کانون اندیشه خلاق| وقتی قرار به خلاقیت باشد …

آرشیو ها

پیمودن طیف عناوین تجاری

پیمودن طیف عناوین تجاری

پیمودن طیف عناوین تجاری

به ابتدا و انتهای طیف وسیع عناوین تجاری نظری بیندازید: نام‌های تجاری‌ای هستند که اسم آن‌ها به گوش هیچ‌کس نخورده‌اند و نام‌هایی هم هستند که همه آن‌ها را می‌شناسند. به نظر می‌رسد که میزان شناخته‌شدگی نام‌های تجاری در طیفی به شکل استکان کمر باریک خلاصه می‌شود. اکثر نام‌های تجاری یا در ابتدا یا در انتهای طیف قرار می‌گیرند و گویی کمر استکان همیشه خالی است. تقریباً همه غذای مکزیکی تاکوبل را می‌شناسند. ولی هیچ‌کس با اوت پست دات کام آشنا نیست. همه می‌دانند که افغانستان کجاست، ولی کمتر کسی می‌داند ترکمنستان کجاست. سعی کنید اسم یک کشور یا عنوان تجاری را که کمابیش شناخته‌شده است را به خاطر بیاورید؛ خیلی آسان نیست. شما یا یک نام را می‌شناسید یا نمی‌شناسید. آژانس‌های تبلیغاتی معمولاً در مورد نام‌های تجاری غیر معروف، از آگهی‌های تبلیغاتی‌ای که به‌منظور جلب‌توجه طراحی می‌شود، استفاده می‌کنند. اعتقاد و روش آن‌ها این است که ما اول باید در ذهن مخاطب به وجود این محصول آگاهی و شناخت به وجود آوریم و بعد سعی کنید که مزایای محصول یا خدمت ارائه‌شده را به آن‌ها اطلاع دهیم. ولی اگر شما تابه‌حال اسم آن شرکت به گوشتان نخورده باشد، چقدر احتمال دارد که به پیام آن توجه نشان دهید؟ شما موش‌های صحرایی را به یاد دارید؛ ولی خود اوت پست دات کام را نه. (اگر شب گذشته در یک مراسم جورج بوش را از نزدیک دیده باشید، احتمالاً تا آخر عمر آن مراسم را به یاد خواهید داشت؛ ولی اگر در همان مراسم جورج برک را دیده باشید، احتمالاً به‌آسانی او را از یاد خواهید برد.)

تماشا کردن تلویزیون هم دقیقاً همین‌گونه است. آن نام‌ها و عناوین تجاری که از قبل می‌شناختید، در خاطرتان خواهد ماند، ولی نام تجاری را که نمی‌شناسید فراموش خواهید کرد. شما حتی سعی نمی‌کنید این نام‌های ناشناس را از برکنید.

این موضوع خیلی مأیوس‌کننده است. یکی از معروف‌ترین مدیران اجرایی تبلیغات، زمانی در مورد آژانس تبلیغاتی نو پای ما گفت :” اگر تابه‌حال اسمی از آن‌ها نشنیده‌ام، پس حتماً کارشان خوب نیست.” شما یا شناخته‌شده و معروفید یا نه. حد وسط وجود ندارد. خوب حالا چگونه می‌خواهید خود را از انتهای طیف به ابتدای آن برسانید؟

ادامه مقاله را در پست بعدی به آن می‌پردازیم…

ضرورت ایجاد تغییر در کسب و کار

ایجاد تغییر در کسب و کار

ایجاد تغییر در کسب و کار

در واقع هر سازمان مجموعه ای پیچیده از انسان ها، روابط و نظام ها، آداب، باورها و ارزش های بنیادین است که رفتار و عملکرد افراد در چارجوب آنها و در بستر ابعاد ساختاری سازمان شکل می گیرد. تغییر اجزای این مجموعه پیچیده، کار آسانی نیست. با این حال در ذهن بسیاری از مدیران، ماجرا امری سهل و ممتنع جلوه می کند و در نتیجه اغلب مدیران وقتی با لزوم تغییر ایجاد می شوند، برای جلوگیری از آسیب هایی که عدم تغییر برای سازمان ایجاد می کند، سریع دست به اقدام می زنند و سعی می کنند شیوه اندیشیدن و تصمیم گیری و همچنین روش های کاری سازمان و شرح فعالیت های کارکنان شان را هرچه سریع تر با وضعیت جدید سازگار سازند، اما در اغلب موارد، تغییر مورد نظر در عمل حتی با گذشت مدت زمان زیادی هم در سازمان ایجاد نمی شود.

علاوه بر آن در موارد بسیاری نه تنها تغییر مورد نظر در سازمان ایجاد نمی شود، بلکه مشکلات دیگری هم در سازمان و در مسیر ایجاد وضعیت مطلوب بروز می کند. به همین دلیل ثابت شده لازم است برای ایجاد تغییر همانند هر کار دیگری برنامه ریزی داشت و سپس وارد اجرا شد. در واقع باید به مدیریت تغییر در سازمان به عنوان یکی از فرآیندهای همیشگی و ضروری مدیریت سازمان توجه شود.

رهبری تغییر مدلی است که با استفاده از ترکیبی از سبک های رهبری سعی در آماده نگه داشتن کارکنان و سازمان برای یادگیری و رشد مستمر دارد. این سبک تا حد زیادی متفاوت از مدل رهبری سنتی است که معطوف به کنترل کارکنان از طریق مدیران است. رهبران تغییر کسانی هستند که به آینده فکر می کنند، مقصد را می شناسند، اعتماد به نفس برای ایجاد تغییر در خودشان دارند و همچنین برای کمک یا هدایت دیگران در ایجاد تغییر، صبر و بردباری به خرج می دهند.

ما نمی توانیم تغییرات را کنترل کنیم اما می توانیم خود را برای آن آماده کنیم. یک مدیر کارآمد در شرایط متفاوت از سبک ها و مهارت های متفاوتی استفاده می کند. وقتی سرعت تغییر افزایش می یابد و بیشتر بر سازمان تأثیر می گذارد، مهارت های مورد نیاز برای هدایت سازمان در جریان تغییر به صورت فزاینده ای مهم می شوند.

رهبران تغییر نیازمند شناسایی نقاط مناسب و موارد اشتباه سازمان خود و دیگر سازمان ها هستند. مدیران با کسب دانش مانند آگاهی از نظریه های حوزه کسب و کار خود، یادگیری استفاده از فناوری های نو، توانمند سازی خود در تطبیق و اقتباس مهارت ها و استراتژی ها و پذیرا بودن تفکر خلاق می توانند به رهبران تغییر تبدیل شوند. رهبران تغییر از توانایی های خود و افراد پیرامون خود به خوبی استفاده می کنند. آنها باید درباره کارگران فنی (آنهایی که دانش مشخصی دارند) و کارگران دانش (آنهایی که دانش عمومی دارند) اطلاعات مناسبی داشته باشند.

رهبران تغییر وقتی هنوز در سطح سنتی موفقیت های سازمانی قرار دارند برای تغییر آماده می شوند. آنها ثبات سازمانی و حس تداوم را ایجاد می کنند (به جای ایجاد تغییر به خاطر خود تغییر)، اما در عین حال آماده هستند که از طریق دانش مورد نیاز، تغییر و نوآوری ضروری را ایجاد کنند.

راهکار مقابله با چالش های کسب و کار

راهکار مقابله با چالش های کسب و کار ۲

در پاسخ به سوال نخست، ابتدا باید به این نکته توجه داشت که اغلب این راهکارها از هر دو دسته سخت و نرم، در کشورهای توسعه یافته عمری بیش از نیم قرن دارند و امروزه تنها در جزییات آنها یا ابزارهای اجرایی آنها بازنگری هایی صورت می گیرد. بنابراین کسب وکارهای کشورهای توسعه یافته درست به اندازه عمر این ابزارها به دنبال دستیابی به نظم ساختاری در نظام کسب وکار خود بوده اند.

بدون شک پیشرفت های به وجود آمده در علوم مدیریتی و نیز پیشرفت های مداوم ایجادشده در کیفیت و کمیت این کسب وکارها در سطح جهانی، ناشی از دستیابی به همین نظم ساختاری است؛ نظمی که در تمام اجزای فرآیند آنها ریشه دوانده است، اما هنوز هم حلقه های مفقوده ای در بهبود بیش  از پیش این سیستم ها وجود دارد؛ حلقه مفقوده ای که ایوه موری به درستی آن را یافته و به آن اشاره می کند. این حلقه را می توان همان «نظم ارتباطی» دانست که موری از آن به نام  «همکاری» و  «یکپارچه سازی» نام می برد.

راهکارهای بهبود در کلاس جهانی

در سیستم هایی که انسان به عنوان یکی از اجزای اصلی آن شناخته می شود، ایجاد نظم در فرآیندها و اجزای مختلف آن به تنهایی جوابگوی نیازمندی ها و بهبوددهنده عملکرد سیستم نخواهد بود.

استفاده بیش ازحد از ابزارها و راهکارهای یادشده می تواند باعث افزایش ناخواسته پیچیدگی ها شود و نتایج معکوسی به همراه داشته باشد.

نکته اساسی دیگر در این سیستم ها ایجاد نظم ارتباطی بین این اجزا و به خصوص ایجاد نظم ارتباطی بین اجزای انسانی و غیرانسانی و بین اجزای انسانی با یکدیگر است.

کلید طلایی بهبود عملکرد این سیستم ها تعامل و همکاری اجزای آنها و به خصوص تعامل و همکاری کارکنان و انسجام بخشی و هدفمندکردن این همکاری در راستای اهداف سازمان است. درست زمانی که سازمان ها احساس می کنند به سطح مطلوبی از نظم ساختاری دست یافته اند باید در جهت هماهنگی و همکاری و هم افزایی هرچه بیشتر این اجزا قدم بردارند. موری برای دستیابی به این هدف، رویکرد «ساده سازی هوشمند» را ارائه می دهد و شش رکن مدیریتی زیر را در چارچوب آن پیشنهاد می دهد:

۱- درک کنید کارکنان تان دقیقاً چه کاری انجام می دهند

۲- مدیران و یکپارچه سازهای سازمان خود را تقویت کنید و توانمندی آنها را افزایش دهید

۳- تعداد بیشتری از کارکنان را درگیر همکاری و تصمیم گیری کنید

۴- با ایجاد حلقه های بازخوردی، آینده نگری را در کارکنان تان افزایش دهید

۵- روابط متقابل کارکنان را افزایش دهید و خودکفایی های ناکارآمد را حذف کنید

۶- کارکنانی که همکاری می کنند تشویق و آنها را که همکاری نمی کنند تنبیه کنید.

راهکارهای بهبود در اقتصاد کمتر  توسعه یافته

نند با به کارگیری راهکارهای مختلف و متنوع از سخت و نرم یا ترکیبی از هر دو، تغییراتی را در سازمان و فرآیندهای خود ایجاد کنند که منجر به افزایش بهره وری یا رضایت کارکنان یا هردو شود، اما آنچه مشخص است بسیاری از این تلاش ها ناکام می ماند یا نتایج دلخواه را به همراه ندارد. علت این ناکارآمدی را می توان در عدم درک صحیح از فلسفه به کارگیری این ابزارها جست وجو کرد. منطقی ساده که همان ایجاد نظم ساختاری است.

بدون ایجاد چنین درک صحیحی، استفاده از این راهکارها نه تنها به ایجاد نظم در اجزای مختلف سازمان منجر نخواهد شد بلکه با افزایش پیچیدگی های غیرمنطقی و غیرضروری، ناخواسته بر پیچیدگی های سازمان خواهد افزود.

از بارزترین نمونه های این تلاش ها را که بیشتر متخصصان در تجربه های حرفه ای خود با آن مواجه بوده اند، می توان به کارگیری ناکارآمد سیستم های مدیریت کیفیت و مدل های سرآمدی یا تجارب ناموفق در طراحی و به کارگیری سیستم های یکپارچه مدیریت منابع سازمان  «ERP» برشمرد.

با توجه به مطالب بیان شده راهکار سازمان های کمتر توسعه یافته در توسعه عملکرد را می توان در دو بخش تقسیم بندی کرد؛ نخست ایجاد نظم ساختاری در سازمان و سپس توسعه توانمندی های سازمانی.

برای دستیابی به نظم ساختاری می توان از پنج گام زیر استفاده کرد.

۱- سازمان و اجزای سازمان خود را به درستی بشناسید

۲- بی نظمی و نمودهای آن را در سازمان خود به درستی و روشنی تعریف کنید

۳- بی نظمی و الگوهای بی نظمی را در سازمان خود شناسایی کنید

۴- سازمان خود را در جهت حذف یا کاهش بی نظمی ها بازنگری کنید (از راهکارهای بازمهندسی فرآیند بهره بگیرید).

۵- با آموزش و تقویت چارچوب های سازمانی نظم را نهادینه کنید.

راهکار مقابله با چالش های کسب و کار

راهکار مقابله با چالش های کسب و کار

راهکار مقابله با چالش های کسب و کار

بهره وری پایین و نارضایتی کارکنان دو چالش همیشگی مدیران و صاحبان کسب و کار است؛ دو چالشی که اندازه سازمان، جغرافیای سازمان، ساختار سازمان و رویکردهای مدیریتی تأثیری در موجودیت آنها ندارد. در هرکجای جهان باشید، چه کسب وکاری چندملیتی داشته باشید چه یک فروشگاه کوچک، چه از مدرن ترین الگوهای مدیریتی استفاده کنید یا از سنتی ترین آنها، همواره با این دو چالش روبه رو خواهید بود. این معیارها تنها بر تنوع و ابعاد این چالش ها تأثیرگذار هستند.

اما در برابر این دو چالش  سوال هایی همواره به ذهن خطور می کند.

۱- چرا این چالش ها همواره وجود دارند؟

۲- ریشه این دو چالش چیست و چرا به وجود می آیند؟

۳- کجا باید به دنبال این دو چالش گشت؟

۴- راهکار مواجهه با این چالش ها چیست؟

سه سوال ابتدایی سوال هایی هستند که پاسخ های گوناگونی برای آنها وجود دارد. متناسب با نوع و ابعاد سازمان، سیاست های سازمان، جغرافیای سازمان و دیگر شاخصه های یک سازمان این جواب ها متفاوت و گاه منحصربه فرد خواهد بود.

اما چهارمین سوال همواره پاسخی یکسان خواهد داشت و آن بازمهندسی فرآیند است. بازمهندسی مجموعه تغییراتی است که در اجزای ساختاری فرآیند مانند سلسله مراتب، عملیات، ابزارها، روش ها و شاخص های ارزیابی عملکرد ایجاد می شود تا بهبودهای ملموسی در معیارهای عملکرد فرآیند ایجاد شود؛ معیارهایی که مستقیم یا غیرمستقیم بر دو چالش اصلی ما یعنی بهره وری و رضایت کارکنان تأثیرگذار هستند.

جنبه ها و اجزای ساختاری فرآیند را که مورد بازنگری و بازطراحی قرار می گیرند می شود به دو دسته جنبه های سخت و نرم تقسیم بندی کرد. جنبه های سخت شامل چارچوب ها، روش ها، ابزارها و شاخص هاست و جنبه های نرم روابط غیررسمی، احساسات، خصوصیات رفتاری و هیجانات کاری کارکنان در محیط کار را دربر می گیرد.

جنبه های سخت بیشتر در راهکارهای مهندسی و جنبه های نرم بیشتر در راهکارهای منابع انسانی موردتوجه قرار می گیرند، اما امروز محققانی مانند ایوه موری در نتایج تحقیقات خود کارایی این جنبه ها را در کسب وکارهای کلاس جهانی زیر سوال می برند و آنها را منسوخ می نامند، اما چرا اغلب این دو رویکرد در بهبود فرآیند ما را به نتایج مورد انتظار نمی رساند؟

در ادامه باید فلسفه راهکارهای بازمهندسی فرآیند را بررسی کرد. با نگاهی دقیق تر به این راهکارها و نتایج آنها درمی یابیم که این راهکارها تنها یک هدف را دنبال می کنند.

این هدف ایجاد نظم ساختاری در فرآیند است. درواقع چیزی که سازمان و فرآیند و اجزای آن را آزار داده و فرسوده می کند و آن را از کارایی مطلوب دور می کند بی نظمی است. بی نظمی های محیطی، ساختاری، رفتاری، بی نظمی تصمیم گیری و بی نظمی بازخوردی مهم ترین این بی نظمی ها هستند. بی نظمی هایی که درنهایت به مشتریان سازمان انتقال یافته و بنیان اصلی کسب وکار را تحت تأثیر قرار می دهند.

مجموعه اقداماتی که سازمان ها در قالب راهکارهای سخت و نرم در پیش می گیرند برای مبارزه و مقابله با این بی نظمی هاست. اقداماتی که امروز در کشور ما و در کسب وکارها بسیار رواج دارد، عبارت است از:

-بازمهندسی ساختار و فرآیندهای سازمانی

– به کارگیری نظام های مدیریتی استاندارد

– طراحی نظام های انگیزشی کارکنان

– طراحی نظام های ارزیابی عملکرد سازمان و به کارگیری شاخص های عملکردی

– به کارگیری نظام های گردش شغلی

– مکانیزه کردن فرآیندها و به کارگیری نظام های خودکارسازی.

اغلب سازمان ها در کشور ما در طول حیات خود دست کم به سراغ یکی از این راهکارها رفته اند و البته کمتر سازمانی را می توان یافت که به نتایج مورد انتظار خود دست یافته باشد.

اما همانطور که گفته شد در این زمینه دو سوال مطرح می شود.

۱- چرا این راهکارها در کشورهای توسعه یافته منسوخ شده است و راهکار آنها در برخورد با مشکلات چیست؟

۲- چرا این راهکارها در کشورهای کمتر توسعه یافته (مانند ایران) همچنان به کار می رود و راهکار نهایی ما برای این رویارویی چیست؟

ادامه دارد….

استراتژی تبلیغات و ارتباط آن با تکنیک و تاکتیک

استراتژی تبلیغات و ارتباط آن با تکنیک و تاکتیک

استراتژی تبلیغات و ارتباط آن با تکنیک و تاکتیک

واژه دیگری که بسیار نزدیک به این دو واژه استفاده می‌شود، واژه استراتژی است. واژه تکنیک بسیار روشن‌تر و واضح‌تر است؛ زیرا در بسیاری از علوم کاربرد دارد و حتی در زندگی روزمره نیز از آن استفاده می‌شود. اما واژه استراتژی از کلمه یونانی استراتگو، مرکب از استراتوس به معنای ارتش و ایگو به معنای رهبر گرفته‌شده است. استراتژی‌ها به‌خصوص استراتژی‌های تبلیغات ابزاری هستند که شرکت می‌تواند به‌وسیله آن به هدف‌های بلندمدت بازاریابی خود دست یابد. استراتژی تبلیغات، علم تنظیم نقشه ایست برای حصول به هدف‌هایی در مرحله‌ای خاص از ترویج و ترفیع محصول و معرفی محصول یا خدمت به بازار.
واژهای استراتژی و تاکتیک ازنظر معنی و مفهوم نزدیک به یکدیگر هستند و در بسیاری از موارد به‌جای یکدیگر نیز به کار می‌روند. لازم به توضیح است که بهترین طرح‌ها و نقشه‌ها اگر به‌درستی و با استراتژی و تاکتیک خاصی پیاده نشوند، هیچ ارزش و فایده‌ای ندارند. از یک ارزیابی که ویلیام برن باخ در سال ۱۹۴۹ انجام داد، این نتیجه به دست آمد که: در کارهای تبلیغاتی، برای افزایش فروش، نباید از استراتژی تبلیغات غافل بود.
به‌طور خلاصه، استراتژی، هنر فائق شدن و غلبه بر دشمن و شیوه‌های صف‌آرایی نیروها برای تحقق اهداف است و تاکتیک وسایل و ابزار و مضمون‌های تحقق اهداف استراتژیک است.
در استراتژی تبلیغات، سازمان‌ها ناگزیرند به‌طور دائم بر رویدادهای مناسب و برحسب ضرورت، تصمیمات تبلیغاتی خود را با تغییرات وفق دهند.
هدف استراتژی‌های تبلیغات این است که برای سازمان‌ها این امکان را به وجود آوردند که در دوره‌های بلندمدت به شیوه‌ای موفقیت‌آمیز خود را با شرایط در حال تغییر وفق دهند. مدیران استراتژیست تبلیغات به‌ضرورت باید افراد خلاق و بصری باشند که بتوانند تغییرات را درک کنند و واکنش مناسب از خود نشان دهند. علاوه بر این، ارائه و اجرای تاکتیک‌های تبلیغاتی از وظایف مدیران استراتژیست است.

برگرفته از کتاب تاکتیک ها و تکنیک های تبلیغات

دوازده مزیت مهم تبلیغات محیطی

دوازده مزیت مهم تبلیغات محیطی

دوازده مزیت مهم تبلیغات محیطی:

در طول زمان، اختصاص حجم قابل‌توجهی از بودجه رسانه‌ها به تبلیغات محیطی، حداقل ۱۲ برتری مهم را برای نام‌های تجاری به همراه آورده است:

  • آگهی سریع مشتریان و تضمین حضور دائمی شرکت‌ها در بازار:

دوازده مزیت مهم تبلیغات محیطی چون تبلیغات محیطی به‌طور پیوسته در معرض دید قرار دارد، حضور دائمی شرکت‌ها در بازار تضمین می‌شود.

  • ایجاد شناخت و پای بندی در مشتریان:

تبلیغات محیطی، به علت استمرار در پیام‌رسانی در طول زمان، باعث شناخت بیشتر مشتری و پای بندی او به یک محصول خاص می‌شود.

  • گسترش دامنه پخش محصول:

ازآنجاکه در تبلیغات محیطی از اشکال و روش‌های گوناگونی استفاده می‌شود، درنتیجه این رسانه می‌تواند دامنه پخش محصول را در بازار گسترش دهد.

  • گستردگی و وسعت حوزه پیام‌رسانی،

این رسانه حوزه انتشار آگهی شنیداری، دیداری و مطبوعاتی را از محدوده منزل و محل کار مخاطب فراتر می‌برد؛ درنتیجه پیام رساتر و گسترده‌تر به وی می‌رسد.

  • انطباق تبلیغات منطقه‌ای با استراتژی تبلیغات ملی:

تبلیغات محیطی می‌تواند خط‌مشی تبلیغات ملی را با کمپین‌های منطقه‌ای انطباق دهد. درنتیجه، تبلیغات خاصی برای هر محله به‌طور مجزا طراحی و اجرا می‌شود.

  • برقراری ارتباط کامل با مخاطبان، با تکیه‌بر علم جمعیت‌شناسی:

تبلیغات محیطی، با برنامه‌ریزی درست و با استفاده از علم جمعیت‌شناسی، هزینه‌های رسانه‌ای را به حداقل می‌رساند و بدون اتلاف انرژی، با مخاطبان ارتباط مؤثری برقرار می‌کند.

  • جلوگیری از وجود خطا و پراکندگی در ارائه پیام:

این رسانه با ارائه پیام‌های ساده و مؤثر در سرتاسر محله‌ها مراکز تجاری، از به‌هم‌ریختگی و پراکندگی تبلیغات که معمولاً در رسانه‌های جمعی اتفاق می‌افتد، جلوگیری می‌کند.

  • قابلیت تبدیل انواع طرح‌های تبلیغاتی به تبلیغات محیطی:

رسانه‌های تبلیغات محیطی، با ویژگی‌های خلاقانه خود می‌تواند همان پیام‌های منتشرشده در رسانه‌های جمعی و مطبوعاتی را به پیام‌های تأثیرگذار محیطی تبدیل کند.

  • هدایت مردم به‌سوی یک مرکز خرید:

در این رسانه، می‌توان در کنار تابلوهای تبلیغاتی، نشانی محل تهیه کالاهای مورد تبلیغ را هم ارائه کرد و مخاطبان را در مراکز تجاری، فرودگاه‌ها و یا محل‌های خرید، به‌طور مستقیم به آن‌سو هدایت کرد.

  • تأثیرگذاری بر تصمیم نهایی مشتری برای خرید:

این رسانه می‌تواند قبل از اینکه مصرف‌کننده در مورد خرید تصمیم بگیرد، یادآور محل خرید باشد.

  • ایجاد همکاری و مشارکت بین چند نام تجاری:

در برخی از موارد، یک نام تجاری می‌تواند برای فروش و ارائه محصول و همین‌طور پیام خود، بانام تجاری دیگری همکاری کند.

تبلیغات محیطی، یک رسانه و وسیله مؤثر برای برقراری همکاری، ارتباط و مشارکت بین نام‌های تجاری است.

  • در تبلیغات محیطی، می‌توان با ارائه مستقیم نشانی سایت اینترنتی، شماره تلفن و دیگر اطلاعات ضروری، بین مصرف‌کننده و نام تجاری، ارتباطی مستقیم و سریع برقرار کرد.

برگرفته از کتاب چرا تبلیغات محیطی؟

questioning-seizing-opportunities

تفاوت بین بازاریابی و روابط عمومی

تفاوت بین بازاریابی و روابط عمومی

تعاریف سنتی و قدیمی‌تر:

روابط عمومی: حفظ و مراقبت حرفه‌ای از تصویر مطلوب عمومی توسط یک شرکت، سازمان یا یک شخص معروف و شناخته‌شده.

بازاریابی: عمل یا کسب‌وکار ترویج و فروش محصولات یا خدمات، شامل تحقیقات بازار و تبلیغات.

تفاوت اصلی بین این دو حوزه؟ بازاریابی متمرکز بر ترویج و فروش یک محصول خاص است، درحالی‌که روابط عمومی درمجموع متمرکز بر ایجاد و حفظ و مراقبت از اعتبار مثبت ایجادشده برای یک شرکت یا سازمان است.

در هر روزی که می‌گذرد یک متخصص یا کارشناس روابط عمومی ممکن است به یکی از کارهای زیر مشغول باشد:

– نگارش متن یک بیانیه مطبوعاتی در رابطه با معرفی یک محصول جدید یا یک ابتکار جدید در شرکت

– اعلام اطلاعیه‌ها و خبرهای مثبت آتی در رابطه با شرکت به رسانه‌ها

– کسب اطمینان از هماهنگ شدن برنامه سخنرانی یکی از مدیران اجرایی در رویدادهای صنعت

– رابطه سازی با رسانه‌ها و تأثیرگذاران اصلی در صنعت

– صحبت کردن با رسانه‌ها در مورد یک بحران اتفاق افتاده در محل شرکت

در همان روز خاص یک متخصص یا کارشناس بازاریابی هم ممکن است به یکی از کارهای زیر مشغول باشد:

– ایجاد یک کمپین تبلیغاتی برای یک محصول جدید

– خرید زمان کوتاه موردنیاز برای پخش تبلیغ برای آن کمپین بر روی رسانه‌های مرتبط (رادیو، تلویزیون و یا رسانه‌های آنلاین)

– تهیه محتوای لازم برای جلسات و برنامه‌های معرفی محصول، از قبیل انواع بروشور، صفحات فرود وب‌سایت و لیست پرسش و پاسخ‌های مناسب برای تیم‌های فروش

– انجام تحقیقات بازار صنعت و مشتریان به‌منظور کمک به هدایت مسیر حرکت کمپین‌های بازاریابی

– تهیه خبرنامه هفتگی برای مشتریان

 

معیارهای موفقیت

اگر یک بازاریاب در حال نزدیک شدن و رسیدن به انتهای یک کمپین بازاریابی است و می‌خواهد تأثیر کار خودش را ببیند، این‌ها سؤالاتی است که باید به‌منظور تعیین موفقیت کمپین خود بپرسد:

– آیا محصولی مورد بازاریابی قرارگرفته به اهداف فروش خود دست‌یافته یا از آن‌ها فراتر رفته؟

– درنتیجه مقایسه هزینه‌های انجام‌شده برای کمپین بازاریابی با سود حاصل از فروش محصول، آیا نرخ بازگشت سرمایه حاصل‌شده از کمپین بالا بوده است؟

– آیا نتیجه فعالیت‌های شما نشر دهان‌به‌دهان خبر کمپین در بین مشتریان، دنبال کنندگان شما در شبکه‌های اجتماعی، تأثیرگذاران بر صنعت و عموم مطلع شده از محصول بود؟

برای یک فرد فعال در بخش روابط عمومی هم موفقیت چیزی شبیه به موارد زیر است:

– نشر اخبار و مطالب مثبت بسیار زیاد در رسانه‌های معتبر و شناخته‌شده در رابطه با محصول یا در کل در رابطه با شرکت

– یک سخنرانی خیلی خوب و تأثیرگذار توسط یکی از مدیران اجرایی شرکت در یک رویداد رسمی و شناخته‌شده که منجر به نشر اخبار مثبت بیشتر می‌شود

– جوایز کسب‌شده در رویدادهای رسمی و معتبر صنعت

– نشر دهان‌به‌دهان اخبار از طرف دنبال کنندگان در شبکه‌های اجتماعی، خبرنگاران، تأثیرگذاران اصلی در صنعت و عموم مردم در رابطه با کل شرکت و فعالیت‌های آن‌ها

همپوشانی

حقیقت این است که شما بدون داشتن اندکی فعالیت در حوزه روابط عمومی، اصلاً قادر به بازاریابی کردن نیستید و همچنین بدون داشتن حداقل فعالیتی در حوزه بازاریابی هم قادر به هیچ فعالیتی در حوزه روابط عمومی نیستید. اهداف نهایی – فروش محصولات و واداشتن مردم به دوست داشتن یک شرکت – بسیار درهم‌تنیده است. اگر محصول خوب و قابل قبولی ارائه نکنید، احتمالاً شرکت شما به‌عنوان یک شرکت خوب و موردپسند عام در بین مردم دیده نمی‌شود و اگر مردم هم درمجموع با برند شما تعامل و ارتباط خوبی برقرار نکنند، احتمالاً هیچ اقدامی برای خرید محصولات شما نخواهند کرد.

پس‌ازاین زیبایی و جذابیت شبکه‌های اجتماعی را داریم، که خیلی راحت می‌تواند در هر یک از دپارتمان‌ها قرارگرفته و به‌عنوان ابزار کار آن‌ها مورداستفاده قرار بگیرد. اگر شما مدیر اجرایی محتوا آنلاین یک شرکت باشید، ممکن است در یک‌لحظه مشغول ردوبدل کردن توئیت هایی با خبرنگاران باشید و یک‌لحظه بعدی در حال رسیدگی به شکایت یکی از مشتریان بر روی فیس‌بوک باشید.

درواقع می‌توان گفت اینکه شما در کدام بخش کار می‌کنید، هیچ اهمیتی ندارد، بلکه مهم درست انجام شدن کار و نتیجه آن بر نتایج حاصل از کارهای بخش دیگر است.

راه‌اندازی کسب‌وکار آنلاین

راه‌اندازی کسب‌وکار آنلاین

راه‌اندازی کسب‌وکار آنلاین

حتماً شما هم پیش‌ازاین (در دفعات مختلف یا حداقل برای یک‌بار) به فکر راه‌اندازی یک کسب‌وکار آنلاین افتاده‌اید. شاید تصور و انگیزه شما کار کردن در حالی است که لباس راحتی خانه در تن دارید یا . . . مثلاً بر روی بالکن منزل خود و رو به آفتاب و در منطقه‌ای خوش آب‌وهوا نشسته‌اید. به‌هرحال تدارکات اولیه برای راه‌اندازی یک کسب‌وکار خیلی چالش‌برانگیز نیست.

درواقع می‌توان گفت که چالش اصلی در انجام این کار تصمیم‌گیری برای انجام کار و انتخاب حوزه کسب‌وکار خودتان است، اینکه آیا اصلاً چیزی باارزش برای اشتراک‌گذاری یا مطرح کردن در اختیاردارید یا خیر و اینکه چطور و به چه صورت دنبال مطرح کردن یا آموزش دادن آن هستید؟ درواقع این‌یک فرایند بزرگ و مهم از کشف خود درون است که بسیاری از افراد را از پیش رفتن در این مسیر بازمی‌دارد.

روش‌های مختلفی برای راه‌اندازی یک کسب‌وکار آنلاین وجود دارد و روش‌های آن از ارزش‌های موردنظر گرفته تا ساعات کاری، محل موردنظر، خدمات محور بودن محصولات و یا آموزشی بودن ماهیت کار و … متفاوت است. به‌طور شخصی من دنیای محصولات اطلاعات محور را نسبت به هر نوع محصول دیگری ترجیح می‌دهم چراکه پیش‌ازاین تجربه‌هایی هم در حوزه خدمات مشاوره و مربی‌گری آنلاین و … داشته‌ام و همچنین فروش محصولات اطلاعات محور آزادی و کنترل ازلحاظ زمان و همچنین مکان فعالیت را برای شما فراهم می‌آورد.

به عبارتی در این حوزه از کار نگرانی از طرز فکر و برداشت مردم از کار خودتان ندارید، نیاز به بازاریابی آن‌چنانی ندارید، نیاز به حضور در جلسات کاری طولانی هم ندارید. نکته جالب این است که شما تنها نیاز به تعیین یک برنامه تحصیلی و آموزش چیزی دارید که از پیش آن را به‌خوبی بلد هستید و دیگران هم علاقه‌مند به یادگیری آن هستند.

سپس محصول آموزشی خود را به‌صورت کتاب الکترونیک، کتاب تمرین، و نوارهای صوتی و تصویری درآورده و برای فروش در فضای اینترنت عرضه می‌کنید. اما ساده به قضیه نگاه نکنید، این‌چنین ساده هم نیست، اما اساس کلی راه‌اندازی یک کسب‌وکار آنلاین به همین ترتیب است. اساس کار مبنی بر ایجاد ارزش برای یک گروه از مخاطبین است و دراین‌بین باید خودتان با برخی از روش‌های بازاریابی اینترنتی و شبکه‌های اجتماعی هم آشنا باشید و کمپین‌هایی را به این منظور ترتیب دهید.

اما در ادامه قدری به‌صورت جزئی‌تر و مرحله‌به‌مرحله به شرح این روند می‌پردازیم:

مرحله اول: نقاط قوت و ضعف خودتان را تحلیل کنید

آگاهی از خود یک جنبه حیاتی از ساخت کسب‌وکار آنلاین خودتان است. شما باید به‌خوبی بدانید که در چه زمینه دارای مزیت رقابتی هستید و از آن برای ساخت کسب‌وکار خودتان استفاده کنید. باید از نقاط قوت خود استفاده کنید و یا بگیرید که بر روی آن تمرکز کنید. آن‌ها به‌نوعی یک استعداد برای شما در نظر گرفته می‌شوند و باوجوداینکه کار کردن و برخورداری از آن برای شما ساده و آسان است، اما مطمئناً برای برخی دیگر سخت و دشوار است.

بااطلاع از این نقطه قوت به‌خوبی می‌دانید که در چه حوزه و صنعتی باید وارد شوید و چه چیزی را می‌توانید به دیگران آموزش دهید.

مرحله دوم: بازار و مخاطب هدف و تخصصی خود را تعریف کنید

زمانی که از نقاط قوت و ضعف خود به‌خوبی مطلع شدید، می‌توانید بازار تخصصی و مخاطبین خود را تعریف کنید. مطمئناً نمی‌توانید مخاطبی را هدف قرار داده و به او خدمتی ارائه کنید که خودتان در آن حوزه دارای ضعف هستید.

مثلاً اگر بخواهید وبلاگی با موضوع بازاریابی محتوا ایجاد کنید . . . اما درزمینهٔ نگارش و تهیه محتوا دارای ضعف باشید، مطمئناً کسب‌وکار آنلاین خوب و موفقی نخواهید داشت.

پس‌ازاینکه بازار تخصصی خود را تعریف کردید، به‌طور دقیق تعریف کنید که خصوصیات مخاطب هدف شما چه کسانی هستند، علایق آن‌ها را مشخص کنید و نکاتی که موجب جلب آن‌ها نسبت به محتوای شما می‌شود را تعیین کنید.

مرحله سوم: موضوعی جالب و البته فوق‌العاده را برای آموزش دادن مشخص کنید

به‌منظور تبدیل‌شدن به یک کارآفرین در حوزه ارائه محتوا و فروش اطلاعات باید موضوعی داشته باشید که از تدریس کردن آن لذت و عشقی غیرقابل وصف به شما دست دهد. این مسیر شاید برای شما صدق نکند – اگر از تدریس کردن لذت نمی‌برید، شاید بهتر باشد سراغ یک حوزه دیگر بروید.

به‌طورکلی باید برای تدریس کردن حوزه‌ای از کسب‌وکار آنلاین را انتخاب کنید که به‌خوبی بر روی آن تسلط دارید و تمامی فوت‌وفن‌های آن را بلد هستید. چندین و چند سال را باید به آموزش و یادگیری آن سپری کنید و چند سال را به آزمون‌وخطا کردن در آن حوزه سپری کنید تا تمامی نکات و ریزه‌کاری‌های آن را فرابگیرید.

تصور نکنید که تنها چون چیزی را دوست دارید و به آن علاقه دارید، می‌توانید آن را تدریس کنید، باید موضوع موردنظر را با تمام وجود دوست داشته باشید و از تدریس کردن آن خسته نشوید.

مرحله چهارم: پیشنهاد رایگان ارائه کنید

پس از انتخاب موضوع – در مورد چالش‌هایی فکر کنید که هر مخاطب قبل از دریافت محصول شما با آن روبرو می‌شود. عموماً در این رابطه چالش‌های متفاوتی وجود دارد.

برای از میان برداشتن اولین چالش می‌توانید قدمی پیش گذاشته و با ارائه یک پیشنهاد رایگان در قالب یک کتاب الکترونیک رایگان یا ویدئو آموزشی به جلب اطمینان آن‌ها کمک کنید.

این کتاب الکترونیک حتی می‌تواند یک کتاب تمرین، یک دوره آموزشی کوتاه، یک دوره آموزشی صوتی باشد که از تهیه خودتان هم لذت ببرید.

مرحله پنجم: یک صفحه از وب‌سایت خود را به‌منظور جمع‌آوری آدرس‌های ایمیل طراحی کنید

پیش از تهیه وب‌سایت پرآب‌وتاب خودتان، که مطمئناً سروصدای زیادی به بپا می‌کند، ابتدا به فکر تهیه روشی برای جمع‌آوری اطلاعات مخاطبین باشید. مثلاً یک صفحه فرود که درازای دریافت اطلاعات مخاطبین واردشده به آن صفحه محصول یا پیشنهاد رایگان شمارا در اختیار آن‌ها قرار دهد. این موضوع از داشتن یک وب‌سایت زرق‌وبرق دار و جذاب بسیار مهم‌تر است. برای تهیه این صفحه فرود می‌توانید از ابزارهای رایگانی در سیستم اشتراک‌گذاری محتوا ورد پرس استفاده کنید.

مرحله ششم: محصول دیجیتالی خود را تهیه کنید

خلاصه‌ای از محصول یا دوره آموزشی خود را به‌طور فهرست‌وار بر روی کاغذ بیاورید. حالا دست‌به‌کار شده و برای تهیه این محصول یا دوره آموزشی هر مرحله را بر اساس فهرستی که تهیه‌کرده‌اید، اقدام کنید. این محصول یا دوره آموزشی که قابلیت ارائه به‌صورت آنلاین را دارد می‌تواند یک کتاب الکترونیک بزرگ، مجموعه‌ای ویدئویی، مجموعه‌ای از کتاب‌های آموزشی یا دوره آموزشی صوتی باشد.

مرحله هفتم: به‌عنوان نویسنده مهمان بر روی وب‌سایت‌ها مختلفی که منبع اطلاعات برای مشتریان هدف شما هستند، محتوایی منتشر کنید

با بسیاری از وبلاگ‌ها و وب‌سایت‌های تخصصی در حوزه کسب‌وکار آنلاین خودتان تماس برقرار کنید و پیشنهاد نگارش محتوا برای آن‌ها به‌صورت رایگان را مطرح کنید. در عوض آن‌ها هم می‌توانند برای شما به‌رایگان یک سطر فضا در قسمت معرفی نویسنده همراه با یک لینک به وب‌سایت شما قرار دهند.

زمانی که مطالبی از شما بر روی دیگر وب‌سایت‌های معتبر حوزه تخصصی شما منتشر می‌شود، رفته‌رفته شمارا به‌عنوان یک کارشناس در رابطه با یک موضوع خاص می‌شناسند. این‌یک روش بسیار مهم و مؤثر در حوزه روابط عمومی است و درواقع صدها و یا شاید هزاران ارجاع در قالب ترافیک وب‌سایت برای شما ایجاد می‌کند شاید از تعداد نفراتی که برای پیشنهاد رایگان شما وارد وب‌سایت شما شده و برای دریافت آن ثبت‌نام می‌کنند، متعجب شوید.

دلایل رشد کسب کارها

دلایل رشد کسب و کارها

دلایل رشد کسب و کارها

با توجه به اطلاعات آماری مختلف که از بازارهای کشورهای مختلف منتشرشده است، به‌راحتی می‌توان به این نتیجه رسید که در سال‌های اخیر تعداد کسب‌وکارهای تعطیل‌شده نسبت به موارد بازشده بیشتر و بیشتر می‌شود. چرا؟

این روندی است که در سال‌های اخیر شاهد آن بوده‌ایم و سرعت آن‌هم به‌طورکلی در کشورهای آمریکایی و اروپایی بیشتر از کشورهای دیگر بوده است و همچنان که از این اطلاعات مشخص است، کسب‌وکارهای تازه افتتاح‌شده توسط جوانان از شانس بالاتری برای موفقیت برخوردار می‌باشند.

دلیل: افراد متولدشده در سال‌های نزدیک به هزاره میلادی است که از آنها تحت عنوان نسل وای هم نام‌برده می‌شود که در برابر نسل ایکس قرار می‌گیرند، یعنی کسانی که قبل از هزاره میلادی و بعد از جنگ جهانی متولدشده‌اند. در سال‌های اخیر تعداد افرادی از نسل وای که وارد بازار کارشده‌اند، به‌مراتب بالاتر از افراد نسل ایکس می‌باشند و البته این نسل وای علاقه بیشتری برای راه‌اندازی کسب‌وکار به‌طور مستقل دارد. همچنین این افراد با دسترسی بیشتر و راحت‌تر به اینترنت و فضای مجازی دسترسی بهتر و راحت‌تری هم به مطالب آموزشی مختلف در رابطه با کارآفرینی و راه‌اندازی کسب‌وکار داشته و دارند.

اما دراین‌بین نقش “افراد” چیست؟ در کنار رشد و گسترشی که در عرصه فن‌آوری شاهد آن بوده‌ایم، آیا جوانان نسل وای به اهمیت قرار گرفتن مردم (و تفکرات و برنامه‌ریزی‌های مردم محور) در فرایند تولید و شکل‌گیری کسب‌وکارهای خود توجه دارند؟ در این مطالب سه راهکار برای در نظر گرفتن این موضوع پیشنهادشده است:

۱- این موضوع را بپذیرید که شما همیشه دانای کل نیستید

زمانی که دستمال کلینکس ابتدا به بازار معرفی شد، دست‌اندرکاران آن قصد داشتن آن را به‌عنوان وسیله‌ای برای پاک کردن آرایش صورت معرفی کنند، اما پس از مدتی دریافتند که مردم در حال استفاده از آن به‌عنوان یک دستمال یک‌بارمصرف می‌باشند. البته همان‌طور که می‌دانید اکنون این محصول به همین ترتیب مورد معرفی و بازاریابی به مصرف‌کنندگان قرار می‌گیرد.

مصرف‌کنندگان همواره باهوش هستند، پس به چیزی توجه کنید که سعی در بیان آن در رابطه با کسب‌وکار شما دارند و توجه کنید خودتان را آن‌قدر محدود نکنید که دیگر قدرت تغییر یافتن و خارج شدن از شرایط تعریف‌شده را نداشته باشید. چراکه با تمرکز بیش‌ازحد بر چشم‌انداز اولیه خود متوجه فرصت بهتر پدیدار شده نمی‌شوید.

۲- انجام کارهای سخت را بر عهده مشتریان خودتان قرار دهید

فراموش نکنید مردمی که محصولات شمارا می‌خرند همواره در بهترین موقعیت برای فروختن آن‌هم قرار دارند. به آنها برای این کار دلایل مختلفی بدهید.

اگر شما بیش از چیزی که مشتریان انتظار دارند را در اختیار آنها قرار دهید، بسیار از صحبت کردن در مورد محصولات شما و متقاعد کردن دیگران به خرید کردن از محصولات شما خوشحال می‌شوند. اما مشکل اصلی در اینجاست که برخی از کسب‌وکارها بدون داشتن شناخت کافی از ساز کار این شیوه و فرایند اقدام به به‌کارگیری آن می‌کنند.

چند ماه پیش به سایت آمازون مراجعه کردم تا یک فیلتر جایگزین برای فریزر خودم سفارش دهم. وقتی محصول را دریافت کردم با چند نکته روبرو شدم که به نظرم خیل جالب بود. اولاً اینکه محصول همراه با یک آدرس عجیب برای بازگرداندن در صورت عدم رضایت به دستم رسیده بود که اصلاً ارتباطی به شرکت عرضه‌کننده نداشت و همچنین یک‌قلم دربسته بندی شکیلی در این بسته من به‌عنوان یک اشانتیون قرار داده‌شده بود. البته من همواره از داشتن یک‌قلم به‌عنوان یک اشانتیون خوشحال می‌شوم، اما نکته جالب این بود که این اشنانتیون ارائه‌شده هیچ‌گونه ارتباطی با محصول سفارش داده‌شده نداشت.

زمانی که در فکر ارائه محصول یا خدمتی رایگان و اضافی به مشتریان خودتان هستید، همواره باید به چند اصل توجه داشته باشید: خدمات بسیار خود و غیرقابل‌انتظار، اطلاعات مفید و کاربردی و دلیلی برای ارتباط بیشتر با شما. اما زمانی که من به مورداشاره شده در مورد قبلی اشاره می‌کنم، هیچی یک از این نکات را در آن نمی‌بینم.

البته با در نظر گرفتن تمامی این موارد رفتار شرکت آمازون در پیش‌بینی نیازهای برای آسان‌تر کردن زندگی و عاملی است که باعث شده من نه‌تنها یک طرفدار بلکه یک مبلغ شفاهی برای آنها باشم.

۳- برای خودتان و برند خودتان شخصیتی مستقل پرورش دهید

خواه یک رستوران‌دار باشید یا یک تولیدکننده گجت های کامپیوتری، به‌هرحال خواهان ارتباط برقرار کردن و تعامل مصرف‌کننده و مخاطب خود با محصول و خدمات ارائه‌شده هستید تا به‌نوعی خود را از دیگر رقبای خود هم متمایز نمایید.

مثلاً در صنعت رستوران می‌توانید این کار را با شیوه‌های مختلفی از قبیل استفاده از مواد غذایی ارگانیک، بسته‌بندی متفاوت درصورتی‌که در محل غذای شما سرور نمی‌شود، ارائه محصول به‌صورت سلف‌سرویس، استفاده از محیطی متفاوت جهت ایجاد حسی متفاوت در مصرف‌کننده و موارد دیگری ازاین‌دست اقدام کنید. این را بدانید که گاهی کیفیت سفر کردن با یک هم‌سفر به طول مسیر برمی‌گردد و نه مقصد انتخاب‌شده.

بنابراین توجه کنید: شما ممکن است یک ایده فوق‌العاده در سر داشته باشید یا حتی یک طرح کسب‌وکار بسیار عالی و حتی مناسب برای مطرح‌شدن به‌عنوان یک مطالعه موردی تهیه‌کرده باشید. اما هیچ‌یک از این دو ارزشی برای شما ایجاد نمی‌کنند، اگر مردم را به شرکت کردن و استفاده از خدمات خود دعوت نکنید، چراکه این مصرف‌کنندگان می‌توانند همانند بهترین شرکا برای شما مفید واقع شوند.

برنامه بازاریابی کسب و کار اینترنتی

برنامه بازاریابی کسب و کار اینترنتی

برنامه بازاریابی کسب و کار اینترنتی

برنامه بازاریابی یکی از مهم‌ترین بخش‌های طرح کسب‌وکار وب‌سایت فروشگاهی است. وب‌سایت‌های فروشگاهی باید بر اساس ۷ C آمیخته بازاریابی الکترونیک، برنامه بازاریابی خود را تدوین کنند. بر اساس این موضوع، convenience for the customer  یا سهولت برای مصرف‌کننده بسیار حائز اهمیت است و وب‌سایت‌های فروشگاهی باید به سهولت به جنبه‌های کلیدی طراحی وب‌سایت مانند داشتن عملکرد جست‌وجو، نحوه چیدمان سایت و سهولت خرید بپردازند. به‌عنوان نمونه وب‌سایت فروشگاهی در حوزه پوشاک می‌تواند امکان نمایش لباس بارنگ‌ها و حتی سایزهای مختلف برای مخاطبان را مهیا کند.

از طرفی یکی دیگر از بخش‌های آمیخته بازاریابی، customer value&benefit یا مزایا و ارزش برای مشتریان است که وب‌سایت‌های فروشگاهی باید ارزش و منفعتی را برای مشتریان توصیف و بر این اساس آنها را ترغیب به حضور در وب‌سایت کنند.

برنامه بازاریابی کسب و کار اینترنتی

برنامه بازاریابی کسب و کار اینترنتی

استراتژی بازاریابی که معمولاً وب‌سایت‌های موفق فروشگاهی اتخاذ کرده‌اند، به این صورت است که در ابتدای فعالیت  روی Niche Marketing یا بازاریابی گوشه سرمایه‌گذاری کرده‌اند. به‌عبارت‌دیگر در این استراتژی، سازمان بازار هدف کوچکی را انتخاب و روی ارائه محصولات خاصی تمرکز می‌کند و با برند شدن و معرفی وب‌سایت به مخاطبان، توسعه محصولات را در دستور کار خویش قرار می‌دهد. با توجه به اینکه در فضای دیجیتال رقبای قوی حضور دارند، وب‌سایت‌های فروشگاهی تازه‌وارد، باید روی بازارهای کوچک که رقبای قوی کمتر رغبت به حضور در آن دارند، سرمایه‌گذاری کنند.

یکی از اقداماتی که وب‌سایت‌های فروشگاهی باید در راستای تقویت ارتباطات خود با مشتریان انجام دهند، راه‌اندازی باشگاه مشتریان مناسب برای این کسب‌وکار است.

به‌عنوان نمونه باشگاه مشتریان برای این نوع از کسب‌وکارها می‌تواند مبتنی بر وب‌سایت باشد و از این طریق مشتریان گروه‌بندی شوند و سرویس و خدمات ویژه‌ای برای هر یک از این گروه‌های مشتریان در نظر گرفته شود. البته راه‌اندازی باشگاه مشتریان مبتنی بر وب‌سایت، باید روی پلتفرم وب‌سایت انجام شود که این موضوع نیازمند به‌کارگیری متخصصان در حوزه برنامه‌نویسی است.

یکی از خدماتی که وب‌سایت‌های فروشگاهی می‌توانند برای این گروه از مشتریان در نظر بگیرند، توزیع رایگان محصولات است. به‌عبارت‌دیگر برای گروهی از مشتریان در باشگاه که حجم خرید مناسبی دارند، این خدمات را ارائه کنند.

به‌صورت کلی جلب اعتماد مشتریان برای خرید آنلاین مقوله‌ای زمان‌بر و حساس است و وب‌سایت‌های فروشگاهی نیز در این راستا می‌توانند تضمین ویژه‌ای را برای محصولات خود در نظر بگیرند و در صورت خرابی یا داشتن مشکل برخی از محصولات، برگشت هزینه را برای مشتریان در نظر بگیرند.

از طرفی وب‌سایت‌های فروشگاهی باید روی Content Marketing یا بازاریابی محتوایی سرمایه‌گذاری‌های جدی را انجام دهند تا از طریق تولید محتوای تخصصی و انتشار آن در فضای مجازی، به مشتریان جدیدی دست پیدا کنند. یکی دیگر از اقداماتی که وب‌سایت‌های فروشگاهی باید در راستای سهولت دسترسی انجام دهند، طراحی اپلیکیشن مناسب برای خرید محصولات است؛ این اپلیکیشن ها می‌تواند ارتباط مناسب و ۲۴ ساعته را با مخاطبان برقرار کند.

اصول تبلیغات

اصول تبلیغات

در هر صنعت یا کسب‌وکاری که فعالیت می‌کنید، درک قوانین تبلیغات برای شما سودآور و پرفایده است. اگر شرکت شما به طراحی و توسعه برنامه‌ تبلیغاتی خود می‌پردازد یا حتی از مشاوران خارجی در این امر استفاده می‌کند، توجه به اصول ذیل درهرصورت ضروری است:

  1. از یک پیام استفاده کنید: آن دسته از آگهی‌های تبلیغاتی که بالاترین تأثیرگذاری را بر مخاطبان دارند، اغلب یک پیام واحد و مشخص را انتخاب می‌کنند و انتقال می‌دهند؛ تبلیغات شما باید به‌گونه‌ای باشد که بتواند این پیام اصلی را به‌سرعت و در مدتی کم‌تر از ۳ ثانیه به مخاطبان برساند.
  2. اعتبار آگــهی تبلیغاتی: بی‌اعتمادی به پیام‌های تبلیغاتی ریشه در ماهیت تفکرات بشری دارد. به همین دلیل، ادعاهای شما باید واقعی و معتبر باشد. روی اچ.ویلیامز، نویسنده کتاب پرفروش جادوی تبلیغات معتقد است که: « هر ادعایی که در پیام‌های تبلیغاتی خود بر آن تکیه کنید و مشتری شما به صحت آن اعتقادی نداشته باشد، تنها دور ریختن پول شما است.» اگر بتوانید در تهیه پیام تبلیغاتی خود از بیانات و رضایت مشتریان از محصولات استفاده کنید، اعتبار فعالیت تبلیغاتی شما افزایش می‌یابد.
  3. ابتدا همه‌چیز را بیازمایید: کسب‌وکارهای بزرگ با تکیه‌بر حاشیه سود بالا، امکان به دور ریختن سرمایه و منابع مالی خود را به جهت عدم ارزیابی و آزمون تبلیغات قبل از اجرای آن‌ها دارند؛ اما کسب‌وکارهای کوچک از چنین مزیت و نعمتی بی‌بهره‌اند؛ آزمودن پیام‌های تبلیغاتی می‌تواند درنهایت سادگی با پرسش از مشتریان در خصوص نظرات و دیدگاه‌های آن‌ها نسبت به یک آگهی تبلیغاتی و تصور ذهنی آن‌ها از کسب‌وکار انجام شود و نیازی به هزینه‌های کلان برای حصول اطمینان از کیفیت پیام تبلیغاتی نمی‌باشد.
  4. تماس مشــتریان با شرکت را آســان کنید: هر بروشور، ایمیل، نامه و حتی واژگان و ادبیات به‌کاررفته از سوی شرکت شما (در قالب سربرگ، کارت، صورت‌حساب و غیره) باید پر از اطلاعات تماس مشتریان (نشانی سایت اینترنتی، ایمیل یا پست الکترونیکی، شماره تلفن و دورنگار و نشانی شرکت) با شما باشد. اگر از شعار تبلیغاتی برای معرفی شرکت خود استفاده می‌کنید آن را در تمامی ابزارهای ارتباطی مشتریان با خود درج کنید.
  5. حس کنجکاوی مشتریان را تحریک کنید: تبلیغات موفق با ذکر جزئیات فروش یک محصول یا خدمت متفاوت است؛ امروزه موفق‌ترین تبلیغات آن‌هایی هستند که حس کنجکاوی مشتریان هدف را تحریک‌کنند و آن‌ها را برای برقراری تماس به‌منظور کسب اطلاعات و ارتباط با شرکت ترغیب می‌سازند.
  6. پیام‌های تبلیغاتــی را با گروه‌های هدف خود منطبق ســازید: تبلیغات موفق، تبلیغاتی هستند که به‌راحتی با یک پخش هدف از بازار ارتباط برقرار می‌سازند. پیام خود را به‌گونه‌ای طراحی کنید که با نیازها، خواسته‌ها، سلایق و نگرانی‌های گروه هدف شما منطبق باشد و بر آن‌ها تمرکز کند و از تهیه پیام‌های عمومی برای جلب همگان بپرهیزید.
dvertising-brick

پاره آجر تبلیغات

پاره آجر تبلیغات

روزى مردى ثروتمند در خودروى جدید و گران قیمت خود با سرعت فراوان از خیابان کم رفت و آمدى مى‌گذشت. ناگهان از بین دو خودروى پارک شده در کنار خیابان، یک پسر بچه پاره آجرى به سمت او مرتاب کرد. پاره آجر به خودروى او برخورد کرد. مرد پایش را روى ترمز گذاشت و به سرعت پیاده شد و دید که خودروى او صدمه ى زیادى دیده است. به طرف پسرک رفت و او را سرزنش کرد. پسرک گریان، با تلاش فراوان بالاخره توانست توجه مرد را به سمت میاده رو، جایى که برادر فلجش از روى صندلى چرخدار به زمین افتاده بود، جلب کند.

‏پسرک گفت: « ا‏ینجا خیابان خلوتى است و به ندرت کسى از آن عبور مى‌کند. برادر بزرگم از روى صندلى چرخدارش به زمین افتاده و من زور کافى براى بلند کردنش ندارم. براى اینکه شما را متوقف کنم، ناچار شدم از این پاره آجر استفاده کنم. مرد بسیار متأثر شد و از پسر عذرخواهى کرد. سپس برادر پسرک را بلند کرد و روى صندلى نشاند و سوار خودروى گران قیمتش شد و به راهش ادامه داد.

‏در زندگى و تبلیغات چنان با سرعت حرکت نکنیم که دیگران مجبور شوند براى جلب توجه ‏ما پاره‌آجر به طرفمان کنند. گاهى در کسب‌وکار، براى تبلیغات خود و جلب‌توجه دیگران، باید از پاره‌آجر استفاده کنیم تا متوجه شوند که ما نیز هستیم.