزل به سمت محل کار، احتمالاً فرزندانش را هم به مدرسه می‌رساند و بعد از پایان کار، برای ورزش کردن سری هم به یک باشگاه ورزشی می‌زند یا برای معاینه پزشکی نزد دکتر یا دندان‌پزشکش می‌رود یا شاید هم به‌قصد دیدن مسابقه فوتبال پسرش به زمین‌بازی می‌رود و هنگام غروب به منزل بازمی‌گردد.

برگرفته از کتاب چرا تبلیغات محیطی؟

عوامل نفوذ نام تجاری در مخاطبان

عوامل نفوذ نام تجاری در مخاطبان

عوامل نفوذ نام تجاری در مخاطبان

در دنیای مصرفی امروز، به خاطر وفور پیام‌های تبلیغاتی، انتقال یک پیام واضح و مؤثر برای نام‌های تجاری دشوار شده است.

در تبلیغات محیطی، «هم‌جواری» به معنای نزدیک بودن به محل یا زمان تصمیم‌گیری خریدار برای خرید است. درعین‌حال، این تأثیر«هم‌جواری» است که می‌تواند با مخاطب قرار دادن مشتری در مکان و زمان درست و با پیام درست، از تبلیغات محیطی در عصر حاضر، یک رسانه مؤثر بسازد.

تبلیغات دو کار انجام می‌دهد: مشتری در حال خرید را به انتخاب یک نام تجاری خاص ترغیب می‌کند و به مشتری که هنوز برای خرید تصمیم‌گیری نکرده، در مورد نام‌های تجاری موجود آگاهی می‌دهد.

virukeskus_aotw

چون کالاها هرروز خریداری می‌شوند، نام و ارزش نام‌های تجاری باید هرروز تکرار شود تا در ذهن مصرف‌کنندگان باقی بماند. این امر مستلزم تبلیغات مستمر با حضور مؤثر است.

این حقیقت را در نظر داشته باشید که یک پیغام تبلیغاتی زمانی می‌تواند روی مصرف‌کننده تأثیر بگذارد که او آماده خرید باشد. پس قدرت واقعی تبلیغات در زمان صحیح ارائه آن است و این موضوع بسیار مهم‌تر از تعداد دفعاتی است که پیام توسط مصرف‌کنندگان دیده یا شنیده می‌شود.

برم بنای نظریه «تأخیر» یا «تازگی»، اتفاقات و مسائل روزمره مردم را به خرید کردن ترغیب می‌کند، نه تبلیغات.

در سال ۱۹۹۵، «جان فیلیپ جونز» در کتاب معروف خود با عنوان «تبلیغات چه وقت کارساز است؟» تفکر سنتی را به مبارزه طلبید. طبق این تفکر، در برنامه‌ریزی رسانه، فراوانی مؤثر یک تبلیغ زمانی خواهد بود که آن تبلیغ سه بار یا بیشتر در عرض یک ماه در معرض دید قرار گیرد. «جونز» در کتاب خود نشان داد که استمرار تبلیغ بیشتر از فراوانی و تعداد تبلیغ بر فروش سریع و مطلوب تأثیر می‌گذارد. این مفهوم پیشنهاد می‌کند که در یک برنامه تبلیغاتی از فرازوفرود پرهیز شود و یک عنوان تجاری باید برای هفته‌های متمادی امکان نمایش تبلیغات خود را داشته باشد. ایده آل آن ۲۵ هفته است.

به گفته جونز تأثیر تبلیغات در دوره‌های کوتاه‌مدت (و فرود آن – م) باعث کاهش فروش کالا می‌شود. تبلیغات محیطی با حضور مستمر می‌تواند مزیت‌های رقابتی بیشتری ایجاد کند و فاصله بین تبلیغات در سایر رسانه‌ها را پوشش دهد.

تبلیغات محیطی از طریق عوامل متعددی که موجب نفوذ یک نام تجاری می‌شود ، عمل می‌کند و تأثیر می‌گذارد. زیرابه مشتریان قدیمی عنوان تجاری را یادآوری می‌کند، مشتریان جدید را جذب می‌کند و به مشتریانی که هنوز آمادگی خرید ندارند، آگاهی می‌دهد. این‌ها عوامل نفوذ نام تجاری در مخاطبان هستند که تبلیغات محیطی می‌تواند آن‌ها را هم‌زمان برآورده کند.

برگرفته از کتاب چرا تبلیغات محیطی؟

قدرت بی‌همتای تبلیغات محیطی

قدرت بی‌همتای تبلیغات محیطی

قدرت بی‌همتای تبلیغات محیطی

توانایی بی‌همتای رسانه تبلیغات محیطی از امکانات آن به‌عنوان رابطی بین زندگی روزمره و پیام‌های بازرگانی ناشی می‌شود.

تبلیغات محیطی را بی‌شک قدیمی‌ترین روش تبلیغاتی باید دانست. تبلیغات محیطی به عناصر فیزیکی قابل‌اجرا برای تبلیغات که در تیررس بینندگان است اطلاق می‌شود. تابلوهای تبلیغاتی، بیلبوردها، فضاهای تبلیغاتی داخل مترو، بدنه اتوبوس‌ها و … گونه‌های مختلفی از تبلیغات محیطی بشمار می‌روند. یکی از مزیت‌های فوق‌العاده تبلیغات محیطی که باعث برتری آن با سایر رسانه‌های تبلیغاتی دیگر گردیده این است که مخاطب ناگزیر به دیدن تبلیغات محیطی بوده و چون نمی‌تواند چشم خود را از رنگ‌ها و طرح‌های اطراف خود بپوشاند. در تعریف محتوایی این رسانه می‌توان این‌گونه گفت : رسانه تبلیغات محیطی آگاهی و اطلاعات مخاطبان را نسبت به ورود یک محصول جدید به بازار یا ارائه یک خدمت جدید از سوی صاحبان خدمات برای مخاطبان آنان فراهم می‌آورد.

کلید مهار و استفاده از قدرت فوق‌العاده این رسانه، شناخت الگوی زندگی مخاطبان و مقایسه تبلیغات محیطی با سایر رسانه‌ها بر این مبناست. همچنین این رسانه برای دست‌یابی به یک جامعه مخاطب ویژه کاربرد دارد. به سبب این انعطاف قابل‌ملاحظه، رسانه تبلیغات محیطی، «رسانه‌ای با اهداف متعدد» نامیده می‌شود.

تبلیغات کوکاکولا:

در بررسی زندگی جوانان منطقه لس‌آنجلس، مشخص کردن محل‌های زندگی و تجمع آنان ساده است؛ اما این‌همه داستان نیست. جوانان، مشابه دیگر مصرف‌کنندگان، مرتباً برای انجام کارهای خود درحرکت هستند. ویژگی منحصربه‌فرد تبلیغات محیطی، حضور در همه مکان‌هایی است که جوانان در یک روز کاری به آن مراجعه می‌کنند.

ax

حال یک نمودار از رفتار جوانان می‌سازیم. آن‌ها در دبیرستان‌ها حضور دارند؛ پس این مکان را به نقشه فوق می‌افزاییم.

ax2

جوانان اغلب در مراکز خرید وقت‌گذرانی می‌کنند. بنابراین مراکز خرید بارنگ دیگری به نقشه اضافه می‌شوند.

ax3

معمولاً پسران جوان بیش از دیگران به خوردن علاقه‌مندند.

پس به‌منظور نمایش محل رستوران‌های «مک‌دونالد» از یک علامت دیگر روی نقشه استفاده می‌کنیم.

ax4

درنهایت، محل‌های مشخص‌شده در برنامه نصب بیلبوردهای هجده متری به این نقشه افزوده می‌شود. این محل‌ها بر اساس محل عبور وزندگی جوانان انتخاب‌شده‌اند.

ax5

همواره با در نظر گرفتن ویژگی‌های دموگرافیک و الگوهای رفتاری مخاطبان، یک تبلیغ دهنده می‌تواند هزینه‌های تبلیغات خود را به‌دقت مدیریت کند و به‌طور مؤثر از رسانه تبلیغات محیطی برای پوشش گروه‌های هدفش سود جوید.

برگرفته از کتاب چرا تبلیغات محیطی؟

branf

تکنیک‌های معمول در تولید تبلیغات محیطی

برجسته‌ترین نوآوری‌ها در حوزه رسانه، حول محور پیشرفت‌های تکنولوژیک درروش های تولید دیده می‌شود.

تکنیک‌های معمول در اجرا و تولید تبلیغات محیطی عبارت‌اند از:

نقاشی دستی و نقاشی دیجیتال به‌عنوان معمول‌ترین روش تولید طرح‌های تبلیغاتی در تابلوهای بزرگ و چاپ دیجیتال، لیتوگرافی، چاپ افست، چاپ سیلک اسکرین و چاپ روی ورق وینیل برای تابلوهای کوچک‌تر مورداستفاده قرار می‌گیرند. همچنین تکنولوژی ویدئو و تلویزیون‌های بزرگ نقش مؤثری را در بین رسانه‌های محیطی ایفا می‌کنند.

ohio-project-jericho-mural

امروزه هنر نقاشی دستی در ابعاد بسیار بزرگ برای بیلبوردها و نما- آگهی، به‌عنوان یک روش ماندگار شناخته می‌شود. اما این روش به سبب شیوه نقاشی دیجیتال کمتر از گذشته مورداستفاده قرار می‌گیرد.

در میانه قرن بیستم، نقاشان چیره‌دست جزئیات تصویری را به‌طور چشمگیری در تابلوهای تبلیغاتی به کار گرفته و ارائه دادند. در طی جنگ جهانی دوم، صنعت تبلیغات محیطی، به‌وسیله ایجاد استتار و نقاشی باندهای مجازی فرود هواپیما به‌منظور به‌اشتباه انداختن دشمن، در جنگ نقش‌آفرینی کرد.

در حال حاضر تعداد اندکی هنرمند پیرو سبک قدیم در زمینه تبلیغات محیطی فعال هستند و فن‌آوری نقاشی دیجیتال روش مؤثرتر و مستعدتری برای  اجرای بیلبوردها و نما- آگهی‌ها شده است.

sherlock-to-thieves-its-worthless-print-380318-adeevee

به‌هرحال طرح‌های ساده هنوز هم با بهره‌گیری از نقاشی با دست اجرا می‌شوند.

اتوماسیون مشابه تغییراتی که بر سایر صنایع خدماتی داشته است، بر رسانه تبلیغات محیطی نیز تأثیرگذار بوده است. کاری که روزها و هفته‌ها وقت می‌گرفت، حالا در مدت چند ساعت انجام می‌شود.

MTI5MDI2MzY5MDg1NTU2NzQ2

لایه‌های وینیل روی استوانه‌های عظیم نصب می‌شوند و یا به داخل ماشین‌های بزرگ می‌روند تا تصویری از زندگی واقعی را با دقت، تولید کنند.

این روش ارائه به‌طور چشمگیری به واقعیت نزدیک است. تابلوهای وینیل به‌سادگی روی محل‌های تبلیغات محیطی نصب و جمع‌آوری می‌شوند. می‌توان آن‌ها را حمل و انبار کرد و با کمترین زحمت، دوباره مورداستفاده قرارداد.

برگرفته از کتاب چرا تبلیغات محیطی؟

هویت برند از جذابیت آن مهم‌تر است

هویت برند از جذابیت آن مهم‌تر است

رنگ چکش بصری قدرتمندی است، ولی ضعف آن در محدود بودن رنگ‌های متمایز و خاص است؛ پنج رنگ اصلی آبی، سبز، زرد، نارنجی و قرمز که تنها تعداد محدودی رنگ هم از ترکیب این رنگ‌ها به وجود می‌آید. ولی رنگ می‌تواند به‌سرعت یک برند را به شهرت برساند. کداک و جعبه زردش زمانی دنیای عکاسی را تسخیر کرده بود و عملاً رنگ زرد را برای فیلم‌های عکاسی نهادینه کرد تا حدی که رقیب دیرینه‌اش فوجی نتوانست با قوطی سبزش این معادله را بر هم بزند. ولی کداک اشتباه بزرگی کرد، با ظهور دوربین‌های دیجیتال فیلم عکاسی مرد و کداک سعی کرد رنگ زرد و نامش را روی دوربین‌های دیجیتالش بگذارد (اشتباه کلاسیک گسترش خطی) و به ورشکستگی رسید.

کداک چه باید می‌کرد؟ کداک به‌عنوان نخستین تولید‌کننده دوربین دیجیتال باید خدمات دیجیتالش را با نامی جدید به بازار روانه می‌کرد و رنگی متفاوت را برای آن کالا برمی‌گزید تا می‌توانست محصولات جدیدش را از فیلم عکاسی متمایز کند. در اغلب موارد شرکت‌ها می‌توانند از محصولی ساده بارنگ غیر‌معمول چکش بصری خارق‌العاده‌ای درست کنند.

62963_628 همان‌طور که مری کی‌اش خالق برند لوازم‌آرایشی بهداشتی مری کی با خرید یک کادیلاک در سال ۱۹۶۸ و تغییر رنگ آن به صورتی جهت تبلیغ محصولاتش به موفقیتی بزرگ رسید. موفقیت برند مری کی به حدی بود که خانم مری تصمیم گرفت سال بعد به پنج نفر از موفق‌ترین تولید‌کنندگان محصولاتش پنج کادیلاک هدیه دهد. جنرال موتورز اعلام کرده تاکنون یک‌صد هزار کادیلاک صورتی برای برند مری کی تولید کرده است.

شما چگونه یک ساحل را از ساحل دیگر تشخیص می‌دهید؟ تمامی سواحل شن، دریا، موج و حتی هتل‌های گوناگون ارزان و گران‌قیمت دارند ولی شرکت برمودا توریست شن‌های سواحل اختصاصی خود را صورتی کرد! آیا شن صورتی بهتر از شن قهوه‌ای یا بژ است؟ نه ولی شن صورتی چکش بصری بسیار قوی است جهت جذب توریست. البته برندها گاهی اوقات اشتباهات عجیبی می‌کنند و با توجه به اینکه رنگ انتخابی‌شان کاملاً مشخص است، ولی این فرصت را برای بهتر عمل کردن از دست می‌دهند، مثلاً شرکت رد بول با قوطی‌های آبی! درصورتی‌که قوطی قرمز می‌توانست ترکیبی بسیار قوی بین رنگ و نام شرکت به وجود آورد و برعکس آن خط هوایی ویرجین بلو در استرالیا که کلیه هواپیماهایش قرمز هستند!

بسیاری از برندها از چندرنگ استفاده می‌کنند و طوری طراحی‌شده‌اند که جلوه هنری خوبی دارند، اما در بازار فشرده رقابت نمی‌توانند بدرخشند و این مسئله برایشان در بسیاری از موارد گران تمام می‌شود. برندها باید به این نکته توجه کنند که یک رنگ بهتر از چندرنگ بودن است؛ به خاطر سپردن دورنگ سخت است و در مورد سه رنگ تقریباً غیر‌ممکن است.

به نشان اپل توجه کنید، در ابتدا این سیب گاز زده از شش رنگ استفاده می‌کرد و به نظر جذاب‌تر از سیب تک‌رنگ سفید می‌آمد ولی هویت از جذابیت مهم‌تر است.

Apple-logoاین تک‌رنگی اثربخشی غیر‌عادی دارد، از فاصله دورهم روی محصولات شرکت قابل‌تشخیص است. اپل کار خارق‌العاده دیگری هم کرده است، نشان روی لپ‌تاپ‌هایش نورافشانی هم می‌کند. این درخشان بودن مزیت رقابتی عجیبی برای اپل به وجود آورد. در انتها به دو نکته اساسی مجدداً اشاره می‌کنم:

۱- تک‌رنگی از چندرنگی بهتر است.

۲- چکش بصری بدون میخ گفتار اثربخشی بسیار کمی دارد و به فراموشی سپرده می‌شود، لذا میخ گفتار برند خود را به‌عنوان مهم‌ترین ابزار در دستتان فراموش نکنید.

برگرفته از کتاب چکش بصری

Visual Hammer_1

mojadad

استراتژی مهندسی مجدد در تبلیغات

استراتژی مهندسی مجدد در تبلیغات

پیش‌زمینه مهندسی مجدد، یک طرح مطالعاتی مدیریت در دهه ۹۰ در دانشگاه انستیتو فنّاوری ماساچوست بوده است. مایکل همر نخستین نظریه‌پردازی است که مفهوم مهندسی مجدد را مطرح کرد. او با مقاله «اتوماسیون کارساز نیست، فعالیت‌های زائد را حذف کنید.» در مجله هاروارد بیزینس در سال ۱۹۹۱ ، مهندسی مجدد را به جهان دانش مدیریت معرفی کرد. سپس کتاب «مهندسی مجدد، منشور انقلاب سازمانی» را با کمک جیمز چمپی در سال ۱۹۹۳ نوشت و مهندسی مجدد را در قالب یک نظریه تشریح کرد.

مهندسی مجدد مشهورترین و جنجال‌برانگیزترین نظریه مدیریتی در طول سال‌های اخیر بوده است. مهندسی مجدد اصل مشهور و چند صدساله تقسیم‌کار آدام اسمیت را به‌آسانی نقض کرد. مباحث بسیاری پیش از سال ۱۹۹۱ در خصوص بازسازی سازمان و مدیریت مطرح بود. مثل بهبود سازمان مدیریت، مدیریت تغییر، کایزن، مدیریت کیفیت فراگیر، نوآوری و … که مدیران و نظریه‌پردازان مدیریت را به خود مشغول کرده بود. اما آنچه مهندسی مجدد را از سایر متدهای مدیریتی پیش از خود متمایز ساخت و آن را به‌عنوان یک تئوری انقلابی در سازمان‌ها و مباحث مدیریتی مطرح کرد، شیوه بدیع آن بود که بر اساس بررسی و اصلاح فرآیند طرح‌ریزی می‌شد.

نکته مهم آن است که آیا می‌توان از تئوری مهندسی مجدد در تبلیغات و بازاریابی نیز بهره برد و چگونه می‌توان این کار را انجام داد؟ در ادامه سعی می‌شود به‌طور خلاصه درباره مهندسی مجدد در تبلیغات بحث مختصری صورت پذیرد.

29fc7a3

تبلیغات هر سازمان یا شرکت،یک سیستم باز است که مبتنی بر هدف بوده، دارای سیستم‌های فعال و هماهنگ است و با محیط خارجی ارتباط دارد. درگذشته هنگامی‌که محیط نسبتاً باثبات بود بیشتر سازمان‌ها برای بهره‌برداری از فرصت‌های تبلیغاتی پیش‌آمده به تغییرات تدریجی و اندک اکتفا می‌کردند. اما باگذشت زمان، در سراسر دنیا سازمان‌ها دریافتند که تنها تبلیغات تدریجی راهگشای پیشبرد و ترفیع اهداف بازاریابی آنان نیست و گاهی برای بقای سازمان لازم است تغییراتی به صورتی اساسی و زیربنایی در تبلیغات سازمان ایجاد شود. امروزه در سراسر دنیا این تغییرات انقلابی را بانام مهندسی مجدد می‌شناسند.

مهندسی مجدد تبلیغات یعنی آغازی دوباره در تبلیغات، فرصتی دیگر برای بازسازی فرآیندهای تبلیغاتی و دوباره‌سازی روش‌های تبلیغات. مهندسی دوباره به معنای کنار گذاشتن بخش بزرگی از دانش و یافته‌های صدساله اخیر تبلیغات و شکستن فرضیه‌ها و قواعد قبول‌شده تبلیغات در داخل سازمان است. اساس مهندسی مجدد تبلیغات نیز بر بررسی‌های مرحله‌ای و حذف مقررات کهنه و تصورات بنیادی از تبلیغات استوار است که زمینه‌ساز عملکرد کسب‌وکار کنونی‌اند.

اکنون شرکت‌ها انباشته از مقررات تبلیغاتی نانوشته‌ای هستند که از دهه‌های پیشین برجا مانده‌اند. این مقررات بر پایه فرض‌هایی درباره فناوری، کارمندان و اهداف سازمان به وجود آمده‌اند گه دیگر کاربردی ندارند. تا هنگامی‌که این شرکت‌ها این‌گونه مقررات را از سرخود باز نکنند، هرگونه بازسازی و نو سازی بی‌تأثیر بوده و همانند گردگیری میز و صندلی‌ها در سازمان‌های ویرانه خواهد بود.

منبع: تکنیک ها و تاکتیک های تبلیغاتی

Brands assessment criteria

گزینه‌های ارزیابی برندها

گزینه‌های ارزیابی برندها

برای انتخاب در بین برندها، مصرف‌کننده باید تصمیم بگیرد کدام‌یک از معیارهای ارزشیابی را مورداستفاده قرار دهد و به‌نوعی قاعده تصمیم‌گیری را بکار بندد. معیارهای ارزشیابی (گاهی اوقات معیارهای انتخاب نامیده می‌شوند) خصیصه‌های محصول هستند – عملکردی، نمادین و احساسی – که بر اساس آنها عملکرد نسبی گزینه‌های رقابتی با یکدیگر مقایسه می‌شوند. قاعده تصمیم‌گیری استراتژی‌ای است که مصرف‌کننده ازآن‌جهت بررسی اطلاعات قابل‌دسترس و رسیدن به یک انتخاب استفاده می‌کند. بااین‌حال، مصرف‌کنندگان برخی از خصیصه‌های ملموس را به‌عنوان نشانه‌ها یا علائم جایگزین خصیصه‌های ناملموس‌تر بکار می‌گیرند. قیمت و نام برند، به‌ویژه، اغلب به‌عنوان نشانه‌های جایگزین کیفیت بکار می‌روند و به نظر می‌رسد این‌یک فرهنگ جهانی باشد (دوار و پارکر۹، ۱۹۹۴). قواعد تصمیم‌گیری را می‌توان به دسته‌بندی جبرانی و غیر جبرانی تقسیم‌بندی کرد. قواعد جبرانی اجازه می‌دهند عملکرد ضعیف یکی از خصیصه‌ها با عملکرد خوب خصیصه دیگر جبران شود درحالی‌که قواعد تصمیم‌گیری غیر جبرانی استراتژی‌های ساده‌تری هستند که به‌واسطه آنها مصرف‌کنندگان یک استاندارد واحد را بکار می‌گیرد و گزینه‌هایی را که با آن مطابقت ندارند حذف می‌کند. این قواعد از طریق تجربه بهبود می‌یابند و در حافظه ثبت می‌شوند و به هنگام لزوم قابل فراخوانی هستند؛ در سایر اوقات، ممکن است مصرف‌کنندگان در طی مسیر با استفاده از بخشی از قواعد موجود در حافظه خود قواعد جدیدی را به وجود بیاورند و در همان لحظه تصمیم‌گیری کنند (پین۱۰ و دیگران، ۱۹۹۲). برای مثال، ما ممکن است از بین دو برند قهوه آماده، بر اساس دانش جزئی خود از قیمت‌ها، رنگ بسته‌بندی و تجربه مبهمی از طعم موردعلاقه خود دست به انتخاب بزنیم.

گزینه‌های ارزیابی برندها

گزینه‌های ارزیابی برندها

در سال‌های اخیر روشن‌شده است که محدودیت‌های انسانی در فرآوری اطلاعات تأثیر به سزایی در تصمیم‌گیری مصرف‌کنندگان داشته است. همراه با دورنمای غالب انسان‌ها به‌عنوان ‘خسیسان شناختی’ که در همه حال به دنبال کاستن از تلاش‌های شناختی هستند و به‌صرف کفایت‌ها راضی می‌شوند و تلاش نمی‌کنند نتایج تصمیم‌گیری خود را به حداکثر برسانند، مطالعه قواعد تصمیم‌گیری به سمت تحقیق بر روی تصمیمات ساده شهودی یا ‘قواعد سرانگشتی’ کشیده شده است که از سوی مصرف‌کنندگان مورداستفاده قرار می‌گیرند و میان‌برهای فرآیند شناختی تصمیم‌گیری محسوب می‌شوند. دلایلی ارائه‌شده است که برخی از این ‘قواعد سرانگشتی’ دقیق و کارآمد هستند مانند قانون تساوی وزن که تمامی خصیصه‌ها و تمامی داده‌ها را موردبررسی قرار می‌دهد اما این فرآیند را با چشم‌پوشی از اهمیت یا احتمال نسبی هر یک از خصیصه‌ها ساده می‌سازد.
بااین‌حال به نظر می‌رسد اکثر ‘قواعد سرانگشتی’ که از سوی مصرف‌کنندگان مورداستفاده قرار می‌گیرند در مقایسه با مدل تئوری اقتصادی تصمیم‌گیری منطقی یا نادرست‌اند یا به تعصب سیستماتیک منجر می‌گردند. مردم ممکن است پاره‌ای خصایص خوب یا بد را مورداستفاده قرار دهند یا به قواعدی مانند ‘ارزان‌ترین برند را خریداری کن’ یا ‘همان چیزی را که والدینم می‌خرند بخر’ یا ساده‌ترین قاعده رفتاری ‘برندی را بخر که دفعه پیش‌خریدی’ اعتماد کنند (هویر، ۱۹۸۴). شاید دم دست‌ترین آنها زمانی باشد که مصرف‌کننده ارزیابی‌های از پیش انجام داده خود را از ذهنش فرامی‌خواند و آنی را که در کل بیشتر می‌پسندد انتخاب می‌کند. ما در فصل ۲ این استفاده ساده از احساسات در فرآیند تصمیم‌گیری را موردبررسی قرار خواهیم داد. همچنین به نظر می‌رسد مصرف‌کنندگان از استنباط‌های مبتنی بر تجربه خود از بازار برای فرآوری اطلاعات استفاده می‌کنند.

برای نمونه، ظاهراً بسیاری از مصرف‌کنندگان نمی‌توانند از عهده جمع و تفریق مقایسه قیمت‌ها برای مقادیر مختلف بربیایند و بجای آن از یک ‘باور بازاری’ که مثلاً ‘اگر یک کالا تخفیف قیمتی دارد پس حتماً خرید خوبی خواهد بود’ استفاده می‌کنند (آلبرت۱۱، ۱۹۹۳). این باورهای بازار مصرف، باورهای برندی از این قبیل را به وجود می‌آورند که ‘برندهای خصوصی مانند برندهای اصلی هستند که تحت یک نام متفاوت و باقیمت پایین‌تر فروخته می‌شوند’ و ‘همه برندها در اصل یکی هستند’ و نیز باورهای خریدی ازاین‌دست را شکل می‌دهند که ‘هرچقدر تعداد فروشندگان یک فروشگاه بیشتر باشد اجناس آن گران‌تر هستند’ و ‘فروشگاه‌های بزرگ‌تر قیمت‌های بهتری نسبت به مغازه‌های کوچک‌تر پیشنهاد می‌کنند’.

homepage-ranking

یک دسته از ‘قواعد سرانگشتی’ که به لحاظ کاربردی عمومیت بیشتری دارد و به نظر می‌رسد در طیف وسیعی از حوزه‌های تصمیم‌گیری نقش دارد و تعصبات ذاتی‌ای را در قضاوت‌های انسان منعکس می‌کند شامل سه قاعده هست: نمایندگی، قابلیت دسترسی و تکیه‌گاهی (کاهنمن و تورسکی۱۲، ۱۹۷۹) نمایندگی به این گرایش اشاره می‌کند که ضمن نادیده گرفتن احتمالات آماری تشخیص دهیم برحسب شباهت‌های یک شیء به یک گروه، آن شیء در دسته‌بندی خاصی قرار می‌گیرد. این موضوع با ‘قانون اعداد کوچک’ و ‘مغالطه قمارباز’ ارتباط پیدا می‌کند که مطابق آنها آدم‌ها نه‌تنها معتقدند نمونه‌های کوچک کاملاً مشابه مقادیر بزرگ هستند بلکه انتظار دارند توالی‌های اتفاقی، اتفاقی به نظر برسند. قاعده قابلیت دسترسی با تصمیمات مصرف‌کننده ارتباط مستقیم دارد و به گرایشی اشاره می‌کند که برحسب میزان سادگی به خاطر آوردن یک اتفاق، آن را محتمل‌تر تصور کنیم. برای مثال، به‌احتمال‌زیاد عملکرد محصولاتی با برندهای غیرمعمول پایین‌تر از عملکرد همان محصولات با برندهای معمولی‌تر تصور می‌شود. یکی دیگر از تعصبات داوری ‘تأثیر قاب‌بندی’ است که مطابق آن طریقه قاب‌بندی خصیصه‌های محصول با برچسب‌های مثبت یا منفی  بر ارزش‌گذاری مصرف‌کننده تأثیر خواهد گذاشت.

چگونه مي توان شعارهاي تبليغاتي گيرا و جذاب نوشت؟

چگونه می توان شعارهای تبلیغاتی گیرا و جذاب نوشت؟

چگونه می‌توان شعارهای تبلیغاتی گیرا و جذاب نوشت؟

آیا شما نیز از اینکه تعداد بازدیدکنندگان سایتتان به آن رقمی که انتظارش داشته‌اید نرسیده است شکایت دارید؟ آیا شما هم از اینکه تعداد مشتریان کم است گله‌مند هستید؟ آیا Conversion Rate شما هم پایین است؟ اگر چنین است، خواندن این مقاله را ادامه دهید و در غیر این صورت، می‌توانید مقاله دیگری را برای مطالعه انتخاب کنید. مطمئن باشید که در کل برای محصول یا خدماتی که ارائه می‌دهید (چه در فضای واقعی و چه در دنیای مجازی) در این دنیای پهناور، همیشه «مشتری» هست و کسی یا کسانی هستند که به شما و یا آنچه تولید کرده‌اید و یا خدماتی که عرضه می‌دارید نیازمند باشند. اگر تعداد مشتریانتان رضایت‌بخش نیست، باید بدانید که فقط نتوانسته‌اید توجه آنها را به خود جلب کنید.

coca-cola-coca-cola-the-gift-bottle-direct-marketing-design-387279-adeevee

بر روی اینترنت، سایت‌های بسیار زیادی وجود دارد که شاید عرضه‌کننده خدمات یا فروشنده محصولی مشابه با آنچه شما یا شرکتتان عرضه می‌کند باشد. کاربری که به دنبال محصول یا خدماتی بوده است، از طریقی، مثلاً موتورهای جستجو وارد سایت شما شده است. حال، این شما هستید که بایستی تنها ظرف چند ثانیه، توجه او را به آنچه به او ارائه می‌دهید جلب کنید. در غیر این صورت، ممکن است او را برای همیشه از دست بدهید. ۸۰ درصد از بازدیدکنندگان یک سایت اینترنتی، هرگز دیگر به سایتی که بازدید کرده‌اند بازنمی‌گردند و دوستان ما باید این را بپذیرند چراکه این موضوع بر اساس آمار و اطلاعات به‌دست‌آمده از بررسی‌ها و تحقیقات متعددی که در سال‌های اخیر بر روی کاربران اینترنتی انجام‌شده است با این قاطعیت اعلام می‌شود. ما تنها چند ثانیه فرصت داریم که توجه مشتریان بالقوه‌مان را به خود، محصول یا خدماتی که شرکت و یا سایت ما از طریق اینترنت عرضه می‌کند جلب کنیم. تازه این اول کار است و بعد باید کاری کنیم که بازدیدکنندگان و درواقع مشتریان بالقوه ما، بار دیگر، و یا به عبارات بهتر برای حداقل هفت بار دیگر به سایت ما بازگردند تا شاید پس‌ازآن با مذاکراتی که با آنان انجام می‌شود بتوانیم درصد و نرخ تبدیل را بالا ببریم.

آیا تاکنون مقاله‌ای برای مجله یا قرار گرفتن روی وب نوشته‌اید؟ اگر تاکنون مقاله و یا «خبر» برای روزنامه، مجله و یا رسانه‌ای مثل رادیوتلویزیون نوشته باشید، مطمئنم به اهمیت نگارش حرفه‌ای و ژورنالیستی «عنوان» یا «تیتر»ی که برای مقاله یا خبرتان انتخاب کرده‌اید پی برده‌اید. مثلاً همین مقاله، اگر نمی‌توانست توجه شما یا سایرین را جلب کند، هیچ‌گاه خواننده‌ای پیدا نمی‌کرد، درحالی‌که شما در حال خواندن آن هستید. چرا؟ چون‌که، عنوان این مقاله توانسته است به‌گونه‌ای حیرت‌انگیز شمارا به خواندن خود جلب کند، شمارا وادار ساخته است که «لینکی» را «کلیک» کنید و صفحه‌ای را در مقابل خود بازکنید و بعد عمل دیگری – یعنی خواندن مقاله – را انجام دهید. یک عنوان خوب باید بتواند توجه شمارا به خود جلب کند و یک عنوان حرفه‌ای شمارا به انجام اعمالی (مثلاً در اینجا، کلیک کردن و یا خواندن مقاله) ترغیب و تشویق کند.

«شعارهای تبلیغاتی» مثل «عناوین مقالات» و یا «تیتر اخبار» بایستی مخاطب یا مشتری احتمالی را به خود جذب کنند. گیرایی و جذابیت «شعارهای تبلیغاتی» برای بالا بردن «فروش» کافی نیست، نگارش حرفه‌ای، خلاقیت و رنگ و لعاب دادن به آنچه برای جذب، حفظ و افزایش تعداد مشتریان است که به‌عنوان یک کار حرفه‌ای مدنظر ماست. استفاده از عبارت‌های کلیشه‌ای نه‌تنها به شما کمکی نمی‌کند بلکه می‌تواند فرصت‌ها، پول و زمان شمارا به هدر دهد. واژه‌ها و عباراتی که برای شعارهای تبلیغاتی خود انتخاب می‌کنید بایستی آن‌چنان قوی باشند که بتوانند مشتریانتان را در همان چند ثانیه اول میخکوب کنند و آنان را به انجام آن عملی که شما انتظارش رادارید سوق دهند.

تفاوت بین آگهی‌های مجله با روزنامه

تفاوت بین آگهی‌های مجله با روزنامه

مجله‌ها از دو ۲ جهت مختلف با روزنامه‌ها متفاوت‌اند. نخست آن‌که، روزنامه‌ها، معمولاً برای عموم خوانندگان نوشته می‌شوند، درحالی‌که مجله‌ها دارای مخاطبان خاصی چون: زنان، نوجوانان، مسیحیان، مدیران تجاری، مهندسان لوله‌کشی، زمین شناسان، و یا نویسندگان هستند؛ درنتیجه استفاده از مجله‌ها برای دسترسی به بخش کوچکی از بازار مؤثر است، درحالی‌که مخاطب روزنامه، توده مردم است.

دوم آن‌که، کیفیت تکثیر مجله‌ها نسبت به روزنامه‌ها به‌مراتب برتر است. به‌علاوه مجله‌ها امتیاز استفاده از تصاویر تمام‌رنگی را در اختیار نویسنده تبلیغات می‌گذارند.

تولیدکنندگان اغلب اوقات از مجله‌ها برای انتشار و تبلیغات خود استفاده می‌کنند، تا به خلق آگاهی عمومی و تصویر ذهنی کمپانی بپردازند. بسیاری از مجله‌ها نیز بخشی را به تبلیغاتی که با سفارش پستی انجام می‌شود، اختصاص داده‌اند.

اما درهرحال، آگهی چاپ‌شده در روزنامه‌ها در مجله، بایستی راهی دشوار را بپیماید تا توجه خواننده را به خود جلب کند.

تفاوت بین آگهی‌های مجله با روزنامه

تفاوت بین آگهی‌های مجله با روزنامه

در مرحله اول، خواننده به دنبال مقاله‌های یک نشریه خواهد بود و نه تبلیغات آن. در بیشتر روزنامه‌های مهم و مشهور، آگهی شما با هزاران آگهی دیگر به رقابت می‌پردازد و اغلب خوانندگان تنها به خواندن سه – چهار آگهی در مجله‌ای معمولی اکتفا می‌کنند. بنابراین عنوان و تصویر مربوطه بایستی خواننده را وادار به توقف کند، چگونه؟ با استفاده از مفهومی که بر اساس علایق شدید و یا منافع خواننده شکل‌گرفته است و یا پاداشی را بشارت می‌دهد.

دفترهای راهنمای تبلیغاتی حکایت دیگری است. زمانی که خریداری به دفتر راهنمای تلفن مراجعه می‌کند . یا صفحه‌های راهنمای صنعتی را ورق می‌زند، بدون شک در جست‌وجوی محصولی خاص است.

پس، دیگر لازم نیست که آگهی شما او را به خرید اتومبیل لیموزین تشویق کند، بلکه بایستی او را متقاعد سازد که از سرویس و خدمات اتومبیل‌های لیموزین شما استفاده کند.

طبیعی است که آگهی‌هایی که در صدر صفحه‌ها قرار می‌گیرند، قبل از سایر آگهی‌ها خوانده می‌شوند. اما درعین‌حال چاپ آگهی‌هایی بر اساس یک نظام الفبایی است و بنابراین نام کمپانی شما در جایگاه خاص خود در دفترهای راهنمای تبلیغات قرار خواهد گرفت.

توماس رجیستری، تولیدکننده مهم‌ترین دفترچه راهنمای محصولات صنعتی، به پژوهش خاصی اقدام کرد، تا تأثیر اندازه یک آگهی را بر واکنش خواننده نشان دهد. این پژوهش نشانگر آن است که بزرگ‌ترین آگهی‌های یک صفحه، ۴۰برابر بیش از یک آگهی تک‌خطی جلب‌توجه می‌کند. شاید شما ازنظر مالی قادر به پرداخت هزینه چنین آگهی نباشید، اما این امری مسلم است. حتی حروف چاپی درشت، دو برابر چاپ معمولی توجه را جلب می‌کنند.

اندازه آگهی شما در نوشتن متن تبلیغ مؤثر است. یک صفحه کامل مجله و یا روزنامه، فرصت و فضای کافی را برای به نمایش درآوردن تصویر دلخواه و نگارش نکته‌های بااهمیت در اختیارتان می‌گذارد. آگهی کوچک‌تر، البته قادر به انعکاس تمامی نکات نیست؛ درنتیجه، اغلب اوقات، از صفحه‌های کامل روزنامه و یا مجله برای ساختن تصویر ذهنی شرکت و یا معرفی محصول استفاده می‌شود؛ از آگهی‌های کوچک به‌منظور برانگیختن حس کنجکاوی مخاطب بهره گرفته می‌شود. بسیاری از آگهی‌های سفارش پستی با استفاده از نسخه‌های کوچک تبلیغاتی نیز موفق بوده‌اند.

منبع: ادبیات تبلیغ

آمیخته بازاریابی

آمیخته بازاریابی چیست؟

آمیخته بازاریابی

به‌طور ساده باید گفت که آمیخته بازاریابی ابزاری است که توسط کسب‌وکارها بازاریابان به‌منظور کمک به تعیین و تفهیم ارزش پیشنهادی یک محصول یا برند مورداستفاده قرار می‌گیرد. آمیخته بازاریابی اولیه که شامل ۴ فاکتور محصول، مکان، قیمت و ترفیع و ترویج می‌شد، برای اولین بار توسط جِروم مک کارتی در سال ۱۹۶۰ معرفی شد. از همین تاریخ به‌خوبی برای شما روشن می‌شود که چقدر این مفهوم در حوزه بازاریابی اهمیت داشته و تا چه اندازه برای منطبق شدن با نیازهای امروزی کسب‌وکارها نیاز به به‌روزرسانی آن احساس می‌شود.

آمیخته بازاریابی چیست؟

آمیخته بازاریابی چیست؟

اما آمیخته بازاریابی توسعه‌یافته شامل ۳ فاکتور اولیه

افراد (people) – تمام شرکت‌ها و کسب‌وکارها وابسته به افراد و آدم‌هایی هستند که آن کسب‌وکارها را اداره می‌کنند، از نیروهای فروش گرفته که در خط مقدم شرکت حضورداشته تا مدیران ارشد سازمانی که جزء تصمیم‌گیرندگان شرکت و کسب‌وکار به‌حساب می‌آیند. بهره‌مند بودن از افراد مناسب برای هر کسب‌وکاری از اهمیتی حیاتی برخوردار است، چراکه آن‌ها هم بخشی از سیستمی هستند که در حال ارائه محصولات و خدماتی به مشتریان هدف است.

فرایند (process) – ارائه خدمت شما اغلب با حضور و در حضور مشتری انجام می‌پذیرد، بنابراین چگونگی ارائه شدن خدمت به مشتری درواقع بخشی از چیزی است که مصرف‌کننده وجهی را برای آن پرداخت کرده است.

شواهد فیزیکی(physical evidence)  – تقریباً تمام انواع خدمات شامل عناصر فیزیکی هم می‌شود، حتی اگر کل مجموع خدماتی که مصرف‌کننده سفارش می‌دهد و مبلغی را برای آن پرداخت می‌کند، درمجموع غیرقابل لمس باشد. به‌عنوان‌مثال، یک سالن آرایش برای مشتری خودش خدمات کامل کوتاهی و آرایش مو ارائه می‌کند و یک شرکت بیمه هم به مشتریان خودش مجموعه از اسناد و اوراق را به‌عنوان گواهی خرید خدمات ارائه می‌کند. حتی اگر این موارد به‌صورت فیزیکی چاپ و پرینت نشده باشند، بازهم بر اساس این تعریف آن‌ها محصولی فیزیکی دریافت می‌کنند.

توجه داشته باشید که این عناصر و فاکتورهای تشکیل‌دهنده آمیخته بازاریابی خدمات جدید هم همچنان بااین‌وجود خیلی جدید نیست و تقریباً از دهه ۱۹۸۰ به بعد در حال استفاده شدن هستند، اما این مهارت و توان بازاریاب است که بتواند بر اساس شرایط و برحسب نوع ارتباطات مورداستفاده از قبیل شبکه‌های اجتماعی و … بداند چگونه باید از هر یک از این موارد آمیخته بازاریابی خدمات استفاده کند تا قادر باشد در شرایط متغیر امروز بازار توقع و انتظار مشتری را برآورده نماید.

توجه داشته باشید که آمیخته بازاریابی برای خدمات دارای عناصر اضافی دیگری هم می‌شود که به‌طور ثابت نمی‌توان به آن‌ها اشاره کرد، چراکه خصوصیات یک خدمت نسبت به خصوصیات یک محصول کاملاً متفاوت است. خصوصیات خدمات به‌طور خلاصه عبارت است از:

عدم مالکیت
– لمس ناپذیری
– تجزیه‌ناپذیری
– نابود شدنی
– عدم تجانس

به همین دلیل و به دلیل عدم امکان یا بسیار سخت بودن استاندارد شدن خدمات در مقایسه با محصولات و کالاها، مدیریت خدمات هم نسبت به کالاها بسیار سخت‌تر است، چراکه خدمات تحت تأثیر عناصری قرار دارند که بعضاً خارج از کنترل ارائه‌کننده خدمات قرار دارد.

ویژگی‌های خاص فروش خود را به‌دقت سازمان دهید

ویژگی‌های خاص فروش خود را به‌دقت سازمان دهید

ویژگی‌های خاص فروش خود را به‌دقت سازمان دهید

بانک ملی «نورت وسترن» در مینیاپلیس درصدد آگاهی از این نکته برآمده، که آیا جزوه‌هایی که برای افراد، توسط بانک پست می‌شود، خوانده می‌شوند یا خیر؛ و بنابراین این بار، پاراگراف خاصی را به جزوه خود افزود، و آن را برای صد تن از مشترکان ارسال داشت. در این پاراگراف قیدشده بود برای متقاضیانی که علاقه‌مند به دریافت جزوه‌ای شامل ۴۵۰۰ اصطلاح فنی هستند، این جزوه به همراه یک اسکناس ده‌دلاری فرستاده خواهد شد. فکر می‌کنید چند نفر از مشتریان این بانک به دریافت پول مجانی علاقه‌ای نشان دادند؟

هیچ‌کس!

روشن است که ترتیب مطالب و جمله‌های نوشته‌شده در چگونگی خواندن افراد مؤثر است. اگر بانک نوشته‌ی «۱۰ دلار مجانی» را بر روی پاکت پستی خود قرار می‌داد، بسیاری از خوانندگان از آن استقبال می‌کردند.

هنگام نوشتن نسخه آگهی، بایستی با دقت به ترتیب نکات موردنظر خود توجه کنید. آگهی شما احتمالاً دارای یک پیام اصلی است: «مصرف بنزین این اتومبیل کم است» و چندین پیام فرعی: (جادار است و باقیمت مناسب). عنوان بایستی پیام اصلی را منعکس سازد و خطوط اولیه متن نیز باید به تائید عنوان بپردازد. پیام‌های فرعی در لابه‌لای خطوط بعدی متن آگهی ظاهر خواهند شد.اگر آگهی شما طولانی است، هر یک از پیام‌های ثانوی شما می‌تواند دارای شماره و یا سرفصل جدا باشد.

ترتیب پیام‌های فروش شما بر اساس اهمیت نسبی آن‌ها – میزان اطلاعاتی که در اختیار خواننده قرار می‌دهید و نوع تبلیغ – شکل می‌گیرد (نامه، آگهی، داستان خبری و یا تبلیغات تلویزیونی).

تری اسمیت که مدیر روابط عمومی شرکت وستینگهاوس است قاعده ویژه‌ای را برای سازمان‌دهی پیام‌های خود در سخنرانی‌ها و معرفی و ارائه کالا طراحی کرده است.

قانون او به این صورت است: «آنچه را که قصد داری به آن‌ها بگویی، بگو، بازهم بگو. و سپس آنچه را که به آن‌ها گفته‌ای، از نو بگو».

نویسنده یک برنامه معرفی کالا، بایستی ابتدا هدف کلی این معرفی را با در نظر گرفتن پیام‌های مهم آن ارائه کند، سپس خلاصه‌ای از تک‌تک پیام‌ها و نکات اصلی را به نگارش دربیاورد. شنوندگان برخلاف خوانندگان یک آگهی، نمی‌توانند برای یادآوری این نکات به نوشته‌های آگهی مراجعه کنند و بنابراین بیان چکیده مطالب به یادگیری و یادآوری شنوندگان کمک می‌کند.

برتون پین کوس که نویسنده آزاد تبلیغاتی است، الگوی منحصربه‌فردی را برای برنامه‌های فروش خود طراحی کرده است. پین کوس، نامه را با عنوانی آغاز می‌کند که نوید می‌دهد. عملی شدن وعده را به اثبات می‌رساند و ثابت می‌کند که کالای یادشده حاوی تمامی خصوصیاتی است که در آگهی به آن اشاره‌شده است.

سپس خواننده را در جهت سفارش کالا راهنمایی می‌کند و توضیح می‌دهد که چرا بهای این کالا در قبال ارزش آن بسیار ناچیز است.

قبل از آن‌که به نوشتن یک آگهی یا نامه بپردازید، نکات مهم موردنظر خود را بر روی کاغذ بیاورید و آن‌ها را به صورتی معقول، متقاعدکننده و شفاف مرتب کنید و در نوشتن آگهی خود از همین روش پیروی کنید.

منبع : ادبیات تبلیغ

نوشته‌هایی که موجب ارتقای فروش می‌شوند

نوشته‌هایی که موجب ارتقای فروش می‌شوند

نوشته‌هایی که موجب ارتقای فروش می‌شوند، از زمان‌های قبل مورداستفاده قرارگرفته‌اند. بر اساس باور می‌کنید یا نه، اثر ریپلی، نخستین بروشور توسط هر نان کورتز، ۴۶۵ سال پیش نوشته‌شده است. این بروشور توسط چارلز پنجم برای مردم اسپانیا چاپ‌شده بود و فروش کالایی را در ترکیه تبلیغ می‌کرد.

امروزه، به‌ندرت کالا و یا خدماتی بدون بهره‌گیری از نوشته‌های تبلیغاتی در دسترس مشتریان قرار می‌گیرد. آژانس‌های مسافرتی، سوپرمارکت‌ها، فروشگاه‌های بزرگ، تولیدات صنعتی، آژانس‌های بیمه، مشاوران، دانشگاه‌ها و ده‌ها سازمان دیگر مناسبات تجاری خود را بر اساس بروشورها، اعلان‌ها، کاتالوگ‌ها و سایر ابزارهای تبلیغاتی قرار داده‌اند.

نوشته‌هایی که موجب ارتقای فروش می‌شوند

نوشته‌هایی که موجب ارتقای فروش می‌شوند

تبلیغ‌کنندگان به دو دلیل به نوشته‌هایی ازاین‌دست نیازمندند.

نخست کسب اعتبار: افراد یک کمپانی «واقعی» انتظار دارند که از نوشته‌های تبلیغاتی بهره‌برداری کند. هر کس می‌تواند با صرف ۵۰ دلار به تهیه یک کارت تجاری و عنوانی بپردازد و خود را یک شرکت تلقی کند، اما یک بروشور مبین این امر است که شما تازه از راه نرسیده‌اید و دارای تجارب و سوابق طولانی هستید.

دوم: بروشور یک وسیله صرفه‌جویی در وقت است. مردم به اطلاعات چاپی نیازمندند تا همراه خود به خانه ببرند و در زمان فراغت به مطالعه آن بپردازند. اما تایپ کردن اطلاعات برای تک‌تک متقاضیان کار دشواری است. راه‌حل مسئله این است که اطلاعات بنیادین در یک بروشور قسمت اعظم اطلاعاتی را که متقاضی نیازمند است، در اختیار او قرار می‌دهد؛ بقیه اطلاعات را می‌توان از طریق ارسال نامه، تماس تلفنی و یا بازدید از فروشگاه در اختیار آن‌ها گذاشت.

بروشور، تبلیغات و برنامه تماس پستی را تقویت می‌کند و فروشندگان و بازاریاب‌ها از آن به‌عنوان ابزار کار خود استفاده می‌کنند. ارسال بروشور، راهی عملی برای معرفی فوری اساس کار شما به مشتریان، کارمندان و واسطه‌های جدید است.

بروشورها به‌طور دقیق وسیله اطلاع‌رسانی هستند. آن‌ها چگونگی محصول و خدماتی را که می‌توانند به مخاطبان ارائه دهند، اطلاع می‌دهند. بروشور شما بایستی طرز کار کالا را نیز شرح دهد، و این‌که چرا افراد باید درصدد خریدن آن برآیند و چگونه آن را سفارش دهند.

اما یک بروشور خوب، رسالتی بیش از رساندن اطلاعات و توضیح طرز کار محصول را دارد. رسالت اصلی آن متقاعد کردن افراد است. به خاطر داشته باشید که بروشور وسیله فروش است و نه یک جزوه دستورالعمل. بروشور خوب، تنها به فهرست کردن ویژگی‌های محصول نمی‌پردازد؛ بلکه این ویژگی‌ها را به‌صورت منافع مخاطب تفسیر می‌کند – دلایلی که بر اساس آن‌ها مخاطب باید کالا را خریداری کند. یک بروشور خوب نه‌تنها حرف می‌زند، بلکه می‌فروشد.

Star attractions at the fair

جذب مشتریان در نمایشگاه

جذب مشتریان در نمایشگاه

چگونه می‌توان اطمینان یافت که مشتریان بالقوه از غرفه شما بازدید خواهند کرد؟ برای دستیابی به این هدف باید با خلاقیت و نوآفرینی‌های خود یک استراتژی به‌منظور ترغیب افراد برای بازدید از غرفه شرکت تدوین کنید؛ باید راهی بیابید که بازدید از غرفه شما «نقطه اوج بازدید از نمایشگاه» برای مشتریان بالقوه به شمار آید. استفاده از الگوهای تعاملی حضور در نمایشگاه می‌تواند بازدیدکنندگان بیش‌تری را برای غرفه شما جذب نماید.

برپایی رقابت‌ها، سرگرمی‌ها، نمایشگاه کوچکی از محصولات و تکنیک‌هایی از این قبیل، توجه مردم را برای غرفه شما بیش‌تر می‌کند. برگزاری قرعه‌کشی و اهدای جوایز ویژه به بازدیدکنندگان ضمن جذب مخاطبان، شیوه مناسبی از تأثیرگذاری بر مصرف‌کنندگان است.

به‌علاوه، اطلاعات کسب‌شده از مشتری در این ارتباطات می‌تواند در فعالیت‌های بازاریابی از طریق ای میل، ارسال نامه‌های مستقیم و یا برقراری تماس‌های فروش برای شرکت کاربرد داشته باشد. اهدای هدایای تبلیغاتی باارزش مثل لوازم برقی، تجهیزات آشپزخانه، سبد هدیه و غیره در زمره پرکاربردترین هدایای اعطایی برای بازدیدکنندگان در رقابت‌ها و قرعه‌کشی‌های نمایشگاهی است. فراموش نکنید که به‌تمامی بازدیدکنندگان از غرفه شرکت، هدیه کوچک و کاربردی اعطا کنید تا علاقه آن‌ها را به محصولات و خدمات خود افزایش دهید.

با اعطای هدایای تبلیغاتی جذاب و برپایی قرعه‌کشی در غرفه نمایشگاهی خود، بازدیدکنندگان بیش‌تری را به‌سوی خود جذب کنید.

هنگام طراحی برنامه‌های نمایشگاهی شرکت، تصویری پرجاذبه از سطح بالای تقاضا برای محصولات و خدمات خود نزد بازدیدکنندگان ترسیم کنید. این هدف می‌تواند با نصب برچسب‌های فروخته‌شده بر روی برخی از کالاهای به نمایش درآمده، یا گذاشتن فضاهای خالی بعضی کالاها در میان محصولات ارائه‌شده در غرفه محقق گردد. به‌این‌ترتیب، بازدیدکننده احساس می‌کند که با از دست دادن زمان، زیان کرده است.

مصرف‌کنندگان همیشه به کالاهای پر تقاضا، کشش بیش‌تری دارند و می‌خواهند اطمینان یابند که با خرید کالا، فرصتی را از دست نمی‌دهند.

How does the ad to attract attention?

چگونه عنوان تبلیغ توجه را به خود جلب می کند؟

چگونه عنوان تبلیغ توجه را به خود جلب می کند؟

در تمامی اشکال تبلیغات « تأثیر نخست »-نخستین چیزی که خواننده می‌بیند، می‌خواند و یا می‌شنود می‌تواند به مفهوم ناکافی و یا موفقیت تلقی شود. این تأثیر نخست دقیقاً چیست؟

در تبلیغات چاپی:عنوان و جاذبه بشری است، که نقش تأثیر نخست را بازی می‌کند.

  • در یک بروشور: جلد
  • در آگهی رادیویی و تلویزیونی: نخستین لحظات پخش آن
  • دربسته پستی :نوشته‌ روی پاکت و یا نخستین جمله‌های نامه
  • در آگهی‌های جراید: نخستین پاراگراف
  • در نمایش کالا: اسلایدهای نخستین

هرقدر هم که کلمه‌های شما متقاعدکننده و کالای شما ممتاز باشد، آگهی شما قادر به فروش آن نخواهد بود مگر آن‌که توجه مخاطب را به خود جلب کند. اکثر متخصصان تبلیغاتی باور دارند که یک عنوان پرجاذبه که توجه همگان را به خود جلب کند، کلید این معما است.

به‌طور متوسط ،تعداد افرادی که عنوان را می‌خوانند،پنج برابر خوانندگان متن است.

زمانی که عنوان خود را می‌نویسید در حقیقت ۸۰ سنت از یک دلار خود را خرج کرده‌اید و اگر با استفاده از عنوان تبلیغ خود موفق به فروش کالا نشوید،۸۰% پول را به هدر داده‌اید. همان‌گونه که جان کاپل اظهار می‌دارد:«بهترین عنوان،متوجه علایق شخصی افراد می‌شود و یا اخبار را به گوش آنان می‌رساند»

بیایید چند نمونه را بررسی کنیم:

«چگونه دوست تازه‌ای بیابیم و بر روی دیگران تأثیر بگذاریم؟».این نمونه‌ای جالب از تأثیر عنوان پرجاذبه است که با علایق شخصی افراد در ارتباط است. این عنوان به شما نوید می‌دهد که با خواندن این آگهی و خرید کالا ، نه‌تنها دوستان جدیدی خواهید یافت بلکه از کلام نافذی برخوردار خواهید شد. خوب مقاومت در مقابل چنین عنوانی غیرممکن است آیا کسی را می‌شناسید که در جستجوی یافتن دوستان جدیدی نباشد.

به‌تازگی تبلیغ کمپانی غذایی کر افت به‌شدت موردتوجه خانم‌های خانه‌دار قرار گرفت. عنوان آن بدین‌صورت بود:«چگونه می‌توان با چند پنی غذای مناسب تهیه کرد؟» اگر شما علاقه‌مند به تغذیه درست خود و خانواده‌تان باشید اما درعین‌حال هم نگران بودجه‌ ناچیز خود هستید پیام این آگهی را بدون واسطه خواهید گرفت.
هر یک از این عنوان‌ها ، امتیازی را به مصرف‌کننده تقدیم می‌کند، هریک به شما قول می‌دهد که اطلاعات مفید و مؤثر را در قبال وقتی‌که برای خواندن آگهی صرف کرده‌اید و پولی را که در قبال خرید کالا پرداخته‌اید، در اختیارتان قرار دهد.

Know your customer

مشتری خود را بشناسید

مشتری خود را بشناسید

شما بایستی مشتری خود را کاملاً بشناسید. یکی از بهترین روش‌های ممکن آن است که خود را به‌جای مخاطب قرار دهید و این بار زمانی که متن تبلیغ قوطی‌های سوپی را که مشغول رقصیدن هستند، می‌نویسید، از خودتان سؤال کنید که آیا هنگام خرید سوپ از تماشای یک برنامه رقص لذت می‌برید و یا آن‌که مایل به دانستن طعم سوپ، قیمت آن، ارزش غذایی آن و محل فروش آن هستید؟ زمانی که به‌صورت یک مشتری و نه یک نویسنده فکر کنید، احترام بیشتری برای نیازهای مخاطب خود قائل شده، نسخه‌ای را خواهید نوشت که دارای حداکثر استفاده برای خواننده شما باشد.

روشی دیگر برای شناسایی خواننده – مصرف‌کننده – مشاهده آنان است. چگونه؟

مشتری خود را بشناسید

مشتری خود را بشناسید

 

به شکل دانشجویی محقق و فعال در بازار فروش به فعالیت بپردازید. در این زمان، خریداران را نظاره کنید و دریابید که چه کسانی به دنبال اسم کالا می‌روند و چه کسانی خصوصیات آن را در نظر می‌گیرند.

زمانی که مشغول تماشای خریدوفروش یک اتومبیل در یک بنگاه معاملاتی هستید، خوب دقت کنید و ببینید که فروشنده زبردست چگونه کالای خود را عرضه می‌کند و چگونه با مشتری کنار می‌آید.

باعلاقه و اشتیاق دنیای تجارت را دنبال کنید. در هر دادوستد با دقت به شگردهای تبلیغاتی توجه کنید و ببینید که چه نکاتی را می‌توانید از آن‌ها فراگیرید و به کار ببندید. در نمایشگاه‌های تجارت شرکت کنید، تا با طبیعت خریداران درزمینه های مختلفی که شرکت شما با آن سروکار دارد، آشنا شوید؛ و نیز با افرادی که وارد دادوستد می‌شوید، صحبت کنید – صاحبان فروشگاه‌ها، لوله‌کش، وکیل، باغبان، مکانیک – تا با نکاتی که موجب پیشرفت حرفه آنان می‌شود، آشنا شوید.

افرادی که به مشتریان خود نزدیک هستند – و اغلب این حقیقت در مورد صاحبان صنایع کوچک صادق است – به‌مراتب بیش از مدیران اجرایی مؤسسات تبلیغاتی با واقعیات دادوستد آشنا هستند. به حرف این افراد گوش دهید و نکات مهم و باارزش را فراگیرید.

منبع: کتاب ادبیات تبلیغ

When planning to attend the exhibition logistics

تدارکات برای حضور در نمایشگاه

تدارکات برای حضور در نمایشگاه

هنگام برنامه‌ریزی برای حضور در نمایشگاه، اطمینان یابید که در مذاکرات با بازدیدکنندگان، اطلاعات کتبی و شفاهی کافی در اختیاردارید. استفاده از بروشور، فهرست قیمت، کارت معرفی و سایر اطلاعات لازم برای معرفی و فروش محصول به تعداد موردنیاز برای ارائه به بازدیدکنندگان ضروری است. درصورتی‌که تعداد پرسش‌های بازدیدکنندگان زیاد باشد و شما زمان کافی نداشته باشید با کسب اطلاعات تماس، به‌سرعت آن‌ها را برای مشتریان بالقوه خود، از طریق پست ارسال کنید. قبل از برپایی نمایشگاه، تعداد کافی برگه‌های سفارش کالا یا سایر مدارک موردنیاز را برای فروش محصولات یا خدمات خود تهیه کنید.

علاوه بر آنچه گفته شد از هدایای تبلیغاتی حاوی اطلاعات تماس با شرکت در تعداد مناسب برای ارائه بازدیدکنندگان تهیه کنید. به‌طورمعمول بسیاری از شرکت‌ها از هدایایی نظیر: خودکار، لیوان، دفترچه یادداشت به‌عنوان هدیه تبلیغاتی استفاده می‌کنند، شما هم می‌توانید با خلاقیت خود هدایایی به‌صرفه و جدید تهیه و ارائه کنید. به‌این‌ترتیب، بازدیدکنندگان بیشتری با مشاهده این هدایا از غرفه شما سراغ می‌گیرند و این به آن معنی است که نام و نشان تجاری شرکت شما بر سر زبان‌ها می‌افتد. هدایای تبلیغاتی را به نحوی در غرفه قرار دهید که بازدیدکنندگان برای داشتن آن‌ها پا به غرفه شما بگذارند؛ این امر فرصت شمارا برای برقراری تعامل با آن‌ها و ارائه سایر محصولات افزایش می‌دهد.

با اعطای هدایای تبلیغاتی حاوی اطلاعات شرکت، نام خود را در ذهن بازدیدکنندگان زنده نگه‌دارید.

با استفاده از خلاقیت و اهدای هدایای نوآورانه، مردم را برای بازدید از غرفه خود فراخوانید.

سایر شیوه‌های جذب مخاطب و بازدیدکننده، ارائه مواد غذایی، نوشیدنی و انواع خوراکی‌ها چه به‌صورت رایگان چه با تخفیف ویژه است. درهرحال غرفه شما باید از جذابیتی متمایز برخوردار باشد. ممکن است شما با توجه به تصویر ذهنی مشتریان و سطح فعالیت خود، از فعالیت‌های هنری نظیر موسیقی، استفاده از تصاویر و رنگ‌های زنده، انواع سرگرمی‌ها برای افزایش تعداد مخاطبان استفاده کنید.

نمایش فیلم های کوتاه ویدئویی هم می تواند افراد را برای تماشای آن ها به غرفه شما جذب کند.

برخی از نمایشگاه‌ها با ارائه فرصت فعالیت‌های حمایتی به شرکت‌ها این امکان را می‌دهند که اطلاعات و یا هدایای خود را برای تمامی بازدیدکنندگان از نمایشگاه تقدیم کنند. برخی دیگر از نمایشگاه‌ها با ارائه انواع بروشور ، نمونه رایگان محصول، کوپن تخفیف خرید و غیره، پیام شرکت‌های حامی را برای تمامی بازدیدکنندگان منتقل می‌کنند. در این خصوص قبل از برپایی نمایشگاه با برگزارکنندگان مذاکره کنید تا اطمینان یابید که این فرصت منحصربه‌فرد برای نزدیک شدن به مشتریان بالقوه از دست نرود.

dFDF

از خوانندگان بخواهید که اقدام به سفارش کالا کنند!

از خوانندگان بخواهید که اقدام به سفارش کالا کنند!

آخرین مرحله یک متن تبلیغاتی بایستی خواننده را به عمل وادارد.

اگر محصول از طریق پست به فروش می‌رسد، از مخاطب بخواهید که سفارش خود را برای شما پست کند اگر به‌صورت خرده‌فروشی است، از خواننده بخواهید که آگهی را با خود به فروشگاه شما بیاورید.

اگر آگهی شما به فروش مستقیم کالا نمی‌پردازد، پس یک‌راه دیگر را به مخاطب پیشنهاد کنید.برای مثال می‌توانید یک بروشور مجانی و یا یک نمونه کالا برای مخاطب بفرستید و از او بخواهید که حتی اگر در حال حاضر نیازی به محصول شما ندارد، برای مصرف آینده خود، نگاهی به بروشور شما بیندازد.

از خوانندگان بخواهید که اقدام به سفارش کالا کنند!

از خوانندگان بخواهید که اقدام به سفارش کالا کنند!

انجام عمل برای خواننده آسان‌سازید. نام شرکت، نشانی و شماره تلفن شرکت بایستی در هر یک از نوشته‌های تبلیغاتی شما ذکر شود.

اگر شما نسخه‌ای برای یک هتل و یا یک، دستورهای ساده‌ای برای رسیدن به نقطه موردنظر را به آگهی خود اضافه کنید و نقشه دقیقی از منطقه را در اختیار خواننده بگذارید.

اگر از خواننده می‌خواهید که سفارش خود را برای شما بنویسد، برای سهولت جریان، یک کوپن سفارشی را همراه نامه خود بفرستید.

اگر انتظار دارید که خواننده از طریق تلفن با شما تماس بگیرد، شماره تلفن مجانی خود را با حروف درشت بنویسید.

پاسخ‌گویی مخاطب خود را از هر طریق ممکن تسهیل کنید و در صورت امکان، به مخاطب خود انگیزه‌ای ببخشید، تا همین حالا با شما تماس بگیرد _ یک کوپن تخفیف، یک حراج کوتاه‌مدت، تخفیفی برای هزار نفر اولی که این کالا را سفارش می‌دهند.

از عکس‌العمل سریع مخاطب‌های خود وحشتی نداشته باشید، خواننده را وادار به دادن سفارش کنید.آن‌هم، سفارش خیلی خیلی فوری.

منبع: ادبیات تبلیغ

we

فهرستی از «نکات برانگیزنده» یک متن تبلیغاتی

افراد مختلف، محصولی را به دلایل مختلف خریداری می‌کنند. اگر من اتومبیلی را خریداری کنم، نخست به فکر یک وسیله نقلیه مطمئن خواهم بود، که مرا به‌سلامت به مقصد برساند؛ بنابراین حتی یک اتومبیل دست‌دوم تمیز هم، مرا به هدف خود خواهد رساند. اما خریدار یک اتومبیل پورشه و یا مرسدس بنز به مسائل دیگری اهمیت می‌دهد – او خریدار اعتبار و پرستیژ هم هست.

قبل از نوشتن نکته تبلیغاتی خود، بهتر است یک‌بار دلایلی را که مردم مایل به خرید کالای شما هستند، بررسی کنید. برای کمک به شما، من در این زمینه فهرستی را تدارک دیده‌ام: – ۲۲ انگیزه مختلف برای خرید یک محصول. این فهرست کاملی نیست، اما شمارا به این فکر وامی‌دارد که برای چه کسی نامه می‌نویسید و چرا آن را می‌نویسید.

فهرستی از «نکات برانگیزنده» یک متن تبلیغاتی

فهرستی از «نکات برانگیزنده» یک متن تبلیغاتی

پس به این فهرست توجه کنید. اما فقط فهرست را نخوانید؛ در مورد هر یک از مفاد آن فکر کنید و راه این‌که چگونه می‌توانید از آن‌ها در تبلیغ محصول خود بهره‌برداری کنید، بیابید:

  1. موردعلاقه قرار گیرند.
  2. مورد تحسین قرار گیرند.
  3. کار درست انجام دهند.
  4. احساس ارزش و اهمیت کنند.
  5. تولید درآمد کنید.
  6. پول صرفه‌جویی کنید.
  7. زمان صرفه‌جویی کنید.
  8. کار را تسهیل کنند.
  9. احساس ایمنی کنند.
  10. زیبا باشند.
  11. جذاب باشند.
  12. راحت باشند.
  13. متمایز باشند.
  14. خوشحال باشند.
  15. سرگرم شوند.
  16. کسب معلومات کنند.
  17. سالم باشند.
  18. حس کنجکاوی خود را ارضا کنند.
  19. برای سهولت.
  20. بدون ترس
  21. بدون حرص و طمع
  22. بدون احساس گناه

در مورد محصولاتی که خریداری می‌کنید و به علت آن‌ها فکر کنید.

شما ادوکلن می‌خرید تا خوش‌بو باشید، چرا؟ چون میل دارید نظر جنس مخالف را جلب کنید.

شما وسایل ورزشی خریداری می‌کنید، تا سرگرم شوید. به یک باشگاه ورزشی می‌پیوندید ، تا سالم باشید. فندکی باروکش طلا می‌خرید، تا آدم متمایز و بااهمیتی جلوه کنید.

بیمه‌های مختلف را خریداری می‌کنید، تا احساس امنیت کنید. کفش می‌خرید تا راحت باشید.

پس‌ازآن که به دلایل افراد برای خرید کالایی پی ببرید، دیگر با رموز فروش آن کالاها نیز آشنا خواهید شد: – تمیز نوشتن متن تبلیغاتی آن‌ها. بقیه کار شامل سازمان‌دهی، ویرایش خوب و چندین روش ساده دیگر است.

منبع: ادبیات تبلیغ

رسال نامه‌های الکترونیکی یکی از قدرتمندترین شیوه‌های بازاریابی امروزیرسال نامه‌های الکترونیکی یکی از قدرتمندترین شیوه‌های بازاریابی امروزی

ارسال نامه‌های الکترونیکی یکی از قدرتمندترین شیوه‌های بازاریابی

بازاریابی از طریق ارسال نامه‌های الکترونیکی یکی از قدرتمندترین شیوه‌های بازاریابی امروزی است که در اختیار تمامی  کسب‌وکارهای کوچک  و بزرگ قرار دارد. بر اساس اطلاعات منتشره از سوی  انجمن بازاریابی مستقیم، بیش از نیمی از کسب‌وکارهای کوچک، نامه‌های الکترونیکی را به‌عنوان اصلی‌ترین شیوه تبلیغاتی اینترنتی برای جلب بازدیدکنندگان و مشتریان از سایت خود و فروشگاه‌های اینترنتی خود معرفی کرده‌اند.

چرا نامه‌های الکترونیکی شیوه مؤثر بازاریابی شناخته می‌شود؟

قدرتمندترین شیوه‌ بازاریابی امروزی

قدرتمندترین شیوه‌ بازاریابی امروزی

شیوه‌ای ارزان و به‌صرفه است

بازاریابی از طریق نامه‌های الکترونیکی یکی از به‌صرفه‌ترین شیوه‌های تبلیغات در چارچوب بودجه‌های محدود بازاریابی است. برخلاف شیوه ارسال نامه مستقیم، نامه‌های الکترونیکی کم‌ترین هزینه‌ای برای تهیه، خرید لوازم، یا هزینه ارسال ندارند. این روش بازاریابی کم‌ترین هزینه بازاریابی را دارد.

شیوه‌ای مؤثر است

نامه‌های الکترونیکی به شما امکان می‌دهد تا به‌صورت فعالانه با مشتریان فعلی و بالقوه خود ارتباط برقرار کنید و منتظر برقراری تماس از سوی آن‌ها و مراجعه آن‌ها به سایت یا فروشگاه اینترنتی خود نباشید، به همین دلیل، اثربخشی این شیوه در افزایش سطح فروش، سطح مراجعات به سایت یا فروشگاه اینترنتی، هم‌چنین میزان وفاداری، قابل‌توجه است.

شیوه‌ای بی‌درنگ و بی‌واسطه است

این روش بازاریابی می‌تواند بلافاصله مخاطبان شمارا به پاسخ‌گویی ترغیب کند؛ و دریافت‌کنندگان این نامه‌ها تنها با یک کلیک می‌توانند اطلاعات بیش‌تری درزمینهٔ خدمات شما دریافت کنند و با مزیت‌های پیشنهادی شما آشنا شوند. بسیاری از تحقیقات نشان می‌دهند که بازاریابی از طریق نامه‌های الکترونیکی در مدت کمتر از ۴۸ ساعت می‌تواند نرخ پاسخ‌گویی مخاطبان را افزایش دهد و منجر به برقراری ارتباط با شرکت شود.

شیوه‌ای هدفمند است

با استفاده از این شیوه بازاریابی به‌سادگی می‌توانید فهرست مشتریان بالقوه خود را بخش‌بندی کنید و با استفاده از معیارها یا گروه‌های مختلف علاقه‌مند به محصولات خود، فعالیت‌های تبلیغاتی را به‌گونه‌ای طراحی نمایید که پیام شما محتمل‌ترین خریداران شمارا نشانه رود.

 

قدرتمندترین شیوه‌ بازاریابی امروزی

قدرتمندترین شیوه‌ بازاریابی امروزی

منبع: کتاب فروشندگان خاموش

مزیت کار کردن با آژانس تهیه آگهی

مزیت کار کردن با آژانس تهیه آگهی

در این است که شما اطمینان دارید که با افرادی آگاه و مطلع کار می‌کنید. در یک تجارت شخصی، چون نویسندگی، همواره خطر کار کردن با غیر حرفه‌ای‌ها – افرادی که کار شمارا درک نمی‌کنند – وجود دارد.

خطر در این است که آن‌ها خودشان را «کنار نمی‌کشند» و اجازه نمی‌دهند که کارتان را انجام دهید. آنها ضابطه زیبایی را رد می‌کنند و با سماجت از شما می‌خواهند که بر طبق استانداردهای یک نوشته مؤثر، متن را بنویسید.

خطر کار کردن با افراد غیرحرفه‌ای، می‌تواند مواقعی هم که با تبلیغات کنندگان مستقیماً کار می‌کنید، شمارا تهدید کند. زمانی که مشتری شما یک شرکت بزرگ است، با مسئله‌ای روبه‌رو نمی‌شوید؛ زیرا که شرکت‌های بزرگ معمولاً افراد حرفه‌ای را انتخاب می‌کنند، که باکار خود کاملاً آشنا هستند. اما این مسئله در زمان کار کردن با آژانس‌های کوچک، مشخص می‌شود، آن‌هم زمانی که مدیرمسئول آژانس یک فرد حرفه‌ای نیست، بلکه مدیر یا تکنسین ناآگاهی است که از حوزه دیگری به آنجا آورده شده، اما در حوزه تهیه آگهی گیرکرده است.

مزیت کار کردن با آژانس تهیه آگهی

مزیت کار کردن با آژانس تهیه آگهی

چنین فردی مایه دردسر نویسنده آزاد است. او خودش هم نمی‌داند که چه می‌خواهد و نمی‌داند چه انتظاری از شما دارد. نمی‌داند چگونه با شما کار کند و هرگز ارزش یک آگهی خوب را درک نخواهد کرد. او دائم از طریق تلفن، مزاحمتان می‌شود و به‌جا و نا به‌جا شمارا به گردهمایی‌های شرکت می‌کشاند، و شمارا تهدید می‌کند که در صورت عدم اطاعت از هر یک از فرمان‌ها او، دستمزدتان پرداخت نخواهد شد.

شما پس از چند ماه کار کردن در این میدان، این‌گونه افراد را شناسایی خواهید کرد.

اگر مصمم هستید که با چنین فردی کارکنید، ابتدا اطمینان یابید که شرایط خود را به‌طور قطعی، قبل از شروع کار بیان کرده‌اید.

اگر آژانس‌های کوچک بتوانند از تجارب شما استفاده کرده، آن را قدر نهند، شما می‌توانید به ایجاد روابط پرسودی با آن‌ها بپردازید، که سال‌های دراز به طول انجامد.

به‌طورکلی، باور من بر این است که کمپانی‌های بزرگ نسبت به شرکت‌های کوچک، مشتریان بهتری هستند. همان‌گونه که قبلاً ذکر کرده‌ام، دلیل عمده آن، کار کردن با افراد حرفه است. دلیل دیگر آن این است که پول کافی برای پرداخت به‌موقع دستمزد شما در اختیاردارند، و سوم اینکه یک کمپانی بزرگ، موارد بیشتری برای تبلیغ دارد و بنابراین نویسنده آزاد همواره سفارش کار از آن‌ها دریافت می‌کند.

budje1

تعیین بودجه‌های بازاریابی

تعیین بودجه‌های بازاریابی

بودجه‌های بازاریابی، با توجه به حوزه فعالیت‌های کسب‌وکارهای مختلف، از ۱ درصد فروش خالص (برای کسب‌وکار فعال در عرصه‌های صنعتی)، تا ۱۰ درصد یا بیشتر (برای کسب‌وکارهای فعال درزمینهٔ کالاهای مصرفی بسته‌بندی‌شده) برآورده شده و تخصیص می‌یابد. واقعیت این است که برخی از شرکت‌های تولیدکننده کالاهای مصرفی، گاهی تا ۵۰ درصد از فروش خالص خود را برای برنامه‌های بازاریابی معرفی محصول خود در سال اول فعالیت هزینه می‌کنند و پس‌ازآن، طی چند سال حدود این رقم را به ۸ تا ۱۰ درصد از فروش خود کاهش می‌دهند. خرده‌فروشی‌هایی که اقدام به فعالیت‌های تبلیغاتی و پیشبرد فروش خدمات یا محصولات خود می‌کنند، به‌طور متوسط ۴ تا ۶ درصد فروش خود را صرف پوشش هزینه‌های بازاریابی می‌کنند.

budje

اغلب، کسب‌وکارهای کوچک میزان درآمد فروش، هزینه‌های کالاها، هزینه‌های سربار، حقوق و پاداش کارکنان و سود ناخالص خود را تخمین می‌زنند و هر آنچه را که باقی می‌ماند به‌عنوان سرمایه‌ای برای فعالیت‌های بازاریابی خود در نظر می‌گیرند؛ اما این ایده خوبی نیست. رویکرد منطقی‌تر برای تعیین بودجه بازاریابی این است که به‌طور تقریبی، میزان هزینه‌های بازاریابی اصلی‌ترین رقیب را محاسبه کنید و سپس بودجه‌ای برابر یا بیش‌تر از آن را به این فعالیت اختصاص دهید. اگر شما رقیب تازه‌واردی در عرصه بازار خود هستید، لازم است که هزینه‌های بیش‌تری بر پایه استراتژی‌های تهاجمی صرف کنید تا بتوانید به هدف‌های تعیین‌شده خود درزمینهٔ سهم بازار دست‌یابید.

پس از تعیین و تثبیت بودجه، مهم‌ترین نکته این است که به یاد داشته باشید که موفقیت نتیجه مستقیم خلاقیت‌ها و نوآوری‌های شماست  صرف بودجه زیاد لزوماً منجر به موفقیت نمی‌شود.

بودجه بازاریابی به‌طورمعمول هزینه‌های تبلیغات، ترفیع و روابط عمومی را پوشش می‌دهد. میزان بودجه بازاریابی نسبت به‌اندازه کسب‌و‌کار، فروش سالانه و میزان رقابت متفاوت است. بسته به نوع صنعت، بودجه بازاریابی می‌تواند حداقل یک درصد از فروش تا حداکثر ۳۰ درصد متغیر باشد. شرکت‌های جدید ممکن است تا ۵۰ درصد از فروش برای برنامه‌های بازاریابی مقدماتی در سال اول صرف کنند. کسب‌و‌کار کوچک ممکن است سعی کند این هزینه را فقط برای تطبیق با رقبای مستقیم خود صرف کند.
بودجه بازاریابی به‌طورکلی شامل موارد زیر است:
• چاپ و پخش تبلیغات
• طراحی و هزینه‌های چاپ برای تمام مواد چاپ، مانند خبرنامه‌ها، روزنامه‌ها، مجلات، و منتشرشده در مطبوعات، هزینه‌های پست مستقیم
• توسعه وب‌سایت
• روابط عمومی
• معرفی کسب‌وکار
• هر روش خاص موردنیاز دیگر
به خاطر داشته باشید، معمولاً ساده‌ترین روش آن است که با یک مقدار پایه برای بودجه بازاریابی آغاز کنید و سپس آن را به زیرشاخه تقسیم کنید. بودجه بازاریابی برای هر کسب‌و‌کار متفاوت خواهد بود

radio1

آگهی رادیویی چگونه نوشته می‌شود

رادیو متفاوت از تلویزیون و چاپ است، و تفاوت در این است که: تصویر ندارد. نویسنده آگهی رادیویی با کلمات و  اصوات کار می‌کند. کلمات و اصوات او بایستی تصویر کالایی در ذهن شنونده خلق کنند.

یک آگهی رادیویی برای «کیک عمه لوسی» قادر به نشان دادن تصویر خانواده‌ای که مشغول خوردن کیک و لذت بردن از آن هستند، نیست. پس، شما باید از اصوات برای به تصویر کشیدن این صحنه استفاده کنید – صدای بریدن کیک، جویدن آن توسط افراد و تحسین و تمجید آن‌ها از دست‌پخت صاحب‌خانه.

آگهی رادیویی چگونه نوشته می‌شود

آگهی رادیویی چگونه نوشته می‌شود

فرض کنید که این کیک دربسته بندی زیبایی در سوپرمارکت محلی به فروش می‌رسد. شما نمی‌توانید از طریق رادیو این بسته‌بندی زیبا را نشان دهید. شما بایستی از اعلام‌کننده بخواهید که بگوید: «این کیک خانگی که دربسته بندی آبی زیبایی قرارگرفته است، در سوپرمارکت محل شما به فروش می‌رسد».

اکنون صنعت کوچکی شکل‌گرفته است که به نوشتن و تهیه آگهی‌های رادیویی برای آژانس‌های تبلیغاتی می‌پردازد. بسیاری از نویسندگان و سرپرستان خلاق به آگهی رادیویی بادید حقارت نگاه می‌کنند. (شاید به دلیل آن‌که دستمزد آن کمتر از آگهی تلویزیونی است.) و از اینکه چنین تکالیفی را به کسان دیگر محول کنند، خوشحال می‌شوند.

در این زمینه نیز همواره متخصصانی وجود داشته‌اند. سال‌های متوالی، نام استان فریبرگ با آگهی‌هایی برای محصولات مختلف در رادیو خلق می‌کرد، بر سر زبان‌ها بود. سپس، دیک ارکین و برت بردیس سلطان این قلمرو بودند. اکنون جان کلیس حرف اول را می‌زند.

tabligh

رهنمودهای نوشتن متن آگهی تلویزیونی جذاب

در اینجا به  نکاتی که می‌توانند آگهی تلویزیونی را جذاب، به‌یادماندنی و مؤثر سازند، توجه کنید:

رهنمودهای نوشتن متن آگهی تلویزیونی جذاب

رهنمودهای نوشتن متن آگهی تلویزیونی جذاب

  1. در مورد بینندگان خود بیندیشید، همان کسی که در مقابل تلویزیون نشسته است. آیا آگهی شما آن‌قدر جالب است که او را از رفتن به‌جانب یخچال و یا دستشویی بازدارد؟
  2. بینندگان به مدت محدودی، برای مثال ۳۰ تا ۶۰ ثانیه می‌توانند یک‌صدا و یا یک تصویر را تماشا کنند، پس اگر آگهی شما نیاز به کلمه‌های زیادی دارد، تصویرها را ساده کنید. از جانبی دیگر، اگر طرح‌های گرافیکی پیچیده‌ای را مورداستفاده قرار می‌دهید، حداقل کلمه‌ها را بگیرید. بیننده نمی‌تواند یک نمایش بصری چشمگیر را در کنار هجوم متوالی و سریع گوینده تحمل کند.
  3. درهرصورت، تصویر و صدا بایستی در کنار هم عمل کنند. کلماتی بایستی نمایش را توصیف کنند.
  4. تلویزیون رسانه ویژه تصاویر است، و نه کلمات. اما به‌طور حتم تصاویر شما پیامی را ارسال می‌دارند. اگر صدای تلویزیون را کم کنید و با تماشای تصویر به‌تنهایی، متوجه نشوید که داستان چیست، پس آگهی شما محکوم‌به ناکامی است.
  5. آگهی خود را بر اساس بودجه موجود خود برنامه‌ریزی کنید. استفاده از آگهی موزیکال، طرح‌های گرافیکی، بازیگران، کارتون و سایر ابزار تبلیغ بسیار گران تمام می‌شوند. تنها معرفی مستقیم کالا در مقابل دوربین تلویزیون و نمایش مستقیم طرز کار آن، نسبت به سایر روش‌ها، ارزان تمام می‌شود.
  6. نکته موردنظر خود را صریح اعلام کنید. شما فقط ۳۰ تا ۶۰ ثانیه فرصت دارید – حداکثر ۹۰ کلمه – که پیام خود را ارسال دارید. یک آگهی چاپی در مقایسه با آگهی تلویزیونی، می‌تواند دارای ۱۵۰۰ کلمه باشد. پس آگهی تلویزیونی شما بایستی ساده، مستقیم و مربوط به موضوع باشد.
  7. اگر کالای شمارا می‌توان از قفسه سوپرمارکت‌ها خریداری کرد، برچسب آن را نشان دهید. دوربین را کاملاً بر روی کالا متمرکزسازید تا خصوصیات بسته‌بندی آن روشن شود.
  8. از حرکت استفاده کنید. فیلم برخلاف اسلاید رسانه حرکتی است. حرکت اتومبیل‌ها را نشان دهید. ریختن قطره‌قطره شیره انگور را و لیوان نوشابه گازداری را که کف می‌کند و بالا می‌آید. از صحنه‌های راکد اجتناب کنید. همه‌چیز را به حرکت درآورید.
  9. نام کالا و نکات مهم آن را حداقل ۲ بار تکرار کنید. این کار ۲ علت دارد، نخست: تکرار یک مطلب، یادآوری آن را آسان‌تر می‌کند. دوم: بسیاری از بینندگان احتمالاً در بدو امر به این آگهی توجهی نکرده‌اند. پس برای اطمینان خاطر آن را تکرار می‌کنید.
ads

اصول تفکرناب در تبلیغات ناب

به‌طور یقین برای افزایش بهره‌وری و اثربخشی تبلیغات و کاهش هزینه‌های تبلیغاتی در سازمان – همان‌طور که در مزیت رقابتی تبلیغاتی تشریح شد- ضرورت استفاده از روش‌های مطرح دنیا از قبیل تفکر ناب لازم می‌شود. این روش در اکثر نقاط جهان توسط افرادی سخت‌کوش اجراشده است. آن‌ها با تشکیل گروه‌های تخصصی موردنیاز، به انجام کارهای گروهی برای شناسایی اتلاف مبادرت کردند.

آنها توانستند مشکلات زیادی را از سر راه تبلیغات برداشته و شرکت یا سازمانشان را به موقعیت‌های عالی برسانند. یکی از نمونه‌های مهم استفاده از این تفکر، در تبلیغات شرکت اچ پی است که این تکنیک را در کمپین تبلیغاتی خود پیاده کرد و به موفقیت‌های بسیاری در امر تبلیغات دست‌یافت.

سرآغاز و منشأ اصلی شکل‌گیری تفکر ناب از روش تولید ناب، شرکت تویوتا واقع در جزیره ناگویای ژاپن است. در ابتدا خانواده تویوتا در صنعت ماشین‌آلات نساجی فعالیت می‌کردند. در دهه ۱۹۳۰ به دلیل نیاز شدید دولت ژاپن شرکت تویوتا وارد صنعت وسایل نقلیه موتوری شد. در آن سال‌ها این شرکت با مشکلاتی از قبیل بازار داخلی کوچک، نیروی کار ثابت، فقدان سرمایه کافی و رقبای خارجی علاقه‌مند به بازار ژاپن روبه‌رو بود. آی جی تویودا با مهندس شرکت تائیچی اوهنو به آمریکا سفرکرده، از شرکت خودروسازی فورد بازدید به عمل آوردند و نهایتاً به این نتیجه رسیدند که اصول تولید انبوه قابلیت پیاده‌سازی در ژاپن را ندارد و این سیستم پر از مودا (اتلاف) است. بر همین اساس، آن‌ها شیوه‌ای جدید از تولید را که بعدها تولید ناب نام گرفت، ایجاد کردند.

در مدل تولید ناب می‌توان با کمترین امکانات، انجام بیشترین کارها را با توجه به داده‌های مبتنی بر ارزیابی مقایسه‌ای که نشان‌دهنده سازمان‌دهی امور مربوط به «مدیریت ارتباط با مشتری»،«زنجیره تأمین»،«تکوین محصول»و«عملیات تولید» است، میسر کرد و آن همانا رهیافتی است که شرکت تویوتا، بعد از جنگ جهانی دوم، پیشگام آن بوده است. در مدل یا استراتژی تفکر ناب در تبلیغات یا تبلیغات ناب نیز می‌توان با کمترین امکانات، بیشترین و فراوان‌ترین تبلیغات با اثربخشی بهینه را به ارمغان آورد که مبتنی بر عوامل بسیار مانند تعداد مخاطبان، بهبود کیفیت تبلیغات، بهره‌وری تبلیغات، اثربخشی تبلیغات و … باشد.

اصول تبلیغات ناب:

  • تعیین ارزش تبلیغات از دیدگاه مشتری و مخاطب
  • شناسایی جریان ارزش تبلیغات
  • ایجاد حرکت بدون وقفه در این ارزش
  • ایجاد امکان کشش در زنجیره
  • تعقیب کمال

منبع: تاکتیک ها تکنیک های تبلیغات

jel

استفاده از ستارگان در تبلیغات

یک پیام بازاریابی نمی‌تواند صرفاً یک پیام باشد و جاذبه‌ای نداشته باشد.

باید کاری کنید که توجه مشتریان به آنچه قرار است گفته شود، جلب شود. این نقش را یک ستاره می‌تواند به‌خوبی بر عهده بگیرد.

هیچ‌کسی، تأکید می‌کنم هیچ‌کسی به‌خوبی بیل کازبی نمی‌توانست یک پیام تبلیغاتی را منتقل کند. در سخنرانی مقدماتی تالار مشاهیر تبلیغات در سال ۲۰۱۱، آقای کازبی «جایزه ریاست جمهوری به مناسبت یک‌عمر فعالیت تبلیغاتی» را دریافت کرد.

چه چیزی موجب تأثیرگذاری بیل کازبی می‌شد؟ در یک کلمه: صمیمیت. مصرف‌کنندگان به‌شدت قادرند ستارگانی را که فقط «واژه‌ها را ادا می‌کنند» از کسانی که «به شایستگی محصول مورد تبلیغ، باور دارند» تشخیص دهند.

بهترین تبلیغ کازبی متعلق به محصولات پودینگ جل –اُ بود که بر عبارت‌هایی مانند «خوشمزه برای شکم» و «ممنونم مادر عزیزم» تأکید می‌کرد و در آن، کازبی کودک کم سن و سالی به نظر می‌رسید که شیفته دسر پودینگ جل –اُ بود.

استفاده از ستارگان در تبلیغات

استفاده از ستارگان در تبلیغات

بیل کازبی دقیقاً از همان دست ستارگانی است که به هنگام ورود محصول جدیدتان به بازار، نیاز دارید. کازبی برای برندهای دیگری مانند کرست، کداک، کوکاکولا و فورد نیز کارهای تبلیغاتی ماندگاری انجام داد.

بسیاری از بازاریاب‌ها در استفاده از ستارگان برای تبلیغ محصول خود تردید دارند، زیرا معتقدند که مردم می‌دانند آن‌ها برای این کار به ستارگان پول می‌دهند.

اما ۳ دلیل برای عدم استفاده از ستارگان وجود دارد: ۱) نرخ دستمزد ستارگان خیلی بالاست، ۲) در بسیاری از موارد نمی‌توان باور کرد که ستارگان مشتری برند شما باشند و ۳) ستارگان هم مانند تمامی انسان های دیگر ممکن است دچار خطای انسانی شوند و به برند شما آسیب بزنند.

ee

بروشور را به قسمت‌های کوتاه و قابل خواندن تقسیم کنید

با تنظیم بروشور خود، می‌توانید طرحی را تدارک ببینید که در آن موضوع به قسمت‌های متعدد تقسیم می‌شود.

شما بایستی این طرح را در نسخه نهایی خود پیاده کنید. متن بروشور خود را به‌صورت یک سری از بخش‌ها و زیر بخش‌های کوتاه درآورید و هر یک را با عنوان و یا زیر عنوان خود بنویسید.

این روش دارای چندین مزایاست:

نخست: استفاده از سرفصل و زیر سرفصل موجب می‌شود که حتی اگر خواننده درصدد یافتن لب مطلب است، به هدف خود نائل آید. بسیاری از افراد تمامی متن را نمی‌خوانند اما با نگاهی کوتاه به سرفصل به مطلب و هدف‌های فروش پی می‌برند.

اطمینان یابید که سرفصل و زیر سرفصل شما به روایت داستانی می‌پردازد. از سرفصل‌هایی که به توصیف مستقیم کالا می‌پردازند و یا با کلمات بازی می‌کنند، بپرهیزید.

به‌جای «هیتاچی خونسرد عمل می‌کند» بنویسید: «گرم‌کننده و سردکننده هیتاچی هزینه انرژی را به نصف تقلیل می‌دهد.»

دوم: تقسیم یک متن به بخش‌های کوچک‌تر، خواندن بروشور را آسان‌تر می‌کند. مردم از خواند یک متن طولانی خسته می‌شوند. آن‌ها ترجیح می‌دهند به خواندن بخش کوتاهی از متن بپردازند، مکث کنند، استراحت بکنند، اطلاعات داده‌شده را جذب کنند و سپس به بخش دیگر متن مراجعه کنند (به همین دلیل کتاب‌های داستان هم به فصل‌های مختلف تقسیم می‌شوند.)

سوم:تقسیم بروشور به بخش‌های کوچک‌تر، نوشتن آن را نیز سهل‌تر می‌سازد. شما طرح آرایش خود را دنبال کنید و مطالب لازم را در بخش‌های مناسب بگنجانید: اگر اطلاعات جدیدی دارید، که در هیچ‌یک از بخش‌ها نمی‌گنجد، بخش جدیدی را به بروشور اضافه کنید و درست مانند خواننده، شما نیز می‌توانید پس از نوشتن یک بخش مکثی کرده، سپس بخش دیگر را آغاز کنید.

sd

هنگام نوشتن بروشور به این نکته بیندیشید که این بخش‌های مختلف به چه صورت روی صفحه‌های بروشور ظاهر خواهند شد. به‌عنوان‌مثال، شما مایلید که یک بروشور شش‌صفحه‌ای تمیز با چهار بخش (هر بخش در یک صفحه)، با عنوانی روی جلد و شعار و نشانی کمپانی بر روی پشت جلد داشته باشید.

بعضی از نویسندگان بروشور، صفحه‌های خود را طوری طراحی می‌کنند که هر صفحه یک یا دو بخش کامل در برگیرد. برخی دیگر اعتقاددارند که برای جلب‌توجه خواننده ناچار به ورق زدن بروشور شود. هر دو روش دارای مزیت خاص خود هستند و انتخاب هر یک از آن‌ها بستگی به سلیقه شخصی افراد دارد.

اگر بروشور شما دارای تاخوردگی است و یا به‌صورت غیرمتعارفی طراحی‌شده است، ماکتی از آن درست کنید. از این ماکت برای نشان دادن آرایش و جریان متن از صفحه‌ای به صفحه دیگر استفاده کنید، و اطمینان یابید که خواننده، بخش‌های مختلف متن را به همان ترتیبی که در متن دستخط شما آرایش یافته است، بخواند.

منبع: ادبیات تبیلغ

چطور یکی را برای خود پیدا کنید!

چطور یکی را برای خود پیدا کنید!

سال‌ها پیش، بیل برنباخ صنعت تبلیغات را با معرفی رویکرد گروهی متحول کرد. پیش از او، یک نفر متن تبلیغات را می‌نوشت و متن را به مدیر هنری می‌داد تا «آن را به تصویر بکشد».

برنباخ تغییراتی بنیادی در این سیستم ایجاد کرد و از این دو نفر، یعنی نویسنده متن تبلیغاتی و مدیر هنری، یک گروه ساخت و این گروه را وادار کرد که در هماهنگی با یکدیگر کار کنند و پیش از ساخت هرگونه آگهی تبلیغاتی، به یک استراتژی برسند.

گروه تشکیل‌شده از نویسنده و مدیر هنری، تبلیغات را به سطحی ارتقا داد که پیش‌ازاین بدان دست نیافته بود. اغلب، از این مرحله با عنوان «عصر طلایی تبلیغات» یاد می‌شود و به‌افتخار آن‌یک سریال تلویزیونی نیز بانام «مردان دیوانه» ساخته‌شده است. هنوز هم در صنعت تبلیغات به رویکرد گروهی توجه می‌شود.

اما لزومی ندارد که حتماً یک آژانس تبلیغاتی یا گروهی این‌چنینی را به خدمت بگیرید تا برند خود را از مزایای رویکرد گروهی بهره‌مند سازید.

چطور یکی را برای خود پیدا کنید!

چطور یکی را برای خود پیدا کنید!

شما در سرخود نیز گروهی دارید که می‌توانید به کارش بگیرید. یک متن نویس در نیمکره چپ و یک مدیر هانری در نیمکره راست.

متأسفانه نیم‌کره چپ مغز شما یک همه‌چیزدان مغرور است که ذره‌ذره ایده‌هایی را باطل می‌کند که نیمکره راست به شکلی ناخودآگاه تولید کرده است.

وقتی نیمه چپ تحلیل‌گرا بر مسئله‌ای تمرکز می‌کند منطق مایل است بر شهود برتری پیدا می‌کند. نیمه راست کل‌نگر هنوز حرفی برای گفتن دارد، اما تحت الشعاع رئیسش قرار می‌گیرد که در طرف دیگر نشسته است. درنتیجه اغلب مردم، درنهایت، به افرادی کلامی و تحلیل‌گرا تبدیل می‌شوند. آن‌ها در دنیایی از واژه‌ها زندگی می‌کنند؛ در قالب واژه‌ها فکر می‌کنند، با واژه‌ها می‌نویسند و با همان‌ها حرف می‌زنند.

و به لطف انقلاب دیجیتال، روزانه با شماری از واژه‌ها بمباران می‌شویم که درگذشته این‌همه ندیده بودیم. روزانه ۲۹۴ میلیارد ایمیل در دنیا ردوبدل می‌شود و ۶۸ میلیون توییت در وب‌سایت توییتر نوشته می‌شود. این‌ها را بگذارید کنار خروجی کلامی ۲۵۵ میلیون وب‌سایت و ۱۵۲ میلیون وبلاگ.

وقتی در دنیایی از واژه‌ها زندگی می‌کنید، تمایل دارید که دنیای تصاویر را به طریقی، نسبت به دنیای واژه‌ها، در درجه دوم اهمیت قرار دهید.
بااین‌حال، طبیعت تصویری است، نه کلامی.

tabligh

نوشتن یک آگهی پرفروش

نخستین قدم در نوشتن یک آگهی پرفروش، پرداختن به مزایای آن کالاست و نه خصوصیات آن.

خصوصیت یک کالا و یا خدمت، واقعیتی را در مورد آن توصیف می‌کند؛ اما مزیت آن، امتیازی است که به مصرف‌کننده تعلق می‌گیرد و نتیجه طبیعی خصوصیت مورد ذکر است.

برای مثال: من کتابی در مورد یک دستگاه واژه‌پرداز می‌نویسم. خصوصیت این دستگاه آن است که به من اجازه ویرایش و مرور مطالبی را، که با تایپ الکترونیکی نوشته‌ام، می‌دهد و می‌توانم به‌راحتی جمله‌ای را حذف و یا کلمه‌ای را اضافه کنم، بدون آن‌که نیازی به تایپ مجدد کل صفحه باشد.

مزیت این خصوصیت آن است که در وقت صرفه‌جویی کرده، تولید خود را افزایش می‌دهم(پول بیشتری به دست می‌آورم).

یک شرکت آموزش فروشندگی، راحت‌ترین نشریه‌ای را با عنوان:« چرا این فروشندگان قادر به فروش نیستند؟» به چاپ رسانده است و در آن به ده علت مختلف ناکامی یک فروشنده اشاره‌کرده است، ازجمله ضعف فروشنده در نمایش مزایای کالا.

tabligh2

این شرکت می‌گوید:

(( مشتری فقط به دنبال خدمات خاص نیست، مگر آن‌که کاری برای او انجام دهد. بااین‌حال بسیاری از فروشندگان تنها به معرفی خصوصیات یک کالا اکتفا می‌کنند، با این تصور که مخاطب با مزایای آن آشناست. فروشندگان بایستی باهنر تبدیل خصوصیات به مزایا آشنا باشند و سپس این هنر را با زبان مخاطب و متقاضی آینده به نمایش درآورند.))

این جریان در مورد نویسنده تبلیغات نیز صادق است. تازه‌کارها به‌جانب نوشتن خصوصیات یک کالا گرایش دارند – واقعیت‌ها، ارقام و آمار در دست. حرفه‌ای‌ها بامهارت این خصوصیات را به مزایایی برای مصرف‌کننده مبدل می‌سازند – دلایلی که نشان می‌دهد چرا خواننده بایستی این کالا را خریداری کند.

در اینجا روش ساده‌ای را برای ارائه مزایای یک کالا به شما معرفی می‌کنیم:

یک ورق کاغذ را به دو ستون تقسیم کنید. ستون سمت راست را به‌عنوان خصوصیات و ستون دیگر را به‌عنوان مزایا اختصاص دهید.

در ستون سمت راست تمام ویژگی‌های کالا را بنویسید. برای پیدا کردن خصوصیات می‌توانید از مطالبی که جمع‌آوری کردید استفاده کنید، خود کالا را بررسی کنید با افرادی که با کالا در ارتباط بودند مصاحبه کنید. سپس مطالب این ستون را بررسی کنید و از خودتان سؤال کنید «این ویژگی‌ها چه مزایایی برای مصرف‌کننده خواهند داشت؟ چگونه این ویژگی‌ها، محصول را جالب‌تر، مفیدتر، لذت‌بخش‌تر و مقرون به‌صرفه‌تر خواهند ساخت؟»

3002016-poster-3002016-poster-942-reverse-engineering-twitter-solve-advertising-mystery0thumb

مهندسی معکوس در تبلیغات

‏مدل مهندسى معکوس در تبلیغات،

استراتژى مهندسى معکوس هنگامى‌که یک خودرو به بازار مى‌آید، رقیبان آن شرکت تولیدى، مدلى از خودرو را تهیه‌کرده و آن را قطعه‌قطعه می‌کنند تا طرز کار و چگونگى ساخت آن را ببینند و از تکنیک‌هاى آن در تولیدهاى خود استفاده کنند. یا در مهندسی راه و ساختمان، از طرح پل‌ها ساختمان‌هاى قدیمى که هنوز  برجا باقی‌مانده‌اند، الگو گرفته مى‌شود و در مورد چگونگى ساخت آن‌ها، مواد اولیه‌ى استفاده‌شده و علل سالم ماندن آن تحقیق مى‌شود تا در طرح‌های آتى براى استحکام بیشتر استفاده کنند. هنگامی‌که یک تبلیغات انیمیشنى درباره‌ى یک محصول به بازار مى‌آید مجریان و مهندسان تبلیغات آن را شکافته و شخصیت‌ها و تکنیک‌هاى آن را براى تبلیغات خود جداسازى مى‌کنند و سعى مى‌کنند با معکوس کردن فرایند، از شیوه‌ها و تکنیک‌هاى تهیه‌ى این تبلیغ آگاهى پیدا کنند.

‏مهندسى معکوس در تبلیغات براى بازاریابى و تشخیص اجزاى متشکله یک تبلیغ، به‌ویژه در صورت عدم دسترسى به طراحى اولیه کاربرد داشته و براى نگهدارى، گسترش و توسعه‌ى امکانات موجود و مهندسی مجدد مورداستفاده قرار مى‌گیرد. پس مى‌توان گفت که مهندسى معکوس با کالا آغاز مى‌شود و به فرایند طراحى مى‌رسد و این دقیقاً مخالف مسیر روش تولید است. به همین علت آن را مهندسى معکوس نامیده‌اند. به‌وسیله‌ی این روش بیشترین اطلاعات ممکن درباره‌ى ایده‌هاى مختلف طراحى که براى تولید یک تبلیغ استفاده مى‌شود، به دست مى‌آید. بدین‌وسیله هم مى‌توان تبلیغ را دوباره‌ترمیم کرد و هم مى‌توان از اید‌هاى مفید آن براى تولید تبلیغاتى کالایى جدید بهره برد. همین امر باعث شده است که مهندسى معکوس به یکى از شاخه‌هاى مهم مهندسى به‌ویژه در تبلیغات تبدیل شود و همواره نگاه‌ها به‌سوی تبلیغات خارجى محصولات واردشده به بازار جلب شود.

‏این روش، روش پذیرفته‌شده‌ای براى کشورهاى درحال‌توسعه به شمار مى‌رود. براى نمونه کشور چین با اجراى این تکنیک مهندسى در بسیارى از صنایع خود، موفق به پیشرفت زیادى شد. در مهندسى معکوس تبلیغات، ابتدا میزان کمبود اطلاعات فنى فرایند تبلیغاتى براى پشتیبانى از تولید یک تبلیغ معین مى‌شود؛

سپس با انجام یک کار گروهى توسط تیمى منسجم، متشکل از متخصصان و محققان رشته‌هاى مختلف تبلیغات، به همراه مدیریت و سازمان‌دهی مناسب تشکیلات تحقیقاتى و توسعه‌اى سعى مى‌شود مدارک و نقشه‌هاى خاصى طراحى سیستم تبلیغ به دست آید.

‏مهندسى معکوس تبلیغات یکى از روش‌هاى دسترسى به دانش تکنیک  تبلیغات است. لازمه‌ى اجراى این روش وجود نمونه‌هایى از تبلیغات است که مبناى کار تجزیه‌وتحلیل و تحقیقات قرار مى‌گیرد. در این روش براى دستیابى به دانش فنى به برون‌فکنی اطلاعات فنى از طریق تجزیه‌ى سیستم تبلیغاتى متوسل مى‌شویم که اصطلاحاً کشف کردن دانش تکنیکی نامیده مى‌شود. در این فرایند کارشناسان مربوطه، مشخصات، هدف و شرایط طراحى محصول را در نظر گرفته و سعى در ساخت و تولید تبلیغات طبق استانداردهاى ملى و رایج خوددارند و نقاط مجهول و ناشناخته مسأله را نیز با درایت و بررسى‌هاى کارشناسى مربوطه پوشش مى‌دهند! بدون اینکه از ابتدا درگیر جزئیات فنى و طراحى محصول شده باشند. شاید بتوان از مهندسى معکوس به‌عنوان الگوبردارى آگاهانه از یک تبلیغات نام برد: روشى که عده‌اى از کشورهاى شرق آسیا و نیز تعدادى از کشورهاى اروپایی بعد از جنگ جهانى دوم عملاً پیاده کردند و در حال حاضر جزو کشورهاى پیشرفته در عرصه تبلیغات محسوب مى‌شوند. براى مثال بسیارى از برنامه‌ها و کمپین های تبلیغاتی کشورهاى اروپایی، در کشور ما کپی شده و توسط مهندسی معکوس به اجرا درمى‌آیند. براى نمونه زمزم از تبلیغات کوکاکولا یا ایران‌خودرو از تبلیغات خودروهای خارجی کپی‌بردارى مى‌کند! یا در لابه‌لای صحنه‌های تبلیغاتى خود از صحنه‌هایی از تبلیغات آن‌ها استفاده مى‌کنند.

advertising-andishe-khalagh

دلایل گسترش تبلیغات محیطی

دلایل گسترش تبلیغات محیطی

عملکرد یک نام تجاری

نام‌های تجاری، برای رقابت در بازار، با انتخاب کالاها و خدمات متفاوت، با استفاده از شبکه‌های توزیع و یا با تاثیر گذاری بر سلیقه‌ی مشتریان، سهم بیشتری از بازار را برای خود طلب می‌کند.

طبق نظر «پروفسور شولتز» (استاد پروفسور دانلد شولتز، استاد بازاریابی یکپارچه در دانشگاه نورث وسترن ایالات متحده است.) در آینده رقابت بر سر قیمت، سودآوری تولیدات یا مزیت شبکه‌های توزیع، باعث برتری نخواهد بود. تنها چیزی که به برتری می‌انجامد، خیلی ساده و روشن، اعتبار نام تجاری است. آنها برای پیشرفت در آینده، به پایبندی مشتریان نیازمندند. بازار آینده، متعلق به نام‌های تجاری قوی‌تر است.

آنچه که به یک نام تجاری اعتبار می‌بخشد،آشنا بودن آن برای مخاطب، در معرض دید بودن و حفظ این موقعیت است.

به همین علت، پس از فرو ریختن دیوار آهنین و فروپاشی «شوروی»، بسیاری از شرکت‌های آمریکایی، قبل از ارائه‌ی محصولات خود، اقدام به تبلیغ آنها در روسیه کردند. آنها بدین طریق می‌خواستند نامشان را به مشتریان شناسانده و قبل از ورود به کشور، در آنها علاقمندی نسبت به محصئلات خود ایجاد کنند.

رفتار مشتریان

امروزه زمان یک کالای با ارزش است. ما زمان را به این امید که در آینده وقت بیشتری داشته باشیم، صرف، پس انداز یا حفظ می‌کنیم.

سرعت بالای زندگی نوین، سبب تغییر در شیوه زندگی بسیاری از مصرف کنندگان شده است. ساعت‌های کاری قابل انعطاف برای مشاغل تخصصی، تعطیلات آخر هفته، امکان خرید ۲۴ ساعته، امکانات پیشرفته‌ی تکنولوژی و فعالیت‌های روزافزون در زندگی شهری، همگی باعث شده است که بیشتر مردم خواستار استانداردهای بالاتری در زندگی خود شودند.

تقریبا هر سال بیش از ۳۰ میلیون آمریکایی، برای رفتن به محل کار خود، هر روز سفرهای درون شهری یا بین شهری می‌کنند. هرچه می‌گذرد، ما زمان بیشتری را در اتومبیل،هواپیما،قطار،اتوبوس و یا مترو صرف می‌کنیم. این به معنای سالانه بیش از ۶ تریلیون کیلومتر جابه‌جایی است. در حقیقت، از چهل سال پیش تا حال، میزان جابه‌جایی، یکصد و پنجاه درصد افزایش  داشته است. هر آمریکایی در هفته به طور متوسط ۳۰۰کیلومتر با وسیله‌ی نقلیه‌ی شخصی‌اش رانندگی می‌کند که این رقم هر سال بالاتر می‌رود.

امروزه خیلی از مشتریان(خریداران بالقوه)، پدیده‌ی جدیدی به نام سفر درون شهری زنجیره‌ای را تجربه می‌کند. به طور معمول یک مرد بالغ پس از ترک منزل به  سمت محل کار، احتمالا فرزندانش را هم به مدرسه می‌رساند و بعد از پایان کار، برای ورزش کررن سری هم به یک باشگاه ورزشی می‌زند یا برای معاینه پزشکی نزد دکتر یا دندان‌پزشکش می‌رود یا شاید هم به قصد دیدن مسابقه‌ی فوتبال پسرش به زمین بازی برود و هنگام غروب به منزل باز می‌گردد.

فعالیت روزافزون و الگوهای فزاینده‌ی جابه جایی باعث افزایش مخاطبان تبلیغات محیطی شده است.

منبع : کتاب  چرا تبلیغات محیطی

 

3d-photo-booth5

اولین غرفه چاپ سه بعدی عکس

اولین غرفه چاپ سه بعدی عکس

شرکت ژاپنی Omote 3D ، اولین غرفه چاپ سه‌بعدی عکس را در هاراژوکو ژاپن راه‌اندازی کرد.

ابتدا بدن افراد اسکن شده که برای این پروسه فرد باید ۱۵ دقیقه ثابت بماند. سپس تصاویر اسکن شده وارد رایانه می‌کنند تا مدل سه بعدی را ایجاد کنند و تمام جزئیات ظاهری  فرد مانند لباس،مو به دقت بررسی می‌شود.

شرکت امکان چاپ تصاویر سه  بعدی  را در سه سایز مختلف۱۰ سانتیمتری، ۱۵ سانتیمتری و ۲۰ سانتیمتری را می‌دهد. شما می‌توانید مجسمه خود را در یکی از این سه سایز انتخاب کنید.

 

3d-photo-booth1

مشتری باید ۱۵ دقیقه ثابت بماند تا توسط اسکنر سه بعدی اسکن شود.

3d-photo-booth2

باتوجه به اطلاعات که از اسکن به دست آمده، مدل سه بهدی ایجاد می‌شود.

3d-photo-booth3

از طریق مدل سه‌بعدی بدست آمده، مجسمه فرد توسط پرینتر سه بعدی چاپ ‌می‌شود.

3d-photo-booth4

چهره مجسمه ۱تا۲ ماه بعد از تصویربرداری ایجاد می‌شود که امکان تغییر رنگ لباس و موی افراد نیز وجود دارید.

3d-photo-booth5

 

کمپین تبلیغاتی

کمپین تبلیغاتی مبارزه با مواد مخدر آمریکا

کمپین تبلیغاتی مبارزه با مواد مخدر آمریکا

این کمپین ۳۰هزار کیسه‌‌ایی را که به طور سفارشی طراحی و چاپ کرده بود به داروخانه‌ها پخش کرد که به مشتریان یادآوری کند تا داورو‌های خود را از چنگ و دهان دیگران ایمن نگه دارند.

66a6a56dab74a313f26b85ec6e5b2f1c

17a52a64e641cb0f5251f54f3ce9ac09

b9880850ba4df00c2209c32d3833e902

و پوستر هایی که طراحی کردند  تا به خانواده ها یادآوری کند که اگر فرزندشان مصرف کننده است قبل از اینکه از دست برود با او صحبت کند.

drug_free_joint

drug_free_syringe

22

کاتالوگ شرکت ابزار قطعه آردین

 

شرح پروژه

کاتالوگ شرکت ابزار قطعه آردین در تیر ۹۴ توسط تیم کانون اندیشه خلاق طراحی و چاپ شد

این کاتالوگ در ۴ لت ( ۸ صفحه ) می باشد.

جنس کاتالوگ از کاغذ ۳۰۰ گرم با سلفون مات می باشد.

سبک و نوع طراحی صفحات به سبک صنعتی به همراه عکس های صنعتی می باشد.

فعالیت شرکت ابزار قطعه آردین در زمینه واردات قطعات و دستگاه های اندازه گیری و کالیبراتورهای الکترونیکی می باشد.

ghorfe-3

غرفه شرکت ایران خودرو

غرفه های نمایشگاهی

کانون اندیشه خلاق با بهره گیری از متخصصین در امور معماری، معماری داخلی، طراحی صنعتی و گرافیک خدمات حرفه ای خود را در دو بخش ارائه می نماید. در بخش اول که بخش مشاوره، طراحی و اجرای نمایشگاهی است، تلاش می گردد همگام با خط مشی، و سیاست های کاری متقاضیان در نمایشگاه های تخصصی، کلیه امکانات در جهت طراحی و ساخت غرفه های نمایشگاهی در محدوده کوتاه زمانی محیا گردد و در بخش دوم که شامل طراحی و اجرای دکوراسیون داخلی ( اداری و مسکونی و فروشگاهی) است، استفاده بهینه از فضا، افزایش بازدهی، متناسب با عملکرد، ایجاد فضایی دلپذیر برای کار و زندگی به صورت مطلوب و هماهنگ با ایده آل های شما، اهدافی است که قطعیت آن را در عملکرد ما خواهید یافت.



مشتریان

aristonradiantnafto gazteen pooshcustomer-isatis